«

»

مصاحبه لنا هدی در مورد اپیزود پایانی فصل هفتم

 

photo_2017-09-02_21-40-22

لنا هدی (سرسی لنیستر) در مورد افکار سرسی هنگام ورود دنریس به دراگون پیت (چاله ی اژدها) توضیحاتی ارائه کرد.

دنریس تارگرین با یک نمایش تمام عیار سوار بر اژدها وارد دراگون پیت شد تا برای خود ورود بسیار بزرگی مهیا کند. ورود دروگون به دراگون پیت یک تجربه تفکر برانگیز برای تمام افرادی که در آن جا حضور داشتند به شمار می رفت.

اما نه برای سرسی لنیستر، همان شخصی که دوست دارد نمایش خودش را داشته باشد. حنی اگر او نیز تحت تاثیر قرار گرفته باشد، بلافاصله آن را پوشانده است. ستاره سریال بازی تاج و تخت، لنا هدی در رابطه با افکاری که در ذهن سرسی می گذشت با EW مصاحبه کرده و میگوید:

«من فکر می کنم که او بلافاصله به دنریس حسادت کرد زیرا او بسیار زیباتر و جوان تر از خودش بود و پیشگویی ها می گویند که کسی که زیبا تر و جوان تر است جای او را خواهد گرفت. با این اوصاف مطمئنم که این مسئله در خط مقدم ذهن سرسی قرار داشت. در ضمن تیریون را نیز به عنوان مشاور دنریس دید که هیچ چیز نمی توانست بدتر از این برای سرسی باشد.»

هدی اشاره ای به پیشگویی شوم مگی قورباغه داشت که به سرسی جوان در فلش بکی در قسمت اول در فصل پنجم گفته شد که در آن مگی به سرسی می گوید:

«تو با یک پادشاه ازدواج خواهی کرد. تو برای مدتی ملکه خواهی شد و سپس شخصی جوان تر و زیباتر به تو حمله می کند تا هر چیز عزیزی که داری را از تو بگیرد. پادشاه ۲۰ فرزند خواهد داشت، و تو سه فرزند خواهی داشت که تاج ها و لباس هایی از جنس طلا خواهند داشت.»

خبرنگار همچنین از هدی درباره این که سرسی می گوید به تیم دنریس و جان اسنو کمک می کند تا با ارتش مردگان بجنگند در حالی که قصد اصلی سرسی این است که اجازه دهد که آن ها یکدیگر را بکشند و در همان زمان ارتش خود را تقویت کند نظرش را پرسید که او این گونه پاسخ داد:

«من فکر می کنم که دروغی که او گفت بسیار شوکه کننده بود. سرسی یک فرد رذل می باشد. او از همه بی رحم تر است.»

باید صبر کنیم و ببینیم که در فصل هشتم پیشگویی برای سرسی چگونه پیش می رود.

8 دیدگاه

Skip to comment form

  1. FaN

    تشکر از شما.
    جالبه که لنا هدى چه قضاوتى درباره شخصیت سرسى ارائه میکنه!
    یاد قضاوت ایوان ریون درباره شخصیت رمزى بولتون افتادم 🙂

  2. FaN

    و تو سه فرزند خواهی داشت که تاج ها و لباس هایی از جنس طلا خواهند داشت.
    در این قسمت بهش نگفته بود: «تاج ها و “تابوت‌هایى” از جنس طلا خواهند داشت» ؟

    1. استارک فقید

      چرا گفته بود

  3. علی

    . من اینو بارها داد زدم ، تقریبا از اوایل فصل پنجم به گات فن ها گفتم که این اون سریالی نیست که مارتین دوست داشت ساخته بشه اما مردم باور نکردن اما هر فصلی که گذشت من ا پایان مسخره ی سریال رو دیدم ، دیدم و در مقالاتم این اتفاق رو هشدار دادم و گفتم برای این افراد پول پرست تهیه کننده که بعضی هاشون حتی کتاب رو هم نخوندن و تنها هنرشون حذف کاراکترهاس به به و چه چه نکنید. خوشبختانه هرچی جلو رفتیم اکثر دوستانم معنی حرفام رو فهمیدن . این سریالی بود که عاشقش بودم ، به خودم میگفتم اونقدر منطقی و با معنی هست که یه فرد میتونه از اخر به اول اونو نگاه کنه و بازم از لذت ببره اما حالا از فصل چهارم به بعد …. به قول هاوند به فاک رفت . استاد مارتین بیشتر از همه ی ما از این ماجرا ناراحته اما ترجیح میده این صفحه از زندگیش که اونو یاد اشتباه اعتماد در کتاباش میندازده به دلایلی که در تحلیل قبلی گفتم زودتر بسته شه تا به اثر اصلی عمرش یعنی میراث برجسته ی کل زندگیش و نتیجه ی تلاش حدودن ۳۰ سال از زندگیش از این بیشتر اسیب نرسه . بله اون مارتینی که سر اوردن ادمیور تالی و سلیس و شیرینی در فصل سوم با دن و دیوایس دعوا کرد و گفت به حرفام گوش بدید … الان چی شده که با اینهمه اب بستن به سریالش ساکته؟ چی شده شاه شبی که هنوز در کتاب وارد نشده حالا سپهسالاری که همزمان اژدها سواری میکنه ؟. ادرها در کتاب تا این حد مرموزن که این احتمال وجود داره که فرزندان جنگل و زاغ سه چشم یا همون برادر کش و ارباب زمزمه های پادشاهی سابق جز ادم بدها باشن و ادرها برعکس نجات دهنده باشن ، پس معنی اینها چیه ؟ جواب ما مشخصه، دیدگاه سازندها هالییودی ه، اونا یه اثر ساختار شکن و جدید رو شاید در ابتدا چون سود اور بود تحمل کردن اما حالا دیگه خسته شدن میخان زودتر جمع ش کنن .اونا امی گرفتن رو به صحنه های دراز مکالمه در کتاب ترجیح دادن ، حالا تکلیف مارتین چیه ؟. اون یه فرغون خاک رو به اب نگرفته و نرفته وسطش بشینه زار زار گریه کنه و گل به سرش بماله … اون سکوت کرده اما سکوتش معنا داره. اون میدونه دیگه راه برگشتی نیست و سعی میکنه مثل کاراکتر های کتاباش با منطق یه راهی برای فرار کردن پیدا کنه . همراه خودش و اعتبارش ، اون میخاد کتاباش رو هم از این اسپویل های که بسرش اومد هم نجات بده به همین دلیله که انتشار کتاب مدام تاخیر میخوره. اما در خصوص سریال متاسفانه سریال به فنا رفته تموم شد رفت حالا تنها کاری که ما میتونیم بجای غرغر کردن انجام بدیم اینه که از این خلاقیت های جدید و تا حدودی پشمکینی که از دل دنیای نغمه در غالب سریال در اومده در حالی که میدونیم هرگز در کتاب رخ نخواهد داد لذت ببریم اما همچنان منتظر بیرون اومدن کتاب باشیم چون تا پنج سال بعدش که کتاب اخر بیاد بیرون وقت هست که مارتین از اچ بی او ی پول پرست جدا شه و صدتا فیلم از نو از اثرش ساخته شه.

    1. مرتضی

      آفریک،بخدا حرف دل منو زدی،از فصل ۴ به بعد همش میشد کم رنگ شدن مارتین توی سریالو دید،از اخرای فصل ۶ و ۷ کلا شد قهرمان بازیا و شروورای هالیوودی.ای توف بهشون که همچین سریال خوبیو کردن مثل باقی فیلمتی ابر قهرمانیشون

  4. استارک فقید

    راستی جان تو کتاب زنده نمیشه؟
    یا نبرد حرامزاده ها سرنوشتش چیز دیگه ایه؟

    1. FaN

      در کتاب تا کشته شدن جان اسنو رسیده و چیزى به اسم نبرد حرامزاده‌ها تا اینجاى کار در کتاب نیست.

  5. امین

    چرا کتاب پنجم ترجمه ش نمیاد؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *