رفتن به مطلب

به قسمت پنجم فصل هفتم از 1 تا 10 چه نمره ای می دهید ؟  

57 رای

  1. 1. به قسمت پنجم فصل هفتم از 1 تا 10 چه نمره ای می دهید ؟

    • 1
      2
    • 2
      0
    • 3
      0
    • 4
      1
    • 5
      2
    • 6
      3
    • 7
      5
    • 8
      11
    • 9
      17
    • 10
      16


Recommended Posts

وایت ولف » سه شنبه مرداد 24, 96 11:10 am[/url]"]
Sr Baristan » سه شنبه مرداد 24, 96 10:34 am[/url]"]یکیاز کارهایی که بنظرم جان باید انجام میداد و عجیب بود انجام ندادنش برام این بود که یه کلاغ برای وینترفل میفرستاد تا بدونن اون تو شمال دیواره و لرد های نق نقوی شمالی اینقدر سوسه نیان تو وینترفل

و یه چیز دیگه تو اپیزود قبل که نظرمو جلب کرد حرفی بود که سانسا داشت به بیلیش میگفت چند ثانیه قبل از تمرین آریا و برین،مثل اینکه این لرد های شمالی آذوقه ای که سانساخواسته بود ازشون رو نداده بودن،چرا اینقدر بی فکری و خودسری؟

جان همیشه گلایه میکرد چه جوری بقیه رو در مورد واکرها قانع کنه اینکه چرا تا بحال به فکر خودش نرسیده بود یکی رو بگیره با خودش بیاره اینور دیوار جای تعجب داره و به نظرم واکرو اول باید بیاره به این لردهای احمق شمال نشون بده تا این قدر نق نزنن از همه بدتر اون گلاوره

کلا سریال خیلی گلاور و آمبر رو مورد هجوم قرار داده تو کتاب اینقدر نق نقو نیستن اینا گرچه لرد های شمالی همیشه خودسریاشونو داشتن

شایدم به فکرش رسیده بود ولی اگه میخواست بره با این نیروهای آبدیده خیلی فرق داشتن مطمئنا همراهاش،و شایو همین نبود همراه مناسب متزلزلش میکرد،اصلا بعید میدونم شمالیا همراش میومدن اونور دیوار واسه گرفتن وایت ها،اونا همراش نیومدن واسه شکست دادن رمزی حتی...

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با توجه به مردن رندل تارلی و پسرش یعنی الان سم لرد هایگاردن محسوب میشه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب من این قسمت را دوست داشتم و مطمئن هستم قسمت بعد را بیشتر دوست خواهم داشت چون عاشق اتفاقات اون ور دیوارم. از نگاه نگران دنریس معلومه قسمت بعد سوار بر اژدها برای نجات جان وارد کارزار می شه. مطمئنا شاه شب صاحب اژدهای یخی اش می شه. ولی من تا اونجایی که یادم می یاد اژدها به هر کسی سواری نمی دن چه آتشین چه یخی باشن. خب وارث آتش دنریس هست و مادر اژدهای آتشین اژدها سوار . ولی وارث آتش و یخ جان هست!!!!ریگار این پیش بینی ها را می دانست پس بنابه این دلیل با اون همه سختی لیانا را بدست آورد تا با بدنیا آوردن شاهزاده وعده داده شده جهان را نجات بدهد. پس نگران نباشد اژدهایی یخی و یکی دیگه از ازدهایی آتشین دوتاشون مال جان هست

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

والا لرد گلاور که تا آخر جنگ هیچ کمکی به استارکا نکرد.

بعدشم ننه من غریبم بازی در آورد و با بغض میگفت تا آخر عمر پشیمونم . حالا باز زیرآب جان رو میزنه .

در ضمن صحبت از

اژدهای یخی

اسپویله . من که هرکی اسپویل کنه گزارش میزنم که پستش پاک شه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان یک سوال

انجمن برادران بدون پرچم چند نفر بودند ؟

قسمت به قسمت داره از تعدادشون کم میشه

این قسمت هم فقط 3 نفر ( هاوند ، تورس ، بریک ) باقی موندن

داستان چیه ؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
والا لرد گلاور که تا آخر جنگ هیچ کمکی به استارکا نکرد.

بعدشم ننه من غریبم بازی در آورد و با بغض میگفت تا آخر عمر پشیمونم . حالا باز زیرآب جان رو میزنه .

در ضمن صحبت از

اژدهای یخی

اسپویله . من که هرکی اسپویل کنه گزارش میزنم که پستش پاک شه

اژدهای یخی برای کسایی که کتاب را خواندن و داستانهای کوتاه مارتین که به فارسی هم ترجمه شده اصلا اسپول نیست

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من فقط موندم اینا چه جوری می خوان یه دونه وایت واکر وردارن با خودشون بیارن..واکرا تنها واسه خودشون نمیرن قدم بزنن که همیشه با لشکرشون حرکت می کنن! اون جور که از تریلر قسمت بعد معلوم بود شاه شبم خوشگل متوجه حضورشون شده.

تازه این همه به خودشون دارن زحمت می دن سرسی رو قانع کنن!!

اون سرسی واسش شاه شبم ببری باز کاره خودشو می کنه. سرسیو بیلیش دیگه

زیادی عمر کردن.

 

ای کاش جان بنجن استارکو اون ور دیوار ببینه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
arya » سه شنبه مرداد 24, 96 1:22 pm[/url]"]
والا لرد گلاور که تا آخر جنگ هیچ کمکی به استارکا نکرد.

بعدشم ننه من غریبم بازی در آورد و با بغض میگفت تا آخر عمر پشیمونم . حالا باز زیرآب جان رو میزنه .

در ضمن صحبت از

اژدهای یخی

اسپویله . من که هرکی اسپویل کنه گزارش میزنم که پستش پاک شه

اژدهای یخی برای کسایی که کتاب را خواندن و داستانهای کوتاه مارتین که به فارسی هم ترجمه شده اصلا اسپول نیست

اینجا قسمت سریاله نه کتاب

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Prince Rhaegar » سه شنبه مرداد 24, 96 1:25 pm[/url]"]من فقط موندم اینا چه جوری می خوان یه دونه وایت واکر وردارن با خودشون بیارن..واکرا تنها واسه خودشون نمیرن قدم بزنن که همیشه با لشکرشون حرکت می کنن! اون جور که از تریلر قسمت بعد معلوم بود شاه شبم خوشگل متوجه حضورشون شده.

تازه این همه به خودشون دارن زحمت می دن سرسی رو قانع کنن!!

اون سرسی واسش شاه شبم ببری باز کاره خودشو می کنه. سرسیو بیلیش دیگه

زیادی عمر کردن.

 

ای کاش جان بنجن استارکو اون ور دیوار ببینه.

 

درسته ، الان سرسی قدرتی نداره

با 20 هزار نفر دوتراکی و باقی مانده نیروهای بقیه قلمرو ها ، دورن ، ریورلند ، استورملند ، ریچ و .. میشه کینگز لندینگ رو براحتی محاصره و سرسی رو سر جاش نشوند و مشغول شمال شد

اصولا آتش بس موقت با سرسی حماقت محض هست

چرا واریس و تیریون کله پوک شدن

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از این قسمت زیاد راضی نبودم و اولین نارضایتیم زنده موندن و نجات پیدا کردن جیمی بود ! و همین طور نوازش بی مقدمه ی جان روی صورت دراگون ، اخرین باری که جان دراگون ها رو دید تقریبا روی زمین خوابید و در سکانس های بعدم فقط از روی صخره به پروازشون نگاه میکرد حتی تو میدون جنگ هم حضور نداشت که بگیم از زخمی شدن دراگون ناراحت شده باشه یا هرچی ! خیلی یهویی تصمیم گرفت دستش را به سمت هیولای زیبایی که به شدت هم ازشون میترسید دراز کرد . تنها نکته ایی که نسبت بهش خیلی راضی بودم کشتن افرادی که کورکورانه و بدون یک دلیل درست و با دلایل مضخرفی مثل " سرسی تو وستروس به دنیا اومده و یزرگ شده " تصمیم به وفاداری و پیروی ازش میگیرن بود به نظرم دنریس تصمیم عاقلانه ایی گرفت هرچند با نوع مرگشون زیاد موافق نبودم به هرحال هیچ کس لایق زنده سوزونده شدن نیست ! از وجود لرد بیلیش تو سریال و مخصوصا وینترفل شدیدا عصبانی ام این مرد نمیتونه مث آدم یه گوشه بشینه یا محض رضای خدا تمام و کمال به یک نفر وفادار باشه و براش نقشه نچینه هرچند که آریا انگار بدجور تو تله اش افتاد ! از صحبت های بین آریا و سانسا لذت بردم خیلی قشنگ افکار سیاه یا خاکستری سانسا رو گفت دیگه از نگاه بهت زده سانسا از حقیقت محض کلام آریا فاکتور میگرم . به نظرم سانسا هنوزم خرده شیشه هاش رو داره و سختی و بد رفتاری های سادیسم وار رمزی و جافری نتونسته اونو درست کنه جدا که زوج خوبی برای لرد بیلیش ! اینو از نگاه های سرشار از حسادتش در قسمت مبارزه آریا و پوزخند ها و نگاه های عجیب لیتل فینگر میشد حدس زد که سانسا هنوزم همون دختری با افکار نابالغه فقط نوعش فرق کرده . از حاملگی سرسی خوشم اومد حداقلش یه کم از اون خوی دیوانه وار و تشنه مرگ و انتقامش شاید کم بشه همه میدونن سرسی با بچه هاش زن عاقل تری بود و با مرگ هرکدوم چقد به رگ دیوانگیش اضافه شد . به لرد واریس حس خوبی ندارم اینکه بخواد مدام با استفاده از تیریون ، دنریس رو کنترل کنه خوشم نمیاد حمله و جنگ غافل گیرانه دنریس بهترین تصمیمی بود که باید از همون اول میگرفت ! رفتن به اون ور دیوار و اوردن یه وایت کار تنها برای قانع کردن سرسی نیست برای قانع کردن اون استاد های احمق و لرد ها کم و بیش مونده در جنوبه که بهش کمک کنن ! و یه چیز جالب دیگه انگار دنریس از جان به شدت خوشش اومده ولی انگار این علاقه چندان دو طرفه نیس

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حالا بچه ی سرسی به دنیا میاد قیافشو موهاش شبیه یورونه

 

در مورد باگ زمانی که همه شکایتش رو می کنن..به نظرم نباید زیاد ایراد گرفت اگه می خواستن رو زمان زیاد مانوور بدن هی باید وسط فیلم می نوشتن 10 روز بعد 3 ساعت قبل

اگرم می خواستن لحضه به لحضه نشون بدنم این جوری واسه هر فصل باید 60 تا اپیزود می ساختن.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Sr Baristan » سه شنبه مرداد 24, 96 10:34 am[/url]"]یکیاز کارهایی که بنظرم جان باید انجام میداد و عجیب بود انجام ندادنش برام این بود که یه کلاغ برای وینترفل میفرستاد تا بدونن اون تو شمال دیواره و لرد های نق نقوی شمالی اینقدر سوسه نیان تو وینترفل

و یه چیز دیگه تو اپیزود قبل که نظرمو جلب کرد حرفی بود که سانسا داشت به بیلیش میگفت چند ثانیه قبل از تمرین آریا و برین،مثل اینکه این لرد های شمالی آذوقه ای که سانساخواسته بود ازشون رو نداده بودن،چرا اینقدر بی فکری و خودسری؟

جناب باریستان

وفاداری باید از ته دل باشه

چرا من وقتی عنوان کردم که میشه کل وسترس رو فقط با ۱۰بیچهره فتح کرد

کسی جدی نگرفت

عده ای گفتن من بزرگنمایی کردم و فرافکنی اما حقیقتا میشه کل مملکت و با ۱۰ فرد بیچهره فتح کردچون وفادار و معتقد واقعی به شعارشون هستن و همه میدونن اون چیه

 

 

ازبعضیاز مقایسه ها صرفه نظر میکنم

 

اما

اگر لرد های شمالی سوگند و وفاداریشون واقعی و از صمیم قلب باشه دیگه نیاز به نامه و دلخوشی و ایجور کارهای اضافه نخواهند داشت

سوگند یه فرد باید از صمیم دل و معرفت تا آخرین لحظه عمرش بدون چون چرا باشه مگر ازش کاری بخاد سرورش که با سوگند هاش در تضاد باشه

اگر رابرت باراتیون از شما میخاست که استنیس و بکشید یا بیلیش و واریس و حتا ند استارک رو...

باریستان سلمی میبایست اطاعت کنه

اما اگر به باریستان سلمی بگه نوزاد شیر خواری در بغل مادرش بکش چی؟

آیا بازم باید اطاعت کنه؟

شاید جواب اینو هم همه میدونن

 

 

اگر کسی خواست وارد بحث شه خوشحال ميشم اگرنه همین دلیل ها کافیه فکر کنم تاحدودی

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این اسپویل های فیلنامه هم خواست بگم ۱۰۰ % اتفاق نمیوفته

اونا که گول خوردم رفتن خوندن و

با این ضرب المثل به راه راست دعوت میکنم

خوندن کی بود مانند دیدن (آخه )

به قوله محسن مسلمان

لعنت به کسی که پاس نده (اسپویل کنه)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
hamid.dnd » سه شنبه مرداد 24, 96 2:08 pm[/url]"]دوستان یک سوال

انجمن برادران بدون پرچم چند نفر بودند ؟

قسمت به قسمت داره از تعدادشون کم میشه

این قسمت هم فقط 3 نفر ( هاوند ، تورس ، بریک ) باقی موندن

داستان چیه ؟

 

نظر تهیه کننده!

توی قسمتی که برادری به اون خونه تو ریورلندز رفتن هم تعدادی نیرو داشتن ولی لابد سرما خوردن مردن. این وسطم کسی اصلا به ترک خدمت جان و اینکه سرسی هیچ حق و ادعایی برای سلطنت نداره اشاره هم نمیکنه. خصومت و درگیری استارک ها و لنیسترهام که کلا فراموش شده. لنیسترها این همه بلا سر خونواده جان اوردن انوقت میخواد برای راضی کردن سرسی جون خودشو به خطر بندازه و یه وایت دستگیر کنه!

راحت ترین کار اینه که سریع سرسیو بکشن پایین دنریسو بشونن رو تخت وقتی که مملکت یه ملکه داشته باشه همه پشتش جمع میشن. وریس تموم سوراخ سمبه های رد کیپ رو بلده نمیتونه یه مشت دوتراکی عربده کش ببره داخل کارو تموم کنن؟ میتونه ولی نمیکنه. چرا؟ نظر سازنده ها اینه. کلا روایات و خط داستانی های این فصل غیرواقعی و غیرمنطقیه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Great king » سه شنبه مرداد 24, 96 3:16 pm[/url]"]از صحبت های بین آریا و سانسا لذت بردم خیلی قشنگ افکار سیاه یا خاکستری سانسا رو گفت دیگه از نگاه بهت زده سانسا از حقیقت محض کلام آریا فاکتور میگرم . به نظرم سانسا هنوزم خرده شیشه هاش رو داره و سختی و بد رفتاری های سادیسم وار رمزی و جافری نتونسته اونو درست کنه جدا که زوج خوبی برای لرد بیلیش ! اینو از نگاه های سرشار از حسادتش در قسمت مبارزه آریا و پوزخند ها و نگاه های عجیب لیتل فینگر میشد حدس زد که سانسا هنوزم همون دختری با افکار نابالغه فقط نوعش فرق کرده .

از حقیقت محض کلامش؟ شاید. شاید هم از رفتار سنگدلانش.

 

سانسا نابالغه؟ آریا هم همینطور. به جای اینکه درست با خواهرش صحبت کنه و نگرانیشو باهاش در میون بذاره بچه بازی در میاره. تو همیشه چیزای قشنگو دوست داشتی. ببینم همه چیزای زشتو دوست دارن و فقط سانساس که چیزای قشنگو دوست داره؟ یا اون پیشنهاد مسخره که گردن همه لردهای ناراضی رو باید زد. اگر آریا سر کار بود احتمالا شیوه ی حکومتی جافری و مدکینگو در پیش می گرفت.KILL THEM ALL

 

این دو نفر نیاز دارن سنگاشونو با هم وا بکنن. طعنه و نیش زدن راهش نیست. این بی اعتمادی فقط یه فرصت برای بیلیشه تا دسیسه هاشو پیاده کنه و بینشون بیشتر تفرقه بندازه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

اين اولين بارى هست كه اينجا چيزى مينويسم و تازه هم ثبت نام كردم

از اين قسمت سريال خوشم اومد شايد صحنه هاى اكشن كمترى نسبت به قسمت قبل داشت ولى از لحاظ ديالوگ ها نسبت به قسمت قبل واقعا پيشرفت چشم گيرى داشت ولى به هر حال اشكالات كوچكى هم داشت بزرگترينش از نظر من نجات يافتن جيمى بود قسمت قبل داشت با اون زره سنگينش غرق ميشد ولى اين قسمت بران اونو پايين تر از جايى كه پريده بودن از آب بيرون كشيد تازه رودخانه هم جريان چندانى نداشت از اينكه اژدها اينجورى جلوى جان هم فرود اومد و بعد جان بهش دست زد هم خيلى خوشم نيومد احساس ميكنم ميتونست صحنه هاى بهترى رو جايگزينش كنن ولى از بقيه اش واقعا لذت بردم همچنين از مردن رندل تارلى هم خوشحال شدم به خاطر رفتارش با سمول اصلا ازش خوشم نميومد ولى از كشته شدن پسرش كمى شوكه شدم هر چند دنريس تمام راه هاى ممكن رو جلشون گذاشته بود اتفاقات كينگز لندينگ و ديدن دوباره گندرى يا ديدار تيريون با جيمى هم خوب بود ولى كمى براى بران ترسيدم به خاطر جمله اى كه سرسى دربارش گفت بران يكى از شخصيت هاى مورد علاقم هست همچنين از رفتن سمول از سيتادل واقعا خوشحال شدم ديدن سمول با يه مشت آدم احمق كوته بين كه فكر ميكنن فقط منطق خودشون درسته واقعا غير قابل تحمل بود فقط اميدوارم توى كتاب هايى كه با خودش برد چيز بدرد بخورى پيدا شه اون قسمتى هم كه گيلى درباره ى ملغى شدن ازدواج ريگار و ازدواجش با يكى ديگه خوند شايد جان رو وارث تخت و يك تارگرين بكنه ولى از نظر من قيام رابرت باز تقصير ريگار يا حتى ليانا هست كه بدون هيچ اطلاعى گذاشتن رفتن بقيه ى كارها هم كه پادشاه ديوانه انجام داد قسمت وينترفل هم واقعا نگرانم كرد بين آريا و سانسا هميشه تنش بوده و الان بيليش هم داره روى همون كار ميكنه حتى اگر هم سانسا و آريا بتونن از اين تله فرار كنن باز بيليش با تفرقه افكنى توى لرد هاى شمال ميتونه دردسر درست كنه هيچكدوم از اون لردها نميدونن كه بيليش چه جونوريه الان فقط اميدم روى برن هستش

واقعا منتظر قسمت بعد هستم اميدوارم اگه هكى اتفاق افتاده توى اينترنت بذارنش حتى كيفيت پايين هم كارو راه ميندازه از اون هفت نفرى كه رفتن اونور ديوار همشون رو دوست دارم و ميدونم سريال در بهترين حالت يكشون رو ميكشه(اسپويلرها هم تاييدش كردن اسم شخصيت حالا نميگم تا مشكلى پيش نياد)

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
nymeria » سه شنبه مرداد 24, 96 4:31 pm[/url]"]
Great king » سه شنبه مرداد 24, 96 3:16 pm[/url]"]از صحبت های بین آریا و سانسا لذت بردم خیلی قشنگ افکار سیاه یا خاکستری سانسا رو گفت دیگه از نگاه بهت زده سانسا از حقیقت محض کلام آریا فاکتور میگرم . به نظرم سانسا هنوزم خرده شیشه هاش رو داره و سختی و بد رفتاری های سادیسم وار رمزی و جافری نتونسته اونو درست کنه جدا که زوج خوبی برای لرد بیلیش ! اینو از نگاه های سرشار از حسادتش در قسمت مبارزه آریا و پوزخند ها و نگاه های عجیب لیتل فینگر میشد حدس زد که سانسا هنوزم همون دختری با افکار نابالغه فقط نوعش فرق کرده .

از حقیقت محض کلامش؟ شاید. شاید هم از رفتار سنگدلانش.

 

سانسا نابالغه؟ آریا هم همینطور. به جای اینکه درست با خواهرش صحبت کنه و نگرانیشو باهاش در میون بذاره بچه بازی در میاره. تو همیشه چیزای قشنگو دوست داشتی. ببینم همه چیزای زشتو دوست دارن و فقط سانساس که چیزای قشنگو دوست داره؟ یا اون پیشنهاد مسخره که گردن همه لردهای ناراضی رو باید زد. اگر آریا سر کار بود احتمالا شیوه ی حکومتی جافری و مدکینگو در پیش می گرفت.KILL THEM ALL

 

این دو نفر نیاز دارن سنگاشونو با هم وا بکنن. طعنه و نیش زدن راهش نیست. این بی اعتمادی فقط یه فرصت برای بیلیشه تا دسیسه هاشو پیاده کنه و بینشون بیشتر تفرقه بندازه.

 

با بانو نايمريا موافقم بيليش هم دقيقا متوجه اين موضوع شده و داره روش كار ميكنه شيوه ى آريا اگه مثل جافرى يا رمزى نشه در بهترين حالت مثل راب ميشه كه توى نقطه ى بحرانى جنگ لرد كاراستارك رو كشت و نيروهاش رو از دست داد و باعث شد كه جنگ رو ببازه و علاوه بر اون باعث شد كه كاراستارك ها در آينده از بولتون ها حمايت كنن

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اقا اسپویل نکنید دیگه ! عِه ! ما هم خوندیم . قرارنیست بیام هی جار بزنیم. خوندید برای خودتون خوندید ، کار شاخی که نکردید.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Old bear:

بیلیش تصمیم داشت این تفرقه افکنی رو بین جان و سانسا پیاده کنه که موفق نشد. چون هر چقدر این دو نفر با هم اختلاف نظر داشتن ولی مدام با هم صحبت می کردن و بدگمانی و سوء تفاهمی بینشون نبود.

 

ولی آریا و سانسا مشخصه که با هم درست حسابی صحبت نمیکنن. تنش های گذشته هنوز برقراره و نسبت به هم بی اعتمادن. همونطور هم که گفتم طعنه زدن و مثلا مچ گیری کردن راه درستی برای ابراز نگرانی نیست. بیلیش هم کاملا متوجه این بدگمانی بینشون شده و داره از آب گل آلود ماهی میگیره.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این قسمت بنظرم یکی از پربارترین قسمتها بود و به شخصه لذت بردم . دوستان به تمام جزییات سریال اشاره کردن ولی من دو مسئله خواستم بیان کنم .

اول اینکه من از جریانات وبنترفل تا حدودی خیالم راحته اونم بخاطر حرف هایی که سانسا در آخرین تریلر این فصل سریال میزد که اگه دوستان به آخرین تریلر مراجعه کنن اونجا سانسا میگه گرگ تنها میمیرد ولی گروه زنده میماند. حالا که گروه گرگها جمعه فک نکنم بیلیش بتونه با این گرگ های خطرناک شده بتونه کاری بکنه.

و دوم اینکه بازم در تریلر آخر و در آخرین صحنه میبینیم که جان اسنو با یک ضربه شمشیر یه واکر رو میکشه ولی در اون سمت تصویر ما آتش بزرگی رو میبینیم که آدمو به فکر میندازه که این آتیشو کی درست کرده اونم تو اون سرما و یخ

ولی یه سوالم در آخر بگم که اگه این گروه انتحاری که رفتن اون طرف دیوار که یه واکر شکار کنن و اگه موفق بشن و یه واکر بیارن این سمت دیوار آیا طلسم دیوار شکسته نمیشه و شاه شب بتونه بیاد این سمت دیوار؟

دوستان که از جزییات بیشتر خبر دارن ممنون میشم جواب سوالمو بدن

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینکه بقیه نیروها کجا هستن چرا بی پرچم ها آب رفتن

باید بگم کسایی که مهمن نشون داده شدن

توقع دارید برنده ی تیراندازی با کمان در زمان تورنمنت دست شدن ند استارک الان دیالوگ داشته باشه

کسی که نه اهمیت چندان داشته و نه بازیگر چهره ای

خوب یه عده نمیرن اونور دیوار

میترسن

یا شجاع آن و میترسن یا بزدل ان و میترسن

 

 

بقول مرحوم ند استارک اون تنها موقعی ه که یه مرد میتونه شجاع باشه

 

هرچند همه هم کامل نشون داده نشدن شاید قسمت بعد بهتر تعداد نشون داده شدن

تو تریلر ها داشتیم

(وقتیکه برف بیاد و همه جا سفید شد

گرگ تنها میمیره و اما گله گرگ ها همچنان ادامه میده.)

 

خط داستان این فصل همچون فصول پیش عالیه

اکثر مردم راضی و منتقدان نگاه مثبت دارن

در جوایز امسال بعد از درو شدن توسط این سریال جواب دندان شکنی به بعضی از نظرات خواهیم داد

اگر میگن جوایز ملا ک نیست ومنتقدین پول گرفتن و مخاطبین کورن واحساسی نظر میدن آنها رو به وجدان پاک ارجاع میدیم

 

درمورد م اسپویل ها هم بگم با فرشید واترز موافق م

اینجا تاپیک سریال

بحث اژدهای یخی مربوط به کتاب هاس

اگر علاقه بش دارن دوستان برن تاپیک های کتب مربوطه بحث کنن

اینجا تا لحظه ای که قسمت پخش نشده باید اسپیل محسوب شه

این بحث اسپویل ها هم متاسفانه اینجاداستان درست کرده واسه ما طرفداران سریال

هرچند دسیسه عده ای خوره خوندن (هکر های سودجو ) باعث انتشار ش شد

همونطور که گفتم واو به واو نیست فرق هایی داره

خلاصه بازم میگم

اول اسپویل نکنید

دوم اگر کردید بزارید تو اسپویل اگر واقعا جزو فیلنامه خونها بودید

سوم بحث حدث و گمان هم اگر واقعا نمیدونید وارد شید نه

که فیلمنامه و خونده باشید بگید حدس زدم درست بود

اخلاقی نیست

 

 

خود مارتین هم دست مایه اولیه داستانش که انتشار پیدا کرد توش سوزوندن وینترفل توسط تیریون و عشق تیریون به آریا و عشق و وفاداری واقعی سانسا به جفری و... بود

که هیچ وقت در کتاب اتفاق نخواهد افتاد

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
nymeria » سه شنبه مرداد 24, 96 5:03 pm[/url]"]Old bear:

بیلیش تصمیم داشت این تفرقه افکنی رو بین جان و سانسا پیاده کنه که موفق نشد. چون هر چقدر این دو نفر با هم اختلاف نظر داشتن ولی مدام با هم صحبت می کردن و بدگمانی و سوء تفاهمی بینشون نبود.

 

ولی آریا و سانسا مشخصه که با هم درست حسابی صحبت نمیکنن. تنش های گذشته هنوز برقراره و نسبت به هم بی اعتمادن. همونطور هم که گفتم طعنه زدن و مثلا مچ گیری کردن راه درستی برای ابراز نگرانی نیست. بیلیش هم کاملا متوجه این بدگمانی بینشون شده و داره از آب گل آلود ماهی میگیره.

من فكر كنم تقريبا همين رو گفتم

به هر حال ترس من از بيليش هست از اين كاراكتر من بيشتر از سرسى ميترسم و الان كاملا دست گذاشته روى همون نقطه اى كه آريا و سانسا توى فصل يك با هم مشكل داشتن اگر نه اون نامه هيچ فايده اى نداشت سانسا كمى بعد از نوشتن اون نامه فهميد كه جافرى و سرسى اصلا آدم هاى جالبى نيستن و تا جايى كه يادمه زمانى كه داشت نامه رو مينوشت كاملا سرسى داشت بهش ميگفت كه چى بنويسه اگر آريا بره و مستقيم با سانسا حرف بزنه مطمئنم كه حقيقت رو ميفهمه و نقشه ى بيليش نقش بر آب ميشه ولى به احتمال زياد اين كار رو شايد انجام نده شخصيت آريا شايد از سانسا قوى تر باشه ولى آريا خيلى يك دنده است براى همين حدس ميزنم(اميدوارم) كه برن يا حتى برين جلوى به جون هم افتادن اين دو تا خواهر رو بگيرن

اين كه آيا بيليش موفق شده يا نه رو توى قسمت بعد ميبينيم

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
roh68 » سه شنبه مرداد 24, 96 6:05 pm[/url]"]

ولی یه سوالم در آخر بگم که اگه این گروه انتحاری که رفتن اون طرف دیوار که یه واکر شکار کنن و اگه موفق بشن و یه واکر بیارن این سمت دیوار آیا طلسم دیوار شکسته نمیشه و شاه شب بتونه بیاد این سمت دیوار؟

دوستان که از جزییات بیشتر خبر دارن ممنون میشم جواب سوالمو بدن

سابقه رد شدن وایت از دیوار وجود داره. در فصل اول دوتا از افراد بنجن استارک که گرگ جان پشت دیوار پیدا کرد رو اوردن به کسل بلک. در کل فکر کنم اگر ادرها از دیوار رد بشن به طور فیزیکی نابودش میکنن نا جادویی چون جادوی دیوار خیلی قویه و احتمال شکسته شدنش کم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Old bear:

میدونم همینو گفتید. منم در راستای حرف شما ادامه دادم.

سانسا و آریا هر کدوم ایراداتی دارن. سانسا قاطعیت آریارو نداره و آریا سیاست سانسا.

ولی نگران نیستم و فکر میکنم بالاخره میتونن با هم کنار بیان و متحد بشن.

 

در مورد برن هم درست میگید...تنها مشکل اینجاست که انگار در وینترفل زندگی نمیکنه و تو حال خودشه. وگرنه اگر کمی در مورد بیلیش کنجکاوی به خرج می داد کارش تموم بود.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
baristan s » سه شنبه مرداد 24, 96 4:02 pm[/url]"]این اسپویل های فیلنامه هم خواست بگم ۱۰۰ % اتفاق نمیوفته

اونا که گول خوردم رفتن خوندن و

با این ضرب المثل به راه راست دعوت میکنم

خوندن کی بود مانند دیدن (آخه )

به قوله محسن مسلمان

لعنت به کسی که پاس نده (اسپویل کنه)

طبق اون چیزی که بنده دیدم طی اسپویل 5 قسمت قبلی هرچی بود درست درست بود.. دوستان میدونن من چی میگم...

به وضوح مشخصه این اتفاقا میفته..

شما هم اگر باور نداری یه هفته دیگه صبر کن ببین چی میشه.

ویرایش شده در توسط مهمان

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×