رفتن به مطلب
negar27

بحث اپیزودیک قسمت سوم The Long Night

بحث اپیزودیک قسمت سوم  

127 رای

  1. 1. به قسمت سوم فصل هشت مجموعه بازی تاج و تخت از یک تا ده چه نمره ای می دهید؟

    • 1
      4
    • 2
      4
    • 3
      0
    • 4
      0
    • 5
      2
    • 6
      3
    • 7
      9
    • 8
      12
    • 9
      30
    • 10
      63


Recommended Posts

در 1 ساعت قبل، Momomo گفته است :

ن اینجا دقیقه 33 هست که بعد از اینکه دور قلعه اتیش میگیره و هیچ راه نفوذی برای وایتا نیست برن وارگ میکنه و توسط کلاغا یهو به نایت کینگ میرسه( ملوم نیس از کجا میدونست که نایت کینگ کجاست) و بلافاصله میبینیم که نایت کینگ با اشاره دست به وایتا دستور میده چندتاشون قربانی بشن و رو اتیش بخابن تا بقیه رد بشن..

از نظر من یه رابطه ای بین نایت کینگ و برن هست و وقتی وارگ میکرد به نظر من میرفت توی نایت کینگ تا اونو هدایتش کنه به جایی ک هست حالا نمیدونم ذقیقا واسه چی..شاید واسه کشته شدن نایت کینگ..شاید واسه اینکه میخواست نایت کینگ کشته بشه تا خودش بعدا تو قسمت شیش بیاد و پادشاه شب بشه و رقیبی نداشته باشه نمیدونم..ولی اینکه از صحنه برن یهو رفت رو نایت کینگ و دستور برای وایت ها صادر شد که همچین کاری رو بکنن عادی نیست..کارگردان میتونست اصلن وارگ کردن برن رو نشون نده..

یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا 

از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود

اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)

ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟

 

خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .

شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .

در کل یه چیزی اینجا عجیبه . 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی از دوستان الان ایده ای مطرح کرد که خیلی به نظرم جذاب اومد. اینکه شاید اخر داستان یه شاه شب دیگه به وحود بیاره.

خیلی هامون فکر می کنیم که رابرت استرانگ در واقع همون کوهه که کایبرن زنده اش کرده! شاید بشه وایتهای جدید ساخت???

اگر واقعا راست باشه این چیزی که بازیگر نقش برندون گفته(اینکه اخر داستان از من بدتون خواهد اومد) برام انگیزه شده که سه قسمت باقیمانده رو هم ببینم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، MRD010 گفته است :

یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا 

از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود

اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)

ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟

 

خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .

شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .

در کل یه چیزی اینجا عجیبه . 

اقا اینو جدی نگیر عصبانی بودم یه چیزی گفتم. منطورم این بود که این حرکت آریا از اینم مسخره تر بود. اخه بین حلقه وایت واکرا از کجا پیداش شد؟ 

شاید هم شنل جادویی هری پاتر رو قرض گرفته بوده ( به هر حال برن حافظه دنیاست) 

یه چیز دیگه ای هم که دوستان می گفتن این بود که اگر برن به وسیله نشونه اش شناسایی میشه چرا دستش رو قطع نمیکنه؟

 شاید وحشیانه باشه ولی اتفاقات بدتر از اینو توی بازی تاج و تخت دیدیم. مشکل سریال تو این فصل اینه که اتفاقات رو کنار هم نمی چینه! همه چی یهویی اتفاق میفته که مثلا غافلگیرمون کنه ولی اخه اینجوری؟ من که فکر می کنم شیوه روایی قبلی کارآمدتر بود.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، شوالیه درخت خندان گفته است :

اقا اینو جدی نگیر عصبانی بودم یه چیزی گفتم. منطورم این بود که این حرکت آریا از اینم مسخره تر بود. اخه بین حلقه وایت واکرا از کجا پیداش شد؟ 

شاید هم شنل جادویی هری پاتر رو قرض گرفته بوده ( به هر حال برن حافظه دنیاست) 

یه چیز دیگه ای هم که دوستان می گفتن این بود که اگر برن به وسیله نشونه اش شناسایی میشه چرا دستش رو قطع نمیکنه؟

 شاید وحشیانه باشه ولی اتفاقات بدتر از اینو توی بازی تاج و تخت دیدیم. مشکل سریال تو این فصل اینه که اتفاقات رو کنار هم نمی چینه! همه چی یهویی اتفاق میفته که مثلا غافلگیرمون کنه ولی اخه اینجوری؟ من که فکر می کنم شیوه روایی قبلی کارآمدتر بود.

عجیبه بعضی از سوالات واقعا، اونا از اون نشونه میخواستن استفاده کنن که جنگ رو ببرن یعد یه عده سوال میکنن چرا این نشونه رو نگه داشتن!!!!!!

در 2 ساعت قبل، شوالیه درخت خندان گفته است :

سلام دوست عزیز

اول لازمه یه توضیح بدم. اینکه من با کشته شدن شاه شب مخالف نیستم. با اینجوری کشته شدنش مخالفم. شخصیتی که ۱۰ هزارسال زندگی کرده. ۱۰ هزار سال تجربه داره. شاه شب یه شخصیت معمولی نبود. لا اقل خود سریال اینطور القا کرده بود( پیدا کردن و نشونه گذاری برن اون هم وقتی که برن فکر میکرد کسی نمی بیندش و شکار اژده و ... یعنی شاه شب قدرتهای جادویی فوق العاده داره) که جنگ واقعی جنگ با شاه شبه! 

دومین مشکل هدف شاه شبه. شاه شب قراره برن رو از بین ببره چون حافظه دنیاست. اولا که چیزهایی که برن می دونه رو فقط خودش می دونه. می دونی منظورم چیه؟ مردم وستروس وقایع شب طولانی رو به یاد ندارن. خیلی از نگهبانهای شب یادشون رفته بود که نایت فورت دروازه داره. همه اژدها ها رو افسانه می دونن و.... شاه شب می تونست حافظه مکتوب وستروس رو از بین ببره( منطورم حمله به سیتادله) می تونست اول لشکرشو بفرسته تا وینترفل رو به کل نابود کنند و وقتی جنگ تموم شد بره سراغ برن( می دونیم که برن نشونه گذاری شده و شاه شب می تونه هر وقت که بخواد پیداش کنه) پس اصلا لازم نیست خودش رو در معرض خطر قرار بده. پس اولین مشکلم اصلا حضور شاه شب وسط جنگه.

دومین مشکلم با ویسریونه. مگه ویسریون وایت نیست؟ پس چرا با اتش اژدها از بین نرفت؟

سومین مشکلم دقیقا همینه. وایتها حتی صدای چکیدن خون آریا رو متوجه میشدن. پس چطور وایت واکرا متوجه پریدن و یهویی ظاهر شدنش نشدن؟( نتیجه می گیریم که وایت واکرها ناشنوا هستند!)

چهارمین مشکل، اگه به تصاویری که دوست عزیزمون لطف کردن و فرستادن دقت کنید می بینید که وایت واکرها دور شاه شب و برن حلقه زدن( دایره کامل) و اریا یهو از یه جایی (به قول خودتون به زاویه پرش دقت کنید، از بالا نیست) از پشت سر به شاه شب حمله می کنه و جالب اینه که هیچکدوم از وایت واکرها واکنشی نشون نمیدن.

پنجمین مشکل اینه که خیلی ها ادعا می کنند که برن همه این نقشه ها رو کشیده و همه چی از قبل برنامه ریزی شده بود و سوال من اینه چطوری؟ می دونیم که برن کلاغ سه چشمه و می تونه از دریچه های درخت ها یا وارگ شدن وقایع گذشته و حال رو ببینه ولی آینده رو چی؟ برن سبز بینه و می تونه وقایع آینده رو ببینه اما وقایع آینده همیشه به صورت رمز به نمایش در میان. نامفهوم و مبهم. توی کتاب خیلی روی این موضوع کار شده توی سریال کمتر. ولی مثلا ملیساندر رو می بینیم که می تونه یه چیزهایی رو پیش بینی کنه یا جوجن رو ولی نه دقیقا. حالا برن چطور اینقدر دقیق اینده رو دیده و برنامه ریزی کرده باز جای سواله

هنوز خیلی چیزهای دیگه هم هست که دلم می خواد بگم. من بازی تاج و تخت رو خیلی دوست دارم. اگر بازی تاج و تخت برای من هم فقط یه فیلم تفننی بود و به این فکر می کردم که چه خوب شد که شخصیتهایی که دوسشون داشتم نمردن و چه جنگ خفنی بود و چه جلوه های ویژه باحالی داشت، الان اینقدر افسرده نشده بودم. بیخود نبود که مارتین گفته رود سریال باید حداقل ۵ فصل دیگه ادامه پیدا کنه تا حق مطلب ادا بشه. اینجوری فقط سر هم بندیش کردن. این قسمت نشون داد که نبودن نویسنده فوق العاده ای مثل مارتین چه بر سر این فیلم اورده!

به هر حال دیگه نمی خوام بهش فکر کنم.  

کسی می دونه کتاب ۶ ام مارتین کی قراره چاپ بشه؟

 

 

اگر روزی آماده بودید ک منطقی نه از حرص در مورد سریال بحث کنید بچه ها و من میتونیم جواب هاتون رو بدیم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شدیدا خوشحالم که ساخت این سریال در زمان ما اتفاق افتاد تا از تماشای یکی از شاهکارهای این صنعت لذت ببریم

به نظرتون واریس چجوری قراره بمیره؟ واریس سمتی داره که تقریبا خطر جانی خاصی تهدیدش نمیکنه ولی مطمئنیم قراره بمیره

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 30 دقیقه قبل، شوالیه درخت خندان گفته است :

چیزی که من رو جذب سریال بازی تاج و تخت کرد روایت فوق العاده و متفاوت این سریال بود. بعد که با کتابها آشنا شدم جذابیتش برام چند برابر شد. شاید پایان کتاب اون چیزی نباشه که انتظارش رو دارم ولی مطمئنم مارتین اونقدر جرات و جسارت و توانمندی داره که پایانی بهتر از سریال برای کتابش رقم بزنه. حتی ممکنه همین اتفاقاتی که تو سریال افتاده توی کتاب هم بیفته ولی مطمینم دلایل منطقی بیشتر و بهتری براش داره. به علاوه به قول خیلی از دوستان کتاب محدودیتهای سریال رو نداره. اگر واقعا کتاب رو خونده باشید می بینید که مارتین چقدر دقیق قطعات پازل رو کنار هم می چینه و اصلا یک شخصیت رو خلق می کنه کلی کش و قوس بهش میده و در نهایت بعد از اینکه کارش باهاش تموم شد خیلی شیک و مجلسی حذفش میکنه و جالبیش به اینه که انگشت به دهن می مونی  که اره تمام این اتفاقات جلوی چشمت افتاده و از فصول قبلی مقدمه چینی شده ولی تو متوجهش نشدی. همین منطقی که توی داستان وجود داره باعث شده که کلی طرفدار پیدا کنه و همه سعی کنند پایان سریال ( و ایضا کتاب) رو پیش بینی کنند. تا جایی که خیلی از تئوریهایی که خونده بودم برای پایان این داستان جذابتر از چیزی بود که اتفاق افتاد.

در ضمن نظر من اینه که سریال مخصوصا تو این دو فصل آخر اونقدر بد هست که لازمه گندش شسته بشه. امیدوارم سه قسمت پایانی سریال یه کم ضعفها رو جبران کنه.( نا امید نمیشم)

بله کتاب با جزئیات کامل روایت میکنه و نکته به نکته جلو میره

500 صفحه به بالا هر کتاب هست و هر قسمت از زبان یکی از شخصیت ها نقل میشه که جذابیت رو بالا میبره

ولی بحث ما کلیت داستان هست شما میگی نایت کینگ که ده هزار سال صبر کرده و با این قدرتش چرا باید به این راحتی کشته بشه!؟ ولی من میگم این اتفاق توی کتاب هم ممکنه دقیقا به همین شکل بیفته و شاه شب در وینترفل و توی نبرد اول شکست بخوره و کشته بشه و احتمالش هم خیلی زیاده. کشته شدن نایت کینگ در حداقل 10 صفحه کتاب

من معتقدم توی کتاب باید پایان داستان با به تخت نشستن شاه شب (شر مطلق) یا منس ریدر/جان اسنو در سریال (خیر مطلق)*  بر تخت باشه که اگر شاه شب بخواد روی تخت بشینه مطمئنا کار جان و دنریس توی جنگی مثل نبرد وینترفل تموم میشه و اون وقت شما خواهید گفت آزورآهای، فرزند ریگار و لیانا، دختر شاه دیوانه، مادر سه اژدها و ... باید اینجوری و توی 10 صفحه کشته میشد (دقیقا شبیه کشته شدن راب ولی چون صحنه خیلی شوکه کننده بود خیلی بهش ایرادی نگرفتن) اگر بخواد منس ریدر/جان به پادشاهی برسه خب باید تکلیف شاه شب توی همچین جنگی (10 صفحه از کتاب / یک اپیزود سریال) تموم بشه

دقت کنید همونجور که گفتم عقب نشینی شاه شب به پشت دیوار و روز از نو روزی از نو خیلی خز و بی مزه بود

البته قبول دارم کشته شدن نایت کینگ میتونست شوکه کننده تر باشه ولی بازم همین بحثا روی اون هم شکل میگرفت (مثلا یکهو تئون بلند میشه و از پشت با همون خنجر بهش ضربه میزد یا برن کشته میشد و در حالی که نایت کینگ فاتحانه وارد وینترفل میشد با یه تیر شیشه اژدها نابود میشد یا آریا با چهره یکی از وایت ها این کار رو میکرد. ولی همه اینا هم باز همین بحثا رو داشتن) 

البته من هنوز مطمئنم داستان کلاغ سه چشم و نایت کینگ به اینجا ختم نمیشه و حتی در کمترین حالتش پایان باز برا سریال میذارن دوباره با ظهور یک نایت کینگ سریال به پایان میرسه.

 

* مطلق بودن شر و خیر رو فقط به نسبت دیگر شخصیت ها گفتم

** 10 صفحه کتاب یعنی تعداد صفحه محدود

***  خطر پایان دنیا هیچوقت از بین نمیره پس شک نکنید برندون خودش به دشمن انسان ها تبدیل میشه (طبیعت داستان های فانتزی همینه)

**** برعکس دوستان که میگن جان هیشکار نکرد معتقدم جان همه کاری کرد که جنگ رو ببرن (حمله به سمت ادرها، درگیر شدن در رقص اژدهایان، تعقیب یک تنه نایت کینگ، حمله به سمت ویسریون که داره کل قلعه رو نابود میکنه، به فکر بران (به عنوان نماد حفظ انسان ها) بودن در اوج حمله دشمن به خودش و ...) دیگه باید چکار میکرد. اصلا شما جای جان بودید وقتی که ویسریون داره همه چیزو نابود میکنه چکار میکردید هیچ راه دیگه ای نبود جز اینکه بهش حمله کنه. به نظرم اون قسمت که جان رو در روی اژدها قرار میگیره دقیقا اوج ناامیدی اون از نبرد رو نشون میده که داستان وینترفل به پایان رسیده این اتفاق هم دقیقا وقتی می افته که جان از همه افراد رو دیده که در حال کشته شدن هستن و خودش هم شانسی برای رسیدن به برن نداره و مطمئنا حتی اگه بتونه اژدها رو بکشه تا اون موقع نایت کینگ هم برن رو کشته

***** سریال باید توی همین فصل تموم میشد و کش دادنش بیشتر از این درست نبود و انتظار طولانی تر مخاطب سریال رو بی رمق میکرد و HBO هم میتونه روی بقیه جاها سرمایه گذاری کنه (اونجور که شنیدم پرچم دار بعدی این شبکه WestWorld هست)

****** نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه برن (کلاغ سه چشم) داره از انسان ها استفاده میکنه که به هدف خودش برسه دقت کنید برن دیگه نه استارک هست و نه انسان. همونجور که خودش گفت. کلاغ سه چشم توسط فرزندان جنگل محافظت میشه که اصل قضیه بوجود اومدن نایت کینگ هم دشمنی انسان ها و فرزندان جنگل هست. در واقع نایت کینگ دشمن مشترک کلاغ سه چشم (فرزندان جنگل)  و انسان هاست و برندون با کمک انسان ها از بین بردش ولی به نظر میرسه شاید این رابطه دوستانه کلاغ سه چشم و انسان ها هم نزدیک به تموم شدن هست.

******* دوست دارم (و پیش بینی میکنم) ته سریال هر گروهی که به پیروزی رسیدن توسط فرزندان جنگل و کلاغ سه چشم مورد حمله قرار بگیرن و برندون به تخت بنشینه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 41 دقیقه قبل، MRD010 گفته است :

یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا 

از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود

اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)

ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟

 

خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .

شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .

در کل یه چیزی اینجا عجیبه . 

هنوز تکلیف اون علامت وایت واکرا و ارتش نایت کینگ که علامت جنوب و فرزندان حنگل بود معلوم نشده و خیلی چیزای دیگ..

تو فیلم نامه ی اسپویل شده هم اخرین سکانس مربوط به نایت کینگ و برن میشد(هر چند اون فیلم نامه رو قبول ندارم اما...) منتظر بیست دقیقه اخر قسمت شیشم هستم بی صبرانه..

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 57 دقیقه قبل، MRD010 گفته است :

یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا 

از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود

اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)

ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟

 

خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .

شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .

در کل یه چیزی اینجا عجیبه . 

نایت کینگ باهوش تر از اونی بود که فک میکنی اگه اون رو لز ذور پرت میکرد میگرفتش داداش

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، Fateme گفته است :

تو روی جان اندازه هویجی حساب نکن

نمنم دقیقا چه غلطی میکنه تو جنگ هاش با اون قیافه همیشه علامت سوالش /:

دیدی بازم با اینکه تو پیش نمایش قسمت سه چنان تعجبی کرده بود که گفتیم حالا چی میشه..ولی وقتی قسمت سه رو دیدیم فمیدیم هیچ کاری نکرد..به نظرم جایزه بهترین تعجب و نگرانی رو باید بهش بدن?

خداروشکر واسه قسمت بعدی نگرانی نداشت?

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 59 دقیقه قبل، ashkan.ghf گفته است :

اگر روزی آماده بودید ک منطقی نه از حرص در مورد سریال بحث کنید بچه ها و من میتونیم جواب هاتون رو بدیم.

واقعا قصد جسارت ندارم. ولی باید بگم پستهایی که از شما دیدم منو به این نتیجه رسونده که جوابهای شما برای من اصلا قانع کننده نیست. به هر حال به احترام خودم و دوستانی که با من هم نظرند دیگه این بحث رو ادامه نمیدم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 46 دقیقه قبل، mehdi7ra گفته است :

 

****** نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه برن (کلاغ سه چشم) داره از انسان ها استفاده میکنه که به هدف خودش برسه دقت کنید برن دیگه نه استارک هست و نه انسان. همونجور که خودش گفت. کلاغ سه چشم توسط فرزندان جنگل محافظت میشه که اصل قضیه بوجود اومدن نایت کینگ هم دشمنی انسان ها و فرزندان جنگل هست. در واقع نایت کینگ دشمن مشترک کلاغ سه چشم (فرزندان جنگل)  و انسان هاست و برندون با کمک انسان ها از بین بردش ولی به نظر میرسه شاید این رابطه دوستانه کلاغ سه چشم و انسان ها هم نزدیک به تموم شدن هست.

******* دوست دارم (و پیش بینی میکنم) ته سریال هر گروهی که به پیروزی رسیدن توسط فرزندان جنگل و کلاغ سه چشم مورد حمله قرار بگیرن و برندون به تخت بنشینه

اره نظرت رو قبول دارم برن یه جورایی میخواست از شر نایت خلاص بشه که به هدفی ک خودش داره برسه و نمیدونم اون چیه که نایت کینگ مانع و مزاحمش بود مقل یه رقیب و اینا..شاید میخواد خودش نایت کینگ بشه شاید..

بچه های جنگل از بین رفتن و نیستن دیگ..و فک نکنم برن به فکر تخت اهنین باشه و فکر میکنم به چیزی فراتر از اون فکر میکنه..وقتی میتونه هم گذشته هم حال و هم اینده رو ببینه..

برن راز در حال شکفتن این داستانه..و هر قسمت دارع نقشش پر رنگ تر و مهم تر میشه..

(دوس دارم خفش کنم همین?)

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، Momomo گفته است :

اره نظرت رو قبول دارم برن یه جورایی میخواست از شر نایت خلاص بشه که به هدفی ک خودش داره برسه و نمیدونم اون چیه که نایت کینگ مانع و مزاحمش بود مقل یه رقیب و اینا..شاید میخواد خودش نایت کینگ بشه شاید..

بچه های جنگل از بین رفتن و نیستن دیگ..و فک نکنم برن به فکر تخت اهنین باشه و فکر میکنم به چیزی فراتر از اون فکر میکنه..وقتی میتونه هم گذشته هم حال و هم اینده رو ببینه..

برن راز در حال شکفتن این داستانه..و هر قسمت دارع نقشش پر رنگ تر و مهم تر میشه..

(دوس دارم خفش کنم همین?)

 

سورپرایز بزرگ سریال میتونه دقیقا این باشه که شر مطلق سریال کلاغ سه چشمه نه نایت کینگ

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه چیزی که نفهمیدم اینه که تکلیف آزور آهای چی شد ، اگه آریا آزور آهاییه چرا با پیشگویی مطابقت نداره و اگه آریا نیست پس چرا اینجوری شد ، نایت کینگ اصلا چجوری میشه اینقدر راحت شکست بخوره

اصلا چرا این شب طولانی که میگفتن ، طولانی نبود ؟

یعنی باید سه قسمت آخر رو ببینیم تا فقط بفهمیم کی تخت آهنی لامصب رو میگیره ؟ اصلا فاک ده کینگ ( به سبک هوند )

یعنی ممکنه بچه های کرستر به عنوان آدرهای جدید شب طولانی نهایی رو بیارن ؟

و در آخر برن چرا شبیه سیب زمینی شده عملا هیچ کاری نمی کنه

ویرایش شده در توسط BaldRaven

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 دقیقه قبل، وایت ولف گفته است :

سورپرایز بزرگ سریال میتونه دقیقا این باشه که شر مطلق سریال کلاغ سه چشمه نه نایت کینگ

ممکنه

این تئوری رو هم در نظر بگیرید:

فرزندان جنگل نایت کینگ رو خلق میکنن ولی نایت کینگ علیه شون میشه ولی تصمیم میگیرن از یه روش دیگه انسان ها رو نابود کنن و اون کلاغ سه چشمه (کلیت تئوری این باشه به جزییات کار نداریم)

اگه این تئوری درست باشه اینقدر همه درگیر شاه شب شدن که اصلا کسی نپرسیده داستان برن چی بوده . چرا فقط یه نفر سعی کرد داستان برن رو کامل از اول بفهمه . اصلا چرا باید قسمت قبل تیریون رو اینقدر علاقه مند به داستان برن نشون بدن . کسی که این فصل همش بهش تیکه میندازن که دیگه باهوش ترین فرد وستروس نیست . 

 تاریخچه کلاغ سه چشم تو سایت موجوده؟ بزار برم ببینم چیزی پیدا میکنم؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 18 دقیقه قبل، وایت ولف گفته است :

سورپرایز بزرگ سریال میتونه دقیقا این باشه که شر مطلق سریال کلاغ سه چشمه نه نایت کینگ

من که با همچین تئوری هایی فقط قانع میشم! 

وگرنه مرگ ساده ی نایت کینگ و جنگی  که هشت فصله داره روش مانور داده میشه که جنگ اصلیه ی همچین پایانی شایستش نبود

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 15 دقیقه قبل، BaldRaven گفته است :

یه چیزی که نفهمیدم اینه که تکلیف آزور آهای چی شد ، اگه آریا آزور آهاییه چرا با پیشگویی مطابقت نداره و اگه آریا نیست پس چرا اینجوری شد ، نایت کینگ اصلا چجوری میشه اینقدر راحت شکست بخوره

اصلا چرا این شب طولانی که میگفتن ، طولانی نبود ؟

یعنی باید سه قسمت آخر رو ببینیم تا فقط بفهمیم کی تخت آهنی لامصب رو میگیره ؟ اصلا فاک ده کینگ ( به سبک هوند )

یعنی ممکنه بچه های کرستر به عنوان آدرهای جدید شب طولانی نهایی رو بیارن ؟

و در آخر برن چرا شبیه سیب زمینی شده عملا هیچ کاری نمی کنه

من آخر نفهمیدم آزورآهای کیه؟

یعنی منجی وستروس؟

تو پیش گویی چی گفتن

شب طولانی میشه؟

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نایت کینگ قسم تو  شوکم 

هنوز نفهمیدم چی شده :|

پشمااااااااااااااااااااام

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 34 دقیقه قبل، Momomo گفته است :

اره نظرت رو قبول دارم برن یه جورایی میخواست از شر نایت خلاص بشه که به هدفی ک خودش داره برسه و نمیدونم اون چیه که نایت کینگ مانع و مزاحمش بود مقل یه رقیب و اینا..شاید میخواد خودش نایت کینگ بشه شاید..

بچه های جنگل از بین رفتن و نیستن دیگ..و فک نکنم برن به فکر تخت اهنین باشه و فکر میکنم به چیزی فراتر از اون فکر میکنه..وقتی میتونه هم گذشته هم حال و هم اینده رو ببینه..

برن راز در حال شکفتن این داستانه..و هر قسمت دارع نقشش پر رنگ تر و مهم تر میشه..

(دوس دارم خفش کنم همین?)

 

توی همین قسمت هم نگاه تیریون به برن وقتی که داشت به سمت گادزوود میرفت جالب بود و انگار خیلی ازش خوشش نمی اومد

شاید چیزی فهمیده بود

ولی مطمئنم برندون داره از انسان ها سوء استفاده میکنه

بهرحال همونجور که یه تعداد از فرزندان جنگل همراه با کلاغ سه چشم بودن میتونن یه جای دیگه هم بیشتر ازشون وجود داشته باشه

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Rezayoron گفته است :

به نایت کینگ قسم تو  شوکم 

هنوز نفهمیدم چی شده :|

پشمااااااااااااااااااااام

درکت میکنم الانم که الانه ضربان قلبم 100 پایین نیومده

در هم اکنون، mehdi7ra گفته است :

توی همین قسمت هم نگاه تیریون به برن وقتی که داشت به سمت گادزوود میرفت جالب بود و انگار خیلی ازش خوشش نمی اومد

شاید چیزی فهمیده بود

ولی مطمئنم برندون داره از انسان ها سوء استفاده میکنه

بهرحال همونجور که یه تعداد از فرزندان جنگل همراه با کلاغ سه چشم بودن میتونن یه جای دیگه هم بیشتر ازشون وجود داشته باشه

آخر سر برن همه رو به فنا میده

ویرایش شده در توسط Igon Targaryen

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 دقیقه قبل، omid007 گفته است :

من که با همچین تئوری هایی فقط قانع میشم! 

وگرنه مرگ ساده ی نایت کینگ و جنگی  که هشت فصله داره روش مانور داده میشه که جنگ اصلیه ی همچین پایانی شایستش نبود

منم. اصلا نمیتونم قبول کنم اون همه قدرت و جادو در یه ثانیه پووووف تموم شد

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 24 دقیقه قبل، MRD010 گفته است :

ممکنه

این تئوری رو هم در نظر بگیرید:

فرزندان جنگل نایت کینگ رو خلق میکنن ولی نایت کینگ علیه شون میشه ولی تصمیم میگیرن از یه روش دیگه انسان ها رو نابود کنن و اون کلاغ سه چشمه (کلیت تئوری این باشه به جزییات کار نداریم)

اگه این تئوری درست باشه اینقدر همه درگیر شاه شب شدن که اصلا کسی نپرسیده داستان برن چی بوده . چرا فقط یه نفر سعی کرد داستان برن رو کامل از اول بفهمه . اصلا چرا باید قسمت قبل تیریون رو اینقدر علاقه مند به داستان برن نشون بدن . کسی که این فصل همش بهش تیکه میندازن که دیگه باهوش ترین فرد وستروس نیست . 

 تاریخچه کلاغ سه چشم تو سایت موجوده؟ بزار برم ببینم چیزی پیدا میکنم؟

نکته جالب اینجاست تقریبا اطمینان داریم که نایت کینگ به دنبال کلاغ سه چشمه ولی ملیساندرا به جان گندری آریا دنریس علاقه نشون میده و کنجکاوه و اعتقاد داره نقش مهمی دارن ، اما برن رو نادیده میگیره برنی که ادعا میکنه حافظه بشره!

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 55 دقیقه قبل، شوالیه درخت خندان گفته است :

واقعا قصد جسارت ندارم. ولی باید بگم پستهایی که از شما دیدم منو به این نتیجه رسونده که جوابهای شما برای من اصلا قانع کننده نیست. به هر حال به احترام خودم و دوستانی که با من هم نظرند دیگه این بحث رو ادامه نمیدم.

پاسخ خوبی بود:))))))))))) البته منم قصد جسارت ندارم.

در 2 ساعت قبل، MRD010 گفته است :

یه چیزی اینجا مشکوک میزنه واقعا 

از بین روش های کشتن نایت کینگ یه مورد هست که خیلی به ذهن همه رسیده بود

اریا با سلاح جدیدش یا حتی با خنجرش از راه دور نایت کینگ رو بکشه . به نظرتون این روش منطقی تر به نظر نمیرسید ؟ یا حتی استفاده از چهره یکی . روش های منطقی زیادی بود واسه اینکار (البته غیر از اونکه اریا رو با اژدها بیارن از رو هوا بندازن رو نایت کینگ بکشش ?)

ولی چرا کلیشه ای ترین و عجیب ترین راه رو برای این کار انتخاب کردن . به نظرتون کارگردانی که بهترین اپیزودهای سریال رو کارگردانی میکنه متوجه همچین کلیشه ای نمیشه؟ کلیشه ای که راحت میشه با یه چیز منطقی تر جایگزین بشه ؟

 

خوب طرف دیگه برن رو داریم که واقعا رفتارش مشکوک بوده تو این فصل . بالشخصه تئوری برن = نایت کینگ رو قبول ندارم ولی یه چیزی بین برن و نایت کینگ رابطه ایجاد کرده که نمیدونم چیه .

شاید اون مارک نایت کینگ چیزی فراتر از یه مارک عادی باشه . دیدیم که مارک برن باعث شد جادوی بچه های جنگل باطل بشه .

در کل یه چیزی اینجا عجیبه . 

سلاح جدید آریا درگون گلس بود وقتی آتش اژدها نایت کینگ رو نکشه احتمالا درگون گلس هم نمیکشه پس سلاح جدید آریا بعید بود نایت کنیگ رو بکشه. چهره هم توی اون جنگی ک هر ثانیه یکی میاد سمتت، نمیشه نشست پوست کند و جادوش کرد و شکل اونا رو گرفت. ولی برن واقعا مشکوکه.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، شوالیه درخت خندان گفته است :

سلام دوست عزیز

اول لازمه یه توضیح بدم. اینکه من با کشته شدن شاه شب مخالف نیستم. با اینجوری کشته شدنش مخالفم. شخصیتی که ۱۰ هزارسال زندگی کرده. ۱۰ هزار سال تجربه داره. شاه شب یه شخصیت معمولی نبود. لا اقل خود سریال اینطور القا کرده بود( پیدا کردن و نشونه گذاری برن اون هم وقتی که برن فکر میکرد کسی نمی بیندش و شکار اژده و ... یعنی شاه شب قدرتهای جادویی فوق العاده داره) که جنگ واقعی جنگ با شاه شبه! 

دومین مشکل هدف شاه شبه. شاه شب قراره برن رو از بین ببره چون حافظه دنیاست. اولا که چیزهایی که برن می دونه رو فقط خودش می دونه. می دونی منظورم چیه؟ مردم وستروس وقایع شب طولانی رو به یاد ندارن. خیلی از نگهبانهای شب یادشون رفته بود که نایت فورت دروازه داره. همه اژدها ها رو افسانه می دونن و.... شاه شب می تونست حافظه مکتوب وستروس رو از بین ببره( منطورم حمله به سیتادله) می تونست اول لشکرشو بفرسته تا وینترفل رو به کل نابود کنند و وقتی جنگ تموم شد بره سراغ برن( می دونیم که برن نشونه گذاری شده و شاه شب می تونه هر وقت که بخواد پیداش کنه) پس اصلا لازم نیست خودش رو در معرض خطر قرار بده. پس اولین مشکلم اصلا حضور شاه شب وسط جنگه.

دومین مشکلم با ویسریونه. مگه ویسریون وایت نیست؟ پس چرا با اتش اژدها از بین نرفت؟

سومین مشکلم دقیقا همینه. وایتها حتی صدای چکیدن خون آریا رو متوجه میشدن. پس چطور وایت واکرا متوجه پریدن و یهویی ظاهر شدنش نشدن؟( نتیجه می گیریم که وایت واکرها ناشنوا هستند!)

چهارمین مشکل، اگه به تصاویری که دوست عزیزمون لطف کردن و فرستادن دقت کنید می بینید که وایت واکرها دور شاه شب و برن حلقه زدن( دایره کامل) و اریا یهو از یه جایی (به قول خودتون به زاویه پرش دقت کنید، از بالا نیست) از پشت سر به شاه شب حمله می کنه و جالب اینه که هیچکدوم از وایت واکرها واکنشی نشون نمیدن.

پنجمین مشکل اینه که خیلی ها ادعا می کنند که برن همه این نقشه ها رو کشیده و همه چی از قبل برنامه ریزی شده بود و سوال من اینه چطوری؟ می دونیم که برن کلاغ سه چشمه و می تونه از دریچه های درخت ها یا وارگ شدن وقایع گذشته و حال رو ببینه ولی آینده رو چی؟ برن سبز بینه و می تونه وقایع آینده رو ببینه اما وقایع آینده همیشه به صورت رمز به نمایش در میان. نامفهوم و مبهم. توی کتاب خیلی روی این موضوع کار شده توی سریال کمتر. ولی مثلا ملیساندر رو می بینیم که می تونه یه چیزهایی رو پیش بینی کنه یا جوجن رو ولی نه دقیقا. حالا برن چطور اینقدر دقیق اینده رو دیده و برنامه ریزی کرده باز جای سواله

هنوز خیلی چیزهای دیگه هم هست که دلم می خواد بگم. من بازی تاج و تخت رو خیلی دوست دارم. اگر بازی تاج و تخت برای من هم فقط یه فیلم تفننی بود و به این فکر می کردم که چه خوب شد که شخصیتهایی که دوسشون داشتم نمردن و چه جنگ خفنی بود و چه جلوه های ویژه باحالی داشت، الان اینقدر افسرده نشده بودم. بیخود نبود که مارتین گفته رود سریال باید حداقل ۵ فصل دیگه ادامه پیدا کنه تا حق مطلب ادا بشه. اینجوری فقط سر هم بندیش کردن. این قسمت نشون داد که نبودن نویسنده فوق العاده ای مثل مارتین چه بر سر این فیلم اورده!

به هر حال دیگه نمی خوام بهش فکر کنم.  

کسی می دونه کتاب ۶ ام مارتین کی قراره چاپ بشه؟

 

 

شاه اعتمادش به دور وریاش بوده

واقعا نمیدونسته یکی ممکنه خودشو به ش برسونه که واقعا جای سوال داره که چجوری بهش رسید

شاه از حلقه جدا شده بود خیلی اروم اومده بود رسیده بود به برن پس اریا میتونسته با فاصله از بقیه بیاد به شاه برسه

وایت واکرا هم کر نبودن چون اریا تو کتابخونه با پرتاب یه کتاب گولشون زد وقتیم خارج شد با صدای بستن در رفتن دنبالش 

سریال برنو درست به ما معرفی نکرد که چطور با مرگش شب طولانی به وجود میاد ضعف بزرگ سریال و ماست مال کردن دوفصل آخرو قبول دارم 

واقعا من درک نمیکنم فراموشی مردم نسبت به تاریخ چند هزارسال پیش چه سودی برای شاه. داشته که من فکر نمی‌کنم شاه دوبال ایو جور فراموشی برای مردم بوده

اون میتونست با کشتن مردم و تبدیلشون حافظشونو پاک کنه نه با سوزوندن کتابا، کتابای خاک خورده بایگانی کتابای مردم فقیر کناب نخون 

این که میگن برن نقشه کشیده نظر و حدس مردمه

نبرد با ویسریون، اژدهای جان فقط گازش میگرفت و هیچ آتیشی درکار نبود منم دنبال آتیش بودم

اژدها فقط به فرمان دنریس با آتیش حمله میکنن وقتی شاهو سوزوند یا تو فصلای قبلی همیشه با دستور دنریس بوده.... 

سریال بشدت ماست مال شده فقط همینو قبول دارم

 

 

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کسایی که کتاب رو از سایت سفارش دادن جواب بدن که آیا ترجمه شدس یا زبان اصلیه؟؟؟ برام جالب شد که کتاب رو بخونم ^-^

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همه خسته نباشن.شر شاه شب که چه عرض کنم ،این شاه نصفه شب بود!  کنده شد
از همه ی اینا به کنار انصافا کسی برای این همه دوتراکی بدبخت دلش نسوخت؟  این بدبخت ها رو از یک قاره دیگه آورددن ،از علفزار بزرگ ، و در تاریکی بزرگ غرق کردن....  بهترین نیروی سوارکار که داشتیم به فنا رفت.
اصلا اینها فرمانده داشتن خیر سرشون. یکی مثل جورا دی اندال فرمانده شون بود.  اصلا تا حالا کدوم احمقی وینترفل رو ول کرده و به سمت شمال راست راستکی که شاه شب و اراذل و اوباشش تشریف دارند تخت گاز رفته؟
از من می پرسین یکی به خاطر سرسیِ ملعون! ه که دوتراکی ها اونجور قلع و قمع شون می کردن و البته بیشتر به این خاطر که بعد از پیروزی و سلامتی دوتراکی قرار بود چه قشقرقی توی کینگزلندینگ راه بیفته ....فکرشو بکنین...
اصلا بیشتر کار دی اند دی بود. دوتراکی ها رو دستشون می موند .   حالا آویژه ها بچه های خوبی اند و مشکل ایجاد نمی کنند!
با بقیه سریال هم فعلا کاری ندارم  فقط حیف زنده نبودم که دونداریون رو دوباره زنده  کنم.

به اشتراک گذاری این پست


لینک به پست
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال نظر یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید نظر ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در انجمن ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×