همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


تاریخ : چهارشنبه آذر 1, 96 7:08 am


قوانین انجمن


قرار دادن لینک دانلود سریال ممنوع است.


ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 130 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 5, 6, 7, 8, 9
نویسنده پیغام
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 12, 96 8:44 pm 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 10
محل اقامت: وینترفل
خاندان: استارک
مرز اسپویل من: تمام کتاب هارو خوندم
من هم با این موضوع که سم داره داستان رو روایت میکنه کاملا موافقم. به نظرم بعد از پایان جنگ سم استاد میشه و تصمیم میگیره تاریخ اون بازه زمانی وستروس و جنگ پنج پادشاه و جنگ بزرگ رو بنویسه و اسمش رو هم میذاره نغمه آتش و یخ.
یه موضوع دیگه هم هست. احتمالا میدونین که مارتین خودش قرار بوده توی یک سکانس کوتاه سریال بازی کنه. فیلم برداری هم شده توی فصل یک سکانس عروسی دنریس ولی خب بعدها حذف شده. من فکر میکنم سکانس آخر سریال، میریم چندسال بعد و سم رو میبینیم که پیر شده و داره تاریخ رو مینویسه و نقش سم پیر رو هم خود مارتین بازی میکنه. با توجه به شباهت چهره و هیکلشون هم جور درمیاد به نظرم :D
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 16, 96 11:36 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 80
محل اقامت: بارتلند
خاندان: استارک
Broken things
شکستگان

پایان سریال بازی تاج و تخت چه خواهد بود؟
متاسفانه یا خوشبختانه هر چیزی می تواند باشد از جمله خطوط اصلی چیزهایی که به عنوان فیلمنامه لو رفته فصل هشت منتشر شده است .
اما اگر اسپویل ها را هم در نظر نگیریم کدهای بسیاری در سریال وجود داشت و دارد که امتداد خود را قابل گمانه زنی می کند.
در همان فصل پنج در جریان یکی از بحث های تاپیک ها نوشتم که عنوان قسمت چهارم از فصل اول را می توان خلاصه‌ی بسیار فشرده‌ی بازی تاج و تخت و همینطور کتاب مرجع اش دانست.
Cripples, Bastards, and Broken Things
"فلج ها،حرامزادگان و چیزهای شکسته"
بله چیزهای شکسته،چیزهای زخمی شده،"شکستگان"،چیزهایی و کسانی که کاری با آنها صورت پذیرفته که تبدیل به چیز دیگری شدند.
سرجیمی را در هنگام ورود به وینترفل به یاد می آورید؟ خوش قیافه،کامل ،مغرور....چیزی کم نداشت.و مقایسه کتید با سرجیمی در صحنه‌های پایانی فصل هفت ،تنها با نگاهی رو به آسمان وموهایی که قبل از ریختن برف ها سپید شده و ریختن آغاز کرده.با دستی از طلا که محنت های زندگی اش را به قول طعنه آمیز سربران از بلکواتر بیشتر کرده.این همان دستی بود که خنجرش را به چشم "جوری" فرو کرد و حالا خودش نمی تواند با "دوتراکی های دوازده ساله" بجنگد و البته همین امیدهای رستگاری اش را بیشتر می کند.
داستان پر از فلج و حرامزاده و چیزهای شکسته و زخم حورده است و هر چه زخمت عمیق تر باشد احتمال زنده ماندنت بیشتر است.
اساسا دنیای نغمه دنیای چیزهای شکسته است حتما می دانید که چه کسانی آمریکای آزاد و عادلانه‌ی آغازین را بنا نهادند،عده ای که بسیاری شان انسان هایی شکسته-همچون تام پین- بودند که از دنیای کهن و طبقاتی اروپا به تنگ آمده بودند و قدم به سرزمینی ناشناخته نهادند تا عالمی از نو بسازند وآدمی.در سرزمینی که شاه نداشت، خان نداشت،لرد نداشت و همه چیز می توانست از نقطه‌ی صفر آغاز شود.آشنا نیست؟ همان چیزی نیست که دنریس می خواهد بسازد؟ همان "چرخ یاچرخه ای" نیست که دنریس می خواهد بشکند؟
(راستی صحنه‌ی حرکت دنریس با اژدها در سکوت بر فراز آب ها شما را یاد تصاویر جنگنده بمب افکن های فوق سری آمریکا نمی اندازد؟ )
دنیای نغمه را می توان با تاریخ انگلیس،تاریخ آمریکای آغازین و تلاش های اولیه برای تشکیل آن و همینطور تاریخ جهان همخوانی کرد ولی به نظر من نتیجه گیری ها و ایده آل ها و افق های نویسندگان یک ایدئالیسم آمریکایی است.نگاهی به همان چیزها که پدران وموسسان آمریکای اولیه در ذهن داشتند.
از چیزهای شکسته می گفتیم.چیزهایی مثل "کلیگین" که از عناصر بسیار قوی و شماتیک داستان اند و به تنهایی یک اشانتیون از سریال می توانند باشند.ایده‌ی "کارما" و "از هر دست بگیرید از آن دست پس می دهید-دست سرجیمی مثلا-" در ترکیب با ایده‌ی
"چیزهای شکسته" یا بهتر بگوییم "شکستگان"اکثر حوادث داستان را می سازد و به آن رنگ می دهد.
برای همین است که به هیچ وجه دیگر کسی همچون رابرت براتیون در داستان ظهور نمی کند یا ادارد استارک و استنیس براتیون و ریگار تارگرین و تایوین لنیستر. ...
ند و رابرت باید در همان ابتدا کنار بروند ،حتا کینگ راب هم باید کنار برود که تا حدی عظمت آن دو را می توانست بازپردازی کند ،و خیلی های دیگر بروند تا به جای "ند"جان بیاید و به جای رابرت"گندری". یکی خیلی قدکوتاه تر است و دیگری خیلی لاغرتر!
اما پایان چه می شود؟
به نظر می آید که نباید منتظر پایان باشکوهی باشیم
البته همینکه استارک ها و تارگرین ها و لنیسترها و باراتیون ها نهایتا معلوم شد که همه پسرخاله اند این خودش یک آس بزرگ برای جلب رضایت همه است و قلب تپنده‌ی مشترک هالیوود و بالیوود و جریان اصلی سینما. اساسا نهاد خانواده عمده ترین رکن دراماتیک جریان اصلی سینما در تمام جهان است.شاید دیده باشید که در بعضی فیلم ها و سریال های آمریکایی یک بچه وقتی در طول سریال بزرگ می شود متوجه می گردد که دوپدر و دو مادر دارد! و این موتور محرکه‌ی داستان در نزدیک کردن نیروهای متعارض و ایجاد انس و الفت بین شخصیت های متخاصم است.مثل همین جان اسنوی خودمان. انصافا اگر توامان یک پدر استارک و یک پدر تارگرین و یک مادر استارک و یک نامادری تالی نداشت مگر می شد این همه آدم که با هم پدر کشتگی دارند را گرد هم آورد؟
پس در وهله‌ی اول پایان سریال رضایت تمام خاندان ها را برآورده می کند اما از شکوه و جلال در آن خبری نیست.پایان چیزی نزدیک به "دموکراسی فرودستان"خواهد بود.
دوم اینکه هر چند کل داستان در پرتو دو قطبی خیر و شر شکل گرفته و از این نظر ادعای مارتین که داستانش داستان خیر و شر مطلق نیست صحت ندارد و هسته‌ی داستان دوالیستیست اما پایان چیزی غیر از کشته شدن سپاه شرِ غیر انسانیست
سوم اینکه بهتر است به انتظار به کرسی نشستن پیشگویی ها ننشینیم. ظاهرا قرار است در بسیاری موارد -و نه در خطوط کلی- غافلگیر شویم
چهارم شخصا معتقدم در کتاب و سریال خداوند نور بسیار جدی تر از خدایان و ادیان دیگر تلقی شده و "حقیقتی" برای آن در نظر گرفته شده البته نه به شیوه ای جزمی اما به گونه ای پروتستانتیستی/آمریکایی در مجموع بیشتر مورد احترام خواهد بود و حقانیت آن به شیوه ای زیرپوستی نشان داده خواهد شد.

_________________
THE KING IS DEAD,ALSO THE AUTHOR.LANCE AND GAZE
BOTH
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: جمعه شهریور 16, 96 2:02 am 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 4
محل اقامت: Beyond The Wall
خاندان: تارگرین
ترجمه تحریف شده... بهتره ابتدا متن انگلیسی رو بخونید که در Reddit و دیگر فروم ها قرار داده شده... داخل اون متن ها میتونید به سوتی های این تخیلات پی ببرید.. اد توی ایست واچ چیکار میکنه ؟ تو متن انگلیسی اومده تورموند و گندری با پس زمینه کسل بلک در حال سوختن از اونجا فرار میکنن .... کی نایت کینگ به کسل بلک حمله کرد؟!!!!!

شما اگه فیلمنامه لیک شده فصل 7 رو ببینی، میتونی تشخیص بدی که چقد از پایه و طرز نگارش با هم تفاوت دارن ...

_________________
+ ?Aegon , What better name for a king
- ?Will you make a song for him
+ He has a song , He is the prince that was promised, and his is the song of ice and fire ...
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: جمعه شهریور 17, 96 11:36 am 
ملازم
آفلاین
پست: 108
من هم با این موضوع که سم داره داستان رو روایت میکنه کاملا موافقم. به نظرم بعد از پایان جنگ سم استاد میشه و تصمیم میگیره تاریخ اون بازه زمانی وستروس و جنگ پنج پادشاه و جنگ بزرگ رو بنویسه و اسمش رو هم میذاره نغمه آتش و یخ.
یه موضوع دیگه هم هست. احتمالا میدونین که مارتین خودش قرار بوده توی یک سکانس کوتاه سریال بازی کنه. فیلم برداری هم شده توی فصل یک سکانس عروسی دنریس ولی خب بعدها حذف شده. من فکر میکنم سکانس آخر سریال، میریم چندسال بعد و سم رو میبینیم که پیر شده و داره تاریخ رو مینویسه و نقش سم پیر رو هم خود مارتین بازی میکنه. با توجه به شباهت چهره و هیکلشون هم جور درمیاد به نظرم :D

احتمالا درسته اینطوری یه ذره از هالیوودی بودنش کم که مثلا سریال اینطوری تموم شه که جان و دنریس یا جان وسم دست در دستهم به وفق حیره شدن و به سرزمین های فتح شدشون مینگرن و سریال تموم شه.
ولی مثل آخرین فیلم شرک نشه که اخرش نشون داد همش تخیلات شرک در قالب یک کتاب بود همون که نشون بده سم داره واسه نوه هاش یا کس دیگه تعریف میکنه یا مسنویسه تاریخو اون بهتره
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: جمعه شهریور 17, 96 11:49 am 
ملازم
آفلاین
پست: 108
Broken things
شکستگان

پایان سریال بازی تاج و تخت چه خواهد بود؟
متاسفانه یا خوشبختانه هر چیزی می تواند باشد از جمله خطوط اصلی چیزهایی که به عنوان فیلمنامه لو رفته فصل هشت منتشر شده است .
اما اگر اسپویل ها را هم در نظر نگیریم کدهای بسیاری در سریال وجود داشت و دارد که امتداد خود را قابل گمانه زنی می کند.
در همان فصل پنج در جریان یکی از بحث های تاپیک ها نوشتم که عنوان قسمت چهارم از فصل اول را می توان خلاصه‌ی بسیار فشرده‌ی بازی تاج و تخت و همینطور کتاب مرجع اش دانست.
Cripples, Bastards, and Broken Things
"فلج ها،حرامزادگان و چیزهای شکسته"
بله چیزهای شکسته،چیزهای زخمی شده،"شکستگان"،چیزهایی و کسانی که کاری با آنها صورت پذیرفته که تبدیل به چیز دیگری شدند.
سرجیمی را در هنگام ورود به وینترفل به یاد می آورید؟ خوش قیافه،کامل ،مغرور....چیزی کم نداشت.و مقایسه کتید با سرجیمی در صحنه‌های پایانی فصل هفت ،تنها با نگاهی رو به آسمان وموهایی که قبل از ریختن برف ها سپید شده و ریختن آغاز کرده.با دستی از طلا که محنت های زندگی اش را به قول طعنه آمیز سربران از بلکواتر بیشتر کرده.این همان دستی بود که خنجرش را به چشم "جوری" فرو کرد و حالا خودش نمی تواند با "دوتراکی های دوازده ساله" بجنگد و البته همین امیدهای رستگاری اش را بیشتر می کند.
داستان پر از فلج و حرامزاده و چیزهای شکسته و زخم حورده است و هر چه زخمت عمیق تر باشد احتمال زنده ماندنت بیشتر است.
اساسا دنیای نغمه دنیای چیزهای شکسته است حتما می دانید که چه کسانی آمریکای آزاد و عادلانه‌ی آغازین را بنا نهادند،عده ای که بسیاری شان انسان هایی شکسته-همچون تام پین- بودند که از دنیای کهن و طبقاتی اروپا به تنگ آمده بودند و قدم به سرزمینی ناشناخته نهادند تا عالمی از نو بسازند وآدمی.در سرزمینی که شاه نداشت، خان نداشت،لرد نداشت و همه چیز می توانست از نقطه‌ی صفر آغاز شود.آشنا نیست؟ همان چیزی نیست که دنریس می خواهد بسازد؟ همان "چرخ یاچرخه ای" نیست که دنریس می خواهد بشکند؟
(راستی صحنه‌ی حرکت دنریس با اژدها در سکوت بر فراز آب ها شما را یاد تصاویر جنگنده بمب افکن های فوق سری آمریکا نمی اندازد؟ )
دنیای نغمه را می توان با تاریخ انگلیس،تاریخ آمریکای آغازین و تلاش های اولیه برای تشکیل آن و همینطور تاریخ جهان همخوانی کرد ولی به نظر من نتیجه گیری ها و ایده آل ها و افق های نویسندگان یک ایدئالیسم آمریکایی است.نگاهی به همان چیزها که پدران وموسسان آمریکای اولیه در ذهن داشتند.
از چیزهای شکسته می گفتیم.چیزهایی مثل "کلیگین" که از عناصر بسیار قوی و شماتیک داستان اند و به تنهایی یک اشانتیون از سریال می توانند باشند.ایده‌ی "کارما" و "از هر دست بگیرید از آن دست پس می دهید-دست سرجیمی مثلا-" در ترکیب با ایده‌ی
"چیزهای شکسته" یا بهتر بگوییم "شکستگان"اکثر حوادث داستان را می سازد و به آن رنگ می دهد.
برای همین است که به هیچ وجه دیگر کسی همچون رابرت براتیون در داستان ظهور نمی کند یا ادارد استارک و استنیس براتیون و ریگار تارگرین و تایوین لنیستر. ...
ند و رابرت باید در همان ابتدا کنار بروند ،حتا کینگ راب هم باید کنار برود که تا حدی عظمت آن دو را می توانست بازپردازی کند ،و خیلی های دیگر بروند تا به جای "ند"جان بیاید و به جای رابرت"گندری". یکی خیلی قدکوتاه تر است و دیگری خیلی لاغرتر!
اما پایان چه می شود؟
به نظر می آید که نباید منتظر پایان باشکوهی باشیم
البته همینکه استارک ها و تارگرین ها و لنیسترها و باراتیون ها نهایتا معلوم شد که همه پسرخاله اند این خودش یک آس بزرگ برای جلب رضایت همه است و قلب تپنده‌ی مشترک هالیوود و بالیوود و جریان اصلی سینما. اساسا نهاد خانواده عمده ترین رکن دراماتیک جریان اصلی سینما در تمام جهان است.شاید دیده باشید که در بعضی فیلم ها و سریال های آمریکایی یک بچه وقتی در طول سریال بزرگ می شود متوجه می گردد که دوپدر و دو مادر دارد! و این موتور محرکه‌ی داستان در نزدیک کردن نیروهای متعارض و ایجاد انس و الفت بین شخصیت های متخاصم است.مثل همین جان اسنوی خودمان. انصافا اگر توامان یک پدر استارک و یک پدر تارگرین و یک مادر استارک و یک نامادری تالی نداشت مگر می شد این همه آدم که با هم پدر کشتگی دارند را گرد هم آورد؟
پس در وهله‌ی اول پایان سریال رضایت تمام خاندان ها را برآورده می کند اما از شکوه و جلال در آن خبری نیست.پایان چیزی نزدیک به "دموکراسی فرودستان"خواهد بود.
دوم اینکه هر چند کل داستان در پرتو دو قطبی خیر و شر شکل گرفته و از این نظر ادعای مارتین که داستانش داستان خیر و شر مطلق نیست صحت ندارد و هسته‌ی داستان دوالیستیست اما پایان چیزی غیر از کشته شدن سپاه شرِ غیر انسانیست
سوم اینکه بهتر است به انتظار به کرسی نشستن پیشگویی ها ننشینیم. ظاهرا قرار است در بسیاری موارد -و نه در خطوط کلی- غافلگیر شویم
چهارم شخصا معتقدم در کتاب و سریال خداوند نور بسیار جدی تر از خدایان و ادیان دیگر تلقی شده و "حقیقتی" برای آن در نظر گرفته شده البته نه به شیوه ای جزمی اما به گونه ای پروتستانتیستی/آمریکایی در مجموع بیشتر مورد احترام خواهد بود و حقانیت آن به شیوه ای زیرپوستی نشان داده خواهد شد.

زیاد جالب نیست پایان اینطوری.پایان من انتظار دارم خیلی غیر منتظره تر باشه.مثلا اینکه گلدن کمپانی بعد از اینکه تو وستروس پیاده شدن از اونجا شخصیت گریف جوان یا همون اگان وارد داستان شه و گلدن کمپانی رو بکشه طرف خودش .با مرگ جان هم موافق نیستم با مزگ دنریسم موافق نیستم چون اون همه زحمت کشید اخر سرم سر بدنیا اوردن بچه اگه بمیره واقعا مسخره است من گه معنقدم پایین سریال برای شخصیت هایی مثل جان و دنریس خیلی باشکوه خواهد شد حتی اگه بمیرن اگه میخواستن جان بمیره و اون هم به اون حالت دوباره زندش نمیکردن.همون که کسل بلک خنجر خورد با اون موزیک فوق العاده خیلی آدم رو تحت تاثیر قرار میداد تا این که اون همه شخصیت از جمله جیمی هم با یه جرقه احمقانه دروگون به باد برن.بنظر من امکان داره شاه شب تارگارینم باشهچون طبق پیشگویی اژدها سه سر داره و الانم یکی از اژدها هارو نایت کینگ سواره .
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 8:48 am 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 19
خاندان: تایرل
شبکه HBO گفته به خاطر این که هکرا زیاد باعث اسپویل و خسارت نشن، قراره چند نسخه پایان مختلف بسازه و امروز از ترندهای توییتر بود. ملاحظه بفرمایید:
http://www.thisisinsider.com/game-of-th ... ers-2017-9
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 6:18 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
شبکه HBO گفته به خاطر این که هکرا زیاد باعث اسپویل و خسارت نشن، قراره چند نسخه پایان مختلف بسازه و امروز از ترندهای توییتر بود. ملاحظه بفرمایید:
http://www.thisisinsider.com/game-of-th ... ers-2017-9

چن تا سناریوی مختلف بنویسن ؟ یا چند تا اپیزود مختلف بسازن ؟ :-\

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 6:58 pm 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 19
خاندان: تایرل
شبکه HBO گفته به خاطر این که هکرا زیاد باعث اسپویل و خسارت نشن، قراره چند نسخه پایان مختلف بسازه و امروز از ترندهای توییتر بود. ملاحظه بفرمایید:
http://www.thisisinsider.com/game-of-th ... ers-2017-9

چن تا سناریوی مختلف بنویسن ؟ یا چند تا اپیزود مختلف بسازن ؟ :-\

نمی‌دونم ولی موضوع جالبی میتونه باشه
کاش همه نسخه‌هاشو بدن :))
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 7:24 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
اگه بخوان چن تا پایان متفاوت رو به طور کامل بسازن هزینه اش سر به فلک میزنه ها
مثلا دو تا جنگ بزرگ بسازن که تو یکی اش جان و دنی برنده بشن تو یکیش یورون و سرسی
با عقل جور در نمیاد
اینا چون پول نداشتن سر ته دو سیزن آخر رو زدن و 80 قسمت رو کردن 73 تا :-s

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بحث در مورد اسپویل های احتمالی مطرح شده فصل هشتم
پستارسال شده: چهارشنبه آبان 3, 96 8:28 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
چون تاپیک اخبار فصل هشتم هنوز ایجاد نشده این پست رو اینجا میزارم.
ظاهرا هنرپیشه آلمانی مارک ریسمن بازیگر سریال Into the Badlands به سریال اضافه شده و قراره نقش هری استریکلند رو بازی کنه.
در مورد این خبر سه تا نکته به ذهنم میرسه:
1- با توجه به رویه ای که از باز طراحی و نمایش کاراکترها تو سریال دیدیم به احتمال قوی نسخه سریالیزه هری استریکلند حاصل ادغام و تلفیق ویژگی های شخصیتی و دیالوگ های شاخص چندین کاراکتر خط داستانی گلدن کمپانی از جمله جان کانینگتون خواهد بود.
2- بر این اساس و با لحاظ مشخصه های فیزیکی و شخصیتی که از مارک ریسمن تو سایر کارهاش دیدیم، هری استریکلند سریال برخلاف کتاب فرمانده مقتدر و جسور و جنگاوری خواهد بود که به نام و آوازه گلدن کمپانی بیاد و حضورش رو موازنه قوا تاثیر قابل توجهی بزاره.
3- به شخصه امیدوارم مارک ریسمن مثل پابلو اسبک گند نزنه و کاراکترش رو مثل یورون به فنا نده :(

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 130 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 5, 6, 7, 8, 9

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  
cron