همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


تاریخ : چهارشنبه آذر 1, 96 4:22 pm


قوانین انجمن


قرار دادن لینک دانلود سریال ممنوع است.


ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 33 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 19, 96 2:18 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 49
پارسا تارلی
منظورم این نیست که تمام افراد توی قلعه های کارهولد و لست هارت کشته ویا تبعید بشن فقط تمام اعضای خانواذه های امبر و کاستارک پس در نتیجه قدرت قلعه ها تغییری نمیکنه.
درضمن اگه بخشش این خاندان ها باعث وفاداریشون در اینده میشد بولتون ها 19 بار شورش نمیکردن یا لرد گلاور شروع به زر زدن بر علیه جان تو فصل 7 نمیکرد{به قول روس بولتون یکم بخشش خوبه اما بخشش بیش حد نه و اصلا تنها مرگ خیانت کارها اونم توی جنگ کافی نیست و باید جزای خیانت خیلی بیشتر باشه}
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 19, 96 2:36 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
1- توجه دوستانی که بیلیش به نظرشون جیز میاد و عاقلانه ترین روش برخورد باهاش رو خلاص شدن هر چه سریع تر از دستش میدونن رو یه بار دیگه به سیاست لنیسترها و به خصوص تایوین در قبال عناصر پیچیده و مشکوکی مثل بیلیش و وریس جلب میکنم:
اگر بیلیش تو دو مورد قاتل برن معرفی کردن تیریون و قتل جافری که البته تو دومی هم خود جافری بیشتر از هر کس دیگه ای مقصر بود به لنیسترها ضربه زد، عوضش ناچار شد در چندین مورد دیگه بهشون خدمات بینظیر و فوق العاده ارزشمند و تعیین کننده ای کنه که تقریبا از کس دیگه ای بر نمی اومد، قتل جان آرین و خالی کردن پشت ند استارک دو اقدام مهمی بود که به لنیسترها در قبضه کردن قدرت کمک شایانی کردن، بعد اون و در جنگ پنج پادشاه هم بی طرف موندن ویل که طبیعی ترین متحد راب به نظر میرسید و اتحاد تایرل ها با لنیسترها دو تا نقطه عطف مهمی بودن که سرنوشت جنگ رو به کلی تغییر دادن و همه این کارهای بزرگ جز بیلیش از کس دیگه ای ساخته نبودن.
وریس هم اگرچه طبق استراتژی کلی اش که برگردوندن تارگاریان ها بود در خفا داشت علیه شون کار میکرد ولی تو جریان مخفی نگه داشتن رابطه جیمی و سرسی و توطئه قتل رابرت توسط سرسی و دامی که سرسی و بیلیش برا ند پهن کرده بودن و راضی کردن ند به اعتراف به نفع جافری و دفاع از پایتخت در برابر حمله استنیس و تحویل شی به سرسی و ... منافع بزرگ منحصر به فردی برا لنیسترها داشت.
پس لنیسترها تو معامله با این افراد به ازای هر یه بار ضرر ده بار سود کردن.
ولی استارک ها چی ؟!! جان که عملا کوچکترین بهره برداری از وجود بیلیش نتونست بکنه در عین حالی که بیلیش توطئه چینیش رو داشت میکرد، کمک شوالیه های ویل تو جنگ حرامزادگان هم که اولا براساس علاقه و منافع شخصی خود بیلیش بود و ثانیا سانسا که در اثر آموزش های سرسی و خود بیلیش یه مقدار خوی و خصلت های استارکی اش تغییر کرده و سیاست یاد گرفته بود توش نقش داشت وگرنه بیلیش صبر میکرد رمزی جان و وحشی ها رو کامل نابود کنه و خودش هم تحلیل بره بعد بهش حمله میکرد.
در حالیکه جذب و پرچم دار کردن بیلیش در قبال کاری که تو جنگ کرده بود هم رسم قدرشناسی بود و هم معامله پرسودی که میشد به ازاش کلی از بیلیش استفاده برد.
2- دیدم برخی دوستان گفتن وضعیت رین ها و تاربک ها با کارستارک ها و آمبرها فرق میکرد چون اونا به لنیسترها خدمت نکردن ولی اینا به استارک ها خدمت کردن !!!!!!
عجججب :| چه طور ممکنه قدرمندترین و ثروتمندترین پرچمدارهای غرب طی چندین قرن وفاداری و فرمانبرداری هیچ خدمتی به لنیسترها نکرده باشن ؟ اتفاقا ازین دو تا خاندان برخلاف لردهای گردن کلفت شمالی که تا کوچکترین ضعفی تو استارک ها میدیدن فیل شون یاد هندوستان میکرد و گردنکش میکشدن و یا مثل جان آمبر بزرگ سر سفره راب تو صورتش شمشیر میکشیدن یا مثل ریکارد کارستارک اسیرش رو میکشتن و بعدش هم به جای عذرخواهی آفتابه میگرفتن به سر تا پاش :) جز همون یه بار نافرمانی دیگه ای سر نزده بود و تایوین هم به خاطر همون یه بار نابودشون کرد.
3- عده دیگه ای از دوستان گفتن به دیوار فرستادن آمبرها و کارستارک چه فایده ای داشت جز اینکه راحت کشته بشن و به ارتش شاه شب اضافه !!! باز هم عججب، بیخود کشته و به ارتش شاه شب اضافه شدن وحشی ها و نیروهای تورموند که با تمام وجود برا جان جنگیده بودن اشکالی نداشت و نوش جون شون ! مهم اینه که جون عزیز خائن ها و شورشی ها حفظ بشه و خطری تهدیدشون نکنه :|
به قول لیدی سانسا باید شعار خاندان استارک از "زمستون در راهه" به "خیانت به ما مجازات و خدمت به ما پاداشی نداره" تغییر کنه :D

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 19, 96 5:18 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 108
پارسا تارلی
منظورم این نیست که تمام افراد توی قلعه های کارهولد و لست هارت کشته ویا تبعید بشن فقط تمام اعضای خانواذه های امبر و کاستارک پس در نتیجه قدرت قلعه ها تغییری نمیکنه.
درضمن اگه بخشش این خاندان ها باعث وفاداریشون در اینده میشد بولتون ها 19 بار شورش نمیکردن یا لرد گلاور شروع به زر زدن بر علیه جان تو فصل 7 نمیکرد{به قول روس بولتون یکم بخشش خوبه اما بخشش بیش حد نه و اصلا تنها مرگ خیانت کارها اونم توی جنگ کافی نیست و باید جزای خیانت خیلی بیشتر باشه}

اولن برادر کشی در شمال گناهی نابخشودنیه و استارک ها از هرخاندانی بیشتر اول با کاراسترک ها نسبت خونیه مستقیم دارن و دوم آمبرها که از چندجا با استارک ها نسبت خونی دارن و هرکس قوانین خدایان شمال رو زیر پا گذاشته به نحوی کشته شده مثل والدر فری که رسم مهمان رو زیرپاگذاشت حتی اگه آریا هم کشته باشتش بالاخره کشته شده یا مثل راب که لرد رکیار کاراستارک که هم خونش بود رو کشت و خودش به اون طرز فجیع کشته شد واسه همین من خودم خیلی به قوانین خدایان شمال تو داستان اعتقاد دارم.دوم من این اندیشه استانش که هم باید پاداش هر چیز داده بشه هم مجازاتش موافقم.آمبرها و کاراستارک در زمان راب خون های زیادی دادن واسه نگه داشتن شمال حالا شما این همه زحمت هاشونو نادیده میگیری و میخوای تمام اعضای خاندان کشته بشن؟سوم به قول خود جان پسرو به گناه پدر مجازات نمیکنن و روحیات جان هم همینطوره چون بخاطر اسنو بودنش همش مورد تمسخر قرار میگرفت.چهارم جان که وارس ند نبود یه اسنو بود و تو شمال هم هیجوقت یه اسنو به پادشاهی نرسیده و از اون جایی که ند وارس نداشت آمبرها و کاراستارک ها یا مجبور بودن جلوی دومین خاندان قدرتمند شمال یعنی بولتون ها زانو بزنن یا بدست اونا نابود بشن با حقه های کثیف روس بولتون و رمزی مطمئنا هردوشون از ریشه محو میشدن.کاری جان کرد درست ترین کار ممکن بو به نظرم بالاخره این خاندان هنوزم هم قدرت دارن و در آینده به در میخورن.
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 19, 96 8:26 pm 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 19
خاندان: تایرل
اگه از همون فصل چهار اوبرین میزد این کوهو میکشت و تیریون ور دل لنیسترا میموند، تایوین نمیمرد، قدرت مرکزی مستحکم‌تر بود و حوادث وستروس سیر منطقی‌تریو طی میکردن.
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 19, 96 8:41 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 49
محمد مهدی
بیلیش فقط و فقط واسه خودش کار میکنه حالا اتفاقی چند بار خواسته ها و اهداف بیلیش در رایتای خواسته ها و اهداف لنستر ها بوده وگرنه قصد کمک به هیچکس و هیچ خاندانی رو نداره{این جمله واریس برای توصیف بیلیش خیلی عالیه:بیلیش حاظر همه دنیا بسوزه تا خودش در اخر پادشاه خاکستر ها بشه}
و همینطور که گفتین واقعا تقاوت خیلی زیادی بین رفتار جان امبر و لرد کاستارک با راب و رفتار لرد های زیر دست غربی با تایون توی فصل دوم در قلعه هارهنهال هست که همش هم از حماقت خود استارک هاس
پارسا تارلی
برادر کشی در همه وستروس گناه نابخشودنیه ولی واقعا اصلا نمیشه اسم کار راب رو برادرکشی گذاشت
دوما درسته که جان حرامزاده بود ولی ریکن که زنده بود و امبر ها به جای حمایت کردنش اونو دادن به رمزی در کل شمال هیچوقت مثل بقیه قلمروها به ارامش نمیرسه اگه مجازات و پاداش واقعی برای خائنین و دوستان نباشه
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 20, 96 4:17 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
خب فک میکنم به اندازه کافی رو سکانس اول جان و سانسا بحث شد و دست کم اکثر افراد روی غلط بودن تصمیم جان اتفاق نظر داشتن.
حالا نوبت میرسه به
2) اولین سکانس کینگزلندینگ:
تحلیل سرسی و جیمی از اوضاع وستروس و مذاکره اونها با یورون:
این سکانس گذشته از صحنه پردازی و جلوه های بصری جالب و قابل تاملی که داشت-اینکه سرسی کار خودش رو با طراحی یه نقشه بزرگ و دقیق از هفت پادشاهی که میتونه روش را بره شروع کرده و این حرکت که مشابه اولین اقدام ایگان فاتح بعد استقرار تو دراگون استون هست میتونه نشانه برنامه ریزی و اراده جدی اون برای تسلط بر سرتاسر این سرزمین تلقی بشه-برداشت دقیق و تحلیل عالی سرسی و جیمی از اوضاع و شرایط و تهدیدات و اقداماتی که برای بقا باید انجام بدن رو به ما نشون داد:
اینکه در بهترین حالت فقط سه پادشاهی از هفت پادشاهی در اختیارشونه
اینکه دشمن اصلی شون دنریس جزیره دراگون استون رو به عنوان اولین پایگاه خودش انتخاب خواهد کرد
اینکه از همه جهت توسط دشمنان شون احاطه شدن
اینکه با توجه به رسیدن زمستون ثروت و غلات و احشام ریچ نقش تعیین کننده تو سرنوشت جنگ خواهد داشت
اینکه تنهایی نمیتونن برنده بشن و احتیاج به متحدین قدرتمندی دارن
و در نهایت رونمایی از اولین قدمی که سرسی برای پیدا کردن متحدین جدید برداشته.
مذاکره با یورون:
خب اصل اتحاد سرسی و یورون یه سناریو کاملا معقول، منطقی، طبیعی و قابل پیش بینی بود !
چون همونطور که خود یورون هم اشاره کرد وقتی که دشمنان شون دارن تو یه جبهه میجنگن و این یعنی دنریس ادعای دشمنان یورون رو نسبت به تخت نمکین و یارا و ثیون ادعای دشمنان سرسی نسبت به تخت آهنین رو قبول کردن اتحاد در مقابل همچین جبهه ای تنها گزینه باقی مونده برای یورون و سرسی خواهد بود.
اما تو متن مذاکره طرفین یه مقدار آشفتگی و بدسلیقگی به چشم می اومد که حتی میتونست منجر به بی تدبیری هم بشه !!
اینکه سرسی و کایبورن تو مذاکره حضور تشریفاتی داشته باشن و کار اصلی رو به جیمی بسپرن که نه تنها دیپلومات و مذاکره کننده خوبی نیست بلکه یه جور حس رقابت و حسادت جنسی هم نسبت به یورون داره و شاید بدش نیاد که مذاکرات نتیجه نده یه جورایی تو ذوق میزد و با شناختی که ما از شخصیت سرسی و نوع نگاه بالادستی و تحقیرآمیز اون به برادرش داشتیم همخونی نداشت.
در نقطه مقابل هم موضع متواضعانه یورون که علیرغم داشتن دست برتر تو مذاکرات به خاطر موقعیت بغرنج طرف مقابل و نیاز مبرمش به قدرت دریایی ناوگان آهن اجازه داد با یادآوری شکست های قبلی تحقیرش کنن، به خواستگاری اش جواب رد بدن و نهایتا بدون گرفتن هیچ امتیاز متقابلی یه طرفه متعهد به جنگیدن برا سرسی شد یه خورده تو ذوق میزد.
مگه اینکه بگیم یورون با اعتماد به نفس بالا درشت گویی جیمی و سرسی رو به حساب فیس و افاده اشراف زاده های از اسب افتاده گذاشته که در مقابل اهداف بزرگترش ارزش اهمیت دادن و پاسخ گویی نداره و سر فرصت مناسب میشه عوضش رو دراومد /:)

_________________
شمال فراموش نمی کنه



آخرین بار توسط محمدمهدی در پنج شنبه شهریور 23, 96 4:35 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 20, 96 9:06 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 108
خب فک میکنم به اندازه کافی رو سکانس اول جان و سانسا بحث شد و دست کم اکثر افراد روی غلط بودن تصمیم جان اتفاق نظر داشتن.
حالا نوبت میرسه به اولین سکانس کینگزلندینگ:
تحلیل سرسی و جیمی از اوضاع وستروس و مذاکره اونها با یورون:
این سکانس گذشته از صحنه پردازی و جلوه های بصری جالب و قابل تاملی که داشت-اینکه سرسی کار خودش رو با طراحی یه نقشه بزرگ و دقیق از هفت پادشاهی که میتونه روش را بره شروع کرده و این حرکت که مشابه اولین اقدام ایگان فاتح بعد استقرار تو دراگون استون هست میتونه نشانه برنامه ریزی و اراده جدی اون برای تسلط بر سرتاسر این سرزمین تلقی بشه-برداشت دقیق و تحلیل عالی سرسی و جیمی از اوضاع و شرایط و تهدیدات و اقداماتی که برای بقا باید انجام بدن رو به ما نشون داد:
اینکه در بهترین حالت فقط سه پادشاهی از هفت پادشاهی در اختیارشونه
اینکه دشمن اصلی شون دنریس جزیره دراگون استون رو به عنوان اولین پایگاه خودش انتخاب خواهد کرد
اینکه از همه جهت توسط دشمنان شون احاطه شدن
اینکه با توجه به رسیدن زمستون ثروت و غلات و احشام ریچ نقش تعیین کننده تو سرنوشت جنگ خواهد داشت
اینکه تنهایی نمیتونن برنده بشن و احتیاج به متحدین قدرتمندی دارن
و در نهایت رونمایی از اولین قدمی که سرسی برای پیدا کردن متحدین جدید برداشته.
مذاکره با یورون:
خب اصل اتحاد سرسی و یورون یه سناریو کاملا معقول، منطقی، طبیعی و قابل پیش بینی بود !
چون همونطور که خود یورون هم اشاره کرد وقتی که دشمنان شون دارن تو یه جبهه میجنگن و این یعنی دنریس ادعای دشمنان یورون رو نسبت به تخت نمکین و یارا و ثیون ادعای دشمنان سرسی نسبت به تخت آهنین رو قبول کردن اتحاد در مقابل همچین جبهه ای تنها گزینه باقی مونده برای یورون و سرسی خواهد بود.
اما تو متن مذاکره طرفین یه مقدار آشفتگی و بدسلیقگی به چشم می اومد که حتی میتونست منجر به بی تدبیری هم بشه !!
اینکه سرسی و کایبورن تو مذاکره حضور تشریفاتی داشته باشن و کار اصلی رو به جیمی بسپرن که نه تنها دیپلومات و مذاکره کننده خوبی نیست بلکه یه جور حس رقابت و حسادت جنسی هم نسبت به یورون داره و شاید بدش نیاد که مذاکرات نتیجه نده یه جورایی تو ذوق میزد و با شناختی که ما از شخصیت سرسی و نوع نگاه بالادستی و تحقیرآمیز اون به برادرش داشتیم همخونی نداشت.
در نقطه مقابل هم موضع متواضعانه یورون که علیرغم داشتن دست برتر تو مذاکرات به خاطر موقعیت بغرنج طرف مقابل و نیاز مبرمش به قدرت دریایی ناوگان آهن اجازه داد با یادآوری شکست های قبلی تحقیرش کنن، به خواستگاری اش جواب رد بدن و نهایتا بدون گرفتن هیچ امتیاز متقابلی یه طرفه متعهد به جنگیدن برا سرسی شد یه خورده تو ذوق میزد.
مگه اینکه بگیم یورون با اعتماد به نفس بالا درشت گویی جیمی و سرسی رو به حساب فیس و افاده اشراف زاده های از اسب افتاده گذاشته که در مقابل اهداف بزرگترش ارزش اهمیت دادن و پاسخ گویی نداره و سر فرصت مناسب میشه عوضش رو دراومد /:)

اینطور هم نیست که یورون پاداششو نگرفت و وعده ای بهش داده نشد.سرسی بهش گفت وقتی تمام دشمنانمون رو از بین بردیم به تواسته ات میرسی یعنی با من ازدواج میکنی البته یورون هم فکر نکنم اینقدر احمق باشه که دلشو به این حرف خوش کنه احتمالا یورون نقشه هایی داره و این خواستگرای و اینا رد گم کنیه و احتمالا به تاج و تخت چشم دوخته و منتظره تا دوطرف نیروهاشون تحلیل بره و خودش دست به کاره بشه البته این احتمالش کمه.به اون سکانس نشون دادن کشتی های گری جوی هم اشاره نکردین البته در حد یکی دوثانیه اس ولی واقعا مسخره است.اولا به قول یکی از دوستان تو جزایر آهم که درخت توش پیدا نمیشه هزارتا کشتی از کجا اومد بعدشم در کشتی هایی با اون ابهت در هر کشتی اگر کمترین مقدار بیشت یا سی نفر باشه سی هزار نفر گریجوی میشه که دراوج قدرت ارتش بیلون گریجوی سه تا هفت هزار نفر بوده چه طوری یورون تونست سی هزار نفر بیاره حتی اگه همشون جنگو نباشن هم.یورون اونطوری که تو سریال نشون داده شده آدم خودنمایه و دوست داره با اطرافیانش جنگ روانی را بندازه و از اونجایی که دشمن دشمن من دوست منه باید با سرسی متحد میشد تا دوتایی دشمنشو از بین ببرن
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: سه شنبه شهریور 20, 96 12:35 am 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
اینطور هم نیست که یورون پاداششو نگرفت و وعده ای بهش داده نشد.سرسی بهش گفت وقتی تمام دشمنانمون رو از بین بردیم به تواسته ات میرسی یعنی با من ازدواج میکنی البته یورون هم فکر نکنم اینقدر احمق باشه که دلشو به این حرف خوش کنه احتمالا یورون نقشه هایی داره و این خواستگرای و اینا رد گم کنیه و احتمالا به تاج و تخت چشم دوخته و منتظره تا دوطرف نیروهاشون تحلیل بره و خودش دست به کاره بشه البته این احتمالش کمه.به اون سکانس نشون دادن کشتی های گری جوی هم اشاره نکردین البته در حد یکی دوثانیه اس ولی واقعا مسخره است.اولا به قول یکی از دوستان تو جزایر آهم که درخت توش پیدا نمیشه هزارتا کشتی از کجا اومد بعدشم در کشتی هایی با اون ابهت در هر کشتی اگر کمترین مقدار بیشت یا سی نفر باشه سی هزار نفر گریجوی میشه که دراوج قدرت ارتش بیلون گریجوی سه تا هفت هزار نفر بوده چه طوری یورون تونست سی هزار نفر بیاره حتی اگه همشون جنگو نباشن هم.یورون اونطوری که تو سریال نشون داده شده آدم خودنمایه و دوست داره با اطرافیانش جنگ روانی را بندازه و از اونجایی که دشمن دشمن من دوست منه باید با سرسی متحد میشد تا دوتایی دشمنشو از بین ببرن

اون وعده سرسی که البته بازم به وضوح سر خرمن بود مال ملاقات دوم و بعد کت بسته تحویل دادن الاریا و دخترش بود که نه تو رو خدا اونجا هم یه وعده خشک و خالی نمیداد :-w تو خوابم نمیدید دستش به قاتل میرسلا برسه، لنیسترم لنیسترای قدیم دین شون رو نقد پرداخت میکردن :|
فعلا داریم رو اولین ملاقات سرسی و یورون بحث میکنیم.
به نظر من اون مدل برخورد برا یورونی که به قول خودش کل دنیا رو گشته و همه چی رو دیده یه مقدار عجیب بود که عین پسربچه های 15 ساله ای که برا اولین بار یه دختر میبینن بگه هر چی دارم میدم و هر کار بخوای میکنم فقط باهام ازدواج کن :(
مگه اینکه بگیم از رو اصول روانشناسی زنان برا تحت تاثیر قرار دادن سرسی فیلم بازی کرده و ادای عاشق پیشه ها رو دراورده /:)
وگرنه اینکه به ازای اتحاد و در اختیار گذاشتن ناوگان آهنین علاوه بر ازدواج یه سری شرط و شروط سیاسی مثل عضویت تو شورا یا لردی هر سرزمینی که فتح کنه و ... رو هم مطالبه میکرد معقول تر و طبیعی تر میشد.
در مورد ناوگان یورون هم تو تاپیک مربوطه به قدر کفایت بحث و دعوا شد و هدف این تاپیک بحث کردن روی جلوه های ویژه سریال نیست. فقط میخوایم ببینیم در مورد تصمیم گیری ها و اقدامات کاراکترها سناریوی متفاوت و گزینه بهتری وجود داره یا نه ؟

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 21, 96 1:57 am 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
خب اگه کسی حرف و نظر دیگه ای راجبه اولین سکانس کینگزلندینگ نداره بریم سراغ انجمن برادری :x

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 22, 96 12:00 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 80
محل اقامت: بارتلند
خاندان: استارک
خب اگه کسی حرف و نظر دیگه ای راجبه اولین سکانس کینگزلندینگ نداره بریم سراغ انجمن برادری :x

من این پست رو خیلی می پسندم .اصلا همینکه جهان های موازی برای این اثر قائل هستید خیلی خوبه و یک جورایی متن رو چند بعدی در نظر می گیره و پرسپکتیو بهش می ده اما احساس می کنم یه چیزی در پرداختن به این موضوع کمه. خودم خیلی کامنت دارم در مورد داستان ولی نمی تونم بنویسمش،شاید برای اینکه مستقلا به هر سکانس می پردازید و خیلی از مسایل گفتنی درباره‌ی این بخش ها سوابق و ریشه های قدیمی تری داره.

_________________
THE KING IS DEAD,ALSO THE AUTHOR.LANCE AND GAZE
BOTH
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 22, 96 12:21 pm 
ملازم
آفلاین
پست: 108
1- توجه دوستانی که بیلیش به نظرشون جیز میاد و عاقلانه ترین روش برخورد باهاش رو خلاص شدن هر چه سریع تر از دستش میدونن رو یه بار دیگه به سیاست لنیسترها و به خصوص تایوین در قبال عناصر پیچیده و مشکوکی مثل بیلیش و وریس جلب میکنم:
اگر بیلیش تو دو مورد قاتل برن معرفی کردن تیریون و قتل جافری که البته تو دومی هم خود جافری بیشتر از هر کس دیگه ای مقصر بود به لنیسترها ضربه زد، عوضش ناچار شد در چندین مورد دیگه بهشون خدمات بینظیر و فوق العاده ارزشمند و تعیین کننده ای کنه که تقریبا از کس دیگه ای بر نمی اومد، قتل جان آرین و خالی کردن پشت ند استارک دو اقدام مهمی بود که به لنیسترها در قبضه کردن قدرت کمک شایانی کردن، بعد اون و در جنگ پنج پادشاه هم بی طرف موندن ویل که طبیعی ترین متحد راب به نظر میرسید و اتحاد تایرل ها با لنیسترها دو تا نقطه عطف مهمی بودن که سرنوشت جنگ رو به کلی تغییر دادن و همه این کارهای بزرگ جز بیلیش از کس دیگه ای ساخته نبودن.
وریس هم اگرچه طبق استراتژی کلی اش که برگردوندن تارگاریان ها بود در خفا داشت علیه شون کار میکرد ولی تو جریان مخفی نگه داشتن رابطه جیمی و سرسی و توطئه قتل رابرت توسط سرسی و دامی که سرسی و بیلیش برا ند پهن کرده بودن و راضی کردن ند به اعتراف به نفع جافری و دفاع از پایتخت در برابر حمله استنیس و تحویل شی به سرسی و ... منافع بزرگ منحصر به فردی برا لنیسترها داشت.
پس لنیسترها تو معامله با این افراد به ازای هر یه بار ضرر ده بار سود کردن.
ولی استارک ها چی ؟!! جان که عملا کوچکترین بهره برداری از وجود بیلیش نتونست بکنه در عین حالی که بیلیش توطئه چینیش رو داشت میکرد، کمک شوالیه های ویل تو جنگ حرامزادگان هم که اولا براساس علاقه و منافع شخصی خود بیلیش بود و ثانیا سانسا که در اثر آموزش های سرسی و خود بیلیش یه مقدار خوی و خصلت های استارکی اش تغییر کرده و سیاست یاد گرفته بود توش نقش داشت وگرنه بیلیش صبر میکرد رمزی جان و وحشی ها رو کامل نابود کنه و خودش هم تحلیل بره بعد بهش حمله میکرد.
در حالیکه جذب و پرچم دار کردن بیلیش در قبال کاری که تو جنگ کرده بود هم رسم قدرشناسی بود و هم معامله پرسودی که میشد به ازاش کلی از بیلیش استفاده برد.
2- دیدم برخی دوستان گفتن وضعیت رین ها و تاربک ها با کارستارک ها و آمبرها فرق میکرد چون اونا به لنیسترها خدمت نکردن ولی اینا به استارک ها خدمت کردن !!!!!!
عجججب :| چه طور ممکنه قدرمندترین و ثروتمندترین پرچمدارهای غرب طی چندین قرن وفاداری و فرمانبرداری هیچ خدمتی به لنیسترها نکرده باشن ؟ اتفاقا ازین دو تا خاندان برخلاف لردهای گردن کلفت شمالی که تا کوچکترین ضعفی تو استارک ها میدیدن فیل شون یاد هندوستان میکرد و گردنکش میکشدن و یا مثل جان آمبر بزرگ سر سفره راب تو صورتش شمشیر میکشیدن یا مثل ریکارد کارستارک اسیرش رو میکشتن و بعدش هم به جای عذرخواهی آفتابه میگرفتن به سر تا پاش :) جز همون یه بار نافرمانی دیگه ای سر نزده بود و تایوین هم به خاطر همون یه بار نابودشون کرد.
3- عده دیگه ای از دوستان گفتن به دیوار فرستادن آمبرها و کارستارک چه فایده ای داشت جز اینکه راحت کشته بشن و به ارتش شاه شب اضافه !!! باز هم عججب، بیخود کشته و به ارتش شاه شب اضافه شدن وحشی ها و نیروهای تورموند که با تمام وجود برا جان جنگیده بودن اشکالی نداشت و نوش جون شون ! مهم اینه که جون عزیز خائن ها و شورشی ها حفظ بشه و خطری تهدیدشون نکنه :|
به قول لیدی سانسا باید شعار خاندان استارک از "زمستون در راهه" به "خیانت به ما مجازات و خدمت به ما پاداشی نداره" تغییر کنه :D

با این پست واقعا قانع شدم و این دفعه کوتاه میام چون حرفتون واقعا به حقه شای به خاطر اینکه من به این دو تا خاندان خیلی علاقه داشتم زیادی طرفشون گرفتم باز ممنون که قضیه رو روشن تر کردین از این لحاظ بهش نگا نکرده بودم
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 22, 96 6:58 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 158
توروس@
نقل قول:
من این پست رو خیلی می پسندم .اصلا همینکه جهان های موازی برای این اثر قائل هستید خیلی خوبه و یک جورایی متن رو چند بعدی در نظر می گیره و پرسپکتیو بهش می ده اما احساس می کنم یه چیزی در پرداختن به این موضوع کمه. خودم خیلی کامنت دارم در مورد داستان ولی نمی تونم بنویسمش،شاید برای اینکه مستقلا به هر سکانس می پردازید و خیلی از مسایل گفتنی درباره‌ی این بخش ها سوابق و ریشه های قدیمی تری داره.

توروس عزیز :x
ضمن تشکر از اظهار لطف و توجه تون باید بگم شما یکی از کسانی هستین که بیصبرانه منتظر مشارکت شون تو این تاپیک بودم.
ای کاش فرصت بیشتری برا این بحث میزاشتین و نگفتنی ها رو میگفتین مخصوصا اون چیزی رو که احساس میکنین کمه /:)
پارسا تارلی@
نقل قول:
با این پست واقعا قانع شدم و این دفعه کوتاه میام چون حرفتون واقعا به حقه شای به خاطر اینکه من به این دو تا خاندان خیلی علاقه داشتم زیادی طرفشون گرفتم باز ممنون که قضیه رو روشن تر کردین از این لحاظ بهش نگا نکرده بودم

پارسا جان :)
خیلی خوشحالم که بالاخره موفق شدیم تو یه موضوع به اشتراک نظر برسیم.
اینطوری آدم به ادامه مسیر امیدوارتر میشه.

_________________
شمال فراموش نمی کنه

بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 22, 96 9:39 pm 
ملازم
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 80
محل اقامت: بارتلند
خاندان: استارک
محمد مهدی عزیز
لطف داری
من در خدمتم. دوباره جمع بندیش می کنم ببینم مشکلم چیه.
دستت درد نکنه.
برقرار باشی

_________________
THE KING IS DEAD,ALSO THE AUTHOR.LANCE AND GAZE
BOTH
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 9:20 am 
ملازم
آفلاین
پست: 108
اینطور هم نیست که یورون پاداششو نگرفت و وعده ای بهش داده نشد.سرسی بهش گفت وقتی تمام دشمنانمون رو از بین بردیم به تواسته ات میرسی یعنی با من ازدواج میکنی البته یورون هم فکر نکنم اینقدر احمق باشه که دلشو به این حرف خوش کنه احتمالا یورون نقشه هایی داره و این خواستگرای و اینا رد گم کنیه و احتمالا به تاج و تخت چشم دوخته و منتظره تا دوطرف نیروهاشون تحلیل بره و خودش دست به کاره بشه البته این احتمالش کمه.به اون سکانس نشون دادن کشتی های گری جوی هم اشاره نکردین البته در حد یکی دوثانیه اس ولی واقعا مسخره است.اولا به قول یکی از دوستان تو جزایر آهم که درخت توش پیدا نمیشه هزارتا کشتی از کجا اومد بعدشم در کشتی هایی با اون ابهت در هر کشتی اگر کمترین مقدار بیشت یا سی نفر باشه سی هزار نفر گریجوی میشه که دراوج قدرت ارتش بیلون گریجوی سه تا هفت هزار نفر بوده چه طوری یورون تونست سی هزار نفر بیاره حتی اگه همشون جنگو نباشن هم.یورون اونطوری که تو سریال نشون داده شده آدم خودنمایه و دوست داره با اطرافیانش جنگ روانی را بندازه و از اونجایی که دشمن دشمن من دوست منه باید با سرسی متحد میشد تا دوتایی دشمنشو از بین ببرن

اون وعده سرسی که البته بازم به وضوح سر خرمن بود مال ملاقات دوم و بعد کت بسته تحویل دادن الاریا و دخترش بود که نه تو رو خدا اونجا هم یه وعده خشک و خالی نمیداد :-w تو خوابم نمیدید دستش به قاتل میرسلا برسه، لنیسترم لنیسترای قدیم دین شون رو نقد پرداخت میکردن :|
فعلا داریم رو اولین ملاقات سرسی و یورون بحث میکنیم.
به نظر من اون مدل برخورد برا یورونی که به قول خودش کل دنیا رو گشته و همه چی رو دیده یه مقدار عجیب بود که عین پسربچه های 15 ساله ای که برا اولین بار یه دختر میبینن بگه هر چی دارم میدم و هر کار بخوای میکنم فقط باهام ازدواج کن :(
مگه اینکه بگیم از رو اصول روانشناسی زنان برا تحت تاثیر قرار دادن سرسی فیلم بازی کرده و ادای عاشق پیشه ها رو دراورده /:)
وگرنه اینکه به ازای اتحاد و در اختیار گذاشتن ناوگان آهنین علاوه بر ازدواج یه سری شرط و شروط سیاسی مثل عضویت تو شورا یا لردی هر سرزمینی که فتح کنه و ... رو هم مطالبه میکرد معقول تر و طبیعی تر میشد.
در مورد ناوگان یورون هم تو تاپیک مربوطه به قدر کفایت بحث و دعوا شد و هدف این تاپیک بحث کردن روی جلوه های ویژه سریال نیست. فقط میخوایم ببینیم در مورد تصمیم گیری ها و اقدامات کاراکترها سناریوی متفاوت و گزینه بهتری وجود داره یا نه ؟

تا اونجایی که من فهمیدم یورون بیشتر دنبال بازی روانی وشهرت و این حرفاست .شاید هدفش اینه که از غنائم جنگی چیزایی برداره چون آیرون بورن ها فقط وسایل کسایی رو که کشتن ور میدارن البته باز خیلی کمه تو جیه این که چرا به سرسی پیوست خیلی سخته.با توجه به دیالوگاش وقتی آشا وزن های دورنیش رو گرفته میشه فهمید بیشتر دونبال شهرت و نشون دادن قدرتشه.این هم که چیز بیشتری از ازدواج نخواست یا بخاطر اینه که فقط میخواست بزای نقشه های آینده اش رد گم کنی کنه یا از سر قیلنامه نویسی آبکی نویسنده هاست.این سکانس دیگه بیشتر از این جای بحث نداره اگه میشه بریم سر سکانس بعد.
بالا
  پروفایل  
 
 عنوان پست: Re: بررسی گزینه ها و سنجش راه های موازی خطوط داستانی فصل هفت
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 23, 96 9:23 am 
شهروند
آواتار کاربر
آفلاین
پست: 19
خاندان: تایرل
اینطور هم نیست که یورون پاداششو نگرفت و وعده ای بهش داده نشد.سرسی بهش گفت وقتی تمام دشمنانمون رو از بین بردیم به تواسته ات میرسی یعنی با من ازدواج میکنی البته یورون هم فکر نکنم اینقدر احمق باشه که دلشو به این حرف خوش کنه احتمالا یورون نقشه هایی داره و این خواستگرای و اینا رد گم کنیه و احتمالا به تاج و تخت چشم دوخته و منتظره تا دوطرف نیروهاشون تحلیل بره و خودش دست به کاره بشه البته این احتمالش کمه.به اون سکانس نشون دادن کشتی های گری جوی هم اشاره نکردین البته در حد یکی دوثانیه اس ولی واقعا مسخره است.اولا به قول یکی از دوستان تو جزایر آهم که درخت توش پیدا نمیشه هزارتا کشتی از کجا اومد بعدشم در کشتی هایی با اون ابهت در هر کشتی اگر کمترین مقدار بیشت یا سی نفر باشه سی هزار نفر گریجوی میشه که دراوج قدرت ارتش بیلون گریجوی سه تا هفت هزار نفر بوده چه طوری یورون تونست سی هزار نفر بیاره حتی اگه همشون جنگو نباشن هم.یورون اونطوری که تو سریال نشون داده شده آدم خودنمایه و دوست داره با اطرافیانش جنگ روانی را بندازه و از اونجایی که دشمن دشمن من دوست منه باید با سرسی متحد میشد تا دوتایی دشمنشو از بین ببرن

اون وعده سرسی که البته بازم به وضوح سر خرمن بود مال ملاقات دوم و بعد کت بسته تحویل دادن الاریا و دخترش بود که نه تو رو خدا اونجا هم یه وعده خشک و خالی نمیداد :-w تو خوابم نمیدید دستش به قاتل میرسلا برسه، لنیسترم لنیسترای قدیم دین شون رو نقد پرداخت میکردن :|
فعلا داریم رو اولین ملاقات سرسی و یورون بحث میکنیم.
به نظر من اون مدل برخورد برا یورونی که به قول خودش کل دنیا رو گشته و همه چی رو دیده یه مقدار عجیب بود که عین پسربچه های 15 ساله ای که برا اولین بار یه دختر میبینن بگه هر چی دارم میدم و هر کار بخوای میکنم فقط باهام ازدواج کن :(
مگه اینکه بگیم از رو اصول روانشناسی زنان برا تحت تاثیر قرار دادن سرسی فیلم بازی کرده و ادای عاشق پیشه ها رو دراورده /:)
وگرنه اینکه به ازای اتحاد و در اختیار گذاشتن ناوگان آهنین علاوه بر ازدواج یه سری شرط و شروط سیاسی مثل عضویت تو شورا یا لردی هر سرزمینی که فتح کنه و ... رو هم مطالبه میکرد معقول تر و طبیعی تر میشد.
در مورد ناوگان یورون هم تو تاپیک مربوطه به قدر کفایت بحث و دعوا شد و هدف این تاپیک بحث کردن روی جلوه های ویژه سریال نیست. فقط میخوایم ببینیم در مورد تصمیم گیری ها و اقدامات کاراکترها سناریوی متفاوت و گزینه بهتری وجود داره یا نه ؟

تا اونجایی که من فهمیدم یورون بیشتر دنبال بازی روانی وشهرت و این حرفاست .شاید هدفش اینه که از غنائم جنگی چیزایی برداره چون آیرون بورن ها فقط وسایل کسایی رو که کشتن ور میدارن البته باز خیلی کمه تو جیه این که چرا به سرسی پیوست خیلی سخته.با توجه به دیالوگاش وقتی آشا وزن های دورنیش رو گرفته میشه فهمید بیشتر دونبال شهرت و نشون دادن قدرتشه.این هم که چیز بیشتری از ازدواج نخواست یا بخاطر اینه که فقط میخواست بزای نقشه های آینده اش رد گم کنی کنه یا از سر قیلنامه نویسی آبکی نویسنده هاست.این سکانس دیگه بیشتر از این جای بحث نداره اگه میشه بریم سر سکانس بعد.

به نظرم اصرار یورون برای ازدواج با سرسی واسه اینه که بتونه بعدا یجور تمیزی سرسیو بکشه و پادشاه شه.
بالا
  پروفایل  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 33 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  
cron