«

»

۹ شهر آزاد

ترجمه: King Robert ویرایش: شورای پادشاهی

شهرهای آزاد در غرب ایسوس

دسترسی سریع

ولانتیس

رود Rhoyne (رنگ آبی از شمال به جنوب شهر های آزاد}

ولانتیس (Volantis) یکی از شهرهای آزاد است که در دلتای رود روین (Rhoyne) قرار گرفته است.

جغرافیا

ولانتیس جنوب شرقی ترین شهر آزاد است و در شرق سرزمین های مورد مشاجره و در دلتای رود روین قرار دارد. گفته می شود خوری که ولانتیس بر آن نشسته است چنان وسیع است که تمام براووس (Braavos) در آن جای می گیرد. در شمال ولانتیس رود والینا (Volaena) قرار دارد. هوای شهر گرم و مرطوب است.

شهر
  • بندر گاه: ولانتیس بر لنگرگاهی بسیار عمیق نشسته است. ولانتیسی ها مدعی اند که می توان صد جزیره ی براووس را در این خور انداخت و ناپدید کرد. ولانتیس در دهانه ی رود روین و بر روی تپه ها و پستی های هر دو طرف رود منتشر شده است.
  • دیوار سیاه (Black wall): دیوار سیاه، عظیم و بیضی شکل است و از سنگ های ذوب شده ی سیاه رنگ ساخته شده و ارتفاع آن بالغ بر دویست فوت است. والرین ها آن را در زمانی که والانتیس تنها پایگاه مرزی در امپراطوری والریا بوده است، بنا کردند. دیوار سیاه چنان عریض است که شش ارابه چهار اسب می توانند پهلو به پهلوی هم بر بالای دیوار حرکت کنند. هر سال در جشنی به افتخار ساخت شهر ارابه ها بر فراز دیوار چنین نمایشی می گذارند. هیچ غریبه و بیگانه ای اجازه ی حضور در داخل بلک وال را ندارد مگر با دعوت فردی ساکن در داخل دیوار. تنها فرزندان خون باستانی که تبارشان به خود والریا می رسد می توانند در بلک وال زندگی کنند.
  • معبد لرد روشنایی (The Temple of the Lord of Light): این معبد مجموعه ای است عظیم از ستون ها، پله ها، دیوارها، پل ها، گنبد ها و برج هایی فرو رفته در هم گویا همه از یک صخره ی غول پیکر یکجا تراشیده شده اند. یکصد رنگ از قرمز، زرد، طلایی و نارنجی در هم تنیده اند و دیوارها را مزین کرده اند و این رنگ ها مانند ابرهای هنگام غروب در هم  حل شده اند. برج های پر از تزئینات معبد به بالا پیچ خورده اند، شعله های یخی رقصان در حال رسیدن به آسمان. معبد چنان عظیم است که اندازه اش حدود سه برابر سپت جامع بیلور در بارانداز شاه (Kings landing) است. قبل از ساختن معبد این مکان محل میدان عظیم شهر(گریت پلازا/Great Plaza) بوده است. معبد به وسیله ارتشی سری به نام دست آتشین (Fiery Hand) محافظت می شود .
  • خانه ی تجار (The Merchant’s House): بهترین مهمانخانه ی ولانتیس است. چهار اشکوب غول پیکری که بر اسکله ها، باراندازها و انبار های اطرافش مسلط است. این مهمانخانه در میدان ماهی فروشان قرار دارد. لابی عمومی آن که از تالار اصلی نیمی از دژهای وستروس بزرگتر است هزارتویی کم نور است پر از شاه نشین و دخمه با تاک هایی شکوفه داده و زمین آن سنگ فرش است. اتاق های آن قفل هایی بسیار قوی دارد.
  • پل طویل (Long Bridge): پل طویل دو نیمه ی ولانتیس را در دو طرف دهانه ی رود روین به هم متصل کرده است. پل به وسیله ی ستون هایی عظیم که والرین ها در دوره ی اوج شکوهشان آن ها را ساخته اند نگاه داشته می شود. دروازه ی پل طاقی است از سنگ سیاه که روی آن اشکال ابوالهول، مانتیکور و اژدها و سایر حیوانات وحشی عجیب تراشیده شده است. عرض جاده به اندازه ای است که دو گاری پهلو به پهلوی هم می توانند از روی آن عبور کنند. ساختمان هایی در دو طرف جاده قرار دارد و می شود تقریبا هر چیزی را در مغازه های پل طویل خرید. در وسط پل دست دزدان و سر مجرمان اعدامی را به نمایش گذاشته اند.
حاکمین

ولانتیس به وسیله سه تریارخ (Triarch) اداره می شود که برای یک سال، حاکمیت را برعهده دارند. هر ساله مالکین آزاد ولانتیس می توانند یک تریارخ جدید انتخاب کنند.

انتخابات که طی ۱۰ روز انجام می شود مراسمی است دیوانه وار شامل راه پیمایی با مشعل، سخنرانی ها، نمایش های خیابانی، نوازندگی و رقص. دوئل هایی به سبک براووسی به افتخار نامزدها و فیل هایی که نام کاندیداها در دو طرفشان نوشته شده است. برخی نامزدهای آینده نگر حتی دختران و پسران برده را برای همخوابگی در اختیار رای دهندگان قرار می دهند و حاضرند هرکاری را برای پیروزی در انتخابات انجام دهند.

فقط کسانی که خون باستانی دارند و می توانند با شجره نامه خود را به والریا وصل کنند می توانند تریارخ شوند. تریارخ ها به دو حزب فیل و ببر متعلق هستند. طبق گفته ی جوراه مورمونت هیچ وقت کودکی منصب  تریارخ را به دست نیاورده است در حالی که در وستروس شاه بچه های بسیاری وجود داشته است. اگر یکی از تریارخ ها دیوانه شود، دو تریارخ دیگر نفوذ او را محدود خواهند کرد. برخی زنان بزرگ زاده که در داخل دیوار سیاه ساکنند نیز حق رای دارند. ۳۰۰ سال قبل یک تریارخ زن نیز به نام تریانا وجود داشته.

حزب فیل ها را گروه تجار، سرمایه داران و نزول خواران تشکیل می دهد و حزب ببر ها را اشراف قدیمی و جنگجویان. فیل ها حامیان تجارت و ببرها حامیان شمشیرند.

سه تریارخ کنونی مالاکو (malaquo) از ببرها و نایسوس (Nyessos) و دانیفوس (Doniphos) از فیل ها هستند.

تجارت

ولانتیس کلید بازار برده است و تجارت گسترده ای با خلیج برده (Slavers Bay) در شرق دارد. گفته می شود که در ازای هر فرد آزاد پنج برده در شهر وجود دارد.

خلیج برده (Slavers Bay)

ولانتیسی ها از سکه ای استفاده می کنند که اشرفی[۱] (آنر/honor) خوانده می شود. با تصویری از یک تاج در یک سو و کله ی مرگ در سویی دیگر. سکه ی اشرفی بزرگتر از یک پنی نیست.

ولانتیس به شراب سرخی که می سازد نیز معروف است. کشتی های کمی از وستروس به ولانتیس می آیند. این کشتی ها انبارهای خود را با ابریشم و ادویه ای که از دریای یشمین (Jade Sea) می آید پر می کنند و سپس به سوی وستروس حرکت می کنند.

فرهنگ

خالکوبی در بین توده ی مردم بسیار رایج است. صاحبان برده، برده های خود را خالکوبی می کنند تا از دزدیده شدن آنها جلوگیری کنند و هدف و وظایف برده را مشخص کنند. بر روی گونه ی برده های تربیت شده برای هم آغوشی، نقش اشک خالکوبی شده است. نقش شعله بر روی گونه ی بردگان رهولار (Slavers of Rhllor) و نقش ببر بر گونه ی نگهبانان شهر و نقش پشه بر بردگان رفتگر نقش بسته می شود. بر طبق منابع نیمه موثق، شهروندان آزاد ولانتیس خود را به منظور نشان دادن سلحشوریشان در نبرد و ثبت کار های برجسته شان در زندگی، خالکوبی می کنند. نگهبانان شهر برده هایی هستند که ردا ببری (تایگر کلوکس/Tiger Cloaks) نامیده می شوند.

تیریون در حال بازی کیواس (Cyvasse)

ولانتیسی ها به چغندر شیرین علاقه دارند که در بیشتر طباخی های شهر سرو می شود. همچنین بازی کیواس[۲] (Cyvasse) ریشه در ولانتیس دارد و مهره های بازی در این شهر فروخته می شود.

تاریخ

ولانتیس قدیمی ترین شهر آزاد است. اولین مستعمره ی والریا که هنوز بسیاری از سنت های آن را حفظ می کند. بعد از سال های خونین پس از سرنوشت شوم والریا (Doom) والانتیسی ها خود را وارثین امپراطوری و حاکمین شرعی دنیا در نظر گرفتند. آن ها بر سر چگونگی آن با هم اختلاف نظر داشتند. ببرها به شمشیر و فیل ها به تجارت علاقه مند بودند. برای یک قرن ببرها بر سر قدرت بودند. ناوگان آن ها لایس (Lys) را گرفت و ارتششان میر (Myr) را تصرف کرد.

والانتیسی ها تلاش کردند اگان فاتح را قانع کنند تا برای فتح مجدد سرزمین های امپراطوری به آنها ملحق شود یا کمکی بکند، اما موفق به این کار نشدند و اگان فاتح به آنها نپیوست. والانتیسی ها سعی کردند تا خود تایروش (Tyrosh) را بگیرند اما پنتوس (Pentos) و استورم کینگ (شاه استورمز لند) به نفع تایروش وارد جنگ شدند. براووس ۱۰۰ کشتی جنگی در اختیار لایسنی های تبعیدی قرار داد و لایس و میر قیام کردند. ایگان با اژدهایش بلریون علیه آن ها وارد جنگ شد. نبرد باعث شد تا سرزمین های مورد مشاجره تبدیل به سرزمین هایی سوخته و بایر شود. میر و لایس آزاد شدند. در همین زمان ناوگانی که آن ها فرستادند برای تصرف دوباره ی والریا در دریای دود (اسموکینگ سی/Smoking sea) ناپدید شد. گوهور(Qohor) و نورووس (Norvos) قدرت آن ها در روین را شکستند. داترکی ها از شرق آمدند که موجب افزایش ویرانی ها شد. در این زمان حزب فیل برخواست و قدرت را به دست گرفت. در طی سه قرن پس از این اتفاق، همواره از سه تریارخ حاکم، حداقل دوتایشان از حزب فیل ها انتخاب شده اند.

پرنس دوران مارتل (Doran Martell) همسر آینده ی خود ملاریواز نورووس (Mellario of Norvos) را اولین بار اینجا دید.

[۱] آنر(شرف): شاید معادل اشرفی برای آن مناسب باشد .
[۲] کیواس: بازی ای در دنیای مارتین شبیه شطرنج در دنیای عادی که مهره هایی مانند فیل، کوه و اژدها دارد و در شهرهای آزاد و دورن بسیار محبوب است.

تایروش

تایروش (Tyrosh) شهری است بندری و یکی از ۹ شهر آزاد محسوب می شود. تایروش در جزیره ای در شمال استپ استونز (Stepstones) و در نزدیکی سرزمین های مورد مشاجره واقع است. حاکم تایروش آرخان (Archon) نامیده می شود.

شهر

تایروش بسیار بزرگتر از شهر سایه (شادو سیتی/shadow city) سان اسپیر (Sunspear) است و مزدحم و پر سر و صدا توصیف شده است. در شمال اسکله ی آن برج خون ریزی (بلیدینگ تاور/Bleeding Tower) قرار دارد. چشمه ای در تایروش وجود دارد که چشمه ی خدای مست نامیده می شود و معبدی وجود دارد به نام معبد تریوس با تندیسی از تریوس سه سر که در کنار در معبد قرار گرفته است.

مردم 

تایروشی ها به طمع و آز مشهورند. آن ها همواره برای تصرف سرزمین های مورد مشاجره و استپ استونز در حال جنگ هستند.

تایروشی ها عاشق رنگ های براق هستند. و حتی موهای خود را بدین شکل رنگ می کنند. صنعتگران آن ها معروفند به ساختن کلاه خود های تزئینی و ابزارهای شکنجه ی مبتکرانه. لهجه ی آن ها فرمی تخریب شده از زبان والرین است.

اقتصاد

برده ها و مزدورها در تایروش فراوانند. تایروش به عرق گلابی نیز مشهور است. و اسلحه سازان تایروشی می توانند خودهایی فوق العاده به شکل پرندگان و حیوانات مزین به فلزات گران بها بسازند.

تاریخ

تایروش یکی از مستعمرات امپراطوری والریا بود. سرنوشت شوم والریا موجب استقلال تایروش شد.

باند نه گروهی از مزدوران، دزدان دریایی و تجار بودند که سرزمین های مورد مشاجره را فتح  کردند و به سوی تایروش لشکرکشی کرده و آن را تصرف می کنند. آن ها آلکو آداریس مستبد (Alequo Adarys) را به عنوان حاکم منصوب می کنند. پس از کشته شدن میلیس بلک فایر(Maelys Blackfyre) به دست سر باریستان سلمی در جنگ ناین پنی کینگز(War of the Ninepenny Kings)، تمام متصرفات باند نه جز تایروش از دست رفت، آلکو در تایروش شش سال دیگر نیز حکومت را بر عهده داشت تا آن که از قدرت کنار رفت.


گوهور

گوهور (Qohor) یکی از ۹ شهر آزادی است که در قاره ی شرقی قرار دارند. گوهور در کنار جنگل بزرگ گوهور قرار دارد. نگهبانان شهر کاملا از آنسیولید[۳] (Unsullied) تشکیل شده است که هر کدام نیزه با تافته ای از موی انسان در دست دارند. گوهور در ساحل گوین (Qhoyne) که یکی از انشعابات روین است،  قرار گرفته. گوهور در شرق نورووس و شمال ولانتیس قرار دارد.

آنسیولیدها

صنعتگران گوهور در میان شهرهای آزاد معروفند. آهنگران گوهوری توانایی راگ دادن به فلز را دارند. برخی آهنگران مدعی اند که توانایی بازساخت فولاد والرین را دارند. چوب جنگل گوهور نیز مطلوب و باکیفیت است. گوهوری ها بز سیاه را پرستش می کنند.

تاریخ

۴۰۰ سال قبل از نبرد غاصب (قیام رابرت) کالاساری به فرماندهی کال تمو (Khal Temmo) از دریای داترکی خارج شد تا به گوهور حمله کند. گوهور لشکرهای مزدور برایت بنرز (پرچم های درخشان/Bright Banners) و سکند سانز (پسران دوم/Second Sons ) را به خدمت گرفت و سه هزار آنسیولید را خرید. زمانی که آنسیولید ها رسیدند لشکر گوهور متلاشی شده بود. داترکی ها به کمپ هایشان بازگشتند و منتظر ماندند تا کار شهر را در روز بعد تمام کنند. روز بعد آن ها آنسیولید ها را روبه روی خود یافتند. داترکی ها هجده  بار به آن ها یورش بردند و به صفوف آنسالید کوفتند و هر بار در شکستن آن ها ناکام ماندند. در پایان نبرد دوازده هزار داترکی از جمله کال تمو مرده بودند، در حالی که چهارصد آنسیولید باقی مانده بودند. داترکی های زنده مانده موی بافته ی خود را بریدند و به پای آنسیولید ها انداختند.

[۳] آنسیولید لشکری از سربازان برده که در آستاپور تربیت می شوند. آنسیولیدها منظم ترین ارتش در میان تمام ارتش های دنیا هستند. تمرینات آنسیولیدها بسیار سخت و طاقت فرساست.

پنتوس

پنتوس (Pentos) یکی از ۹ شهر آزاد است که در ساحل غربی ایسوس قرار دارد.

شهر

پنتوس بندری است بزرگ پرجمعیت تر از آستاپور در خلیج برده و احتمالا یکی از پرجمعیت ترین شهرهای آزاد. پنتوس در خوری در دریای باریک قرار دارد. در شرق پنتوس دشت های سرزمین های مسطح (فلت لندز/Flatlands) و تپه هایی مخملین (ولوت هیلز/Velvet Hills) قرار دارد. شهر پر است از برج های آجری مربعی شکل که به وسیله تاجرین ادویه کنترل می شود. بام برج ها کاشی کاری شده است. پنتوس معبد سرخ بزرگی دارد.

به وسیله دروازه سان رایز (طلوع خورشید) می توان از شهر به سمت شرق خارج شد.

حاکم

پنتوس شهری است که در آن ثروت هم تراز قدرت است. به وسیله یک پرنس به همراه شورایی از وکلا اداره می گردد. پرنس مراسم تشریفاتی را انجام می دهد در حالی که وکلای ثروتمند عملا حکومت می کنند.

پرنس از بین چهل خانواده انتخاب می شود و در جشن ها ریاست را برعهده دارد. سه شی در اختیار او قرار دارند. ترازوی زرین تجارت، شمشیر آهنین نبرد و تازیانه ی سیمین عدالت. در اولین روز سال جدید پرنس باید دوشیزگی دشت ها و دریاها را بستاند. زمانی که پنتوسی ها تصور کنند خدایان از آنان عصبانی اند، مانند مواقع بعد از شکست در نبرد و خرابی محصول، آن ها گلوی پرنس را می برند و او را برای خشنودی خدایان قربانی می کنند و سپس پرنسی جدید را از میان چهل خانواده انتخاب می کنند.

مردم

قوانینی وجود دارد که برده داری را در شهر ممنوع می کند. این قوانین را براووس صد سال قبل بر آن ها تحمیل کرد. این قوانین اما مانع نشده تا وکلای ثروتمند تعداد زیادی خدمتکار برنز پوست در اختیار داشته باشند. این خدمتکاران در حقیقت از همه لحاظ به جز نام برده اند.

مانند براووس ها و لایسنی ها پنتوسی ها عاشق آوازند و با کسانی که موجبات رضایتشان را فراهم آوردند سخاوتمندند. برخی از مردان موهای خود را رنگ زده چرب کرده و چند شاخه می کنند.

تاریخ

پنتوس از مستعمرات والریا در غرب ایسوس بوده است. با رخ دادن سرنوشت شوم والریا پنتوس مستقل شده است. زمانی که پرنس ژنده پوش (تترد پرنس/Tattered Prince) بیست و سه ساله بود، وکلای پنتوس با اعدام کردن پرنس پیشین او را به عنوان پرنس برگزیدند. اما او پیشنهاد آنها را نپذیرفت و از پنتوس گریخت. مدتی را با مزدوران پسران دوم سپری کرد و سپس خود لشکر مزدور ویندبلاون (باد وزنده) را ساخت. تترد پرنس در حال حاضر فرمانده ویندبلاون است.


لایس

لایس (Lys) یکی از ۹ شهر آزاد ایسوس است. لایس شهری است کوچک چسبیده به صخره ها که با دریاهایی طوفانی احاطه شده است. شهر در قسمت جنوبی قاره قرار دارد. لاییس در جنوب شرقی تایروش و در غرب ولانتیس قرار دارد. طبق منابع نیمه موثق شهر بر چند جزیره منتشر شده است. لایس به کیمیاگرانش شهره است که سم های قدرتمندی از جمله خفه کننده[۴] (استرنگلر/the Strangler) را می سازند.

مردم

مردم لایر موهای خود را جعد داده معطر می کنند. چشمان آبی در آنجا رایج است. طبق منابع نیمه موثق موی بلوند در مردمان بومی لایس خصوصیت رایجی است. از آ نجایی که خون امپراطوری کهن در لایس قوی است، بسیاری از لایسنی ها موهای سفید و بلوند و پوست نرم روشن دارند.

مذهب

طبق منابع نیمه موثق یکی از بزرگترین معابد رهولار در لایس قرار دارد اما خدای بومی لایس الهه ی عشق است.

تجارت و پول

سکه های لایسی بیضی شکلند و تصویر یک زن برهنه بر آن نقش بسته است.

در لایس یک نوع شراب سرخ و یک شراب سفید ساخته می شود. پرده های لایسی کیفیت عالی دارند. همچنین لایس منبع سم مهلک اشک لایس[۵] است.

[۴] استرنگلر سمی است مهلک که توسط مردان بی چهره به وفور استفاده می شود.
[۵] اشک لایس همان سمی است که به وسیله آن جان ارن به قتل رسید.

میر

میر (Myr) یکی از شهرهای آزاد است که به توری ها و شهد سبزش معروف است. میر در ساحل شرقی دریای میرت (Sea of Myrth) و در کناره ی غربی ایسوس واقع است.

ساکنان شهر به صنعتگری معروفند. کالاهای میری از جمله فرش میری و توری های میری بسیار پرطرفدارند. بهترین نوع شیشه در میر ساخته می شود. جام هایی زلال که به اندازه ی وزن خود ادویه، می ارزند. بهترین نوع دوربین ها نیز متعلق به میر هستند و از این رو به نام چشمان میری معروفند.

شهر میر در خشکی قاره ی شرقی قرار دارد و به وسیله ی وکلا اداره می شود و زبان مخصوص خود را دارد. بیشتر بومی های میری سیاه مو وسیاه چشمند.


لوراث

لوراث (Lorath) یکی از شهر های آزاد است. در سمت غربی بزرگترین جزیره از میان ۳ جزیره ی احاطه شده در دریاهای طوفان (استورم سیز/storm seas) واقع است. لوراث در دهانه ی خلیج لوراث در دریای لرزنده (شیورینگ سی/Shivering Sea) در شمال ایسوس قرار دارد. در شرق آن شبه جزیره ی تبر و در غرب آن براووس قرار دارد.


نورووس

نورووس (Norvos) یکی از ۹ شهر آزاد است که در داخل قاره و بین پنتوس و گوهور قرار دارد.

جغرافیا

نورووس در دل تپه های نورووس و در کنار نوین (Noyne) یکی از شاخه های رود عظیم روین قرار دارد. نورووس دروازه ای است برای کاروان ها و مسافرینی که در جاده های کهن والریا به سمت شرق یا غرب حرکت می کنند. نورووس سرزمین تپه های پیچان و مزارع نرده دار است و با روستاهایی با دیوارهایی کوچک احاطه شده که شهر را ساپورت می کنند.

شهر

یک وکیل اعظم و شورایی از محافظین مذهبی حکمرانی نورووس را برعهده دارند. نورووس به دو قسمت تقسیم شده که بالا شهر (های سیتی/High City) بر بلندترین تپه ی منطقه واقع است و پایین شهر (لو سیتی/Low City) در دامنه ی آن و در کنار رود قرار دارد. سه ناقوس در سراسر شهر قرار دارد که هر یک نام خود را دارند. نوم (Noom) صدایی عمیق و نرراه (Narrah) صدایی قوی دارد. نایل (Nyel) دارای صدایی بلند تر و زیر و بم است. در پایین پله های بزهکاران به خرس ها آموزش رقص می دهند.

نورووس زادگاه فرقه ی ستیزه جوی کشیش های ریش دار (بیردد پریستس/Bearded Priests) است که نشانشان تصویر تبری بر روی سینه شان است. مانند سایر شهر ها کشیش ها پسران جوان ناخواسته ی خانواده ها را گرفته به عنوان عضوی از فرقه بزرگ می کنند.

مردم

نورووسی ها سبیل های بلندی می گذارند. بسیاری سبیل هایشان را به بالا تاب می دهند و رنگ می کنند. نورووسی ها اساتید ساخت منسوجات پیچیده هستند. از جمله پرده هایی عالی که در تمام دنیا شهره اند. از دیگر خصوصیات نورووس جشنی است سالانه که در آن خرس ها را در پایین مسیری به نام  پلکان بزه کاران می رقصانند.


براووس

براووس (Braavos) بزرگترین و قوی ترین شهر آزاد است. در تالابی در گوشه ی شمال غربی ایسوس قرار دارد. جایی که دریای باریک و دریای لرزنده به هم می رسند. درامتداد جنوب غربی براووس سرزمینی قرار دارد که زمین های ساحلی براووس خوانده می شود و براووس مدعی مالکیت آن است. حاکم براووس دریاسالار (سی لرد/Sealord) نامیده می شود و قدرت و ثروت براووس از دریا نشات می گیرد.

تاریخ

برخلاف سایر شهرهای آزاد براووس هیچ گاه جزئی از والریا نبوده است. براووس ۵۰۰ سال قبل از فتوحات اگان به وسیله ی پناهندگان فراری از والریا ساخته شد. مون سینگر ها[۶] (خوانندگان ماه /Moonsingers) دنبال جایی می گشتند که اژدهاهای والرین نتوانند آن را پیدا کنند، آنها در پی این تلاش تالاب و براووس را یافتند. آن ها پناهندگان را به تالاب هدایت کردند. برای قرن ها براووس شهر سری نامیده می شد و نسبتا برای سایر مردم ناشناخته بود. براووس بعد از سرنوشت شوم والریا یعنی تقریبا چهارصد سال بعد از تاسیسش برای سایر مردمان آشکار شد. براووس گاها پسر حرامزاده ی والریا نامیده می شود.

شهر

شهر یکصد جزیره را در داخل تالابی وسیع در بر می گیرد. خشکی اصلی نزدیک عمدتا لجنزار است. در حالی که قسمت رو به دریا را جزیره هایی کوهستانی مرتفع که فرمی نیم دایره ای در اطراف شهر تشکیل می دهند. چوب مورد استفاده برای هیزم به وسیله ی کرجی هایی به داخل آورده می شود در حالی که کاج های روئیده شده در جزایر اطراف را نگه می دارند تا به عنوان بادشکن از اسکله های شهر حفاظت کنند. قطع این کاج ها غیر قانونی است. تنها یک مجرا وجود دارد که اندازه و عمقش برای تردد کشتی های اقیانوس پیما مناسب است. این مجرا به وسیله مجسمه ی غول پیکری به نام تایتان براووس محافظت می شود. این مجسمه نقش راهنما، فانوس دریایی و باروی دفاعی را دارد. درست پشت سر تیتان سیتادل و شیپ یارد بزرگی است که آرسنال نامیده می شود. تمام شهر در پشت آن قرار دارد. مجموعه عظیمی از گنبدها، برج ها و پل ها در رنگ های خاکستری، طلایی و سرخ.

شهر از یکصد جزیره تشکیل شده که به وسیله ی پل های سنگی کوچک به هم متصلند. درختی در داخل شهر دیده نمی شود. براووس شهری است با معماری سنگی و بناهای گرانیتی. خیابان ها هم راستا با خانه ها هستند که به وسیله سنگ خاکستری ساخته شده اند و چنان نزدیک همند که به هم تکیه دارند. بعضی خانه ها بر بالای آبراه ها ساخته شده اند. ساختمان های باریک با سقف های  نوک تیز سفالی. بر بالای خانه ها و کانال ها مجرای آبی قرار دارد که رود آب شیرین نامیده می شود. این مجرا آب آشامیدنی شهر را فراهم می کند. آب کانال ها شور، بدمزه و غیر قابل نوشیدن است. شهر ۲ اسکله ی اصلی دارد. اسکله ی ارغوانی (پرپل هاربر/Purple Harbor) در شمال که تنها به وسیله بومی ها استفاده می شود. اسکله رگمنز در غرب محلی است که کشتی های خارجی رفت و آمد دارند. همه ی کشتی ها به وسیله ی مامورین دریاسالار در چکوی پورت بازرسی می شوند. در سراسر شهر باراندازها و اسکله های کوچکی برای ماهیگیر ها و قایق رانان قرار دارد.

همه ی خدایان و همه ی مذاهب در براووس محترمند. بیشتر معابد در جزیره ای در مرکز شهر متمرکزند که جزیره ی خدایان نامیده می شود. در میان آن ها معبد مون سینگر ها قرار دارد که براووسی ها را به این جزایر هدایت کردند. در بین معابد قابل ذکر دیگر یکی معبد خدای آب هاست زمانی که این خدا عروسی جدید برگزید این معبد بازسازی شد. همچنین معابد خدای هزاران چهره و رهولار و سپتی متعلق به سون با نام سپت آن سوی دریا. حتی خدایانی که دیگر پیروی ندارند در معبدی به نام پناه گاه مقدس گرامی داشته می شوند.

محله ی غرق شده (دروند تون/Drowned Town) قسمتی از براووس است که به زیر تالاب رفته و تنها گنبدها و برج های ساختمان های قدیمی بر بالای سطح آب پیداست.

در کنار محله ی غرق شده یک سلسله بارانداز قرار دارد. یکی از اماکن قابل توجه براووس استخر ماه (مون پول/Moon Pool) است. براوس ها[۷] اغلب شبها در مون پول به دوئل با هم می پردازند. شفاگرها را می توان در خانه ی دست سرخ یافت و استخدام کرد. بهترین مهمانخانه ها و فاحشه خانه ها در نزدیک مون پول و اسکله ی ارغوانی قرار دارند. در نزدیکی اسکله ی رگمنز می توان مهمانخانه ی گرین ایل (مارماهی سبز/Inn of the Green Eel‎‎)، بلک بارگمن (کرجی ران سیاه/Black Bargeman)، مهمانخانه ی موروگو(Moroggo)، مهمانخانه ی مطرود، خانه ی هفت فانوس و فاحشه خانه ای به نام کتتری (Cattery) را پیدا کرد. در زیر دومین طاق پل نابو مهسرا (فاگ هوس/Foghouse) قرار دارد. بنایی کوچک، کثیف و تنگ که به زحمت ۱۰ نفر در آن جای میگیرند. در بین سایر بناها می توان از کشتی هنرپیشگان و هپی پورت ( بارانداز شاد/Happy Port ) نام برد. در سرداب لک زده می توان نزاع مارماهی ها را تماشا کرد. این سرداب در نزدیکی دروازه های قصبه ی غرق شده قرار دارد. مجسمه هایی از دریاسالاران گذشته در طول کانال اصلی گذاشته شده اند. این مجسمه ها با لباس هایی برنزی و حکاکی شده پوشانده شده اند و اشیا مختلفی در دست دارند از جمله کتاب خنجر یا پتک. یکی از مجسمه ها ستاره ای طلایی را گرفته است و دیگری تنگی سنگی در دست دارد که از آن آب پاک و تمیزی سرازیر است.

آبراهی عریض به نام کانال دراز تا جنوب و بازار ماهی در جریان است. در امتداد کانال دراز قصر حقیقت قرار دارد، ساختمانی با گنبدهایی مسی. برج های بلند و مربعی شکل پرستاین ها و آنتاریون ها نیز در طول کانال قرار دارد. بعد از آن باید از زیر مجرای آب بزرگ و خاکستری رنگ رود آب شیرین عبور کرد. از آنجا به بعد محدوده ی محله ای شروع می شود که محله نمک نامیده می شود. در محله نمک خانه ها کوچکترند. کانال دراز شاهراه اصلی شهر است بنابراین غالبا پر از کرجی است و ترافیک سنگینی از قایق ها در آن به وجود می آید.

تشریحات اضافی

مجراهای آب 

آب تالاب شورمزه و نمکین است و آب کانال تنها بعد از جوشاندن قابل آشامیدن است. در همه جای شهر در بالای خانه ها و کانال ها مجرای آبی قرار دارد از جنس سنگ خاکستری که با سه ردیف طاق حمایت می شوند. مجرای آب بر بالای خانه ها و کانال ها جلوه گر است و رود آب شیرین نامیده می شود. این مجرا آب تمیزی را از خشکی و از پشت لجنزارها و گودال های نمکی به داخل شهر می آورد. ثروتمندان مستقیما از مجرا به داخل خانه ی خود لوله کشی کرده اند. سایر مردم سطل های خود را از مجرای عمومی پر می کنند.

اسکله ها

در تالاب براووس ماهی و صدف به وفور وجود دارد لذا ماهی و صدف قوت اصلی شهر را تشکیل می دهد. جزیره ها عاری از درختند.

  • اسکله ی ارغوانی: تنها بومی ها در آن اجازه ی تردد دارند و در شمال قرار دارد. در زیر گنبدها و برج های قصر دریا سالار.
  • اسکله ی رگمن: برای تمامی کشتی های خارجی باز است. پر سر و صدا تر، کثیف تر و حقیرانه تر از اسکله ی ارغوانی است. بسیاری از مردم در اطراف این اسکله امرار معاش می کنند از جمله حمالان، هنرپیشه گان، طناب دوزان، بادبازان سازان، میخانه دارها، آبجو سازها، نانواها، گداها و فاحشه ها.
  • چکی پورت: محلی است که ماموران دریاسالار کشتی های تجار را تفتیش می کنند. بازرسی می تواند نصف روز طول بکشد.
جزیره ی خدایان 

خانه ی سیاه و سفید معبد خدای هزاران چهره

  • خانه ی سیاه و سفید معبد خدای هزاران چهره و مرکز فرماندهی فرقه ی مردان بی چهره است.
  • معبد خوانندگان ماه بزرگترین و پرجمعیت ترین معبد است. از مرمر سفید با گنبدی نقره گون و پنجره هایی از شیشه های شیری رنگ که همه چهره هایی از ماه را نشان می دهند. یک جفت دوشیزه ی مرمرین در دو طرف دروازه های آن قرار دارند.
  • معبد رهولار از سنگ سرخ ساخته شده است. برج مربعی عظیمی دارد با آتشی در منقلی آهنین که ۲۰ فوت بالاتر از برج قرار دارد. بر گوشه ی هر در آتش قرار دارد.
پل ها
  • پلی که با حکاکی هایی از بیش از پنجاه نوع ماهی، خرچنگ و هشت پا تزئین شده است.
  • پلی که با اشکالی از تاک هایی پر شاخ وبرگ حکاکی شده است.
  • پلی که تصویر یک هزار چشم روی آن نقاشی شده است.
کانال ها
  • کانالی عظیم از آبی سبز رنگ که تا قلب شهر ادامه دارد.
  • کانال هایی کوچکتری که به کانال اصلی مرتبط اند.
  • کانال های کوچک بسیاری که خانه ها را دسته دسته از هم جدا می کنند.
فرهنگ

براووس فرهنگی تجاری – دریانوردی دارد. کشتی های براووسی تنه شان را به رنگ ارغوانی می کنند و کشتی های تجار براووسی به سرزمین های بسیاری سفر می کنند و ثروت و محصول تجارتشان را به خانه باز می گردانند. بادبان های ارغوانی در آشایی و جزایر دریایی یشم نیز دیده می شوند.

براووس وام دهندگان بسیاری دارد و بانک آهنین براووس حتی به ملت های خارجی از جمله هفت پادشاهی نیز وام می پردازد.

دلبران براووسی در سراسر دنیا معروفند. هر دلبر قایق و خدمتکاران مخصوص خود را دارد. زیبایی برخی از آن ها الهام بخش بسیاری از ترانه ها بوده اند. آن ها زیر بارانی از هدایای زرگران و پیشه وران قرار دارند که نظر لطفشان را گدایی می کنند. تاجران ثروتمند و نجیب زاده پول های گزافی به آن ها می دهند تا در مراسمات در کنار آن ها قرار گیرند و براووس ها همدیگر را به نام آن ها می کشند.

فرهنگ براووس فرمی منحصر به فرد از شمشیر بازی را به وجود آورده است. به این فرم رقص آب گفته می شود. این استایل فرمی لطیف از شمشیر بازی است که در آن شمشیر باز به پلو می ایستد و شمشیری باریک در دست می گیرد. براوس های ستیزه جو درشهر برای نشان دادن توانایی خود، همواره در حال مبارزه هستند.

براوس ها لباس هایی با رنگ های براق و پر زرق و برق می پوشند. لباس های سورمه ای و سیاه نشان از قدرت و ثروت دارند. ماموران براووسی کت هایی به رنگ خاکستری و قهوه ای می پوشند.

[۶] مون سینگرها فرقه ای مذهبی هستند در ایسوس که بزرگترین معبد را در براووس دارند.
[۷] براوس ها شمشیرزنان جوان براووسی هستند که در طلب نشان دادن توانایی های خود هستند.
منبع

25 دیدگاه

Skip to comment form

  1. hamSR

    چقدر طولانیه 😀

    واقعن دستت درد نکنه کینگ رابرت جان

    1. hamSR

      راستی ، یک سوال ، تو این فصل از سریال براووس رو می بینیم؟

  2. Bliss

    همه ی شهرهای آزاذ جالب هستند ولی براووس یه چیز دیگه است؛ اگه یه شهر واقعی بود حتما یه سر میرفتم .
    مرسی خیلی عالی بود

  3. ریگار

    از کینگ رابرت عزیز بابت این مقاله عالی تشکر میکنم .
    واقعا مقاله سنگین و پر زحمتیه .
    دست گلت درد نکنه .

  4. Last Hero

    دستت درد نکنه برا ترجمه خیلی زحمت کشیدی King Robert . مقاله ی پر مغزی بود !

  5. Lúthien Helyanwë

    چی می گه این براووس 🙂
    خیلی ممنون بابت این مقاله ها عالی اند.
    بلکم شما ما رو با این مقاله ها تا اومدن جلد سوم زنده نگه دارید 😐

  6. kazak.kid1

    king robert عکستو بذار یه ماچ بکنیمت.دمت گرم واقعا
    ایکاش جرج مارتین ۳۰ سالش بود جا داره از شهرای آزاد هم یه کتاب بنویسه واقعا با این سنش آدم میترسه عمرش به کتاب هفتم نکشه
    جدا از جنگ رز ها کلا از رو تاریخ کتابشو نوشته به نظرم مثلا آنسیولیدها خیلی به فالانژ های ارتش اسکندر شباهت دارن مخصوصا نیزه های دراز و سیستم دفاعیشون
    و هم اون تایتان براووس فکر کنم اگه اشتباه نکنم یه چیری شبیه اونو جزیره کرت یونان داشت
    چطور Lys لایس خونده میشه اما Myr میر خونده میشه؟
    و در آخر یه سوال تکراری چه خبر از سحر خانوم؟

    1. Renly Baratheon

      درسته اما اونجا کرت نبود جزیره رودس تو جنوب ترکیه بود که توش یه کلوسوس (مجسمه غول پیکر) از هلیوس (خدای خورشید یونان) ساخته شده بوده. با این توصیفاتی که از تایتان براووس شده به نظر من کاملا گرفته شده از همون کلوسوسه، البته مدل افسانه ایش. چون قبلا تصور میشده که کلوسوس در ورودی بندر شهر رودس مشابه همین تایتان ایستاده، ولی بعدا ثابت شده که این مجسمه با این ارتفاع (حدود ۳۰متر) نمیتونسته این قدر عرض پاش زیاد بوده باشه که از بینشون کشتی رد شه! (از این مجسمه در حال حاضر هیچ اثری باقی نمونده و همین دلیل این اختلاف نظرها شده)

  7. Manuel

    یعنی دستـــــــــــــــــــت طلا.

  8. جورامون

    کینگ رابرت عزیز
    واقعا دستت درد نکنه. بسیار بسیار عالی بود

  9. رابرت

    با تشکر از لطف دوستان

    kazak جان lys که مطمئنا لایس خونده می شه ولی myr رو چون تو ترجمه ی کتاب ۱-۲ میر ترجمه شده بود من هم میر ترجمه کردم .

  10. admin.mou

    بسیار عالی
    ممنون

  11. برندون معمار

    رابرت جان مقاله ی بسیار عالی و ارزنده ای بود.بزودی مزد زحماتتو میگیری 🙂

  12. Renly Baratheon

    با تشکر از کینگ رابرت فعال ترین کاربر وستروس!
    فقط یه سوال، مردم شهرهای آزاد هم نژاد مردم دورن (روینار) هستند؟ (البته به جز اونایی که ذکر کردین والریایی اند)

    1. رابرت

      شاید رگه هایی از نژادشون توی ولانتیس – نورووس – گوهور و شاید هم میر یافت بشه .
      ولی فکر نمی کنم تو هیچ کجا نژاد غالب باشه .

  13. مورس مارتل

    ممنون رابرت عزیز. واقعا مقاله خوبی بود.
    بخاطر بلندی مقاله “دسترسی سریع” هم قرار داده شد.

  14. Manuel

    بازم چند نکته رو بگم ؛

    – Honor ، آنِر خونده میشه.
    – Cloak ، کلوک خونده میشه.
    – یه جا به اشتباه بالیستان نوشته شده.
    – فارسی ِ Beared Priests ، بسترد پریستز نوشته شده.
    – یه جا نوشته شده “از آ نجایی که خون امپراطوری کهن در لایس قوی است، بسیاری از لایسنی ها موهای سفید و بلوند و پوست نرم روشن دارند است.” ، است ِ آخرش اضافیه .

    ببخشید خلاصه ، ایشالله منم مقاله بنویسم بعد شما حسابی دعوام کنید از اشتباهاتم، چون این اشتباهات خواه ناخواه پیش میاد.

    1. رابرت

      مانوئل جان من که یادم می آد s بعد از p-f-k-t س خونده می شه .
      بالیستان رو هم تو متن یادم نمی آد .
      در هر حال با تشکر از ریز بینی و توجه دقیقت .

      1. Renly Baratheon

        فکر میکنم منظور دوستمون Manuel اینه که bearded priests به جای کشیش های ریشدار، کشیش های حرامزاده ترجمه شده. (البته شاید هم برعکسشه، یعنی فارسی رو درست نوشتید و انگلیسی رو اشتباه. به هرحال باهم نمیخونند)

        مورد دیگه هم تو توضیح شهر تایروش تو قسمت تاریخه که به جای سر باریستان سلمی، سر بالیستان گفتید.

      2. Manuel

        اون که درسته ، س خونده میشه و اشتباه از منه.

        اما منظورم Bearded Priests بود که باید کشیشهای ریشدار مینوشتید. ( شما چون میدونی که Bearded Priests ها بیشترشون سر راهی و حرومزاده ن ، فک کنم ناخودآگاه نوشتی بسترد )

        همونطور هم که رنلی گفت ، اشتباه ِ تایپی شده و بالیستان توی متن نوشته شده.

        آیدی یاهویی چیزی برام توی انجمن مسیج کن اینجور موقع ها مستقیم به خودت بگم.

    2. رابرت

      اه اه چه اشتباهی .
      نمی دونم چرا bearded رو خوندم bastard
      در مورد بالیستان هم حق با شماست .

      1. ریگار

        البته این ایراد ها بیشتر به عملکرد من وارده که وظیفه ویرایش رو بر عهده داشتم .
        از این بابت پوزش میخوام .

  15. six path

    کینگ رابرت عزیز شما خیلی فعالی برای مقاله خوبت ممنونم

  16. north wolf

    ای کاش نسخه قابل چاپ هم بزارین

    1. جورامون

      این مقاله توی ویکی موجوده. اونجا نسخه قابل چاپ داره و میتونید چاپ کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *