همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


تاریخ : دوشنبه آبان 29, 96 12:40 pm


قوانین انجمن


در این تالار با اسپویل به شدت برخورد می‌شود.


ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 30 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2
نویسنده پیغام
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 23, 93 3:48 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 542
مرز اسپویل من: ناگفته های مارتین
من نظرم روی منس هست.

با اینکار

- پسرش رو میگیره.
- وَل رو میگیره.
- به نظر میاد با اینکار یک سری از لرد های شمال ، به دخترای ناتنیشون که ممکنه بین Spearwifeها باشن برسن.
- یه اهرم فشار داره در مقابل استنیس. تنها چیزی که ممکنه جلوی استنیس رو برای حمله بگیره، شیرینه.

_________________
Aemon’s blind white eyes came open. “Egg?” he said, as the rain streamed down his cheeks
"Egg, I dreamed that I was old"

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: جمعه مرداد 23, 93 12:15 am 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 225
خاندان: استارک
مرز اسپویل من: من عاشق اسپویل هستم!
negar27 نوشته است:
ملیساندر باعث تقویت دیوار نمیشه، جادوی دیوار قدرت ملیساندر رو بیشتر می کنه حتی بیشتر از زمانی که تو آشایی بوده!

منظورم وحشی ها بودن ، نه ملیساندرا. بلاخره با بودن وحشی ها ، میشه بقیه قلعه ها رو پر کرد.


Manuel نوشته است:
- وَل رو میگیره.

وال رو می خواد چیکار؟؟؟
Manuel نوشته است:
- به نظر میاد با اینکار یک سری از لرد های شمال ، به دخترای ناتنیشون که ممکنه بین Spearwifeها باشن برسن.

میشه توضیح بدی؟
Manuel نوشته است:
- یه اهرم فشار داره در مقابل استنیس. تنها چیزی که ممکنه جلوی استنیس رو برای حمله بگیره، شیرینه.

حمله استنیس به کجا؟

_________________
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان / برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی / که آزاده به کام دل رسیدی اسان
خیام

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه مرداد 27, 93 11:20 am 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 542
مرز اسپویل من: ناگفته های مارتین
این نوشته ها از یکی از پست های westeros.org ترجمه شده و مواردی که گفتم توش هست؛

**
منس نویسنده ی نامه ست و به نظر میاد تمام فری ها و بولتون ها رو از بین برده و البته لرد های شمالی به دنبال قرار دادن یه استارک توی وینترفل هستن؛

<> قبل از فرار تیان، منس تعدادی از لردهای شمال رو راضی به کرده تا از نقشه ش پشتیبانی کنن


- منس بیش از اندازه متقاعد کننده ست. اون تونست وحشی های اونور دیوار رو راضی کنه تا بهش بپیوندند. تونست از زیر تیغ عدالت ِ استنیس خودش رو نجات بده و همینطور جان نگاه مثبتی داره به منس و از اون خوشش میاد.
- به نظر میاد بعضی از Spearwifeها دختر های لرد های شمالی باشن و این باعث میشه که منس بتونه یک اهرم فشار برای متقاعد کردن این لرد ها داشته باشه. منس باهوشه و این Spearwifeها رو با اسم و مشخصا" انتخاب میکنه و میگه که اینا شناخته شده ن.
- به نظر میاد اون تونسته باشه تعدادی از لردها رو به کمک کردنش وادار کنه، در ازای آزاد کردن ِ آریای قلابی.
- فکر میکنم Hooden Man از افراد ِ Mors هست. نه خود ِ Mors چون در چپتر سمپل، تیان اون رو جور دیگه ای توصیف میکنه و احتمالا از دیده بان های Roose Ryswell هست که میگه میرن برای دیده بانی و برنمیگردن. فکر میکنم هودِد من اونجاست تا با Who*resbane هماهنگ کنه و بگه که Mors بیرونه از وینترفل منتظره. به نظر من هودِد من از طریق نردبانی که یکی از Spearwifeها گذاشته رفت و آمد میکنه.
- لردهای شمالی در هنگام بازجویی تیان با فری ها خصومت دارند. مخصوصا" بانو داستین و راجر ریسول با اینکه قبلا" منطقی برخورد میکردن ولی میبینیم که تهاجمی رفتار میکنن. اما نکته ی قابل تامل تر ، فضا و جو سرسرای اصلی قبل از فراره. بولتون ها عصبانی و پر از ترس هستند در حالی که Roger Ryswell و Harwood Stout دارن میخندن و جک تعریف میکنن.

<> ما میدونیم که منس کسی که میدونه آریای قلابی هست رو به همراه تیان و به کمک دو Spearwife فراری میده. سوال اینه که چرا؟!

-منس میدونه آریایی که اونجاست قلابیه. اما تیان فکر میکنه اون احمقه و داره دختر اشتباهی رو نجات میده و مدام هم در چپتر فرار از این مسئله یاد میکنه. با این حال منس مثل تیان میدونه که اریا تنها چیزیه که لرد های شمال رو به فری/بولتون پیوند داده و اونا نگه داشته. بدون ِ آریا، ادعای بولتون ها بر وینترفل پشیزی نمیارزه. بقیه ی لرد های شمال هم اینو میدونن، چون با توجه به حساسیتی که روی چشم هست در این کتاب ( رجوع شود به زومی که تیریون به چشم های ایگان میکنه ) ، قاعدتا چشم های Jayne مورد توجه قرار گرفته که با آریا فرق میکنه. همه میدونن که آریا واقعی نیست. ولی با اینحال کسی حرکتی نمیکنه که پوستشو بکنن. با تمام این وجود منس میدونه که لردهای شمالی تا وقتی آریا ازاد نشه، ازش پشتیبانی نمیکنن. اگه نقشه عملی نشه، این منسه که پوستشو میکنن، اگرم عملی بشه، شمالیها میتونن انتقامشو بگیرن.
- Freyna رو با طناب میفرسته و به نظر میاد دختر Mors باشه. Freyna بزرگ و احمقه که هر دو از مشخصه های Umber هاست. رسیدن مُرس به دخترش میتونه امتیاز بزرگی برای آمبرها و لردهای شمال باشه.
- این فرار چند تا کار رو انجام میده. ادعای بولتون ها بر وینترفل از بین میره و هیچ اتحادی رو نمیتونن با استارک ها مدعی بشن و این هرج و مرج باعث میشه بولتون ها نتونن شمال رو نگه دارن.

<> منس از هرج و مرج بوجود اومده بخاطر کشته شدن ِ Aenys Frey و همینطور فرار ِ آریای قلابی استفاده خواهد کرد تا بتونه بولتون ها و فری ها رو قافلگیر کنه.

- وقتی که تیان به همراه Spearwife ها داره از سرسرای اصلی خارج میشه تا آریا رو نجات بده، منس در فاصله ی خوبی از بولتون ها برای حمله قرار داره؛ روی میز بلند.
- ما میدونیم که منس یه جنگجوی قابله و میتونه کامل از پس خودش بر بیاد. منس به خودش اعتماد داره و به درستی هم این اعتماد درش به وجود اومده. رمسی هر چقدر هم تلاش کنه نمیتونه از پس منس قدرتمند بر بیاد.
- مزیت قافلگیری، و همینطور اتحاد سرّی افراد Who*resbane، Rywell، Stout، Manderly و Hornwood و احتمال افراد ِ Locke، وجود داره.
- سه تا از Spearwifeها دارن برمیگردن سمت سرسرای اصلی تا به منس کمک کنن.
- فکر میکنم خبر مرگ Aenys و همینطور فرار Jayne در یک زمان میرسه به سرسرای بزرگ و باعث ایجاد هرج و مرج عظیمی میشه. منس در اون حین به روس و رمسی حمله میکنه و لردهای شمال به بولتون ها و فری ها حمله میکنن و انتقامشون رو میگیرن. یه رِد ودینگ ِ کوچیک.
- در بیرون از سرسرا، در حیاط وینترفل افراد مندرلی بقیه ی افراد فری رو منتظر گرفتن دستورات حمله هستن مورد عنایت قرار میدن.
- نه بولتونی مونده، نه فریی، و منس میمونه و نیروهای لرد های شمالی.

<> منس و لرد های شمال نامه ی صورتی رو نوشتن؛


- اونها اطلاعات لازم برای نوشتن این نامه رو دارن.
- اونها انگیزه ی این کارو دارن. منس ارتش ِ مردم آزادشو میخواد، پسرشو میخواد، خواهرزنشو میخواد. منس و لردهای شمال برای استفاده علیه استنیس به گروگان احتیاج دارن. تمام لردهای شمال به وضوح اعلام کردن که استنیس رو به عنوان پادشاه نمیخوان. داشتن ِ زن، دختر و جادوگرش، اهرم فشار خوبی برای اینه که استنیس رو تسلیم کنن، اگه که استنیس بتونه توی اون برف زنده بمونه. و همینطور منس کینه ی شدیدی نسبت به استنیس داره: لشکرش له شده، به اسارت گرفته شده و مدت مدیدی ازش بازجویی شده، پسرش رو ازش گرفتن، مردمش رو در قفس گذاشتن، و احتمالا هم تهدید شده که زنده زنده سوزونده میشه.
- نویسنده ی نامه خیالش از اومدن ِ جان راحته. چرا که وقتی رمسی و روس و بولتون ها مرده باشن، نیازی به ترسیدن از اسارت ِ آزاد شده های وینترفل وجود نداره.
- برخی از لردهای شمال جان را در وینترفل میخواهند. یا به دلیل خرافات، یا به عنوان برنامه ی بکاپشون و یا نوعی انتقام ( انتقام لیدی داستین از کتلین با قرار دادن ِ یک حرام زاده ی غیر ِ Tully در وینترفل که میتونه براش یک عقده گشایی باشه )

<> این موارد، چیزهایی که قابل درک نبودن رو توجیه میکنه:
- که چطور تیان و جِین تونستن از دیوارهای وینترفل بپرن پایین و بلافاصله هم توسط Mors پیدا بشن. او میدونسته که اونا قراره از دروازه بپرن پایین.
- که چطور اونا توسط Mors سوالپیچ میشن و مرس میفهمه که قراره دروازه ی اصلی باز بشه و لبخندی میزنه چون میدونه که Frey ها در دامش خواهند افتاد و با بانکدار براووسی دیدار کنه و بهش بگه چه خبره و بفرستتش پیش استنیس بدون اینکه بانکدار به دام Frey ها، نیروهای بولتون بیافته. یادمون نره که Tycho توسط 6 تا آهن زاده و 2 تا "هدیه" ( ریک و جِین ) که مناسب اسبسواری نبودن، مجبور خواهد شد که کُند حرکت کنه. چطور ممکنه اگه بولتون ها و فری ها در حال سلاخی شدن نیستن، بتونن از دست سگها و نیروهای بولتون و همینطور فری فرار کنن؟
-
اسپویلر: نمایش
این موارد توجیه میکنه که چطور در سمپل تیان خبری از جنگ و مبارزه نیست. اگه که بیرون دیوارهای وینترفل بین نیروهای فری و Crowsfood درگیری وجود داشت، استنیس از Tycho خبرش رو میشنید و بعدش از تیان میپرسید در این باره. همینطور اگر جنگی در بیرون دیوارهای وینترفل در حال رخ دادن بود، امکان زنده موندن ِ مُرس به دلیل داشتن گروه تعلیم ندیده ش زیاد نبود.

- ما میبینیم که با توجه به متن ِ نامه، نامه از طرف منسی که داره فرار میکنه و ناچار و بدبخته نیست. از طرف منسی پیروزه که لردهای شمال پشتیبانشن و میخوان استنیس رو به زانو در بیارن و یک استارک رو در وینترفل مستقر کنن.
- این موارد هودِد من رو هم توجیه میکنه ، و توضیح میده که اون موقعی که یِلو دیک میمیره یکی از دیده بان ها گم میشه و استبل فرو میریرزه و ...
**

_________________
Aemon’s blind white eyes came open. “Egg?” he said, as the rain streamed down his cheeks
"Egg, I dreamed that I was old"

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه مرداد 27, 93 1:15 pm 
شوالیه
شوالیه
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 935
محل اقامت: Water Gardens
خاندان: مارتل
مرز اسپویل من: فصل های خلاصه کتاب 6 رو نخوندم.
این نوشته ها از یکی از پست های westeros.org ترجمه شده و مواردی که گفتم توش هست؛


- به نظر میاد بعضی از Spearwifeها دختر های لرد های شمالی باشن و این باعث میشه که منس بتونه یک اهرم فشار برای متقاعد کردن این لرد ها داشته باشه. منس باهوشه و این Spearwifeها رو با اسم و مشخصا" انتخاب میکنه و میگه که اینا شناخته شده ن.
- به نظر میاد اون تونسته باشه تعدادی از لردها رو به کمک کردنش وادار کنه، در ازای آزاد کردن ِ آریای قلابی.

**



لینک خود تاپیک رو هم لطف می کنی بذاری؟

چجوری اسپیر وایف ها دختر لرد های شمال اند؟
بعد چجوری بعنوان اهرم فشار ازشون استفاده خواهد شد؟


بازم به نظرم مشکلاتی داره این تئوری.

_________________
Even death is not sacred to a Dornishmen

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه مرداد 27, 93 10:50 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 542
مرز اسپویل من: ناگفته های مارتین
این نوشته ها از یکی از پست های westeros.org ترجمه شده و مواردی که گفتم توش هست؛


- به نظر میاد بعضی از Spearwifeها دختر های لرد های شمالی باشن و این باعث میشه که منس بتونه یک اهرم فشار برای متقاعد کردن این لرد ها داشته باشه. منس باهوشه و این Spearwifeها رو با اسم و مشخصا" انتخاب میکنه و میگه که اینا شناخته شده ن.
- به نظر میاد اون تونسته باشه تعدادی از لردها رو به کمک کردنش وادار کنه، در ازای آزاد کردن ِ آریای قلابی.

**



لینک خود تاپیک رو هم لطف می کنی بذاری؟

چجوری اسپیر وایف ها دختر لرد های شمال اند؟
بعد چجوری بعنوان اهرم فشار ازشون استفاده خواهد شد؟


بازم به نظرم مشکلاتی داره این تئوری.



http://asoiaf.westeros.org/index.php/to ... try3546102

مشکل که داره ولی به نظرم بهترین تئوریه و من هم غیر از این چیزی تو کتم نمیره :D

_________________
Aemon’s blind white eyes came open. “Egg?” he said, as the rain streamed down his cheeks
"Egg, I dreamed that I was old"

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه آذر 10, 93 11:32 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 111
خاندان: لنیستر
مرز اسپویل من: تا آخرش
باید ببینم چه کسی از فرستادن این نامه سود میکنه
کاندید های احتمالی
1-استنیس
{
1-کسی که این نامه رو نوشته حتما از اینکه منس زندس و کشته نشده و در وینترفله خبر داره
که استنیس فکر میکنه منس مرده
2-اصلا با لحن استنیس جور در نمیاد حتی یک درصد استنیس مرد عمله کسی نیست که بخواد با گول زدن و موش دواندن به جایی برسه
3-انگیزه ی استنیس چیه؟؟؟ چرا باید بخواد دخترشو (وارثشو) و ملیساندر بیاره وسط جنگ که ممنکه هر اتفاقی بیفته آیا میخواسته جان رو تحریک به لشکر کشی کنه؟؟؟
استنیس حتی یک درصد احتمال نمیده جان با این کار لشکر کشی که حتی خوده جان هم فکر نمیکرد راضی به همچین کاری بشه
}
استنیس منتفی
2-ملیساندر
{
1-سوال اساسی اینه که چجوری تونسته از کسل بلک به کسل بلک نامه ارسال کنه؟؟؟
دقیقا مثل اینه که از گوشی تلفن همراه خودت به خودت زنگ بزنی و با خودت حرف بزنی
2-واقعا چه انگیزه ای میتونه داشته باشه؟؟؟ قربانی کردن جان اصلا دلیل معقولی محسوب نمیشه
چون ملیساندر قبلا به جان اخطار کرده بود راجب این مورد و وقتی جان تصمیمشو مبنی بر لشکر کشی اعلام کرد حسابی شوکه شده بود
}
ملیساندر منتفی
3-رمزی
{
1-تجربه نشون داده هیچ حرااام زاااده ای لفظ "حرااام زاااده" رو به عنوان توهین استفاده نمیکنه مثل تف سر بالا میمونه ولی از اونجایی که رمزی مشروع شده و دیگه حلال زادس پس دلیل محکمی نیست که بگیم کار رمزی نبوده
2-هدف رمزی چیه؟؟؟ این کار هیچ سودی به جز تراشیدن دشمن جدید که نگهبانان باشن نداره مگر اینکه رمزی واقعا اینقدر بی فکر باشه که فکر کنه با این کار ممکنه بتونه پرنسس شیرین و ملیساندر رو گروگان بگیره
}
رمزی احتمال داره
4-منس ریدر
{
1-شاید بخواد بچش و خواهر زنشو از چنگ کسل بلک در بیاره و بیاره وسط جنگ؟؟؟ اصلا معقول نیست از چاه افتادن تو چالست
2-ممکنه بخواد نگهبانان رو علیه بولتن ها بشورونه تا وینترفل سریع تر و راحت تر تصرف بشه تا اون هم نجات پیدا کنه(ممکنه الان زیره شکجنه ی رمزی و اسیرش باشه)
3-به نظرم دست یافتن به مهر بولتن ها برای یک آواز خوان کار سختی باشه
}
احتمالش وجود داره ولی کمه

احتمال 5ام به خیلی هم به قول معروف خیلی crackpotه
اینه که کار بریندن بلاد ریون باشه حالا چرا؟؟؟ شاید بخواد جان رو به کشتن بده تا دوباره ریبورن بشه و شاه شب جدید ما بشه و به آدر ها کمک کنه
تا دیوار رو نابود کنن
ممکنه بلاد ریون تو گروه آدر ها باشه

_________________
in the winter that is coming hear us roar with fury because we are growing strong by fire and blood



بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه تیر 15, 94 9:18 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 207
محل اقامت: Quiet Isle
خاندان: براتیون
حالا که سریال سرنوشت جنگ رو اسپویل کرد نامه قطعا از طرف رمسی بوده؟
تو فصل تیان تو کتاب ششم که استنیس هنوز زندس چجوری توجیه میشه؟
یعنی وقایع زمانی فصل تیان قبل ـه وقایع زمانی فصل جان تو کتاب ـه پنجم ـه؟

_________________
There is no creature on earth half so terrifying as a truly just man

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه تیر 15, 94 9:43 pm 
شوالیه
شوالیه
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 897
محل اقامت: Dragonstone
خاندان: براتیون
مرز اسپویل من: همه رو خوندم حتی فصل های کتاب ۶
حالا که سریال سرنوشت جنگ رو اسپویل کرد نامه قطعا از طرف رمسی بوده؟
تو فصل تیان تو کتاب ششم که استنیس هنوز زندس چجوری توجیه میشه؟
یعنی وقایع زمانی فصل تیان قبل ـه وقایع زمانی فصل جان تو کتاب ـه پنجم ـه؟

اسپویلر: نمایش
مارتین گفته تو سریال کسایی میمیرن که شاید تو کتاب نمیرن.
با توجه به فصل تیان تو کتاب ۶ بعیده همچین اتفاقی که تو سریال افتاد تو کتاب هم بیافته.

_________________
Kings have no friends, only subjects and enemies
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه تیر 15, 94 10:47 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 207
محل اقامت: Quiet Isle
خاندان: براتیون
حالا که سریال سرنوشت جنگ رو اسپویل کرد نامه قطعا از طرف رمسی بوده؟
تو فصل تیان تو کتاب ششم که استنیس هنوز زندس چجوری توجیه میشه؟
یعنی وقایع زمانی فصل تیان قبل ـه وقایع زمانی فصل جان تو کتاب ـه پنجم ـه؟

اسپویلر: نمایش
مارتین گفته تو سریال کسایی میمیرن که شاید تو کتاب نمیرن.
با توجه به فصل تیان تو کتاب ۶ بعیده همچین اتفاقی که تو سریال افتاد تو کتاب هم بیافته.


منظورت سرنوشت جنگه؟ بعید میدونم.

_________________
There is no creature on earth half so terrifying as a truly just man

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: سه شنبه تیر 16, 94 11:17 pm 
لرد
لرد
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 849
خاندان: استارک
مرز اسپویل من: مرزی ندارم. (تا آخر کتاب 5)
من فک میکنم نامه رو شمالیا نوشتن. مندرلیا یا هر کس دیگه ای تا بتونن از نیروهای نگهبانای شب تو جنگ با بولتونا استفاده کنن.

_________________
The North remembers

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه مرداد 12, 94 7:56 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 228
محل اقامت: دوست داشتم جای لرد ریکارد هارلو بودم
خاندان: تارگرین
مرز اسپویل من: بدون مرز
یک سوال مهم میخوام از دوستانی که فکرمیکنن ملیساندر جان رو زنده میکنه و جان آزور آهایی میشه (که تعدادشون هم زیاده) بپرسم :ملیساندر چه طور میخواد جان رو برگردونه در حالی که جان هنوز این جهان رو ترک نکرده؟

جان یک اسکین چنجر و وارگ هست .کتاب سرنوشت ۳ تا اسکین چنجر رو تعریف کرده و حتی یک pov به وارامیر اختصاص داده هر سه اون ها بلافاصله بعد از مرگ به دنبال یک بدن جدید بودن . و هر سه هم در نهایت وارد بدن حیوانی که بهشون بیشترین نزدیکی روحی رو داشت شدن.
پس میشه حدس زد جان هم بلافاصله بعد از مرگ به دنبال گوست بگرده و وارد گوست بشه . همین طور میدونیم وارگی که جسم انسانیش میمیره و وارد گرگش میشه کم کم از روح انسانیش جدا میشه و تبدیل به همون گرگ میشه .
امید به زنده شدن جان به وسیله بوسه رولور به زنده شدن بریک دانداریون و کتلین به وسیله توروس برمیگرده . توروس میگه من فقط دعا میکنم و بوسه رو به بریک هدیه میکنم و رولور بریک رو از دنیای تاریکی به روشنایی برمیگردونه
ولی وضعیت جان خیلی متفاوته ؛ جان به دنیای تاریکی مرگ وارد نشده که رولور بتونه به روشنایی زندگی برش گردونه . جان هنوز وارد قلمرو رولور نشده و بیشتر به خدایان قدیم تعلق داره .
پس به نطر من ملیساندر شانسی برای برگردوندنش نداره .

همین هم نشون میده ملیساندر اون نامه رو ننوشته یا اگر نوشته دوباره مرتکب اشتباه بزرگی شده .

_________________
Why do the gods make kings and queens, if not to protect the
ones who can't protect themselves

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 9, 94 11:57 pm 
شهروند
آفلاین
پست: 12
به نظرم منس ریدر نامه رو فرستاده
ما میدونیم که منس تئون رو فراری داد ولی خودش موند
بعد هم دو تا همراهانش برگشتن که کنار منس باشن و ازش محافظت کنن
ما میدونیم که منس قدرت زیادی داره ... میتونه راحت از پس 3 تاشون بربیاد
حالا تصور کنید ... منس و دو همراهش دارن مبارزه میکنن.. خبر به روس میرسه ... همون موقع خبر به لرد های شمالی هم میرسه ... آریا فرار کرده
لرد های شمالی که منتظرن شمشیر ها رو میکشن و شروع میکنن به قتل عام بولتون ها و فری ها
قری ها و بولتون ها سلاخی میشن و منس فعلا قدرت میگیره ... نامه رو مینویسه چو ن میدونه جان حتما میاد . در واقع با اینکار میخواد هم از استنیس انتقام بکیره هم به جان بگه که امنه اینطرف.
این دلیل اینکه تئون سر راهش به هیچ مانعی برنخورد رو هم توجیح میکنه
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 20, 96 12:39 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 228
محل اقامت: دوست داشتم جای لرد ریکارد هارلو بودم
خاندان: تارگرین
مرز اسپویل من: بدون مرز
لیدی داستین نویسنده نامه صورتی:

برای اینکه بفهمیم چه کسی نامه صورتی رو نوشته اول باید دقت کنیم که ما با 3 تا نامه صورتی مواجه هستیم
اولین نامه به دست آشا گریجوی میرسه و همین نامه کلید حل معمای نویسنده اون هست.
در این نامه امضای لیدی داستین در کنار امضای رمزی بولتون هست. پس باید تصور کنیم که لیدی داستین متحد رمزی محسوب میشه. در حالیکه در فصل سوم ریک متوجه میشیم باربری داستین دشمن خونی رمزی هست. چون رمزی برادر خودش رو کشته، دمریک بولتون که بسیار مورد علاقه و توجه لیدی داستین بوده. و به همین خاطر از رمزی متنفره.
همین طور رمزی به پدرش میگه که اعتمادی به لیدی داستین نداره و ترجیه میده بکشش.
پس چرا باید این دو دشمن خونی نامه ای رو با هم امضا کنن؟
جواب مشخصه چون رمزی نامه رو ننوشته و روحش هم از قضیه خبر نداره.
ولی چرا لیدی داستین باید این کار رو بکنه و به آشا نامه ای بنویسه و تهدیدش کنه؟
جواب این هست که نامه های صورتی رمز نگاری شدن و برای مخاطب دیگه ای نوشته شدن، در واقع این نامه برای لیدی گلاور نوشته شده که اسیر آشا هست و هدفش هم اینه که به لیدی گلاور اطلاع بده به قلعه حمله میشه تا آماده باشه و جان سالم بدر ببره.
نامه هایی که برای جان فرستاده شدن هم رمز نویسی شده بودن و مخاطبشون ملیساندر بود نه جان.
در واقع اتحادی بین استنیس و لردهای شمال از جمله داستین و مندرلی شکل گرفته و نامه های صورتی شیوه ارتباط مخفیانه اونها هست بدون اینکه کسی از این اتحاد خبر دار بشه.

_________________
Why do the gods make kings and queens, if not to protect the
ones who can't protect themselves

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 20, 96 2:51 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 108
این نوشته ها از یکی از پست های westeros.org ترجمه شده و مواردی که گفتم توش هست؛


- به نظر میاد بعضی از Spearwifeها دختر های لرد های شمالی باشن و این باعث میشه که منس بتونه یک اهرم فشار برای متقاعد کردن این لرد ها داشته باشه. منس باهوشه و این Spearwifeها رو با اسم و مشخصا" انتخاب میکنه و میگه که اینا شناخته شده ن.
- به نظر میاد اون تونسته باشه تعدادی از لردها رو به کمک کردنش وادار کنه، در ازای آزاد کردن ِ آریای قلابی.

**



لینک خود تاپیک رو هم لطف می کنی بذاری؟

چجوری اسپیر وایف ها دختر لرد های شمال اند؟
بعد چجوری بعنوان اهرم فشار ازشون استفاده خواهد شد؟


بازم به نظرم مشکلاتی داره این تئوری.

اگه این که دختترشون باشن درست باشه خودش اهرم فشاره دیگه شما دخترتو بگیرن و به عنکان مثلا گروگان استفادهکنن اهرم فشار نیست
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: چه کسی "نامه ی صورتی" را فرستاده است؟
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 20, 96 3:19 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 108
این نوشته ها از یکی از پست های westeros.org ترجمه شده و مواردی که گفتم توش هست؛

**
منس نویسنده ی نامه ست و به نظر میاد تمام فری ها و بولتون ها رو از بین برده و البته لرد های شمالی به دنبال قرار دادن یه استارک توی وینترفل هستن؛

<> قبل از فرار تیان، منس تعدادی از لردهای شمال رو راضی به کرده تا از نقشه ش پشتیبانی کنن


- منس بیش از اندازه متقاعد کننده ست. اون تونست وحشی های اونور دیوار رو راضی کنه تا بهش بپیوندند. تونست از زیر تیغ عدالت ِ استنیس خودش رو نجات بده و همینطور جان نگاه مثبتی داره به منس و از اون خوشش میاد.
- به نظر میاد بعضی از Spearwifeها دختر های لرد های شمالی باشن و این باعث میشه که منس بتونه یک اهرم فشار برای متقاعد کردن این لرد ها داشته باشه. منس باهوشه و این Spearwifeها رو با اسم و مشخصا" انتخاب میکنه و میگه که اینا شناخته شده ن.
- به نظر میاد اون تونسته باشه تعدادی از لردها رو به کمک کردنش وادار کنه، در ازای آزاد کردن ِ آریای قلابی.
- فکر میکنم Hooden Man از افراد ِ Mors هست. نه خود ِ Mors چون در چپتر سمپل، تیان اون رو جور دیگه ای توصیف میکنه و احتمالا از دیده بان های Roose Ryswell هست که میگه میرن برای دیده بانی و برنمیگردن. فکر میکنم هودِد من اونجاست تا با Who*resbane هماهنگ کنه و بگه که Mors بیرونه از وینترفل منتظره. به نظر من هودِد من از طریق نردبانی که یکی از Spearwifeها گذاشته رفت و آمد میکنه.
- لردهای شمالی در هنگام بازجویی تیان با فری ها خصومت دارند. مخصوصا" بانو داستین و راجر ریسول با اینکه قبلا" منطقی برخورد میکردن ولی میبینیم که تهاجمی رفتار میکنن. اما نکته ی قابل تامل تر ، فضا و جو سرسرای اصلی قبل از فراره. بولتون ها عصبانی و پر از ترس هستند در حالی که Roger Ryswell و Harwood Stout دارن میخندن و جک تعریف میکنن.

<> ما میدونیم که منس کسی که میدونه آریای قلابی هست رو به همراه تیان و به کمک دو Spearwife فراری میده. سوال اینه که چرا؟!

-منس میدونه آریایی که اونجاست قلابیه. اما تیان فکر میکنه اون احمقه و داره دختر اشتباهی رو نجات میده و مدام هم در چپتر فرار از این مسئله یاد میکنه. با این حال منس مثل تیان میدونه که اریا تنها چیزیه که لرد های شمال رو به فری/بولتون پیوند داده و اونا نگه داشته. بدون ِ آریا، ادعای بولتون ها بر وینترفل پشیزی نمیارزه. بقیه ی لرد های شمال هم اینو میدونن، چون با توجه به حساسیتی که روی چشم هست در این کتاب ( رجوع شود به زومی که تیریون به چشم های ایگان میکنه ) ، قاعدتا چشم های Jayne مورد توجه قرار گرفته که با آریا فرق میکنه. همه میدونن که آریا واقعی نیست. ولی با اینحال کسی حرکتی نمیکنه که پوستشو بکنن. با تمام این وجود منس میدونه که لردهای شمالی تا وقتی آریا ازاد نشه، ازش پشتیبانی نمیکنن. اگه نقشه عملی نشه، این منسه که پوستشو میکنن، اگرم عملی بشه، شمالیها میتونن انتقامشو بگیرن.
- Freyna رو با طناب میفرسته و به نظر میاد دختر Mors باشه. Freyna بزرگ و احمقه که هر دو از مشخصه های Umber هاست. رسیدن مُرس به دخترش میتونه امتیاز بزرگی برای آمبرها و لردهای شمال باشه.
- این فرار چند تا کار رو انجام میده. ادعای بولتون ها بر وینترفل از بین میره و هیچ اتحادی رو نمیتونن با استارک ها مدعی بشن و این هرج و مرج باعث میشه بولتون ها نتونن شمال رو نگه دارن.

<> منس از هرج و مرج بوجود اومده بخاطر کشته شدن ِ Aenys Frey و همینطور فرار ِ آریای قلابی استفاده خواهد کرد تا بتونه بولتون ها و فری ها رو قافلگیر کنه.

- وقتی که تیان به همراه Spearwife ها داره از سرسرای اصلی خارج میشه تا آریا رو نجات بده، منس در فاصله ی خوبی از بولتون ها برای حمله قرار داره؛ روی میز بلند.
- ما میدونیم که منس یه جنگجوی قابله و میتونه کامل از پس خودش بر بیاد. منس به خودش اعتماد داره و به درستی هم این اعتماد درش به وجود اومده. رمسی هر چقدر هم تلاش کنه نمیتونه از پس منس قدرتمند بر بیاد.
- مزیت قافلگیری، و همینطور اتحاد سرّی افراد Who*resbane، Rywell، Stout، Manderly و Hornwood و احتمال افراد ِ Locke، وجود داره.
- سه تا از Spearwifeها دارن برمیگردن سمت سرسرای اصلی تا به منس کمک کنن.
- فکر میکنم خبر مرگ Aenys و همینطور فرار Jayne در یک زمان میرسه به سرسرای بزرگ و باعث ایجاد هرج و مرج عظیمی میشه. منس در اون حین به روس و رمسی حمله میکنه و لردهای شمال به بولتون ها و فری ها حمله میکنن و انتقامشون رو میگیرن. یه رِد ودینگ ِ کوچیک.
- در بیرون از سرسرا، در حیاط وینترفل افراد مندرلی بقیه ی افراد فری رو منتظر گرفتن دستورات حمله هستن مورد عنایت قرار میدن.
- نه بولتونی مونده، نه فریی، و منس میمونه و نیروهای لرد های شمالی.

<> منس و لرد های شمال نامه ی صورتی رو نوشتن؛


- اونها اطلاعات لازم برای نوشتن این نامه رو دارن.
- اونها انگیزه ی این کارو دارن. منس ارتش ِ مردم آزادشو میخواد، پسرشو میخواد، خواهرزنشو میخواد. منس و لردهای شمال برای استفاده علیه استنیس به گروگان احتیاج دارن. تمام لردهای شمال به وضوح اعلام کردن که استنیس رو به عنوان پادشاه نمیخوان. داشتن ِ زن، دختر و جادوگرش، اهرم فشار خوبی برای اینه که استنیس رو تسلیم کنن، اگه که استنیس بتونه توی اون برف زنده بمونه. و همینطور منس کینه ی شدیدی نسبت به استنیس داره: لشکرش له شده، به اسارت گرفته شده و مدت مدیدی ازش بازجویی شده، پسرش رو ازش گرفتن، مردمش رو در قفس گذاشتن، و احتمالا هم تهدید شده که زنده زنده سوزونده میشه.
- نویسنده ی نامه خیالش از اومدن ِ جان راحته. چرا که وقتی رمسی و روس و بولتون ها مرده باشن، نیازی به ترسیدن از اسارت ِ آزاد شده های وینترفل وجود نداره.
- برخی از لردهای شمال جان را در وینترفل میخواهند. یا به دلیل خرافات، یا به عنوان برنامه ی بکاپشون و یا نوعی انتقام ( انتقام لیدی داستین از کتلین با قرار دادن ِ یک حرام زاده ی غیر ِ Tully در وینترفل که میتونه براش یک عقده گشایی باشه )

<> این موارد، چیزهایی که قابل درک نبودن رو توجیه میکنه:
- که چطور تیان و جِین تونستن از دیوارهای وینترفل بپرن پایین و بلافاصله هم توسط Mors پیدا بشن. او میدونسته که اونا قراره از دروازه بپرن پایین.
- که چطور اونا توسط Mors سوالپیچ میشن و مرس میفهمه که قراره دروازه ی اصلی باز بشه و لبخندی میزنه چون میدونه که Frey ها در دامش خواهند افتاد و با بانکدار براووسی دیدار کنه و بهش بگه چه خبره و بفرستتش پیش استنیس بدون اینکه بانکدار به دام Frey ها، نیروهای بولتون بیافته. یادمون نره که Tycho توسط 6 تا آهن زاده و 2 تا "هدیه" ( ریک و جِین ) که مناسب اسبسواری نبودن، مجبور خواهد شد که کُند حرکت کنه. چطور ممکنه اگه بولتون ها و فری ها در حال سلاخی شدن نیستن، بتونن از دست سگها و نیروهای بولتون و همینطور فری فرار کنن؟
-
اسپویلر: نمایش
این موارد توجیه میکنه که چطور در سمپل تیان خبری از جنگ و مبارزه نیست. اگه که بیرون دیوارهای وینترفل بین نیروهای فری و Crowsfood درگیری وجود داشت، استنیس از Tycho خبرش رو میشنید و بعدش از تیان میپرسید در این باره. همینطور اگر جنگی در بیرون دیوارهای وینترفل در حال رخ دادن بود، امکان زنده موندن ِ مُرس به دلیل داشتن گروه تعلیم ندیده ش زیاد نبود.

- ما میبینیم که با توجه به متن ِ نامه، نامه از طرف منسی که داره فرار میکنه و ناچار و بدبخته نیست. از طرف منسی پیروزه که لردهای شمال پشتیبانشن و میخوان استنیس رو به زانو در بیارن و یک استارک رو در وینترفل مستقر کنن.
- این موارد هودِد من رو هم توجیه میکنه ، و توضیح میده که اون موقعی که یِلو دیک میمیره یکی از دیده بان ها گم میشه و استبل فرو میریرزه و ...
**

این مقاله از نظرمن مورد قوبل ترین تئوریه و همه چیرو به درستی توضیح میده حتی اگه این هم درست نباشه و مارتین چیزی مخالف با تمام تئوری ها بنویسه باز مطمئنم به این نزدیک خواهد بود اون تئوری که مندرلی ها و استنیس فری هارو داغون میکنن خیلی بی پایه و اساسه تو جنگ ها هر طرف چندتا قاصد و خبر رسون میفرستن به میدون جنگ که هر اتفاق مهمی تو میدان جنگ افتاد بیان و بگن .با این حساب چطوری میشه مندرلی ها بگن استانیس رو داغون کردیم و قاصد ها خبر بیارن که ارتشش پابرجاست اونوقت یعنی بولتون ها شک نمیکنن؟بعد قنل عام بولتون ها وفری و افتادن وینترفل به دیت منس و لردهای شمالی احتمالا چند روز بعد جان سرمیرسه زن و وارد وینترفل میشه با وجود اینکه دیگه جان اومده ولردهای شمالی خواهانشن ارتش استانیس هم متعلق به جان میشه احتمالا جان استانیس رو به عنوان شاه به حق و متحدش قبول کنه و استانیس هم جان رو مشروع کنه و جان حمایتش کنه که استانیس اول کسترلی راک رو بگیره وبعد هم کینگز لندیگ رو اینطوری هم هر سه نفر به خواسته هاشون میرسن هم منس هم جان هم استانیس.
بالا
  پروفایل  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 30 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  
cron