کارث

از دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش
پرش به: ناوبری، جستجو
کارث
شهری تجاری و بندری
Qarth.jpg
مکان ایسوس
حاکم ، اصیل زادگان، جرگه سالاری.
مذهب مذاهب گوناگون
مکانهای مهم خانه ی نامیرایان، تالار هزار اریکه، معبد خاطره، دیوارهای سه گانه ی کارث
سازمانها سیزده، انجمن برادری تورمالین، صنف کهن تاجرین ادویه، افسوس خورها، ساحرین
کارث بین شهرها بزرگ ترینیه که ساخته شده یا در آینده ساخته می شه.[۱]

پیات پری (Pyat Pree)

کارث بندری باستانی است که در ساحل جنوبی قاره ی ایسوس (Essos) قرار دارد. واقع شدن در موقعیتی مرکزی، کارث را دروازه ی تجارت و فرهنگ بین شرق و غرب، و شمال و جنوب کرده است[۱]. با ثروتی سرشار، معماری شهر به نمایشی باشکوه تبدیل شده است. اینجا خانه ی ساحرین (Warlocks) و ملوک التجار است و اسما توسط اصیل زادگان (Pureborn) اداره می شود، اگرچه اصناف قدرتمند سیزده (Thirteen)، انجمن برادری تورمالین (Tourmaline Brotherhood) و صنف کهن تاجرین ادویه (Ancient Guild of Spicers) همگی در تلاش اند تا در حکومت بر شهر نقشی داشته باشند. به کارث با نام ملکه ی شهرها هم اشاره می شود.[۲] دنریس (Daenerys) هنگام ورود به کارث با خودش فکر کرد که شکوه شهر را نمی توان انکار کرد.[۱]

درباره ی شهر

مکان

کارث در جنوب شرقی لازار (Lhazar) و برهوت سرخ (Red Waste) که در سمت غربی شان شهرهای بزرگ برده داران میرین (Meereen)، آستاپور (Astapor) و یونکای (Yunkai) قرار دارند، واقع شده است. کارث در سواحل دریای یشم (Jade Sea) تنگه های کارث (Straits of Qarth) را کنترل می کند. تنگه هایی که دریای تابستان (Summer Sea) را به دریای یشم (Jade Sea) افسانه ای متصل می کند. این موقعیت عالی کارث را به دروازه ی بین سرزمین های وستروس (Westeros)، شهرهای آزاد (Free Cities) و خلیج برده داران (Slaver’s Bay) و سرزمین های شرقی تری چون آشایی (Asshai)، سرزمین های سایه (Shadow Lands) و یی تی (Yi Ti) تبدیل کرده است. کارث به عنوان مرکز جهان توصیف شده است.[۱]

ثروت عظیم

مدیریتی موفقیت آمیز برای باقی ماندن در نقطه ی حیاتی تجارت برای سده ها، کارث را کاملا سرشار از ثروت کرده و معماری شهر به نمایشی با شکوه تبدیل شده است. ساختمان هایش به رنگ های گلی (rose)، بنفش (violet) و گل ماشی (قهوه ای مایل به زرد) (umber) رنگ شده اند. خیابان هایش با مجسمه های برنزی خط دار شده، فواره هایش به شکل موجودات خیالی تراشیده شده و معابرش با طاق های برنزی تزیین شده با سنگ های قیمتی، حاشیه دار شده اند.

حاکمان

کارث اسما توسط اصیل زادگانی (Pureborn) اداره می شود که در تالار هزار اریکه (Hall of a Thousand Thrones) می نشینند. آنها به تمام موضوعات مهم شهر رسیدگی کرده و بر ناوگان جنگی مجللی که از آبراه های بین دریاها مراقبت می کند و گارد شهر فرماندهی دارند. اگرچه اصناف قدرتمند سیزده (Thirteen)، انجمن برادری تورمالین (Tourmaline Brotherhood) و صنف کهن تاجرین ادویه (Ancient Guild of Spicers) همگی در تلاش و تکاپو هستند تا نقشی در حکومت و دسیسه های سیاسی شهر بازی کنند.

ساختمان ها

دنریس در هنگام ورود به نظرش می رسید که تمام رنگ هایی که در ویس تولورو (Vaes Tolorro) غایب بودند در کارث جایگاهشان را یافته بودند؛ ساختمان های اطرافش به خارق العادگی رویا، رنگ های گلی، بنفش و گل ماشی داشتند. طاقی برنزی که از زیرش رد شد، به شکل دو مار در حال جفتگیری ساخته شده بود که فلس هایشان پوسته های ظریفی از یشم، آبسیدین و سنگ لاجورد بود. برج های باریک بلندتر از هر چیزی بودند که دنی به عمرش دیده بود و هر میدان فواره های پرنقش و نگاری داشت که به شکل شیردال و اژدها (Dragon) و مانتیکور (Manticore) ساخته شده بود.

بازار بزرگی وجود داشت که قهرمانان شهر با ابعادی سه برابر زمان زندگیشان، بر ستون های مرمری سبز و سفید ایستاده بودند.[۱] دنی (Dany) و کالاسارش از میان بازاری با بنایی غار مانندی گذشتند که سقف مشبکش خانه ی هزاران پرنده ی رنگارنگ و خوش آواز بود. روی سقف حجره ها درختان شکوفه و گل ها غنچه داده بودند و زیرشان انگار هر جنسی که خدایان به این دنیا ارزانی داشته بودند، برای فروش پیدا می شد.

  • تالار هزار اریکه (Hall of a Thousand Thrones)، محل فرمانروایی در کارث است. اصیل زادگان (Pureborn) بنشسته بر صندلی های چوبی در ردیف های منحنی شکل این مکان، حکومت می کنند. آنجا کفی مرمری و سقف بلند گنبدی شکلی دارد که روی آن صحنه های از تاریخ کارث نقاشی شده است. صندلی های بزرگی که با طلا، لاجورد، اونیکس، یشم و کهربا حکاکی و تذهیب شده است. هیچکدام از آنها شبیه هم نیستند.[۳]
  • معبد خاطره، محل قربانی های سنتی است.[۳]
  • خانه ی نامیرایان (House of the Undying)، که به طور عامیانه به «قصر غبار» نیز شناخته می شود، تا همین اواخر مرکز قدرت ساحرین (Warkocks) کارث بود. آنجا توسط یکی از اژدهایان (Dragons) دنریس تارگرین (Daenerys Targaryen) نابود شد. پس از نابودی، علف اشباح (Ghost Grass) در «باغ گهانه» (Garden of Gehane) رشد می کرد و در جاده ی ساحرین لاکپشت های موهوم بین خانه های بدون پنجره در حال رساندن پیام دیده شدند.[۴]

بندرگاه

شهر یکی از بزرگترین بندرگاه های جهان را داراست، لنگرگاهی سرپوشیده و سرشار از رنگ، با باراندازهای بزرگ سنگی که برای کشتی های تجاری اصناف مختلف رزرو شده و در انتهای لنگرگاه، باراندازهایی برای کشتی هایی که از راه دور می آیند، کنار گذاشته شده اند.[۵] میخانه ها، انبارها، قمارخانه ها، فاحشه خانه ها و معابد خدایانی عجیب همگی در کنار هم جمع شده اند. همه نوع آدمی از جیب برها و گلوبرها تا طلسم فروش ها و صراف ها به میان مردمی می روند که کالاهای خود را در ساحل دستفروشی می کنند. مانند میدان فروشی عظیم که هرگز بسته نمی شود. جایی که کالاها (معمولا دزدی) کسری از قیمت شان در بازار را دارند.[۴]

استحکامات

دیوارهای شهر کارث

کارث توسط سه دیوار ضخیم با ارتفاع های سی، چهل و پنجاه قدم احاطه شده، که به ترتیب با تصاویر حیوانات، جنگ و عشق بازی حکاکی شده اند.[۱] دیوارهای سه گانه ی کارث یکی از نه عجایب ساخته ی بشر است که در کتاب عجایب ساخته ی بشر (Wonders Made by Man) نوشته ی لوماس لانگ استرایدر (Lomas Longstrider) گزارش شده است.[۶]

  • دیوار بیرونی – دیوار بیرونی از ماسه سنگ سرخ به ارتفاع 30 قدم ساخته و با حیوانات تزیین شده است؛ مارها درهم می لولند، پرآذران ها پرواز می کنند، ماهی ها شنا می کنند، و در میانشان گرگ های برهوت سرخ و گوراسب های راه راه (Zorses) و فیل های (Elephants) غول پیکر به چشم می خورند.
  • دیوار میانی – دیوار میانی از گرانیت خاکستری است با ارتفاع 40 قدم که صحنه های جنگ زنده اش می کند: چکاچک شمشیر و سپر و نیزه، تیرهای پرتاب شده، قهرمان های درگیر نبرد و بچه هایی که سلاخی می شوند، تل هایی از مردگان.
  • دیوار داخلی – دیوار داخلی از مرمر سیاه به ارتفاع 50 قدم ساخته شده و صحنه هایی از عشقبازی بر آن حکاکی شده که گل به صورت دنی (Dany) می آورد.

دروازه ی خارجی چارچوب مسی دارد، میانی از آهن است و داخلی گلمیخ هایی طلایی به شکل چشم دارد. همگی با نزدیک شدن دنریس تارگرین (Daenerys Targaryen) گشوده شدند. دیوارهای سه گانه ی کارث قرن هاست که برای دفاع استفاده نشده اند، اما همچنان در سر جای خود باقی اند و نمایانگر قدرت شهرند.

برده داری

کارثی ها تجارت برده می کنند و در شهر به برداری (Slavery) ممارست می کنند. آنها برده داری را امری ضروری برای مدنیت خود می دانند و هیچ شکی نسبت به وجود آن ندارند، به طوری که زارو خوان داکسوس (Xaro Xhoan Daxos) به دنریس (Daenerys) گفت:

... شکوه اینه که ملکه ی شهرها [کارث] بر پشت بردگان استراحت می کنه. از خودتون بپرسید، اگه هر کسی برای غذا کثافتا رو بگرده، چطور کسی می تونه چشماشو برای دیدن ستاره ها بلند کنه؟ اگه هر کدوم از ما برای ساختن یه آلونک پشتشو بشکنه، چطور معابد برای تمجید خدایان برافراشته بشه؟ برای بزرگی عده ای از انسان ها، بقیه باید بردگی کنند.[۲]

متفرقه

کشتی های ادویه ی کارثی می توانند به بزرگی قصرها باشند.[۷]

شترسواران کارثی زره پولک دار مسی و کلاه خود پوزه دار با عاج های مسی و پرهای بلند ابریشمی مشکی می پوشند. آنها بر زین های بلند مینا کاری شده با پاقوت و لعل می نشینند. شترهایشان در پتوهایی به صد رنگ مختلف پوشانده شده اند.[۱] ستونی از شترسواران از شهر بیرون آمدند تا گارد افتخاری دنریس (Daenerys) در هنگام ورودش باشند.

پس از رد شدن از جانب اصیل زادگان (Pureborn)، دنی حین حرکت در تخت روان، متوجه شد که در بیرون، شهر بزرگ در حال زمزمه و پچ پچ و غلیان است و تمام آن صداهای بیشمار به یک صدای آهسته همچون امواج دریا تبدیل می شود.[۳]

وقتی کال دروگو (Drogo) زنده بود، درباره ی روزی خیال پردازی می کرد که شهرهای بزرگ شرق از جمله کارث را غارت می کند.

مردم کارث

مردم عامه

کارثی ها مردمانی بلند قد و رنگ پریده اند که دوتراک ها (Dothraki) به خاطر رنگ پوستشان به آنها «مردان شیری» (Milk Men) می گویند.[۱] آنها به سفسطه گری خود می بالند و گریستن را در این دوران احساسات زننده نشانی از مدنیت می دانند.

سبک لباس پوشیدن کارثی ها برای زنان یکی از پستان ها را در معرض دید (one breast exposed) می گذارد، در حالی که مردان به دامن ابریشمی منجوق دار علاقه دارند. جنگجویان کارث زره فلس دار مسی و کلاه خود پوزه دار با عاج های مسی و پرهای بلند ابریشمی سیاه می پوشند و بعضی از نگهبانانش سوار بر شترند.[۱]

آنها خودشان بر کوسن هایی بر روی زمین می نشینند.[۱] بازرگانان ثروتمند کارث گاهی اوقات جواهر بر بینی شان می گذارند.[۵]

نامیرایان کارث

کارث به سبب ساحرینش (Warlocks) بسیار مشهور است. ساحرینی که به نامیرایان کارث مشهورند و در سراسر شرق مورد ترس و احترام واقع اند. مانند صنف کیمیاگران (Alchemist’s Guild) هفت پادشاهی (Seven Kingdoms)، قدرت و اعتبار ساحرین (Warlocks) هم طی سالیان رو به نقصان گذاشته است. بیشتر ساحرین لب های آبی دارند. آنها عصاره ی عصرگاهی (Shade-of-evening) می نوشند که لبهایشان را آبی می کند.[۱] دژ ساحرین و جایگاه قدرتشان، خانه ی نامیرایان (House of Undying) است که خانه ی نامیراها (Undying Ones)، مرموزترین و احتمالا کهن ترین و قدرتمندترین ساحرین می باشد.[۱]

در کارث گفته ای در مورد ساحرین وجود دارد:

خانه ی ساحرین بر استخوان و دروغ بنا شده است.[۱]

افسوس خورها

کارث خانه ی صنفی از قاتلین به نام افسوس خورها (Sorrowful Men) نیز هست که درست قبل از کشتن قربانیانشان زمزمه می کنند، «متاسفم».[۳] کارثی ها چیزی جز افراد مودب نیستند.

رسومات

ازدواج

شوهران و همسران دارایی هایشان را پس از ازدواج حفظ می کنند، اگرچه در روز عروسی رسم ازدواجی وجود دارد. داماد هرچیزی از دارایی های عروسش و عروس هرچیزی از دارایی های داماد را می تواند درخواست کند.هرچیزی از سوی هرکدام درخواست شود، نمی تواند رد شود و متعلق به دیگری به حساب می آید. این امر به عنوان هدیه ای از وفاداری از سوی عروس و داماد به یکدیگر تلقی می شود.[۳]

حوادث اخیر

بازی تاج و تخت

سمول تارلی (Samwell Tarly) در گفتگو با جان اسنو (Jon Snow) به این شهر اشاره کرده، می گوید که در یکی از تلاش های پدرش برای درمان بزدلی او، یکبار دو ساحر (Warlocks) از کارث را به قلعه اش در هورن هیل (Horn Hill) آورد.

نزاع شاهان

پس از آنکه دنریس تارگرین (Daenerys Targaryen) جاگو (Jhogo) را برای کشف آنچه در نزدیکی شهر متروکه باقی مانده، فرستاد، سه نماینده از کارث – پیات پری (Pyat Pree)، زارو خوان داکسوس (Xaro Xhoan Daxos) و کوایته (Quaithe)- او را در بازگشت به ویس تولورو (Vaes Tolorro) همراهی کردند.[۵] فرستادگان دنریس و کالاسارش را تا کارث همراهی کردند. وقتی دنریس به کارث رسید، سه اژدهای جوانش معجزه ای در شهر باستانی بودند.[۵][۱][۳]

زارو خوان داکسوس (Xaro Xhoan Daxos)، یکی از اعضای سیزده (Thirteen)، مهمان نوازی در قصرش را در مدتی که او و کالاسارش در کارث هستند، پیشکش کرد که دنی پذیرفت. مطابق راهنمایی او، دنریس به دنبال ملاقات با اصیل زادگان (Pureborn) بود تا در تالار هزار اریکه (Hall of a Thousand Thrones) ناوگان کشتی رانی آنها یا بخشی از آن و تعدادی از سربازانشان را درخواست کند.[۳] اصیل زادگان درخواست او را رد کردند.

به دنبال گسترش شایعه ی اژدهایان زنده در شرق، جویندگانی آمدند تا ببینند آیا این روایت درست است. زارو خوان داکسوس کاری کرد که فقیر و غنی، هر یک هدیه ای به مادر اژدها (Mother of Dragons) تقدیم کنند. قطره قطره ای که آغاز شد زود به سیل تبدیل شد.

  • ناخدایان بازرگان از میر (Myr) توری، از یی تی (Yi Ti) صندوق زعفران و از آشایی (Asshai) کهربا و شیشه ی اژدها (Dragonglass) می آوردند.
  • تاجرین کیسه های سکه تقدیم می کردند، نقره گرها انگشتری و زنجیر.
  • فلوت زن ها برایش فلوت زدند، تردست ها معلق زدند و تردستی کردند، رنگرزها رنگ هایی به او پوشاندند که از وجودشان خبر نداشت.
  • زوجی از جوگوس نهایی (Jogos Nhai)، یکی از گوراسب های (Zorses) راه راه شان را به او تقدیم کردند؛ سیاه و سفید و تندخو.
  • بیوه ای جسد خشک شده ی شوهرش را آورد که با ورقه های نقره پوشانده شده بود؛ معتقد بودند که در چنین بقایایی نیروی زیادی نهفته است، خصوصا اگر متوفی مثل این مورد جادوگر بود.
  • انجمن اخوت تورمالین تاجی را به او اهدا کرد که به شکل اژدهایی سه سر ساخته شده بود؛ بدن ها طلای زرد بود، بال ها نقره ای، سرها تراشیده شده از یشم و عاج و اونیکس.

تاج تنها هدیه ای بود که دنی نگه داشت. باقی را برای جمع کردن ثروتی فروخت که برای اصیل زادگان تلف شد. زارو می خواست تاج را نیز بفروشد؛ قسم می خورد که سیزده (Thirteen) خیلی بهترش را برای او تهیه خواهد کرد؛ اما دنی اجازه نداد و به او گفت:

ویسریس تاج مادرم رو فروخت و مردم بهش گدا گفتن. این یکی رو نگه می دارم تا بهم ملکه بگن.

و چنین کرد، با وجود آنکه وزن آن گردنش را به درد می آورد.

پس از رد شدن از جانب اصیل زادگان، دنریس پذیرفت تا با پیات پری (Pyat Pree) به بازدید خانه ی نامیرایان (House of the Undying) برود.[۱] وقتی دنریس در خانه ی نامیرایان مورد حمله ی نامیراها (Undying Ones) قرار گرفت، آنجا را نابود کرد.

در پی تخریب خانه ی نامیرایان و پس از آنکه انجمن اخوت ترومالین، صنف کهن تاجرین ادویه و اصناف بازرگانی اصیل زادگان خواهان اخراج و قتل احتمالی دنریس پس از نابودی خانه ی نامیرایان شدند، او مجبور به فرار از کارث شد.[۴] تنها نفوذ زارو مانع از آن شد که سیزده نیز با سایر اصناف بازرگانی همصدا شود.

یورش شمشیرها

اسپویلر


رقصی با اژدهایان

اسپویلر


نقل قول ها

چقدر در نظر کارثی ها وحشی به نظر می رسیم.[۱]

—افکار دنریس تارگرین وقتی او و کالاسارش به کارث وارد شدند.

زمانه ی عجیبی در کارث شده.

زارو خوان داکسوس

کارث من یه گدا بودم.[۹]

—ملکه دنریس تارگرین به کوایته

« کارثی ها شیر در رگ هاشون دارن.

داریو ناهاریس

منبع و یادداشت ها