-
تعداد ارسال ها
161 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روزهای برنده
3
پست ها ارسال شده توسط Momomo
-
-
در 1 دقیقه قبل، mehdi342 گفته است :چه نکته ای??
ممکنه این سناریو غافلگیریه جدیدشون باشه?
-
اقایون خانوما..من فکر میکنم شماها خیلی دارین سخت گیرانه نظر میدین..هیچ فیلمی روال منطقی نداره هیچ فیلمی..اگر قرار بود منطقی باشه تا حالا باید سه تا اژدهای دنریس تو قسمت سوم فصل هشت و قسمت اخر فصل هفت مرده باشن..همینطور جان هم باید تو قسمت اخر فصل هفت میمرد..همینطور برین و جیمی و سم و زنش و برن و اینام باید تو قسمت سوم میمردن..
شماها اگر دقت کنید هیچ فیلمی منطقی نیست چه بسا فیلمایی دیدیم که همیشه قهرمان داستان پیروزه با اینکه اصلن تعداد نفرات و قدرت ها نابرابره مثل جان ویک مثل همین اونجرز که ثانوس میمیره یا دکتر استرنج و بی نهایت مثال دیگ..
ما بیننده ها بازیچه ی دست نویسنده ها و کارگردانا هستیم..همیشه و تو هر فیلمی همینطور بوده..
یه وجه فیلم رو همیشه کارگردانا میزارن به عهده ی خود تماشاگر و میزارن که خودشون تخیل کنن مثل همینجا که یورون از کجا رسید یا اینکه اریا چطور رسید و اینا..
فیلم اسمشم روشه..فیلمه و معلومه که غیر منطقیه..
از تنها فیلمی که خوشم اومد فیلم دپارتد با بازیگری جک نیکلسون و دیکاپریو بود که اسکورسیزی ساخته..این اولین فیلمی بود که دیدم قهرمان داستان چقدر راحت و قشنگ میمیره و برای اولین بار بود که دیدم بدی بر خوبی پیروز میشه..تو همین فیلم هم هزار تا ایراد منطقی وجود داره تو همه فیلما هست..لطفا اینقدر سخت گیر نباشید چون فقط خودتون اذیت میشید از اینکه چرا فیلم اینجوری شده..
خودتونو وا بدید و بندازین تو جریان فیلم و بزارید اون هر جا میخواد ببردتون و فقط لذت ببرید از فیلم و بخش های هیجان انگیزش..اینطوریه که از یه فیلم میشه لذت برد..
بازم تاکید میکنم هیچ هیچ هیچ فیلمی روال منطقی نداره و با منطق میشه تمام فیلما رو زیر سوال برد تمامشو..
-
در 2 دقیقه قبل، مه سا استارک گفته است :همه ی کاراکترهای زن بمیرند که مثلا چی بشه؟ جان بشه شاه؟ چون پدر و مادرش کل هفت اقلیم رو به خاک و خون کشیدند که به هم برسند و یه تارگریان_استارک پس بندازند؟ این به جان حق میده که ادعای حکومت کنه؟
به نظر من تنها راه جالب تموم شدن سریال خراب شدن تاج و تخته. مخصوصا به دست وریس. یا نشستن وریس به تخته، چیزی که هشت فصل به خاطرش برنامه ریزی کرده و از چشم ما دور مونده.
اریا و برین و اینا رو زنده نگه داشتم که?
نه..به نظر من هیچکس رو تخت اهنین نشینه و هر کسی سرزمین خودشو داشته باشه و مستقل باشه..این بهتره به نظرم..
-
خب بچه ها داریم به قسمت پنجم نزدیک میشیم و اینکه فقط منتظر یکی دو دقه اخر باشید که اریا مثل جن بیاد و سرسی رو بکشه و همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه هورااا?
در 38 دقیقه قبل، مه سا استارک گفته است :نیمه اول این قسمت به پایکوبی بعد از جنگ گذشت که نکته های جالبی داشت ولی با توجه به همچین جنگ نفس گیری زیادی کمدی بود. لرد شدن گندری، رفتن آریا و سندور که همه منتظرش بودیم، حرف های سانسا و تریون که شاید استارت یه اتفاق جالب باشه، وداع تورمونت و گوست با جان که انگار با تارگریان شدن گوست رو دیگه دوست نداره. من مثل احمق ها سر ناله کردن گوست گریه کردم. ?
حرف های وریس با تریون عالی بود. تکلیف نگاه آخر تریون تو فصل قبل هم مشخص شد... ولی باز هم اختصاص تایم کم و نپرداختن به جزئیات و اصرار به سورپرایز کردن مخاطب همه چیز رو خراب کرد. چطور ممکنه نه دیدبان های کشتی های دنریس و نه خودش از ا ن بالا، کشتی های یورون رو ندیدند؟ باز هم موسیقی هروئیک و قطع شدنش با تیر خوردن اژدها برای سورپرایز شدن ما! بابا ما سورپرایز نخوایم باید کی رو ببینیم؟ بذارید داستان منطقی پیش بره. یه اژدها الکی از دست رفت. حالا نسلشون هم منقرض میشه. ?
رو به رویی تریون و سرسی همیشه برای من جالبه. برگشتن جیمی رو هم دوست داشتم. دلم می خواد هر سه تا خواهر و برادر تو یه جبهه برای خاندان خودشون بجنگند. بین دو تا مد کویین چه فرقی داره کدوم؟
فعلا همین. کاش سانسا بعد از تموم شدن جنگ و مرگ و میر همه، بره تخت آهنی رو ویران کنه و هر خاندانی بشه یه پادشاهی برای خودش.
اژدهاش مرد حال کردم ینی..
ای کاش اول دنریس بمیره بعدشم سرسی بعدشم سانسا?
حداقل سرسی هوش جنگ کردن رو داره و از نظر من حالا جدای از اینکه منفعت طلبه و مردمش واسش مهم نیستن واقعا هوش یه پادشاه رو داره..
-
در 24 دقیقه قبل، william truman گفته است :با این چیزی که تو اپیزود بعدی دیدیم سریال تبدیل شده به یه اشغال هر چی مارتین کاست اون دو تا احمق زده نابود کردن . از شدت ناراحتی میخوام گریه کنم ... حق ما بعد از اینهمه انتظار این نبود اپیزود 4 = مرگ سریال
هعی....?
-
در در ۱۳۹۸/۲/۱۳ at 22:46، تینا استارک گفته است :باز شروع کردن به هایپ کردن مردم. حالا مثلا قسمت پنج چی میخواد بشه که قسمت سه رو بشوره ببره
فوقش جنگ با سرسی دیگه.
با احترام به طرفداران سرسی. جنگ سرسی اصلا برای من مهم نیست و همینطور اون تخت آهنین
اصلا سرسی در حد و اندازه های یک آنتاگونیست نیست
ضعیف ترین فصل گیم تا به اینجا فصل هشتم بوده..
در 4 ساعت قبل، Danny گفته است :به نظرتون سرسی رو چه کسی میکشه؟؟
(البته اگه فکر میکنین میمیره)
همونطور که ملیساندرا گفت به گمونم اریا بکشه..چون راحت میتونه با چهره ی عوض شده بره و کار رو تموم کنه
-
در 6 دقیقه قبل، وایت ولف گفته است :بعد سریال مصاحبه دی اند دی پخش شد اونجا گفتن "بعد فصل 4 قطعا نظرمون روی آریا بود با اینکه جان قهرمان داستانه ولی احساس کردیم درست نیست شاه رو بکشه"
امیدوارم این غافلگیری ی پایان باز برای سریال نباشه! تا بتونن بعدا ی اسپین اف پرفروش دربیارن
پایان رو که فک نکنم ببندن ولی امیدوارم همونقدری که پایان رو باز میزارن مسخره نباشه و ادمو حداقل به چالش بکشه و منطقی پایان رو باز بزارم نه مسخره..
در هم اکنون، Dawn گفته است :فیلمای نوابغی مثل اسکورسیزی و نولان رو با این دو فصل اخیر واقعا نمیشه مقایسه کرد... نولان اکثرا خودش یا برادرش نویسنده فیلمهاش هستند و با ده بار دیدن هم نمی تونین کوچکترین نقص منطقی در اون فیلم پیدا کنین.
یه فروم باز کنید درباره فیلم جزیره شاتر من که هر چی بالا پایین میکنم بازم نمیفمم اخرش چی به چی شد??
-
در 12 دقیقه قبل، تینا استارک گفته است :والا من دوست دارم دموکراسی بشه. و کسی حکومت نکنه. حالا که بیشتر خاندانها تقریبا نابود شدن بهترین فرصت هست
یه سری میگن سازنده ها از همون فصل اول این پایان رو برای نایت کینگ در نظر گرفته بودن. من مخالفم. به نظرم اینا یکاری کردن که فقط مخالف پیش بینیها و تئوریها بشه. برای همینم منطق داستان از بین رفت. چون فقط فکرشون غافلگیری بود
اره منم فک میکنم پایان اینجوری بوده که نایت کینگ قسمت اخر بمیره ولی چون دیدن بیننده ها میفهمن خودشون خواستن پایان رو یه کاری بکنن که بیننده نتونه پیش بینی کنه..به خاطر همین فک کنم از فصل شیش هر چی جلو تر رفتیم نقش برن رو پر رنگ تر کردن..
فقط امیدوارم یه اتفاق جالب روی برن انجام بدن که قضیه نایت کینگ رو فراموش کنیم..
-
بچه ها یادتون باشه که همیشه نویسنده ها و کارگردان ها دوست دارن فیلماشون جوری تموم بشه که بیننده هیچ جوره تصورشو هم نمیکرد و تو خماری گذاشتن بیننده..مثل ممنتو..مثل جزیره شاتر..مثل اینسپشن..درسته اینا سینمایی هستن و سریال نیستن ولی کارگردان ها اکثرا اینجور پایان ها رو دوست دارن که بیننده نتونه پیش بینی کنه و تو خماری فیلم بمونه..
به نظرم بوی همین تفکرات توی گیم هم میاد..باید نشست و دید..
-
در 21 دقیقه قبل، Aegon Targaryen VII گفته است :میتونیم خودمونو گول بزنیم، ولی میتونیم منطقی هم باشیم. از فصل گذشته همش باور داشتم قسمت های بعد جبران میکنن اما نه تنها جبران نشد، بلکه حتی به نقطه های اصلی داستان هم ضربه زدن.
به شخصه امیدی به سه قسمت آینده ندارم؛ این روند به من وعده پایانی خوب نمیده. این ضعف ها رو در قسمت های آینده هم میبینیم.
البته این ها نقطه نظرات منه، شاید خیلیا از روند خوششون بیاد، اما من نا امید شدم?
سپاس
درسته ولی من بازم میگم صبر کنیم ببینیم سریالو به کجا میکشن..
در 19 دقیقه قبل، تینا استارک گفته است :آخه از نایت کینگ بزرگتر چی داشتیم ?
باید منتظر بود و دید..
اگ وارگ برن روی نایت کینگ درست باشه برن از نایت کینگ هم بزرگتر میشه..
البته فقط یه فرضیس..
باید صبر کرد و دید..
-
در 6 دقیقه قبل، Aegon Targaryen VII گفته است :ناامید کننده ترین قسمت سریال - نابود کننده میراث جرج آر آر مارتین - نقطه اوج ضعف دو فصل اخیر
اینها توصیفات کلی من در رابطه با این قسمت بود.
در عین حال، باید بگم ده دقیقه پایانی این قسمت، چیزی جز یک شاهکار منحصر به فرد سینمایی و هنری نبود اما سیر داستانیِ نا امید کننده ای برای طرفداران قدیمی و وفادار سریال و همچنین کتاب ها بود.
چیزی که این قسمت برای ما باقی گذاشت سوالات بی پاسخ فراوان، راز های بی جواب مانده و پارادوکس های داستانی بود! بعید میدونم با این روند سازنده های سریال، هیچوقت به این سوالات و رازها پاسخی داده بشه.
خیلی ها این قسمت رو دوست داشتن و عده ای هم نه. هر کس طرز تفکر متفاوتی با بقیه داره و نظرات همه اشخاص قابل احترامه. حالا هم بنده حقیر نظرات خودم رو به عنوان کسی که عاشقانه چندین سال سریال رو دنبال کردم بیان میکنم:
(بعضی از این نقاط ضعف رو میشه نادید گرفت و بعضی ها رو نمیشه و با منطق جور در نمیاد)* با دیدن چند دقیقه ابتدایی، با خودم گفتم قراره با یه شاهکار رو به رو بشم؛ به تصویر کشیدن ترس در چهره ها، فضای سنگین و تاریک، و ناگهان پدیدار شدن ملیساندر!
با دیدن چنین صحنه هایی هیچوقت فکر نمیکردم که قراره ناامید بشم! فیلمنامه روند ضعف های فصل پیش و این فصل رو ادامه داد. تفاوت قلم مارتین با بنیوف و ویس اینجا مشخصه که سازنده های سریال شجاعت کافی رو ندارن که کاراکتر های مهم رو حذف کنن. شاهد بودیم جیمی، برین، پادریک،گندری در خط مقدم میجنگیدن و هیچکدوم کشته نشدن، حتی موقعی که به دیوار برجک قلعه تکیه داده بودن و وایت ها بر سر اونا سرازیر شده بودن باز هم به طرز معجزه آسایی زنده موندن! پادریک که تا به حال با مرده ها نجنگیده بود، و حتی جدیدا رزم رو آموخته بود به طرز معجزه آسایی در خط مقدم در مقابل هجوم وایت ها زنده موند اما اد، نگهبان شبی که یکی از بازماندگان نبرد هاردهوم بود، خیلی زودتر مرد.
یکی از ضعف های فیلمنامه همینجا بود که هر بار کاراکترهای مهم به طرز عجیبی نجات پیدا میکردن.* همچنین شاهد یکی از عجیب ترین صحنه ها بودیم؛ جاییکه جان از میان اونهمه مرده هایی که توسط نایت کینگ دوباره برخاستند، زنده موند! با اینکه توسط مرده ها دوره شده بود. مرده هایی که با هجومشون، وحشی ترین و قدرتمند ترین قوم و ارتش، یعنی دوتراکی ها رو در چند دقیقه محو کردن!عجیب تر اینکه جان هر بار از آتش آبی ویسریون که دیوارهای قلعه رو به راحتی نابود میکرد، فرار میکرد(بخونید قایم موشک بازی میکرد) و هیچ آسیبی نمیدید!
* و همینطور صحنه ای که هیچوقت درکش نکردم، بلند شدن جان روبروی ویسریون و فریادش بود!! دقیقا قصدش چی بود؟!* سکانس مربوط به کتابخونه به نظرم واکینگ ددی بود و با روح گیم آو ترونز سازگار نبود.
* موضوع دیگه اینکه در سکانس کشته شدن نایت کینگ اینکه چگونه آریا تونست از بین اون همه وایت و آدر عبور کنه و خودش رو به نایت کینگ برسونه!
* نود و چهار آدر، نقش هویج رو به خوبی در این قسمت ایفا کردن!
* چرا باید گوست در خط مقدم و همراه دوتراکی ها میبود؟ و چطور در مقابل هجوم وایت ها جون سالم به در برد؟ بهتر نبود از گوست تو سردابه استفاده میکردن برای محافظت از زن ها و بچه ها؟
*اما نا امید کننده ترین و ضعیف ترین بخش؛ روند داستانی و پایان همیشگی وایت واکرها!
از اولین دقایق شروع گیم آو ترونز و اولین بند های کتاب، به ما هشدار آمدن زمستان داده می شد! تو هشت فصل بارها به جنگ با مرده ها اشاره میشد و به اون جنگ کبیر لقب داده بودن. قطعا جنگ در برابر وایت واکر ها، هیچوقت مسئله حاشیه ای چه در کتاب ها و چه در سریال نبوده اما این جنگ بزرگ، در یک قسمت، و در یک شب به پایان رسید! اونهم با خوشی! کاراکتر مهمی نمرد و شر مطلق، نایت کینگ هم از بین رفت! اون همه صحبت راجع به فرا رسیدن زمستان، اون همه داستان های وحشت آور در مورد آدر ها و شب طولانی قبلی، که نسل ها طول کشید، اما نایت کینگ در همون اولین ایستگاهِ مهم بعد از دیوار، وینترفل، برای همیشه متوقف شد! پایان ساده انگارانه ای برای وایت واکرها بود!
موضوع دیگه اینکه از نظر من آریا نمیتونست گزینه مناسبی برای کشتن نایت کینگ باشه چرا که اون هیچ سابقه ای در تقابل با وایت واکرها نداشته! حالا چطور میتونه به یه منجی تبدیل بشه؛ اونم با کشتن شخصیتی که هیچوقت حتی از نزدیک هم ندیدتش؟! من فقط مشکلم با کشته شدن نایت کینگ توسط آریا اینه.گمان میکنم تئوری های طرفدارا به مراتب زیباتر و قابل تامل تر از ایده های نویسنده های سریال بود!
به عنوان جملات پایانی عرض کنم، این قسمت چیزی نبود جز خیانت به طرفدار های قدیمی و وفادار، خیانت به قلم مارتین و نابودکننده میراث اون! چطور میشه یک سریال به اون بی نقصی، به اون درجه از پیچیدگی داستانی و اتفاقات شوکه کننده و رمز آلود، به اینجا برسه؟
نمیدونم چطور سازنده های سریال حاضر شدن سر و ته بزرگترین پروژه تلویزیونی تاریخ رو اینجوری هم بیارن! کدوم پدری با فرزندش همچین کاری میکنه که اونا کردن؟[دوستان عزیز، اگر جایی از قلمم مشکل داشت عفو کنید چرا که این نوشته ها به صورت پیوسته نگارش نشده، و اینها نکاتی بود که تا الآن به فکرم رسیده بود و در روزهای آتی راجع به سوالاتی که سریال با نابودی وایت واکرها برای ما بی پاسخ گذاشت صحبت میکنم]
هنوز سه قسمت دیگ هست بیایید بعد از این سه قسمت این نظرو بدیم که به طرفدار ها خیانت شده..
من فکر میکنم این قسمت بر پایه ی این اصل بود..
فدا کردن چیز های بزرگ برای رسیدن به چیز های بزرگتر..
فدا کردن نایت کینگ برای رسیدن به یه چیز فرا نایت کینگی و فراتر از ارتش مردگان..
-
خیلی هاتون دارین از نحوه ی مرگ نایت کینگ انتقاد میکنید..ولی مطمئن باشین که خود نویسنده ها و کارگردان ها هم به این فکر کردن که چطور بمیره و در نظر داشتن که چقد انتقاد ممکنه بشه..
من هنوز به گیم ایمان دارم و مطمئنم این نحوه ی مرگ نایت کینگ..کار های برن و این توئیت بازیگر نقش نایت کینگ همه و همه اش در چند دقیقه ی اخر قسمت شش تعیین تکلیف و نمایان میشه و ایمان دارم که همون چند دقیقه ی اخر قسمت شش همه ی ما رو قانع و متعجب میکنه..
=================================
بچه ها یه جا خوندم نوشته بود نایت کینگ رو فدا کردن برای عنصر سورپرایز داستان..
همینطور نوشته بود اگر برن نایت کینگ واقعی باشه شاید نایت کینگ که جلوی برن ایستاده بود میخواست شمشیرش رو در بیاره و جلوی برن زانو بزنه و....(تقریبا صحنه ی جیمی و برین)
من هنوزم به اچ بی او و گیم ایمان دارم و مطمئنم هممون غافل گیر میشیم..مطمئنم
-
در 46 دقیقه قبل، mehdi7ra گفته است :****** نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه برن (کلاغ سه چشم) داره از انسان ها استفاده میکنه که به هدف خودش برسه دقت کنید برن دیگه نه استارک هست و نه انسان. همونجور که خودش گفت. کلاغ سه چشم توسط فرزندان جنگل محافظت میشه که اصل قضیه بوجود اومدن نایت کینگ هم دشمنی انسان ها و فرزندان جنگل هست. در واقع نایت کینگ دشمن مشترک کلاغ سه چشم (فرزندان جنگل) و انسان هاست و برندون با کمک انسان ها از بین بردش ولی به نظر میرسه شاید این رابطه دوستانه کلاغ سه چشم و انسان ها هم نزدیک به تموم شدن هست.
******* دوست دارم (و پیش بینی میکنم) ته سریال هر گروهی که به پیروزی رسیدن توسط فرزندان جنگل و کلاغ سه چشم مورد حمله قرار بگیرن و برندون به تخت بنشینه
اره نظرت رو قبول دارم برن یه جورایی میخواست از شر نایت خلاص بشه که به هدفی ک خودش داره برسه و نمیدونم اون چیه که نایت کینگ مانع و مزاحمش بود مقل یه رقیب و اینا..شاید میخواد خودش نایت کینگ بشه شاید..
بچه های جنگل از بین رفتن و نیستن دیگ..و فک نکنم برن به فکر تخت اهنین باشه و فکر میکنم به چیزی فراتر از اون فکر میکنه..وقتی میتونه هم گذشته هم حال و هم اینده رو ببینه..
برن راز در حال شکفتن این داستانه..و هر قسمت دارع نقشش پر رنگ تر و مهم تر میشه..
(دوس دارم خفش کنم همین?)
-
در 1 ساعت قبل، Fateme گفته است :تو روی جان اندازه هویجی حساب نکن
نمنم دقیقا چه غلطی میکنه تو جنگ هاش با اون قیافه همیشه علامت سوالش /:
دیدی بازم با اینکه تو پیش نمایش قسمت سه چنان تعجبی کرده بود که گفتیم حالا چی میشه..ولی وقتی قسمت سه رو دیدیم فمیدیم هیچ کاری نکرد..به نظرم جایزه بهترین تعجب و نگرانی رو باید بهش بدن?
خداروشکر واسه قسمت بعدی نگرانی نداشت?
-
در 41 دقیقه قبل، MRD010 گفته است :یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا
از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود
اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)
ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟
خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .
شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .
در کل یه چیزی اینجا عجیبه .
هنوز تکلیف اون علامت وایت واکرا و ارتش نایت کینگ که علامت جنوب و فرزندان حنگل بود معلوم نشده و خیلی چیزای دیگ..
تو فیلم نامه ی اسپویل شده هم اخرین سکانس مربوط به نایت کینگ و برن میشد(هر چند اون فیلم نامه رو قبول ندارم اما...) منتظر بیست دقیقه اخر قسمت شیشم هستم بی صبرانه..
-
در 5 دقیقه قبل، mehdi342 گفته است :دوستان قسمتی که اریا بالای برج داره با مردگان میجنگه ، همون سکانس که یکی از مردگان از پشت میزنتش بعد اریا برخورد میکنه با دیوار کنارش ، بعد اریا یجور خاصی داره اون وایت واکر هارو نگاه میکنه ، حرکات چشمش ، یجور که انگار تو مغزش چیزی بش گفتن ، فکری تو سرش اومده ، برن چیزی گفته ، یا اینکه یکهو یاد برن میوفته که تو گادزوود تنهاست !!
در سکانس بعدی وقتی اریا تو کتاب خونه است سکانس هایی دوربين رو چهره اش میره بجز مرکز تصویر دورواطرافش کمی تار نیست به نظرتون ؟
اینجورکه برن دارن نگاهش میکنه ،یا داره کنترل میکنه اریارو که به سمت خودش بکشونه ؟
وارگ برن هم خیلی طولانی بود مطمئنا وارگ روی کسی یا چیزی انجام داده برن .
و یه نکته دیگه طرز کشتن نایت کینگ توسط اریا خیلی اشناست ، نحوه انداختن خنجر از دست چپ به راست و حمله به پهلو یا گردن مارو یاد فصل قبل و مبارزه تمرینی اریا با برین از تارت میندازه که بعد از کلی کشمکش ، شمشیر اریا توسط برین به زمین میوفته و برین سعی میکنه با شمشیر خودش اریا رو تسلیم کنه که اریا با یه حرکت خنجر رو از دست چپ به دست راستش میندازه و به سمت گردن یا پهلو ( دقیق یادم نیس ) حمله میکنه !!
یه جورایی این حرکت در جنگ برای اریا بیشتر از یه تمرین بوده و حتی بارها انجامش شاید داده باشه !!
وارگ برن مشکوکه ولی نمیدونم ب اریا ربط داره یا نه..
من نظرم این بود که چون سرش ضربه شدید خرده یه ذره سر گیجه گرفته ولی اینم که شما میگی نظر چالش کشنده ایه..
-
در 13 دقیقه قبل، Igon Targaryen گفته است :و یه سوال حالا برن نایت کینگه یا نه؟
وقتی که برن به تیون گفت که من میرم تبدیل به کلاغ شدن و بعد چند دقیقه که برای اولین بر تو این قسمت نایت کینگ رو نشون داد فک کنم نایت کینگ دوباره ساخته شدن و انگشتاش دوباره درست شدن.
اینطور نبود؟
شاید اینطور نبوده باشه بخاطره اینکه من با کیفیت 480 دیدم
ن اینجا دقیقه 33 هست که بعد از اینکه دور قلعه اتیش میگیره و هیچ راه نفوذی برای وایتا نیست برن وارگ میکنه و توسط کلاغا یهو به نایت کینگ میرسه( ملوم نیس از کجا میدونست که نایت کینگ کجاست) و بلافاصله میبینیم که نایت کینگ با اشاره دست به وایتا دستور میده چندتاشون قربانی بشن و رو اتیش بخابن تا بقیه رد بشن..
از نظر من یه رابطه ای بین نایت کینگ و برن هست و وقتی وارگ میکرد به نظر من میرفت توی نایت کینگ تا اونو هدایتش کنه به جایی ک هست حالا نمیدونم ذقیقا واسه چی..شاید واسه کشته شدن نایت کینگ..شاید واسه اینکه میخواست نایت کینگ کشته بشه تا خودش بعدا تو قسمت شیش بیاد و پادشاه شب بشه و رقیبی نداشته باشه نمیدونم..ولی اینکه از صحنه برن یهو رفت رو نایت کینگ و دستور برای وایت ها صادر شد که همچین کاری رو بکنن عادی نیست..کارگردان میتونست اصلن وارگ کردن برن رو نشون نده..
-
در 12 دقیقه قبل، sadrakhan گفته است :البته بعد از کاری که با ما تو این قسمت کردن نباید بهشون اعتماد کرد همه فکر میکردیم وینترفل سقوط میکنه با اینکه سقوط نکردنش کلیشه ای بود ولی همه قافلگیر شدن
کلا که غیر قابل اعتماد هستن ولی هر چی فکر میکنم میبینم سه تا قسمت هشتاد دقیقه ای واسه جنگ بین سرسی و جان و دنریس زیاده..به نظرم حتما یه موضوع دیگم باید کنارش بیاد..
-
در هم اکنون، Hediekabiri گفته است :من نمره ۷ میدم چون واقعا انتطار نداشتم نایت کینگو تو یه قسمت بکشنش.هفت فصل هی شعار وینتر ایز کامینگ و هی نشونه و علامت های مختلف از شاه شب نشون دادن.بعد تو یه قسمت زدن کشتنش!البته این قسمت نقاط قوت خیلی زیادیم داشت مث اون سکانس دوتراکی ها ک واقعا موها بدنم سیخ شده بود ک یهو محو شدن!ولی خب منو اونطور ک باید راضی نکرد! جان نقش پررنگی نداشت و هی فقط با اژدهاش تاب میخورد.برن ک چندین نفر جونشونو از دست دادن ب خاطرش ک برسه ب اینجای فیلم و بشه کلاع سه چشم.فقط نظاره گر بود!البته امیدوارم تو قسمتای بعد اینطور نباشه.ولی در کل خیلی جاها نفسم بند میومد ولی خیلی فاتتزی وایت واکرارو حدف کردند از سریال
به نظرم قسمت های چهار و پنج و یه بخشایی از قسمت شیش رو به جنگ با سرسی و تخت اهنین بپردازن ولی چند دقیقه اخر قسمت شش رو دوباره به نایت کینگ و ارتش مرده ها و همینطور برن بپردازن..
کارگردان های گیم گفتن که اخرش رو جوری تموم میکنیم که خیلی از اتفاقات قبلی رو نقض کنه و همینطور بازیگر نقش برن هم گفته اخر سریال از من متنفر میشید..پس قطعا اخرای قسمت شیش دوباره به این قضیه بر میگردن..
-
در 2 ساعت قبل، Momomo گفته است :*****************بچه ها یه بار دیگ دوئل بین برن و نایت کینگ رو ببینید که چطوری دارن به همدیگ نگاه میکنن..برن یه نگاه به سینه و دل نایت کینگ میکنه دقیقا همونجایی رو داره نگاه میکنه که اریا چند لحظه بعدش خنجر رو وارد میکنه..بعد از نگاه کردن برن به اون نقطه نایت کینگ رو نشون میده که یه واکنش نشون میده با سرش..
واقعا این برن عجیبه عجیب..
.
اینجا صحنه دوم و نگاه برن.
نگاه برن به جایی که اریا قراره خنجر بزنه
واکنش نایت کینگ بعد از نگاه برن به شکمش
در 26 دقیقه قبل، farshidmassumiyan گفته است :در 19 دقیقه قبل، mehdi342 گفته است :بعد اینکه اریا حمله میکنه نایت کینگ گردن و دست چپش رو میگیره و کلا دست راست اریا ازاد بوده .
اگر اشتباه نکنم تو فصل قبل جایی که اریا با برین از تارت میخواد که باهم تمرين شمشیر زنی کنن بعد از کلی مبارزه ، یه جا شمشیر اریا میوفته زمین گ برین سعی میکنه با شمشیرش اریا رو تسلیم کنه که دقیقا همین جا همین لحظه اریا با یه حرکت خنجر رو از دست چپ میندازه برای دست راست و حمله میکنه به سمت گردن برین !!
دقیقا همون صحنه برای نایت کینگ هم اتفاق افتاد !!!
در 3 دقیقه قبل، Momomo گفته است :اینم صحنه ای که دوستمون mehdi342 گفتن
-
در 8 دقیقه قبل، mehdi342 گفته است :واقعا این قسمت سوم سکانس های فوق العاده زیبا و نفس گیری داشت ( جدا موهای تنم سیخ شده بود )
من فقط دوست دارم با شما دوستان صحنه هارو مرور کنیم
۱:توی اون همه اضطراب و ترس و آماده شدن برای رویاروی با ارتش مردگان صدای زوزه کشان باد و برف ، منتظر رسیدن ارتش مردگان به خط اول ارتش ویترفیل بودیم که ملیساندارا اروم اروم رسید و با یه سوال از جوراه شروع کرد به خواندن ورد ( صحنه شعلور شدن شمشیر هارو به یاد بیارین ) بازم مو به تنه ادم سیخ میشه وقتی سانسا و اریا از بالای دیوار قلعه میدیدن همینطور از نگاه جان و دنریس و رد شدن توپ های اتشین از بالا سر سوار کارا دونه به دونه محو شدن در دل تاریکی .
۲ : صحنه ای جان و دنریس ادر هارو پیدا کردن و خواستن حمله کنن ، به یک باره توده عظیم مه و برف باعث شد حتی برای مدتی از بطن جنگ بیرون باشن
۳: رقص اژدهایان در بالاترین حد خودش بالای ابرها چقدر زیبا بود
۴ جنگیدن اریا با صلاحی که براش گندری درست کرده بود ، اوایل براش اسون بود ولی هر چی گذشت اریا فهمید هرچقدر هم بخواد از ارتش مردگان بکشه بازم فایده ای نداره . کم کم خودش رو پیدا کرد
۵ وارگ برن واقعا ما فقط اون اولش رو دیدیم که برن برای هدایت نایت کینگ به سمت خودش انجام داد . اما برن بیشتر از چیزی که تو سریال دیدیم تو وارگ بود و صدرصد کار مهم دیگه ای انجام داده که از دید ما پنهون بوده
۶ : لحظه مبارزه ثیون واقعا عالی بود تمام تلاشش رو کرد موزیک چیکار میکرد تو سکانس ها ؟ واااو
۷: صحنه مبارزه لیدی مورموانت واقعا زیبا بود ، الحق زاده جزیره بیرایلند بود .
۸: بوسه به دست سانسا توسط تیریون !!
دیگه از چی بگم ؟
عالی بود فقط من تمام اینارو تو دل نور کم تصویر برداری دیدیم ! با ۶ بار عقب جلو کردن
تازه بهترین نسخه بود
شماها هم اضافه کنید صحنه هایی که جا مونده
جذابشو جا انداختی کع..
پوزخند نایت کینگ بعد از هشت فصل?
در 2 ساعت قبل، Momomo گفته است :باز هم برن..
دو سه بار بیست دقیقه اخر فیلم رو دیدم..
برن اصلن از نایت کینگ نمیترسه..اصلن از مرگ ثیون ناراحت نمیشه..اصلن از اومدن اریا و کشتن نایت کینگ متعجب نمیشه...
انگار همه چیزو از قبل میدونه..انگار میدونه نایت کینگ قراره بمیره..انگار میدونه اریا قراره بیاد..انگار میدونه قراره ثیون بمیره..انگار همه چیزو میدونه..
*****************بچه ها یه بار دیگ دوئل بین برن و نایت کینگ رو ببینید که چطوری دارن به همدیگ نگاه میکنن..برن یه نگاه به سینه و دل نایت کینگ میکنه دقیقا همونجایی رو داره نگاه میکنه که اریا چند لحظه بعدش خنجر رو وارد میکنه..بعد از نگاه کردن برن به اون نقطه نایت کینگ رو نشون میده که یه واکنش نشون میده با سرش..
واقعا این برن عجیبه عجیب..
برمیگردم به قبل..
اصن چرا برن باید میدونست که نایت کینگ رو میشه تو فضای باز کشت..
بازم قبل ترش..
برن از کجا میدونست جیمی تو راهه و قراره صبح به وینترفل برسه..
این آینده بینی هست..
اگر اینجوری باشه لابد برن میدونه جنگ با سرسی چی قراره بشه و باز هم جان و دنریس رو راهنمایی کنه و شایدم نکنه نمیدونم..ولی با چیزایی ک از برن دیدیم اون میتونه بخشی از اینده رو هم ببینه..
مثل مرگ نایت کینگ..
-
در 6 دقیقه قبل، Momomo گفته است :باز هم برن..
دو سه بار بیست دقیقه اخر فیلم رو دیدم..
برن اصلن از نایت کینگ نمیترسه..اصلن از مرگ ثیون ناراحت نمیشه..اصلن از اومدن اریا و کشتن نایت کینگ متعجب نمیشه...
انگار همه چیزو از قبل میدونه..انگار میدونه نایت کینگ قراره بمیره..انگار میدونه اریا قراره بیاد..انگار میدونه قراره ثیون بمیره..انگار همه چیزو میدونه..
*****************بچه ها یه بار دیگ دوئل بین برن و نایت کینگ رو ببینید که چطوری دارن به همدیگ نگاه میکنن..برن یه نگاه به سینه و دل نایت کینگ میکنه دقیقا همونجایی رو داره نگاه میکنه که اریا چند لحظه بعدش خنجر رو وارد میکنه..بعد از نگاه کردن برن به اون نقطه نایت کینگ رو نشون میده که یه واکنش نشون میده با سرش..
واقعا این برن عجیبه عجیب..
بچه ها نظرتون درباره اونجایی ک ستاره دار کردم چیه..ببینید یه بار دیگ اینجای قسمت سه رو خیلی پر از نکتس..
-
باز هم برن..
دو سه بار بیست دقیقه اخر فیلم رو دیدم..
برن اصلن از نایت کینگ نمیترسه..اصلن از مرگ ثیون ناراحت نمیشه..اصلن از اومدن اریا و کشتن نایت کینگ متعجب نمیشه...
انگار همه چیزو از قبل میدونه..انگار میدونه نایت کینگ قراره بمیره..انگار میدونه اریا قراره بیاد..انگار میدونه قراره ثیون بمیره..انگار همه چیزو میدونه..
*****************بچه ها یه بار دیگ دوئل بین برن و نایت کینگ رو ببینید که چطوری دارن به همدیگ نگاه میکنن..برن یه نگاه به سینه و دل نایت کینگ میکنه دقیقا همونجایی رو داره نگاه میکنه که اریا چند لحظه بعدش خنجر رو وارد میکنه..بعد از نگاه کردن برن به اون نقطه نایت کینگ رو نشون میده که یه واکنش نشون میده با سرش..
واقعا این برن عجیبه عجیب..
-














بحث اپیزودیک قسمت چهارم The Last of The Starks
در فصل هشتم
ارسال شده در
اصن معلومه از نگاه ها و رفتار های سرسی به یورون که فقط یه ابزاره واسش واسه رسیدن به اهدافش و کارش که باهاش تموم شد پخ پخ..
کلا سرسی ذاتش همینه فقط منفعت طلب بوده و فقط خودشو میبینه..