رفتن به مطلب
negar27

بحث اپیزودیک قسمت اول Winterfell

به اپیزود اول فصل هشتم از یک تا ده چه نمره ای می دهید؟  

122 رای

  1. 1. به اپیزود اول فصل هشتم از یک تا ده چه نمره ای می دهید؟

    • 1
      3
    • 2
      0
    • 3
      0
    • 4
      2
    • 5
      1
    • 6
      9
    • 7
      23
    • 8
      44
    • 9
      25
    • 10
      15


Recommended Posts

اپیزود خیلی با خودش همراهم نکرده بود تا سکانس اخر یعنی زبان سریال خیلی مشابه زبان گات و وستروسی ک من میشناختم نبود.تو بعضی لحظاتم اصلا نبود!

اما صحنه ورود جیمی بدون دیالوگ راضیم کرد نسبت ب اپیزود اول . نحوه نشون دادن ورود جیمی و 10 ثانیه نگاه بین جیمی و برن قانعم کرد از خیلی جهات!
.

درمجموع 7 نمره خوبیه بنظر من برا این قسمت.

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اقا یه سوال پیش میاد بره من ی نسخه ای دانلود کردم شک کردم ک شاید سانسور بوده تو اون صحنه ک سرسی و یورون تو اتاقن نشون میده صحنرو یا از همونجا نشون میده ک شلوارو میکشه بالا؟

ویرایش شده در توسط Abolfazl Stark

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اون قسمتی که سم تارلی از برن میپرسه چرا اینجایی و برن میگه منتظر یک دوست قدیمی شاید کسی انتظار نداشته باشه ک اون دوست منظورش جیمی باشه و چون تو سیزن یک جیمی برن و پرت کرده بود پایین صخره،دیدار این دوتا تو اپیزود ۲ میتونه جالب باشه و یه پیش نمایشی تو همین اپیزود داشت ک ده ثانیه بهم نگاه کردن

ویرایش شده در توسط Abolfazl Stark

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به به

بالاخره فروم وستروس راه افتاد.. خداییش دو سال پیش چی بودیم الان دوباره سرمون دور هم جمع شد..!

شروع اولین قسمت مثل همه فصلها داره آماده سازی میکنه، یمقدار سریع پیش میره انتظار داشتم وقتی جان موضوع خودوش فهمید یمقدار احساسی تر باشه ولی نشد.

بهترین جای داستان دیدار دوباره جیمی لنیستر با برن بود..خداییش جفت کرده بود.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اصلا شبیه چیزی که فکر میکردم نبود!

 با اینکه جنگ لست هارث مطمئنا کوتاه بوده ولی بنظرم باید نشونش میداد!

دیدار ها هم که سرد بود و همه میدونن و نیازی به گفتنش نیست.....

ولی چیزی که واقعا عصبی شدم ازش،نحوه ی گفتن اینکه جان حرامزاده نیست و تارگرینه بود! اخه این شکلی باید میفهمید واقعا؟?

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان با در نظر گرفتن تعداد کم اپیزودهای این فصل منطقی است که نویسنده ها از یک سری مسائل سریع عبور کنند مثل نجات یارا توسط تیان یا سفر کردن سریع از یک نقطه به نقاط دیگر 

در مجموع اپیزود خوبی بود ولی از سرسختی سانسا در مقابل جان اصلا خوشم نیامد الان وقت بحث کردن بر سر عنوان شاه و ملکه نیست ارتش  مردگان تو راهه!!!!!

 

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 ساعت قبل، mjghr گفته است :

بنظرتون اون علامت که که با جسد لرد آمبر و دست و پا درست کرده بودن چی بود؟

اون علامت خیلی شبیه علامتی که توی اپیزود اول سیزن یک وقتی که وایت واکر ها با اون نایت واچ ها شکل همون علامت رو درست کردن

نظرتون در مورد تئوری رسیدن به یک جور صلح با وایت ها چیه ؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 دقیقه قبل، Aryo1 گفته است :

نظرتون در مورد تئوری رسیدن به یک جور صلح با وایت ها چیه ؟

اگه بشه که بدرد نمیخوره که..

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نکته تستی و کنکوری

سر گوزن دوباره به لوگوی gome of thrones در تیتراژ برگشت

بعد از مرگ تامن فقط سر گرگ و شیر و اژدها مونده بود

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 ساعت قبل، Aydin گفته است :

داداش تو نابودم کردی با این نقدت ،

تو فصلای قبلی وقتی سم خبری چیزی میداد به جان ،جان قبولش میکرد چون بهش اعتماد داره 

یا اصلا دقیقا میخواستی دیدار با گندری و اریا و هاند چطوری بشه مثلا اریا بیاد سگ شکاری رو بکشه یا چی،،،حرفا میزنی ها 

یجوری نوشتی راحت وا دادن سرسی ،که فک کنم اسلا سریال رو از اول ندیدی ،توصیه میکنم دوباره ببین و یکم به نوع روابط سرسی توجه کن 

و در اخر این ایرادت که صبح تا شب مونده بود برا جیمی???یعنی پاره شدم یعنی با این نقدت میتونیم پناهنده بشیم

به نظر من با این نحوه برخوردت حتما پناهندگی بگیر برو............با این طرز نوشتن مشخصه که نه کتاب ها رو خوندی و نه از شخصیت ها در سریال اطلاعات داری

1- یک فرد هر چقدر هم به کسی اعتماد داشته باشه در مورد مسئله ای که تمام زندگی ازش پنهان شده باشه و در موردش(حرامزادگی) بارها زخم زبون شنیده.....برخورد محتاط آمیزی داره و برای اثباتش به مدارک نیاز داره.....اگه به شما بگن که پدرت که تا الان فکر میکردی این فرده،یکی دیگست......به این راحتی باور میکردی؟ و یا دنبال مدرک و دلیل میگشتی؟

2- الان همه نظرها رو بخونی،همه نوشتن که اکثر برخوردهای بین شخصیت ها ، خام و عجولانه صورت گرفته و به دل نمیشینه......فقط کافیه برخورد های این فصل رو با فصول قبل(فصل 4 و 5) مقایسه کنی تا متوجه بشی که چه فضاحتی اتفاق افتاده.........متاسفانه از فصل هفتم این سراسیمگی در همه جا مشاهده میشه

3- شما اصلا با شخصیت "سرسی" آشنایی داری؟!سرسی در کتاب فقط با "جیمی" رابطه داشت و در مواقعی که جیمی پیش کتلین استارک زندانی بوده با "لنسل لنیستر"(یکی دیگر از خانواده لنیستر ها) ارتباط برقرار کرد،حاضر نبود با کسی به غیر از خانواده خودش در ارتباط باشه و اینو از گفته های پدرش یادگرفته بود که "فقط خانواده مهمه"...پدری که حتی پسر کوتولشو فقط به خاطر لنیستر بودن تحمل می کرد...این تکبر لنیستر بودن در بین همه اعضای خانواده لنیستر وجود داره مخصوصا در سرسی و این قوس شخصیتی که سرسی حاضر شده تن به خفت همخوابی با کسی مثل یورون گریجوی بده کامل انجام نشده ، بدون هیچ زمینه ای صورت گرفته و برای شخص من که کتاب ها رو خوندم و سریال رو دیدم توجیه نداره

4-اینکه یک معلول از شب تا صبح در سردترین جای سرزمین وستروس(که به قول تریون: همه اعضای آدم یخ میزنه) منتظر مونده تا جیمی رو سوپرایز کنه مسخره نیست!؟ اشتباه نکنید من با سکانس آخر مخالف نیستم ولی اینکه از شب قبلش منتظر مونده باشه.... بله مخالفم ..در اون منطق دیده نمیشه و فقط برای خفن نشان دادن شخصیت برن اینکار انجام شده...........همون شب برن میتونست به کمک سم بره برای گفتن حقیقت به جان،( هم برادر ناتنیش بوده و همه الهام بینی توسط اون صورت گرفته بوده : مراسم ازدواج پدر و مادر جان رو مشاهده کرده)..........صبحش هم همون سکانس آخر رو نشون میدادن تا منطق داستان هم زیر سئوال نره

در پایان توصیه میکنم که در راه جواب دادن و پاسخ دادن ادب را رعایت کنید...با احترام

ویرایش شده در توسط hodor

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

متاسفانه سریال فدای کمبود وقت و بودجه شده . با اینکه دو سال زمان داشتن برای نوشتن یک فیلمنامه خوب ولی نمیشه 6 فصل رو فقط تو 13 قسمت پایانی فصل 7 و 8 جمع بندی کرد . واقعا نمیشد . اونم سریالی که عادت داشتیم همه جزییات رو توش شاهد باشیم .

در مورد قسمت اول باید بگم مهم ترین نقطه ضعفش توی تجدید دیدارها و دیالوگ ها بود که مهمترینش ملاقات دوباره جان و سم و خبردار شدن جان از هویتش بود که خیلی ساده لوحانه درست شده بود . شما اینو مقایسه کنید با سکانسی از فصل 6 قسمت 10 که در اون قضیه r+l=j اثبات میشه اونم به چه قشنگی که اهمیت این قضیه رو نشون میده .

سریال دقیقا فدای وقت موجود برای تموم کردنش شده . این باعث نشده سریال چیپ بشه ولی از استانداردهای خودش به دوره . این کاهش زمان سریال خیلی ضربه سنگینیه . به نظر من برای جمع بندی سریال بعد از 6 فصل حداقل به 30 قسمت نیاز بود . نه 13 قسمت . حالا شما حساب کنید چقدر دیالوگ ها باید کوتاه بشه و از خیلی ملاقات ها و دیالوگ های افراد بزنن تا بشه 30 قسمت رو تو 13 قسمت خلاصه کرد که خودش بار کیفی سریال رو پایین میاره .

یک مشکلی که من دیدم تو قسمت اول و جلوی reunionهای خوب رو گرفت این بود که تقریبا 70 درصد کاراکترهای باقی مونده سریال یک جا و همزمان به هم رسیدند . این کار باید به صورت قطره چکونی و در شرایط متنوعی انجام میشد . این چیزیکه ما تو این قسمت شاهد بودیم مثل یک دورهمی دوستان قدیمی توی یک کلوب بعد از مدت ها بود که دیالوگ هاش کلی حذف شده بود .

اگه وقت بیشتر و لوکیشن های بیشتری اختصاص میدادن میتونستن کاراکترها رو در شرایط متنوعتری دور هم جمع کنن و دیالوگ های بیشتری رو بهشون اختصاص بدن .

به نظرم نویسنده های سریال بیشترین تمرکزشون این فصل رفته روی جنگ های بزرگ پیش رو و کمتر به نوشتن دیالوگ ها و ایونت های خفن گیم او ترونزی که عادت داشتیم پرداختن . به همین دلیل سریال کمی از اصل خودش دور شده و دیگه شاهد اپیزود هایی مثل "رد ودینگ" , "بیلور" , "قوانین خدایان و انسانها" و ... نخواهیم بود . ولی مطمئنم این فصل دو قسمت خیلی طوفانی و فک برانداز خواهد داشت .

ویرایش شده در توسط MRD010

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 20 ساعت قبل، BaldRaven گفته است :

 واقعا در اینکه نشونه چیه چیزی نمیشه گفت بعضیا میگن یه نوع نشانه از خورشیده

سلام. شبیه به کهکشان راه شیری است. اما نمی دونم چه ربطی داره

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام..اقا چرا فیلم رو با دقت و ریز بینی نگاه نمیکنید و هی احساسی نظر میدین ببخشیداا البته..

دلیل اینکه سریال داره تند پیش میره ینی سریال یه هدفی فراتر و بزرگتر از این خوش و بش ها و تعارفات و تعجبات و ترس ها و اینا داره یه هدفی چیزی که خیلی مهمتره..

دوم اینکه اگ دقت کرده باشین تمام حرکت های این قسمت از فصل هشتم همش نشونس همش و باید با دقت نگاه کرده بشه مثلا اگر خلاصه اول فیلم رو ببینید متوجه میشین که همه اتفاقایی ک از گذشته داره نشون میده دقیقا در بخش هایی تو همین قسمت اول به کار میرن مثل سوزوندن پدر و برادر سم و خیلی چیزا دیگ که مهمترینش ک نظر منو جلب کرد یه دیالوگ از سانسا هست که میگه اون میخواد تمام قلمرو ها رو بگیره و شمالم جزو همون قلمرو ها هست که منظورش دنریسه اصن از همون اول فیلم قبل از شروع قسمت اول تو خلاصه ها اینو نشون داد ک بگه این دوتا باهم خوب نیستن و حالا بگذریم برید ببینید خودتون..

و سوما که جالب ترین جالب هاست..

لطفا یه بار دیگ برید و چن دقیقه اول فیلم رو ببینید وقتی جان میره برن رو بغل میکنه اون زیاد واکنش نشون نمیده یکیش ب این دلیله ک برن میدونه جان برادرش نیست خب شاید ب این دلیل باشه..حالا از این ک بگذریم مهمممممممم ترینشششش این قسمتتتت از دیالووگههه که جان به برن میگه مردی شدی و برن در جوابش میگه تقریبا و جان تعجب میکنه!! 

به نظر من این نکته داره و شاید یه ربطی به اومدن نایت کینگ و کامل شدن برن داشته باشه..بازم میگم شاید.. و به خاطر همین اینو مطرح کردم چون هر دیالوگ و حرکتی از بازیگرا تو این قسمت نشونه ی یه چیزی بود هر حرکتی یه نکته داشت..

بازم خودتون ببینید یه بار دیگ فک کنید راجبش..فعلا

ویرایش شده در توسط Momomo
غلط املایی

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۸/۱/۲۶ at 14:22، Kootlas گفته است :

نکته جالبی که من تو این قسمت به چشمم اومد اون سکانسی بود که تیریون و برن چشم تو چشم میشن دقیقا بعد از صحبتهای تیریون با سانسا.
یه حالتی که انگار برن میدونه محتوای صحبتای تیریون با سرسی تو فصل قبلو و به نظرم این سکانس این تئوری که میگن تیریون به دنریس خیانت میکنه و یکم تایید میکنه.
حالا باز مطمئن نیستم. 

ممکنه ب تئوری خیانت تیریون مربوط باشه اما نظر من اینه ک ب قضیه ی تارگرین بودن یا نبودن تیریون ربط داره

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۸/۱/۲۶ at 15:02، دنریس تارگاریان گفته است :

آقا here's a crazy idea

صحنه ای که جان و دنریس پرواز کردن و بعد فرود اومدن روی اون کوه برفی با آبشار ، حس کردم صحنه ی جان و ایگریت طداعی شد و همون جا بود که جان عاشق ایگریت شد. اینو داشته باشین ، اما نکته اصلی بعد صحنه ای که دراگون زل زد به جان ، فک نمی کنین برن بوده که رفته تو جلدش؟ ( من هیچ کلاغی اونجا ندیدم ! )  حالا صحنه ی جان و سانسا رو داریم که سانسا بهش گفته به خاطر شمال تسلیم شدی یا چون  عاشق اش شدی ، سر خم کردی جلوی دنریس و از سلطنت ات گذشتی؟  ( همون تیکه ی آبشار و ایگریت رو به یاد بیارین! این یعنی این که جان عاشق دنریس شده اما هنوز نه خودش فهمیده بود و نه حالا که سانسا بهش گفته،  می خواد باور کنه! )  بعد از اون صحنه ، ما سم و دنریس رو داشتیم که سم بدو اومد بیرون قلعه و برن بهش گفت که وقت گفتن حقیقت به جان ه! به نظرم اینم می تونه یه نشونه باشه که برن جان و دنریس رو دیده از چشم دراگون و احتمالا به دلایلی که هنوز نمی دونیم ، نمی خواد این دو تا باهم باشن. هر چند بعضی جاها نشون می ده که برن می تونه گذشته رو چک کنه بدون این که به بدن فرد یا حیوانی وارگ کنه ، بعضی موقع هم در واقعیت ، می بینیم که برای دیدن مسائل در زمان حال ، حتما باید وارگ کنه !! 

دقیقا به نظر منم اونجا که اژدها داشت نگاه میکرد در واقع برن بود ?

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 ساعت قبل، hodor گفته است :

3- شما اصلا با شخصیت "سرسی" آشنایی داری؟!سرسی در کتاب فقط با "جیمی" رابطه داشت و در مواقعی که جیمی پیش کتلین استارک زندانی بوده با "لنسل لنیستر"(یکی دیگر از خانواده لنیستر ها) ارتباط برقرار کرد،حاضر نبود با کسی به غیر از خانواده خودش در ارتباط باشه و اینو از گفته های پدرش یادگرفته بود که "فقط خانواده مهمه"...پدری که حتی پسر کوتولشو فقط به خاطر لنیستر بودن تحمل می کرد...این تکبر لنیستر بودن در بین همه اعضای خانواده لنیستر وجود داره مخصوصا در سرسی و این قوس شخصیتی که سرسی حاضر شده تن به خفت همخوابی با کسی مثل یورون گریجوی بده کامل انجام نشده ، بدون هیچ زمینه ای صورت گرفته و برای شخص من که کتاب ها رو خوندم و سریال رو دیدم توجیه نداره

4-اینکه یک معلول از شب تا صبح در سردترین جای سرزمین وستروس(که به قول تریون: همه اعضای آدم یخ میزنه) منتظر مونده تا جیمی رو سوپرایز کنه مسخره نیست!؟ اشتباه نکنید من با سکانس آخر مخالف نیستم ولی اینکه از شب قبلش منتظر مونده باشه.... بله مخالفم ..در اون منطق دیده نمیشه و فقط برای خفن نشان دادن شخصیت برن اینکار انجام شده...........همون شب برن میتونست به کمک سم بره برای گفتن حقیقت به جان،( هم برادر ناتنیش بوده و همه الهام بینی توسط اون صورت گرفته بوده : مراسم ازدواج پدر و مادر جان رو مشاهده کرده)..........صبحش هم همون سکانس آخر رو نشون میدادن تا منطق داستان هم زیر سئوال نره

در پایان توصیه میکنم که در راه جواب دادن و پاسخ دادن ادب را رعایت کنید...با احترام

در مورد مورد ۳ که صحبت می کنید ، در کتاب ، سرسی با یکی از گارد سلطنتی که مراقب تامن هستن، رابطه برقرار می کنه و در ازاش اون آدم باید به گنجشک اعظم اعتراف می کرد که با کویین مارجری ارتباط داشته . این طوری هم کویین مارجری و هم اون آدم زندانی می شن توسط گنجشک ها. سرسی وقتی می ره به معبد اعظم گنجشک ها تا به درخواست تامن، به دیدار مارجری بره،  با گنجشک اعظم دیدار می کنه اما توسط اون دستگیر می شه چون ظاهرا گنجشک اعظم وقتی اون فرد از گارد سلطنتی رو زندانی می کنه ، زیر شکنجه ، متوجه رابطه اش با سرسی می شه نه مارجری! این از این ^_^ 

 

در مورد مورد ۴ ام ، نمی تونیم تصور کنیم برن برگشته به اتاق اش و نزدیک اومدن جیمی ، اومده بیرون؟ واقعا نمی شه؟؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

https://www.google.com/search?q=season+8+episode+1+game+of+thrones&client=ms-android-htc&tbm=isch&prmd=vni&source=lnms&sa=X&ved=0ahUKEwj4trmn69bhAhUICuwKHZbuAs0Q_AUIEigD&biw=360&bih=512&dpr=3#imgrc=3TRlN2OyWZ-DLMدوستان با توجه به نماد ها و علامت هایی که نایت گینگ در طول سریال و همینطور در قسمت اول فصل جدید به ما نشان داده ، ایا این نماد یا پیام ، یا علامت شبیه به نماد خاندان تارگریین ها نیست ؟ اگر توجه بکنید شباهتی داره با نماد پرچم تارگرین ها و اینکه من یه جایی تو یکی از صفحات المانی یه کامنتی رو دیدم با این مضمون که نایت گینگ و داره دسته اش همون جزو خاندان تارگرین ها هستند ، اگر کمی هم توجه کنید میتوان شاید از لحاض چهره و رنگ مو بتوان شباهت هایی پیدا کرد بین خاندان تارگرین ها و نایت گینگ . فقط من به طور کامل نمیدونم چه تعداد از خاندان تارگرین ها مرده اند . منظورم مهمترین اشخاص کتاب یا سريال که به ۱۳ نفر برسن ؟؟؟ کسی اگر در این مورد اطلاعاتی داره خوشحال میشم بدونم .

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 15 ساعت قبل، barndon the builder گفته است :

سلام. شبیه به کهکشان راه شیری است. اما نمی دونم چه ربطی داره

استعاره تو سریال زیاده ، این علامت ها اگه معنی هم داشته باشه بیشتر اشاره به اون استعاره هاست . مثل شب طولانی اشاره داره به زمستان ، خورشید می تونه اشاره داشته باشه بازگشت روز ، یا استعاره از بهار ( یه جوری با استفاده از اعضای مرده ها بخوان بگن که تابستون تمام شده و زمستان فرا رسیده ) که به نظرم خیلی غیر محتمله

در کل به نظرم بیشتر مفهومش مهمه که ما هنوز هیچ سر نخی ازش نداریم 

همون طور که گفتم بیشتر اصرار سریال روی تکرار عناصر و استعاره سازی برای قابل درک کردن و به نوعی جذاب کردن داستانه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 49 دقیقه قبل، mehdi342 گفته است :

https://www.google.com/search?q=season+8+episode+1+game+of+thrones&client=ms-android-htc&tbm=isch&prmd=vni&source=lnms&sa=X&ved=0ahUKEwj4trmn69bhAhUICuwKHZbuAs0Q_AUIEigD&biw=360&bih=512&dpr=3#imgrc=3TRlN2OyWZ-DLMدوستان با توجه به نماد ها و علامت هایی که نایت گینگ در طول سریال و همینطور در قسمت اول فصل جدید به ما نشان داده ، ایا این نماد یا پیام ، یا علامت شبیه به نماد خاندان تارگریین ها نیست ؟ اگر توجه بکنید شباهتی داره با نماد پرچم تارگرین ها و اینکه من یه جایی تو یکی از صفحات المانی یه کامنتی رو دیدم با این مضمون که نایت گینگ و داره دسته اش همون جزو خاندان تارگرین ها هستند ، اگر کمی هم توجه کنید میتوان شاید از لحاض چهره و رنگ مو بتوان شباهت هایی پیدا کرد بین خاندان تارگرین ها و نایت گینگ . فقط من به طور کامل نمیدونم چه تعداد از خاندان تارگرین ها مرده اند . منظورم مهمترین اشخاص کتاب یا سريال که به ۱۳ نفر برسن ؟؟؟ کسی اگر در این مورد اطلاعاتی داره خوشحال میشم بدونم .

تارگرین ها و حتی اژدهایان در زمان شب طولانی و اولین باری که آذر ها دیده شدن وجود نداشتن ، پس خیلی غیر محتمله

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، دنریس تارگاریان گفته است :

ر مورد مورد ۳ که صحبت می کنید ، در کتاب ، سرسی با یکی از گارد سلطنتی که مراقب تامن هستن، رابطه برقرار می کنه و در ازاش اون آدم باید به گنجشک اعظم اعتراف می کرد که با کویین مارجری ارتباط داشته . این طوری هم کویین مارجری و هم اون آدم زندانی می شن توسط گنجشک ها. سرسی وقتی می ره به معبد اعظم گنجشک ها تا به درخواست تامن، به دیدار مارجری بره،  با گنجشک اعظم دیدار می کنه اما توسط اون دستگیر می شه چون ظاهرا گنجشک اعظم وقتی اون فرد از گارد سلطنتی رو زندانی می کنه ، زیر شکنجه ، متوجه رابطه اش با سرسی می شه نه مارجری! این از این ^_^  

بله حق با شماست...کتل بلک کاملا از یادم رفته بود ولی باز با توجه به سریال به نظرم رابطه سرسی با یورون جای کار بیشتری داشت......در مورد چهارم متاسفانه مانند شما فکر نمی کنم کاملا مشخص بود که وقتی برن گفت منتظر یک دوست قدیمی هستم منظورش جیمی بوده و از همون موقع منتظرش شده بوده....ممنون از دقت و توجهتون

ویرایش شده در توسط hodor

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ورای نظرات مثبت‌ومنفی که خب همه‌شون محترمن، بعضی از منتقدها واقعا مطلقا انگار دیگه دارن برای اثبات خودشون سریال رو بی‌توضیح می‌کوبن. اصلا کیفیت چیزی رو که ارائه شده نمی‌سنجن. صرفا نگاه می‌کنن که آیا مطابق انتظارات شخصی‌شون بوده یا نه و اگر این‌طور نباشه، سراغ تلاش برای یافتن حداکثر ایرادات ممکن می‌رن. برای همین این واکنش کیت هرینگتون، جالب و شیرین بود واقعا:))

Kit Harington: How I feel about the show right now is quite defiant. I think no matter what anyone thinks about this season—and I don’t mean to sound mean about critics here—but whatever critic spends half an hour writing about this season and makes their [negative] judgement on it, in my head they can go f**k themselves. 'Cause I know how much work was put into this. I know how much people cared about this. I know how much pressure people put on themselves and I know how many sleepless nights working or otherwise people had on this show. Because they cared about it so much. Because they cared about the characters. Because they cared about the story. Because they cared about not letting people down.

ویرایش شده در توسط mohammadhoseinjj

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 49 دقیقه قبل، mohammadhoseinjj گفته است :

ورای نظرات مثبت‌ومنفی که خب همه‌شون محترمن، بعضی از منتقدها واقعا مطلقا انگار دیگه دارن برای اثبات خودشون سریال رو بی‌توضیح می‌کوبن. اصلا کیفیت چیزی رو که ارائه شده نمی‌سنجن. صرفا نگاه می‌کنن که آیا مطابق انتظارات شخصی‌شون بوده یا نه و اگر این‌طور نباشه، سراغ تلاش برای یافتن حداکثر ایرادات ممکن می‌رن. برای همین این واکنش کیت هرینگتون، جالب و شیرین بود واقعا:))

Kit Harington: How I feel about the show right now is quite defiant. I think no matter what anyone thinks about this season—and I don’t mean to sound mean about critics here—but whatever critic spends half an hour writing about this season and makes their [negative] judgement on it, in my head they can go f**k themselves. 'Cause I know how much work was put into this. I know how much people cared about this. I know how much pressure people put on themselves and I know how many sleepless nights working or otherwise people had on this show. Because they cared about it so much. Because they cared about the characters. Because they cared about the story. Because they cared about not letting people down.

خب برای ساختن هر فیلم و سریالی ادمای زیادی ممکنه شب های زیادی نخوابن ! این معنیش این نیس ک نتیجه تلاش خوب یا بی نقص میشه !

مطمئنا منتقدینی ک نظر مثبت نسبت ب اپیزود داشتن هم با این نوع دیدگاه هرینگتون (ک خودشم هنوز بازیگر درجه یکی نشده) موافق نیستن !

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، Rezayoron گفته است :

خب برای ساختن هر فیلم و سریالی ادمای زیادی ممکنه شب های زیادی نخوابن ! این معنیش این نیس ک نتیجه تلاش خوب یا بی نقص میشه !

مطمئنا منتقدینی ک نظر مثبت نسبت ب اپیزود داشتن هم با این نوع دیدگاه هرینگتون (ک خودشم هنوز بازیگر درجه یکی نشده) موافق نیستن !

قطعا همین‌طوره که می‌گی. نباید به راحتی گفت نظرش «درست» یا «دقیق» تلقی می‌شه. اما همون‌طور که گفتم، برای سازندگان و مخاطبانی که از دیدن تنفرورزیِ نه‌چندان معنی‌دار بعضی منتقدان اذیت شدن، چنین دیدگاهی جالب و شیرین به نظر میاد. چون به غلط یا درست، حسِ همراهی از سوی یکی از اعضای شناخته‌شده‌تر تیم تولید اثر رو بهشون می‌ده؛ ولو برای چند لحظه.

علاوه بر این، اشاره‌ی هرینگتون به اون حجم از فعالیتِ تمامی اعضا، می‌تونه طعنه‌ای به محتوای تعداد قابل توجهی از بررسی‌ها باشه. نقدهایی که که کوتاه یا بلند، بعضا فقط روی موضوعات منفی مد نظرشون تمرکز می‌کنن و سراغ تحسین موارد انکارناپذیری مثل طراحیِ صحنه و لباس قوی سریال هم نمی‌رن، تا مبادا شدت مطلق بودنِ نظرشون تعدیل بشه. حرکتی که باعث می‌شه عنصر «فاکتور گرفتن کامل از تعداد قابل توجهی از فعالیت‌های هنری/فنی انجام‌شده برای تولید سریال»، حکم بخش جداناپذیری از برخی بررسی‌های ضعیف رو پیدا کنه و به دنبال اون، وارد شدن چنین انتقادی از سوی یک نفر از تیم تولید به منتقدهای این‌چنین، باز هم به غلط یا درست، اون‌قدرها هم غیرمنطقی به نظر نرسه.

ویرایش شده در توسط mohammadhoseinjj

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

البته سازندگان زحمت کشیدن خب پول خیلی خوبی هم بابتش گرفتن. والا:classic_dry:

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اپیزود s08e01 در مجموع اپیزود خوبی بود. فضای ذهنی اهالی وستروس مثل قبل نیست که بگن : اژدها؟واکر؟ شاه شب و......؟  woooow!!  الان ههمه می دونن که چنین چیزهای هست -البته در این داستان- و بنابراین برخوردها عادی تر و طبیعی تر شده و  تعارض ها و تنش ها و خاطرات افراد از گذشته‌ی هم زنده میشه.
اما دو مساله
1 همونطور که یکی از دوستان گفت خیلی مهمه که سریال به فیلمنامه لو رفته نزدیک نبود هر چند باید حداقل یک قسمت دیگه رو هم ببینیم که مطمیم شیم.
2 انتظار داشتیم 6 قسمت پایانی طولانی تر و نزدیک تر به فرمت فیلم سینمایی باشه که قسمت اول طولانی نبود

خلاصه قسمت اول یک شرح صحنه‌ی موفق بود و من بهش نمره بالایی می دم

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×