فیلم به شدت ماست مالی شده
نمیدونم چرا تو لشکر کشیای دنریس، اژدها هاش همیشه از پشت سر میان میرن جلو
اما زودتر نمیرسن
موقع رسیدن دوباره از پشت میان میرن جلو...
حداقل یه جا جلوتر رو زمین منتظر بشینن
چرا بازیگرا انقدر خشک و مصنوعی بازی کردن
چرا وقتی برن گفت دیوار ریخته
جان بی خیال بود رفت اژدها سواری
به جای این که بگه از کجا میدونی
یا اظطراب و استرس حمله داشته باشه
خبرچین بفرسته ببینه نایت کینگ کجاس کی میرسه...
چرا وقتی فهمید مادرش کیه دیالوگ درست حسابی نگفت تعجب نکرد
سریع باور کرد
چرا نایت کینگ هنوز نرسیده....؟
چرا برن انقدر ساکته
اون علامت نایت کینگ چرا کلش شعله ور شد
مگه روش نفت ریخته بودن که با سوختن یه تیکش که به بقیه جاها متصل نبود، کلش سوخت
چرا اژدها ها غذاشونو مثل شیر خوردن
اون شیره که نمیتونه استخون بخوره
نه اژدها که نفسش استخون رو هم میسوزونه و قابل خوردن میکنه مخصوصا وقتی که استخونا خیلی کوچیکتر از دهن و دندون اژدهان...
این اتفاقات باید تو دو قسمت میفتاد با نمایش کاملتر جزئیات...