تایوین لنیستر

از دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش
پرش به: ناوبری، جستجو
Tyrion Lannister personal arms.png
تایوین لنیستر
House Lannister.png
Tywin.jpg
اثر Amoka

القاب شیر لنیستر

شیر پیر

شیر بزرگ صخره
عنوان لرد کسترلی راک

سپر لنیسپورت
محافظ غرب
دست پادشاه

ناجی شهر(برای بارانداز پادشاه)
خاندان خاندان لنیستر
تولد در سال 244 پس از ورود اگان[۱]
مرگ در سال 300 پس از ورود اگان در بارانداز پادشاه
همسر جوانا لنیستر
کتاب(ها) بازی تاج و تخت(حضور دارد)

نزاع شاهان(حضور دارد)
یورش شمشیرها(حضور دارد)
ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده)

رقصی با اژدهایان(اشاره شده)

بازیگر چارلز دنس
سریال فصل اول | فصل دوم | فصل سوم|فصل 4

تایوین لنیستر (Tywin Lannister) لرد کسترلی راک (Casterly Rock)، سپر لنیسپورت (Shield of Lannisport) و محافظ غرب (Warden of the West) است. او حکمران خاندان لنیستر و یکی از قدرتمندترین لردهای وستروس است، و همچنین پدر سرسی، جیمی و تیریون لنیستر است. او فرزندانش جیمی و سرسی را دوست دارد اما از تیریون بیزار است. بخشی از تنفر تایوین نسبت به تیریون به خاطر نقص ظاهری اوست، اما او همچنین تیریون را به خاطر مرگ همسر عزیزش جوانا، که در هنگام تولد تیریون درگذشت، نیز مقصر میداند، همانطور که او را به خاطر فاحشه های مکررش ننگ خاندان لنیستر میداند.

شخصیت و ظاهر

تایوین لنیستر مردی حسابگر، باهوش، با سیاست، بی رحم و کنترل گر است. او زندگی خودش را به حفظ اعتبار لنیستر ها و اطمینان از محترم شمردن و ترسیدن از خاندان لنیستر اختصاص داده است. تایوین ثابت کرده که فرمانده ای قابل و سیاستمداری زیرک است و دارای حضوری بسیار قدرتمند همراه با نگاهی نا خوشایند است که باعث میشود کمتر مردانی از او روی گردان شوند.

تایوین بلند قامت، لاغر و مردی چهارشانه است که در دهه پنجاه زندگی اش به سر میبرد. او از زمانی که موهای سرش رو به کم پشت شدن کرد سر خود را اصلاح شده نگه میدارد، اما انبوهی از ریشهای طلایی رنگ دارد و همچنین دارای چشمانی سبز به همراه رگه هایی طلایی است. در نبرد، او زره ای قرمز و طلایی رنگ درخشانی به همراه شنلی از پارچه طلایی رنگ میپوشد.[۲]

تاریخچه

دوران جوانی

تایوین فرزند تایتوس لنیستر (Tytos Lannister) است. در مورد دوران کودکی تایوین چیز زیادی نمی‌دانیم، با این حال، دوران جوانی او، در شکل گیری شخصیت و ذهن او نقش داشته است. تایوین مجبور بود تماشا کند که چگونه به خاطر کارهای پدرش خاندان قدرتمندشان رو به تباهی می‌رود. پدر او در حالی که فردی با تواضع و خوش طینت بود، اما اراده‌ی ضعیفی داشت و مشتاق خرسند ساختن دیگران بود، وام‌هایی که می‌داد پس داده نمی‌شد و پرچمدارانش او را به تمسخر می گرفتند و آشکارا از او سر پیچی می کردند. شاید یکی از مهم ترین لحظات برای تایوین، درک معنای قدرت بود، زمانی بود که پدرش در تلاش برای سرکوب پرچمدار سرکششان، لرد تاربک (Tarbeck)،فقط او را زندانی کرد. همسر لرد تاربک در جواب عمل تایتوس سه تن از لنیسترها را اسیر گرفت و تهدید کرد که در صورت عدم بازگشت شوهرش به آن‌ها آسیب خواهد رساند. تایوین به پدرش پیشنهاد داد تا لرد تاربک را سه قسمت کنند و در برابر هر یک از لنیسترهای اسیر شده یکی از تکه‌ها را به همسر او تحویل دهند اما تایتوس خوش طینت تر از آن بود که چنین کاری را انجام دهد. در نتیجه، او در برابر خواسته‌ی بانو تاربک تسلیم شد و ضعف بیشتری را برای جایگاه خاندانشان به ارمغان آورد.[۳]

در نتیجه‌ی حماقت پدرش، تایوین لنیستر، دیگر هیچگاه نخندید چرا که او نسبت به خنده، بی‌اعتماد شده بود، به این خاطر که در جوانیش خنده‌های زیادی را شنیده بود که پدرش و خاندانشان را هدایت می‌کرد. اگر چه که تایوین در جوانیش به ندرت لبخند می‌زد اما پس از مرگ هسرش دیگر حتی لبخند هم نمی‌زد.[۱]

در قدرت

تایوین منتصب شده به عنوان دست ایریس دوم

اعتبار خاندان لنیستر به خاطر ضعف پدر تایوین، تایتوس (Tytos)، خدشه‌دار شده بود.[۴] تایوین مجبور بود تا با گام‌هایی ظالمانه اقدام به اصلاح شرایط کند و افتخار و ثروتی که رو به ویرانی بود را بار دیگر به خاندانشان بازگرداند. تایوین خود را موعظف کرد تا دو خاندان سرکش تاربک (Tarbeck) و رین (Reyne) را به خاطر سرپیچیشان مجازات و سرکوب کند. او بسیار ظالمانه برخورد کرد و دو خاندان را به طور کامل نابود و منقرضشان کرد، و قلعه‌های ویران و در هم شکسته آن‌ها را همانطور رها کرد تا شاهدین خاموشی باشند برای نشان دادن عاقبت افرادی که قدرت کسترلی راک (Casterly Rock) را به تمسخر می‌گیرند.[۵] خشونتی که تایوین برای سرکوب خاندان رین (House Reyne) از خود نشان داد الهام‌بخش ترانه‌ای به نام «باران های کستمیر» (Rains of Castamere) شد که برای ادای دین به این رویداد نوشته شده است. زمانی که لرد فارمن (Farman) از فیر کسل (Faircastle) سرکشی کرد، تایوین فرستاده‌ای را به همراه یک عود نزد او فرستاد و در عوض نامه، فرستاده‌ی او یک بار آهنگ باران های کستمیر را برای لرد فارمن نواخت، در نتیجه لرد دیگر هیچ مشکلی بوجود نیاورد.

سرانجام زمانی که پدر تایوین، تایتوس (Tytos) در هنگام رفتن برای ملاقات معشوقه‌اش در اثر حمله‌ی قلبی مرد،[۶] تایوین تبدیل به لرد کسترلی راک (Casterly Rock) و محافظ غرب (Warden of the West) شد. پس از مرگ پدرش، تایوین معشوقه‌ی او را در حالی یافت که یکی از لباس های مادر مرحوم او را به تن داشت. زنی عامی و دختر یک شمع فروش، که معشوقه‌ی تایتوس شده بود و او را در تسلط کامل خودش داشت، او به شوالیه‌های خاندان دستور می‌داد، کارکنان را عزل و نصب میکرد و خودش را از جواهرات همسر مرحوم تایتوس بهره‌مند می ساخت.[۴] تایوین پیش از تبعید او از سرزمین های غربی (Westerlands)، او را وادار ساخت تا برهنه و زاری کنان از خیابان‌های لنیسپورت (Lannisport) عبور کند و به هر فردی که بر می خورد اعتراف کند که یک فاحشه و یک دزد است.[۶]

تایوین با دختر عمویش جوانا لنیستر (Joanna Lannister) ازدواج می کند و بر مبنا تمامی اطلاعات، عروسی او یکی از شادترین عروسی ها بوده است. جنا لنیستر (Genna Lannister) میگوید که تایوین در روز ازدواجش با جوانا لبخند زده است.[۱] گفته می‌شود که اگر چه تایوین تمامی هفت پادشاهی (Seven Kingdoms) را اداره می کرده (به عنوان دست) اما در خانه این جوانا بود که او را اداره می کرد. جوانا به او فرزندان دو قلویی هدیه می‌کند و او امیدوار بود که یکی از آن دو لرد کسترلی راک و دیگری ملکه‌ی وستروس (Westeros) بشود، اما در یک بد بیاری بزرگ هسر عزیزش در هنگام به دنیا آوردن تیریون (Tyrion) از دنیا می‌رود. با مرگ جوانا تایوین در هم می‌شکند و پس از او دیگر هیچ گاه ازدواج نمی‌کند. گریون لنیستر (Gerion Lannister) یک بار به برادر زاده‌اش تیریون می‌گوید که بهترین بخش از تایوین به همراه جوانا مرده است.[۷]

توانایی‌های تایوین توجه پادشاه ایریس تارگرین دوم (Aerys II Targaryen) را جلب می‌کند، کسی که تحت تأثیر وارث جوان و توانای کسترلی راک (Casterly Rock) قرار گرفته، او را در سن بیست سالگی به عنوان دست پادشاه (Hand of the King) منصوب می‌کند. تایوین خودش را به عنوان یک مدیر شایسته اثبات می‌کند و به مدت بیست سال همرا با صلح و فراوانی موقعیتش را حفظ می‌کند. برخی از مردم به تمسخر می‌گفتند که در حقیقت این تایوین است که دارد قلمرو را اداره می‌کند نه پادشاه. این ها زمانی به پایان رسید که پارانویای ایریس افزایش پیدا کرد و حسادت او منجر به ایجاد اختلافات تلخی میان آن دو شد. به گفته سر باریستان سلمی (Barristan Selmy)، ایریس در هنگام حیات همسر تایوین به او تمایل داشته است و همین موضوع سبب افزایش اختلاف میان آن دو شد. پس از این که ایریس از ازدواج سرسی (Cersei) با وارثش، شاهزاده ریگار (Prince Rhaegar)، خودداری کرد و پسر پانزده ساله و وارث ارزشمند تایوین، جیمی (Jaime) را به عنوان عضوی از گارد پادشاه (Kingsguard) برگزید، او متوجه شد که انگیزه‌ی پادشاه از این کار گروگان گرفتن جیمی بوده است تا از او در برابر تایوین استفاده کند. تایوین به برخی بهانه های ناچیز از موقعیتش استعفا داد و به کسترلی راک بازگشت.

قیام رابرت و پس از آن

تایوین لنیستر اثر Nacho Molina

زمانی که قیام رابرت آغاز شد، لرد تایوین در کسترلی راک (Casterly Rock) خاموش نشست و صبر کرد، او دستور پادشاه ایریس (Aerys) مبنی بر فراخواندن ارتشش را نادیده گرفت و تا پس از پیروزی قاطعانه‌ی رابرت براتیون (Robert Baratheon) در نبرد ترایدنت (Battle of the Trident) بی طرف باقی ماند. پس از نبرد، تایوین همه نیروهایش را جمع کرد و به سمت پایتخت حرکت کرد. پس از اینکه ایریس توسط استاد اعظم پایسل متقاعد شد که تایوین برای کمک به او آمده است، دستور داد تا دروازه‌های شهر را بر روی تایوین بگشایند. نیروهای سرزمین های غربی اقدام به غارت شهر کردند. ایریس پیش از ورود نیروهای تایوین به قلعه‌ی سرخ (Red Keep)، توسط جیمی (Jaime) کشته شد، اما گرگور کلگان (Gregor Clegane) و آموری لورچ (Amory Lorch)، شوالیه‌های سوگند خورده‌ی تایوین، به دستور او، همسر شاهزاده ریگار (Rhaegar)، الیا از دورن (Elia of Dorne) و دو فرزند کودک او رینیس (Rhaenys) و اگان (Aegon) را به قتل رساندند. تایوین اجساد مقتولین را به خاطر پنهان کردن بهتر بدن خونینشان در رداهای قرمز لنیستری پیچید و به عنوان نشانه‌ای از وفاداری به رابرت براتیون پیشکش کرد. چند سال بعد هنگامی که پسرش تیریون از او پرسید که چرا اجازه نداد تا خود رابرت دست هایش را به خون آنان آلوده کند، او پاسخ داد:

ما دیر به رابرت ملحق شدیم و این عمل برای نشان دادن وفاداریمان ضروری بود. زمانی که من آن اجساد را در پای تخت آهنین (Iron Throne) گذاشتم دیگر هیچ مردی نمی‌توانست تردید کند که ما خاندان تارگرین (House Targaryen) را برای همیشه ترک کرده‌ایم. آرامش خاطر رابرت قابل لمس بود، چرا که حتی احمقی مثل او هم، زمانی که فهمید فرزندان ریگار مرده اند، متوجه شد که اکنون تخت آهنین برای او امن است. با این حال، او خودش را یک قهرمان می‌دید و قهرمانان کودکان را نمی‌کشند.[۸]

در حالی که این جو در مملکت بوجود آمده بود که خاندان لنیستر از خاندان مارتل (House Martell) و جامعه‌ی بارانداز پادشاه (King's Landing) بیزار است، ازدواج پادشاه جدید، رابرت براتیون (Robert Baratheon) با دختر تایوین سرسی (Cersei) تضمین شده بود. کسی که پیشنهاد نامزدی‌اش با شاهزاده ریگار توسط ایریس رد شده بود و ناامیدی تلخی را برای تایوین بوجود آورده بود. پس از قیام، تایوین به کسترلی راک بازگشت، جایی که او به عنوان لرد کسترلی راک و محافظ غرب (Warden of the West) به کارش ادامه داد. با توجه به سوء مدیریت مالی پادشاه رابرت و همچنین وصلت تایوین با خاندان سلطنتی جدید، او مکرراً پول‌هایی به سلطنت وام می‌داد، این امر موجب شد تا دربار چیزی بالغ بر سه میلیون اژدهای طلایی (Gold Dragons) به خاندان لنیستر مقروض باشد.

با وجود بی رحمی او، تایوین مدیری قادر و زیرک بود که رفاه زیادی را در طول دوران انتصابش به عنوان دست برای مردم به ارمغان آورد. او همچنین استعداد زیادی در بالا بردن میزان منابع مالی داشت، که منجر به شوخی مداومی شد که او حتی «مدفوعش هم از طلاست».[۹] دختر او سرسی یک بار به یاد آورد که مردم عامی در لنیسپورت (Lannisport)، تایوین را با صدایی دوبرابر بلند تر از تشویقشان برای پادشاه واقعیشان پادشاه دیوانه، تشویق می کردند. او با توجه به نفرتی که مردم بارانداز پادشاه (King's Landing) پس از غارت شهر نسبت به او پیدا کردند در سرزمین های غربی (Westerlands) احترام و علاقه‌ی بیشتری دریافت می‌کرد.

فرزندان

زمانی که تایوین متوجه شد پسرش تیریون (Tyrion) با دختری عامی، به نام تایشا (Tysha)، ازدواج کرده است، عملی که در چشم تایوین منجر به تمسخر دوباره‌ی خاندانشان می‌شد، به تیریون درسی سخت داد. او به برادر تیریون، جیمی (Jaime) دستور داد تا بگوید که آن دختر یک روسپی بوده است و تیریون را وادار سازد تا تماشا کند که چگونه تایوین، تایشا را به گارد محافظینش تقدیم می‌کند و در عوض تجاوز هر یک از آنان به او یک سکه نقره می‌دهد. او تیریون را نیز مجبور ساخت تا به آن دختر تجاوز کند و در ازای او یک سکه طلا به آن دختر داد.[۱۰] او با این عمل دشمنی همیشگی پسرش تیریون را بدست آورد، اما تایوین اهمیتی نمی‌داد و توجه‌اش را به دیگر فرزندانش که تمامی امید او بودند، معطوف کرد.

بعدها تایوین از سفر تیریون برای مشاهده‌ی دیگر نقاط جهان، مانند کاری که برادران تایوین در جوانی انجام داده بودند، جلوگیری کرد. چرا که بیم داشت او شرمساری بیشتر برای خاندان لنیستر (House Lannister) به ارمغان بیاورد و به عنوان یک هدیه برای شانزدهمین سالگرد نامگذاریش او را مسئول اداره و تمیز کردن آبراه‌ها و فاضلاب های کسترلی راک (Casterly Rock) قرار داد.[۱۱]

زمانی که تیریون شانزده ساله شد، سن رسمی بزرگسالی، اعتقاد داشت که دیگر آزاد خواهد بود و اجباری برای انجام خواسته‌های پدرش وجود ندارد. تایوین او را دلسرد کرد و گفت:

هیچ کس آزاد نیست. تنها کودکان و احمق‌ها هستند که فکر می کنند باهوش تر از دیگرانند.[۱۱]

اگر چه فرزندان تایوین به او احترام زیادی قائل هستند، هیچ یک از آن‌ها نتوانستند برنامه‌هایی که او برایشان داشت را عملی کنند، این یک واقعیت است که موجب مشکلات زیادی شده است.[۱۲]

وقایع اخیر

بازی تاج و تخت

چارلز دنس در نقش تایوین لنیستر

تصور می‌شود که پسر تایوین، تیریون (Tyrion)، مسئول فرستادن یک قاتل برای به قتل رساندن برن استارک (Bran Stark) است. به همین خاطر کتلین تالی (Catelyn Tully) همسر دست پادشاه (Hand of the King)، لرد ادارد استارک (Eddard Stark)، تیریون را در مسافرخانه‌ی تقاطع (Inn at the Crossroads) دستگیر می‌کند. او تیریون را برای محاکمه نزد خواهرش لایسا (Lysa) در ایری (Eyrie) می‌برد. با وجود این که تایوین آزادی تیریون برایش اهمیتی ندارد، دستگیری و اسارت او را به عنوان تلاشی برای خدشه وارد کردن به افتخار خاندان لنیستر (House Lannister) می‌بیند، عملی که نمی‌تواند تحمل کند. در نتیجه او سر گرگور کلگان (Gregor Clegane) و افرادش را با لباس راهزنان برای غارت و ایجاد اغتشاش در سرتاسر سرزمین‌های رودخانه (Riverlands)، زادگاه کتلین می‌فرستد.[۱۳] این حملات به عنوان یکی از چند عامل شروع جنگ پنج پادشاه (War of the Five Kings) شمرده می‌شود.

هدف تایوین این بود که ادارد (Eddard) را به خارج از بارانداز پادشاه (King's Landing) بکشاند، اسیرش کند و از او برای آزادی پسرش تیریون (Tyrion) استفاده کند. با این حال، در یک در گیری خیابانی با پسر تایوین، جیمی (Jaime)، ادارد مجروح می شود (جیمی از برنامه پدرش برای دستگیری ادارد بی اطلاع بود) و لرد بریک داندریون (Beric Dondarrion) را به جای میفرستد. هنگامی که نیروهای لرد بریک به مومرز فورد (Mummer's Ford) رسیدند، سربازهای تایوین و گرگور (Gregor) از چند جهت به آنان حمله‌ور شدند. داندریون به شکل مرگباری زخمی می شود، با این حال او توسط توروس از میر (Thoros of Myr) بار دیگر به زندگی باز می‌گردد و در قالب انجمن برادری بدون پرچم (Brotherhood Without Banners) در طول جنگ دست به آزار و اذیت نیروهای لنیستری می‌زند.

با دست آوردهای سریع جنگ، نیروهای تایوین اکثر نقاط سرزمین‌های رودخانه (Riverlands) را بدست می‌گیرند و دست به محاصره ریورران (Riverrun) می زنند درست قبل از اینکه با اولین مخالفین واقعیشان در نبرد گرین فورک (Battle of the Green Fork) رو به رو به شوند. درست پیش از شروع جنگ، تیریون (Tyrion) آزادی خودش را از راه محاکمه از طریق مبارزه در دره ارن (Vale of Arryn) بدست می آورد و در طول راه نیز وفاداری بسیاری از قبایل کوهستان (Mountain clans) را کسب می کند، و به ملاقات پدرش می رود. تایوین او و قبایل را در طول نبرد در جناح چپ سپاهش قرار می‌دهد، به این امید که این مردان نامنظم تار و مار شوند، اما فرمانده‌ی شمالی، که تایوین تصور می کند راب استارک (Robb Stark) جوان و بی‌تجربه است، این شانس را می‌دهد تا شکست بخورد.[۱۴] مردان قبایل تار و مار نمی شوند، به هر حال، فرمانده شمالی‌ها راب استارک (Robb Stark) نیست بلکه روس بولتون (Roose Bolton) محتاط و با تجربه است. نبرد را لنیستر ها پیروز می شوند، اما این نبرد زمان لازم را به گروه دیگری از نیروهای شمال تحت فرمان راب استارک می دهد تا از طریق دو قلو ها (Twins) از ترایدنت (Trident) عبور کنند و محاصره‌ی ریورران (Riverrun) را در هم بشکنند و در همین حین پسر دیگر تایوین، جیمی (Jaime) را اسیر کنند.

پس از مرگ شاه رابرت (King Robert)، تایوین به عنوان دست پادشاه (Hand of the King) جدید برای نوه‌اش جافری براتیون (Joffrey Baratheon) انتخاب می‌شود.[۱۵] پس از نبرد، او تیریون (Tyrion) را به جای خود به عنوان دست به بارانداز پادشاه (King's Landing) می فرستد، تا شهر را برای دفاع در برابر حمله‌ی احتمالی دو برادر مدعی رابرتُ رنلی (Renly) و استنیس (Stannis) آماده سازد، در حالی که تایوین شخصاً جنگ با شمال (North) و سرزمین های رودخانه (Riverlands) را مدیریت می کند.[۱۶]

نزاع شاهان

از دست دادن ریورران (Riverrun) بدین معنا بود که تایوین قادر نیست نیروهای روس بولتون (Roose Bolton) را تعقیب و تحت فشار قرار دهد. در عوض او به سمت جنوب و هارن هال (Harrenhal) پیشروی می‌کند و در همین حال در مورد حرکت بعدی‌اش می‌اندیشد. زمانی که راب استارک (Robb Stark)، به سرزمین های غربی (Westerlands) حمله می کند میزبان لنیستری جدیدش استفورد لنیستر (Stafford Lannister) را در اکس کراس (Oxcross) شکست می‌دهد و خونسردانه همراه با نیروهایش سرزمین های غربی را می پیماید. تایوین برای دفاع از سرزمین های غربی نیروهایش را از [هارن هال]] (Harrenhal) به غرب ارسال میکند. راب برنامه داشت تا نیروهای تایوین را با یک تعقیب گریز طولانی به سرزمین های غربی بکشاند، و نیروهای او را در سرزمین خودشان شکست دهد. با این حال، ادمور تالی (Edmure Tully) که به او وظیفه‌ی نگهداری ریورران (Riverrun) داده شده بود، بی خبر از نقشه‌ی راب (Robb) با نیروهای تایوین در دشت نبرد فورد (Battle of the Fords) رو به رو می شود و جلوی عبور آنان را می‌گیرد.[۱۷]

نیروهای تایوین زخمی و به عقب رانده می شوند، اما این تأخیر موجب می شود تا اخباری به گوش تایوین برسد مبنی بر اینکه رنلی براتیون (Renly Baratheon) به دست برادرش، استنیس (Stannis)، به قتل رسیده است و او همراه با بسیاری از سپاهیان برادرش به سمت بارانداز پادشاه (King's Landing) حرکت کرده است. تایوین نیروهایش را به سمت جنوب شرق و بارانداز پادشاه به حرکت در می‌آورد و قبل از رسیدنشان به شهر، به نیروهای خاندان تایرل (House Tyrell) متحد جدیدشان می پیوندد. نیروهای آن‌ها درست در لحظات پایانی نبرد بلک واتر (Battle of the Blackwater) به شهر رسیدند و موفق شدند نیروهای رو به پیروزی استنیس را شکست دهند و به عقب برانند. تایوین در طول نبرد فرماندهی جناح راست نیروها را بر عهده داشت.[۱۸][۱۹] تایوین توسط پادشاه جافری (King Joffrey) به عنوان «ناجی شهر» نامگذاری شد. تیریون (Tyrion) پسر تایوین، که بیشترین تلاش را برای دفاع از شهر انجام داده بود، در طول نبرد زخم هولناکی برداشته بود.[۲۰]

یورش شمشیر ها

تایوین اثری از TazioBettin

ورود به موقع تایوین به نبرد بلک واتر (Battle of the Blackwater) موجب شد تا اکثریت اعتبار پیروزی برای لنیسترها باشد. تایوین مقام رسمی خودش به عنوان دست شاه جافری (King Joffrey) را کسب می کند[۲۱] و پس از بهبودی، تیریون او را به عنوان ارباب سکه بر می گزیند، حرکتی که تیریون (Tyrion) آن را به چشم تنزل رتبه و توهین می بیند. تایوین همچنین تیریون را مجبور می سازد تا با سانسا استارک (Sansa Stark) ازدواج کند[۵] تا از این طریق، از ازدواج سانسا با ویلاس تایرل (Willas Tyrell) جلوگیری کند، تایوین می خواهد با مدعی شدن تیریون بر وینترفل (Winterfell) از جاه‌طلبی او برای به ارث بردن کسترلی راک (Casterly Rock)، چیزی که قانوناً حق اوست، جلوگیری کند. او همچنین برنامه دارد تا خواستگاری برای دختر بیوه‌اش، ملکه سرسی (Queen Cersei) پیدا کند، اگر چه که هیچ وقت برای همه آشکار نمی شود که او دخترش را برای ویلاس تایرل پیشنهاد داده است اما این پیشنهاد پس از اینکه میس تایرل (Mace Tyrell) با مادرش ،اولنا ردواین (Olenna Redwyne)، مشورت می کند توسط او رد می شود. تایوین از تیریون (Tyrion) می‌خواهد که ازدواجش را تکمیل کند اما او هرگز این کار را نمی کند.[۲۲]

پس از اینکه متوجه می‌شود راب استارک (Robb Stark) به طور غیر منتظره‌ای با جین وسترلینگ (Jeyne Westerling) ازدواج کرده است و خاندان وسترلینگ (House Westerling) با استارکها متحد شده‌اند، تایوین همچنان به وسیله‌ی کلاغ‌ها با مادر جین، سیبل اسپایسر (Sybell Spicer) در ارتباط می ماند. او همچنین با روس بولتون (Roose Bolton)، که پس از تصرف هارن هال به نفع لنیسترها تغییر موضع داده بود، و لرد والدر فری (Walder Frey)، که با ازدواج راب استارک با جین وسترلینگ به او و خاندان فری (House Frey) توهین شده بود چرا که راب در ازای عبور از دوقلو ها (Twins) سوگند خورده بود که با یکی از دختران فری ازدواج کند، ارتباط برقرار می کند. عروسی سرخ (The Red Wedding) نتیجه‌ی مستقیم نامه نگاری‌های آنان بود، که در آن به راب استارک خیانت شد و در حالی که تحت محافظت میزبان بود او و اکثریت همراهیانش توسط میزبانانشان به قتل رسیدند، وقایع عروسی به طور مؤثری در پایان دادن به جنگ و پیروزی خاندان لنیستر (House Lannister) نقش داشت.

تایوین شمشیر والریایی ادارد استاک (Eddard Stark)، آیس (Ice)، را ذوب می کند و به دو شمشیر تبدیلش می کند و به عنوان هدیه، یکی را در روز عروسی جافری (Joffrey) به او می‌دهد و دیگری را به جیمی (Jaime) اهدا میکند.[۲۲] مدت کمی پس از آن، پادشاه جافری در ضیافت عروسی‌اش با مارجری تایرل (Margaery Tyrell) مسموم می شود و می میرد. پسر تایوین، تیریون (Tyrion) به اشتباه متهم به ارتکاب جرم می شود، و تایوین در کنار اوبراین مارتل (Oberyn Martell) و میس تایرل (Mace Tyrell) یکی از سه قاضی دادگاه تیریون می شود. زمانی که تقریباً گناهکار بودن او دارد آشکار می شود، تیریون در خواست محاکمه از طریق مبارزه می کند، و به شکل غیر منتظره‌ای اوبرین داوطلب می شود تا برای او مبارزه کند. سرسی (Cersei) که شاکی تیریون است، سر گرکور کلگان (Gregor Clegane) را به عنوان نماینده‌ی سلطنت انتخاب می کند. گرگور با وجود اینکه توسط نیزه‌ی سمی اوبرین مسموم می شود در مبارزه پیروز می شود و در نتیجه تیریون (Tyrion) مجرم شناخته می شود.[۲۳]

تایوین با مشکلات سیاسی بزرگی پس از محاکمه رو به رو می شود. پیش از کشته شدن اوبرین، گرگور گناهش در قتل الیا مارتل (Elia Martell) و پسر او را در برابر تمامی حاضرین فریاد می زند. تایوین می هراسد که شاید دورن (Dorne) به استنیس براتیون (Stannis Baratheon) ملحق شود، عملی که باعث می شود جنگ، سال‌ها به طول انجامد. او برنامه‌ای می‌چیند تا با اعدام گرگور از خاندان مارتل (House Martell) دلجویی کند، اما این عمل باید به نحوی صورت بگیرد که عدالت پادشاه به نظر بیاید نه تأثیر سم. تایوین به استاد اعظم پایسل (Grand Maester Pycelle) دستور می دهد تا گرگور را معالجه کند ولی تلاش های او بی فایده می ماند.[۲۴]

در طول انتظار برای اجرای حکم، تیریون (Tyrion) توسط برادرش جیمی (Jaime) و واریس (Varys) بی تمایل، از سیاهچال قلعه سرخ (Red Keep) فرار می کند. در هنگام فرار، جیمی حقیقت را راجع به همسر اول تیریون، تایشا (Tysha) به او می گوید، این که او یک روسپی نبوده و یک دختر عامی تنها بود که آن‌ها در جاده دیده بودند اما تایوین او را مجبور کرده بود تا به برادرش تیریون دروغ بگوید. تیریون خشمگین می شود و توسط راه مخفی که واریس نشان او می‌دهد مستقیم به سمت اقامتگاه تایوین در برج دست (Tower of the Hand) می رود، تیریون معشوقه سابق خود شی (Shae) را در حالی در تخت تایوین می یابد که به جز زنجیر طلایی پدرش چیز دیگری به تن ندارد. تیریون او را خفه می کند. سپس او کمانی صلیبی (crossbow) را روی دیوار می‌یابد، آن را بر می دارد و پدرش را در توالت پیدا می کند و از او راجع به تایشا (Tysha) باز خواست می کند. تایوین حالت خصمانه خود را حفظ می‌کند و تکرار می کند که او یک روسپی بوده، تیریون (Tyrion) حرف او را به عنوان آخرین توهین او در نظر می گیرد، و با کمان تیری به سمت او شلیک می کند و تیر به شکل مرگباری به او اصابت می کند. تایوین در حالی که در توالت افتاده و تیر در بدنش است می میرد، در لحظه‌ای که تایوین می میرد و پسرش دارد جنازه او را ترک می کند تیریون با خود فکر می کند:

بوی تعفنی که فضای توالت را پر کرده گواهی است بر اینکه آن شوخی همیشگی در مورد پدرش تنها دروغی مانند دیگر دروغ‌ها بوده، این که مدفوع لرد تایوین لنیستر در آخر از طلا نبود.[۲۵]

ضیافتی برای کلاغ ها

پس از یافتن جنازه تایوین، آن را برای تدفین آماده می‌کنند. سرسی (Cersei)، کتل بلک ها (Kettleblacks) را مجبور می‌کند که جنازه شی (Shae) را ناپدید کنند و سوگند می‌خورد که زبان هرکسی را که در مورد حضور شی در اتاق پدرش حرفی بزند، قطع کند.[۶] یادبود لرد تایوین به مدت هفت روز در سپت بزرگ بیلور (Great Sept of Baelor)، با حظور شوالیه‌ها و لردهای سرزمین های غربی (Westerlands) برگزار شد. بوی جنازه به اندازه‌ای متعفن بود که بسیاری از عزادارانی که نزدیک به جنازه بودند دچار ضعف و بیماری شدند. خشک شدن دهان تایوین موجب شده بود تا لب های او حالتی از لبخند به خود بگیرند،[۲۶] این حالت باعث مشوش شدن حال جیمی (Jaime) و سرسی شد، چرا که لرد تایوین در طول حیاتش به ندرت لبخند می‌زد.

رقصی با اژدهایان

<spoiler>سر کوان لنیستر (Kevan Lannister) در مورد تایوین فکر می کند و اینکه تایوین هرگز در خواب هم نمی دید دختر مو طلایی‌اش یه سرنوشتی (پیاده روی شرم) مشابه سرنوشتی دچار شود که خودش برای معشوقه‌ی پدرشان رقم زده بود.[۲۷]</spoiler>

نقل قول های تایوین

هنگامی که دشمنانت از تو سرپیچی می کنند، تو باید با فولاد و آتش به آن ها خدمت کنی. هنگامی که آن ها زانو زدند، به هر حال، تو باید کمکشان کنی تا بر روی پایشان بلند شوند. در غیر این صورت دیگر هیچ کس جلوی تو زانو نمی زنه. و هر مردی که بگه «من پادشاهم»، پادشاه واقعی نیست. ایریس هیچگاه متوجه این موضوع نشد، ولی تو متوجه خواهی شد، زمانی که من جنگ رو برای تو پیروز شدم و ما بار دیگر صلح و عدالت پادشاه را برقرار کردیم.[۸]

—تایوین به جافری

من هرگز در جنگی مبارزه نمی‌کنم که قرار باشه یه رابرت دوم بر روی تخت آهنین بشینه[۸]
بعضی از نبردها رو میشه با شمشیر و سپر پیروز شد، بعضی دیگر رو با قلم و کلاغ ها[۲۰]

—در مورد عروسی سرخ

اینجا ابزاری برای انجام هر کاری است، و یک کار برای هر ابزاری[۲۲]
تیریون:امکان داره وسترلینگ ها و اسپایسر ها اونقدر احمق باشند که خیال کنند گرگ ها میتونن شیر ها رو شکست بدند؟

تایوین:احمق ترین افراد اغلب اوقات با هوش تر از کسانی هستن که به آن‌ها می خندن[۵]

—تایوین به تیریون

تو پسر من نیستی. تو داری میگی لرد فرمانده گارد پادشاه هستی، همین و بس. باشه سر، برو و وظیفه‌ات رو انجام بده[۲۸]

—تایوین به جیمی

نقل قول های در مورد تایوین

من به یک بچه در گودال افعی بیشتر از لرد تایوین اعتماد می کنم.[۲۹]

—تفکرات ادارد استارک

هر چند وقت یک بار، لرد تایوین در معرض لبخند زدن قرار می گیره، ولی هیچگاه صورت نمی گیری، اما همین حالت هم به تنهایی منظره ای بسیار خوفناک برای تماشاست.[۵]

—تفکرات تیریون

جافری:تو راجع به ایریس صحبت میکنی پدر بزرگ، ولی تو از اون می ترسیدی.

سرسی:جافری، از پدر بزرگت عذرخواهی کن.

جافری:چرا باید اینکار رو بکنم!؟ همه میدونن که این حقیقته. پدرم توی تمام جنگ ها پیروز شد. اون شاهزاده ریگار رو کشت و تاج رو بدست آورد، همون زمانی که پدرت زیر کسترلی راک غایم شده بود.[۸]

جافری


<spoiler>
مردم میگن که تایوین هیچ گاه لبخند نمی زد، اما اون زمان ازدواج با مادرت لبخند می زد، همینطور زمانی که ایریس اون رو به عنوان دست انتخاب کرد. تایگ مدعی بود زمانی که تاربک هال بر روی سر بانو الین، اون هرزه‌ی حقه باز، خراب شد، او لبخند زده بود. همچنین اون هنگام تولد تو جیمی لبخند زد، من با چشمای خودم دیدم.[۱]

جنا لنیستر به جیمی

تایوین در نظر تو مردی قویه. ولی اون قوی تر از چیزی که می‌بایست باشه نیست. پدر ما فردی آرام و مهربان بود، اما مرد ضعیفی بود پرچمدارانش در محافلشون اون رو به تمسخر می گرفتن. برخی به طور علنی از او سرپیچی می کردن. دیگر لردها از او وام میگرفتن و هیچ عجله‌ای برای باز پرداخت آن نداشتن. در دربار به تمسخر به او می گفتند شیر بی دندان. حتی معشوقه‌اش هم ازش دزدی می کرد. زنی که مقامش کمی از یک فاحشه بالاتر بود، جواهرات مادرم را برای خودش برداشته بود، این برای تایوین مقدر بود که خاندان لنیستر رو به جایگاه مناسبش برگردونه. همانطور که مقدر بود او مملکت رو اداره کنه، در زمانی که بیشتر از بیست سال نداشت. اون این بار سنگین رو به مدت بیست سال حمل کرد و تمام دست آوردهای او باعث حسادت پادشاه دیوانه شد. به جای افتخاری که اون سزاوارش بود، تحقیر های بیشماری را از جانب ایریس دریافت می کرد، با این حال اون صلح، فراوانی و عدالت رو به هفت پادشاهی تقدیم کرد. اون تنها یه مرد عادیه.[۴]

کوان لنیستر

من به شش پادشاه خدمت کردم. اما اینجا در برابر ما بزرگترین مردی قرار گرفته که تا حالا توی زندگیم دیدم. لرد تایوین تاج نداشت، با این حال تمام قابلیت هایی که یک پادشاه باید داشته باشه رو داشت.[۲۶]

استاد اعظم پایسل

من هفت سالم بود، زمانی که والدر فری من رو از پدرم برای ام خواستگاری کرد. پسر دوم اون، حتی وارثش هم نبود. پدرم خودش پسر سوم و فرزندان کوچک تلاش می کنند تا تأیید بزرگتر هایشان را بدست بیاورند. فری به ضعف درونی او پی برده بود، و پدرم این پیشنهاد رو پذیرفت تنها به این دلیل که اون لطف کرده باشه. نامزدی من در ضیافتی بزرگ با حضور نیمی از بزرگان غرب، اعلام شد. الین تاربک می خندید و شیر سرخ با خشم از سالن خارج شد، دیگران هم ساکت سر جایشان نشستند. تنها تایوین جرأت کرد که نسبت به این وصلت اعتراض کنه. یه پسر ده ساله. پدرم رنگش مانند شیر مادیان سفید شده بود و والدر فری در جای خودش می لرزید . . . چگونه می تونم بعد از این کار اون رو دوست نداشته باشم؟ این لازم به گفتن نیست که من تمام کارهایی که اون انجام داده رو تأیید می کنم، و از همراهی مردی که اون بهش تبدیل شد لذت می بردم . . . اما هر دختر بچه‌ای به یک برادر بزرگتر برای حفاظت احتیاج داره. تایوین بزرگ بود حتی زمانی که بچه‌ای بیش نبود.[۱]

جنات لنیستر در حال یادآوری برادر بزرگترش

پدر، آیا الان در جهنمی؟ در جهنمی سرد و خوب که بتونی از اونجا منو ببینی که دارم به دختر ایریس دیوانه کمک می کنم که تخت آهنین پس بگیره.[۳۰]

تیریون

تایوین:تو به من شلیک کردی.

تیریون:شما همیشه موقعیت ها رو سریع درک می کردین، سرورم، شاید این دلیل اینه که چرا شما دست پادشاه هستین.

تایوین:تو . . . تو نیستی . . . تو پسر من نیستی.

تیریون:اینجا همون نقطه ایه که داری اشتباه می کنی پدر، چرا، چون من باور دارم که نمونه‌ای کوچک از توهستم. حالا در حق من یه لطفی بکن و سریع بمیر، من یه کشتی برای سوار شدن دارم.[۲۵]

تیریون قبل از مرگ تایوین

</spoiler>

خانواده

تایوین با دختر عمویش جوانا لنیستر ازدواج کرده بود. آن ها صاحب سه فرزند به نام های، سرسی، جیمی و تیریون هستند. جوانا هنگام تولد تیریون جانش را از دست داد. برای هیچکس مشخص نیست که چرا تایوین پسر اول خود را با نام «جیمی» نامگذاری کرد اما پسر دوم و ناقض الشکل خود را با یکی از نام های سنتی خاندانشان «تیریون» نامگذاری کرد.


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دمون
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تایبالت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جرالد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سارله
 
تایبالد
 
تیون
 
تایتوس
 
جین ماربند
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جیسون
 
مارلا پرستر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تایوین
 
جوانا*
 
 
 
 
 
 
 
کوان
 
دورنا سویفت
 
جنا
 
امون فری
 
تایگت
 
دارلسا ماربند
 
گریون
 
استفورد
 
همسری ناشناس
 
جوانا*
 
دامیون
 
شیرا
کریک‌هال
 
مارگوت
 
تیتوس
پیک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
رابرت
براتیون
 
سرسی
 
جیمی
 
تیریون
 
لنسل
 
ویلم
 
مارتین
 
جینی
 
تایرک
 
ارمسانده هی فورد
 
جوی
هیل
 
دون
 
سرنا
 
میریله
 
لوسیان
 
لانا
 
آنتاریو جاست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جافری
براتیون
 
میرسلا
براتیون
 
تامن
براتیون
 
مارجری
تایرل
 
 
 
 
 


منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ضیافتی برای کلاغ ها، فصل 33، جیمی.
  2. بازی تاج و تخت، فصل 56، تیریون.
  3. یورش شمشیرها، فصل 44، جیمی.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ یورش شمشیرها، فصل 66، تیریون.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ یورش شمشیرها، فصل 19، تیریون.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ضیافتی برای کلاغ ها، فصل 3، سرسی.
  7. یورش شمشیرها، فصل 38، تیریون.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ یورش شمشیرها، فصل 53، تیریون.
  9. نزاع شاهان، فصل 30، آریا.
  10. بازی تاج و تخت، فصل 42، تیریون.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ رقصی با اژدهایان، فصل 8، تیریون.
  12. ضیافتی برای کلاغ ها، فصل 44، جیمی.
  13. بازی تاج و تخت، فصل 43، ادارد.
  14. بازی تاج و تخت، فصل 62، تیریون.
  15. بازی تاج و تخت، فصل 57، سانسا.
  16. بازی تاج و تخت، فصل 69، تیریون.
  17. نزاع شاهان، فصل 45، کتلین.
  18. نزاع شاهان، فصل 62، سانسا.
  19. یورش شمشیرها، فصل 14، کتلین.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ یورش شمشیرها، فصل 4، تیریون.
  21. نزاع شاهان، فصل 64، آریا.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ یورش شمشیرها، فصل 32، تیریون.
  23. یورش شمشیرها، فصل 70، تیریون.
  24. یورش شمشیرها، فصل 72، جیمی.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ یورش شمشیرها، فصل 77، تیریون.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ضیافتی برای کلاغ ها، فصل 8، جیمی.
  27. رقصی با اژدهایان، مقدمه.
  28. یورش شمشیرها، فصل 62، جیمی.
  29. بازی تاج و تخت، فصل 4، ادارد.
  30. رقصی با اژدهایان، فصل 5، تیریون.