رفتن به مطلب

لیدی

اعضا
  • تعداد ارسال ها

    192
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

پست ها ارسال شده توسط لیدی


  1. جان در مورد علاقش به ایگریت دروغ نگفته، بخاطر رابطه داشتن باهاش هم نیومده بهش دروغ بگه یا فریبش بده که ایگریت رو راضی کنه باهاش باشه. الان مشکل این قضیه چیه؟

    منظورم اینه که نخواسته از ایگریت سواستفاده کنه

     

     

    من هم منظورم همین بود، فکر نکنم کسی چنین برداشتی کرده باشه ... جان تا اونجا هم که تونست از رابطه با ایگریت سرباز زد .. مکالمه هاش با وحشی ها رو اگر قبل جدی شدن رابطه شون بخونیم، تایید میکنه. سرانجام سر اون قضیه مجبور شد وارد این نقش بشه و کم کم بهش علاقه پیدا کرد.

     

     

    راستی تکلفتون رو مشخص کنید، میخواید جان یه آدم کاملا بی عیب و بی اشتباه باشه، .... یا مث تمام کاراکترهای اشتباه کنه؟ با اون ادعای قبلتون در تناقضه

     

    فکرکنم اشتباه برداشت کردین یا من بد نوشتم، من کامنت هام در دفاع از جان بود نه سرزنشش

    من نه از جان نه از هیچ کاراکتر دیگه ای انتظار بی نقص بودن ندارم

    کل حرفم در پاسخ به دوستان منتقد این بود که جان از ایگریت سواستفاده ای نکرده، یه تایمی با هم بودن و جفتشون هم به نظر راضی بودن و هم رو دوست داشتن. همچین رابطه ای بنظر من کلا در مورد هیچ دو آدمی مشکل نداره!

     

    هنوز اگه جایی تناقضی احساس می کنید دقیق بگید من توضیح بدم.

    پ.ن : من اسپویل ها رو نمی خونم


  2. آهان، پس سریال و کتاب با هم مطابقت داشتن

     

    پس جان در مورد علاقش به ایگریت دروغ نگفته، بخاطر رابطه داشتن باهاش هم نیومده بهش دروغ بگه یا فریبش بده که ایگریت رو راضی کنه باهاش باشه. الان مشکل این قضیه چیه؟

    منظورم اینه که نخواسته از ایگریت سواستفاده کنه


  3. اول بگم که دارم با استناد به سریال حرف میزنم، اینجاها رو نخوندم، اگه خلاف کتابه تصحیح کنید

     

    مگه جان شروع کننده رابطه با ایگریت بوده؟

    مگه جان ایگریت رو دوست نداشت؟ مگه در خصوص علاقه به ایگریت فریبش داد؟


  4. من بیشترین انتقادی که از جان شنیدم یخ و نچسب بودن یا چیزی تو این مایه هاست.

    این موضوع سلیقه ایه خب، هر کس از یه تایپ آدم خوشش می یاد دیگه. نمیشه در مورد سلیقه کسی بحث کرد

    مثلا من خودم از مردهایی که بیشتر از حرف مرد عملن و میشه رو مسئولیتی که قبول کردن حساب کرد خوشم می یاد. چیزی که باعث شده از جان و استنیس خوشم بیاد.


  5. ما زخم خورده ایم، حق داریم

    فصل چهارم یا همون آخر کتاب سوم که اینقد هیجان انگیز بوده هی واسه ما لو رفته!

    مرگ جافری، دست داشتن لیتل فینگر، مرگ لایسا و حتی نوع مرگش، امروزم که دیدی چی واسم لو رفته

    ا

    اون قضیه لیدی استون هارتم اضافه کن به اینا

     

     

    آهان، از این ماجراها خبر نداشتم، اطلاعات تکمیلی رو اعلام خواهم کرد.

    استفاده از کلمه "نگنجاننده" هم جای بسی تشکر داره


  6. به برندون:

    فرندز تو ژانر خودش بی نظیره، به نظر من واسه زندگی و روابط همه خوبه که ببینن این سریال رو، ببین حتما

    بنده یکی از همون مواردم که دو قسمت آخر گریه کردم!

     

    به کیوان:

    آیا تهدید به اسپویل می کنی؟ نکن

    I will find you and kill you

    چند روز پیش دیدم داره 720 دانلود میکنه، میپرسم ازش


  7. ليدي:يه چي ميگم گوش كن.خوندن كتاباي نغمه از نون شب هم واجب تره،وقتي از آسمون و زمين برات اسپويل مياد هيچ چاره اي نداري.من يه دوره اي به اين نتيجه رسيده بودم كه هر آن ممكنه يكي تو خواب بياد برام اسپويل كنه

    كتاباي فارسي هم كه فعلا چهارتاش اومده.ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه ست.من خودمم دارم كتابا رو ميخونم الان.روزي صد صفحه هم بخوني خيلي زود تموم ميشه.

     

    آخه آخرین مهلت دفاعم تیرماهه، مجبورم

    بعد جام جهانی ام چهارسال یک باره

    خلاصه وسط کلی کار گیر افتادم


  8. به نگار: من 3-4 تا از دوستام سریال بازن خفن، یعنی در این حد که طرف 2 تا هارد داره و باز جا کم داره. بعد تنها چیزی که من قبل دیدن سریال شنیدم فقط وجود اژدها تو سریال بود، همین.

    چون روند ریلیز کتاب هاش خیلی کنده فکر کنم آخرش سریال و کتاب بهم برسن حتی اگه جلو نزنه کتاب.

    اگه این اتفاق هم بیفته یه سری فقط کتاب می خونن، سریال رو ندیدن و نمی بینن به هر حال

     

    به کیوان:

    والا کتاب ها رو شروع کردم ولی من نمیتونم اسکیپ کنم و در نتیجه از اول شروع کردم. الان اوائل کتاب سومم ولی خب چون باید تا یک ماه دیگه دفاع کنم زیاد وقت آزاد ندارم فعلا. داشته باشم هم سیو می کنم واسه جام جهانی


  9. عمیقا آرزو می کنم سریال از کتاب بزنه جلو

    چرا؟

     

    بس که اسپویل خوردم. من وقتی سریال رو شروع کردم 4-5 از دوستای خیلی نزدیکم که هر روز می دیدمشون سریال رو دیده بودن. بعد با هم حتی حرف هم می زدیم در مورد سریال من هیچی واسم لو نرفت.

    ولی سیزن چهار تمام اتفاقات مهمش واسم لو رفت

    سریال جلو بزنه که عکس قضیه واسه دوستانی که فقط کتاب رو میخونن اتفاق بیوفته


  10. یکی این قضیه جان رو واسه من توضیح بده لطفا

    این قضیه تو کتاب نیست که این پا شد رفت پیش منس؟

    میزارم تو اسپویلر که اونایی که کتاب و نخوندن اگه نخواستن اینو نخونن.

     

    تو کتاب هست ولی خودش اینجوری فردین بازی درنمیاره که پیش مرگ شه پاشه بره پیش منس.اگه درست یادم بیاد میفرستنش یجورایی هم بعنوان تنبیه براش در نظر میگیرن.چون فکر میکردن اگر بفرستنش منس میکشتش.

     

     

    خب تنبیه واسه چی؟ خیلی نیرو دارن اینم دو دستی تقدیم منس کردن که قوی تر بشن؟

     


  11. نایمریا:

    با این منطق که شما میگی شرایط بر آدم استیلا داره، تو این داستان کی الان شرایطش خوب بوده و مورد نوعی از سختی و عقده قرار نگرفته؟

    برادران براثیون مادر و پدرشون رو خیلی زود از دست دادن. رابرت پادشاهی رو برده ولی لیانا رو از دست داده که بقول خودش 7 پادشاهی جاش رو پر نکردن!

    استنیس که همیشه زیر سایه رابرت بوده، بعدها رابرت بهش بی توجهی کرده، زن و دخترش هم که اونجوری!

    تیریون بنده خدا که دیگه بلایی در وستروس نبوده که سرش نیومده باشه! جیمی همیشه زیر فشارهای باباش و "شاه کش" خطاب شدن بوده، درگیر یه عشق ممنوعه هم که بوده

    جان حروم زاده و رفتارهای کتلین و ادامه ماجراها

    سندور گلکان و اون داداش وحشی و اون کودکی وحشتناک!

    لیتل فینگر و یک عشق ناکام و تحقیرهایی که واسه نسب پایین خانوادگی میشه

    و.....

    سرسی زندگیش از تمام پادشاهی بهتر بوده و این شده! اشتباهات زاده تفکر آدمن نه شرایط زندگیش


  12. از بس ملت در مورد سکانس موعود حرف زده بودن من هی منتظر بودم بره کینگزلندینگ!

    از نظر اکشن و جنگی جالب بود. اون قسمتی که غوله از دروازه بیرونی رد شد و برادرها سوگندشون رو تکرار می کردن عااااالی بود.

    سر آلیسر زخمی شد که فقط، اونا که بردنش از برادرها نبودن یعنی؟ چون ظاهرا مرده!

    اون جوناس اسلینت بزدل! حقش بود تیریون میذاشت منتخب های سرسی و جافری کینگزلندینگ رو اداره کنن، الان استنیس رو تخت آهنین نشسته بود

    استنیس قرار بود بیاد سمت شمال، کی میرسه پس؟ دیوار سقوط کرد که

    بعد این چه کار احمقانه ای که جان می کنه خب؟!


  13. من سانسا رو با سرسی مقایسه کردم

    سانسا اون سادیسم درونی سرسی رو نداره قبول دارم.

    در واقع بحث سر این بود که تایوین خواسته سرسی خیلی لیدی وار باشه و سرسی از این ناراحته که چرا نذاشتن مثل جیمی یا هیرو خاندان باشه. منم گفتم نخواسته مثل جیمی باشه که نشده.

    از نظر عاشق خوشگل ها و با شوالیه ها بودن (ریگار و رابرت و جیمی)، از نظر عشق ملکه بودن و کلا این چیزها شبیه سانساست دیگه.

    خب چجوری توقع داشته باشیم مثلا از سانسا یه چیزی مثل راب دربیاد؟ همونجوری هم از سرسی مثل جیمی و تیریون در نمی یاد حتی با تربیت تایوین

     

    سرسی وقتی اینقد شهوت قدرت داره یک ذره از اون فضای عشق و این حرفا در میومد و سعی می کرد بخاطر قدرتی که خودش طالبشه با رابرت سر لیانا کنار بیاد. مارجری از پس جافری دیوانه براومد، رابرت که خیلی گزینه راحتتری بوده.

    اگه سرسی در مواجهه با رابرت کم نیاورد بخاطر قدرت تایوین بود نه خوب هندل کردن خودش، سانسا هم اگه ند نمی مرد عمرا کوچیکترین آسیبی از سمت سرسی یا جافری نمی دید.


  14.  

    خواهر تئون آشا بود دیگه؟ چرا موقعیتش مجبورش کرد؟ می نشست گلدوزیش رو میکرد و منتظر شاهزاده ها می موند. یک برادر زنده و اگه اشتباه نکنم 3 تا عمو و پدرش بودن برای هدایت خاندان گریجوی.

    درسته که برین زشت بود ولی خب highborn بود و هنوز از نصفه زن های زیبای هفت پادشاهی موقعیت بهتری واسه زندگی آسوده و لیدی وار داشت.

    ند و کتلین تمام تلاششون رو داشتن می کردن واسه لیدی کردن آریا، از یه جایی دیگه در اثر تلاش آریا بیخیال شدن.

    این انتخاب آشا و آریا و برین بوده نه جبر زمانه و شرایط

    و اما عکس العمل تایوین. تایوین مسلما منطقی تر و منعطف تر از بالون گریجویه! وقتی بالون گریجوی مانع آشا نشده مسلما تایوین هم مانع سرسی نمیشد

     

    به کیوان: اون ضربدر مورد نظر رو نمیبینم

     

    فرهنگ آیرن بورن ها کلاً فرق داره با بقیه مقایسه شون نکنین.

    بیلون وقتی می بینه ثئون نیست آشا رو مثل پسراش بزرگ می کنه و کلاً هم خیلی تو خط لیدی و شوالیه و پرینس چارمینگ و ... نیستن.

     

    یه تایمی داره. گذشته وقتش پس نمی بینی.

     

    یعنی میگین بالون خواسته آشا اونجوری بشه که آشا شده؟

    اگه آشا از نظر تفکرات مثل کتلین هم بود (نگفتم سانسا که خیلی شیربرنجه) بالون حتی اگه میخواست نمی تونست این طوری تربیتش کنه.

    این انتخاب آشا بوده.

×