لیدی
-
تعداد ارسال ها
192 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
پست ها ارسال شده توسط لیدی
-
-
ریگار مشکل بحث در مورد جام جهانی اضافه کردن تاپیک بود یا اینجا هم نباید صحبت می کردیم؟
-
متوجه جنگ و دعواهای اونا هستم
همچنین هلند و آلمان، انگلیس و آرژانتین و امثالهم
ولی خب از جفتشون خوشم می یاد
در مورد لباس ایتالیا
اسپانیا تا وقتی آراگونز مربی اش بود خوب بازی می کرد بعدش دیگه "مورینیویی" شد بازی هاش
وای که من چی کشیدم از دست این طرفدارای اسپانیا! طرف در جریان مسابقات یورو 2012 برگشته به من میگه اصلا کی گفته ایتالیا تیم بزرگیه؟!
من اینجوری بودم که آقا چند تا مسابقه فوتبال سر جمع دیدی؟
-
به استنیس: هورااااااااااااا، متحد پیدا کردم
به کیوان:
توامان دوست ندارم، اگه با هم بازی کنن من طرفدار آلمانم
لباس ایتالیا بهترین لباس میشه؟ نگرفتم چی میگی!
اما دوره شکل گیری علاقه والا از بچگی (9 سالگی) باور کن اون موقع ذهنم به این سمت نمی رفت
از بازی هلند خوشم می یاد، امیدوارم خوب پیش بره
صدر لیست نفرتم برزیل بوده همیشه
نسبت به اسپانیا حس بدی نداشتم ولی از وقتی قهرمان جهان شدن از دست طرفدارای رو اعصابش دلم میخواد همون دور اول بخوره به برزیل له شه راحت شیم
-
ای بابا
بازیکن های ایتالیا یه زمانی خوب بودن الان دیگه نیستن که الان اسپانیایی ها بهترن
-
World Cup is coming
دوستان فوتبالی بیاین بگین طرفدار کدوم تیم ها هستین؟ ببینیم چند چندیم
خودم ایتالیا
بعدش با اختلاف زیاد آلمان، انگلیس
-
به نظر من صدای محمدحسین واسه برن خوبه
وینترفل هم واسه کتلین خوب بود
تست صدای جافری هم نسبتا خوب بود، یه کمی تحقیر به لحنش اضافه بشه بهتره
واسه جان و سرسی هیچ کدوم اون حسی که نسبت به کاراکتر داشتم بهم منتقل نشد. به نظرم جان لحن و صداش باید کمی گرفته تر باشه البته شاید پس زمینه سریال این حس رو بهم میده
تست سرسی هم خیلی هیجان و بالا پایین داشت، تصور من از سرسی بی اهمیت تر و خونسردتر از اینه
-
در مورد این بحث هایی که صورت گرفت (کتاب و سریال) فکر میکنم صرف خود بحث و انتقاد کسی رو ناراحت نمی کنه ولی شاید از بعضی از کامنت های دوستان حس عدم انعطاف و تعصب منتقل میشه که باعث واکنش طرف مقابل میشه.
گفتن "کتاب در برابر سریال هیچی نیست" یا "سریال در برابر کتاب هیچی نیست" میتونه حساسیت برانگیز باشه.
آدم ها یا "سمعی" هستن و با خوندن و شنیدن بیشتر ارتباط برقرار می کنن یا "بصری" هستن و با دیدن بیشتر ارتباط برقرار می کنن. در نتیجه هر دو اثر طرفدارهای متعصب خودش رو داره.
من به شخصه از خوندن بعضی از کامنت ها احساس حمله به اثر (هم کتاب هم سریال) بهم دست میده و خب به نظرم این اشتباهه و منجر به بحث های اینجوری میشه.
پ.ن : کاش کیوان و s.i.s بحث رو همین جا ادامه می دادید، جالب بود خوندن نظراتتون
بحث داشت سالم پیش می رفت
-
یه چیز دیگه تو این قسمت خیلی رو مخ من بود
تو سکانس دیوار که جان با بقیه حرف میزنه دوربین خیلی تکون می خورد! سکانس رمزی و روس بولتون و سکانس مولز تاون هم همین طور
وقتی دوربین تکون میخوره اصن نمیتونم فیلم رو ببینم
-
به کینگ رابرت:
در مورد لیتل بسیار موافقم
باور کنید من از سریال دفاع نمی کنم فقط برام عجیب نیست کاراشون جز در مورد تخریب استنیس!
اگه سریال رو ترجیح میدادم کتاب رو نمی خوندم
-
در مورد کارگردان ها به نظرم رضایت مدیران شبکه و اسپانسرها و اینا مهم تره
در مورد دنریس من وقتی کتاب رو میخونم بیشتر از دنریس بدم می یاد، اون توهمات ذهنیش و خودشیفتگی و ایناش خیلی بیشتر معلومه تو کتاب
اما استنیس رو خدایی دارن تو سریال نابود می کنن
-
لیدی: درسته که بغضی سریال بین ها درکی درباره جغرافیای نغمه ندارن، اما این دلیل نمیشه که کارگردان ها هر تحریف محیرالعقولی رو مرتکب بشن (حمله یارا به دردفورت با کشتی ) و همچنین دلیل نمیشه که ما کار اون ها رو تایید کنیم و هیچ انتقادی نداشته باشیم!
من با انتقاد شما موافقم
شما انتقاد کن، راحت باش
مراد این بود که سازنده ها با مخاطبین متفاوتی روبرو هستند و وقتی بازخورد زیادی در مورد این تناقضات نمی بینن خیلی اهمیت نمیدن بهش
من به نظرم رفتارشون طبیعیه نه اینکه بگم درسته
-
به وینترفل:
تقریبا تمام دوستام سریال رو می بینن ولی فقط من بینشون دارم کتاب رو می خونم و دقیقا هیچ کدوم هیچ ایده ای از جغرافیای منطقه ندارن.
جزایر آهن کجاست؟
تنگه کجاست؟
اینجاهایی که آریا و سندور میرن کجاست؟ چرا اینقدر داغون و سوخته است؟
و سوالات زیادی از این دست زیاد جواب دادم من
-
حرف هایی که کینگ رابرت زد همش وارده ولی کسی که فقط سریال رو ببینه به اینا توجه نمی کنه و کتاب خون ها متوجهش میشن.
من یادم نمی یاد که نقشه وستروس رو تو سریال نشون داده باشن (جز تیتراژ)
ملتی که فقط سریال رو می بینن تقریبا دیدی به جغرافیای وستروس ندارن، من از اون قسمت که روس بولتون و رمزی در مورد تنگه صحبت می کردن "n" بار به اطرافیان که فقط سریال رو میدیدن توضیح دادم که تنگه کجاست و اهمیتش چیه
-
آقا من واقعا نمیتونم کنار بیام با مرگ ابرین
سر مرگ ند و راب حداقل بخاطر اشتباهاتی که کرده بودن آدم می تونست توجیه کنه خودش رو
ولی ابرین چرا آخه؟ کاش لااقل یکی دیگه می کشتش نه کوه!
بنیان های فکری ام بهم ریخت
دلم واسش تنگ میشه، کاراکترش خیلی جذاب و جالب بود
-
الان داشتم مدخل مارجری رو تو ویکی میدیدم. دقت کردین مارجری تو شونده سالگی و در کمتر از یه سال سر سه تا شوهرو خورده!!!!به این میگن عروس خوش قدم فقط نمی دونم چرا نحسیش روی مادر شوهراش تاثیری نداره متاسفانه!
کاش که می افتاد! یعنی بزرگترین آرزوی من تو دنیای نغمه مردن فجیع سرسیه
ولی مارتین دوسش داره گویا
-
یعنی جوراه حذف شد دیگه؟هر قسمت که میگذره تنفرم از دنریس بیشتر میشه، یعنی رمزی حاکم هفت پادشاهی بشه ولی این دختره خودخواه مغرور نشه
مسلما بهتر از بقیه است حالا درسته هیچکس به اندازه استارک ها اذیت نشدن ولی این دخترک هم کم سختی نکشیده در ضمن مسلما میتونه کارهایی رو که شاه دیوانه کرده انجام نده
من متاسفانه نمی تونم هیچ جور با این دختر کنار بیام!
-
دقیقا در این رابطه واسه من سوال پیش اومد! دورن بعد از تارگرین ها به رابرت سوگند خورده بود دیگه؟
بعد یعنی واسه مرگ الیا طلب خونخواهی نکردن از رابرت؟
یعنی رابرت کوه رو بهشون نمی داد؟!
اینا دقیقاً یادم نیست تو چه کتابیه.
چیز خاصی نیست ولی اگه کسی می خواد کوچکترین نکات هم براش تازگی داشته باشن نخونه.
خونخواهی که در این حد پیش می ره که ابرین می خواد برای ویسیریس قیام کنه ولی جان ارین می ره دورن و با دورِن مذاکره می کنن.
جزئیاتش معلوم نیست ولی دیگه اون قضایا منتفی می شه.
ضمن اینکه تایوین همواره انکار کرده که چنین دستوری داده و ادعا کرده که نمی دونه کی این کار کرده.
ضمن اینکه دختر الیا رو هم آموری لورچ کشته.
اون قضیه خونخواهی جالب بود
متوجهم که رابرت تایوین رو تسلیم نمی کرد و اصن واسه کشتار تارگرین ها که میتونه شامل بچه های الیا هم بشه ناراحت نبوده ولی درک نمی کنم سر قضیه الیا چرا کوه و سرآموری رو تسلیم نکرده
این 2 تا چه اهمیتی واسه کی داشتن آخه؟
-
خب با این که هنوز این قسمت رو ندیدم، ولی باز هم کم شدن یک نفر از منطقه ی بی حاصل دورن خوب بود. به لطف رلور هفته ی بعد هم سر اون کوتوله ی بدعنق لنیستری بالای دروازه های ردکیپ بره.منم اگه دستم تو قتل و تجاوز و ... با یه لنیستری بشاش و گشاده رو تو یه کاسه بود همین چیزا رو می گفتم.
دقیقا در این رابطه واسه من سوال پیش اومد! دورن بعد از تارگرین ها به رابرت سوگند خورده بود دیگه؟
بعد یعنی واسه مرگ الیا طلب خونخواهی نکردن از رابرت؟
یعنی رابرت کوه رو بهشون نمی داد؟!
-
یعنی جوراه حذف شد دیگه؟
هر قسمت که میگذره تنفرم از دنریس بیشتر میشه، یعنی رمزی حاکم هفت پادشاهی بشه ولی این دختره خودخواه مغرور نشه
-
خیلی بد بود! دست و پاهام قشنگ داشت می لرزید
تازه از شواهدی فهمیده بودم می میره ولی خیلی بد مرد
با دو تا از دوستام داشتم می دیدم، 3 تایی فقط جیغ می زدیم
الان آرزو می کنم حتی شده میرسلا رو بکشن که سرسی و اون باباش آتیش بگیرن
-
اینقد عصبی بودم عنوان تاپیک رو اشتباه زدم
یکی از دوستان لطف کنه تصحیح کنه
-
لعنت به مارتین و داستانش و فیلمش
متنفرم ازش
این که بدتر از عروسی خونین بود، خیلی بد بود، اشکم رو در آورد، اه
میخوای شخصیت های دوست داشتنی رو بکشی بکش! چرا اینقد وحشیانه و ناجور؟! همه مرگ های تمیز هم باید سهم عوضی ها بشه؟
-
منظورم متن پست بود
به هر حال مرسی
-
میشه یه قانونی اعمال کرد تو پست ها که از اعلام نگارشی به صورت افراطی (علامت تعجب و علامت سوال بی شمار!) استفاده نشه؟
همین طور تغییر رنگ و سایز نوشته ها؟
من که کلا با افراط در ترفندهای نگارشی مشکل دارم ولی به قول ریگار پیوستگی و قالب کلی نوشته ها بهم میریزه و خصوصا بعضی رنگ ها مثل قرمز جیغ چشم رو اذیت می کنه

بحث های اپیزودیک قسمت 8 فصل 4 The Mountain and the Viper
در فصل چهارم
ارسال شده در
قبلا این اسپویلرها رو که می دیدم کلی وسوسه میشدم ببینم ولی الان واسم مهم نیس!
حتی در انتظار قسمت بعد هم نیستم
بعد از مرگ ابرن ناامید شدم از ادامه داستان