xerxes4396
-
تعداد ارسال ها
18 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
پست ها ارسال شده توسط xerxes4396
-
-
در 6 ساعت قبل، Momomo گفته است :نه اصلن بحث بودجه نبوده..تو یه سایت خارجی خوندم اچ بی او گفته هیچوقت بحث بودجه نداشتیم..نمیدونم چرا اچ بی او تاکید داشته ک شیش قسمت تمومش کنن در صورتی ک میشد با افزایش قسمت ها هم منطقی تر داستان رو پیش برد هم با صبر و حوصله ی بیشتر
اصلا همون نبرد با نایت کینگ میتونست یک سیزن باشه. واقعا این همه عجله برای تموم کردن سریال عجیبه.
معمولا سریالهای موفق رو وقتی تموم میکنن که منحنی محبوبیتش رو به افول بره نه گات که محبوبیتش بالاتر هم رفته
در 6 ساعت قبل، Momomo گفته است : -
در در ۱۳۹۸/۲/۱۸ at 23:09، تینا استارک گفته است :برن اگه قرار بود دخالتی کنه باید تو جنگ نایت کینگ دخالت میکرد. اونجا که مث هویج بود
نکته طنز اینجاست که فصل قبل هنگامی که جیمی داشت پایتخت رو ترک میکرد برف میبارید. ولی الان کینگز لندینگ چله تابستونه
فکر کنم به خاطر مردن شاه شب زمستون هم تمام شده
-
########################کسی از شوالیه های ویل خبر داره؟###############################
یک نکته میخواستم بگم که شاید بعضیها مطابط سلیقه شون نباشه تیم HBO از وقتی از کتاب جلو افتاد تو فیلمنامه قشنگ ضعف پیدا کرد. کاملا هالیوودی و کلیشه ای داره پیش میره. تقصیر مارتین هم هستش با اون فس و فس کردنش تو نوشتن کتابهای بعدیش. میترسم بمیره و کتابها نیمه تمام بمونه
اگه دقت کنید الان هم بیشتر به جای داستان و فیلم نامه روی کارگردانی و جلوه های ویژه مانور میدن
-
با شما موافقم یکی دو تا سوال هم برای من پیش اومده
مهمترینش اینه که سر جوراه یک دفعه از کجا پیداش شد که دنریس رو نجات بده و اینکه اگه دوتراکیها با شمشیرهای آتشین در عرض چند دقیقه نابود شدن پس بقیه هم باید خیلی سریع شکست میخوردن
-
بنظر من فصل متوسطي بود. و بزرگترين ضعفش هم فيلمنامه ضعيفش هست. ريتم تند سريال هم مزيد بر علت شده طوري كه خيلي از خطهاي داستاني رو يا ول كردن يا سرهم آوردن. خط داستاني دورن اصلا ول شد. خط داستاني وينترفل و ويل خيلي سرهم بندي شده بود. خط داستاني آنسوي ديوار هم خوب پردازش نشده بود. از پيچيدگيهاي فصلهاي قبل هم خبري نبود و يك داستان خطي و قابل پيش بيني رو ارائه كرده بودن. براي من اپيزود 4 اين فصل بهترين بود و اپيزود 3 و 6 ضعيفترينها
اصلا از رابطه رمانتيك جان و دني خوشم نيومد. در كل اين فصل جان رو يك آدم كم هوش كه فقط شجاعت (شما بخونيد كله شقي) داره نشون دادن. در حالي كه فصلهاي قبل قشنگ دغدغه ها و كشمكشهاي دروني جان به تصوير كشيده شده بود و همينها بود كه منو به جان علاقه مند كرد نه جان كم هوش ، بي سياست و بي سر و زبوني كه اين فصل ازش نشون دادن
با نظر دوستمون موافقم كه مارتين مقصر اصلي اين بي نظميه به هر حال وقتي اثري مينويسي بايد به مخاطبت احترام بزاري و به موقع كتاب رو تحويل ناشر و سازنده ها بدي نه اينكه هر وقت دلت خواست و عشقت كشيد چهار تا خط بنويسي. مگه چند سال ميشه اين گروه بزرگ هنرپيشه ها و عوامل رو كنار هم داشت .
-
همين الان ديدن اپيزود 7 رو تموم كردم. براي من كه كل شش فصل قبل رو در عرض دو ماه ديدم وبلافاصله رسيدم به اول فصل هفت خيلي سخته كه 2 سال منتظر بمونم.
بنظر من اين اپيزود بهتر از اپيزود قبلي بود.
هرچند عالي نبود ولي راضي كننده بود.
از كشته شدن بيليش جا خوردم اين سكانس رو خوب در آورده بودن ولي خيلي زود تمومش كردن انتظار تعليق بيشتري داشتم ضمنا التماس كردن بيليش زياد جالب نبود.
به دوستايي كه از زودگذر بودش صحنه ازدواج ريگار و ليانا ناراحت شدن احترام ميزارم چون خودم هم برام غير منتظره بود. ولي اذيتم نكرد.
متاسفانه چون اين فصل حسابي اسپويل شده بود به غير از مرگ بيليش چيزي برام غيرمنتظره نبود.
و نكته آخر
من از اولش از دنريس خوشم نميومد و الان هم اصلا از رابطه جان و دنريس خوشم نيومد مخصوصا كه عمه اش هم هستش ولي اين صنحه دو تا سوال برام پيش آورده
1- مگه جان به خاطر حرومزاده بودن خودش با ارتباط نامشروع مخالف نبود؟ پس چي شد يهو؟
2- تيريون از چي ناراحته؟ احساس ميكنم بعد از ملاقاتش با سرسي يك جورايي داره خيانت ميكنه مخصوصا وقتي فهميد سرسي بارداره
-
دوستان تا اونجا كه من از جستجو تو سايتها دستگيرم شده اين فيلمنامه پخش شده Fake هستش و البته اميدوارم كه Fake باشه چون فيلمنامه آبكي و چرتي هستش
-
وایت ولف » یکشنبه مرداد 29, 96 4:19 pm[/url]"]یکی از کاراکترهای سریال رو در نظر بگیرید به نظرتون بدترین و بهترین تصمیمی که داشته چی بوده؟ اگه شما بودید چه تصمیمی میگرفتید؟چالش قشنگيه
1- ند استارك
به سرسي مهلت توطئه چيني نمي دادم. همون موقع كه رابرت تو شكار بود دستگيرش ميكردم (حتي اگه ميترسيد كه به قتل برسن ميتونست تو يك مكان مخفي زندانيشون كنه)
2- جان اسنو
اون سفر احمقانه به انسوي ديوار رو نميرفتم
3- راب استارك
لعنتي با اون دختره احمق نبايد ازدواج ميكردي
4- كاتلين استارك (كسي كه مسبب اصلي جنگ 5 پادشاهه)
تيريون رو دستگير نميكردم
5- سانسا استارك
در اسرع وقت ميمردم كه همه نفس راحتي بكشن
6- آريا استارك
فكر كنم اون جور مبتدي سانسا رو نميترسوندم.
7- سرسي لنيستر
اون جور احمقانه به اسپارو اعظم قدرت نميدادم كه بلاي جون خودم و خانواده ام بشه
8- جيمي لنيستر
موقعي كه پدرم بهش جانشيني رو پيشنهاد داد ميپذيرفتم
9- تايوين لنيستر (بنظر من كه بهترين شخصيت پردازي سريال رو داشت حيف كه مرد)
همه كاراش درست بود
10 - تيريون لنيستر
پيشنهاد حمله به كينگز لنديگ با تمام قوا رو به همراه قواي تايرل و مارتل ميدادم . يك محاصره خورد كننده ميتونست بدون كشتار هم باعث نابودي سرسي بشه
-
زمستان است » دوشنبه مرداد 30, 96 1:16 pm[/url]"]سلام به همه دوستاناولین چیزی که باید بگم اینه که از دیدن بحث های اینجا به اندازه تماشای اپیزود لذت بردم!
امیدوارم که این شور و علاقه و انرژی همیشه وجود داشته باشه!
راستش بعد از دیدن این قسمت یک مورد به ذهنم رسید
که در بین بحث ها پیداش نکردم گفتم با شما در میون بذارم
اون هم اینه که با لو رفتن تکنولوژی ساقط کردن اژدها، از شاه شب
خطرناک تر الان بانوی خبیثه سرکار خانم سرسی نیست که با بدست
آوردن این تکنولوژی روند جنگ رو برگردونه؟
فكر نميكنم چون شاه شب كلا با همه انسانها دشمن هستش
-
راست ميگي من هم هر بار لانگ شات ميداد ميشمردمشون. اول ده نفر بودن بعد اضافه شدن. ولي در حد همون گاف بود ايراد اساسي به حساب نمياد. ميتوني فرض كني چند تاشون رفته بودن ديده باني خخخخ
-
سلام
قسمت ششم رو دو سه روز پيش ديدم ولي براي نظر دادن تا پخش رسميش صبر كردم.
تقريبا تمام كامتهاي دوستان عزيز رو خوندم و اشكالاتي كه در دوستان مورد زمان سفرها (مخصوصا زمان رفتن گندري ، فرستادن كلاغ و اومدن دنريس) گرفتن رو قبول دارم. متاسفانه ضعف فيلمنامه چيزيه كه ظاهرا بايد از اين مورد در اين فصل بپذبريمش.
منتها تو اين اپيزود چيزي كه اذيتم كرد ابراز علاقه جان به دنريس بود كه يك كم آبكي در اومده بود. (سازنده ها خيلي اوپن برخورد ميكنن عشق عمه و برادرزاده تو تاگرينها هم بي سابقه هستش)
و سانسا هم خيلي اعصاب خردكن هستش. من اصلا زيرك بودن سانسا رو قبول ندارم هرچند ميخوان نشون بدن بانوي لايقي واسه وينترفل هستش ولي اين دختر بزرگترين نقطه ضعف خاندان استارك هست. مرتب با عملكردش بهشون ضربه زده البته منهاي اصرارش در فصل قبل براي فتح وينترفل كه اونم يك جورايي با حس انتقامش از شكنجه هاي رمزي بولتون مخلوط بود. الان هم كه قشنگ معلومه كه بازيچه بيليش شده. سانسا با فتح وينترفل از بيليش مستقل شده بود ولي بيليش ميدونست آريا با خوندن اون نامه به سانسا حمله ميكنه و سانسا دوباره ساده لوحانه خودش رو تو دامن بيليش ميندازه.
يك نكته رو هم بگم . من كل فصلهاي اول تا ششم رو از ظرف يك ماه ديدم و بلافاصله هم فصل هفتم شروع شد. واسه همين داستان براي من تقريبا شبيه فيلم پيشرفت و به همين خاطر طولاني شدن سريال كه باعث ميشه شدت تاثيرگزاري اعمال خوب يا بد قديمي كاراكترها روي بيننده ها كم بشه براي من كمتر اتفاق بيفته. واسه همين براي من سانسا شخصيت نامحبوبيه حتي بيشتر از بيليش ولي ازش متنفر نيستم فقط اعصابم از اين خرد ميشه كه ممكنه بازم بر عليه خاندان استارك و جان از روي ساده لوحي خرابكاري كنه
-
نامه اي كه آريا پيدا كرده همون نامه اي هست كه براي تسليم شده به راب نوشته بود
-
در مورد نظر كينگ وينتر در مورد قتل سرسي به دست جيمي شك دارم. اين نكته رو در نظر بگيرين كه سرسي حامله هستش. بنظرم سازنده هاي سريال با اين حركت زنده موندن سرسي رو تا آخر اين فصل تضمين كردن
-
baristan s » دوشنبه مرداد 23, 96 10:19 am[/url]"]شاید نباید برای بار چندم بش اشاره کنماما باگ زمانی
تا جایی که منابع از قسمت اول به یاد دارم رابرت باراتیون هم در کمتر از یک ربع(۱۵دقیقه ) به وینترفل رسید
شاید همه دوستان یه ماه و همراهش بودن
من که کینگز لندینگ موندم از راه خبر ندارم
قبل از شروع فصل سازندگان گفتن که روند داستان تنده
دیگه توقع نداشته باشید برای هر چی که شده یه ۲۰ دقیقه وقت بزارن
چیزی که ناراحت کننده است نابودی احتمالی نسلهاست
از بودن سرسی تو سریال یه ۲فصلی هست خسته شدم و خیلیها ها شدن
آی کاش همین فصل کلش کنه شه
حیف تارلی ها ایکاش سرسی جاش کباب میشد
تو تریلر ها یه جا دیدم یه چهره تمام سیاه شده داره شمشیر میکشه اول فکر کردم هانده
حالا مطمئن شدم
سر بران بلک واتره
عاشق سینمای صامت بعضی از سکانسها شدم
آریا تو تعقیب بیلیش
لمس اژدها توسط یک اژدها (دایر ولف )
گندری م کامل سعی می کنه مثله پدرش باشه هرچند خیلی راه داره تا رابرت
همین که هاند توش یه پارس کرد یعنی قسمت خوبی بوده
دوستان
که به زبان انگلیسی مسلط تر هستن
میتونن متن نامه تو دست آریا اینجا بنویسن برام
دقیقا منظورم دوستان بودن
هی تو اره
با خوده توام
برندون معمار (وسوسه گر )
اگر میشه انگلیسی شو بزار
حالا ترجمه نکردی مهم نیست
ممنون میشم
درضمن اظهاره نظر کن راجبه فیلمنامه لو رفت ه که آیا دقیقا درست بود با این قسمت یا نه
مرسی رفیق
-
سلام به همگي
همين الان ديدن اين اپيزود رو نگاه كردم.
بنظرم نحوه نجات پيدا كردن جيمي يك كم عجيب بود.
با نظر دوستم در مورد سرعت رفت و آمد شخصيتها موافقم. واقعا رو مخه
با نحوه كشتن لرد تارلي و ديكان بالاخره دنريس يك رگه از ديوانگي پدرش رو نشون داد
اما بنظر من نكته كليدي اين قسمت اشاره گيلي به فسخ ازدواج ريگار تارگرين هستش.
البته بايليش توطئه گر هم با فريب دادن آريا بهمون نشون داد كه بايد منتظر يك دردسر ديگه براي خاندان استارك باشيم. من كه ديگه واقعا تحملشو رو ندارم تو رو خدا يكي بايليش رو بكشه
راستش رو بخواين از اين اپيزود بيشتر از اپيزود 4 خوشم اومد. پرماجراتر و متفكرانه تر بود.
صحنه ديدار گندري با سر داووس رو دوست داشتم.
كرنش اژدهاي محبوب دنريس به جان اسنو هم خيلي بهم حال داد توجه داشته باشين كه من اصلا جزو طرفدارهاي دنريس نيستم . بنظرتون به خاطر خون تارگرين تو رگهاش بود يا شخصيت قوي جان؟
اين اپيزود يك اپيزود خوب تو يك سيزن متوسط بود به خاطر همين موضوع بهترين نمره اي كه تا به حال به اين سيزن دادم رو براي اين اپيزود ميذارم نمره 9
-
سلام به همه
من هم منتظر موندم تا سريال به صورت رسمي پخش بشه بعد ببينمش اون هم فقط به علت اينكه تا اون موقع كيفيت بهترش مياد و زيرنويس هم داره.
به نظر من قسمت چهارم ار قسمت قبلي بهتر بود. البته با استنيس باراتيون و ام بختيار موافقم كه ديالوگها خيلي افت كردن . قشنگ معلومه كه ديگه سازنده هاي سريال خسته شدن .
البته چند تا سوال ( ايراد وجود داره)
1- چطور بدون داشتن ناوگان مناسب اين همه دوتراكي ( به همراه اسبهاشون) به ساحل رسيدن
2- چطور تونستن بدون ديده شدن توسط ديده بانها خودشون را به ارتش لنيسترها برسونن؟ به هر حال يك ستون كوچيك كه نبودن يك ارتش نميتونه بدون ديده شدن تو مناطق آباد و مسكوني حركت كنه
3- وقتي جيمي با نيزه به سمت دنريس حمله كرد داشتش توي ساحل (رودخانه يا درياچه ) تاخت ميرفت طوري كه پاهاي اسبش تو آب بود پس قاعدتا وقتي هلش دادن تو آب نبايد اونجور آب عميق باشه كه تو آب غوطه ور بشه و چند متر هم فرو بره . چون نهايتا 4-5 متر اونور تر افتاده
راستش تو سيزن جديد بدجوري بي دقتي به چشم ميخوره. كاملا جزئيات مهم رو با بي دقتي خراب كردن.
خوشحال ميشم در مورد اين موارد نظرتون رو بدونم
-
من تازه به بيننده هاي GOTپيوستم. ماه قبل 6 تا فصل قبلي رو به صورت فشرده تماشا كردم. واسه همين اگه نظراتم دقيق نبود اصلاحش كنيد.
به نظرم قشنگ مشخصه كه سازنده ها كمبود بودجه دارن و ميخوان سريعتر سر و ته قصه رو هم بيارن.
انتظار داشتم ملاقات جان و دنريس قويتر باشه ولي يك كم دلسرد شدم.
اينكه صحنه هاي نبرد رو نشون نداد قشنگ كشتن هيجان بود انگار داشت خلاصه سريال رو نشون ميداد. ضمن اينكه شكست خوردن تايرلها يك كم دور از باور بود.
خبري از آريا ، هاند تو اين قسمت نبود.
اصلا معلوم نيست دورن تو چه وضعيته درسته كه الاريا و دختراش كشته و اسير شدن ولي ارتش دورن دست نخورده هستش.
كلا اين اپيزود بنظر من جالب نبود

بحث اپیزودیک قسمت ششم - The Iron Throne
در فصل هشتم
ارسال شده در
تازه اون همه شمالی هم که باهاش اومده بودن بیکار نشسته بودن