من خیلی وقته این سایتو دنبال میکنم ولی هیچوقت ثبت نام نکرده بودم
تا الان البته !
میخواستم بگم از مارتین متنفرم ولی ...
باید بگم عاشقشم !
الان ساعت 12 شبه و من تازه دیدن اپیزود 8 رو تموم کردم و تمام بدنم میلرزه و همه هم خوابن نمیتونم هیچ غلطی بکنم !
وای صحنه مرگ اوبراین وحشتانک بود میدونستم یه چیزیش میشه ولی نه اینطوری
طبق چیزی که فهمیدم این تازه شروع داستان دورنه
من صحنه عروسی خونین رو بارها و بارها دیدم ولی عمرا اینو دیگه نمیتونم نگاه کنم. شبیه فیلمهای اره شده بود !
یکی نیست به این اوبراین بگه آخه .....تو خودت ناسلامتی از سرزمین مارهایی مثلا خودت افعی هستی تا حالا نشنیدی میگن باید اول به سر مار ضریه بزنی ؟ وایسادی حول کوه نیمه جوون دور افتخار میزنی ؟!
ولی انصافا عالی بود این قسمت جز بهترین اپیزودهای این فصل بود
انصافا بعضیها الکی گیر میدن به دنریس و دق و دلیشون رو سر اون بدبخت خالی میکنن !
من خودم زیاد ازش خوشم نمیاد ولی دیگه اینقدر هم نمیکوبمش !
خداییش به خندیدن های آریا هم گیر ندین بینظیر بود انصافا ! زوج آریا تازی جز باحالترین زوجهای سریالن !
بعد یه سوالی مگه کوه هم بعش نمرد ؟ پس چرا تیریون به اعدام محکوم شد ؟
هنوزم دارم میلرزم !
راستی من هرچی فکر کردم به منظور تیریون از اون حرف هاش پی نبردم منظورش از جریان سوسکها چی بود ؟
یه چیزم یادم رفت بگم : سانسا واقعا با اون لباس سیاه ( لباس محلی همونجا بود فکر کنم ) برازنده شده بود ! کم کم داره ازش خوشم میاد !