<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ghost</id>
	<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ghost"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Ghost"/>
	<updated>2026-06-03T21:23:37Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.2</generator>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ghost&amp;diff=15024</id>
		<title>بحث کاربر:Ghost</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ghost&amp;diff=15024"/>
		<updated>2015-09-04T12:25:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: صفحه‌ای جدید حاوی « &amp;lt;div style=&amp;quot;width: 100%; background-color: #000000; text-align: center; padding: 8px 0px 8px 0px; font-family:tahoma; color:white&amp;quot;&amp;gt;Ghost&amp;lt;/...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;width: 100%; background-color: #000000; text-align: center; padding: 8px 0px 8px 0px; font-family:tahoma; color:white&amp;quot;&amp;gt;Ghost&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| align=&amp;quot;center&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:left;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|{{کاربر کتابدوست}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|{{الگو:کاربر جغرافیا}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|{{کاربر والریا}}&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
|}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%85%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;diff=15023</id>
		<title>ایلیریو موپاتیس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%85%D9%88%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;diff=15023"/>
		<updated>2015-09-04T12:16:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = '''ایلیریو موپاتیس'''| تصویر          = [[پرونده:Illyrio mopatis by amok.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = ایلیریو موپاتیس اثر Amok| القاب          =تاجر پنیر&amp;lt;br /&amp;gt;مرد چاق&amp;lt;br /&amp;gt;لرد پنیر&lt;br /&gt;
| عنوان          =ارباب(وکیل)[[پنتوس]]| خاندان     =[[خاندان تارگرین]]| تابع     =| نژاد           =| فرهنگ        =پنتوشی| همسر         =اول:خویشاوند شاهزاده ی پنتوس&amp;lt;br /&amp;gt;دوم:[[سرا&lt;br /&gt;
]]| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد)&amp;lt;br /&amp;gt;[[نزاع شاهان]](اشاره شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[یورش شمشیرها]](اشاره شده)&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[ضیافتی برای کلاغ ها]](اشاره شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| نشان   =| بازیگر      =راجر الام(Roger Allam)| سریال      = [[فصل اول]]}}&lt;br /&gt;
ایلیریو موپاتیس یک ارباب ثروتمند و قدرتمند در شهر آزاد [[پنتوس]](Pentos) و تاجر ادویه،سنگ های قیمتی،[[استخوان اژدها]](Dragonbone) و چیزها ی دیگر است.{{رف|بتت|3}}او بسیار چاق است و موهایی زرد و ریشی دوشاخه دارد.برای مدتی او بعنوان متولی [[تارگرین]] های در تبعید به آنها خدمت کرد و در حال حاضر بدنبال برگرداندن آنها به تخت آهنین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو قد بلند و دچار چاقی مفرط است.او ریش زرد روغن زده ی دو شاخه و دندان های زرد شکسته دارد.{{رف|بتت|3}}چشمان او به چشمان خوک شباهت دارد و گونه های چاقی دارد.لباس خوابش بقدری بزرگ است که میتوان از آن بعنوان یک خیمه ی تورنومنت استفاده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او [[تیریون]] (Tyrion)را به یاد گاو دریایی مرده ای که آب آن را به یکی از حفره های زیر [[کسترلی راک]] (Casterly Rock) آورده بود می اندازد.او عادت دارد که به یکی از شاخه های ریشش دست بکشد،که تیریون این حرکت را بسیار ناپسند میداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[دنریس]] در تخت روان بهمراه [[ویسریس]](Viserys) و ایلیریو در راه رفتن به محل سکونت [[کال دروگو]](Khal Drogo)  بود،میتوانست بوی زننده ی بدن ایلیریو را با وجود عطرهای بسیار و سنگینی که ایلیریو به خود زده بود، حس کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنگ های انگشترهای جواهرنشان روی دستانش،عقیق و اوپال،چشم ببر و کهربا،یاقوت سرخ،لعل بنفش،یاقوت کبود،زمرد،کهربای سیاه و یشم،یک الماس سیاه، و یک مروارید سبز است.تیریون با خودش فکر میکند که با این انگشترها سالها میتواند زندگی کند،ولی برای بدست آوردن آنها نیاز به یک تبر دارد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Varys and Illyrio.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|واریس و ایلیریو در سرداب قلعه ی سرخ]]پیش از آن ،زمانیکه [[آریا]]، ایلیریو و واریس(Varys) را در سرداب [[قلعه سرخ]] میبیند،به نظرش آمد که به سبکی و آرامی راه میرود و وزنش را حمل میکند مانند توانایی های یک [[رقصنده ی آب]](water dancer).انگشترهایش در نور مشعل میدرخشیدند،طلای سرخ و نقره،تزئین شده با یاقوت سرخ و کبود،و چشم ببر زرد؛درهرانگشت یک انگشتر و در بعضی دو انگشتر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ایلیریو در جوانیش یک [[مزدور]](Sellsword) عضلانی و فوق العاده خوش قیافه بود.&lt;br /&gt;
مجسمه ای از او در دوران جوانیش که بوسیله ی [[پیتو مالانون]] تراشیده شده،حیاط خانه اش را زینت بخشیده است.این مجسمه یک پسر برهنه که در یک استخر مرمرین ایستاده و آماده برای دوئل کردن با یک شمشیر [[براوو]] در دست را نشان میدهد.او لاغر اندام وخوش قیافه است،سنش بیش از شانزده سال نیست،با موهای صاف بلوند که تا شانه هایش رسیده است.این مجسمه آنقدر طبیعی به نظر میرسد که برای تیریون چند لحظه طول کشید تا متوجه شود که او از مرمر نقاشی شده درست شده است،ولی شمشیرش مانند فولاد واقعی نور را منعکس میکرد و سوسو میزد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو میگوید که یکبار زمانیکه به این مجسمه از دوران جوانیش نگاه کرده و بعد به خودش در زمان حال نگاه کرده گریه کرده است.{{رف|ربا|1}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
در جوانی،ایلیریو یک براوو فقیر بوده که با شمشیرش زندگی میکرده است.بعد از اینکه واریس جوان وارد پنتوس شد،این دو با هم دوست شدند و باهم کار کردند و بسیار ثروتمند شدند.ایلیریو احترام زیادی بدست آورد و تبدیل به شخص محترمی شد و با دختر باکره ی یکی از خویشاوندان [[شاهزاده ی پنتوس]](Prince of Pentos) ازدواج کرد.فقط با کمک واریس بود که او به چنین موقعیتی رسید که دختر یک ارباب تمایل به ازدواج با او داشته باشد.{{رف|چگم|}}بعد ازاینکه همسر اولش مرد او حداقل یکبار دیگر ازدواج کرد،با [[سرا]](Serra) یک دختر لایسنی که در یک فاحشه خانه کار میکرد.این موضوع باعث خشم شاهزاده شده و ورود ایلیریو به کاخ را برای همیشه منع کرد.ایلیریو با سرا بسیار خوشحال بود،تا زمانیکه یک [[کشتی تجاری براووسی]](Braavosi trading galley) ،ناقل بیماری،در پنتوس لنگر انداخت.بیاری بوسیله ی موشها از کشتی خارج شد و باعث مرگ دوهزار نفر گشت که سرا هم دربین آنها بود.ایلیریو یک لاکت با عکس سرا و دستهای اورا بعنوان یک یادآوری ازعشق از دست رفته اش نگه میدارد.{{رف|ربا|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی چندین دهه بعد از رفتن واریس برای خدمت در [[وستروس]]،این دو هنوز ارتباط نزدیکی با هم دارند.ایلیریو تارگرین های باقیمانده را در خانه اش تحت حفاظتش نگه داشته است.دنریس و ویسریس تارگرین به مدت نیمی از سال تا زمان ازدواج دنی با کال دروگو در خانه ی او اقامت داشتند.ایلیریو در ابتدا تحت تاثیر زیبایی بسیار دنریس قرار گرفت و به از سر راه برداشتن ویسریس و به همسری گرفتن دنریس فکر کرد،ولی به سرعت از این ایده دست کشید به این دلیل که باور داشت که دخترک خیلی ترسو،خجالتی و وحشت زده است و ازدواج با او هیچ لذتی برای او بهمراه نخواهد داشت.اوادعا میکند بخاطر قولی که ویسریس به او داده بوده که بمحض بدست آوردن [[تخت آهنین]] او را [[ارباب سکه ها]] (Master of Coin) میکند از این دو حفاظت کرده است.{{رف|ربا|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رویدادهای اخیر==&lt;br /&gt;
'''بازی تاج و تخت'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:Illyrio Dragon Eggs.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|ایلیریو و تخم های اژدها اثر Amok]]ظاهرا علاقه ی ایلیریو به تارگرین ها به دلایل صرفا مالی است،اوانتظار دارد زمانیکه تارگرین ها دوباره به قدرت رسیدند برای سپاس گذاری و حق شناسی به او ثروت زیادی بدهند.او همچنین با گفتن اینکه مردم وستروس منتظر پادشاه برحقشان هستند و اینکه مردان به سلامتی او مینوشند و زنان پنهانی پرچم های اژدها میدوزند،حس جاه طلبی ویسریس را تحریک و شعله ورترمیکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو ترتیب ازدواج دنریس با کال دروگو را داد تا از [[کالاسار]] قدرتمند دروگو برای تهاجم به وستروس استفاده کنند.او هم چنین با واریس،ارباب زمزمه های پادشاه رابرت(Robert Baratheon) کار میکرد،برای ایجاد یک دوره ی ضعف و عدم ثبات استراتژیک و آماده سازی زمینه ی تهاجم تارگرین ها به وستروس.او به دنریس در روز عروسی اش سه تخم اژدهای سنگ شده هدیه داد،و انتظار نداشت که این تخم ها توسط دنریس شکسته شوند و تبدیل به جوجه اژدها شوند.و این اژدهایان ارزش بسیار بیشتری از آنچه که ایلیریو امید داشت از دنریس بعد از رسیدنش به تاج تخت دریافت کند، داشتند.{{رف|بتت|3}}{{رف|بتت|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از آن زمانیکه ادارد استارک(Eddard Stark) به پادشاه رابرت براتیون گفت که او نمیتواند به دنریس تارگرین آسیبی برساند ،رابرت به او گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|یه پنتوشی آبله رو تاجر پنیر،اون و برادرش و در ویلای خودش با خواجه ها در هر طرف تحت محافظت داشت و حالا اونارو تحویل دوتراکیها داده.باید سالها پیش که دست یافتن بهشون آسون بود،ترتیب کشتنشون رو میدادم،اما جان به بدی تو بود.نشانه ی حماقت منه که به حرفش گوش کردم.{{رف|بتت|12}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Illyrio Targaryens.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|ایلیریو بهمراه دنریس و ویسریس تارگرین در پنتوس]]رابرت خبر نداشت که ایلیریو از طرف دوستش واریس،ارباب زمزمه ها ی خود پادشاه رابرت، تارگرین های باقیمانده را تحت حفاظت گرفته.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نزاع شاهان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو همچنان به مراقبت از دنریس ادامه داد،برای او [[بلواس نیرومند]](Strong Belwas) و ملازمش [[آرستان ریش سپید]](Arstan) را بهمراه سه کشتی فرستاد تا او را به پنتوس برگردانند.{{رف|نش|63}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیرها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به یکی از کشتی های ایلیریو توسط [[سالادور سان]](Salladhor Saan) ،که بعنوان لرد [[خلیج بلکواتر]](Blackwater Bay) نامیده شده بود،حمله شد و این کشتی مصادره شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''رقصی با اژدهایان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از اینکه تیریون لنیستر محکوم به خیانت بخاطر مسموم کردن پادشاه [[جافری براتیون]](Joffrey Baratheon) شد،واریس ترتیب خروج مخفیانه و قاچاقی او را از [[قدمگاه پادشاه]](King's Landing) داد و او را تحت حفاظت ایلیریو قرار داد.وقتی تیریون به پنتوس رسید ایلیریو به او خوشامد گفت،او از تیریون میزبانی کرد و به راهی برای لرد کسترلی راک شدن پیشنهاد کرد.او درباره ی دنریس تارگرین با تیریون صحبت کرد.تیریون هر چند با بی میلی و محتاطانه ولی  این رو شانسی برای بدست آوردن حق طبیعی خودش دید و پذیرفت که به سوی دنریس سفر کند.ایلیریو هم چنین فاش کرد که بخاطر ارباب سکه های هفت پادشاهی شدن از تارگرین ها حمایت میکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانیکه تیریون بخاطر شکش سوالات بیشتری راجع به انگیزه ی واقعی ایلیریو برای کمک به ملکه دنریس میپرسد،ایلیریو گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|همه ی کارهایی که یه مرد میکنه برای سود و منفعت نیست،اگر میخواهی باور کن یا نه،ولی احمق های پیر و چاقی مثل من هم دوستانی دارند،و محبت هایی که باید جبران بشن.{{رف|ربا|5}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو و تیریون در یک تخت روان سفر کردند تا بالاخره به یکی دیگر از گروه های همکار ایلیریو رسیدند{{رف|ربا|1}}.ایلیریو،تیریون را به هالدون(Haldon) و رولی داکفیلد(Rolly Duckfield) سپرد،تا سفرشان را از راه دریا به ولانتیس(Volantis)ادامه دهند.&lt;br /&gt;
ایلیریو برای آنها آرزوی یک سفر خوشایند میکند و به پنتوس و خانه اش بازمیگردد.[[گریف]](Griff) میگوید که ایلیریو آنقدربه تریارک نیسوس واسار (Triarch Nyessos Vhassar) از حزب فیل پول داده است که کاملا به او مسلط شده.{{رف|ربا|18}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تریستان ریورز(Tristan Rivers) که ایلیریو ،به [[گروهان طلایی]](Golden Company) این تصور نادرست را داده که خواهر [[پادشاه گدا]](the Beggar King) ،دنریس،یک ملکه خردسال انعطاف پذیر و آسیب پذیر است.{{رف|ربا|24}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|دنیا یک تار عنکبوت بزرگه,و یه مرد جرات لمس یک رشته رو هم نداره که مبادا بقیه ی رشته ها هم بلرزند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|سیاه یا قرمز،یک اژدها هنوز هم یک اژدهاست.{{رف|ربا|5}}|ایلیریو موپاتیس به تیریون}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|همه ی شما وستروسی ها شبیه هم هستید،یه جانورو رو یه تیکه ابریشم میدوزید،و یکدفعه همتون شیر و اژدها و عقابید.|نظرایلیریو موپاتیس درباره ی اینکه مردم نباید خودشون رو بعنوان نشان های نقاشی شده ی خاندانشون بنامن.}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول هایی درباره ی ایلیریو==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ایلیریو به هیچ چیزی به جز ایلیریو باور نداره،شکم پرستان انسان های حریصی هستند،و ارباب ها آب زیر کاهن.ایلیریو موپاتیس هردوشونه.{{رف|نش|40}}|سر [[جورا مورمونت]](Jorah Mormont)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|مقدار خیلی کمی از اون چه که مرد چاق پیش بینی کرده بود اتفاق افتاد.|گریف به [[سپتا لمور]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ایلیریو:بله،هر دوستی از دوستان من در آن سوی آبها، دوست ایلیریو موپاتیس هم هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیریون:و من به هر کدام از دوستان واریس عنکبوت اعتماد میکنم فقط تا زمانیکه ....{{رف|ربا|1}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|تیریون:به من بگو که چرا اینکه چه کسی در وستروس تاج رو روی سرش میگذارد برای یه ارباب از پنتوس باید مهم باشه؟چه سودی در این اقدام مخاطره آمیز برای شما هست،سرورم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایلیریو:من یک مرد پیرم و از این دنیا و خیانتهاش خسته شدم.این خیلی عجیبه که بخواهم قبل از اینکه فرصتم در این دنیا تموم بشه یه کار خوب بکنم،به یک دختر کوچک دوست داشتنی کمک کنم که حقش رو بگیره؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیریون:یکم دیگه به من پیشنهاد یه دست زره جادویی و یه کاخ در [[والریا]] میدید.|تیریون در حال پرسیدن دلایل کمک ایلیریو به تارگرین های تبعید شده.{{رف|ربا|5}}}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:کارکتر های پنتوس]][[رده:شهرهای آزاد]][[رده:بازرگان]]&lt;br /&gt;
[[en:Illyrio Mopatis]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=14971</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=14971"/>
		<updated>2015-08-20T11:52:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نزاع شاهان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}[[پرونده: The hound by ammotu.jpg|250px|راست|بندانگشتی| سندور کلگان، اثر Ammotu © ]]وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی سر دانتوس خودش را با حضور مست و بلاس های نامناسب در مسابقه، بی آبرو کرد، سانسا او را از خشم جافری نجات داد، داستانی از خودش درست کرد که کشتن یک مرد در روز نامگذاری، خوش یمن نیست. جافری این ایده را مسخره کرد و پیشنهاد داد که او هم باید همراه با سر دانتوس در شراب غرق شود، ولی تازی به کمک سانساآمد و به جافری گفت &amp;quot; چیزی که یک مرد در روز نامگذاری اش بکارد، در طول سال درو میکند&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد،  [[تیریون لنیستر]] همراه قشون لنیستر و [[قبایل کوهستان]] رسیدند. سندور به تیریون گفت که:&amp;quot; گفتند که مُردی&amp;quot; که تیریون هم جواب داد &amp;quot;من داشتم با پادشاه صحبت میکردم، نه با سگش&amp;quot;. بعد از اینکه جافری با برادر و خواهرش رفتند، تازی به تیریون گفت: &amp;quot;من اگه جای تو بودم، مواظب اون زبونم بودم، مرد کوچک&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که [[سانسا استارک|سانسا]] بعد از اولین ملاقاتش با [[دانتوس هلارد]] از [[جنگل خدایان]] برمیگشت، به سندور برخورد که او مست بود و در کنار درِ مخفی یک راه‌پله‌ی مارپیچی، تلو تلو میخورد. سندور او را با خشونت گرفت و از او سوال کرد که کجا بوده است. او دروغ سانسا درباره ی اینکه درحال دعاکردن برای پدرش و پادشاه بوده را، باور نکرد ولی وقتی که سر [[بروس بلانت]](Boros Blount) همین سوالات را از سانسا کرد، از او دفاع کرد: &amp;quot;تو انتظار داشتی که اون با این همه سروصدا بخوابه؟&amp;quot;. او زیبایی زنانه سانسا را تحسین میکرد، ولی هنوز به او به عنوان &amp;quot;پرنده ی کوچک احمقی که با هر سازی که برایش میزنند، میرقصد&amp;quot; نگاه میکرد. سندور از او خواست که آهنگ &amp;quot;یه شعری درباره شوالیه ها و دخترهای خدمتکار&amp;quot; بخواند، و احترام سانسا به &amp;quot;سوالیه های واقعی&amp;quot; را مسخره میکرد. سانسا در طول این برخورد با او وحشت زده بود، و فکر می کرد که وقتی دست او گرفته قصد آسیب رساندن را دارد، ولی سندور او را بدون آسیب به قلعه قرمز برمیگرداند.[[پرونده: Luaprata91 sandor sansa eve of battle.JPG|350px|چپ|بندانگشتی| سانسا و سندور ، در شب جنگ بلک واتر اثر Luaprata91 © ]]{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که آنها به پل متحرک رسیدند،سر بروس بلانت آنجا بود و به سانسا هشدار داده شد(سانسا فکر میکرد که او بدترین نگهابان پادشاهی است). تازی به سانسا گفت « این که چیزی نداره ازش بترسی، دختر. کشیدن یه خط روی وزغ، اونو تبدیل به ببر نمیکنه»؛ و به سر بروس گفت: «ریدم تو درجه ات! تو شوالیه ای، نه من. من سگ پادشاهم، یادته که؟» بلانت به سندور گفت که آن صداها به دلیل «یک مشت آدم احمق در جلوی دروازه» است که جلوی دروازه به جشن عروسی [[تایریک لنیستر]] اعتراض میکردند و اینکه جافری به آنها حمله کرده است. کلگان با دهان کج گفت: «چه پسر شجاعی».{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از ردشدن از وی پل متحرک، سانسا به تازی گفت که چرا اجازه میدهی که مردم تو را سگ صدا بزنند، ولی شوالیه نه؟. او پاسخش را با تعریف کردن داستان شکل‌گیری [[خاندان کلگان|خاندانش]] توضیح داد. «من سگ ها رو بیش از شوالیه ها دوست دارم... یه سگ برات میمیره، ولی هیچوقت بهت دروغ نمیگه. و مستقیم توی چشمات نگاه میکنه. و این بیشتر از کاریه که پرنده های کوچک انجام میدن، درسته؟». قبل از اینکه او سانسا را ترک کند گفت «خیلی خوشگلی و دروغگوی بدی هستی... اینجا همه دروغگو ان... و همه بهتر از تو» {{رف|نش|18}}[[پرونده: Sandor and stranger by Giliberti.jpg|300px|راست|بندانگشتی| سندور درحال گریختن از گینگز لندینگ با اسبش غریبه،  اثر M.Luisa Giliberti© ]]{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از [[جنگ اکسکراس]]، سندور سانسا را پیش پادشاه جافری میبرد.او اعتراض میکند که هیچ نقشی در خیانت برادرش ندارد، که کلگان با حالت تودماغی میگوید «اونا تو رو خوب تربیت کردند، پرنده کوچولو». جافری دستور داد سه نگهبان پادشاهی حاضر باشند تا او را کتک بزنند، ولی سندور با پادرمیانی سر دانتوس، اطاعت نکرد. کتک زدن او، فقط با ورود [[تیریون لنیستر|تیریون]] با [[بران]]، و [[تیمت]](Timett) پایان یافت. تیریون از کسی خواست که چیزی به سانسا بدهد تا خودش را بپوشاند، و سندور ردایش را باز کرد و روی سانسا انداخت.{{رف|نش|32}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
در طی شورش کینگز لندینگ، به کمک سانسا استارک آمد، وقتیکه دخترک نزدیک بود تویط انبوه جمعیت خشمگین، از اسبش بیافتد. خوی درنگی و وحشی‌گری و قدرت شمشیرزنی او، جمعیت را از سانسا دور کرد و او را از تجاوز و حتی کشته شدن نجات داد.{{سخ}}او در طول [[جنگ بلک واتر]]، قهرمانانه جنگید، ولی نهایت بعد از رد کردن فرمان [[تیریون لنیستر|تیریون]] برای برگشت به میدان رزم آتشین، دست از جنگ کشید.{{رف|نش|59}}قبل از گریختن، در اتاق سانسا استارک منتظر او شد و با حالت مستی به اون پیشنهاد داد که همراهش برود، ولی به جایش با تهدید چاقو، از او خواست که برایش آواز بخواند.{{رف|نش|62}} سانسا معتقد است که او [[بوسه‌ی انجام نشده|تازی او را بوسیده]]، و ردای شوالیه ای خونینش را که جاگذاست، نگه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=14970</id>
		<title>نایمریا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=14970"/>
		<updated>2015-08-20T10:51:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* ضیافتی برای کلاغ‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ابهام زدایی|نایمریا (ابهام زدایی)}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[file:خاندان Martell.PNG|50px|left]] نایمریا [[file:خاندان Martell.PNG|50px|right]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[File:Queen Nymeria.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر InTheArmsOfUndertow&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =پرنسس&amp;lt;br /&amp;gt;ملکه&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| تابع     =[[خاندان مارتل]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =[[روینار]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[روینار]]&lt;br /&gt;
| همسر         =[[مورس مارتل]]&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[شوالیه آواره]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[بازی تاج و تخت]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[نزاع شاهان]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[ضیافتی برای کلا‌غ ها]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[رقصی با اژدهایان]] (یاد شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =&lt;br /&gt;
| سریال      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
نایمریا ملکه‌ای جنگجو{{رف|بتت|ضمیمه}} و پرنسسی&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]: مدخل «جزیره‌ی زنان»&amp;lt;/ref&amp;gt; از [[روینار]] بود. پس از آنکه [[والریا]] روینار را فتح کرد، نایمریا اهالی روینار را به [[دورن]] [[مهاجرت روینار|هدایت کرد]]. او در آنجا با لرد [[مورس مارتل]] ازدواج کرد و ا ز آن زمان تاکنون [[خاندان مارتل|خاندان نایمروس مارتل]] بر دورن حکومت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخ ==&lt;br /&gt;
نایمریا در قصرش در [[نای سر]] حکومت می‌کند.{{رف|ربا|14}} وقتی [[ممالک مستقل والریا]] [[روینار]] را به کمک [[اژدها]]یانشان فتح کردند، نایمریا بازماندگان روینار را به تبعیدی خودخواسته از [[ایسوس]] هدایت کرد. نایمریا و مردمش برای مدتی در آبولو، یکی از [[جزایر تابستان]] زندگی کردند؛ جزیره‌ای که امروزه [[جزیره زنان]] نامیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]: مدخل «جزیره زنان»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملکه جنگجو سپس ده هزار کشتی را از آنسوی [[دریای باریک]] به سواحل [[دورن]] در جنوب [[وستروس]] آورد.{{رف|بتت|7}} او سپس با [[خاندان مارتل]] از [[سان اسپیر]] متحد شد و لرد [[مورس مارتل|مورس]] را به عنوان همسرش برگزید و ناوگان روینار را سوزاند.{{رف|ربا|6}}{{رف|ربا|50}} اتحاد مارتل-روینار باقی [[دورن]] را [[مهاجرت روینار|فتح]] کرد.{{رف|بتت|ضمیمه}} نایمریا شش پادشاه شکست خورده ی دورن را به [[نگهبانان شب|نگهبانی شب]] فرستاد.{{رف|ضبک|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نایمریا الهام‌بخش کتاب‌های ''[[ده هزار کشتی]]'' و ''[[عشق های ملکه نایمریا]]'' بود.{{رف|ضبک|40}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[آریا استارک]] به افتخار ملکه‌ی افسانه‌ای، [[دایرولف]]ش را «[[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]]» نامگذاری می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
پرنسس [[آریانه مارتل]] در حالی که به آسمان شب [[درون]] خیره شده، تصور می‌کند که ستاره‌ی درخشان سفید آسمان ملکه نایمریا و [[و:کهکشان|نوار شیری]] پشت آن ده هزار کشتی اوست.{{رف|ضبک|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی [[آریا استارک]] و [[مرد مهربان]] منشا «گربه» را با هم برنامه‌ریزی می‌کنند، آریا نام کشتی که او را به [[براووس]] آورده، ''نایمریا'' می‌گذارد.{{رف|ضبک|22}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|او به زیرکی هر مردی بود، و من نیز این چنین خواهم بود.{{رف|ضبک|21}}|[[آریانه مارتل]]، در حال فکر کردن به نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
[[File:Rhoynar invasion.jpeg|350px|thumb|نایمریا ارتشش را به [[دورن]] [[مهاجرت روینار|هدایت می‌کند]].&amp;lt;br&amp;gt;اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria]]&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان مارتل]][[رده:شخصیت های روین]][[رده:شخصیت های دورن]][[رده:قهرمانان افسانه ای]][[رده:حکام]][[رده:زنان اشرافی]][[رده:زنان جنگجو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=14969</id>
		<title>نایمریا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=14969"/>
		<updated>2015-08-20T10:50:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ابهام زدایی|نایمریا (ابهام زدایی)}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[file:خاندان Martell.PNG|50px|left]] نایمریا [[file:خاندان Martell.PNG|50px|right]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[File:Queen Nymeria.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر InTheArmsOfUndertow&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =پرنسس&amp;lt;br /&amp;gt;ملکه&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| تابع     =[[خاندان مارتل]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =[[روینار]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[روینار]]&lt;br /&gt;
| همسر         =[[مورس مارتل]]&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[شوالیه آواره]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[بازی تاج و تخت]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[نزاع شاهان]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[ضیافتی برای کلا‌غ ها]] (یاد شده)&amp;lt;br /&amp;gt;[[رقصی با اژدهایان]] (یاد شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =&lt;br /&gt;
| سریال      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
نایمریا ملکه‌ای جنگجو{{رف|بتت|ضمیمه}} و پرنسسی&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]: مدخل «جزیره‌ی زنان»&amp;lt;/ref&amp;gt; از [[روینار]] بود. پس از آنکه [[والریا]] روینار را فتح کرد، نایمریا اهالی روینار را به [[دورن]] [[مهاجرت روینار|هدایت کرد]]. او در آنجا با لرد [[مورس مارتل]] ازدواج کرد و ا ز آن زمان تاکنون [[خاندان مارتل|خاندان نایمروس مارتل]] بر دورن حکومت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخ ==&lt;br /&gt;
نایمریا در قصرش در [[نای سر]] حکومت می‌کند.{{رف|ربا|14}} وقتی [[ممالک مستقل والریا]] [[روینار]] را به کمک [[اژدها]]یانشان فتح کردند، نایمریا بازماندگان روینار را به تبعیدی خودخواسته از [[ایسوس]] هدایت کرد. نایمریا و مردمش برای مدتی در آبولو، یکی از [[جزایر تابستان]] زندگی کردند؛ جزیره‌ای که امروزه [[جزیره زنان]] نامیده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]: مدخل «جزیره زنان»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملکه جنگجو سپس ده هزار کشتی را از آنسوی [[دریای باریک]] به سواحل [[دورن]] در جنوب [[وستروس]] آورد.{{رف|بتت|7}} او سپس با [[خاندان مارتل]] از [[سان اسپیر]] متحد شد و لرد [[مورس مارتل|مورس]] را به عنوان همسرش برگزید و ناوگان روینار را سوزاند.{{رف|ربا|6}}{{رف|ربا|50}} اتحاد مارتل-روینار باقی [[دورن]] را [[مهاجرت روینار|فتح]] کرد.{{رف|بتت|ضمیمه}} نایمریا شش پادشاه شکست خورده ی دورن را به [[نگهبانان شب|نگهبانی شب]] فرستاد.{{رف|ضبک|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نایمریا الهام‌بخش کتاب‌های ''[[ده هزار کشتی]]'' و ''[[عشق های ملکه نایمریا]]'' بود.{{رف|ضبک|40}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[آریا استارک]] به افتخار ملکه‌ی افسانه‌ای، [[دایرولف]]ش را «[[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]]» نامگذاری می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|پرنسس [[آریانه مارتل]] در حالی که به آسمان شب [[درون]] خیره شده، تصور می‌کند که ستاره‌ی درخشان سفید آسمان ملکه نایمریا و [[و:کهکشان|نوار شیری]] پشت آن ده هزار کشتی اوست.{{رف|ضبک|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی [[آریا استارک]] و [[مرد مهربان]] منشا «گربه» را با هم برنامه‌ریزی می‌کنند، آریا نام کشتی که او را به [[براووس]] آورده، ''نایمریا'' می‌گذارد.{{رف|ضبک|22}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|او به زیرکی هر مردی بود، و من نیز این چنین خواهم بود.{{رف|ضبک|21}}|[[آریانه مارتل]]، در حال فکر کردن به نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
[[File:Rhoynar invasion.jpeg|350px|thumb|نایمریا ارتشش را به [[دورن]] [[مهاجرت روینار|هدایت می‌کند]].&amp;lt;br&amp;gt;اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria]]&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان مارتل]][[رده:شخصیت های روین]][[رده:شخصیت های دورن]][[رده:قهرمانان افسانه ای]][[رده:حکام]][[رده:زنان اشرافی]][[رده:زنان جنگجو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1&amp;diff=14968</id>
		<title>وایت هاربر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1&amp;diff=14968"/>
		<updated>2015-08-19T19:23:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* ضیافتی برای کلاغ ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{سکونتگاه&lt;br /&gt;
| نام =وایت هاربر&lt;br /&gt;
| تصویر =[[پرونده:White Harbor by cabepfir.jpg|بندانگشتی|چپ]]&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| مکان =[[شمال]]، [[وستروس]]&lt;br /&gt;
| نوع_سکونتگاه =شهر بندری&lt;br /&gt;
| حاکم =[[خاندان مندرلی]]&lt;br /&gt;
| نوع_حاکمیت =[[فئودالیسم|لرد فئودال]]&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
| مذهب =[[مذهب هفت]]&lt;br /&gt;
| جمعیت =&lt;br /&gt;
| اندازه =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار =&lt;br /&gt;
| ویرانی =&lt;br /&gt;
| دلیل_نامگذاری =خلیجی در دهانه ی رودخانه ی [[وایت نایف]] بودن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| مکانها =[[ولفس دن]]، [[سپت برف]]، قلعه ی جدید&lt;br /&gt;
| سازمانها =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{Location map|The North |long = 36 |lat = -40 |label = '''وایت هاربر''' |float = left |caption = [[شمال]] و موقعیت وایت هاربر}}&lt;br /&gt;
'''وایت هابر''' شهر بندری بزرگی در [[شمال]] (the North) و جایگاه [[خاندان مندرلی]] (House Manderly) است. شهر در جنوب [[وینترفل]] (Winterfell) واقع شده و بزرگترین ماندگاه در شمال [[نک]] (the Neck) است اما کوچکترین شهر در میان پنج شهر بزرگ [[وستروس]] (Westeros) می باشد. وایت هاربر بندر تجاری اصلی شمال است. موقعیت شهر در دهانه ی [[وایت نایف]] (White Knife) فرصت های تجارت با مناطق دورتر شمال را فراهم می کند.{{رف|بتت|14}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وایت هابر به خاطر موقعیتش ارتباط بیشتری با جنوب دارد و شوالیه ها و پیروان [[مذهب هفت]] (Faith of the Seven) در وایت هاربر بیشتر از هرجای دیگری در شمال است. شهر به میدان های ماهی گیری خیلی خوبی دسترسی دارد و همچنین خانه ی نقره کاران بسیاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
شاه [[جان استارک]] (Jon Stark) پس از آنکه غارتگرانی را که از خلیج به عنوان پایگاهی برای یورش های درون مرزی استفاده می کردند، بیرون انداخت، قلعه و بعدها شهر وایت هاربر را بنا نهاد.{{رف|بتت|66}} قرن ها بعد شهر به مندرلی ها داده شد، خاندانی تبعید شده از [[رودخانه ی مندر]] (Mander River) در [[ریچ]] (the Reach)، به سبب خدمت وفادارانه به [[پادشاه شمال|پادشاهان شمال]] (Kings in the North).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Folko Streese white harbour.JPG|بندانگشتی|چپ|400px|وایت هاربر اثر Folko Streese- Flight Fantasy Games]]&lt;br /&gt;
شهر در شرقی ترین ساحل [[وایت نایف]] (White Knife) واقع شده است. شهر تمیز و خوب سازماندهی شده است، با خیابان های سنگ فرش مستقیم و عریض که قدم زدن در اطراف را آسان می کند. خانه ها از سنگ های آهکی با سقف های پرشیب قیراندود با پوشش خاکستری تیره ساخته شده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حوالی ===&lt;br /&gt;
* '''صخره ی فک'''، تخته سنگ عظیمی مشرف بر راه های به سمت بیرون خلیج که با حلقه ای از باروهای نخستین انسان ها احاطه شده، باروهایی که قرن ها خالی از سکنه و رها شده باقی ماندند. در حال حاضر کمانداران به همراه برج های عقرب (نوعی سلاح باستانی که شامل کمانی زنبورکی بر پایه ای ثابت می شود و می تواند 360 درجه بر آن پایه بچرخد) و آتش بارها ساکن آنها هستند. تخته سنگ به رنگ سبز و خاکستری، پنجاه قدم بالای آب از دور نمایان است. معمولا فک ها بر روی آن استراحت می کنند.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''خلیج''' به خلیج های داخلی و خارجی تقسیم می شود. خلیج خارجی بزرگتر است و بیشمار کشتی را می تواند جای دهد. خلیج داخلی لنگرگاه بهتری پیشنهاد می دهد و توسط دیوار شهر از یک سو و بلندای ولفس دن از سوی دیگر محافظت می شود و دیواری به بلندی یک مایل و ارتفاع سی قدم با برج هایی در هر صد یارد، واقع در اسکله ای که آن را از خلیج خارجی جدا می کند.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''[[ولفس دن]]''' یا قلعه ی قدیمی دژی باستانی است که هم اکنون به عنوان زندان استفاده می شود. قلعه در کنار آب، بیرون دیوارهای شهر قرار دارد. یک [[جنگل خدایان]] (Godswood) در میان دیوارهایش وجود دارد.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''بازار ماهی'''، بین خلیج خارجی و دروازه ی فک قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== درون دیوارها ===&lt;br /&gt;
شهر توسط دیوارهای نازکی حفاظت می شود. دروازه ی فک به داخل خلیج باز می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''[[محوطه ی ماهی]] (Fishfoot Yard)'''، میدانی سنگ فرش با فواره ای در مرکزش که درست سمت بیرونی دروازه ی فک قرار دارد. کوچه ای در آن وجود دارد که به فاحشه خانه ای راه دارد.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''[[ضرابخانه ی قدیمی]] (Old Mint)'''، در «[[محوطه ی ماهی]]» (Fishfoot Yard) قرار دارد و تا همین اواخر استفاده نمی شد تا آنکه به عنوان پناه گاه جنگ به کار گرفته شد.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''[[مارماهی تنبل]] (Lazy Eel)'''، میخانه ای معروف به عرضه ی پیرترین فاحشه ها و ناخوشایندترین شراب در وایت هابر، به همراه کلوچه های گوشت پر از روغن خوک و غضروف که در بهترین روزهایش غیر قابل خوردن و در بدترین روزهایش سمی است.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''پلکان قلعه''' خیابانی پلکانی است. خیابان راه عریض سنگ سفیدی است که از ولفس دن در کنار دریا به سمت قلعه ی جدید بر روی تپه اش بالا می رود. پری دریایی های مرمرین که کاسه هایی از روغن نهنگ در حال سوختن را در آغوش دارند، راه را روشن می کنند. از بالا می توانید هر دو خلیج را در پایین ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* '''[[سپت برف]] (The Sept of Snow)''' سپتی بزرگ با سقفی گنبدی شکل است که مجسمه های بلندی از هفت بالای آن قرار گرفته است.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قلعه ===&lt;br /&gt;
[[قلعه ی جدید]] جایگاه خاندان مندرلی است. قلعه در تپه ای درون دیوارهای شهر قرار گرفته است. راه عریض سنگ سفید پلکان قلعه از ولفس دن در پایین به سمت دروازه هایش می رود. راهرویی مخفی نیز قلعه را به ولفس دن مرتبط می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دادگاه مردماهی]] (Merman’s Court) تالار بزرگ قلعه ی جدید است که لرد مندرلی دادگاه ها و ضیافت هایش را در آن برگزار می کند. دیوارها، کف و سقف آن از الوارهایی چوبی ساخته شده که زیرکانه به هم متصل شده اند و با تمام موجودات دریایی تزیین شده است.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[کتلین تالی|کتلین استارک]] (Catelyn Stark) ''[[استورم دنسر]]'' (Storm Dancer) را کرایه کرد تا خودش و سر [[رودریک کسل]] (Rodrik Cassel) را از وایت هاربر به [[بارانداز پادشاه]] (King’s Landing) ببرد. لیدی کتلین با سر رودریک و عمویش، [[بریندن تالی]] (Brynden Tully) از [[دره ی ارن]] (Vale of Arryn) با ورود به وایت هاربر به شمال رسیدند. او و عمویش به همراه سر [[وایلیس مندرلی]] (Wylis Manderly) و حدود 1500 نفر از سربازانش وایت هاربر را به قصد ملاقات پسرش [[راب استارک|راب]] (Robb) در [[موت کیلین]] (Moat Cailin) ترک کردند. لرد [[وایمن مندرلی]] (Wyman Manderly) باقی ماند تا مراقب استحکامات وایت هاربر باشد و نیرویی دریایی گرد آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
استاد [[ایمون]] (Aemon) در [[نگهبانان شب]] (Night’s Watch) در درخواستی فوری زاغی را برای کمک به دفاع از [[کسل بلک]] (Castle Black) در مقابل [[وحشی ها]] (Wildings) به وایت هاربر فرستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
به شهبانو [[سرسی لنیستر|سرسی]] (Cersie) گزارش شد که [[داووس سیورث]] (Daavos Seaworth) در وایت هاربر اعدام شده است و سر و دستش دیوارهای وایت هاربر را مزین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[داووس سیورث]] (Daavos Seaworth) وقتی به وایت هاربر رسید، متوجه نیروی دریایی بزرگی شد طوری که خلیج داخلی با بیست و سه کشتی پارویی جنگی  پر شده بود.{{رف|ربا|15}} داووس در وایت هاربر بود تا از طرف [[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) با وایمن مذاکره کند. اگرچه او قبل از سفیران [[خاندان فری]] (House Frey) رسید. [[ریگار فری]] (Rhaegar Frey)، سر [[جرد فری]] (Jared Frey) و [[سایموند فری]] (Symond Frey) با بقایای [[وندل مندرلی]] (Wendel Manderly) که در [[عروسی سرخ]] (Red Wedding) مرده بود، آمدند.{{رف|ربا|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داووس در مقابل دادگاه مردماهی حاضر شد تا شرایط را برای مندرلی ها ارائه دهد تا از استنیس حمایت کنند. لرد وایمن برای حفظ جان پسر و وارث زنده اش، سر [[وایلیس مندرلی]] (Wylis Manderly) که در [[هارن هال]] (Harrenhal) اسیر است، در حضور فری ها داووس را به عنوان خائن  به زندان انداخت.{{رف|ربا|19}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مندرلی داووس را در ولفس دن زندانی کرد ولی زندانی دیگری را در سلول اعدام کرد. زندانی گردن زده شد و سرش در قیر فرو برده شد. انگشتان یکی از دستهایش نیز بریده شد تا شبیه داووس باشد. سپس سر و دست ها بر دیوارهای وایت هاربر نیزه زده شد تا به [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] (Lannisters) و فری ها دلایل کافی دهد تا وفاداری خاندان مندرلی به [[تخت آهنین]] (Iron Thrones) را باور کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که وایمن گزارشی دروغین به تخت آهنین فرستاد و وایلیس باز گردانده شد، لرد وایت هاربر داووس را آزاد کرد. او به شوالیه ی پیاز گفت که اگر داووس [[ریکان استارک]] (Rickon Stark) را بازآورد، او به استنیس براتیون سوگند وفاداری خواهد خورد. وایمن از طریق [[وکس پایک]] (Wex Pyke) متوجه شد که پسرک زنده است، اما یک قاچاقچی لازم است تا او را از [[اسکاگوس]] (Skagos) بازآورد.{{رف|ربا|29}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منطقه ی شمال}}&lt;br /&gt;
{{شهرها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فصل هایی که در وایت هاربر رخ می دهد ==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|* [[رقصی با اژدهایان-فصل 15|رقصی با اژدهایان: 15. داووس II]]&lt;br /&gt;
* [[رقصی با اژدهایان-فصل 19|رقصی با اژدهایان: 19. داووس III]]&lt;br /&gt;
* [[رقصی با اژدهایان-فصل 29|رقصی با آزدهایان: 29. داووس IV]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:White Harbor]]&lt;br /&gt;
[[رده:وایت هاربر]][[رده:شهرها]][[رده:قلعه ها]][[رده:دژها]][[رده:مکان های شمال]][[رده:خاندان مندرلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14967</id>
		<title>آدرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14967"/>
		<updated>2015-08-19T17:32:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:White walkers by reneaigner.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|آدر یا وایت واکر. اثر Rene Aigner]]&lt;br /&gt;
{{نقل قول|شیاطینی از برف و یخ و سرما ... دشمنی باستانی. تنها دشمنی که اهمیت داره.{{رف|یش|78}}|[[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) در توصیف آدرها.}} &lt;br /&gt;
آدرها که بین [[وحشی ها]] (Wildings) به «وایت واکر» شناخته می شوند، در شمال [[دیوار]] (Wall) وجود دارند. قبل از اتفاقات [[نغمه ای از آتش و یخ|داستان]] (Novel)، آدرها ظاهرا برای هزاران سال دیده نشده اند. تا به اینجا آدرها تنها دو بار در سراسر مجموعه از نزدیک حضور یافته اند و مقصودشان تا به حال نامعلوم مانده است.&lt;br /&gt;
== تاریخ ==&lt;br /&gt;
بنا بر افسانه ها، آدرها اولین بار تقریبا 8000 سال پیش از [[جنگ فتح]] (War of Conquest)، ظاهر شدند؛ در طول زمستانی که یک نسل طول کشید و دوره ای از تاریکی که به [[شب طولانی]] (the Long Night) شناخته می شود. سرانجام آنها از [[نگهبانان شب]] (Night’s Watch) و [[دیوار]] (The Wall) که به عنوان دفاع در مقابل آنها ساخته شده بود، شکست خوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تضادی آشکار، به نظر می رسد [[شاه شب|پادشاه شب]] (the Night’s King) با یک وایت واکر ازدواج کرد، اما پس از آنکه از آدرها شکست خورد، هرگز دوباره چیزی از او شنیده نشد و در جنوب دیوار به آن بیشتر از قصه ای برای ترساندن بچه های کوچک توجه نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود آنکه عجیب بود، ولی فرمانده ی کل [[جور مورمونت]] (Jeor Mormont) در گفتگویی با [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با نگرانی یادآور شد که ماهی گیران در حوالی ساحل [[ایست واچ کنار دریا|ایست واچ]] (Eastwatch) وایت واکرها را از دور دیده اند. او نگفت که آنها در ساحل شمال دیوار دیده شده اند یا در ساحل جنوب آن. تیریون با ذکر نام وایت واکرها نتوانست جلوی زبانش را بگیرد و پاسخ داد که ماهیگیران [[لنیسپورت]] (Lannisport) هم زیاد پری دریایی می بینند.{{رف|بتت|21}} آنگاه گفتگو به سمت تحرکات وحشی ها رفت که (در آن زمان) نگرانی عاجلتری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین حضور آدرها در مجموعه در [[بازی تاج و تخت- مقدمه|مقدمه]] (Prologue) اولین کتاب با کشتن دوگشتی از نگهبان شب بود. [[کرستر]] (Craster) نوزادان پسرش را به آدرها تسلیم می کند و همسرانش می گویند که آنها خود نیز وایت واکر می شوند اگرچه این موضوع تا کنون تصدیق نشده است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:White walker by arkoniel.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|وایت واکر اثر Mathia Arkoniel]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:John Picacio the Others.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|آدر- اثر John Picacio]]&lt;br /&gt;
آدرها در سرآغاز بازی تاج وتخت، بلند و لاغر با گوشتی به رنگ پریدگی شیر و چشمانی آبی، عمیق تر و آبی تر از چشمان انسان، سوزاننده مثل یخ و به درخشندگی و سردی ستارگان آبی ظاهر شدند.{{رف|نش|23}} وایت واکری که با [[پادشاه شب]] ازدواج کرده بود، نیز به طور مشابه، با داشتن پوستی به سفیدی ماه و چشمانی چون ستارگان آبی توصیف شده بود. [[ننه ی پیر]] (Old Nan) آنها را چیزهای مرده ی سردی توصیف می کند که از هرگونه حیات متنفرند، اما [[جرج آر. آر. مارتین]] در ایمیلی به هنرمند کتاب های کمیک تامی پترسون نوشته:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آدرها مرده نیستن. اونا عجیب، زیبا ...فکر میکنم، آه ... [[جن هایی]] (Sidhe) از جنس یخ، یا چیزی شبیه به اون ...نوع متفاوتی از زندگی ... فرای انسان، موزون و خطرناکند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها زرهی صیقلی می پوشند که با هر قدم رنگش عوض می شود؛ تقریبا شبیه زره پنهانی که یکبار گفته شد [[فرزندان جنگل]] (Children of the Forest) می پوشیده اند. بنا بر گفته های پترسون:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|صحبت های زیادی با جرج داشته ام.او به من راجع به شمشیرهای یخی و زره های بازتابنده و استتارگری گفت که تصویر اجسام اطراف را درست مثل یک برکه ساکن و تمیز می گیرند. او زیاد درباره ی آنچه آنها نیستند صحبت کرد، اما آنچه آنها هستند سختتر از آن است که بتوان در غالب کلمات آورد.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدرها شمشیرزنانی ممتازند و از شمشیرهای نازک کریستالی استفاده می کنند که گفته می شود آنقدر سردند که هر جسمی را که با آن ها در تماس باشد، خرد می کنند، از جمله تیغه های فولادی که [[نگهبانان شب]] در خدمت دارند.{{رف|بتت|مقدمه}} شمشیر آدری که [[سمول تارلی]] دید با نور ضعیف آبی سوسو می زد و تیغه ی یخی آبی آن شعله های مشعل [[گرن]] (Grenn) را با چنان جیغ مهیبی خاموش کرد که گویی در گوش سم سوزن فرو شد. وقتی از [[جرج آر. آر. مارتین]] سوال شد که آیا می داند شمشیر آدر از چه موادی ساخته می شود، پاسخ داد:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|یخ.اما نه مثل یخ معمولی قدیمی. آدرها کارهایی می تونن با یخ انجام بدن و موادی می تونن از آن بسازن، که ما نمی توانیم تصور کنیم&amp;lt;ref&amp;gt;[http://web.archive.org/web/20051103091500/nrctc.edu/fhq/vol1iss3/00103009.htm/ «مصاحبه با اژدها» کپی رایت 2003، رابرت شاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;.}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدرها به سبکی از روی برف می گذرند و هیچ ردی برای مشخص شدن محل عبورشان باقی نمی گذارند.حرکتشان به سرعت نور است. [[زبان ها|زبان]] شان (Language) ناشناخته است، گرچه خوانندگان حدس می زنند [[زبان کهن]] (Old Tongue) باشد. در سرآغاز کتاب، وقتی یکی از آنها حرف زد،گفته شد صدایش مثل شکستن یخ بود، اما این ممکن است شکلی از صحبت باشد. وحشی ها باور دارند آدرها و وایت هایشان می توانند حیات یا شاید گرمایش را بو بکشند. ننه ی پیر عادت داشت بگوید، وحشی هایی بودند که با آدرها می خوابیدند و بچه های نیمه انسان به دنیا می آوردند.{{رف|بتت|1}}{{رف|نش|23}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان های قدیمی به طور قطع نگفته اند که وقتی هوا سرد می شود آدرها می آیند یا وقتی طی کولاک های برف ظاهر می شوند هوا سرد می شود و وقتی آسمان صاف می شود  ذوب و تبدیل به غبار می شوند. آنها از نور خورشید پنهان می شوند و شب ها بیرون می آیند؛ اگرچه بار دیگر بعضی داستان ها ادعا کرده اند که آمدن آنها شب را می آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قصه هایی از مرکب هایشان وجود دارد که  اجساد حیوانات مرده مثل خرس ها، دایرولف ها، ماموت ها و اسب هاست. آدری که سمول تارلی کشت، بر اسب مرده ی [[ماونی]] (Mawney) سوار بود. برفک آن را مثل عرق یخ زده ی درخشان پوشانده بود و مقداری از احشای داخلی اش سیاه و سفت و در هم پیچیده از شکم بازش بیرون کشیده شده بود. بر پشتش سواری به رنگ پریدگی یخ بود. آدرها می توانند با ''[[عنکبوتهای غول پیکر یخی]]'' (giant ice spiders) به بزرگی تازی ها همراهی شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[ضیافتی برای کلاغ ها]]، ص 80&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Themico the Other.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|آدر اثر TheMico]]&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[ملیساندر]] (Melisandre) فکر می کند آدرها خدمت گذاران [[آدر بزرگ]] (Great Other) هستند، که گفته شده خدای شرور تاریکی، سرما و مرگ است و در جنگی ابدی با [[رلور]] (R’hllor) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که وحشی ها از میان دیوار عبور می کردند تا در [[گیفت]] (Gift) مستقر شوند، فرمانده کل نگهبانان شب [[جان اسنو]] (Jon Snow) از [[تورموند|تورموند غول افکن]] (Tormund Giantsbane) خواست تا از دشمن شان به او بگوید. جان به او گفت که می خواهد هر آنچه از آدرها می دانند، را بداند. تورموند مشخصا از اشاره به آدرها معذب بود؛ او به جان گفت که نمی خواهد راجع به آنها حرف بزند، نه آنجا، نه در سمت شمالی دیوار. سپس با بی قراری درختان پوشیده از برف نگاه کرد. او به جان گفت:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|میدونی، اونا هیچوقت دور نیستن. اونا تو روز بیرون نمیان، نه وقتی که خورشید کهن می تابه، اما فکر نکن این به اون معنیه که اونا رفتن. سایه ها هیچوقت نمیرن. ممکنه اونا رو نبینی، اما اونا همیشه به پشتت چسبیدن.{{رف|ربا|58}}}} جان پرسید آیا آدرها وحشی ها را در مسیرشان به سمت دیوار به دردسر انداخته اند. تورموند به جان گفت که آنها هیچوقت رسما نیامدند، اگر منظور جان این است، اما با این حال آدرها به آهستگی و با آنها حرکت می کردند. آنها آنقدر دیده بان از دست داده بودند که تورموند از فکر کردن به آن غصه می خورد. پشت سر گذاشته شدن یا سرگردان شدن به قیمت زندگی ات تمام می شد. آنها شب هنگام دور اردوگاه شان با آتش دایره می کشیدند. تورموند گفت که آنها زیاد آتش را دوست ندارند:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به هر حال وقتی برف میاد ... برف و برفابه و تگرگ، خیلی سخته که چوب خشک پیدا کنی یا خاشاکو آتیش بزنی، و سرما ... بعضی شبا به نظر میومد اتیش هامون چین میخورن و خاموش میشن. شبا اینطوریه، وقتی صبح میشه همیشه چند تا مرده پیدا می کنی. مگر اینکه اونا اول تو رو پیدا کنن.{{رف|ربا|58}}}}&lt;br /&gt;
او به جان گفت:&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آدم می تونه با مرده بجنگه، اما وقتی ارباباشون میان، وقتی غبار سفید بلند میشه ... چطور می تونی با یه آدم از جنس غبار مبارزه کنی؟ سایه های دندون دار ... هوایی اونقدر سرد که نفس کشیدن آزارت می ده، مثه یه چاقو تو سینه ات ... تو نمی فهمی، نمی تونی بفهمی ... مگه شمشیرت می تونه سرما رو ببُره؟{{رف|ربا|58}}}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقطه ضعف ==&lt;br /&gt;
آدرها تعدادی نقطه ضعف شناخته شده دارند که در متون کهن ثبت شده است. نخست ابسیدین است که [[شیشه ی اژدها]] (dragonglass) یا «آتش منجمد» نیز گفته می شود. وقتی سمول تارلی تصادفا آدری را با خنجری از ابسیدین چاقو زد، گوشت و استخوانش ذوب شده و تنها گودالی از یخ به جا ماند. متون کهن نقطه ضعف به ''فولاد اژدها'' را نیز ثبت کرده اند، که بعضی ها آن را [[فولاد والریایی]] (Valyrian steel) برداشت کرده اند. [[منس ریدر]] (Mance Rayder) باور داشت که بخش های جادویی در دیوار آدرها را از عبور به سمت هفت پادشاهی باز می دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان اسنو پس از شنیدن حرف های تورموند، همه ی چیزهایی را که سم به او گفته بود به یاد آورد، چیزهایی که در کتاب های عجیبش یافته بود. او با خود فکر کرد که [[لانگ کلو]] (longclaw) در آتش والریای کهن و دم اژدها شکل داده شده است و بر آن طلسم هایی خوانده اند. سم به آن فولاد اژدها می گفت. قویتر، سبکتر، محکمتر و تیزتر از هر فولاد عادی ... اما او فکر می کند کلمت کتاب یک چیز بودند. او می داند آزمون واقعی در میدان نبرد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وایت ها ==&lt;br /&gt;
{{مقاله اصلی|وایت ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[وایت ها]] (Wights) انسان ها یا موجودات مرده ای هستند که توسط آدرها و ظاهرا وقتی که سرمایی که با آنهاست، لمسشان کند، برمی خیزند.{{رف|بتت|52}} آنها بنده ی آدرها هستند. کسانی که در نبرد با آدرها می میرند، باید سوزانده شوند، وگرنه مرده به شکل بنده ی آنها دوباره برمی خیزد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سریال تلویزیونی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Other HBO WhiteWalker.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|آدر به تصویر کشیده شده در [[سریال بازی تاج و تخت|سریال تلویزیونی]]]]&lt;br /&gt;
آدرها که در داستان عموما به این نام شناخته شدند و در اولین پیش نویس فیلنامه ی پایلوت سریال تلوزیونی نیز همچنان به همین نام صدا می شدند، ولی بعداها به «وایت واکر» تغییر نام دادند. اگر چه تهیه کنندگان مستقیما علت تغییر نام را نگفته اند، طرفداران حدس می زنند که این برای اجتناب از تشابه با انجمنی به نامی همسان در سریال تلوزیونی لاست باشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;[http://gameofthrones.wikia.com/wiki/White_Walkers ویکی پدیای سریال GOT - وایت واکرها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
علاوه بر این در سریال آدرها / وایت واکرها ظاهر بسیار متفاوتی با آنچه در کتاب توصیف شده، دارند و به شکل سایه ای انسانی با ویژگی های چهره ای بیرحمانه ظاهر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آدرها به همون اندازه ی فرزندان جنگل مرده محسوب می شن. هشت هزار ساله اثری ازشون نیست. اگه از استاد [[لوین]] (Luwin) بپرسی می گه اصلا هیچ وقت وجود نداشتند. هیچ انسان زنده ای هرگز یکیشونو ندیده.{{رف|بتت|2}}|[[ادارد استارک]] به [[کتلین تالی]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آدرها تنها یک افسانه بودند، قصه ای برای ترساندن بچه ها. اگر هم زمانی وجود داشتند، هشت هزار سال بود که خبری ازشان نبود.{{رف|بتت|52}}|جان اسنو}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{موجودات}}&lt;br /&gt;
[[en:Others]]&lt;br /&gt;
[[رده:موجودات هوشمند]][[رده:آنسوی دیوار]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7_%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14966</id>
		<title>شیرا سی استار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7_%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14966"/>
		<updated>2015-08-19T17:12:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* تاریخ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت=[[File:House_Targaryen_crest.PNG|50px|left]] '''شیرا سی استار''' [[File:House_Targaryen_crest.PNG|50px|right]]&lt;br /&gt;
| تصویر =[[پرونده:25_middle.jpg‏|300px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس =اثر Amoka&lt;br /&gt;
| خاندان =[[تارگرین]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ =[[وستروس|وستروسی]]&lt;br /&gt;
| کتابها =[[یورش شمشیرها]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''شیرا سی استار''' آخرین فرزند از حرامزاده های بزرگ (great bastards) [[ایگان چهارم]] (Aegon IV) بود. او به سبب زیبایی اش معروف بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
شیرا سی استار به سبب زیبایی دلفریبی که داشت مشهور و پرآوازه بود.او مو های بلند نقره ای-طلایی تارگرین ها و صورتی قلبی شکل داشت. چشمان او تابه تابه (یکی سبز و دیگری آبی) بودند و گفته میشد که چشمان ناهماهنگش تنها عیب زیبایی او بود. شیرا حتی در زمان کودکی اش هم خواننده بی نظیری بود، زبان های زیادی را بلد بود و از کتابخانه محرمانه و بزرگی (large and arcane library) نگهداری میکرد. همچنین مشهور بود که او توانایی و استعداد مادرش در هنر های تاریک (the dark arts) را دارا بوده است.{{رف|شا}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shiera_254.jpg‏|بندانگشتی|چپ|300px|شیرا سی استار به همراه گردنبند معروفش. اثر denkata5698]]&lt;br /&gt;
== تاریخ ==&lt;br /&gt;
شیرا فرزند ایگان چهارم و نهمین و آخرین معشوقه او [[بانو سرنی از لیس]] (serenei of lys) بود. شایع بود که مادر شیرا از پادشاه بسیار بزرگتر بود و به همین دلیل هنر های تاریکی را تمرین و روی خودش اجرا میکرد تا جوان و زیبا بشود. او در هنگام بدنیا آوردن شیرا مرد. نام شیرا به معنی ستاره دریا است.{{رف|شا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیرا هرگز ازدواج نکرد اما تعداد زیادی معشوق داشت و بیشمار مبارزه برای بدست آوردن توجه او اتفاق افتد.&lt;br /&gt;
برادر ناتنی او [[بریندن ریورز|بلادریون]] (blood raven) سرسخت ترین خواستگار او بود و مکررا درخواست ازدواج با او را میداد. همه فکر میکردند که شیرا از ازدواج با او امتناع میکرد اما شیرا بسترش را با او شریک شد.{{رف|شا}} دیگر برادر ناتنی او [[بیتراستیل]] (bittersteel) هم او را میخواست که همین علت باعث افزایش دشمنی بین بلادریون و بیترستیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وابستگی شیرا با بلادریون در بیشتر موارد آشکار بود و شایعه هایی وجود داشت که شیرا در خون دوشیزگی اش حمام کرده بود تا دوباره زیبایی اش را برگرداند.{{رف|شقخ}}شیرا گردنبند مشهوری داشت که از یاقوت کبود و زمرد سبز درست شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول درباره شیرا سی استار ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون تو خون حموم می کنه تا زیبا بمونه.{{رف|شقخ}}|[[اگ]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|بیتر استیل و بلادریون هر دو عاشق شیرا سی استار بودند و به همین دلیل هفت پادشاهی وارد جنگ شد{{رف|یش}}|[[باریستان سلمی|سر باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خانواده ==&lt;br /&gt;
{{الگو:شجره نامه بلک فایر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|}}&lt;br /&gt;
{{الگو:حرامزاده های بزرگ}}&lt;br /&gt;
[[en:Shiera Seastar]]&lt;br /&gt;
[[رده:حرامزاده های بزرگ]][[رده:حرام زادگان]][[رده:زنان اشرافی]][[رده:خاندان تارگرین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%A2%D9%87%D9%86%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B3&amp;diff=14965</id>
		<title>بانک آهنین براووس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%A2%D9%87%D9%86%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B3&amp;diff=14965"/>
		<updated>2015-08-19T16:56:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* ضیافتی برای کلاغها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
'''بانک آهنین''' (Iron bank) ، بانک اصلی [[براووس]] (Braavos) و بسیار ثروتمند است، این بانک اغلب به بیگانگان وام می دهد و یکی از مشتریان این بانک، فرمانروای [[هفت پادشاهی]] (Seven kingdoms) است.{{رف|ضبک|17}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه تمامی شهر های آزاد(Free cities) بانک های مختص به  خود را دارند، اما بانک آهنین از مجموع تمامی آن بانک ها ثروتمند تر و قدرتمند تر است و شهرت وحشت آوری در هنگام باز پس گیری وامهای خود دارد. زمانی که به طور فرضی یک پادشاه یا شاهزاده آنقدر احمق باشد که به قراردادش با بانک آهنین احترام نگذارد، بانک به حمایت از یک پادشاه یا شاهزاده جدید برای رسیدن به قدرت می پردازد، این پادشاهان یا شاهزادگان جدید پس از به قدرت رسیدن به پرداخت بدهیهای قبلی و همچنین پولی که بانک برای به قدرت رسیدنشان به آنان وام داده می پردازند تا مبادا به سرنوشت افراد پیش از خود دچار شوند.{{رف|ربا|44}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک سخن معروف در میان براووسی ها است که می گوید: {{نقل قول|بانک آهنین بدهی اش را خواهد گرفت.{{رف|ضبک|17}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حوادث اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ند استارک]] (Ned Stark) متوجه میشود که تاج و تخت [[وستروس]] (Westeros) مبلغ بسیار زیادی به بانک آهنین مقروض است و این قرض ها نتیجه ی وام هایست که [[لیتل فینگر]] (Littlefinger) برای پوشش هزینه های شاه [[رابرت براتیون|رابرت]] (Robert) از بانک گرفته است.{{رف|بتت|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بران]] (Bronn) به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) اطلاع میدهد که وامگذاری از براووس به شهر آمده و درخواست ملاقات با پادشاه را دارد تا با او راجع به پرداخت برخی از بدهی هایش صحبت کند. [[تیریون]] به [[بران]] میگوید که وامگذار را نزد [[لیتل فینگر]] ببره تا او را مشغول نگهدارد.{{رف|نش|17}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملکه [[سرسی]] (Cersei) و [[شورای کوچک]] (Small council) تصمیم می گیرند که پرداخت بدهی هایشان به بانک آهنین را به تاخیر اندازند. [[استاد اعظم پایسل|پایسل]] (Pycelle) تنها کسی است که مخالفت کرده و سعی می کند تا [[سرسی]] را از پیامد های منفی این کار آگاه سازد، اما [[سرسی]] توصیه های او را نادیده می گیرد.{{رف|ضبک|17}} در پاسخ به تصمیم تخت آهنین (Iron Throne)، بانک آهنین شروع به باز پسگیری تمام بدهی ها سنگین خود در سراسر [[هفت پادشاهی]] (Seven kingdoms) می کند و همچنین از دادن وام ها جدید نیز امتناع می کند، نتیجه این می شود که هرج و مرج اقتصادی در سرتاسر [[وستروس]] (Westeros) پدید می آید.{{رف|ضبک|36}} [[نوهو دیمیتس]] (Noho Dimittis) از جانب بانک آهنین برای مطالبه بدهی های تخت آهنین فرستاده می شود. ملکه [[سرسی]] به او می گوید که بانک آهنین تنها پس از پایان شورش ها می تواند پول خودش را پس بگیرد.{{رف|ضبک|24}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[تایکو نستوریس]] (Tycho Nestoris)، به عنوان نماینده بانک آهنین با یک کشتی به قلعه [[ایست واچ]] (East watch) در کنار [[دیوار]](The Wall) می آید. بانک آهنین در نظر دارد تا به [[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) برای رسیدن به ادعایش کمک کند به شرط آنکه او با شرافت رفتار کند و بدهی های تخت آهنین  به بانک را پرداخت کند. هنگامی که او در [[کسل بلک]] (Castle Black) حضور می یابد، [[جان اسنو]] (Jon snow) با او برای گرفتن وام از بانک آهنین توافق می کند، تا از این طریق بتواند غذا و تجهیزات مورد نیاز [[نگهبانان شب]] (Night’s watch) را در هنگام رسیدن زمستان فراهم کند.{{رف|ربا|44}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تایکو نستوریس|نستوریس]] به [[دیپ وود موت]] (Deepwood motte) سفر می کند، جایی که او پیشنهاد پرداخت مبلغ آزادی [[مردان آهن]] (Ironmen) را میدهد و بانو [[سیبل گلاور]] (Sybelle Glover) این پیشنهاد را از طرف پادشاه قبول میکند. او از میان برف و سرما به سوی [[وینترفل]] (Winterfell) سفر میکند تا [[استنیس]] را ملاقات کند. اما [[استنیس]] آنجا نیست، اما او [[مورس آمبر]] (Mors Umber) را همراه با چند مرد جوان در خارج دروازه ها پیدا می کند. او همچنین [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) و [[جین پول]] (Jeyne Poole) را نیز در اختیار میگیرد، کسانی که پس از فرارشان از [[وینترفل]] توسط [[خاندان آمبر|آمبر ها]] (Umbers) پیدا شده بودند. پس از سه روز سفر آنها در یک دهکده به اردوگاه [[استنیس]] می رسند.{{رف|ربا|62}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر [[هریس سویفت]] (Harys Swyft) ارباب سکه، تحت فرمان لرد نایب السلطنه [[کوان لنیستر]] (Kevan Lannister)، درخواستی برای بانک های دو شهر [[پنتوس]] (Pentos) و [[میر]] (Myr) می نویسد، بدین منظور که یک وام جدید برای تاج و تخت بگیرند و بتوانند بانک آهنین براووس را آرام کنند. با این حال تا کنون او نا کام مانده است. لرد [[کوان لنیستر|کوان]] قبل از مرگش، پیشنهاد میکند که سر [[هریس سویفت|هریس]] به [[براووس]] سفر کند و شخصاً با بانک وارد مذاکره شود.{{رف|ربا|موخره}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بادهای زمستانی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[تایکو نستوریس|تایکو]] و [[استنیس]] یکدیگر را ملاقات کرده و با هم قرارداد امضا می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر [[جاستین ماسی]] (Justin Massey) دستور می گیرد، [[تایکو نستوریس|تایکو]] را تا [[دیوار]] همراهی کند و امنیت او را تضمین کند سپس با او به وسیله کشتی به [[براووس]] برود و با استفاده از ثروت تازه یافته بانک آهنین به استخدام گروههای مزدور (Sellsword Companies) برای پیوستن به هدف [[استنیس]] بپردازد.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;br /&gt;
[[en:Iron Bank of Braavos]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سازمان ها]][[رده:براووس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14964</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14964"/>
		<updated>2015-08-19T16:53:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Lin_BoFaceless_Man.JPG|چپ|450px|یک مرد بی چهره در پشت بام]]&lt;br /&gt;
انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;br /&gt;
[[رده:سازمان ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=14963</id>
		<title>راب استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=14963"/>
		<updated>2015-08-19T16:32:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نقل قول ها درباره ی راب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات شاه| نام_شاه = راب استارک[[file:House_Stark.PNG|50px|left]][[File:MiniStark Robb.png|50px|right]]| تصویر = [[پرونده:Robb stark by riavel.jpg|300px]]| توضیح_تصویر = راب استارک اثر [http://riavel.deviantart.com/ Riavel]| دوران_حکومت = 298AL - 299AL| تاجگذاری = | القاب = گرگ جوان{{سخ}} پادشاهی که شمال را از دست داد&lt;br /&gt;
| سایر_عناوین = [[شاه شمال]]{{سخ}}پادشاه ترایدنت {{سخ}} لرد وینترفل| نام_کامل = | شاه_قبلی = از زمان [[تورهن استارک]] ([[Torrhen Stark]]) هیچکس| شاه_بعدی = &lt;br /&gt;
| وارث = [[برن استارک]] (معتقدند که مرده)| ملکه = [[جین وسترلینگ]]| شوهر = | همسر =| فرزندان =| خاندان_سلطنتی = [[خاندان استارک]]| پدر = [[ادارد استارک]]| مادر = [[کتلین تالی]]| تاریخ_تولد = 283AL| محل_تولد = [[ریورران]]| تاریخ_مرگ =| محل_مرگ =| تاریخ_دفن =| محل_دفن =| فرهنگ =| نشان =| کتابها =| بازیگر = [[ریچارد مدن]]| سریال = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''راب استارک''' بزرگترین پسر [[ادارد استارک]] و [[کتلین تالی]] و وارث [[وینترفل]] و [[شمال]] است. در پی زندانی شدن پدرش برای خیانت، او پرچمدارانش را فراخواند و با سپاهی به سمت جنوب پیش رفت تا هم پیمانانش در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) را کمک کند و پدرش را آزاد سازد. پس از اعدام پدرش، از سوی پیروانش [[پادشاه شمال]] (King in the North) نام گرفت. او از جانب پیروان و دشمنانش '''گرگ جوان''' نیز خطاب می شد. در [[بازی تاج و تخت (سریال)|سریال تلویزیونی]] (TV Series) این نقش را [[ریچارد مدن]] به عهده دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hbo.com/game-of-thrones/index.html#/game-of-thrones/cast-and-crew.html/eNrjcmbOYC5kzlfPz0lxzEvMqSzJTA5ITE-1S8xN1SzLTEnNh4k65+eVpFaUsEknlpbkF+QkVtqWFJWmcjIysgEhAGCyFzg= هنرپیشگان و عوامل] در HBO&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Robb Stark by AniaEm.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|راب استارک اثر [http://aniamitura.deviantart.com/?rnrd=14535 Anja Delisa]]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:The Red Wedding Fin.JPG|بندانگشتی|چپ|300px|عروسی سرخ اثر [https://www.facebook.com/ConorCampbellArtist?ref=hl/ Conor Campbell]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ظاهر و شخصیت ==&lt;br /&gt;
ظاهر راب با هیکلی کوتاه، چشمانی آبی و موی قرمز-قهوه‌ای پرپشت به نیمه ی [[خاندان تالی|تالی اش]] (Tully) کشیده است. او موقر و فرز است. در آغاز مجموعه او پسری چهارده ساله است.{{رف|بتت|1}} [[:رده:تصاویر راب استارک|این مجموعه از تصاویر]] را نیز ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راب با احساسی شدید به شرافت و عدالت، پسر خلف [[ادارد استارک|پدرش]] است. او دلبستگی پدرش به شرافت را دارد و معمولاً توسط [[دایرولف]]ش (Direwolf)، [[گری ویند]] (Grey Wind) همراهی می شود، کسی که او همیشه با خود به نبرد می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
راب در [[ریورران]] (Riverrun) به دنیا آمد، احتمالاً حاصل شب ازدواج [[ادارد استارک|ادارد]] (Eddard) و [[کتلین تالی|کتلین]] (Catelyn)، زیرا ادارد فورا در پی کارهای مربوط به عروسی به جنگ رفت تا در [[قیام رابرت]] (Robert’s Rebellion) بجنگد.{{رف|بتت|63}} پس از بازگشت او از جنگ،  کتلین ند را با راب نوزاد خوشآمد گفت و سپس همگی به [[وینترفل]] (Winterfell) بازگشتند، جایی که ند به عنوان لرد حکمرانی می کرد و راب به عنوان وراث پرورش می یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راب در حین بزرگ شدن در وینترفل روابط خوبی با خواهر و برادرهای جوانترش داشت و رقابتی دوستانه با برادر ناتنی و حرامزاده‌اش، [[جان اسنو]] (Jon Snow) شکل داد، کسی که از نظر ظاهری و شخصیتی متفاوت از راب بود.{{رف|بتت|1}} راب با ملازم پدرش، [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) نیز نزدیک بود، کسی که برای راب به عنوان چیزی چون برادری بزرگتر به حساب می آمد.{{رف|نش|11}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
راب در اعدام [[گرد]] (Gared) حاضر بود و وقتی [[جان اسنو]] (Jon Snow) در برف شش توله [[دایرولف]] (Direwolf) یافت، آنها را پیشکش کرد. او ادعا کرد یکی از دایرولف ها مال اوست و او را [[گری ویند]] (Grey Wind) نام نهاد.{{رف|بتت|1}} مدت کوتاهی پس از رسیدن دربار پادشاه به وینترفل (Winterfell)، راب و شاهزاده ی تاجدار [[جافری براتیون|جافری]] (Joffery) با شمشیرهای چوبی تمرین کردند. دشمنی و کینه میان این دو زمانی شکل گرفت که جافری راب را با تمرین با فولاد واقعی به چالش کشید. سر [[رودریک کسل]] (Rodrik Cassel)، رییس اسلحه خانه ی وینترفل، اجازه ی آن را نداد، که باعث تمسخر و آزردگی خاطر بسیاری از محافظین [[خاندان لنیستر|لنیستر]] (Lannister) حاضر در جمع شد.{{رف|بتت|6}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی [[ادارد استارک|ادارد]] (Eddard) [[دست پادشاه]] (Hand of the King) نامیده شد و به جنوب  و به سمت [[بارانداز پادشاه]] (King’s Landing) سفر کرد، راب در وینترفل ماند تا به جای پدرش و با کمک [[کتلین تالی|مادرش]] حکمرانی کند.{{رف|بتت|6}} پس از آنکه مادرش به بارانداز پادشاه سفر کرد، مسئولیت به تنهایی بر روی دوش او افتاد.{{رف|بتت|24}} پس از آنکه خبر دستگیری ادارد به خاطر خیانت به وینترفل رسید، راب پرچمداران استارک را فرا خواند و به جنوب و به سمت [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) لشکر کشید.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|55}} انگیزه ی او حمایت از خاندان مادرش، [[خاندان تالی]] (House Tully) در پاسخ به تجاوز [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] (Lannisters) از [[سرزمین های غربی|غرب]] (West) و هدف نهایی اش آزادی ادارد استارک بود. جوانی و تجربه ی او از سوی پرچمداران پدرش مورد پرسش قرار گرفت، اما او توانست آنها را متحد کند.{{رف|بتت|53}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی اطلاع از آنکه [[ریورران]] (Riverrun) توسط لشکری به رهبری [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) محاصره شده، در حالی که نیرویی دیگر به رهبری [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) از جنوب می رسد، راب نیروهایش را تقسیم کرد، پیاده نظامش را تحت فرمان [[روس بولتون]] (Roose Bolton) فرستاد تا ارتش تایوین را به سمت خود بکشد، در حالی که خود با بخش عمده ای از اسب هایش در [[دوقلوها]] (Twins) از [[ترایدنت#گرین فورک|گرین فورک]] (Green Fork) عبور می کند.{{رف|بتت|55} هدف او راندن به سمت ریورران و بر طرف کردن محاصره ی آن است. [[والدر فری]] (Lord Walder Frey) برای اجازه به او برای عبور کردن و اتحادش در دوقلوها، قراردادی به بهای ازدواج را برگزید و اطمینان حاصل کرد که پس از آنکه جنگ تمام شد، راب با دختری از خاندان او ازدواج خواهد کرد.{{رف|بتت|59}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راب سوارانش را به ریورران هدایت کرد، جایی که با توصیه های عموی بزرگش، [[بریندن تالی]] (Brynden Tully) در کمین سپاه جیمی لنیستر در [[نبرد ویسپرینگ وود|ویسپرینگ وود]] (Whispering Wood) به شگفتی بزرگ دست یافت، قوای جیمی را نابود کرد و جیمی را اسیر نمود.{{رف|بتت|63}} راب در این نبرد و تمام نبردهای دیگرش، از سوی [[نگهبانان شخصی راب|گروهی از جنگجویان اشرافی]] محافظت می شد، گروهی که همراهان و دوستان او شدند. مدت کوتاهی پس از آن راب توانست محاصره ی ریورران را برطرف کند{{رف|بتت|71}} و سپاه تایوین را که در سواحل شرقی گرین فورک در مقابل پیاده نظام روس بولتون [[نبرد گرین فورک|پیروزی کسب کرده بود]]، مجبور به عقب نشینی به [[هارن هال]] (Harrenhall) کند.{{رف|بتت|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی اعدام لرد پدرش به دستور پادشاه [[جافری براتیون]] (Joffrey Baratheon)، که به گونه ای موثر امکان هر گونه صلح بین استارک و لنیستر را پایان داد، راب از طرف پرچمدارانش و لردهای رودخانه به عنوان [[پادشاه شمال]] (King in the North) تاجگذاری کرد.{{رف|بتت|71}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
پس از مدتی بیهوده ماندن در ریورران، راب [[تیان گریجوی|تیان]] (Theon) را که با او در [[نبرد ویسپرینگ وود|ویسپرینگ وود]] (Whispering Wood) جنگیده بود، با هدف تحکیم اتحاد با پدرش، لرد [[بیلون گریجوی|بیلون]] (Balon) علیه [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] (Lannisters) در عوض به رسمیت شناختن استقلال جزایر آهن، به [[پایک]] (Pyke) فرستاد.{{رف|نش|7}} او همچنین مادرش را به جنوب فرستاد تا با برادران جوان‌تر پادشاه [[رابرت براتیون|رابرت]] (Robert) مرحوم، [[استنیس براتیون|استنیس]] (Stannis) و [[رنلی براتیون|رنلی]] (Renly) که هر دو خود را پادشاه نامیده بودند، مذاکره کند.{{رف|نش|22}} هر دو سفیر در مأموریتشان شکست خوردند؛ کتلین نتوانست هیچ پیمان معناداری با هیچکدام از برادران [[خاندان براتیون|براتیون]] (Baratheon) تامین کند (در روند شاهد قتل رنلی بود)، درحالی که تیان بی درنگ از جانب بیلون رد شد، کسی که پیشنهاد صلح را با تهاجمی وسیع به [[شمال]] (North) پاسخ داد.{{رف|نش|33}}{{رف|نش|24}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این حین راب نیروهایش را گردآورده و تهاجمی به [[سرزمین های غربی]] (Westerlands) آغاز می کند و سپاه تازه شکل گرفته‌ی لنیستر در [[نبرد آکسکراس|آکسکراس]] (Oxcross) را در هم شکسته و نبردهای [[نبرد آشمارک|آشمارک]] (Ashemark) و [[نبرد پرتگاه|پرتگاه]] (the Crag) را پیروز می شود. در پرتگاه، راب زخمی می شود و [[جین وسترلینگ]] (Jeyne Westerling) از او مراقبت می کند. آنجا او مطلع می شود که سپاه کوچکی به فرماندهی دوست سابقش، تیان گریجوی [[نبرد وینترفل|وینترفل را گرفته]] و برادران جوانترش [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) را به قتل رسانده است (اگرچه در واقع آنها زنده بودند). در پی شنیدن این اخبار، جین او را تسکین می دهد که این به گرفتن بکارتش توسط راب منجر می شود. پس از آن راب در تلاش برای حفظ شرافت جین با او ازدواج می کند.{{رف|یش|14}} سپاه فری که راب را تا غرب همراهی کرده بودند، خشمگین شده و حمایتشان را باز پس می گیرند.{{رف|یش|14}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
راب با همسرش جدیدش به ریورران بازگشت در حالی که بیشتر ترس مادرش از قول ازدواج با یکی از دختران [[خاندان فری]] (House Frey) بود، این تحقیری نبود که والدر فری از آن چشم پوشی کند. مشکل دیگری نیز در ریورران منتظر او بود: [[ادمور تالی]] (Edmure Tully)، برادر بزرگتر مادرش و لرد جانشین [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) در خلال مدتی که پدرش [[هاستر تالی]] (Hoster Tully) در بستر مرگ خوابیده است، با ارتش [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) در حالی که در تلاش بودند تا از [[ترایدنت#رد فورک|رد فورک]] (Red Fork) در گداری نزدیک ریورران عبور کنند، مواجه شده و [[نبرد گدارها|آنها را به عقب رانده بود]]. اگرچه این نیروهای تایوین را از رسیدن به نیروهای راب از عقب باز می داشت، اما نقشه ی راب این بود که در حالی که [[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) به سمت [[بارانداز پادشاه]] (King;s Landing) پیش روی می کند، ارتش را در تعقیب گرفتار کند. رانده شدن از ریورران به قوای تایوین این اجازه را داد تا برگشته و برای [[نبرد بلک واتر]] (Battle of the Blackwater) به موقع به [[بارانداز پادشاه]] (King’s Landing) برسند که این خود جریان نبرد و البته جنگ را به نفع [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] (Lannister) برگرداند.{{رف|یش|14}} با وجود مشکلات در هر سو، به نظر می رسید راب در همنشینی با [[خاندان وسترلینگ|وسترلینگ ها]] (Westerlings) تسکین می یابد؛ همسر مورد علاقه اش، برادرش [[رینالد وسترلینگ|سر رینالد]] (Ser Raynald) حامل پرچمش و برادر جوانتر آنها و ملازم جدید راب، [[رولام وسترلینگ|رولام]] (Rollam). با وجود تمام اینها، او پادشاه رسمی شمال است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، راب مطلع شد که کتلین در غم قتل فرضی پسرانش، [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) را از اسارت آزاد کرده و با ماموریت بازگرداندن دخترانش، [[سانسا]] (Sansa) و [[آریا]] (Arya)، در صورت امکان، به او اطمینان کرده است.{{رف|یش|14}} این برای کتلین خصومت لرد [[ریکارد کاراستارک]] (Rickard Karstark) به همراه داشت، زیرا جیمی دو تا از پسران کاراستارک را در [[نبرد ویسپرینگ وود|ویسپرینگ وود]] (Whispering Wood) کشته بود و کاراستارک برای مرگ آنان خواهان انتقام بود. در پاسخ به آزادی جیمی، کاراستارک مردانی را به سلول های ریورران هدایت کرده و [[تیون فری]] (Tion Frey) و [[ویلم لنیستر]] (Willem Lannister)، دو تن از زندانیان را به قتل رساند. راب به خاطر این جرم او را به مرگ محکوم کرد و لرد ریکارد را شخصا گردن زد. بلافاصله پس از آن، نیروهای کاراستارک ارتش راب را ترک کردند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ هاستر تالی، راب قصد داشت تا به شمال بازگشته و قلمرویش را که توسط [[آهن زادگان]] (Ironborn) تسخیر شده بود، پس گرفته و انتقام مرگ برادرانش را بگیرد. چون راب گمان می کرد برادرانش مرده اند و آریا گم شده و ترس از آنکه طبق قوانین وراثت، اگر او بدون فرزندی بمیرد، وینترفل و شمال به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) (شوهر فعلی سانسا) خواهد رسید، او موضوع وراثتش را با مادرش در میان گذاشت. با وجود آزردگی خاطر کتلین، راب پیشنهاد داد که اگر او بمیرد، [[جان اسنو]] (Jon Snow) باید جانشین او شود. مدت کوتاهی پس از آن، او [[مگی مورمونت]] (Maege Mormont) و [[گالبرت گلاور]] (Galbart Glover) را هر کدام با نامه ای با محتوای دروغین به شمال و به سمت [[گری واتر واچ]] (Greywater Watch) فرستاد تا در صورتی که اسیر شدند از مگی و گالبرت محافظت کند. آنها فرستاده شدند تا از [[هاولند رید]] (Howland Reed) راهنمایی هایی کسب کنند که راب را قادر خواهد کرد که به آهن زادگان بی اطلاع در موت کتلین حمله کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راب به منظور کسب گذرگاه برای بازگشت ارتشش به سوی دیگر [[ترایدنت]] (Trident)، به سمت شمال و به [[دوقلوها]] (Twins) عقب نشینی کرد. او با اطلاع از آنکه با ازدواج با جین وسترلینگ والدر فری را تحقیر کرده، پیشنهاد کرد که ادمور تالی در عوض او با یکی از دختران والدر فری ازدواج کند، پیشنهادی که ادمور با بی میلی پذیرفت.{{رف|یش|35}} او با گذاشتن جین در ریورران، ارتشش را با خودش به دوقلوها برد، جایی که والدر فری پذیرفت تا دخترش [[رزلین فری|رزلین]] (Roslin) با ادمور ازدواج کند.{{رف|یش|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود آنکه [[گری ویند]] (Grey Wind) ظاهرا خیانت پیش رو را احساس می کرد، راب به دوقلوها و عروسی وارد شد که بعدها به [[عروسی سرخ]] (Red Wedding) معروف شد.{{رف|یش|49}} پس از جشن و [[همبستر شدن]] (Beding)، لرد والدر به راب خیانت کرد و [[مزدور]]ان (Sellswords) را با ظاهر نوازنده قاچاقی وارد ضیافت کرد و راب را به همراه همه ی همراهان و مردانش به قتل رساند. کتلین دید که [[روس بولتون]] (Roose Bolton) آخرین ضربه را به پسرش زد و به قلبش چاقو فرو کرد.{{رف|یش|51}} کتلین دیوانه شده و از سر ناامیدی، نوه ی شیرین عقل والدر، [[اگان فری (جینگل بل)|جینگل بل]] (Jinglebell) را کشت و مدت کوتاهی پس از آن خودش نیز کشته شد.{{رف|یش|53}} گری ویند نیز که برای آرام کردن فری ها به زنجیر کشیده شده بود، با تیرکمان کشته شد، سرش جدا شد و به عنوان آخرین توهین به پادشاه شمال به بدن راب دوخته شد.{{رف|یش|54}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول های راب ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''راب''': من نمیتونم [[جیمی لنیستر|شاه کش]] رو آزاد کنم، حتی اگه دلم می خواست. لردهام محاله بهش رضایت بدن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''کتلین''': لردهات تو رو شاه خودشون کردن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': و به همون راحتی میتونن عزلم کنن.{{رف|نش|7}}|راب به [[کتلین تالی|کتلین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من یادگرفتم که عشق همیشه معقول نیست. می تونه ما رو به حماقت سوق بده، اما ما از قلبمون پیروی می کنیم ... تا هرجا که می خواد ببرمون.{{رف|یش|14}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من جز نبرد تو همه چیز خرابکاری کردم، مگه نه؟ من فکر می کردم نبردها سختترین قسمتش اند، اما ... اگه به تو گوش می کردم و تیون رو گروگان نگه می داشتم، هنوز به شمال حکومت می کردم و برن و ریکان هم زنده و سالم تو وینترفل بودن.{{رف|یش|14}}|راب به [[کتلین تالی|کتلین استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''راب''': جان گنده، تا وقتی برگردم لرد کاراستارک رو ایجا نگه دار، و هفت نفر دیگه رو دار بزن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جان گنده''': حتی مرده ها رو؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': بله. من اجازه نمی دم چنین کثافاتی رودخونه های دایی والامقامم رو آلوده کنن. بذارین کلاغ ها بخورنشون.&amp;lt;br /&amp;gt;'''یکی از اسرا''': امان بدین، سر. من کسی رو نکشتم، من فقط کنار در وایساده بودم تا مراقب نگهبانا باشم.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': قصد لرد ریکارد رو می دونستی؟ بیرون کشیدن چاقوها رو دیدی؟ صدای فریادها رو شنیدی، جیغ ها، ضجه های بخشش رو؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''اسیر:''' آره، دیدم. ولی تو هیچ کدوم دست نداشتم. من فقط بیننده بودم، قسم می خوردم...&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': لرد آمبر، این کی فقط بیننده بوده. اون رو آخر از همه دار بزن، اینطوری می تونه مردن بقیه رو ببینه.{{رف|یش|20}}|راب به [[جان آمبر (جان گنده)|جان گنده]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''بلک فیش''': مطمئنی این کار [[هریون کاراستارک|کاراستارک جوان]] رو به دشمنت تبدیل نمی کنه؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': چه کار دیگه ای ممکنه بکنه؟ من می خوام پدرشو بکشم، گمون نکنم ازم تشکر کنه.&amp;lt;br /&amp;gt;'''بلک فیش''': ممکنه بکنه. خیلی از پسرا از پدراشون متنفرن، و به عنوان دلجویی می تونی اونو لرد [[کارهولد]] کنی.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': حتی اگه هریون این طوری باشه، هیچ وقت نمی تونه قاتل پدرشو ببخشه. مردانش بر علیه ش می شن. اینا شمالین عمو. شمال فراموش نمی کنه.{{رف|یش|20}}|راب به [[بریندن تالی|بلک فیش]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|خدایان رحم کنند، چرا باید کسی بخواد شاه بشه؟ وقتی همه فریاد می زدن پادشاه شمال، پادشاه شمال، من به خودم گفتم ... با خودم قسم خوردم ... که پادشاه خوبی باشم، به شرافتمندی پدر، قوی، عادل، وفادار به دوستان و شجاع در مقابل دشمنان ... حالا حتی نمی تونم بگم دوست و دشمن کدومه. چطور همه چیز انقدر گیج کننده شد؟ لرد ریکارد در نیم دوجین نبرد در کنار من جنگید. پسراش به خاطر من تو ویسپرینگ وود مردند. تیون فری و ویلم لنیستر دشمنام بودند. حالا من باید پدر دوستان کشته شدم رو به خاطر اونا بکشم.{{رف|یش|20}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من هر نبردی رو بردم، با این حال یه جوری جنگ رو باختم.{{رف|یش|35}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''کتلین''': تو اولین پادشاهی نخواهی شد که زانو زده، همون طور که [[تورهن استارک|اولین استارک]] نخواهی بود.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': هرگز.&amp;lt;br /&amp;gt;'''کتلین''': هیچ شرمی در این کار نیست. [[بیلون گریجوی]] وقتی شورشش شکست خورد، به [[رابرت براتیون|رابرت]] زانو زد. تورهن استارک پیش از اونکه ارتشش با آتیش مواجه بشه، مقابل [[اگان تارگرین اول|اگان فاتح]] زانو زد.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': مگه اگان پدر تورهن استارک رو کشته بود؟{{رف|یش|35}}|راب به [[کتلین تالی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''راب''': به خاطر همین [[جیمی لنیستر|شاه کش]] رو آزاد کردی؟ تا با لنیسترها صلح کنی؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''کتلین''': من جیمی رو به خاطر سانسا آزاد کردم... و آریا، اگه هنوز زنده باشه. خودت می دونی. اما اگه من به امید به ایجاد صلح هم کمک کرده باشم، انقدر کار بدیه؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': بله، لنیسترا پدرمو کشتن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''کتلین''': فکر می کنی فراموش کردم؟&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب''': نمی دونم. کردی؟{{رف|یش|35}}|راب به [[کتلین تالی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگه همه ی گنج هاتو تو یه کیف نگه داری، فقط کارو برای کسایی که می خوان ازت دزدی کنن راحت کردی.{{رف|یش|45}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها درباره ی راب ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ شمشیری تا زمانی که سرد و گرم نچشیده باشه، برنده نیست. پسرک استارک یه بچه است. شکی نیست که از صدای شیپورهای جنگی و منظره ی پرچم هاش که تو باد تکون می خورن، لذت می بره، اما آخر کار نوبت به قصابی می رسه. شک دارم دلشو داشته باشه.{{رف|بتت|56}}|[[تایوین لنیستر]] پیش از [[نبرد ویسپرینگ وود]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''واریس:''' [[سرسی لنیستر|سرسی]] از شما میترسه، سرورم... اما دشمنان دیگه ای داره که از اونا حتی بیشتر می ترسه. جیمی عزیزش همین الان داره با لردهای رودخونه می جنگه. [[لایسا ارن]] در حلقه ای از سنگ و فولاد تو ایری نشسته و هیچ علاقه ای بین اون و ملکه نیست. در دورن، [[خاندان مارتل|مارتل ها]] هنوز از قتل پرنسس [[الیا مارتل|الیا]] و فرزندانش به تلخی یاد می کنند. و حالا، پسر شما با یک لشکر شمالی پشت سرش داره از نک عبور می کنه.&amp;lt;br /&amp;gt;'''ادارد:''' راب فقط یه پسر بچه است.&amp;lt;br /&amp;gt;'''واریس:''' پسری با یه ارتش.{{رف|بتت|58}}|[[واریس]] به [[ادارد]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردی عاقل ... و شرافتمند.{{رف|بتت|63}}|[[جیمی لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|سروران من، اینجا تنها پادشاهی نشسته که من حاضرم جلوش زانو بزنم، [[پادشاه شمال]]{{رف|بتت|71}}|[[جان آمبر (جان گنده)|جان گنده]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جنگ هایی که راب استارک در یک سال پیروز شده بود از تمام فتوحات لرد های گارن در بیست سال بیشتر بود.{{رف|یش|19}}|افکار [[تیریون لنیستر]] درباره ی عقاید [[میس تایرل]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گرگ جوان تو میدون جنگ بدون شکست باقی مونده.{{رف|یش|19}}|[[پتایر بیلیش]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|بله، لرد آمبر، منو به پادشاه بسپر. می خواد قبل از بخشیدنم منو سرزنش کنه، پادشاه شمال ما با خیانت کاران این طور رفتار می کنه یا باید بگم پادشاهی که شمال رو از دست داد، اعلیحضرت؟{{رف|یش|20}}|[[ریکارد کاراستارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پسرم، اگه قرار بود [[جین وسترلینگ|تو آغوش یه زن]] بیفتی، چرا نباید آغوش [[مارجری تایرل]] باشه؟{{رف|یش|14}}|افکار [[کتلین تالی|کتلین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون شرافت [[جبن وسترلینگ|دختره]] رو به شرافت خودش ترجیح داد. وقتی بکارتشو ازش گرفت، دیگه چاره ای نداشت.{{رف|یش|19}}|[[کوان لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جین وسترلینگ دختر [[سیبل اسپایسر|مادرشه]] و راب استارک پسر [[ادارد|پدرش]].{{رف|یش|19}}|[[تایوین لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|او در میدان نبرد جنگ را پیروز شد اما در اتاق خواب شکست خورد.{{رف|یش|37}}|افکار [[جیمی لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''برین:''' پادشاه راب هر نبردی رو برده.{{سخ}}'''روس:''' هر نبردی رو برده، در حالی که فری ها، کاراستارک ها، وینترفل و شمال رو از دست داده.{{رف|یش|37}}|[[روس بولتون]] به [[برین از تارث|برین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''جان''': برادرم [[پادشاه شمال]] بود ...&amp;lt;br /&amp;gt;'''استنیس''': برادرت لرد به حق [[وینترفل]] بود. اگه به جای اینکه تاجگذاری کنه و شروع به فتح سرزمین های رودخونه کنه، خونه می موند و وظیفه ش رو انجام می داد، شاید امروز زنده بود. تو [[راب استارک|راب]] نیستی، همونطور که من [[رابرت براتیون|رابرت]] نیستم.{{رف|یش|76}}|[[استنیس براتیون|استنیس]] به [[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''جان''': من برادرم رو دوست داشتم.&amp;lt;br /&amp;gt;'''استنیس''': منم برادرمو دوست داشتم. اما اونا چیزی بودن که بودن و ما چیزی هستیم که هستیم. من پادشاه حقیقی وستروسم و تو حرومزاده ی ند استارک. [[تایوین لنیستر]] روس بولتون رو [[محافظ شمال]]ش کرد تا برای خیانت به برادرت بهش پاداش بده.{{رف|یش|76}}|[[استنیس براتیون|استنیس]] به [[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|وقتی راب استارک علیه [[جافری براتیون|جافری به ظاهر براتیون]] حرومزاده طغیان کرد، [[وایت هاربر]] باهاش لشکرکشی کرد. لرد استارک سقوط کرد، اما جنگش ادامه داره.{{رف|ربا|19}}|[[داووس]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون پادشاه ما بود! اون شجاع و خوب بود.{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خانواده ==&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شاهان وستروس}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:نجیب زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:حکام]][[رده:خویشاوند کش ها]]&lt;br /&gt;
[[en:Robb Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14962</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14962"/>
		<updated>2015-08-19T10:19:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،&lt;br /&gt;
لیدی(Lady)،&lt;br /&gt;
[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg|300px|چپ]]&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost TV series.jpg|چپ|گوست در سریال|300px]]&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14961</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14961"/>
		<updated>2015-08-19T10:18:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،&lt;br /&gt;
لیدی(Lady)،&lt;br /&gt;
[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg|300px|چپ]]&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost TV series.jpg|چپ|گوست در سریال|300px]]&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_TV_series.jpg&amp;diff=14960</id>
		<title>پرونده:Ghost TV series.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_TV_series.jpg&amp;diff=14960"/>
		<updated>2015-08-19T10:03:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: رده:تصاویر گوست&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر گوست]]&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{Non-free television screenshot}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14959</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14959"/>
		<updated>2015-08-19T09:57:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،&lt;br /&gt;
لیدی(Lady)،&lt;br /&gt;
[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg|300px|چپ]]&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:800px-Christine_Griffin_jon_snow.jpg&amp;diff=14958</id>
		<title>پرونده:800px-Christine Griffin jon snow.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:800px-Christine_Griffin_jon_snow.jpg&amp;diff=14958"/>
		<updated>2015-08-18T20:50:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: رده:تصاویر گوست&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر گوست]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14957</id>
		<title>رده:تصاویر گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14957"/>
		<updated>2015-08-18T20:48:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: صفحه‌ای جدید حاوی «گوست-Ghost» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;گوست-Ghost&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_TheMico.jpg&amp;diff=14956</id>
		<title>پرونده:Ghost TheMico.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_TheMico.jpg&amp;diff=14956"/>
		<updated>2015-08-18T20:47:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: رده:تصاویر گوست&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر گوست]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jamga_JonSnow_II.JPG&amp;diff=14955</id>
		<title>پرونده:Jamga JonSnow II.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jamga_JonSnow_II.JPG&amp;diff=14955"/>
		<updated>2015-08-18T20:44:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: رده:تصاویر گوست&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر گوست]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg&amp;diff=14954</id>
		<title>پرونده:BeyondtheWall JacobMurray.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg&amp;diff=14954"/>
		<updated>2015-08-18T20:42:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: رده:تصاویر گوست&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر گوست]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14953</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14953"/>
		<updated>2015-08-18T17:51:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نقل قول در مورد گوست */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14952</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14952"/>
		<updated>2015-08-18T17:48:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نقل قول در مورد گوست */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14951</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14951"/>
		<updated>2015-08-18T16:14:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرم او برایم زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14950</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14950"/>
		<updated>2015-08-18T16:07:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری،قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14949</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14949"/>
		<updated>2015-08-18T15:36:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.به نظر میرسد که گوست از [[ملیساندر]]و [[وال]] خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار میدهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس میکند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند.هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است.سرنوشت گوست در حال حاظر مشخص نیست.}}&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14948</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14948"/>
		<updated>2015-08-18T15:09:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) میفرستد.جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز میگردد و می پزیرد که قدرت وارگ بدست آورده.پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز میگردد و باعث شادی هردویشان میشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14947</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14947"/>
		<updated>2015-08-18T05:12:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،لیدی(Lady)،[[نایمریا|نایمریا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا میکنند.&lt;br /&gt;
گاهی اوغات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگیه خود وارد بدن گوست میشود اگرچه به نظر میرسد درک درستی از انچه میبیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح میدهد که زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14946</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14946"/>
		<updated>2015-08-18T03:26:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن توسط کودکان استارک پیدا میشوند.گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود.جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]] به جز خودش یکی است او را متقاعد کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند.پس از ان جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]] میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ میپیوندد،گوست با بینش حیوانیه خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]] مورد حمله یک وایت قرار میگیرد گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر اگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود پس از ان فرمانده مورمونت شمشسر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد قبضه ی ان را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب میگیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و انها موفق به بازگرداندن او میشوند&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14945</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14945"/>
		<updated>2015-08-18T03:04:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* هویت مردان بی چهره */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Lin_BoFaceless_Man.JPG|چپ|450px|یک مرد بی چهره در پشت بام]]&lt;br /&gt;
انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14944</id>
		<title>یورش شمشیرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14944"/>
		<updated>2015-08-18T03:02:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان          = یورش شمشیر ها&lt;br /&gt;
| عنوان_اصلی    = A Storm Of Swords&lt;br /&gt;
| تصویر         =  [[پرونده:AStormOfSwords.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر = &lt;br /&gt;
| نویسنده        = [[جرج ریموند ریچارد مارتین]]&lt;br /&gt;
| طراح_جلد  = استیو یول&lt;br /&gt;
| کشور       = ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| زبان      = انگلیسی&lt;br /&gt;
| مجموعه        =  [[نغمه ای از یخ و آتش]]&lt;br /&gt;
| ژانر         = فانتزی&lt;br /&gt;
| ناشر     = بانتام بوکس (انگلستان){{سخ}}ویاگر بوکس (ایالات متحده){{سخ}}نشر ویدا (ایران){{سخ}}نشر آذرباد (ایران)&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر_انگلیسی = 8 اوت 2000&lt;br /&gt;
| نوع    = به صورت چاپی ( جلد سخت و کاغذی){{سخ}}به صورت کتاب صوتی و الکترونیک&lt;br /&gt;
| تعداد_صفحات         = 973 (جلد سخت در ایالات متحده){{سخ}}976 (جلد سخت در انگلستان){{سخ}}&lt;br /&gt;
1216 (جلد کاغذی در ایالات متحده)&lt;br /&gt;
| شابک          =  ISBN 0553103547 (جلد سخت در ایالت متحده) ISBN 0-00-224586-8 (جلد سخت در انگلستان) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در ایالات متحده) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در انگلستان) ISBN 9786002910752 (جلد کاغدی در ایران در نشر ویدا)&lt;br /&gt;
| مترجم = رویا خادم الرضا (نشر ویدا){{سخ}}میلاد بابا نزاد (نشر آذرباد)&lt;br /&gt;
| کتاب_قبلی   = [[نزاع شاهان]]&lt;br /&gt;
| کتاب_بعدی   = [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر = 1393 (نشر ویدا)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیر ها''' جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی حماسیه کتاب نغمه یخ و آتش نوشته ی [[جورج ریموند ریچارد مارتین|جورج آر.آر مارتین]] است.این کتاب در 8 اوت سال2000 در انگلیس به چاپ رسید و پس از آن در ماه نوامبر همان سال در ایالات متحده منتشر شد.&lt;br /&gt;
تا به امروز یورش شمشیرها طولانی ترین کتاب بین این مجموعه بوده است به طوری که در انگلستان نسخه ی کاغذیه ان به دوبخش تقسیم شد قسمت اول با نام فولاد و برف در سال 2000و قسمت دوم با نام خون و طلا در سال 2001 منتشر شد. در آگوست سال 2001 در فرانسه تصمیم گرفته شد که کتاب به چهار نسخه ی جداگانه چاپ شود.در ایران در نشر ویدا کتاب به دو نسخه ی جداگانه چاپ شده است.&lt;br /&gt;
یورش شمشیر ها موفق به کسب جایزه لوکوس در سال 2001،جایزه ی گفن برای بهترین رمان و نامزد دریافت جایزه نبولا برای بهترین رمان و نامزد دریافت جایزه ی هوگو یکی از دو جایزه معتبر در عرصه کتاب های علمی تخیلی فانتزی شد که آن را به کتاب هری پاتر و جام آتش اثر جی.کی رولینگ واگذار کرد.&lt;br /&gt;
میشا مرلین که که قبلا چاپ نسخه های مصور دو کتاب بازی تاج و تخت و نزاع شاهان را انجام داده بود در حال برنامه ریزی برا چاپ نسخه مشابه برای یورش شمشیر ها در دو جلد بود که به علت تاخیر زیاد در تحویل نزاع شاهان به سابتررانین پرس واگذار شد.این نسخه که طراحی کامل آن بر عهده ی چارلز ویس بود در تابستان سال 2006منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خلاصه داستان ==&lt;br /&gt;
یورش شمشیر ها در ادامه داستان نزاع شاهان است.&lt;br /&gt;
هفت پادشاهی در چنگال جنگ میان پنج پادشاه است.[[راب استارک]]،[[بیلون گریجوی]][[رنلی براتیون|رنلی]]،[[جافری براتیون|جافری]] و [[استنیس براتیون]] هرکدام برای حفظ تاج خود بادیگری در جنگ است.رنلی مرده است و استنیس به بارانداز پادشاه حمله میکند که بخاطر اتحاد [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] با [[خاندان تایرل|تایرل ها]] به شکست می انجامد،در همان زمان [[خاندان مارتل]] حمایت خودش از لنیستر ها را اعلام میکند.&lt;br /&gt;
در دیوار حمله ی هزاران وحشی به فرماندهیه منس رید با مقاوت تعداد کمی از [[نگهبانان شب]] روبرو میشود.&lt;br /&gt;
در شرق دنریس به امید به دست اوردن افراد بیشتر به منتوس راهی میشود.&lt;br /&gt;
===در هفت پادشاهی===&lt;br /&gt;
در سرزمین های رودخانه بانو [[کتلین تالی|کتلین]] به  [[برین از تارث]] مسئولیت اسکورت جیمی لنیستر با قایق از ریورران تا بارانداز پادشاه و بازگرداندن [[سنسا استارک|سنسا]] و [[آریا استارک]] میدهد.پرچمداران تالی آنها را دنبال میکنند ولی آنها موفق به فرار میشوند جیمی بیشتر وقت خود صرف توهین به برین بخاطر اندازه و شمشیرش میکند،آنها مجبور به ترک رودخانه میشوندن و به حومه ی شهر میدن پول میروند ولی در آنجا با گروه یاران دلیر از قاره شرقی روبرو میشوند وفادار به استارک ها روبرو میشوند که انهارا شناسایی میکنند وارگو هوت در راه [[هرن هال]] دست جیمی را به عنوان پیغامی برای تایوین لنیستر قطع میکند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14943</id>
		<title>یورش شمشیرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14943"/>
		<updated>2015-08-15T19:36:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان          = یورش شمشیر ها&lt;br /&gt;
| عنوان_اصلی    = A Storm Of Swords&lt;br /&gt;
| تصویر         =  [[پرونده:AStormOfSwords.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر = &lt;br /&gt;
| نویسنده        = [[جرج ریموند ریچارد مارتین]]&lt;br /&gt;
| طراح_جلد  = استیو یول&lt;br /&gt;
| کشور       = ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| زبان      = انگلیسی&lt;br /&gt;
| مجموعه        =  [[نغمه ای از یخ و آتش]]&lt;br /&gt;
| ژانر         = فانتزی&lt;br /&gt;
| ناشر     = بانتام بوکس (انگلستان){{سخ}}ویاگر بوکس (ایالات متحده){{سخ}}نشر ویدا (ایران){{سخ}}نشر آذرباد (ایران)&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر_انگلیسی = 8 اوت 2000&lt;br /&gt;
| نوع    = به صورت چاپی ( جلد سخت و کاغذی){{سخ}}به صورت کتاب صوتی و الکترونیک&lt;br /&gt;
| تعداد_صفحات         = 973 (جلد سخت در ایالات متحده){{سخ}}976 (جلد سخت در انگلستان){{سخ}}&lt;br /&gt;
1216 (جلد کاغذی در ایالات متحده)&lt;br /&gt;
| شابک          =  ISBN 0553103547 (جلد سخت در ایالت متحده) ISBN 0-00-224586-8 (جلد سخت در انگلستان) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در ایالات متحده) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در انگلستان) ISBN 9786002910752 (جلد کاغدی در ایران در نشر ویدا)&lt;br /&gt;
| مترجم = رویا خادم الرضا (نشر ویدا){{سخ}}میلاد بابا نزاد (نشر آذرباد)&lt;br /&gt;
| کتاب_قبلی   = [[نزاع شاهان]]&lt;br /&gt;
| کتاب_بعدی   = [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر = 1393 (نشر ویدا)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیر ها''' جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی حماسیه کتاب نغمه یخ و آتش نوشته ی [[جورج ریموند ریچارد مارتین|جورج آر.آر مارتین]] است.این کتاب در 8 اوت سال2000 در انگلیس به چاپ رسید و پس از آن در ماه نوامبر همان سال در ایالات متحده منتشر شد.&lt;br /&gt;
تا به امروز یورش شمشیرها طولانی ترین کتاب بین این مجموعه بوده است به طوری که در انگلستان نسخه ی کاغذیه ان به دوبخش تقسیم شد قسمت اول با نام فولاد و برف در سال 2000و قسمت دوم با نام خون و طلا در سال 2001 منتشر شد. در آگوست سال 2001 در فرانسه تصمیم گرفته شد که کتاب به چهار نسخه ی جداگانه چاپ شود.در ایران در نشر ویدا کتاب به دو نسخه ی جداگانه چاپ شده است.&lt;br /&gt;
یورش شمشیر ها موفق به کسب جایزه لوکوس در سال 2001،جایزه ی گفن برای بهترین رمان و نامزد دریافت جایزه نبولا برای بهترین رمان و نامزد دریافت جایزه ی هوگو یکی از دو جایزه معتبر در عرصه کتاب های علمی تخیلی فانتزی شد که آن را به کتاب هری پاتر و جام آتش اثر جی.کی رولینگ واگذار کرد.&lt;br /&gt;
میشا مرلین که که قبلا چاپ نسخه های مصور دو کتاب بازی تاج و تخت و نزاع شاهان را انجام داده بود در حال برنامه ریزی برا چاپ نسخه مشابه برای یورش شمشیر ها در دو جلد بود که به علت تاخیر زیاد در تحویل نزاع شاهان به سابتررانین پرس واگذار شد.این نسخه که طراحی کامل آن بر عهده ی چارلز ویس بود در تابستان سال 2006منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خلاصه داستان ==&lt;br /&gt;
یورش شمشیر ها در ادامه داستان نزاع شاهان است.&lt;br /&gt;
هفت پادشاهی در چنگال جنگ میان پنج پادشاه است.[[راب استارک]]،[[بیلون گریجوی]][[رنلی براتیون|رنلی]]،[[جافری براتیون|جافری]] و [[استنیس براتیون]] هرکدام برای حفظ تاج خود بادیگری در جنگ است.رنلی مرده است و استنیس به بارانداز پادشاه حمله میکند که بخاطر اتحاد [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] با تایرل ها به شکست می انجامد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14942</id>
		<title>یورش شمشیرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14942"/>
		<updated>2015-08-14T21:41:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان          = یورش شمشیر ها&lt;br /&gt;
| عنوان_اصلی    = A Storm Of Swords&lt;br /&gt;
| تصویر         =  [[پرونده:AStormOfSwords.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر = &lt;br /&gt;
| نویسنده        = [[جرج ریموند ریچارد مارتین]]&lt;br /&gt;
| طراح_جلد  = استیو یول&lt;br /&gt;
| کشور       = ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| زبان      = انگلیسی&lt;br /&gt;
| مجموعه        =  [[نغمه ای از یخ و آتش]]&lt;br /&gt;
| ژانر         = فانتزی&lt;br /&gt;
| ناشر     = بانتام بوکس (انگلستان){{سخ}}ویاگر بوکس (ایالات متحده){{سخ}}نشر ویدا (ایران){{سخ}}نشر آذرباد (ایران)&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر_انگلیسی = 8 اوت 2000&lt;br /&gt;
| نوع    = به صورت چاپی ( جلد سخت و کاغذی){{سخ}}به صورت کتاب صوتی و الکترونیک&lt;br /&gt;
| تعداد_صفحات         = 973 (جلد سخت در ایالات متحده){{سخ}}976 (جلد سخت در انگلستان){{سخ}}&lt;br /&gt;
1216 (جلد کاغذی در ایالات متحده)&lt;br /&gt;
| شابک          =  ISBN 0553103547 (جلد سخت در ایالت متحده) ISBN 0-00-224586-8 (جلد سخت در انگلستان) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در ایالات متحده) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در انگلستان) ISBN 9786002910752 (جلد کاغدی در ایران در نشر ویدا)&lt;br /&gt;
| مترجم = رویا خادم الرضا (نشر ویدا){{سخ}}میلاد بابا نزاد (نشر آذرباد)&lt;br /&gt;
| کتاب_قبلی   = [[نزاع شاهان]]&lt;br /&gt;
| کتاب_بعدی   = [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر = 1393 (نشر ویدا)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیر ها''' جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی حماسیه کتاب نغمه یخ و آتش نوشته ی [[جورج ریموند ریچارد مارتین|جورج آر.آر مارتین]] است.این کتاب در 8 اوت سال2000 در انگلیس به چاپ رسید و پس از آن در ماه نوامبر همان سال در ایالات متحده منتشر شد.&lt;br /&gt;
تا به امروز یورش شمشیرها طولانی ترین کتاب بین این مجموعه بوده است به طوری که در انگلستان نسخه ی کاغذیه ان به دوبخش تقسیم شد قسمت اول با نام فولاد و برف در سال 2000و قسمت دوم با نام خون و طلا در سال 2001 منتشر شد. در آگوست سال 2001 در فرانسه تصمیم گرفته شد که کتاب به چهار نسخه ی جداگانه چاپ شود.در ایران در نشر ویدا کتاب به دو نسخه ی جداگانه چاپ شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14941</id>
		<title>منس ریدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14941"/>
		<updated>2015-08-14T21:02:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* ضیافتی برای کلاغ‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|راست]] منس ریدر [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Mance Rayder.jpg|250px]]| توضیح_عکس  = منس ریدر - اثر Amok ©| القاب  = ایبل{{سخ}}منس| عنوان  = [[پادشاه آنسوی دیوار]]| خاندان     = | نژاد         =| فرهنگ       =[[مردمان آزاد]]| همسر         = [[دالا]]| محل_تولد = [[آنسوی دیوار]]| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت (اشاره شده){{سخ}}نزاع شاهان (اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (اشاره شده){{سخ}}رقصی با اژدهایان (حضور دارد)| نشان   =| بازیگر     = کایرن هیندز| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس ریدر قبل از این‌که پیمان شکنی کند و وظیفه‌اش را رها کند یکی از برادران عضو [[نگهبانان شب]] بود. از آن زمان او تبدیل به شخصیت بسیار تاثیر‌گذار میان [[مردمان آزاد]] شد تا جایی که او را [[پادشاه آنسوی دیوار]] نامیدند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش منس ریدر را کایرن هیندز بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
==ظاهر و شخصیت==&lt;br /&gt;
منس قد متوسط و پاهای بلند و نحیفی دارد، چهارشانه و تیزروست. چشمان قهوه‌ای و موهای قهوه‌ای دارد که بیشتر آن‌ها خاکستری شدند.{{رف|یش|7}} بر روی لبانش همیشه خط لبخند دیده می‌شود.{{رف|ربا|31}} زیرکی از صورت استخوانی و چشمان قهوه‌ایش پیداست.{{رف|یش|7}} برای یک فرد میان‌سال چهره‌ی عادی دارد و علاقه‌مند به موسیقی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس یک جوشن سیاه و شلوار پشمی به تن دارد. یک شنل از جنس ابریشم قرمز با خزهای سیاه به دوش می‌کشد. کلاه‌خودش از جنس برنز و آهن است که هر دو طرفش به صورت بال زاغ تراش خورده است.{{رف|یش|15}}{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این‌که گروهی از سوارکاران وحشی توسط نگهبانان شب قتل عام می‌شوند منس که یک کودک وحشی بود توسط نگهبانان پذیرفته و میان آن‌ها بزرگ می‌شود.{{رف|نش|53}} وقتی فرمانده [[کورگایل]] یک‌بار برای دیدن لرد [[ادارد استارک]] به وینترفل می‌آید منس او را همراهی می‌کند و آنجا [[راب استارک]] و [[جان اسنو]] را می‌بیند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس یک عضو وفادار [[نگهبانان شب]] بود تا اینکه هنگام گشت توسط یک [[گربه سایه]] مورد حمله قرار گرفت و یک زن وحشی او را مداوا کرد. او در مدت بهبودی منس شنل پاره‌ی منس را با پارچه‌های قرمز خود ترمیم کرد. هنگام بازگشت به دیوار سر [[دنیس ملیستر]] به منس دستور داد که شنل ترمیم شده‌اش را دور بیاندازد و لباس فرم نگبانان شب را بر تن کند.{{رف|نش|53}} این عدم آزادی انتخاب باعث شد منس [[شادو تاور]] را ترک کند تا با [[مردمان آزاد]] آن‌گونه که می‌خواهد زندگی کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Rayder by graikfaik.jpg|بندانگشتی|راست|270px|منس ریدر - اثری ازgraikfaik ©]]&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها مشخص می‌شود که هنگام سفر [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] به [[وینترفل]] منس آنجا حضور داشته است. خبر سفر پادشاه به وینترفل توسط جاسوسان منس در نگهبانان شب به گوش او می‌رسد. منس با الگو برداری از افسانه‌ی [[بائل]] تصمیم می‌گیرد که در این مراسم حاضر شود. او در نزدیکی [[لانگ بارو]] از دیوار عبور می‌کند، در جنوب [[نیو گیفت]] اسبی می‌خرد و عازم وینترفل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور او هم از ادارد که منس را از بازدید قبلی به یاد نمی‌آورد و هم از [[بنجن استارک]] که هرگز منس را ندیده پنهان می‌ماند. منس لباس مبدل آوازه خوان‌ها را به تن می‌کند و در ضیافت به نواختن عود می‌پردازد. در راه برگشت به سرزمین‌های شمال دیوار منس با [[دالا]] ملاقات می‌کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس متعهد می‌شود که تمام قبایل وحشی را باهم متحد و تجهیز کند تا تمام [[هفت پادشاهی]] را تسخیر کند. آنها در [[فراست فنگز]] گرد هم می‌آیند. شایعه‌ی رهبری منس و خالی شدن روستاهای شمال دیوار باعث شد نگهبانان شب به رهبری [[جور مورمونت]] [[گشت بزرگ جور مورمونت|گشت بزرگ آنسوی دیوار]] را آغاز کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[جان اسنو]] به بهانه‌ی پیوستن به گروه منس با او ملاقات می‌کند منس ادعا دارد که می‌تواند توسط یک شیپور جادویی به نام [[شیپور جورومان|شیپور زمستان]] که در اختیار اوست [[دیوار]] را تخریب کند ولی از این به عنوان آخرین نقشه‌اش یاد می‌کند، در صورتی که نتواند از سد نظامی نگهبانان شب عبور کند. منس آشکارا می‌گوید که وحشی‌ها از جمله مردم خودش توسط [[آدرها]] و [[وایت ها]] کشته می‌شوند و آنها قادر به متوقف کردنشان نیستند. به همین دلیل منس قصد تخریب دیوار را ندارد و فقط میخواهد از آن به عنوان سپر مقابل آدرها استفاده کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمله‌ ی منس به دیوار]] در هنگامی صورت گرفت که دیوار توسط نگهبانان آموزش ندیده تحت فرمان جان اسنو حفاظت می‌شد و شرایط بسیار نابرابری از نظر تعداد افراد دیوار و وحشی‌ها برقرار بود. جان در نگه داشتن نیروهای منس پشت دیوار موفق بود تا این‌که نیروهای کمکی [[استنیس براتیون]] به صورت غافلگیرکننده سر رسیدند. با اینکه خود منس شخصا هدایت سواره نظام مردمان آزاد را به سمت [[ایست واچ کنار دریا]] بر عهده داشت اما ارتش بی‌انضباط وحشی‌ها توسط نیروهای استنیس در هم شکست.{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر منس، [[دالا]] در کمپ وحشی‌ها هنگام حمله‌ی استنیس به خاطر زایمان پسر منس درگذشت.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Abel Val.jpg|بندانگشتی|چپ|400px|ایبل آوازه خوان - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[جان اسنو|جان]] پسر منس را پنهانی توسط [[سمول تارلی]] از دیوار خارج می‌کند زیرا به جادوگر [[استنیس براتیون|استنیس]] یعنی [[ملیساندر]] مشکوک بود که قصد دارد به خاطر خون اشرافی و اینکه منس پادشاه شمال دیوار بوده، نوزاد را قربانی کند.{{رف|ضبک|5}} بعدها [[گیلی]] نام [[ایمون استیل سانگ]] را برای پسر منس انتخاب می‌کند (بعد از دو ساله شدن نوزاد).{{رف|ضبک|35}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|گمان می‌رفت که منس توسط [[استنیس براتیون|استنیس]] زنده سوزانده شده، در حالی که وحشی‌ها، برادران نگهبان شب و [[افراد پادشاه]] و [[افراد ملکه]] شاهد اعدام بودند. جان اسنو به کمانداران دستور می‌دهد که منس را کشته و به زجر کشیدنش پایان دهند.{{رف|ربا|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در حقیقت مردی که سوزانده شد [[رتل شرت]] بود که به وسیله‌ی جادوی [[ملیساندر]] همانند منس شده بود.و منس واقعی به خاطر یاقوت های ملیساندر به صورت رتل شرت درامده بود. هیچکس به جز منس و ملیساندر از این دسیسه خبر ندارد، ملیساندر این راز را از استنیس پنهان کرده بود زیرا به خاطر شخصیت قانون مندش استنیس حتما باید منس را اعدام می‌کرد. رتل شرت حتی یکبار با جان در حیاط قلعه درگیر شد و جان از سرعت و مهارت او تعجب کرد در حالی که نمی‌دانست این مرد در واقع همان منس است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از آن هنگامی که خبر به دیوار رسید که قرار بر این است که [[آریا استارک]] با [[رمسی بولتون]] ازدواج کند ملیساندر به رتل شرت پیشنهاد داد که آریا را نجات دهد اما جان قبول نمی‌کند چون به رتل شرت اعتماد ندارد. به همین خاطر ملیساندر هویت واقعی رتل شرت را آشکار می‌کند به این امید که نظر جان تغییر کند. جان پسر منس را در اختیار دارد پس منس هرچه در توانش باشد برای پیدا کردن خواهر جان و سالم نگه داشتن فرزند خودش انجام می‌دهد. اما منس خبر ندارد که جان پسرش را با پسر [[گیلی]] تعویض کرده است.{{رف|ربا|31}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس شش نفر از [[عروسان نیزه]] را با خود می‌برد.{{رف|ربا|35}} [[فرنیا]] (Frenya) [[ویلو ویچ-آی]] (Willow Witch-eye) [[اسکروئل]] (Squirrel) [[هالی]](Holly) [[روئن]] (Rowan) و [[میرتل]] (Myrtle). منس تحت عنوان آوازه خوانی به اسم ابل وارد وینترفل می‌شود.{{رف|ربا|37}} در شب عروسی منس برای مهمانان می‌نوازد اما پس از ضیافت در همان شب عروسان نیزه چند نفر از مردان شمال را می‌کشند. شوالیه‌های [[خاندان مندرلی|مندرلی]] ابتدا به [[تیان گریجوی]] مظنون می‌شوند, این قتل‌ها به تنش میان خاندان [[خاندان فری|فری]]، [[خاندان بولتون|بولتون]] و دیگر حاضران داخل قلعه منجر شد. گروه منس در آخر از کمک همراه با ترس و اکراه تیان برای آزاد کردن [[آریا]] بهره می‌برند، در حالی که تیان می‌داند آریا در واقع [[جین پول]] است. تنش‌های قلعه هنگامی که [[والدر فری کوچک|والدر فری کوچیکه]] کشته شد به اوج خودش رسید، اما عروسان نیزه ادعا کردند که این قتل کار آنها نبوده. تیان به آنها کمک می‌کند که جین را نجات دهند اما وقتی جین موقعیتشان را با جیغ زدنش لو می‌دهد، تیان و جین مجبور به پریدن از بالای قلعه به داخل برف‌ها شدند، ولی بقیه گروه منس کشته یا دستگیر می‌شوند.{{رف|ربا|46}}{{رف|ربا|51}}{{رف|ربا|62}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعدها نامه‌ای به جان می‌رسد که ظاهرا از طرف [[رمسی بولتون]] است. در نامه گفته شده منس در [[وینترفل]] اسیر شده. رمسی ادعا کرده است که منس را داخل قفسی انداخته و 6 عروس نیزه را کشته و پوست کنده است و منس مجبور به پوشیدن پوست انها شده است تا از سرما یخ نزند.{{رف|ربا|69}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های منس ریدر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[دیوار]] می‌تونه یه ارتش رو متوقف کنه، ولی جلوی یه نفر رو نمیتونه بگیره.{{رف|یش|7}}|منس خطاب به [[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[کورین نصفه دست|نصف دست]] مثل یه درخت بلوط قدیمی سفت و سخت بود، اما من از جنس گوشت و استخونم و علاقه‌ی زیادی هم به لوندی زن‌ها دارم...{{سخ}}همینم باعث می‌شه من زیاد تفاوتی با نصف بیشتر نگهبانان شب نداشته باشم.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|منس خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[مردم آزاد]] دنباله‌روی اسم‌ها و حیونای کوچولویی که به لباس و پرچم‌هاتون می‌دوزید نمی‌شن. اونا به خاطر یه پول سیاه خوش رقصی نمی‌کنن.{{سخ}}اونا اهمیت نمیدن چقدر سطح خاندانت بالاست یا اینکه کجای زنجیره‌ی مدیریتی قرار داری یا اینکه بابابزرگت کی بوده! {{سخ}}اونها دنباله روی قدرت هستن، اونها دنباله روی کسی هستن که مرد باشه.{{رف|ربا|21}}|منس خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی منس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{نقل قول|تو جمع ما اون بهترین بود، همزمان بدترین هم بود.{{رف|نش|68}}|[[کورین نصفه دست]] خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول| منس خیلی حیله‌گره. اون به عنوان یه کلاغ بزرگ شده. خودت که می‌دونی کلاغا پرنده‌های مکاری هستن.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|[[تورموند]] خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Mance_Rayder منس ریدر] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{گروه نجات آریا}}&lt;br /&gt;
{{شاهان آنسوی دیوار}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Mance Rayder]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:وحشی ها]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:اعضای نگهبانان شب]][[رده:حکام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14940</id>
		<title>یورش شمشیرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14940"/>
		<updated>2015-08-14T19:55:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان          = یورش شمشیر ها&lt;br /&gt;
| عنوان_اصلی    = A Storm Of Swords&lt;br /&gt;
| تصویر         =  [[پرونده:AStormOfSwords.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر = &lt;br /&gt;
| نویسنده        = [[جرج ریموند ریچارد مارتین]]&lt;br /&gt;
| طراح_جلد  = استیو یول&lt;br /&gt;
| کشور       = ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| زبان      = انگلیسی&lt;br /&gt;
| مجموعه        =  [[نغمه ای از یخ و آتش]]&lt;br /&gt;
| ژانر         = فانتزی&lt;br /&gt;
| ناشر     = بانتام بوکس (انگلستان){{سخ}}ویاگر بوکس (ایالات متحده){{سخ}}نشر ویدا (ایران){{سخ}}نشر آذرباد (ایران)&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر_انگلیسی = 8 اوت 2000&lt;br /&gt;
| نوع    = به صورت چاپی ( جلد سخت و کاغذی){{سخ}}به صورت کتاب صوتی و الکترونیک&lt;br /&gt;
| تعداد_صفحات         = 973 (جلد سخت در ایالات متحده){{سخ}}976 (جلد سخت در انگلستان){{سخ}}&lt;br /&gt;
1216 (جلد کاغذی در ایالات متحده)&lt;br /&gt;
| شابک          =  ISBN 0553103547 (جلد سخت در ایالت متحده) ISBN 0-00-224586-8 (جلد سخت در انگلستان) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در ایالات متحده) ISBN 0-553-57342-X (جلد کاغذی در انگلستان) ISBN 9786002910752 (جلد کاغدی در ایران در نشر ویدا)&lt;br /&gt;
| مترجم = رویا خادم الرضا (نشر ویدا){{سخ}}میلاد بابا نزاد (نشر آذرباد)&lt;br /&gt;
| کتاب_قبلی   = [[نزاع شاهان]]&lt;br /&gt;
| کتاب_بعدی   = [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر = 1393 (نشر ویدا)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیر ها''' جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی حماسیه کتاب نغمه یخ و آتش نوشته ی [[جورج ریموند ریچارد مارتین|جورج آر.آر مارتین]] است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14939</id>
		<title>یورش شمشیرها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%B4_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7&amp;diff=14939"/>
		<updated>2015-08-14T15:51:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: صفحه‌ای جدید حاوی «{{در حال ترجمه|ghost}} یورش شمشیر ها جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
یورش شمشیر ها جلد سوم از هفت جلد برنامه ریزی شده سری فانتزی حماسیه کتاب نغمه یخ و آتش نوشته ی جورج آر.آر مارتین است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14938</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14938"/>
		<updated>2015-08-14T15:47:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|ghost}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]]است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14937</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14937"/>
		<updated>2015-08-14T15:40:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]]است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است.برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟.جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورتهای حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است.گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.&lt;br /&gt;
{{درحال ترجمه|[[کاربر:Ghost|Rhaegar]] ([[بحث کاربر:Ghost|بحث]])}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14936</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14936"/>
		<updated>2015-08-14T15:30:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]]است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
{{درحال ترجمه|[[کاربر:Ghost|Rhaegar]] ([[بحث کاربر:Ghost|بحث]])}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14935</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14935"/>
		<updated>2015-08-14T15:29:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]]است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
{{درحال ترجمه|ghost}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14934</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14934"/>
		<updated>2015-08-14T15:28:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص |نام_شخصیت = گوست |تصویر     = پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx | القاب        ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost_by_carrie_best.jpgx]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
گوست یک دایرولف زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]]است.جان نام اورا بخاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.گوست برادر گری ویند،لیدی،[[نایمریا|نایمریا]]،سامر و شگی داگ است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:500px-Ghost_by_carrie_best.jpg&amp;diff=14933</id>
		<title>پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:500px-Ghost_by_carrie_best.jpg&amp;diff=14933"/>
		<updated>2015-08-14T12:39:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_by_carrie_best.jpg&amp;diff=14932</id>
		<title>پرونده:Ghost by carrie best.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ghost_by_carrie_best.jpg&amp;diff=14932"/>
		<updated>2015-08-14T12:31:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=14931</id>
		<title>نايمريا (دايرولف)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=14931"/>
		<updated>2015-08-14T11:54:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* ضیافتی برای کلاغ ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ابهام زدایی|نایمریا (ابهام زدایی)}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = نایمریا&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Nymeria_by_daaria.jpg‏|راست|350px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = [[آریا استارک|آریا استارک]] در حال خداحافظی با نایمریا، اثری از داریا&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](به طریق وارگ، حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نایمریا''' ، دایرولفی است که به آریا استارک داده شده است. او کمی کوچک تر از برادرانش [[گری ویند]]، [[لیدی]]، [[سامر]]، [[شگی داگ]] و [[گوست]] است. اسم او از نایمریا، ملکه [[روین]] (Rhoyne) آمده است.{{رف|بتت|7}}&lt;br /&gt;
==مشخصات ظاهری==&lt;br /&gt;
نایمریا چشمان طلایی تیره{{رف|بتت|10}} و موهای خاکستری{{رف|بتت|15}} دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
نایمریا همراه برادرانش در کنار جسد مرده‌ی مادرشان در برف، توسط [[جان اسنو|جان اسنو]] و [[راب استارک|راب استراک]] پیدا می‌شود.{{رف|بتت|1}} آریا تا جایی که ممکن است نایمریا را در کنار خود نگهداری می‌کند، حتی به دایرولف اجازه میدهد که کنار تخت او، روی زمین بخوابد.{{رف|بتت|7}} نایمریا، آریا را در مسیر [[بارانداز_پادشاه|بارانداز پادشاه]](King's Landing) تا جنوب همراهی می‌کند. وقتی که [[جافری براتیون|جافری براتیون]] و [[سانسا استارک|سانسا]] به طور اتفاقی به شمشیربازی آریا و دوستش [[میکا]]، برخورد می‌کنند، جافری، میکا را به مبارزه می‌طلبد و مایکا در اینکار، زخم‌هایی برمی‌دارد. جافری قصد ترحم کردن را نداشت که باعث شد آریا با چوبی که داشت، به او حمله کند. جافری هم در مقابل با شمشیرش به آریا حمله می‌کند، و نایمریا ناگهان به جافری پریده و او را گاز می‌گیرد. بعد از اینکه او را رها کرد، آریا و نایمریا به سرعت می‌گریزند.{{رف|بتت|15}} به دلیل ترس از کشته شدن نایمریا، آریا و جوری مجبور می‌شوند که او را فراری بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
آریا در مسیرش به سمت شمال با [[یارن]](Yoren)، صحبت‌هایی در مورد یک گرگ ماده‌ی بسیار بزرگ می‌شنود که سردسته گله‌ای در حول و حوش [[چشم خدایان]](Gods Eye) است و از انسان‌ها نمی‌ترسد. لورد [[ویلیام مووتون]](William Mooton) و پسرانش به قصد شکار او می‌روند، ولی مجبور می‌شوند برگردند و در این عملیات، سگ‌های بسیاری را از دست میدهند.{{رف|نش|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر‌ها ===&lt;br /&gt;
آریا در حالیکه به دنبال ریورران است، گله گرگی را می‌بیند. بزرگترین آنها، وقتی آریا سر آنها فریاد میکشد، زوزه میکشد. بعدها، او خواب می‌بیند که نایمریا به [[ایگو]] از [[یاران دلیر|یاران دلیر]] و همراهان او حمله می‌کند و آنها را می کشد.{{رف|یش|3}}&lt;br /&gt;
در طول ارتباط [[اسکین چنجر|وارگی]] او با نایمریا، آریا جسد [[کاتلین استارک|کاتلین استارک]] را در رودخانه پیدا می‌کند. او را به سمت ساحل می‌کشاند و سعی میکند که او را بیدار کند، ولی متوجه می‌شود که او مرده است.{{رف|یش|65}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
از [[براووس|براووس]]، آریا شب ها خواب گرگی(wolf dreams) می‌بیند که در آن سردسته گروه بزرگی از گرگ‌ها در جنگل است.{{رف|ضبک|6}} {{سخ}}&lt;br /&gt;
سپتون [[مریبالد]](Meribald) گزارش میدهد که گله‌ی بزرگی از صدها گرگ، در [[تریدنت]](Trident) پرسه می‌زنند.{{رف|ضبک|25}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
سر [[دانول فری]]، از دسته‌ای از گرگ های بی سابقه در [[ریورلندز]](Riverlands) شکایت دارد و به [[جیمی لنیستر|جیمی]] میگوید که دسته گرگ‌ها، به بار و بنه‌ی کالسکه‌ی او، وقتی که از [[دوقلوها|تویینز]] حرکت می‌کند، حمله می‌کنند.{{رف|ضبک|30}} سر [[درموت]] از رین وود(Rainwood) اطراف [[ریورران]](Riverrun) گشت میزد و گزارش پیدا کردن صدها گرگ که 2 نفر از نگهبانان او را هم کشته اند، داد. یکی از مردان در حال مرگ گفت که این گله توسط &amp;quot; یک گرگ ماده‌ی غول پیکر، دایرولف&amp;quot; ، هدایت می‌شده است.{{رف|ضبک|44}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[گوست]] نایمریا را دید که زیر نور مهتاب، می‌خواند و صدها قوم و خیش خاکستری کوچک او هم، همراه او می‌خوانند. او در تپه‌ای ایستاده بود که گرمتر از [[دیوار|دیوار]] بود و پر از غذا. {{رف|ربا|44}} وقتی آریای نابینا، هویت بث(Beth) را دارد، در خواب گرگی، آسمان شب وستروس را می‌بیند. در طول این خواب، اولین بارش برف در ریورلندز را می‌بیند و اینکه از زمان شروع آن برف، صید بسیار نایاب شده بود. نایمریا و گروهش، ضیافتی با چوپان، سگ هایش و گله‌ی او، ترتیب داده بودند. یعضی از اقوام خاکستری کوچک نایمریا، از انسان‌ها می‌ترسیدند، حتی انسان‌های مُرده؛ ولی گوشت او، گوشت بود و انسان‌ها صید.{{رف|ربا|45}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد نایمریا ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما مجبور شدیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من بهش گفتم که فرار کن، برو آزاد باش، که دیگه نمی‌خوامت!. گرگهای دیگه‌ای بودند که او باهاشون بازی کنه، ما صدای زوزه‌ی اونا رو شنیدیم، و جوری گفت که جنگل پر از بازی ـه، خب آهویی رو باید شکار کنه. فقط بازهم داشت دنبال ما می‌اومد که ما نهایت تصمیم گرفتیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من دوبار بهش زدم. اون یه ناله‌ای کرد و به من نگاه کرد و من احساس خیلی شرمندگی می‌کردم، ولی کار درستی بود، مگه نه؟ ملکه اون رو میکشت.{{رف|بتت|22}} |[[آریا استارک|آریا استارک]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]] بعد از فراری دادن نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria_(direwolf)]]&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=14930</id>
		<title>نايمريا (دايرولف)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=14930"/>
		<updated>2015-08-14T11:43:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* یورش شمشیر‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ابهام زدایی|نایمریا (ابهام زدایی)}}&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = نایمریا&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Nymeria_by_daaria.jpg‏|راست|350px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = [[آریا استارک|آریا استارک]] در حال خداحافظی با نایمریا، اثری از داریا&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](به طریق وارگ، حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نایمریا''' ، دایرولفی است که به آریا استارک داده شده است. او کمی کوچک تر از برادرانش [[گری ویند]]، [[لیدی]]، [[سامر]]، [[شگی داگ]] و [[گوست]] است. اسم او از نایمریا، ملکه [[روین]] (Rhoyne) آمده است.{{رف|بتت|7}}&lt;br /&gt;
==مشخصات ظاهری==&lt;br /&gt;
نایمریا چشمان طلایی تیره{{رف|بتت|10}} و موهای خاکستری{{رف|بتت|15}} دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
نایمریا همراه برادرانش در کنار جسد مرده‌ی مادرشان در برف، توسط [[جان اسنو|جان اسنو]] و [[راب استارک|راب استراک]] پیدا می‌شود.{{رف|بتت|1}} آریا تا جایی که ممکن است نایمریا را در کنار خود نگهداری می‌کند، حتی به دایرولف اجازه میدهد که کنار تخت او، روی زمین بخوابد.{{رف|بتت|7}} نایمریا، آریا را در مسیر [[بارانداز_پادشاه|بارانداز پادشاه]](King's Landing) تا جنوب همراهی می‌کند. وقتی که [[جافری براتیون|جافری براتیون]] و [[سانسا استارک|سانسا]] به طور اتفاقی به شمشیربازی آریا و دوستش [[میکا]]، برخورد می‌کنند، جافری، میکا را به مبارزه می‌طلبد و مایکا در اینکار، زخم‌هایی برمی‌دارد. جافری قصد ترحم کردن را نداشت که باعث شد آریا با چوبی که داشت، به او حمله کند. جافری هم در مقابل با شمشیرش به آریا حمله می‌کند، و نایمریا ناگهان به جافری پریده و او را گاز می‌گیرد. بعد از اینکه او را رها کرد، آریا و نایمریا به سرعت می‌گریزند.{{رف|بتت|15}} به دلیل ترس از کشته شدن نایمریا، آریا و جوری مجبور می‌شوند که او را فراری بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
آریا در مسیرش به سمت شمال با [[یارن]](Yoren)، صحبت‌هایی در مورد یک گرگ ماده‌ی بسیار بزرگ می‌شنود که سردسته گله‌ای در حول و حوش [[چشم خدایان]](Gods Eye) است و از انسان‌ها نمی‌ترسد. لورد [[ویلیام مووتون]](William Mooton) و پسرانش به قصد شکار او می‌روند، ولی مجبور می‌شوند برگردند و در این عملیات، سگ‌های بسیاری را از دست میدهند.{{رف|نش|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر‌ها ===&lt;br /&gt;
آریا در حالیکه به دنبال ریورران است، گله گرگی را می‌بیند. بزرگترین آنها، وقتی آریا سر آنها فریاد میکشد، زوزه میکشد. بعدها، او خواب می‌بیند که نایمریا به [[ایگو]] از [[یاران دلیر|یاران دلیر]] و همراهان او حمله می‌کند و آنها را می کشد.{{رف|یش|3}}&lt;br /&gt;
در طول ارتباط [[اسکین چنجر|وارگی]] او با نایمریا، آریا جسد [[کاتلین استارک|کاتلین استارک]] را در رودخانه پیدا می‌کند. او را به سمت ساحل می‌کشاند و سعی میکند که او را بیدار کند، ولی متوجه می‌شود که او مرده است.{{رف|یش|65}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|از [[براووس|براووس]]، آریا شب ها خواب گرگی(wolf dreams) می‌بیند که در آن سردسته گروه بزرگی از گرگ‌ها در جنگل است.{{رف|ضبک|6}} {{سخ}}&lt;br /&gt;
سپتون [[مریبالد]](Meribald) گزارش میدهد که گله‌ی بزرگی از صدها گرگ، در [[تریدنت]](Trident) پرسه می‌زنند.{{رف|ضبک|25}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
سر [[دانول فری]]، از دسته‌ای از گرگ های بی سابقه در [[ریورلندز]](Riverlands) شکایت دارد و به [[جیمی لنیستر|جیمی]] میگوید که دسته گرگ‌ها، به بار و بنه‌ی کالسکه‌ی او، وقتی که از [[دوقلوها|تویینز]] حرکت می‌کند، حمله می‌کنند.{{رف|ضبک|30}} سر [[درموت]] از رین وود(Rainwood) اطراف [[ریورران]](Riverrun) گشت میزد و گزارش پیدا کردن صدها گرگ که 2 نفر از نگهبانان او را هم کشته اند، داد. یکی از مردان در حال مرگ گفت که این گله توسط &amp;quot; یک گرگ ماده‌ی غول پیکر، دایرولف&amp;quot; ، هدایت می‌شده است.{{رف|ضبک|44}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[گوست]] نایمریا را دید که زیر نور مهتاب، می‌خواند و صدها قوم و خیش خاکستری کوچک او هم، همراه او می‌خوانند. او در تپه‌ای ایستاده بود که گرمتر از [[دیوار|دیوار]] بود و پر از غذا. {{رف|ربا|44}} وقتی آریای نابینا، هویت بث(Beth) را دارد، در خواب گرگی، آسمان شب وستروس را می‌بیند. در طول این خواب، اولین بارش برف در ریورلندز را می‌بیند و اینکه از زمان شروع آن برف، صید بسیار نایاب شده بود. نایمریا و گروهش، ضیافتی با چوپان، سگ هایش و گله‌ی او، ترتیب داده بودند. یعضی از اقوام خاکستری کوچک نایمریا، از انسان‌ها می‌ترسیدند، حتی انسان‌های مُرده؛ ولی گوشت او، گوشت بود و انسان‌ها صید.{{رف|ربا|45}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد نایمریا ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما مجبور شدیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من بهش گفتم که فرار کن، برو آزاد باش، که دیگه نمی‌خوامت!. گرگهای دیگه‌ای بودند که او باهاشون بازی کنه، ما صدای زوزه‌ی اونا رو شنیدیم، و جوری گفت که جنگل پر از بازی ـه، خب آهویی رو باید شکار کنه. فقط بازهم داشت دنبال ما می‌اومد که ما نهایت تصمیم گرفتیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من دوبار بهش زدم. اون یه ناله‌ای کرد و به من نگاه کرد و من احساس خیلی شرمندگی می‌کردم، ولی کار درستی بود، مگه نه؟ ملکه اون رو میکشت.{{رف|بتت|22}} |[[آریا استارک|آریا استارک]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]] بعد از فراری دادن نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria_(direwolf)]]&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14929</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14929"/>
		<updated>2015-08-14T07:04:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نقل قول ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Lin_BoFaceless_Man.JPG|چپ|450px|یک مرد بی چهره در پشت بام]]&lt;br /&gt;
انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.}}{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14928</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14928"/>
		<updated>2015-08-13T19:44:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Lin_BoFaceless_Man.JPG|چپ|450px|یک مرد بی چهره در پشت بام]]&lt;br /&gt;
انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.}}{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر.مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14927</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14927"/>
		<updated>2015-08-13T19:30:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* منابع و یادداشت ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.}}{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر.مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14926</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14926"/>
		<updated>2015-08-13T19:30:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: /* نقل قول ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.}}{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جرج آر.آر.مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14925</id>
		<title>مردان بی چهره</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87&amp;diff=14925"/>
		<updated>2015-08-13T19:28:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;انجمن '''مردان بی چهره''' فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که [[خدای بی نهایت چهره|خدای بی نهایت چهره]] (Many-Faced God) را می‌پرستند. خدای مرگ.&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
این انجمن قبل از پیدایش [[براووس|براووس]] (Braavos) پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی [[والریا|والریای]] (Valyria) قبل از ویرانی(doom) دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای برده‌ها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بی چاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== مذهب ==&lt;br /&gt;
در [[خانه سیاه و سفید|خانهٔ سفید و سیاه]](House of Black and White)پیروان انجمن لباس‌های سفید و سیاه می‌پوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام می‌دهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بت‌هایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در [[مذهب هفت|مذهب هفت]](Seven)؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمع‌هایی برای خدایانشان روشن می‌کنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره می‌نوشند. آب چشمه را با سمی پر کرده‌اند که منجر به مرگی بی درد می‌شود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد می‌کنند.&lt;br /&gt;
یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» (Valar morghulis)که در زبان والریایی برین(High Valyrian) به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» (valar dohaeris) به معنی همه باید خدمت کنند.&lt;br /&gt;
مطابق با اعتقاد انجمن این خدا در بسیاری از مذاهب وجود دارد با نام‌هایی متفاوت. در کوهور(Qohor) بز سیاه(Black Goat) در یی تی(Yi Ti) شیر شب(Lion of Night) و در مذهب هفت، غریبه.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
== کارهای داخلی و ترورها == &lt;br /&gt;
پیروان خدای بی نهایت چهره معتقدند که مرگ جزئی طبیعی از هر چیز است و پایانی مهربانانه بر رنج. انجمن در ازای یک بها می‌پذیرد هر کسی را در دنیا بکشد و این پیمان را سوگندی برای خدایشان قلمداد می‌کند. این بها همواره گران یا عزیز است. قیمت بستگی به اهمیت و امنیت فرد هدف بستگی دارد. زمانی که [[شورای کوچک|شورای کوچک]](small council) در مورد احتما استخدام یک مرد بی چهره برای کشتن [[دنریس تارگرین|دنریس تارگرین]](Daenerys Targaryen) بحث می‌کرد [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]](Petyr Baelish) مدعی شد که شورا می‌تواند با نصف پولی که مردان بی چهره برای کشتن یک تاجر مطالبه می‌کنند یک لشکر مزدور استخدام کند؛ و کشتن یک شاهزاده بسیار گران تر است.{{رف|بتت|33}} در کتاب پنجم مشخص شد که فدیه می‌تواند درآمد فرد یا یک کودک باشد.&lt;br /&gt;
گروهی زبده از پیروان به نام مردان بی چهره برای انجام دادن این وظیفه آموزش می‌بینند. مردان بی چهره گهگاه (خیلی کم) زن هستند و به ندرت یک کودک را آموزش می‌دهند. آن‌ها که از همهٔ حواسشان استفاده کنند برای دروغ گفتن و مخفی نگه داشتن خود آموزش می‌یابند. تونایی های جادویی به آن‌ها اجازه تغییر چهره را نیز می‌دهد. بخشی از آموزش آن‌ها انکار هویت خود طبق یک روش نهیلیستی است. فکر کردن به این که آن‌ها هیچ کس نیستند.&lt;br /&gt;
مردان بی چهره در خانهٔ سیاه و سفید تشکیل جلسه می‌دهند. معبد خدای بی نهایت چهره. آن‌ها دور یک میز گرد دربارهٔ کارهای طول ماه و قراردادهای ترور بحث می‌کنند. آن‌ها از روش‌های زیادی برای کشتن اهداف استفاده می‌کنند از جمله سمی مهلک به نام خفه کننده(the strangler){{رف|نش|0}} آن‌ها همچنین چهرهٔ کسانی را که برای مرگ می‌آیند را در خزانه ای نگه می‌دارند. آنها را روی دیوار چون ماسک‌هایی ترسناک آویزان کرده‌اند و از آن‌ها برای تغییر قیافه در هنگام کشتن استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
آن‌ها بیش از ماسک هستند. پوست واقعی مرد بی چهره بریده می‌شود و چهره جدید در جای قبل قرار می‌گیرد. مردان بی چهره از ابزار به عنوان بخشی از تغییر قیافه و فریب استفاده می‌کنند. برخلاف جادوی محضی که[[ملیساندر|ملیساندر]](Melisandre) و سایر پیروان [[رلور|رلور]](R’hllor) استفاده می‌کنند.&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا استارک فهمید که تکنیک کشتن مردان بی چهره نباید بر حسب احتمال باشد و فقط محدود به کشتن نیست. بها برای یک قتل دقیق پرداخته شده و در بسیاری از موارد مرگ باید یک تصادف به نظر برسد تا قتل.}}{{رف|ربا|64}}&lt;br /&gt;
==هویت مردان بی چهره==&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|مرد مهربان جایگاه قدرتمندی را در انجمن دارد و او کسی است که آموزش آریا را برعهده دارد. یک بچه سر راهی(Waif) در خانه سیاه و سفید کار می‌کند و به امور سم‌ها می‌رسید. در حقیقت او یک زن ۳۶ ساله است. او چهره ای منقبض شده و کودکانه دارد که به خاطر تماسش با سم‌هاست. چندین مرد بی چهرهٔ دیگر نیز در خانهٔ سفید و سیاه توسط آریا دیده شده‌اند و او آن‌ها را چنین توصیف کرد. مرد خوش قیافه(handsome man) – خادم چاق(fat fellow) – چهره عبوس(stern face) – چشم لوچ(squinter) – لرد کوچک(lordling) – مرد گرسنه(starved man) و کشیش با چهرهٔ طاعون زده(priest with the face of a plague victim). یک مرد بی چهره به نام جیکن هگار(Jaqen H’ghar) به عنوان یک مجرم اهل لورات(Lorath) برای پیوستن به نگهبانان شب(Night’s Watch) فرستاده میشود. سپس قبل از آن که چهره‌اش را عوض کند به همراهان شجاع(Brave Companions) می‌پیوندد. مردی که خود را کیمیاگر(Alchemist) می‌نامد پیت(Pate) نوآموز را مسموم می‌کند و جای او را در سیتادل(Citadel) می‌گیرد. به نظر می‌رسد هویت این ۲ نفر یکی باشد زیرا ظاهری که جیکن هگار آریا را ترک می‌کند با ظاهر کیمیاگر یکی است.}}{{رف|نش|47}}{{رف|ضبک|0}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
شورای کوچک شاه رابرت میخواهد یک مرد بی چهره برای کشتن دنریس تارگرین استخدام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
جگن هگار(Jaqen H'ghar) در برابر چشمان آریا تغییر شکل میدهد.&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
در زمان همراهی آریا با گروه برادری بدون پرچم(brotherhood without banners)روح های هارت(ghost of High Heart) به آنها می گوید که &amp;quot;رویای یک مرد بدون چهره را بر روی پلی که تحت تاثیر باد و در حال تاب خوردن است&amp;quot;دیده.[[بیلون گرجوی|بیلون گریجوی]](Balon Greyjoy)پس از این پیشگویی در طوفان از روی پلی معلق و در پیچ و تاب در [[پایک|پایک]](Pyke)سقوط میکند.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
پت نوآموز [[سیتادل|سیتادل]] پس از گاز زدن سکه ای که کیمیاگر به اون داده میمیرد.جگن هگار با چهره ی او با سموئل تارلی در جزیره کلاغ ملاقات میکند.&lt;br /&gt;
آریا به خانه ی سیاه و سفید براووس میرود و در انجا از مرد مهربان و دختر سرراهی درس یاد میگیرد.&lt;br /&gt;
=== رقص با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا جلسه یازده خادم خانه سفید و سیاه را میبیند.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ فکری برای تامین هزینه اش دارید؟با پولی که اونا برا قتل یک تاجر میگیرن میشه نصف یه ارتش مزدور رو خرید این قیمت برای یه شاهزاده خانم بیشتره.{{رف|بتت|33}}&lt;br /&gt;
|[[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[شورای کوچک|شورای کوچک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی که جگن هگار دست خود را از پیشانی تا چانه صورت خود کشید صورتش تغییر کرد گونه هایش بزرگ شدند چشمانش به هم نزدیک شدند بینی اش عقابی شد و روی گونه ی راستش جای زخمی که قبلا نبود ظاهر شد وموهای ساف سفید و قرمزش به موی فر سیاه تبدیل شد.{{رف|نش|47}}|مشاهدات [[آریا استارک|آریا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر ما یک مرد بی چهره به سراغ او فرستاده بودیم هیچ راه فراری از مرگ براش نبود.{{رف|بتت|33}}| [[پتایر بیلیش|پتایر بیلیش]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردان بی چهره یک لیست از قیمت های خود ندارند برای کار با انها باید پیش انها رفته و و بگویید میخواهید کسی را بکشید سپس بر سر قیمت مذاکره کنید،هرچه شخص هدف برجسته تر،راه طولانی تر و کار قاتل سخت تر باشد قیمت انها بیشتر است.|[[جورج آر.آر.مارتین|جورج آر.آر مارتین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lin_BoFaceless_Man.JPG&amp;diff=14924</id>
		<title>پرونده:Lin BoFaceless Man.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lin_BoFaceless_Man.JPG&amp;diff=14924"/>
		<updated>2015-08-13T11:34:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ghost: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{FFG}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghost</name></author>
	</entry>
</feed>