به نظر من هم فرضیه ی لیانا و ریگار اگه به این راحتی به ذهن کسی جز مارتین رسیده .. پس توی سر مارتین یه چی دیگه میگذره .. و حتی تا الان هم که دیده مردم این فرضیه رو هی تکرار می کنن .. موضوع رو کاملن به یه سمت دیگه پیچونده ! ..
اونجا هم که آریا با اون پسره بود که در مورد مادر جان بهش گفت .. نمیدونم چرا توی سریال هیچ اشاره ای بهش نشده و همه هم خیلی راحت از کنارش گذشتن ! :دی .. من خودم دقیق یادم نیست .. باید برم دوباره بخونم اونجاهارو !
و یه چیز دیگه اینکه یعنی مارتین میخواد جواب همه ی سوالای ما رو بده ؟! چون این مجموعه خیلی شبیه زندگی واقعیه .. و توی زندگیه واقعی هم همیشه خیلی از راز ها سوالا بی جواب میمونن .. خیلیا میمیرن و اون رازو با خودشون میبرن ! .. شاید هیچوقت نفهمیم مادر جان اسنو کیه .. نفهمیم آدر ها از کجا اومدن .. واسه چی اومدن و و و