<?xml version="1.0"?>
<rss version="2.0"><channel><title> &#x641;&#x635;&#x644; &#x647;&#x641;&#x62A;&#x645; &#x645;&#x648;&#x636;&#x648;&#x639; &#x622;&#x62E;&#x631; </title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=forums&id=33]]></link><description> &#x641;&#x635;&#x644; &#x647;&#x641;&#x62A;&#x645; &#x645;&#x648;&#x636;&#x648;&#x639; &#x622;&#x62E;&#x631; </description><language>fa</language><item><title>&#x628;&#x62D;&#x62B; &#x62F;&#x631; &#x645;&#x648;&#x631;&#x62F; &#x627;&#x633;&#x67E;&#x648;&#x6CC;&#x644; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x627;&#x62D;&#x62A;&#x645;&#x627;&#x644;&#x6CC; &#x645;&#x637;&#x631;&#x62D; &#x634;&#x62F;&#x647; &#x641;&#x635;&#x644; &#x647;&#x634;&#x62A;&#x645;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=426]]></link><description><![CDATA[
<p><strong>در این تاپیک در مورد صحت اسپویل های ادعا شده و همچنین محتوای ان بحث میکنیم.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong><span style="color:#FF0000;">هشدار </span></strong><strong>: واضحا این تاپیک در اسپویل های فصل اخر می باشد ، لذا دوستانی که دوست ندارن از داستان مطلع شن ، محتوای تاپیک رو نخونن.</strong></p>
<p> </p>
<div style="text-align:center;"><p><strong>FOR THE WEB IS DARK AND FULL OF SPOILERS</strong></p></div>
<p></p>
<p> </p>
<p><strong>دانلود فایل ترجمه کامل متن  ارسالی از Breaking Bad</strong></p>
<p> </p>
<p><a href="https://goo.gl/KAJth9" rel="external nofollow">https://goo.gl/KAJth9</a></p>
<p> </p>
<p><strong>ترجمه متن لیک شده از aminl</strong></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>قسمت اول:</p>
<p>ابتدا شاه شب سوار بر اژدها به ایست واچ حمله می کنه ، بریک دونداریون و اد میمیرن و تورموند و گندری به سمت وینترفل فرار می کنن.</p>
<p>دنریس و جان و تیریون و داووس و جوراه و پادریک و برین و سگ و میساندی و واریس و تیون به وینترفل می رسن،</p>
<p>یورون در پایتخت با گلدن کمپانی و سرسی ملاقات میکنه و سرسی بهش دستور تصرف استورمز اند رو میده.</p>
<p>دنریس و میساندی و جان و سانسا و تیریون و سم و داووس و واریس و لرد های شمال و شوالیه های ویل و رابین و یان رویس در تالار بزرگ وینترفل جمع میشن و با هم بحث می کنن.</p>
<p>در ولانتیس . ملیساندر وارد معبد قرمز میشه . . ملیساندر به کینوارا میگه من نقش خودم از قسمتی از جنگ بزرگ رو انجام دادم. کینوارا به ملیساندر میگه تو به خوبی به خدا خدمت کردی . و تو اشتباهات زیاده کردی که باید جبرانش کنی خدای تو درخواست یک قربانی داده که باید برگردی به شمال.</p>
<p>جیمی لنیستر و بران توی یک مسافرخونهدر راه ریورران با هم ملاقات می کنن و جیمی توضیح میده که اومده تا ادمیور تالی رو به قلعه ای که حقشه برسونه.</p>
<p>تورموند و گندری به وینترفل میرسن. سم و برن به جان اسنو توضیح میدن که اون اگان تارگرینه. بعدها در قسمت بعد هاولند رید هم این رو تایید می کنه.</p>
<p>_______________________________________________________________________________</p>
<p>قسمت دوم:</p>
<p>در تالار بزرگ وینترفل گندری و تورموند تعریف میکنن که دیوار سقوط کرده و نگهبانی شب از بین رفته و شاه شب بر اژدها سوار بوده. برندن استارک هم تایید می کنه که شاه شب در حال حمله به وینترفل هست. جان تمام پرچمدارهاش رو احضار می کنه و آماده باش میده.</p>
<p>دنریس هم از جان حامله شده.</p>
<p>جیمی و بران به ادمور تالی میرسن و ازش میخوان که در جنگ بزرگ همراهشون باشن.</p>
<p>هاولند رید هم همراه سایر پرچمدارها و ارتش دنریس در شمال مستقر شدن. در همونجا جاکن آگار به دیدن آریا میاد و بهش می گه یه نفر پول کشتن سرسی لنیستر رو پرداخت کرده و تو باید این کار رو انجام بدی. بهای این مرگ پرداخته شده و تو مامور به عملی کردنش هستی. بعدش یک شیشه سم به آریا میده.</p>
<p>یریون جان سانسا آریا برین پادریک داووس تورموند گندری واریس جورا تئون سگ شکاری کرم خاکستری و سم به همراه پرچمداران استارک و ارتش دنریس با هم بحث و گفتگو میکنن که چطور از شمال محافظت خواهند کرد. تیریون پیشنهاد میده<img src="https://westeros.ir/forums/uploads/emoticons/20.gif.6ed930e99f1c0bfac9df120b26ad7639.gif" alt=":((" />تورموند باقیمانده قوم آزاد دوتراکی ها و ارتش پاکان با شیشه اژدها از سمت دردفورت حمله خواهند کرد جایی که اونا برای اولین بار روبرو خواهند شد.در مسیر به سمت وینترفل اژدهاها به روی ارتش مردگان آتش خواهند بارید و پرچمداران استارک و شوالیه های ویل در میدان نبرد وینترفل به مصاف باقیمانده ارتش تضعیف شده مردگان خواهند رفت و اگر شانس یار باشه نایت کینگ رو در هم میکوبن))</p>
<p>جان از برین و پادریک میخواد تا آریا سانسا و برندون رو بردارن و به همراه رابین به ایری برن.</p>
<p>رتش های شمال و دنریس در بیرون جمع میشن تا با ارتش نایت کینگ روبرو شن . جان به سانسا اریا و دنریس توصیه میکنه که داخل قلعه وینترفل بایستن. واریس تیریون رابین سمول گیلی لیانا و میساندی هم داخل وینترفل میمونن. سانسا از میرا میخواد تا برن رو به داخل ببره دسته عظیمی از وایت واکرا به صحنه نبرد وینترفل یورش میبرن. دوتراکی ها اول از همه روبرو میشن و تعداد زیادیشونو میکشن تعداد زیادی از وایت واکرا به اومدن ادامه میدن گوست همراه جان میجنگه و در یک صحنه جان رو از دست یک وایت که میخواد بکشدش نجات میده . گوست درحالی که داره از جان دفاع میکنه کشته میشه. داخل وینترفل دنریس از اینکه نمیتونه کمکی بکنه نا امیده و اینکه باید دروگون رو به پرواز دربیاره تا مردگان رو از بین ببره میساندی جواب میده که این عاقلانه نیست که با وجود بارداری به جنگ بپیونده.</p>
<p>دروگون به میان جنگ میاد و تعداد زیادی از ارتش نایت کینگ رو از بین میبره ولی همراهشون کلی از پرچمدارای شمالی هم کشته میشن</p>
<p>وایت واکرا درحالی که نایت کینگ با ویسیریون بالای سرشون پرواز میکنه وارد صحنه میشن ویسریون هم شروع به از بین بردن ارتش شمالی ها میکنه . لرد گلاور و هاولند رید میمیرن (بوسیله آتش اژدها)</p>
<p>تورموند قوم آزاد رو رهبری میکنه و میجنگه ولی به وسیله آتش دروگون میمیره دروگون برای کشتن یه غول وایت واکر هم آتش میدمه.</p>
<p>میرا از برن میخواد که جنگل خدایان رو ترک کنه ولی برن میگه که باید به جان و بقیه کمک کنه .</p>
<p>برن داره تلاش میکنه تا با ذهنش ریگال رو کنترل کنه میرا اخطار میده که اینکار خیلی خطرناکه و اون باید داخل بمونه ارتش جان و دنریس از وقتی وایت واکر ها در حال اومدنن به شدت دارن کاسته میشن</p>
<p>وایت واکرا در تلاشن که به وینترفل یورش ببرن .کرم خاکستری با دو وایت واکر روبرو میشه اولی رو با سپرش که از جنس شیشه اژدهاست از بین میبره ولی وایت واکر دومی میکشتش . وایت واکرا دارن تلاش میکنن به داخل وینترفل هجوم بیارن تا برن رو بکشن . برین به همراه پاتریک جورا و گندری از قلعه محافظت میکنن . پادریک توسط عده ای از وایت واکرا کشته میشه که باعث میشه برین دیوانه وار حمله کنه و یکی از وایت واکرا رو بکشه</p>
<p>میرا داره اصرار میکنه که برن بلند شه و بره داخل اما برن نمیخواد. در عوض از میرا میخواد که بره داخل و در امان بمونه میرا جواب میده که تا پایان همراهش میمونه .</p>
<p>جیمی لنیستر و ارتش تالی سر وقت به نقطه شمال میرسن.</p>
<p>برن به داخل ریگال نفوذ میکنه و ریگال تلاش میکنه تا با گاز گرفتن گردن ویسریون اون رو از پا بندازه اما خودشم زخمی میشه . ریگال شروع به دمیدن آتش به سمت ویسریون میکنه که باعث میشه نایت کینگ سوار بر اژدهای زخمیش از میدون نبرد عقب بشینه.</p>
<p>میرا موقع دقاع از برن توسط وایت واکرا کشته میشه.</p>
<p>ریگال و ویسریون درحال درگیری با همن و بشدت زخمی میشن بنظر میرسه که شاه شب توسط آتش اژدها آسیب پذیره . یه وایت واکر برن</p>
<p>رو میزنه و میکشه که باعث میشه ریگال به زمین بیفته و وایت واکرا به جونش بیفتن و بکشنش . ارتش نایت کینگ شروع به کاستن میکنه جیمی لنیستر به افرادش دستور میده و با وایت های باقیمونده میجنگه . جان درکنار هاوند و داووس میجنگه. هاوند اینجا مثل یه قهرمان میجنگه وقتی جان متوجه میشه که ارتش نایت کینگ در حال عقب نشینیه به همه دستور میده که میدون نبرد رو ترک کنن و به همراه داووس و هاوند میره تا همه رو بسلامت از میدون نبرد خارج کنن</p>
<p>شوالیه های ویل سانسا برین و رابین با هم به سمت ایری میرن . اریا هاند جیمی لنیستر بران ادمور تالی و نیروهای تالی و لنیستر به سمت ریورران برمیگردن . جان داووس تیریون واریس میساندی جورا سمول گیلی و سم کوچولو تئون و باقیمانده آنسالید ها و دوتراکی ها به سمت شمال میرن و لیانا مورمونت و افرادش هم به سمت جزیره خرس برمیگردن.</p>
<p>________________________________________________________________________</p>
<p>قسمت سوم:</p>
<p>جان و دنی و سانسا و رابین و لرد رویس و جیمی و بران و ادمیور و واریس و برین اف تارث و تیریون و جوراه و گندری و سم و گیلی و داووس و ملیساندر و سم کوچولو و تیون میرسن به گری واتر واچ ( قلعه خاندان رید ) اونجا جان پیشنهاد میده که به ایری برن و در اونجا مقابل شاه شب بجنگن ، چون قلعه محکمی هست.</p>
<p>زمانی که برای اولین بار حمله میشه به ایری ، ارتش نایت کینگ از دروازه خونین وارد میشن اونجاس که نیرو های تالی و لنیستر به خوبی دفاع میکنن. تیون برمیگرده به پایک و همراه یا نیروی های باقی مونده شمال و اهن زاده هم با هم دفاع میکنن.</p>
<p>جان همچنین میخواد سانسا و برین به رابین و گندری در ایری به پیوندن جایی که شاید امن تر از اینجا باشه. جان و داووس و جیمی و جوراه و بران و تیریون و ادمیور توی ریورران میمونن. جان میخواد دنریس بره به دراگون استون پیش واریس و میساندی. سم و گیلی باید با اون ( دنی ) برن. مستر ولکان خبر بدی دریافت میکنه که ، لیانا مورمونت نتونست بره به جزیره خرس و کشته شد.</p>
<p>آریا و سندور تو جاده شاهی در حال سفر اند. اریا بهش میگه که میخواد سرسی رو بکشه و هاوند هم میگه که میخواد کوه رو بکشه. با هم به توافق میرسن که با هم به کینگزلندینگ برن.</p>
<p>ان با هاولند رید برای اخرین بار حرف میزنه و درخواست میکنه اگه به جنوب ملحق نشه وایت واکر ها شاید حمله کنن به گری‌واتر واچ . هاولند رید میگه آمادم که بمیرم . اون به زندگی دیگه اهمیت نمیده ، اون به جان میگه میتونن بگیرنش . میگه باید تقاص گناهام رو پس بدم , برای کشتن سر آرتور دین از پشت سر .جان اون رو ترک میکنه.</p>
<p>. کایبرن توی اتاق دست پادشاه سرسی رو از حمله ارتش مردگان به وینترفل مطلع میکنه و جان و دنی ارتش زیادی رو از دست دادن. سرسی لبخند میزنه . کایبرن همچنین میگه ارتش لنیستر به نبرد وینترفل ملحق شدن . سرسی میپرسه که آیا جیمی جون سالم به در برده؟ . اما کایبرن میگه نمیدونم . سرسی جواب میده نباید اینکارو میکرد ، یورون رسیده به کینگزلندینگ . یورون میاد یه سرسی میگه که گلدن کمپانی به طور موفقیت آمیز استورمز اند رو گرفتن و ارتش در اونجا هستن.</p>
<p>جان و دنریس تو کلبه ای شب با هم میخوابن که جان پبشنهاد میده اسم بچشون رو بزارن ادارد. ادارد تارگرین.</p>
<p>هاوند و اریا تو شب اتش روشن میکنن. ناگهان ارتش مردگان حمله می کنن که گله ی گرگ آریا به کمکشون میاد! آریا طی این جنگ شمشیرش رو گم می کنه. در آخر همراه با هاوند و نایمریا به کینگزلندینگ می رن.</p>
<p>عروسی بین یورون و سرسی برگزار میشه. همون شب ، جیمی و برین هم در جایی دیگه با هم میخوابن.</p>
<p>جان و سانسا و دنریس از هم جدا میشن. دنریس دروگون رو به جان میسپاره. گندری هم مامور حفاظت از سانسا میشه و این دو به هم علاقه مند میشن.</p>
<p> </p>
<p>_________________________________________________________________________________</p>
<p>قسمت 4:</p>
<p>سرسی با کایبرن و یورون و ۳ تا از فرمانده های گلدن کمپانی صحبت میکنه و کایبرن سرسی از تقسیم شدن ارتش دنی و جان مطلع میکنه و میگه جیمی پیش جان و ادمیور در ریوران هست ، شاید صبر میکنن برای حمله نایت کینگ . پایک توسط تیون و ارتش جان پس گرفته میشه ، یورون عصبانی میشه . دنی برمیگرده به دراگون‌استون . یورون تصمیم میگیره کشتی هارو برداره و بره پایک .</p>
<p>دنی و سم و گیلی و واریس و میساندی میرسن دراگون استون . واریس گزارش میده که سرسی گلدن کمپانی رو استخدام کرده و دیده شده که کشتی های یورون در حال ترک کردن کینگزلندینگ هستن . اونها هر لحظه میتونن حمله کنن ، و نیرو های دنی خیلی تحلیل رفتن و ضعیف شدن.</p>
<p>جیمی و جان و بران و تیریون و جوراه و ادمیور آمادن که برن به ریورران . جان اشاره میکنه که ارتش مردگان در آمدن به دوقلو دیده شدن .اون ها میان بزودی و و جان به اونها میگه ارتششون رو باید فورا ببرن ایری . جوراه هم میره دراگون استون برای بودن کنار دنریس.</p>
<p>سرسی با کایبرن و یورون و ۳ تا از فرمانده های گلدن کمپانی صحبت میکنه و کایبرن سرسی از تقسیم شدن ارتش دنی و جان مطلع میکنه و میگه جیمی پیش جان و ادمیور در ریوران هست ، شاید صبر میکنن برای حمله نایت کینگ . پایک توسط تیون و ارتش جان پس گرفته میشه ، یورون عصبانی میشه . دنی برمیگرده به دراگون‌استون . سرسی میخنده میگه امید واره که نایت کینگ ببلعه ارتش رو . اونها نباید زیادتو دراگون استون بمونن و گلدن کمپانی بهشون حمله کنه در حالی که ارتششون خیلی کم شده . یورون داره تخت آهنین رو نگاه میکنه که سرسی میاد کنارش . از یورون میپرسه چرا به پایک حمله نمیکنه ، در حالی که برادرزادش پایک رو ازش گرفته . یورون اصلا فکر نمیکنه کار احمقانه ای باشه که بره شمال اما سرسی اون رو متقاعد میکنه بره پایک . یورون تصمیم میگیره کشتی ها برداره بره پایک . سرسی و کایبرن از بالا ترک کردن یورون رو از کینگزلندینگ میبینن . کایبرن از سرسی درخواست میکنه که این کار باهوشانس و خیلی مهمه به نیروی های شمال ملحق شن . سرسی به کایبرن میگه امیدواره دشمناش با یورون معامله کنن و اون هرگز برنگرده پایتخت.</p>
<p>دنی و سم و گیلی و واریس و میساندی میرسن دراگون استون . واریس گزارش میده که سرسی گلدن کمپانی رو استخدام کرده و دیده شده که کشتی های یورون در حال ترک کردن کینگزلندینگ هستن . اونها هر لحظه میتونن حمله کنن ، و نیرو های دنی خیلی تحلیل رفتن و ضعیف شدن . دنی قبول میکنه و امیدواره که جان نایت کینگ رو بزودی شکست بده برگرده . موقعی که دنی میره حموم میساندی میبنیه دنی بارداره . دنی از میساندی میپرسه چجوری با قضیه گری ورم کنار اومده میساندی هم جواب میده که اون رو هر روز از دست میده که ناراحته. سکانس بعدی سم و گیلی و سم کوچولو رو میبینیم. سم میخواد گیلی و سم کوچولو برن به هورن هیل . اونها توی دراگون استون امن با اون دشمن هایی که نزدیکشونن. گیلی یاد آور میشه سم قول داده بود که اونها رو ترک نکنه ، اما سم اصرار باید برن . اونها پیش خواهر و برادر سم امن هستن . اون قسم میخوره که بخاطره اونها میجنگه.</p>
<p>جیمی و جان و بران و تیریون و جوره و ادمیور آمادن که برن به ریورران . جان اشاره میکنه که ارتش مردگان در آمدن به دوقلو دیده شدن .اون ها میان بزودی و و جان به اونها میگه ارتششون رو بیاد فورا ببرن ایری . تیریون از جیمی درباره سرسی‌ میپرسه و چرا جیمی اون رو ترک کرده. جیمی به تیریون میگه اونها هیچ وقت بعد از مرگ فرزندشون توی آرامش نبودن و به همه خیانت کرد وقتی که گلدن کمپانی رو استخدام کرد در دراگون‌پیت ( سرسی رو میگه ) . روابطشون از موقع خیلی بد شد . تیریون یادآور میشه که دنی در دراگون‌استون امن نیست ، در حالی که ارتش از مزدور ها دارن حمله میکنن. اون ها هر لحظه ممکنه به اونجا حمله کنن. جوراه فکر میکنه باید دراگون‌استون میش ملکش باشه و قسم خورده ازش مراقبت کنه . جان قبول میکنه که اون بره . جان نامه ای به سانسا میفرسته ، که اگاهی بده که ارتش مردگان بزودی به اونجا حمله میکنن .</p>
<p>سرسی با فرمانده های گلدن‌کمپانی بر روی نقشه وستروس وایستاده . سرسی به اونها میگه برن دراگون استون رو با ارتششون و کشتی های باقی مونده یورون بگیرن و همچنین دنی رو هم بگیرن. اون ها هم اطاعت می کنن.</p>
<p>توی ایری همه شوالیه ها جمع میشن و خود رابین فرمانده ارتش میشه و اجازه نمیده لرد رویس این کار رو انجام بده.</p>
<p>ملیساندر به دراگون استون میره و میگه قربانی بزرگی باید انجام بشه که اونها توی نبرد بزرگ پیروز شن و اون قربانی خون شاه رو میخواد . ملی پیر به بچه دنی اشاره میکنه دنی عصبانی میشه و اونو میفرسته بره سریعا . توی بیرون ملیساندر با واریس دیدار می کنه و هویت اون رو برملا می کنه.</p>
<p>تیون رو تخت پدرش میشینه بعدش نیروهاش میگن یورون رسیده پایک . یورون با تیون صحبت میکنه اون یارا رو داره و به تیون میگه پایک رو پس بده وگرنه گوشت خواهرت رو میخوری . ناگهان وایت ها هجوم میارن به پایک . تیون از یارا درخواست میکنه بره به دراگون‌استون . یارا میخواد تیون باهاش بیاد ، اما میگه دیگه نمیخواد شکست بخوره . یارا فرار میکنه با یک کشتی کوچک و کمی مرد های وفادار. تیون با یورون میجنگه . اهن زاده ها و شمالی ها با وایت ها میجنگن در حالی که تیون و یورون با هم دارن میجنگن . یورون دستشو تاب میده و تبر رو میزنه به تیون . تیون میمیره ، یورون میخنده . یورون از نیروهاش میخوادکه ترک کنن پایک رو با قایق . نیرو های زیادی از اونها میمیرن ، اما یورون فرار میکنه.</p>
<p>____________________________________________________________</p>
<p>قسمت 5:</p>
<p>وایت ها به دروازه خونین حمله می کنن.برین و گندری سانسا رو که داخل قلعه هست ترک می کنن تابه جنگ ملحق بشن.</p>
<p>در دراگون استون دنریس از حمله گلدن کمپانی مطلع میشه و باقی مونده نیروهای آنسالید و دوتراکی رو میچینه و به مشاوره واریس که ازش میخواد فرار کنه گوش نمی ده. سم متوجه میشه که بچه دنی زودتر از موعد میخواد متولد شه.</p>
<p>وایت واگر ها در حال پیروزی در ویل هستن. شاه شب سوار بر اژدهاش هست که یک چشمش رو از دست داده و بال راستش آسیب دیده. وایت واکر ها درحال پیروزی هستن که متاسفانه ناگهان جان با دروگون و ارتش لنیستر تالی و شمال سر میرسن.خیلی هم دلاورانه میجنگن و نابودشون می کنن و برین از تارث (قاتل استنیس) به شکلی فجیع به درک واصل میشه. هر چند یه صجنه رمانتیک بین جیمی و اون در بستر مرگ داریم. جیمی بهش قول حفاظت از سانسا و آریا رو میده.</p>
<p>آریا و سندور کلگین و گرگ آریا به کینگزلندینگ پوشیده از برف می رسن.</p>
<p>در دراگون استون دنریس میخواد بچه رو به دنیا بیاره ، جوراه و کمی شمالی به کمک نیروهاش میان و با گلدن کمپانی میجنگن.</p>
<p>در ایری، گندری اژدهای شاه شب رو می کشه. نیروهای انسانی ،خصوصا ادمور تالی و تیریون ، خیلی خوب کار می کنن و شاه شاهان جان جانان شاه شب تو دردسر افتاده.</p>
<p>در دراگون استون سم میگه از بین بچه و دنریس فقط یکی زنده میمونه ، جوراه میخواد اون دنریس باشه ولی دنریس مخالفت می کنه و میخواد برای بچش ، که دختره ، فدا بشه. اسمش رو هم میزاره لیانا تارگرین. بعدش هم واریس با شمشیر سم میزنه و دنریس رو میکشه تا راحت بشه. گلدن کمپانی هم هر لحظه به محل اونا نزدیک تر میشه. دنریس قبل از مرگش لیانا رو به جورا و میساندی میسپاره.</p>
<p>در کینگز لندینگ کیبرن خبر پیروزی در دراگون استون رو به سرسی در دربار میده ، سرسی با خوشحالی مینوشه و بعد میبینه کیبرن چهرش رو بر میداره. اون آریاست! آریا خودش رو معرفی می کنه و سرسی از کوه میخواد اونو بکشه که در این لحظه سندور کلگین و نایمریا وارد می شوند! اریا سرسی رو میکشه ، سگ هم کوه رو.</p>
<p>فرماندهان گلدن کمپانی از واریس میخوان دنریس رو بهشون بده که اون جواب میده که دنریس فوت کرده. اونا هم جنازه دنریس رو میبرن پایتخت. سم و بچه دنریس و میساندی هم قایم میشن و فرار می کنن.</p>
<p>یورون به پایتخت میاد و میبینه سرسی مرده. پس خودش به تخت میشینه.</p>
<p>جان و سانسا به دراگون استون میرسن و میفهمن دنریس مرده.</p>
<p>______________________________________________________________</p>
<p>قسمت آخر 6:</p>
<p>جیمی بران گندری تیریون و داووس توسط جان از مرگ دنی مطلع میشن. یارا به اونها ملحق میشه و خبر از کشته شدن اکثر افراد یورون میده و اینکه خودش فرار کرده.</p>
<p>در کینگز لندینگ جنازه دنریس رو میبینیم که بهش به شدت بی احترامی میشه. آریا و هاوند میشنون که یورون شاه شده ، اونا هنوز تو پایتخت هستن. هاوند به خاطر آریا قبول می کنه که تو پایتخت منتظر حمله جان بمونن.</p>
<p>جیمی و یارا معتقدن یورون سرسی رو کشته. تیریون و جیمی تصمیم میگیرن با ارتش لنیستر تالی و باقیمونده ارتش دنریس به یورون حمله کنن. جان با اکراه شاه شدن رو قبول می کنه.ملیساندر به دیدن جان میاد و طی یه سری بحث جان با دروگون اون رو زنده می سوزونه و اعدام می کنه.</p>
<p>تیریون داووس میساندی و سم و لیانا تارگرین توی دراگون استون میمونن و بقیه به پایتخت حمله می کنن.</p>
<p>جنگ سختی در میگیره ، دو تا از فرماندهان کمپانی طلایی سوار بر فیل (!) هستن! جان هم سوار بر دروگون با زرهی تارگرینی/استارکی. آریا اژدها رو در دراگون پیت میبینه.سگ هم به جیمی و بران و جورا ملحق میشه. گندری و یارا هم به سمت رد کیپ میرن. یورون و گلدن کمپانی هم به سمت دراگون پیت و حمله به جان میرن. جیمی میدونه که اونجا وایلدفایر هست و جان توی خطر قرار داره.</p>
<p>آریا و گرگش به جان میرسن که داره به زخم های دروگون رسیدگی می کنه. جان با هر بدبختی ای که هست اریا رو از اون جا دور می کنه و فراریش میده.</p>
<p>یارا و گندری در ردکیپ متوجه میشن که یورون اونجا نیست و رفته به دراگون پیت پیش جان!!!! جیمی و جورا و سگ میان اونجا تا جان رو از خطری که تهدیدش می کنه مطلع کنن و فراریش بدن ولی بران باهاشون نمیاد چون جون خودش و زندگی خودش رو دوست داره و نمیخواد بمیره. یه جنگی اونجا در میگیره و جیمی داره جان رو فراری میده که ناگهان با کمک ناخواسته دروگون(!) اونجا منفجر میشه و همه ی اون عزیزان به رحمت خدا میرن.</p>
<p>یارا به دراگون استون میره و همه چیز رو برای تیریون اینا تعریف میکنه.</p>
<p>و در آخر:</p>
<p>سر داووس برمیگرده پیش زنش!</p>
<p>آریا و گرگش «والار مورگولیس» گویان به سمت شرق میرن.</p>
<p>سم هم حالا گیلی رو داره ، لیانا ، سم کوچولو و البته یه بچه کوچیک دیگه از خودش!!!</p>
<p>سانسا و گندری ازدواج می کنن. سانسا شمال و ویل رو داره و گندری هم استورمز اند رو !!! چه زوج تنفربرانگیز اما قدرتمندی!!! حیف نباشه اینا رو قدرت باشن و جنازه جان تو سرداب وینترفل!!!!!</p>
<p>تیریون هم با میساندی ازدواج می کنه ، بعد از مرگ جیمی ، حالا اون لرد کاسترلی راک هست و البته دست پادشاه!!!! لیانا تارگریان هم که همه کارست!!!!</p>
<p>توی دورن هم بران با یکی از دخترای اوبرین ازدواج می کنه! بالاخره بران به دختر و قلعه ای که میخواست رسید!!!!!!</p>
<p>ریچ هم که به سم رسید!!!!</p>
<p>جزایر آهن هم مال یارا گریجوی هست! که انصافا لیاقتش رو هم داره!</p>
<p>...</p>
<p>وووو از همه مهم تر صحنه آخر سریال هست:</p>
<p>در سرزمین های همیشه زمستان ، یه وایت واکر جنازه برن رو با خودش میاره ،چشمای برن باز میشه ، حالا اونا آبی شدن، بعد از یه مراسمی یه تاج روی سر برن میذاره!!!!!</p>
<p> </p>
<p>Winter Is Coming</p>
<p>به شاه شب جدید ، برندن استارک ادای احترام کنید!!!!!</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">426</guid><pubDate>Sun, 20 Aug 2017 12:47:25 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62C;&#x627;&#x646; &#x627;&#x633;&#x646;&#x648; &#x6CC;&#x627; &#x647;&#x645;&#x627;&#x646; &#x627;&#x6CC;&#x6AF;&#x648;&#x646; &#x62A;&#x627;&#x631;&#x6AF;&#x631;&#x6CC;&#x627;&#x646;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=470]]></link><description><![CDATA[
<p>
	فیلم رو دیدم. خیلی خوب بود حالا منتظر فصل هشتم اش هستم.
</p>

<p>
	جان اسنو خیلی خب شد که حرمزاده نموند و تبدیل به یه نجیب زاده شد.
</p>

<p>
	کی میتونه طرز نوشتاری ایگون تارگریان واسم بنویسه؟
</p>

<p>
	و راستی باتوجه به اینکه اون پسر ریگار تارگریان پس دنریس هم عمشه<img alt=":classic_biggrin:" data-emoticon="" height="20" src="https://westeros.ir/forums/uploads/emoticons/biggrin.png" srcset="https://westeros.ir/forums/uploads/emoticons/biggrin@2x.png 2x" title=":classic_biggrin:" width="20" /><img alt=":classic_biggrin:" data-emoticon="" height="20" src="https://westeros.ir/forums/uploads/emoticons/biggrin.png" srcset="https://westeros.ir/forums/uploads/emoticons/biggrin@2x.png 2x" title=":classic_biggrin:" width="20" /></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">470</guid><pubDate>Sat, 12 Jan 2019 17:04:42 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x622;&#x62E;&#x631; : The Dragon And The Wolf</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=429]]></link><description><![CDATA[
<p>خب دیگه فصل هفتم با تمام خوبیاش به ایستگاه آخرش رسید  </p>
<p>بعدش ممکنه دو سال انتظار بکشیم     </p>
<p>این تاپیکو زدم که بعد از پخش قسمت آخر اینجا بحث کنیم</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">429</guid><pubDate>Mon, 28 Aug 2017 00:02:45 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62E;&#x646;&#x62C;&#x631; &#x648;&#x627;&#x644;&#x631;&#x6CC;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x644;&#x631;&#x62F; &#x628;&#x6CC;&#x644;&#x6CC;&#x634;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=431]]></link><description><![CDATA[
<p>یکی از سؤال هایی که همیشه ذهن خیلی از طرفداران این مجموعه رو درگیر کرده این بوده که خنجر والریایی در واقع به چه کسی تعلق داشته و هدف از تلاش برای به قتل رسوندن برن چی بوده؟ </p>
<p>در اپیزود هفتم فصل هفت آریا به لرد بیلیش گفت که این خنجر متعلق به تیریون لنیستر نیست و در واقع به خودت تعلق داره. سؤال اول اینه که آریا این موضوع رو از کجا متوجه شده؟ آیا برن به آریا گفته؟ برن که در این فصل حتی حاضر نمیشه از لقب لرد استارک استفاده کنه و کنترل وینترفل رو به دست بگیره. برن که خودش رو کلاغ سه چشم می دونه و درگیر مسائل بین خاندان ها نمیشه. سؤال دوم اینه که اگر این خنجر واقعا به لرد بیلیش تعلق داشته به چه صورت به دست مزدوری رسیده بوده که قصد داشت برن رو بکشه؟ این خنجر چه جوری به دست لرد بیلیش رسیده؟ لرد بیلیش از کجا می دونسته که برن قراره دچار اون حادثه بشه؟ و هدف از این قتل چی بوده؟ آیا از قبل به مزدور داده شده بوده یا بعد از پرت شدن برن از بالای برج به دست مزدور رسیده؟ در کتاب سرسی لنیستر و جیمی لنیستر بیشتر از همه خواهان مرگ برن هستن. آیا این امکان وجود داره که از اقدام به قتل برن بی اطلاع باشن؟ چه افراد دیگه ای می تونن متهم باشن و انگیزه شون چی بوده؟ لرد وریس, جافری یا شخصی مرموز که هنوز در داستان معرفی نشده؟</p>
<p> </p>
<p>در تاپیک مربوط به کتاب اول نغمه در مورد این موضوع بحث شده اما با توجه به ادعای آریا در اپیزود آخر فصل هفتم که خنجر والریایی رو متعلق به لرد بیلیش می دونه میشه در مورد این موضوع دوباره صحبت کرد.</p>
<p><a class="ipsAttachLink ipsAttachLink_image" href="https://westeros.ir/forums/uploads/monthly_2017_08/Catspaw_Knife-on-Plaque-1000x343.jpg.7111859a1802392547ab787343395fc2.jpg" data-fileid="2363" rel=""><img src="https://westeros.ir/forums/uploads/monthly_2018_10/Catspaw_Knife-on-Plaque-1000x343.thumb.jpg.449ad633e57a29eca292c3b33ce1f28b.jpg" data-fileid="2363" class="ipsImage ipsImage_thumbnailed" alt="Catspaw_Knife-on-Plaque-1000x343.thumb.jpg.449ad633e57a29eca292c3b33ce1f28b.jpg" /></a></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">431</guid><pubDate>Tue, 29 Aug 2017 20:49:05 +0000</pubDate></item><item><title>&#x627;&#x6AF;&#x631; &#x634;&#x645;&#x627; &#x62C;&#x627;&#x6CC; &#x6A9;&#x627;&#x631;&#x627;&#x6A9;&#x62A;&#x631;&#x647;&#x627;&#x6CC; &#x633;&#x631;&#x6CC;&#x627;&#x644; &#x628;&#x648;&#x62F;&#x6CC;&#x62F;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=427]]></link><description><![CDATA[<p>یکی از کاراکترهای سریال رو در نظر بگیرید به نظرتون بدترین و بهترین تصمیمی که داشته چی بوده؟ اگه شما بودید چه تصمیمی میگرفتید؟</p>]]></description><guid isPermaLink="false">427</guid><pubDate>Sun, 20 Aug 2017 12:49:01 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x631;&#x631;&#x633;&#x6CC; &#x6AF;&#x632;&#x6CC;&#x646;&#x647; &#x647;&#x627; &#x648; &#x633;&#x646;&#x62C;&#x634; &#x631;&#x627;&#x647; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x645;&#x648;&#x627;&#x632;&#x6CC; &#x62E;&#x637;&#x648;&#x637; &#x62F;&#x627;&#x633;&#x62A;&#x627;&#x646;&#x6CC; &#x641;&#x635;&#x644; &#x647;&#x641;&#x62A;&#x645;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=435]]></link><description><![CDATA[
<p>سلام بر همگی  </p>
<p>از اونجا تقریبا توی حاشیه بحث و جدل های تمامی تاپیک های اپیزودیک این فصل شاهد انتقاد و ایراد گیری های متعدد به سیر خطوط داستانی و انتخاب ها و نقشه های کاراکترهای اصلی بودیم؛ بد ندیدم در یه تاپیک اختصاصی جداگانه اپیزود به اپیزود و سکانس به سکانس تصمیماتی رو که گرفته شد مورد نقد و ارزیابی قرار بدیم و اونچه رو که اتفاق افتاد با حالت های بهتری که امکان اتفاق افتادن داشت مقایسه کنیم، من برای فتح باب این بحث از همون اولین سکانس وینترفل شروع می کنم:</p>
<p><strong>1) اختلاف نظر جان و سانسا در مورد نحوه برخورد با شکست خوردگان نبرد حرامزادگان:</strong></p>
<p>سازندگان سریال تو این زمینه سه مدل پیشنهادی رو عرضه کردن که به نظرم مبتنی بر حصر منطقی بود و هیچ گزینه قابل فرضی رو باقی نذاشت  </p>
<p>الف) مدل خشن و بیرحمانه یان رویس که با پوزیشن لرد تایوینی میخواست کارهولد و لست هارث رو تبدیل به نمونه شمالی کاستامیر و تاربک هال و درس عبرت آیندگان کنه؛</p>
<p>هرچند که در شرایط عادی و وضعیتی که دیگه هیچ خطر و جنگ قریب الوقوعی شمال رو تهدید نمیکرد همچین شدت عملی قابل توجیه بود و میتونست پاسخ درخور و مناسبی برای آلام و رنج هایی که خاندان استارک در عروسی سرخ و مابعد اون کشیدن باشه، ولی همون طور که سانسا به درستی اشاره کرد شمالی ها در جنگ بزرگ پیش رو همه قلعه ها و استحکامات شون رو لازم دارن و الان وقت مناسبی برای همچین قدرت نمایی ها و اسطوره پردازی هایی نبود.</p>
<p>ب) مدل کریمانه و بزرگوارانه جان اسنو که با پوزیشن رابرت براثیونی و جان آرینی صرف زانو زدن طرف شکست خورده رو برای سفید کردن پرونده اش و از صفر شروع کردن مناسبات طرفین کافی میدونست، هرچند که این سبک برخورد که در نهایت هم تو سریال اتفاق افتاد اخلاقی تر و در نگاه اولیه خوشایندتر به نظر میرسه ولی همین که رابرت براثیون و جان آرین هیچ کدوم عاقبت به خیر نشدن و لطف و بخششی که در حق امثال وریس و پایسل و جیمی و بیلون گریجوی بذل کرده بودن باعث کوچکترین تغییر و تحول مثبت و بروز حس قدردانی و وفاداری در هیچ کدوم اونها نشد (حتی کوه شرافتی مثل باریستان سلمی هم در اولین فرصت به خاندان براثیون پشت کرد و دنبال علایق اولیه خودش رفت) کافیه تا ما رو نسبت به صحت و کارآمدی این سبک برخورد مردد کنه !!!  </p>
<p>جالبه که حتی اسطوره شرافت وستروس و الگوی اصلی جان، ند استارک هم همچین ترحم و بخششی نسبت به گناهکاران و خیانتکاران نداشت و اولین بار سر بخشش های بی حساب و کتاب رابرت باهاش درگیر شد. برخورد خودش با جوراه مومورنتی که جرمش در مقایسه با جرائم کارستارک ها و آمبرها واقعا چیزی نبود هم یه نمونه واضح و روشنه.</p>
<p>ج) به نظر بنده پیشنهاد سانسا که حد وسط دو مدل دیگه بود در اون شرایط بهترین و عاقلانه ترین پیشنهاد ممکن بود  و جان اگه یه رگ جنون و دیوانگی از پدر ژنتیکی اش به ارث نبرده بود باید طبق نظر سانسا عمل میکرد؛</p>
<p>اگر من جای جان بودم، قلعه دردفورت رو به پیتر بیلیش میدادم تا ضمن حفظ همچین مهره کلیدی و توانمندی در جبهه خودم و ایجاد الزام حداقل ظاهری اخلاقی براش در تبعیت از خودم، اون رو به میزان کافی از خواهر و خانوادم دور کنم تا امکان توطئه چینی و موش دوانی هم ازش سلب بشه، خلاصه دردفورت رو بیلیش میدادم و موظفش میکردم که بی فوت وقت وینترفل رو ترک کنه و با استقرار در مقر سابق بولتن ها، اونجا رو برای مقابله با شب طولانی تجهیز و آماده کنه.</p>
<p>کارهولد رو هم به سر داوس میدادم و ازش میخواستم با تجربه و تخصصی که در دریانوردی داره اونجا رو تبدیل به پایگاه دریایی و کارگاه کشتی سازی شمال کنه و یه ناوگان جنگی برام تدارک ببینه.</p>
<p>لست هارث رو هم بعد مجاب کردن تورموند به زانو زدن و پذیرش قواعد زندگی قانونمند و متمدنانه به اون میدادم، فکر میکنم مردم آزاد شایستگی این مقدار تقدیر و تشکر رو داشتن.</p>
<p>و در نهایت بقایای خاندان های کارستارک و آمبر رو به دیوار میفرستادم تا به نایتسواچ ملحق بشن و خط اول دفاعی در برابر شاه شب رو تشکیل بدن  </p>
<p> </p>
<p>پ.ن: ضمنا به نظرم مجهول گذاشتن سرنوشت دردفورت و خاندان بولتن یکی از باگ های این سکانس بود که آیا بولتن ها با مرگ رمزی کاملا منقرض شدن یا هنوز شاخه های فرعی و افراد دیگه ای دارن ؟ و اگه منقرض شدن تکلیف دومین قلعه بزرگ شمال چی میشه و در اختیار چه کسی قرار میگیره ؟؟</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">435</guid><pubDate>Sat, 09 Sep 2017 01:21:54 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x62D;&#x62B; &#x627;&#x67E;&#x6CC;&#x632;&#x648;&#x62F;&#x6CC;&#x6A9; &#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x634;&#x634;&#x645; Beyond the wall</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=423]]></link><description><![CDATA[
<p>همونطور که میدونید قسمت ششم هم لو رفته و در دسترس هست. این تاپیک برای بحث در مورد این قسمت ایجاد شده. لطفاً نظرات خودتون رو صرفا در مورد این قسمت و بدون استناد به فیلمنامه لو رفته بیان کنید.</p>
<p> </p>
<p>توجه:</p>
<p>تو این تاپیک در مورد این اپیزود صحبت میشه. اگه نمیخواید تا دوشنبه ببینید این تاپیک رو نخونید.</p>
<p>اگر فکر میکنید با دیدن این اپیزود زودتر از پخش به سازنده‌ها توهین میشه تا دوشنبه این تاپیک رو بخونید.</p>
<p> </p>
<p>با تشکر</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">423</guid><pubDate>Wed, 16 Aug 2017 12:00:38 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62A;&#x639;&#x62F;&#x627;&#x62F; &#x646;&#x641;&#x631;&#x627;&#x62A; &#x627;&#x631;&#x62A;&#x634; &#x645;&#x631;&#x62F;&#x6AF;&#x627;&#x646;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=433]]></link><description><![CDATA[
<p>یک سوال داشتم از دوستان درباره تعداد نفرات ارتش شاه شب</p>
<p>دنریس توی کینگزلندینگ گفت حداقل 100 هزار نفر</p>
<p>با این حال که میدونیم اون چیزی که جان و بقیه دیدن همه قدرت شاه شب نبود ، حداقل میدونیم جاینت ها نبودن اونجا و شاید تعداد بیشتری از ارتشش</p>
<p> </p>
<p>از طرفی بخاطر سرمای شمال دیوار عملا مرده ای تجزیه نمیشه </p>
<p>و فکر کنم هر تعداد مردم آزاد یا نگهبانان شب که در طول این 8 هزار سال مردند و به طوری از بین نرفتند (سوزانده نشدند ، خوراک حیوانات نشدند یا ...) قاعدتا باید توی این نفرات باشند </p>
<p>این عکس هم در کنار دیوار تعداد کل رو نشون میده </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>حالا با این تفاسیر تعداد ارتش مردگان چند نفر هست ؟</p>
<p> </p>
<p>و فکر میکنید اگر خود شمالی ها بدنبال تهیه آتش وحشی میرفتند (پرتاب بکمک منجنیق از بالای دیوار ) بتنهایی نمیتونستند اون ارتش رو توی همون شمال دیوار از بین ببرند ؟</p>
<p><a class="ipsAttachLink ipsAttachLink_image" href="https://westeros.ir/forums/uploads/monthly_2017_09/photo_2017-09-01_21-04-03.jpg.66fdead8067c5f01dfb2c1af823b98f3.jpg" data-fileid="2365" rel=""><img src="https://westeros.ir/forums/uploads/monthly_2018_10/photo_2017-09-01_21-04-03.thumb.jpg.f610aa70bd08b981c35607f1ae64335d.jpg" data-fileid="2365" class="ipsImage ipsImage_thumbnailed" alt="photo_2017-09-01_21-04-03.thumb.jpg.f610aa70bd08b981c35607f1ae64335d.jpg" /></a></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">433</guid><pubDate>Fri, 01 Sep 2017 16:53:59 +0000</pubDate></item><item><title>&#x67E;&#x6CC;&#x634;&#x6AF;&#x648;&#x6CC;&#x6CC; &#x644;&#x648;&#x62F;&#x648;&#x633; &#x67E;&#x6CC;&#x627;&#x645;&#x628;&#x631;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=428]]></link><description><![CDATA[<p>یه چیزی کشف کردم از گیم آف ترون که دهنه همتون باز میمونه.قسمت 2 فصل 6 یورن میاد تو سریال به داداشش میگه من خدای مغروق را مسخره نمی کنم.من خود خدای مغروقم. سکانس بعد زنده شدن جان اسنو هست به کمک خدای آتش بخاطره شکست دادن پادشاه شب.میایم قسمت 5 فصل هفتم استادان در سیتادل بهم میگن لودوس پیامبر پیشبینی کرده بود خدای مغروق میادرو زمین و اگان فاتح را میبلعد و مسخرش میکنن چون همچین اتفاقی برای اگان فاتح نمیفتد ولی منظور لودس از اگان فاتح جان اسنو هست که در اصل اسم واقعیش اگان تارگارین هست. 100 درصد این پیشگویی درسته. گیم اف ترون جنگ خاندان ها نیس بلکه جنگ خدایانه.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">428</guid><pubDate>Sun, 20 Aug 2017 21:56:48 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x628;&#x648;&#x631;  &#x648;&#x627;&#x6CC;&#x62A; &#x648;&#x627;&#x6A9;&#x631;  &#x627;&#x632; &#x62F;&#x6CC;&#x648;&#x627;&#x631;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=430]]></link><description><![CDATA[
<p>سلام یه ۲ مورد اگر در ساخت دیوار ازجادو استفاده نشده چجوری ساختنش </p>
<p>اگه ازجادو استفاده کردن چجور جان  تونست وایت واکر از دیوار عبور بده مگه این که از راه دریا برده باشتش</p>
<p> بعد وایت واکر چجوری با تخریب دیوار تونستن از دیوار عبور کنن مگه جادو سرتاسر دیوار نبوده پس قاعدتا با تخریب دیوار نباید جادو ازبین بره</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">430</guid><pubDate>Tue, 29 Aug 2017 14:30:30 +0000</pubDate></item><item><title>&#x634;&#x645;&#x634;&#x6CC;&#x631; &#x644;&#x627;&#x6CC;&#x62A; &#x628;&#x631;&#x6CC;&#x646;&#x6AF;&#x631; &#x6A9;&#x62F;&#x627;&#x645; &#x634;&#x645;&#x634;&#x6CC;&#x631; &#x627;&#x633;&#x62A;&#x61F;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=425]]></link><description><![CDATA[
<p>به نظرتون شمشیر لایت برینگر همین شمشیر لانگ کلو هست یا شمشیر سر آرتور دین یا شمشیر دیگری؟</p>
<p>باتوجه به رابطه ای که بین دنریس و جان در این فصل بوجود امده و عاشق هم شده اند. امکانش هست که برای اتش گرفتن شمشیر جان شمشیر را درقلب دنریس فرو کند وشمشیر اتش گرفته را از قلب او بیرون بیاورد؟</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">425</guid><pubDate>Sat, 19 Aug 2017 01:06:14 +0000</pubDate></item><item><title>&#x647;&#x648;&#x64A;&#x62A; &#x634;&#x627;&#x647; &#x634;&#x628;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=422]]></link><description><![CDATA[
<p>چند روز پيش در سايت هاي خارجي تئوري جالب و پر طرفدار در مورد هويت شاه شب در سريال خوندم و متوجه شدم كه تو اين فروم اصلا در موردش صحبت نشده بنابراين تصميم گرفتم اين تاپيك را براش ايجاد كنم. </p>
<p>بر اساس اين تئوري شاه شب و برن استارك يجوري به هم مرتبطن يا حتي ميشه گفت يه نفرن! جريان از اين قرار كه زماني كه انسان ها دارن از شاه شب و ارتشش شكست ميخورن برن به گذشته سفر ميكنه تا با جلوگيري از بوجود آمدن وايت واكر ها توسط فرزندان با تغيير در گذشته سرنوشت آينده عوض كنه! برن به جسم شخصي كه قراره فرزندان تو قلبش دراگون گلس فرو كنن وارگ ميكنه و سعي ميكنه از اتفاق افتادن اين عمل جلوگيري كنه ولي در اينكار ناموفق و زماني كه دراگون گلس در قلب بدني كه درونش وارگ شده فرو ميره تا ابد ذهنش اونجا زنداني ميشه! </p>
<p>دلايل زيادي براي اثبات اين تئوري هست اولين دليل در اپيزود هاردهوم شاه شب جوري به جان نگاه ميكنه انگار كه سال هاست اونو ميشناسه! و اكثر دلايلش ميشه تو اپيزود the door متوجه شد زماني كه فرزندان دارن دراگون گلس  تو قلب اون مرد فرو ميكنن حالت بدن برن تو غار دقيقا مثل اون مرد! دليل بعديش اينكه شاه شب متوجه حضور برن در ميان ارتشش شد و دستش را گرفت به نوعي كه ميدونست اون اونجاست يا اينكه حتي قراره بياد! دليل ديگش زماني كه شاه شب ميخواست كلاغ سه چشم را بكشه، كلاغ سه چشم به برن نگاه كرد و گفت "رهايم كن" دليل ديگش هم تو اپيزود ايست واچ ميتونين ببينين كه شاه شب خيلي راحت متوجه حضور كلاغ هايي كه برن توشون وارگ شده ميشه! و اما دليل پاياني و اصلي ترين دليل! كه اين يه مورد مربوط به سريال نيست و مربوط به كتابه! ننه پير به برن ميگه شاه شب هم نام برن و برادر شاه شمال بوده! درسته كه تاييد شده شاه شب سريال شاه شب كتاب نيست ولي خب دي ان دي اين شخصيت بر اساس همون شخصيت كتاب خلق كردن!</p>
<p>خب دوستان نظرتون چيه؟ بنظرتون اين تئوري و دلايلش چقدر ميتونه درست باشه؟</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">422</guid><pubDate>Mon, 14 Aug 2017 14:21:03 +0000</pubDate></item><item><title>&#x634;&#x645;&#x634;&#x6CC;&#x631; &#x628;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=424]]></link><description><![CDATA[
<p>گذشته از تمام  اتفاقات این قسمت چ تراژدی ها و چ طیرالعرض های وستروسی و اینا یه نکته خیلی ذهن منو درگیر خودش کرد اونم شمشیر تورس و بریک و نحوه اتیش گرفتنشون بود...  </p>
<p>خیلی جالبه این حرکت یعنی چی اینا آزور اهای هستن مثلا یا ازور نما؟   </p>
<p>بعد تو اوایل سریال اونجا که با هاوند یه مبارزه ای داره از یه ماده ای واسه اتیش زدن استفاده میکرد بریک ولی الان دیگه شمشیر اتوماتیک شده انگار دست میکشه روشن میشه.. کسی در این مورد چیزی خونده؟؟   </p>
<p>بعد یه سوالم الان ب ذهنم رسید الان سکانس صحبت های دنی در مورد بچه هاش رد شد.. سوالم در مورد زاد و ولد دراگونا بود.. ایا امکان بچه دار شدن دراگونای دنی هست که تخمی چیزی بذارن؟ یا نه این 2تا دیگه اخریشن؟ جنسیتشون هم معلوم نیس اسم ها همه مذکرن</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">424</guid><pubDate>Wed, 16 Aug 2017 23:48:50 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x67E;&#x646;&#x62C;&#x645;: Eastwatch</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=421]]></link><description><![CDATA[<p>این تاپیک به منظور بحث و گفت وگو در خصوص قسمت پنجم از فصل هفتم سریال بازی تازج و تخت ایجاد شده . عنوان این قسمت Eastwatch است . این قسمت توسط Matt Shakman کارگردانی شده که پیش از این، قسمت کاملا موفق The Spoils of War را در همین فصل سریال به نمایش گذاشت .</p>]]></description><guid isPermaLink="false">421</guid><pubDate>Sun, 13 Aug 2017 20:39:13 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x62D;&#x62B; &#x627;&#x67E;&#x6CC;&#x632;&#x648;&#x62F;&#x6CC;&#x6A9; &#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x686;&#x647;&#x627;&#x631;&#x645;: The Spoils of War</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=419]]></link><description><![CDATA[<p>همونطور که احتمالا متوجه شدید، قسمت چهارم سریال لو رفته و میتونید از کانال تلگرام دانلود کنید. گرچه چون کیفیت اپیزود لو رفته پایینه پیشنهاد میشه صبر کنید و دوشنبه با کیفیت بالا مشاهده کنید اما اگر به هر دلیلی نتونستید صبر کنید و قسمت چهارم رو مشاهده کردید میتونید اینجا در موردش بحث کنید.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">419</guid><pubDate>Fri, 04 Aug 2017 18:01:22 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x633;&#x648;&#x645;&#x60C; The Queen's Justice</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=417]]></link><description><![CDATA[<p>این تاپیک به منظور بحث و گفت و گو در باب قسمت سوم از فصل هفتم مجموعه بازی تاج و تخت ایجاد شده است .</p>]]></description><guid isPermaLink="false">417</guid><pubDate>Sun, 30 Jul 2017 21:15:31 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x62D;&#x62B; &#x627;&#x67E;&#x6CC;&#x632;&#x648;&#x62F;&#x6CC;&#x6A9; &#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x62F;&#x648;&#x645;: Stormborn</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=416]]></link><description><![CDATA[<p>این تاپیک برای گفت و گو در خصوص قسمت دوم فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت تحت عنوان Stormbornاست.</p>]]></description><guid isPermaLink="false">416</guid><pubDate>Mon, 24 Jul 2017 06:14:27 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62D;&#x62F;&#x633;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x648; &#x627;&#x62D;&#x62A;&#x645;&#x627;&#x644;&#x627;&#x62A; &#x641;&#x635;&#x644; 7</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=413]]></link><description><![CDATA[
<p>سلام دیدم انجمن خیلی فعال نیست گفتم دست به کار بشیم..</p>
<p>تو این تاپیک هر نظری حدسی احتمالی درباره فصل 7 دارید دست به کار شید که فیلمبرداری شروع شده...</p>
<p>بنده نظر اول میدم .. نمیدونم چرا خیلیا از فقط میگن استارک تارگرین لنیسترها نقش مهمی دارند و از خاندان های دیگه غافل شدند به نظر شما خاندان های گریجوی تالی تایرل و از همه مهمتر مارتل چه برنامه دارند؟ دیدیم که با دنریس متحد شدند بعدش چه اتفاقی می افته؟</p>
<p>نظر شما چیه در این باره...؟</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">413</guid><pubDate>Thu, 08 Sep 2016 05:00:15 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x627;&#x648;&#x644;&#x60C; Dragonstone</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=415]]></link><description><![CDATA[
<p>این تاپیک برای گفت و گو در خصوص قسمت اول فصل هفتم سریال بازی تاج و تخت تحت عنوان Dragonstone است . </p>
<p>در این قسمت شاهد ورود دنریس به وستروس و حاکمیت سرسی گینگزلندینگ خواهیم بود .</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">415</guid><pubDate>Sun, 16 Jul 2017 12:03:59 +0000</pubDate></item><item><title>&#x641;&#x631;&#x627;&#x62E;&#x648;&#x627;&#x646; &#x627;&#x646;&#x62A;&#x62E;&#x627;&#x628; &#x628;&#x627;&#x632;&#x6CC;&#x6AF;&#x631; &#x628;&#x631;&#x627;&#x6CC; &#x641;&#x635;&#x644; &#x647;&#x641;&#x62A;&#x645;</title><link><![CDATA[https://westeros.ir/forums/index.php?app=forums&module=forums&controller=topic&id=412]]></link><description><![CDATA[
<p>بنا به گزارش وب‌سایت Watchers on the Wall، شبکه (HBO) به دنبال جذب چندین بازیگر برای ایفای نقش در فصل هفتم سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت است. چند ماه پیش ششمین فصل از سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت از شبکه اچ‌بی‌او پخش شد. از این زمان بود که انتظار طاقت‌فرسای طرفداران برای هفتمین فصل آغاز شد که اعلام تاخیر در پخش این سریال به دلیل دشواری مراحل تولید نمک بر زخم افرادی پاشید که چندین سال به پای تماشای سریال بازی تاج و تخت نشسته‌اند. حال جدیدترین گزارشات منتشر شده، از آغاز روند جذب بازیگران برای ایفای چندین نقش در فصل هفتم این سریال خبر می‌دهند. بخش اعظم فصل هفتم که نسبت به شش فصل گذشته کوتاه‌تر خواهد بود در ایرلند شمالی، ایسلند و اسپانیا فیلم برداری خواهد شد. در این فصل شاهد حمله «دنریس تارگرین» به وستروس، روزهای ابتدایی حکومت «جان اسنو» به عنوان پادشاه شمال، قدرت گرفتن «وایت واکرها» و تکیه زدن «سرسی لنیستر» بر تخت آهنین خواهیم بود. اما در فصل هفتم علاوه بر شخصیت‌های اصلی ذکر شده، چندین شخصیت جدید مشاهده خواهیم کرد. در گزارش وب‌سایت Watchers on the Wall آمده است که شبکه اچ‌بی‌او برای ایفای نقش‌هایی با خصوصیات زیر به دنبال جذب بازیگر است:</p>
<p> </p>
<p>    کشیش: ۶۰ ساله است. او یک کشیش محترم با اعتبار مذهبی و وقار بوده. تیم تولید سریال به دنبال بازیگری سفیدپوست، قادر به صحبت با لهجه انگلیسی فصیح و دارای چهره‌ای مناسب برای این نقش است. ایفاگر این نقش به مدت یک هفته باید در لوکیشن فیلم‌برداری حاضر باشد.</p>
<p> </p>
<p>    جنگجو: بین ۳۵ تا ۴۵ سال سن دارد. این شخصیت مبارزه‌طلبی خشن و ماهر در جنگیدن است. بازیگر این نقش لازم است که در جنگیدن مهارت داشته باشد. شخصیت جنگجو به «مقدار قابل توجهی» دیالوگ دارد. این نقش موقعیتی فوق‌العاده برای یک بازیگر حرفه‌ای توصیف شده است. با استناد به توضیحات ارائه شده می‌توان نتیجه گرفت که این شخصیت یک دوتراکی نخواهد بود، زیرا تیم تولید سریال بازی تاج و تخت برای ایفای این نقش به دنبال یک بازیگر سفیدپوست که با لهجه عادی تکلم می‌کند، هستند. مراحل فیلم‌برداری این شخصیت در ماه اکتبر آغاز می‌شود.</p>
<p> </p>
<p>    نگهبان دروازه: این شخصیت ۲۰ ساله، «با اعتماد به نفس بالا، جذاب و یک شمالی صادق با چهره‌ای زیبا به منظور ایفای نقش در چندین صحنه فوق‌العاده» توصیف شده است. تیم تولید سریال بازی تاج و تخت برای ایفای این نقش بازیگری بذله‌گو، وقت‌شناس و با جذبه را در نظر دارند. فیلم‌برداری این شخصیت در اواسط اکتبر و اواسط نوامبر انجام خواهد شد.</p>
<p> </p>
<p>    نگهبان شهر: این شخصیت ۳۰ سال سن دارد. وی در یکی از گشت‌های شبانه‌اش با فرد مشکوکی روبه‌رو می‌شود. بازیگر این نقش باید به لهجه انگلیسی فصیح تکلم کرده و به مدت یک هفته در اواسط ماه اکتبر در محل فیلم‌برداری حاضر باشد.</p>
<p> </p>
<p>    تاجر: تاجر ۴۰ ساله در عصری پرمشغله وارد یک مسافرخانه می‌شود. این شخصیت مبارز و جنگجو نخواهد بود. ظاهر شخصیت تاجر از نظر ویژگی‌هایی مانند نژاد و قومیت دارای محدودیت نیست. این آزادی در انتخاب بازیگر به این دلیل بوده که شخصیت تاجر اهل «اسوس» یا منطقه‌ای است که تاکنون در سریال به نمایش درنیامده است. فیلم‌برداری این شخصیت در هفته اول نوامبر انجام خواهد شد.</p>
<p> </p>
<p>    لرد جوان: جوانی ۲۰ ساله، قدبلند و خوش‌قیافه است. تیم تولید برای ایفای این نقش به دنبال بازیگری سفیدپوست با لهجه انگلیسی فصیح هستند. زمان تعیین‌شده برای فیلم‌برداری این شخصیت از ۲۰ سپتامبر به مدت یک هفته است.</p>
<p> </p>
<p>    فرمانده دسته‌ای از سربازان: این شخصیت ۲۰ سال سن داشته و تنومند، از لحاظ فیزیکی متناسب و جنگجویی قدر توصیف شده است. در باب ویژگی‌های ظاهری، شبکه اچ‌بی‌او به دنبال بازیگری غیرسفیدپوست با نژاد متعلق خاورمیانه است. از این توصیفات می‌توان استنباط کرد که این شخصیت یک دوتراکی خواهد بود. روند فیلم‌برداری این شخصیت سه هفته به طول می‌انجامد و در اواسط سپتامبر و اواسط نوامبر انجام می‌شود.</p>
<p> </p>
<p>نکته حائز اهمیت در مورد شخصیت‌های مذکور، این است که اکثر آن‌ها حضوری کوتاه در سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت داشته و در یک یا دو اپیزود ایفای نقش خواهند داشت.</p>
<p> </p>
<p>این خبر رو امروز سایت زومجی گذاشته بود. انجمنی نبود برای فصل 7 برای همین اینجا تاپیکشو زدم   </p>
<p>به نظرتون این بازیگرا چه نقشی میتونن داشته باشن؟ من فکر میکنم لرد جوان همون اگان تارگارین خودمون باشه و فرمانده سربازان هم فرمانده گلدن کمپانی. شوالیه 35-45 ساله هم که میتونه جان کانینگتون باشه! به نظرتون واقعا سازنده های سریال میخوان استوری لاین اگان رو وارد داستان کنن؟</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">412</guid><pubDate>Sat, 20 Aug 2016 12:37:54 +0000</pubDate></item></channel></rss>
