رفتن به مطلب
emj

زیباترین صحنه فصل ششم

Recommended Posts

سلام بر دوستان وستروسی...

همونطور که میدونیم فصل ششم یکی از هیجانی ترین فصلهای این سریال پیش بینی شده و تو همین چند قسمت بعضی از اونها رو مشاهده کردیم..

بنظرتون زیباترین و یا مهمترین صحنه‌ای که از این فصل منتظر دیدنش هستید و یا دیدید رو شرح بدید.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نظرم صحنه نبرد آرتور دین و ادارد بهترین و دیدنی ترین لحظات این فصل بود..

یکی از مهم ترین قسمت هایی هم که پیش رو داریم مربوط به ادامه بخش برج شادی و مشخص

شدن پدر و مادر جان هست که احتمالا در قسمت 9 یا 10 مشخص میشه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 تا اینجای کار،بهترین صحنه به نظر من سر رسیدن تورموند و مردمان آزاد و شکستن در قلعه توسط غول بود و اینکه تورموند و مردمش و حتا اون غول نشون دادند که چقدر از آدم هایی مثل الیستر تورن و اولی، انسان تر و عاقل تر و قدرشناس ترند و دنبال کشتن-یا انتقام- نیستند وفقط برای کمک و جلوگیری از کشته شدن داوس و همراهانش آمده اند.

 

2 در ادامه به نظرم تثبیت سانسا استارک به عنوان بانوی استارک ها و وینترفل بسیار شیرین و تاثیرگذار خواهد بود و البته پیروزی جان . یک دیدار غیر مترقبه هم در آخر فصل ممکنه پیش بیاد که توضیح بیشترش میره توی اسپویل (:

 

3 حالا یک سوال؟

با رمزی چکار باید کرد؟

حتما چشمان قرمز جافری و مویرگ های برجسته شده اش و همینطور چشمان از حدقه درآمده ی اُلی هنگام مرگشان در خاطرتان هست. همینطور تعداد دیگری از شخصیت ها که بعضی های شان هم به تمامی بد نبودند ولی به هر حال جزای کارشان را دیدند. اما آیا طریقی را می شناسید که رمزی با آن جزای کارش را ببیند و عدالت در موردش اجرا شود؟

من مقداری در موردش فکر کردم ولی هر لحظه وحشتناک تر می شد. رمسی آنقدر پلید است که تلاش برای مجازاتِ کاملش،حتا بهترین آدم ها را مقداری شبیه او-رمسی- می کند. فکرش را بکنید: یک بار می شود او را پوست کند،می شود در چند مرحله اعضای بدنش را قطع کرد،می شود یک بار او را جلوی "گوست" انداخت و حتا گوست هم اینقدر "انسان" هست که گلوی او را فوری پاره کند و تمام. اما بعدش چه؟ تازه در این حالت رمزی تاوان یک هزارم پلیدی ها و زن آزاری هایش را نداده ولی کسی که این بلاها را سر او می آورد بخشی از جاده ی پلیدی رمسی را می پیماید و این اجتناب ناپذیر است.

واقعا باید با "رمسی بولتون" ها چکار کرد؟

 

پی نوشت: پلیدی و شرارت شخصیت رمسی به حدیست که بازیگرنقشش در مصاحبه ها تلاش می کند با همدردی با جان و دیگران ،مدام به بینندگان یاداوری کند که " من رمزی نیستم.من فقط یک بازیگرم" . و انصافا بازیگر بدی هم نیست. ولی حق دارد.چنین نقش هایی ممکن است تا مدتی بر سرنوشت حرفه ای و محبوبیت یک هنرپیشه سایه بیندازد.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خودم صحنه ای که آریا بینا شد رو خیلی خوشم اومد ..و صحنه هایی که تا اینجای سریال برام جذاب بود..

1- جنگ ند با سر آرتور..

رسیدن سانسا به جان

زنده شدن جان..

امیدوارم تو قسمتهای بعدی جذابیت سریال بیشتر بشه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نبرد آرتور دین

وفا داری سر داووس به جان با اینکه کمتر از بقیه دینی نسبت به جان داشت

خفت خوردن مرتب لنسترها از کسی که به زور یه لباس مندرس داره :دی این کیف میده

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

صحنه نگه داشتن در توسط هودور...

چون همه صحنه هایی که رخ دادن تا این قسمت تا حدی قابل پیش بینی بود...زنده شدن جان .. دنریس .. و...

اما هودور واقعا یه شوک بزرگ بود و بسیار ناراحت کننده...

در کل چند دقیقه آخر این قسمت بی نظیر بودن ...

و باز هم کسانی که ما دوستشان داشتیم از دست شاه شب فرار کردن...

 

و در قسمت 9 هم سکانس چرخیدن دوربین از پشت جان و روبرویی جان با سواره نظام عالی تر از همه موارد بود.

موسیقی که قابل وصف نیست

و از همه بالاتر صدای نفس زدن جان یک طوری مانند لبخد آخر استنیس یکتا بود اگه جان هم یک چنین لبخندی میزد شاید بینظیرترین تشابه به حساب میشد آوردش

ویرایش شده در توسط مهمان

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک صحنه زیبای قشنگ دیگه تا اینجای به سریال اضافه شد.

مرگ هودور و نشان دادن حقیقت هودور.

.

.

وقتی فصل ششم سریال تموم شد همه قسمتهای خود سریال تو یه پست نشون داده میشه انشالله..

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دو تا صحنه قسمت دهم سریال خود من رو به شدت تحت تاثیر قرار داد و اشک تو چشام حلقه زد

اولی لحظه ای که دنریس نشان دست رو به سینه تیریون زد.

و مهمتر از اون صحنه ای که از صورت نوزاد در آغوش ند شیفت دادن به صورت جان اسنو

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[justify]بهترین های این فصل :

 

اول ، آخرین سکانس های قسمت پنجم ، که هودور در رو نگه میداره.تو این قسمت هم از نظر هنری و هم از نظر سینمایی همه چی درسته.تدوین درسته ، فاصله بین نشان دادن گذشته و زمان حال مناسبه و کم یا زیاد نیست ، صدا گذاری درسته ، دوربین درسته و موسیقی هم عالی بود.تو یک میزانسن خوب ، هم لحظه تولد هودور (چطور ویلیس تبدیل میشه به هودور) و هم مرگ هودور با هم خوب چفت میشه.خیلی خوب دراومد از نظر کارگردانی.

 

دوم ، سکانس های سرسی که تو قسمت دهم لذت ، خشم و قدرت رو تو چهره اش میبینیم . با اینکه کوتاهه ولی بازی خوب بازیگر ، حس رو منتقل میکنه.قبلا هم گفتم ، یه خرده حس سمپاتیک هم تولید میکنه ، با وجود اینکه کارش بسیار ظالمانه اس ولی میشه حتی باهاش همزاد پنداری هم کرد.

 

سوم ، نبرد قسمت نهم که کلا رو هوا بود ، به صحنه اش که از بالا حلقه محاصره رو نشون میده خیلی خوبه و قبلا هم گفتم ، تنه میزنه به فیلمهای سینمایی این سبک.البته متاسفانه فقط همین یه صحنه اش خوبه!

 

قسمت های بد هم نمیگم دیگه شلوغ نشه اینجا [/justify]

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
توروس » جمعه اردیبهشت 31, 95 2:32 pm[/url]"]

 

پی نوشت: پلیدی و شرارت شخصیت رمسی به حدیست که بازیگرنقشش در مصاحبه ها تلاش می کند با همدردی با جان و دیگران ،مدام به بینندگان یاداوری کند که " من رمزی نیستم.من فقط یک بازیگرم" . و انصافا بازیگر بدی هم نیست. ولی حق دارد.چنین نقش هایی ممکن است تا مدتی بر سرنوشت حرفه ای و محبوبیت یک هنرپیشه سایه بیندازد.

یکی از سوژه هایی که برای رمزی تو اینترنت درست کرده بودن ، فارق از همه جوکها و ترول ها ، این بود که بازیگرش میتونه از این پس نقش جوکر رو بازی کنه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قطعا زيباترين صحنه فصل مرگ هودور بود.واقعا عالي بود.

اما اون صحنه قسمت 9 كه جان رو از پشت نشون ميده كه شمشرش رو ميكشه و روبروش هم سواره نظام بولتون ها دارن بهش حمله ميكنن صحنه زيبايي بود.يه اهنگ پس زمينه قشنگي هم داشت.همون اول جنگ.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

صحنه نگه داشتن در توسط هودور خوب کار شده بود بعدشم وقتی آریا اون شمع رو خاموش کرد

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

صحنه ی نبرد آرتور دین در برج شادی

نگه داشتن در توسط هودور

لبخند رمزی وقتی داشت از دست جان کتک می خورد

کشته شدن گنجک اعظم

و صحنه ای که از صورت بچه رفت رو صورت جان بسیار زیبا بود

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بهترین سکانس فصل از نظر من،سکانس پادشاه شمالی بود.موسیقی خیلی خوب و صحبت های تاثیر گذار لیانا مورمونت،لرد مندرلی و لرد گلاور. و اینکه نا خوداگاه یاد سکانس مشابه راب میوفتادیم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ماندگارترین صحنه هایی که در این فصل دیدم صحنه های زیر هستند:

تعقیب و گریز آریا و ویف

گفت و گوی جان آمبر و رمزی بولتون

سکانس های مربوط به لیدی لیانا مورمنت

صحنه مرگ هودور

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستان

بنظر من 3 تا صحنه فوق العاده بودن که شاید زیاد توی چشم نیاد اما آخرش بودن

 

یکی اونجا که تو جنگ حرومزاده ها، صدای شیپور اومد و بعدش نشون دادن پرچم و آهنگ فوق العادش و در ادامه نگاه مطمعن انگشت کوچیکه و نگاه سانسا به صحنه جنگ و تبسمش.

 

دوم: قسمت مربوط به هودور. من با اینکه تموم قسمت های سریال رو دیدم و تو خیلی از سایت ها نقد و بررسی ها رو میخونم اما صحنه ای مثل هودور بهم حال نداد. عوامل سریال برای هودور و نقشش سنگ تموم گذاشتن. خیلی مظلوم بود و بهترین صحنه ی کل سریال بود لحظه ای که درو نگه داشت و همچنین صورت مصمم اما مظلوم و دل نشینش و در آخر حل مساله هودور گفتناش.

 

سوم: قسمتی که سر جوراه مورمونت از دنریس میخواست جدا بشه. اونجایی که دنریس بغض کرد و همچنین اون دیالوگ قشنگ که گفت به ملکه ت پشت نکن و ادامش، خیلی خیلی عالی بود.

(البته خیلیا میگن بازیه امیلیا کلارک چنگی به دل نمیزنه اما از نظر من عالی بازی می کنه این بشر. بدبختانه یه جا فکر کنم به تیریون بود که خیلی مختصر گفت good. من این کلمه از دهنم نمیفته و دیگه نمیگم خوبه بلکه مثه اون میگم گود. حالا کی از دهنم بیفته خدا می دونه.)

 

مرسی بابت وقتی که برای خوندنش گذاشتین.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اونجا که دنریس نشان دستو از تو سوتینش درآورد داد به تیریون و مرگ دو تا قهرمان که یکی درو نگه داشتو اون یکی درو شکوند

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×