رفتن به مطلب
ریگار

فصل شش کدام وقایع کتاب بادهای زمستان را برملا می کند ؟

Recommended Posts

حالا که بلاخره سریال از کتاب جلو زد، این سوال برای تک تک ما پیش میاد که کدوم یکی از اتفاقات سریال قراره تو کتاب بادهای زمستان به وقوع بپیونده ؟!

پس بیاین اتفاقاتی که برامون تو سریال تازگی داره رو تجزیه و تحلیل کنیم و ببینیم که آیا ممکنه این اتفاقات در دنیای نغمه یخ و آتشی که مارتین در حال نوشتنشه هم تکرار بشه یا تنها به ذهن خلاق سازندگان سریال محدود میشه !

 

و اما مهمترین اتفاقات و اطلاعات تازه قسمت اول فصل ششم :

اتحاد دوباره سرسی و جیمی : تا جایی که ما تو کتاب ها خوندیم رابطه سرسی و جیمی بعد از مرگ جافری و تایوین رو به تیرگی رفت، تا جایی که جیمی به اسیر شدن خواهرش توسط مذهبیون بی توجهی نشان داد . اما حالا تو سریال به نظر میرسه مرگ میرسلا باعث تسلی یافتن این رابطه بحرانی شده . چه بسا جیمی حقیقتا طلسم پیش گویی مگی رو بشکنه و نیازی نباشه تا سرسی بار دیگه به کفن طلایی آخرین فرزندنش نگاه کنه.

مرگ حتمی میرسلا: مرگ قطعی میرسلا در سریال فرضیه کشته شدن میرسلا در کتاب به دست شوالیه مرموز ستاره تاریکی رو قوت می بخشه !

مرگ تریستان و دوران مارتل : احتمالا بزرگترین اتفاقی که ممکنه این قسمت برامون اسپویل کرده باشه همین موضوعه ! میشه پیش بینی کرد که حذف دوران مارتل و تریستان ( که به نوعی نماینده همه فرزندان دوران مارتله ) خبر این رو میده که سیاست های زیرکانه دوران مارتل کتاب هم در نهایت به جایی ختم نمیشه و نمیتونه نقش مهمی در سرنوشت نهایی داستان ایفا کنه .

پیری ملیساندر بعد از خارج کردن گردنبند تپنده : یه عده این موضوع رو به شیرا سی استار ربط میدن که من هنوز متوجه استدلالشون نشدم . اگه شما متوجه شدید لطفا بگید .

 

پی نویس :

اگه شما هم متوجه نکته ای شدید که میتونه گواه اسپویل کتاب بعدی توسط سریال باشه . لطفا با ما در میون بذارید .

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در مورد شیرا... من خودم بیشتر به تئوری b+s=m معتقدم چون محکم تر از شیرا بودن ملیساندره ست. این که ملیساندره فرزند بریندن و شیرا باشه. یه دلیل اینکه من فکر می کنم ملیس شیرا نیست خاطرات نوجوانی ملیساندره تو کتابه و برده بودنش. این تئوری تو فروم وستروس انگلیسی با شواهد کامل مطرح شده. شیرا تو ویکی اینجوری توصیف شده:

"She was the greatest beauty of her age, a slender and elegant woman, slim of waist and full of breast... She had a heart-shaped face, full lips, and her mismatched eyes were strangely large and full of mischief; her rivals said she used them to melt men's hearts.

ملیساندره استاد کرسن اینطور توصیف کرده:

Slender she was, graceful, taller than most knights, with full breasts and narrow waist and a heart-shaped face. Men’s eyes that once found her did not quickly look away, not even a maester’s eyes. Many called her beautiful."

علی رغم شباهت زیادشون تفاوت هایی هم دارن ملیساندره قدش در کتاب از شوالیه ها بلندتر توصیف شده در صورتی که شیرا قدش بلند نبوده ولی بریندن ریورز قد بلند داشته دوم اینکه این دو نفر گردنبندهاشون جزو خصوصیات بارزشونه اما یه تفاوت اساسی داره ملیساندره یاقوت روی گردنبندش هست با زنجیر طلا در صورتیکه مارتین گفته شیرا هرگز از طلا استفاده نمی کرده حالا بریم سراغ رنگ چشم و موها چشمای شیرا دو رنگ بوده در صورتیکه ملیساندره سرخه چشماش و موهاشم یه قرمز عجیبی هستش خیلیا گفتن اگه زال باشه باید موهاشم سفید باشه که خود مارتین به این مسئله جواب داده و گفته تو دنیایی که خلق کرده از نظر رنگ خیلی جلو هستن:

Thats why they are able to great consistent colors such as scarlet, crimson, or burgandy rather than just red.

پس موهاشو احتمال زیاد رنگ کرده ملیساندره. مورد دیگه توصیف رنگ پوست این دو هست بریندن سفید شیری توصیف شده همینطور ملیساندره هر دوی اینها ردای بلند کلاهدار می پوشن که صورتشون رو می پوشونه. مورد مهم دیگه اینه که وقتی ملیس تو فصلش بریندن رو می بینه حالت عجیبی بهش دست میده و خون ریزی می کنه و فکر می کنه ادر بزرگه کسی که دیده و این نشون میده که اون از هویت پدر و مادرش و داشتن خون پادشاه تو رگهاش خبر نداره. یه مورد جالب دیگه کلاغ مورمونته تو کتاب پنج این زاغ کلمه خون رو به زبون میاره اونم وقتی که درباره ملیساندره صحبت میشه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
negar27 » دوشنبه اردیبهشت 6, 95 3:02 pm[/url]"]در مورد شیرا... من خودم بیشتر به تئوری b+s=m معتقدم چون محکم تر از شیرا بودن ملیساندره ست. این که ملیساندره فرزند بریندن و شیرا باشه. یه دلیل اینکه من فکر می کنم ملیس شیرا نیست خاطرات نوجوانی ملیساندره تو کتابه و برده بودنش. این تئوری تو فروم وستروس انگلیسی با شواهد کامل مطرح شده. شیرا تو ویکی اینجوری توصیف شده:

"She was the greatest beauty of her age, a slender and elegant woman, slim of waist and full of breast... She had a heart-shaped face, full lips, and her mismatched eyes were strangely large and full of mischief; her rivals said she used them to melt men's hearts.

ملیساندره استاد کرسن اینطور توصیف کرده:

Slender she was, graceful, taller than most knights, with full breasts and narrow waist and a heart-shaped face. Men’s eyes that once found her did not quickly look away, not even a maester’s eyes. Many called her beautiful."

علی رغم شباهت زیادشون تفاوت هایی هم دارن ملیساندره قدش در کتاب از شوالیه ها بلندتر توصیف شده در صورتی که شیرا قدش بلند نبوده ولی بریندن ریورز قد بلند داشته دوم اینکه این دو نفر گردنبندهاشون جزو خصوصیات بارزشونه اما یه تفاوت اساسی داره ملیساندره یاقوت روی گردنبندش هست با زنجیر طلا در صورتیکه مارتین گفته شیرا هرگز از طلا استفاده نمی کرده حالا بریم سراغ رنگ چشم و موها چشمای شیرا دو رنگ بوده در صورتیکه ملیساندره سرخه چشماش و موهاشم یه قرمز عجیبی هستش خیلیا گفتن اگه زال باشه باید موهاشم سفید باشه که خود مارتین به این مسئله جواب داده و گفته تو دنیایی که خلق کرده از نظر رنگ خیلی جلو هستن:

Thats why they are able to great consistent colors such as scarlet, crimson, or burgandy rather than just red.

پس موهاشو احتمال زیاد رنگ کرده ملیساندره. مورد دیگه توصیف رنگ پوست این دو هست بریندن سفید شیری توصیف شده همینطور ملیساندره هر دوی اینها ردای بلند کلاهدار می پوشن که صورتشون رو می پوشونه. مورد مهم دیگه اینه که وقتی ملیس تو فصلش بریندن رو می بینه حالت عجیبی بهش دست میده و خون ریزی می کنه و فکر می کنه ادر بزرگه کسی که دیده و این نشون میده که اون از هویت پدر و مادرش و داشتن خون پادشاه تو رگهاش خبر نداره. یه مورد جالب دیگه کلاغ مورمونته تو کتاب پنج این زاغ کلمه خون رو به زبون میاره اونم وقتی که درباره ملیساندره صحبت میشه.

 

خب باتوجه به توضیحاتی که در چند خط آخر دادین میتونیم مطمئن باشیم ملیساندرا هیچ ربطی به بریندین ریورز و شیرا نداره.

این نقل قول هم از ویکی بریندین ریورزه:

"چهره‌ای در منقل شکل گرفت. استنیس؟ لحظه‌ای درنگ کرد...اما نه، این‌ها خصوصیات او نبودند. صورتی چوبی، به سفیدی جنازه. آیا این دشمن بود؟ هزاران چشم سرخ در شعله‌ها شناور بودند. اون منو می‌بینه. در کنار او پسری با صورت گرگ بود، سرش را به عقب برد و زوزه کشید."

خوب اگه مدعی این میشیم که ملیساندرا دختر بریندینه پس حتما با بریندین هماهنگه و نقشه هاشون یکیه.نمیشه دو تاشون اتفاقی دنبال یه هدفی باشن.مگه اینکه بریندین همون کاری رو با ملیساندرا کرده باشه که با برن استارک کرده.یعنی هدایتش کرده باشه به این سمت و سو.که در این صورت باز هم باید هم دیگه رو بشناسن

ضمن اینکه فکر میکنم یک کم سنش بیشتر از اونی باشه که دختر بلادریون باشه.

من کتاب 5 رو نخوندم ولی با این تفاسیر ملیساندرا خیلی شخصیت پیچیده تری داره از اون چه که ما فکر میکردیم و تعجب میکنم از مارتین که اونو راوی کرده تو کتاب.اگه تو کتاب راویه پس تمام برنامه ها و هویتشو باید بدونیم.ولی اینی که ما الان دیدیم خیلی پیچیده تر از اونیه که فکر میکردیم

 

—ملیساندر، خیره به آتش در اتاقش در کسل بلک

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
the king at the wall » دوشنبه اردیبهشت 6, 95 5:46 pm[/url]"]
negar27 » دوشنبه اردیبهشت 6, 95 3:02 pm[/url]"]در مورد شیرا... من خودم بیشتر به تئوری b+s=m معتقدم چون محکم تر از شیرا بودن ملیساندره ست. این که ملیساندره فرزند بریندن و شیرا باشه. یه دلیل اینکه من فکر می کنم ملیس شیرا نیست خاطرات نوجوانی ملیساندره تو کتابه و برده بودنش. این تئوری تو فروم وستروس انگلیسی با شواهد کامل مطرح شده. شیرا تو ویکی اینجوری توصیف شده:

"She was the greatest beauty of her age, a slender and elegant woman, slim of waist and full of breast... She had a heart-shaped face, full lips, and her mismatched eyes were strangely large and full of mischief; her rivals said she used them to melt men's hearts.

ملیساندره استاد کرسن اینطور توصیف کرده:

Slender she was, graceful, taller than most knights, with full breasts and narrow waist and a heart-shaped face. Men’s eyes that once found her did not quickly look away, not even a maester’s eyes. Many called her beautiful."

علی رغم شباهت زیادشون تفاوت هایی هم دارن ملیساندره قدش در کتاب از شوالیه ها بلندتر توصیف شده در صورتی که شیرا قدش بلند نبوده ولی بریندن ریورز قد بلند داشته دوم اینکه این دو نفر گردنبندهاشون جزو خصوصیات بارزشونه اما یه تفاوت اساسی داره ملیساندره یاقوت روی گردنبندش هست با زنجیر طلا در صورتیکه مارتین گفته شیرا هرگز از طلا استفاده نمی کرده حالا بریم سراغ رنگ چشم و موها چشمای شیرا دو رنگ بوده در صورتیکه ملیساندره سرخه چشماش و موهاشم یه قرمز عجیبی هستش خیلیا گفتن اگه زال باشه باید موهاشم سفید باشه که خود مارتین به این مسئله جواب داده و گفته تو دنیایی که خلق کرده از نظر رنگ خیلی جلو هستن:

Thats why they are able to great consistent colors such as scarlet, crimson, or burgandy rather than just red.

پس موهاشو احتمال زیاد رنگ کرده ملیساندره. مورد دیگه توصیف رنگ پوست این دو هست بریندن سفید شیری توصیف شده همینطور ملیساندره هر دوی اینها ردای بلند کلاهدار می پوشن که صورتشون رو می پوشونه. مورد مهم دیگه اینه که وقتی ملیس تو فصلش بریندن رو می بینه حالت عجیبی بهش دست میده و خون ریزی می کنه و فکر می کنه ادر بزرگه کسی که دیده و این نشون میده که اون از هویت پدر و مادرش و داشتن خون پادشاه تو رگهاش خبر نداره. یه مورد جالب دیگه کلاغ مورمونته تو کتاب پنج این زاغ کلمه خون رو به زبون میاره اونم وقتی که درباره ملیساندره صحبت میشه.

 

خب باتوجه به توضیحاتی که در چند خط آخر دادین میتونیم مطمئن باشیم ملیساندرا هیچ ربطی به بریندین ریورز و شیرا نداره.

این نقل قول هم از ویکی بریندین ریورزه:

"چهره‌ای در منقل شکل گرفت. استنیس؟ لحظه‌ای درنگ کرد...اما نه، این‌ها خصوصیات او نبودند. صورتی چوبی، به سفیدی جنازه. آیا این دشمن بود؟ هزاران چشم سرخ در شعله‌ها شناور بودند. اون منو می‌بینه. در کنار او پسری با صورت گرگ بود، سرش را به عقب برد و زوزه کشید."

خوب اگه مدعی این میشیم که ملیساندرا دختر بریندینه پس حتما با بریندین هماهنگه و نقشه هاشون یکیه.نمیشه دو تاشون اتفاقی دنبال یه هدفی باشن.مگه اینکه بریندین همون کاری رو با ملیساندرا کرده باشه که با برن استارک کرده.یعنی هدایتش کرده باشه به این سمت و سو.که در این صورت باز هم باید هم دیگه رو بشناسن

ضمن اینکه فکر میکنم یک کم سنش بیشتر از اونی باشه که دختر بلادریون باشه.

من کتاب 5 رو نخوندم ولی با این تفاسیر ملیساندرا خیلی شخصیت پیچیده تری داره از اون چه که ما فکر میکردیم و تعجب میکنم از مارتین که اونو راوی کرده تو کتاب.اگه تو کتاب راویه پس تمام برنامه ها و هویتشو باید بدونیم.ولی اینی که ما الان دیدیم خیلی پیچیده تر از اونیه که فکر میکردیم

 

—ملیساندر، خیره به آتش در اتاقش در کسل بلک

نه من نمیگم ملیساندره و بریندن همدیگرو می شناسن! اتفاقا من فکر می کنم اگه ملیساندره بچه شیرا و بریندن هست بریندن از این قضیه هیچ اطلاعی نداره.

رابطه بریندن و شیرا هم در نوع خودش جالب بوده درسته که شیرا بریندن رو انتخاب می کنه از بین دوتا برادر ولی هیچوقت با بریندن ازدواج نمی کنه

Though she never wed, she had many offers, and several lovers through the years. Duels were fought over the right to sit beside her, men killed themselves after falling from her favor, poets outdid each other writing songs about her beauty. Her most ardent admirer was her half-brother, Bloodraven, who proposed marriage to her half a hundred times. Shiera gave him her bed, but never her hand. It amused her more to make him jealous.

 

بازم میگم دلیلی نداره همدیگه رو بشناسن این دو نفر برن هم تا وقتی که به غار نرسید نمی دونست چه کسی پشت خواب ها و رویاهاشه!

اگرم دوتاشون دنبال یه هدف هستن که من شک دارم بریندن هنوز حتی هدفش مشخص هم شده باشه تو کتاب به خاطر علاقه ی هر دو نفرشون به پیشگویی هاست!

 

اینم اضافه کنم که تو این تردی که درباره ملیساندره بحث شده نویسنده اش با نکات خیلی جالب و ظریفی که تا به حال بهشون توجه نکرده بودم گفته که این red star ای که در پیشگویی هست منظور ملیساندره ست و نتیجه گرفته که خون پادشاهی که ملیساندره دنبالش هست در اصل خون خودشه! (پدر: بریندن که از یه طرف بلکوود و از یه طرف تارگرین بوده پسر اگان چهارم و مادر که لایسنی بوده که هرکی تا به حال تو تاریخ نغمه لایسنی بوده با جادو و dark art سر وکار داشته! )

 

Her eyes were two red stars, shining in the dark

Melisandre’s ruby glowed like a red star at her throat

 

اون لحظه ای هم که با دیدن بریندن خون ریزی می کنه (البته اگه دلیلش واقعا دیدن بریندن باشه) رو نویسنده گفته بود که ممکنه بریندن اینکارو تو کتاب موقعی ملیساندره سعی داره AAR رو انجام بده دوباره بکنه تا با خون ملیساندره این مراسم کامل بشه برای جان:

If we consider that the name (and the other clues) might make Mel a 'red star', all that's needed is for her to bleed at he right time and place. Given she bleeds in such a strange and standout manor in her POV, with no physical cause, it's not difficult to imagine it happening again (perhaps with certain triggers), which would make her the RED STAR BLEEDING.

 

And if the prophesy is correct, when the red star bleeds - Azor Ahai will be reborn.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جایی اشاره شده که شیرا دقیقا چه زمانی از وستروس رفته؟اگر زمان زندانی شدن بلادریون باردار بوده و فرار کرده که اونوقت سن بچه با سن ملیساندر جور درنمیاد.اگر چندین سال قبلش بوده که بالاخره یکی باید میفهمیده.

ممکنه Melony بچگیه خود ملیساندر که تو بازار داره به فروش میره نباشه و شخص نزدیکی بهش بوده و اونو بخاطر اورد نه خودشو؟

یه نکته ای هم که صحنه ی آخر قسمت 1 داشت این بود که ملیساندر به نظر خیلی ناامید میومد.حتی وقتی که جسد جان رو دید هم همین ناامیدی رو میشد دید.هر چیزی که رلوور بهش نشون داده بود درست از آب درنیومده اول استنیس بعد هم جان.جان رو در شعله ها در حال جنگ دیده ولی الان مرده شو دیده به نظرم ممکنه ملیساندر ایمانش به رلوور رو از دست بده تو سریال شاید تو کتاب هم همچین اتفاقی بیفته.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Queen nymeria » دوشنبه اردیبهشت 6, 95 8:31 pm[/url]"]جایی اشاره شده که شیرا دقیقا چه زمانی از وستروس رفته؟اگر زمان زندانی شدن بلادریون باردار بوده و فرار کرده که اونوقت سن بچه با سن ملیساندر جور درنمیاد.اگر چندین سال قبلش بوده که بالاخره یکی باید میفهمیده.

ممکنه Melony بچگیه خود ملیساندر که تو بازار داره به فروش میره نباشه و شخص نزدیکی بهش بوده و اونو بخاطر اورد نه خودشو؟

یه نکته ای هم که صحنه ی آخر قسمت 1 داشت این بود که ملیساندر به نظر خیلی ناامید میومد.حتی وقتی که جسد جان رو دید هم همین ناامیدی رو میشد دید.هر چیزی که رلوور بهش نشون داده بود درست از آب درنیومده اول استنیس بعد هم جان.جان رو در شعله ها در حال جنگ دیده ولی الان مرده شو دیده به نظرم ممکنه ملیساندر ایمانش به رلوور رو از دست بده تو سریال شاید تو کتاب هم همچین اتفاقی بیفته.

نه مشکل اینجاست که اینم مثل کنیبال غیب شده و مارتین هم چیزی درباره ش نگفته ولی اگه دقت کنی این 4 تا great bas*tard رو مارتین روشون مانور داده و تاثیرشون رو تو تایم لاین نغمه می تونی ببینی! دیمون که بنیان بلک فایرو گذاشت و احتمالا همین الانم یه بلک فایر تو داستان داریم بیتراستیل موسس گلدن کمپانی بود که اونم الان هستن تو داستان ، بریندن هم که کلاغ سه چشمه! شیرا هم فکر نکنم از این قضیه مستثنی باشه و دیر یا زود تاثیرش روی داستان مشخص میشه ضمن اینکه تاریخ مرگش تا به حال ثبت نشده و کلا ناپدید شده پس احتمالش هست فرار کرده باشه

اینو نویسنده ی ترد ملیساندره درباره سرنوشت شیرا نوشته:

Shiera had an interest in prophesies, and nobody knows what happened to her. Perhaps she decided to go East, and was captured by slavers and sold on. This would explain why Melony, lot 7, was a slave long ago. Reasons for Shiera fleeing could be; to hide Bloodraven's lovechild from Maekar and others in a turbulent political time, demonisation of royal bastards in the Blackfyre era, or maybe to flee from the great spring sickness. Shiera might have tried to head to Lys, given her mother was from there. These scenarios make more sense if she had a secret child or was pregnant

منم فکر می کنم احتمالش هست. مث تیریون که از وستروس فرار کرد و اون اتفاقات واسش افتاد تو اسوس

 

فکر نکنم ملیساندره ایمانش رو به رلور از دست بده. ولی احتمال زیاد بالاخره راهشو پیدا می کنه و می فهمه چیکار باید بکنه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
پیری ملیساندر بعد از خارج کردن گردنبند تپنده : یه عده این موضوع رو به شیرا سی استار ربط میدن که من هنوز متوجه استدلالشون نشدم . اگه شما متوجه شدید لطفا بگید .

چهره ملیساندرا پیر تو سریال خیلی شبیه استاد ایمون بود!

-------------------------------------------------------------------------------------

اگه ملیساندرا دختر شیرا و بلاد ریون باشه سنش نباید خیلی زیاد باشه ولی اگه خود شیرا باشه محتمل تره که از جادوی گردنبند استفاده کنه!

در این صورت میشه گفت ملیساندرا شیراست ولی یه فرزند هم داشته!

شاید تو داستان یه جورایی بهش اشاره شده باشه؟شاید اصلا فرزندش رو واسه رولور قربانی کرده باشه!

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فکر نمیکنم ملیساندرا و شیرا سی استار ارتباطی داشته باشن چون توی مقاله ای که خوندم سن ملیساندرا رو 400 سال !!! تخمین زده بود ولی سن شیرا بین 130 تا 140 سال باید باشه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
negar27 » دوشنبه اردیبهشت 6, 95 3:02 pm[/url]"]من خودم بیشتر به تئوری b+s=m معتقدم

این کدوم تئوری هستش

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این کدوم تئوری هستش

 

برندون+شیرا=ملیساندر

 

با توجه به خصوصیات مادر و پدر بعید نیست واقعیت داشته باشه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

واقعا قبل از دیدن سریال تا چه حد اتفاقاتی که دیدیم قابل پیش بینی بود؟

زنده شدن جان و شاید جریانات برج شادی قابل پیش بینی بود و به نظر می آید از موضوعاتی باشند که کتابها را اسپویل کردند.

اما موضوع هودور, منشا پیدایش فرزندان جنگل و برگشت آریا به وستروس از موضوعات غیر قابل پیش بینی بود ( حداقل برای من ) که به نظر می آید گوشه ای از اتفاقات کتابهای اینده را بر ملا کردند.

جریانات شمال شاید نهایتا به همین شرایط تقریبی منجر شود اما در جزئیات تفاوتهای زیادی با کتاب دارد. با زنده بودن استنیس در کتاب, ازدواج نکردن سانسا با رمزی و ... معادله ها درکتاب تفاوت زیادی با سریال خواهد داشت اما شاید ( متاسفانه ) سرانجام همین باشد.

اتفاقات کینگز لندینگ هم قابل پیش بینی نبود و به نظر کشتار آخر فصل که سرسی راه انداخت, بیشتر به قصد پاک کردن تعداد زیادی ازکاراکترها بود که باعث گره کور جنگ قدرت در کینگزلندینگ شده بودند.

و دورن و جزایر آهن هم ... فعلا آنقدر فاصله کتاب و سریال زیاد است که نمی توان حدس زد جزئیات چریانات در آینده چه خواهد شد.

 

نهایتا اینکه ضعیف شدن خاندانهای داخل وستروس ( لنیسترها, تایرلها, مارتلها و ...) و کلیت موضوع نبرد نهایی آدرها و اژدهایان به نظر اسپویل بزرگ سریال بود که البته اغلب طرفداران حدس می زدند.

 

پ.ن: نمی دونم مارتین الان با چه حسی داره ادامه داستان رو می نویسه! یعنی چقدر می خواد کتاب رو متفاوت با سریال در بیاره که باعث بشه خواننده ها کارش رو دنبال کنند؟ وقتی که تقریبا آخر داستان به طور کلی معلومه چقد می تونه رو جذابیت جزئیات حساب کنه.

البته مارتین معمولا همه رو غافلگیر می کنه. امیدوارم تو کتابهای آینده باز هم بتونه این کار رو بکنه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Winterfell » شنبه تیر 12, 95 5:24 pm[/url]"]واقعا قبل از دیدن سریال تا چه حد اتفاقاتی که دیدیم قابل پیش بینی بود؟

زنده شدن جان و شاید جریانات برج شادی قابل پیش بینی بود و به نظر می آید از موضوعاتی باشند که کتابها را اسپویل کردند.

اینکه بعضیا میگن تمام اتفاقات قابل پیش بینی بود، به خاطر خوندن پیش بینی هایی بود که کتاب خونها تو این چند سال مطرح کردن به عنوان تئوری. اینقدر این تئوری ها به گوششون خورده و دلایل رو شنیدن که تبدیل شده به پیش بینی خودشون!

مثلا Mad queen یکی از همون تئوری ها بود که چند ساله کتابخونا نجوا میکنن. خب بالاخره تو اپیزود آخر سریال دیدیم. حالا یه عده هم میگن ای بابا، مشخص بود از اول

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فاصله گرفتن سریال از کتاب صرفا تو حذف و اضافه خطوط فرعی و تغییر جزییات و جلو عقب کردن زمان وقوع خطوط اصلی هست. که عین همین الگو با شدت کمتر در مورد فصول و جلدهای اولیه هم صدق می کرد.

وگرنه تغییر بنیادی نسبت به طرح کلی مارتین تو سریال صورت نگرفته و اصلا مالکیت معنوی سفت و سختی که تو اونور آب وجود داره اجازه همچین تغییری رو نمیده.

مثلا اصلا معنی نمیده که کاراکتر مهمی مثل استنیس (که البته خودم به شدت طرفدارش بودم) تو سریال کشته و حذف بشه، بعد تو کتاب زنده باشه و ویترفل رو فتح کنه، خوب تو جایی که استنیس شمال رو فتح کرده دیگه جان میخواد زنده بشه که چه غلطی بکنه ؟

در مورد نقش سانسا تو این وسط هم دیگه تقریبا میشه با قطعیت گفت که همراه پیتر بیلیش و ارتش ویل برای کمک به جان میاد نه اینکه قبل جنگ به جان محلق شده باشه و با نامه پیتر رو احضار کنه !

خط داستانی جزایر آهن هم که آنچنان تغییر عمده ای نداشته، فقط یارا و ثیون جایگزین ویکتاریون شدن ! لابد استنیس تو کتاب اونها رو که حالا اسیرش هستن زنده نمیزاره یا بعد شکست استنیس، آشا اسیر رمزی و سگ خور میشه و ثیون و جین پول به نحوی دوباره فرار میکنن که تو نامه صورتی از جان میخواد پسشون بده !

درباره وقایع کینگزلندینگ هم که خود مارتین تو کتاب چهارم و از دید جیمی کدهای مد کویین شدن سرسی تو آینده رو تو قضیه سوزوندن برج دست با آتیش وحشی داده و تقریبا همین قضایای سریال با یه کم بالا پایین اتفاق می افته.

این وسط فقط خط داستانی دورن رو به کلی زدن داغون کردن که هنوز دلیلش برام روشن نیست !!! چون با منطق فمنیستی و سک* محور هالیوودی هم که حساب بکنی حضور کاراکتر آریانه مارتل و ارتباطش با سر اریس اوکهارت حسابی به جذابیت و رنک خوردن سریال کمک میکرد.

درباره عدم انگیزه برا خوندن جلد ششم هم ظاهرا یادتون رفته که همه ما اول سریال رو دیدیم بعد رفتیم سر کتاب

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hamedsr » شنبه تیر 12, 95 11:51 pm[/url]"]
Winterfell » شنبه تیر 12, 95 5:24 pm[/url]"]

اینکه بعضیا میگن تمام اتفاقات قابل پیش بینی بود، به خاطر خوندن پیش بینی هایی بود که کتاب خونها تو این چند سال مطرح کردن به عنوان تئوری. اینقدر این تئوری ها به گوششون خورده و دلایل رو شنیدن که تبدیل شده به پیش بینی خودشون!

مثلا Mad queen یکی از همون تئوری ها بود که چند ساله کتابخونا نجوا میکنن. خب بالاخره تو اپیزود آخر سریال دیدیم. حالا یه عده هم میگن ای بابا، مشخص بود از اول

 

فکر کنم منظور این تاپیک کلا کتابخونهاست. برای کسایی که قبل از سریال کتاب رو نخوندن که چیزی اسپویل نمی شه فقط به قول شما یه مقدار از چیزایی که از جاهای مختلف شنیدن یا به صورت تئوری دراومده به نمایش درمیاد.

اما خدایی جریان فرزندان جنگل اسپویل بزرگی برای کتاب بود که قابل پیش بینی هم نبود. حداقل من یادم نمیاد جایی در موردش خونده باشم یا کسی انتظار دیدنش رو تو این سیزن داشت.

 

درباره عدم انگیزه برا خوندن جلد ششم هم ظاهرا یادتون رفته که همه ما اول سریال رو دیدیم بعد رفتیم سر کتاب

 

من که کتابهارو قبل از دیدن سریال خوندم. اینجا خیلیا کتابها رو قبلا خوندن اما تو بحثهای سریال حضور نداشتند که نظراشون رو بدونیم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
من که کتابهارو قبل از دیدن سریال خوندم. اینجا خیلیا کتابها رو قبلا خوندن اما تو بحثهای سریال حضور نداشتند که نظراشون رو بدونیم.

اگر شما کتاب های مارتین رو قبل از سال 2011 شناخته و خونده باشید پس معلوم میشه کاملا روی موج ادبیات فانتزی روز دنیا سوار هستید و واقعا باید بهتون تبریک گفت.

ولی 99 درصد افرادی که من میشناسم و همه شون هم اهل تحقیق و مطالعه هستن تا قبل از دیدن سریال اصلا نمی دونستن که نویسنده ای به اسم جورج مارتین وجود داره

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آقای محمد مهدی پس اسم کسانی که کتاب را بعد از سریال شناختن نگذار اهل تحقیق و مطالعه چون ما کتاب ها را قبل از سریال خوندیم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک چیزی که فک کنم کمتر کسی منکر اون بشه اینه که سریال به بیشتر شدن مخاطبین کتاب کمک خیلی زیادی کرد

چه بسا کمتر کسی تاکین یا مارتین و میشناخت اما با پخش فصل اول سریال یا قسمت اول ارباب حلقه ها (یاران حلقه) جذب کتاب شدن

اما در بعضی از آثار میشه گفت برعکس بود معمولا خیلی ها بینوایان ویکتور هوگو رو خونده بودن هرچند تعداد فیلم ها ساخته ازش زیاد بود اما هنوز بینوایان رو اثر ویکتور هوگو میدونیم یا آثار چارلز دیکنز تقریبا ب صورت مشابه

نمیشه خوب بودن سریال رو منکر شد

اینکه بعضی جاها قبلا برای سریال بین ها با خوندن کتاب اسپویل میشد

حالا با دیدن سریال برا کتاب خون ها میشه چندان تاثیری بر کلیت این اثر فوق العاده نداره باید از دیدن و خوندنش لذت برد

اینکه مثلا مارتل ها تو سریال منقرض شده اند اما تو کتاب بتازونن و

یا اتفاقات ازین قبیل نباید مارا از کلیت تا بینهایت منحرف کنه

Valar morgules

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×