رفتن به مطلب

Jon_Stark

اعضا
  • تعداد ارسال ها

    7
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

0

اطلاعات شخصی

  • مرز اسپویل من
    تا آخر فصل 5 سریال
  1. ببخشید من کتاب رو نخوندم، تو کتاب استنیس شیرین رو آتیش نمیزنه؟؟
  2. Jon_Stark

    سرنوشت جان اسنو

    ببینید به نظر من مارتین قصد داره که آدر ها بتونن یه حمله ی بی دردسر و موفقیت آمیز به وستروس داشته باشن چون غیر منطقیه که حضور یه موجود رو اینقدر پررنگ کنی و سریعا نابودش کنی! اگه جان اسنو زنده میموند و به چاره اندیشی علیه آدر ها ادامه میداد جلوشون رو می گرفت. پس مارتین باید جان رو از سر راه کنار می زد تا لشکر مردگان به راحتی از دیوار رد بشه. حالا اینجا دو موضوع وجود داره، اگه ما "جان" رو منجی وستروس در برابر آدر ها بدونیم، میشه امیدوار بود که حضور ملیساندر در کسل بلک دقیقا زمانی که جان کشته میشه، بی دلیل نبوده، اما اگه منجی شخص دیگه ای مثل دنریس یا ریکان یا برن باشه که اصلا نباید به برگشت جان امیدوار باشیم. البته دعا میکنیم و احتمال میدیم که مورد اول درست باشه.
  3. دوستان به هیچ وجه برن رو فراموش نکنید چون به گفته ی فرزندان جنگل قراره قدرت پرواز پیدا کنه. من که خیلی به این موضوع امیدوارم. همچنین عموی کتلین هنوز زنده هست و شاید در خفا داره برای گرفتن انتقام برادر زاده اش و راب متحدانی جمع آوری میکنه.
  4. Jon_Stark

    اشتباهات استراتژیک گرگ جوان

    مطمئنا بزرگترین و با تجربه ترین پادشاهان و شوالیه ها و لرد ها هم، دچار اشتباهاتی میشوند. شاید به دلیل شتابزدگی در تصمیم، خشم، ترس یا عشق! و چه بسا کوچک اشتباهاتی که سر سبز می دهد بر باد! حال چه رسد به راب استارکی که در اولین جنگی که در عمرش تجربه میکند، خود را شاه شمال نامیده و بر حدود بیست هزار شمالی فرماندهی میکند. البته ژنتیک استارک ها پهلوانی و رشادت بزرگی به او عطا کرده بود طوری که تا آخر عمرش هیچ جنگ رو در رویی را شکست نخورد، اما بی تجربگی و بهتر است بگوییم بی تجربگی در نحوه ی برخورد با عشق یا خشم، او را هلاک کرد. بیایید نگاهی به اشتباهات گرگ جوان که خودش، مادرش و لشکریانش را به باد فنا داد، نگاهی داشته باشیم: 1-شکستن عهد خود با فری ها : میتوان گفت این مورد، مقدمه ای بر دیگر موارد بود! وقتی با کسی عهد میبندی که با دخترش ازدواج کنی، و به محض اینکه به هدفت رسیدی، به دنبال عشق و علاقه ی خودت بروی! کسی که خود را شاه شمال نامیده و قصد گرفتن انتقام پدرش را دارد، نمیتواند برای رسیدن به اهدافش، راه زندگی شخصی و سیاست را از هم جدا کند، پس اگر میخواهد این دو از هم جدا باشند، باید دست از کار های بزرگ و قهرمانانه بردارد، در روستایی کوچک کشاورزی کرده و در نهایت با دختر آرزو هایش ازدواج کند. 2-اعدام ریکارد کاراستارک : فرض کنید بزرگ خاندانی را که نیمی از سپاهیانتان را تشکیل می دهند، فقط به جرم اینکه دو پسر بچه ی زندانی و اسیر را کشته است، اعدام کنید! قطعا لشکر از هم می پاشد. اگر این اعدام صورت نمیگرفت، هیچ گاه راب مجبور نبود برای پر کردن خلا موجود در سپاهش، دست به دامن فری ای شود که به او خیانت کرده است. 3-اعتماد به ثیان : پسرک بیچاره ای که از کودکی به عنوان گروگان زندگی کرده و این جمله در گوشش زمزمه می شده است :"اینجا سرزمین تو نیست." حال راب دارد این پسرک را که اکنون از بزرگان سپاهش است، به یک مذاکره می فرسد، مذاکره با پدری که سال ها او را ندیده! حتی اگر ثیان به خاطر کاری که پدرش پس از شکست در مقابل استارک ها انجام داد، از او متنفر باشد، حس میهن پرستی و خانواده دوستی او را وادار به نافرمانی می کند. شاید اگر این اعتماد صورت نمی گرفت، بولتون های خائن به این زودی ها راهشان به وینترفل باز نمی شد. 4-اعتماد به بولتون ها : بولتون ها همواره در حال جنگ با استارک ها برای تصاحب شمال بوده اند اما هیچگاه موفق نشده اند. شکی در آن نیست که کینه ای بزرگ در دل هر بولتون نشسته و منتظر یک فرصت است تا به آرزوی چندین و چند ساله اش برسد، و این موضوع وقتی عملی می شود که راب استارک به آنها اعتماد کرده و برای بازپس گیری وینترفل راهیشان می کند و چه فرصتی از این بهتر! هیچ استارکی در وینترفل نیست و ما هم اکنون آن را تصاحب کرده ایم پس ما فرمانروایان شمالیم !
  5. Jon_Stark

    اشتباهات در مقالات ویکی

    اشتباه نیست. ویکی بر اساس روند و وقایع داستانی کتاب نوشته شده نه سریال. کتاب و سریال تو این مورد با هم تفاوت دارن بله اشتباه از من بود ممنون از اطلاع رسانی
  6. Jon_Stark

    اشتباهات در مقالات ویکی

    سلام ، ببخشید در مقاله ی مربوط به "رمسی اسنو" ، همسر رمسی نوشته شده آریا استارک. در حالی که همسر رمسی سانسا استارک هست. لطفا اصلاح بفرمایید.
  7. اگه لیدی اولنا پشت ماجرای مسموم شدن جافری نبود به هیچ وجه انتخابش نمیکردم. اما این مادربزرگ خطرناک، فقط برای اینکه نوه اش با یک هیولا ازدواج نکنه، اون هیولا رو تو مراسم عروسیش با یه سم مهلک میکشه! پس میتونه خطرناک ترین باشه.
×