<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Maethor</id>
	<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Maethor"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Maethor"/>
	<updated>2026-06-05T17:01:09Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.2</generator>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=14099</id>
		<title>دست سرد/تئوری ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D8%A7&amp;diff=14099"/>
		<updated>2014-09-05T17:53:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اسپویلر|به نظر میرسد دست سرد یکی از برادران گمشده ی نگهبانان شب میباشد، ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اسپویلر|به نظر میرسد [[دست سرد]] یکی از برادران گمشده ی نگهبانان شب میباشد، او سیاه میپوشد و سم را برادر خطاب میکند. از این رو تئوری های مختلفی برای هویت واقعی وی وجود دارد، از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بنجن استارک]] که برای گشت زنی به شمال دیوار رفت و ناپدید شد.&lt;br /&gt;
* زاغ خونین یا همان فرمانده [[بریندن ریورز]].&lt;br /&gt;
* سر [[ویمار رویس]] که در شمال دیوار توسط آدرها کشته شد.&lt;br /&gt;
* [[ویل]] که توسط سر ویمار رویس کشته شد.&lt;br /&gt;
* [[شاه شب]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شواهد رد تئوری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بریندن ریورز به احتمال زیاد همان [[کلاغ سه چشم]] است پس نمی‌تواند دست سرد هم باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* گفته می‌شود شاه شب از صفحه‌ی روزگار محو شده است و اسمش از خاطر انسان‌ها پاک گشته. به نظر می‌آید کاملا نابود شده باشد و به احتمال زیاد جسد وی هم سوزانده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[لیف]] هنگامی که گروه برن وارد غار می‌شوند می‌گوید که آن‌ها مدت‌ها قبل دست سرد را کشته‌اند در حالی که ویل، ویمار رویس و بنجن استارک در بهترین حالت دو سال از ناپدید شدنشان می‌گذر.&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1&amp;diff=14088</id>
		<title>هودور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1&amp;diff=14088"/>
		<updated>2014-09-05T17:08:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  '''هودور''' | تصویر          = 300px| توض...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  '''هودور''' | تصویر          = [[File: Bran Stark and Hodor.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثری از Amok©| القاب          =| عنوان          =| خاندان     =[[خاندان استارک]]| نژاد           =| فرهنگ        =| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](اشاره شده است){{سخ}} [[رقصی با اژدهایان]] (حضور دارد)| نشان   =| بازیگر      =کریستین نایرن| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هودور''' جوانی است که در استبل [[وینترفل]] کار می‌کند.{{رف|بتت|ضمیمه}} نام اصلی او '''والدر''' است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هودور هیکل بزرگی دارد ولی کند ذهن است، اما نسبت به [[خاندان استارک]] وفادار و مهربان است. او فقط می‌تواند یک کلمه را بگوید، &amp;quot;هودور&amp;quot;.{{رف|بتت|53}} فرزندان استارک بر این گمان هستند که نام واقعی او هودور است تا اینکه [[ننه ی پیر]] که مادر مادربزرگ او بود می‌گوید اسم واقعی او والدر است.{{رف|بتت|24}} هودور بیشتر از 2 متر قد دارد و چشمانش قهوه‌ای است.{{رف|نش|16}} ریش و موهای قهوه‌ای دارد{{رف|ربا|4}}[[اوشا]] بر این باور است که هیکل درشت او نشان از این است که خون [[غول ها]] در رگ‌هایش جریان دارد.{{رف|بتت|53}}&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سقوط [[برن استارک|برن]]، او به راهی نیاز داشت که در قلعه رفت و آمد کند. استاد [[لوین]] سبدی طراحی کرد که به پشت هودور متصل باشد و همچنین بشود برن را داخل آن نشاند. از آن به بعد هودور به عنوان وسیله ی حمل‌و‌نقل برن خدمت کرد. به خاطر کند ذهن بودن، هودور گاهی فراموش می‌کرد که برن را همراه خود دارد و این باعث میشد سر برن به سقف و قوس‌های وینترفل برخورد کند.{{رف|بتت|53}}&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[تیان گریجوی]] وینترفل را تسخیر کرد، هودور در قبرستان همراه با [[اوشا]]، [[برن استارک|برن]]، [[ریکان استارک|ریکان]]، [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] پنهان شد تا یک فرار تقلبی ترتیب دهند. بلاخره آن‌ها به کمک هودور بیرون می‌آیند تا شاهد نابود شدن وینترفل باشند. بعد از صبحت با میستر لوین در حال مرگ تصمیم بر این شد که ریکان و برن از یکدیگر جدا شوند. هودور همراه برن، جوجن و میرا به شمال دیوار می‌رود.{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هودور همراه برن، جوجن و میرا به سمت دیوار در حال حرکت‌اند. بلاخره آن‌ها به [[نایت فورت]] می‌رسند و [[سمول تارلی]] را ملاقات می‌کنند. سمول آن‌ها را به یک در مخفی می‌رساند که از طریق آن به شمال [[دیوار]] برسند. آن‌جا آن‌ها با [[دست سرد]] ملاقات می‌کنند، شخصیت مرموزی که به آن‌ها کمک می‌کند.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آن‌ها به غار [[کلاغ سه چشم]] می‌رسند اما درست نزدیک ورودی غار مورد حمله‌ی [[وایت ها]] قرار می‌گیرند. برن از توانایی [[اسکین چنجر]] بودن خود کمک می‌گیرد تا وارد بدن هودور شده و با وایت ها مبارزه کند، اما بیهوش می شود و داخل غار به هوش می‌آید.غار دارای افسونی است که از ورودی [[آدرها]] و وایت ها جلوگیری می‌کند به همین دلیل [[دست سرد]] نمی‌تواند وارد غار شود. داخل غار گروه برن با بازماندگان [[فرزندان جنگل]] و [[کلاغ سه چشم]] مواجه می‌شوند.{{رف|ربا|13}} زمانی که داخل غار هستند برن وارد جسم هودور شده تا به قسمت‌های عمیق‌تر غار سرکشی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هودور به وارد شدن برن به جسمش عادت می‌کند، اگرچه هنوز از این کار می‌ترسد و جایی می‌رود که برن نتواند به او دسترسی داشته باشد.{{رف|ربا|34}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های هودور==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هودور{{رف|بتت|24}}|هودور}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Hodor]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF&amp;diff=14086</id>
		<title>دست سرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF&amp;diff=14086"/>
		<updated>2014-09-05T16:50:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  '''دست سرد''' | تصویر          = [[File: Zippo514-Coldhands.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثری از Zippo514 ©| القاب          =| عنوان          =| خاندان     =نامعلوم| نژاد           =| فرهنگ        =نامعلوم| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها          =یورش شمشیرها(حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(حضور دارد)| نشان   =| بازیگر      =| سریال      = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دست سرد''' یک شخصیت مرموز از سرزمین‌های [[آنسوی دیوار]] می‌باشد. او شبیه [[وایت ها]] است، دست‌هایش به دلیل خون مردگی و کبودی سیاه شده‌اند، اما موجودی هوشمند و بی‌آزار است. نام دست سرد را [[سمول تارلی]] به خاطر دستان سرد و سیاهش به او می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر دست سرد| تصاویر دست سرد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست سرد لباس‌های سیاه و خاکستری [[نگهبانان شب]] را بر تن دارد به علاوه‌ی شالی که صورتش را پوشانده است. دستانش سیاه و به سردی یخ هستند، و مرکبش یک گوزن عظیم‌الجثه است. دسته‌ای از زاغ‌ها به فرمانش به پرواز درمی‌آیند.{{رف|یش|46}} او نفس نمی‌کشد.{{رف|ربا|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامر از بویی که از دست سرد استشمام می‌کند (گوشت مرده، خون خشک شده، بوی تعفن و سرما) خوشش نمی‌آید.{{رف|ربا|4}} اگرچه دست سرد اکثرا به صورت مرده توصیف می‌شود اما همچنان زنده است. چشمانش سیاه توصیف می‌شوند بر خلاف رنگ آبی چشمان [[وایت ها]] و [[آدرها]]. با اینکه هیکل بزرگی دارد اما صدای دست سرد همیشه لرزان است.{{رف|ربا|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سمول تارلی|سمول]]، [[گیلی]] و پسرش در حالی که از [[قلعه ی کرستر]] فرار کرده‌اند و در جنگل اشباح مورد حمله‌ی وایت‌ها قرار گرفته‌اند توسط دست سرد نجات داده می‌شوند. دست سرد سم را &amp;quot;برادر!&amp;quot; خطاب می‌کند{{رف|یش|46}}، آنها را تا دروازه‌ی سیاه [[نایت فورت]] همراهی می‌کند ولی به دلیل طلسم روی [[دیوار]]  نمی‌تواند از آنجا عبور کند. اما پس از فرستادن سم و گیلی، [[برن استارک]] و هم‌سفرانش را همراهی می‌کند، چنانکه انتظار رسیدن برن به آنجا را داشته بود. گفتار و رفتارش به نوعی است که انگار زمانی تکاور عضو [[نگهبانان شب]] بوده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:UrukkiSaki_bransmonsterII.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|دست سرد برن را به سمت [[کلاغ سه چشم]] هدایت میکند - اثری از Urukki Saki ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|دست سرد برن، [[هودور]]، [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] را به سمت [[غار آخرین غیبگوی سبز]] هدایت می‌کند. در راه او چند نفر از برادران نگهبان شب را می‌کشد. برن به عنوان [[وارگ]] وارد جسم سامر شده و این موضوع را می‌فهمد و همچنین تایید می‌کند که این اتفاق در یک روستای خالی از سکنه رخ داده. آنها متوجه می‌شوند که دست سرد مرده است اما او همچنان از نشان دادن چهره‌ی خود خودداری می‌کند. برن این موضوع را نمی‌داند که برادران سیاهپوشی که دست سرد کشته بود در واقع بازماندگان و خائنین [[شورش قلعه ی کرستر]] بوده‌اند.{{رف|ربا|4}} وقتی در میانه سفر آن‌ها گوزن بزرگ در حال مرگ است دست سرد دعایی را به زبان ناشناس زمزمه می‌کند و گلوی گوزن را می‌برد. او و میرا جنازه ی گوزن را برای غذا سلاخی می‌کنند.{{رف|ربا|13}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست سرد برن و همراهانش را به سوی غار [[کلاغ سه چشم]] هدایت می‌کند اما خودش نمی‌تواند وارد شود. او در حال مبارزه با وایت‌ها می‌باشد در حالی که برن و دوستانش وارد غار می‌شوند.{{رف|ربا|13}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|دنیا فکر می‌کنه که [[برن استارک|این پسر]] مرده، بذار استخون‌هاش این دروغ رو به بقیه بگند، ما نیازی به تعقیب کننده نداریم.{{سخ}}قسم بخور [[سمول تارلی|سمول]] برادر نگهبان شب، قسم بخور به خاطر دینی که به دلیل نجات جونت گردن من داری.{{رف|یش|75}}|کلدهند خطاب به [[سمول تارلی|سمول]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون‌ها دشمن بودن{{رف|ربا|4}}|دست سرد خطاب به [[برن استارک]] در رابطه با خائنین نگهبانان شب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|وقتی این‌جا قلب یه نفر از تپش می‌ایسته، خونش تو بقیه‌ی اندامش پخش می‌شه و اون‌جا غلیظ می‌شه و یخ می‌زنه.&lt;br /&gt;
دست و پاهاش متورم می‌شه و رنگش به سیاه‌ی شب می‌شه در حالی که بقیه بندش مثل شیر سفید می‌مونه.{{رف|ربا|4}}|دست سرد خطاب به [[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون‌ها (وایت‌ها) خیلی وقت پیش اون (دست سرد) رو کشتن{{رف|ربا|13}}|[[لیف]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تئوری‌های مربوط به دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|به نظر میرسد دست سرد یکی از برادران گمشده ی نگهبانان شب میباشد، او سیاه میپوشد و سم را برادر خطاب میکند. از این رو تئوری های مختلفی برای هویت واقعی وی وجود دارد، از جمله:&lt;br /&gt;
* [[بنجن استارک]] که برای گشت زنی به شمال دیوار رفت و ناپدید شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* زاغ خونین یا همان فرمانده [[بریندن ریورز]].{{سخ}}&lt;br /&gt;
* سر [[ویمار رویس]] که در شمال دیوار توسط آدرها کشته شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* [[ویل]] که توسط سر ویمار رویس کشته شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* [[شاه شب]].}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Coldhands]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF&amp;diff=14084</id>
		<title>دست سرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D8%AF&amp;diff=14084"/>
		<updated>2014-09-05T16:36:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  '''دست سرد''' | تصویر          = 300px| تو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  '''دست سرد''' | تصویر          = [[File: Zippo514-Coldhands.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثری از Zippo514 ©| القاب          =| عنوان          =| خاندان     =نامعلوم| نژاد           =| فرهنگ        =نامعلوم| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها          =یورش شمشیرها(حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(حضور دارد)| نشان   =| بازیگر      =| سریال      = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دست سرد''' یک شخصیت مرموز از سرزمین‌های [[آنسوی دیوار]] می‌باشد. او شبیه [[وایت ها]] است، دست‌هایش به دلیل خون مردگی و کبودی سیاه شده‌اند، اما موجودی هوشمند و بی‌آزار است. نام دست سرد را [[سمول تارلی]] به خاطر دستان سرد و سیاهش به او می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر دست سرد| تصاویر دست سرد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست سرد لباس‌های سیاه و خاکستری [[نگهبانان شب]] را بر تن دارد به علاوه‌ی شالی که صورتش را پوشانده است. دستانش سیاه و به سردی یخ هستند، و مرکبش یک گوزن عظیم‌الجثه است. دسته‌ای از زاغ‌ها به فرمانش به پرواز درمی‌آیند.{{رف|یش|46}} او نفس نمی‌کشد.{{رف|ربا|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامر از بویی که از دست سرد استشمام می‌کند (گوشت مرده، خون خشک شده، بوی تعفن و سرما) خوشش نمی‌آید.{{رف|ربا|4}} اگرچه دست سرد اکثرا به صورت مرده توصیف می‌شود اما همچنان زنده است. چشمانش سیاه توصیف می‌شوند بر خلاف رنگ آبی چشمان [[وایت ها]] و [[آدرها]]. با اینکه هیکل بزرگی دارد اما صدای دست سرد همیشه لرزان است.{{رف|ربا|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سمول تارلی|سمول]]، [[گیلی]] و پسرش در حالی که از [[قلعه ی کرستر]] فرار کرده‌اند و در جنگل اشباح مورد حمله‌ی وایت‌ها قرار گرفته‌اند توسط دست سرد نجات داده می‌شوند. دست سرد سم را &amp;quot;برادر!&amp;quot; خطاب می‌کند{{رف|یش|46}}، آنها را تا دروازه‌ی سیاه [[نایت فورت]] همراهی می‌کند ولی به دلیل طلسم روی [[دیوار]]  نمی‌تواند از آنجا عبور کند. اما پس از فرستادن سم و گیلی، [[برن استارک]] و هم‌سفرانش را همراهی می‌کند، چنانکه انتظار رسیدن برن به آنجا را داشته بود. گفتار و رفتارش به نوعی است که انگار زمانی تکاور عضو [[نگهبانان شب]] بوده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:UrukkiSaki_bransmonsterII.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|دست سرد برن را به سمت [[کلاغ سه چشم]] هدایت میکند - اثری از Urukki Saki ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست سرد برن، [[هودور]]، [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] را به سمت [[غار آخرین غیبگوی سبز]] هدایت می‌کند. در راه او چند نفر از برادران نگهبان شب را می‌کشد. برن به عنوان [[وارگ]] وارد جسم سامر شده و این موضوع را می‌فهمد و همچنین تایید می‌کند که این اتفاق در یک روستای خالی از سکنه رخ داده. آنها متوجه می‌شوند که دست سرد مرده است اما او همچنان از نشان دادن چهره‌ی خود خودداری می‌کند. برن این موضوع را نمی‌داند که برادران سیاهپوشی که دست سرد کشته بود در واقع بازماندگان و خائنین [[شورش قلعه ی کرستر]] بوده‌اند.{{رف|ربا|4}} وقتی در میانه سفر آن‌ها گوزن بزرگ در حال مرگ است دست سرد دعایی را به زبان ناشناس زمزمه می‌کند و گلوی گوزن را می‌برد. او و میرا جنازه ی گوزن را برای غذا سلاخی می‌کنند.{{رف|ربا|13}}&lt;br /&gt;
دست سرد برن و همراهانش را به سوی غار [[کلاغ سه چشم]] هدایت می‌کند اما خودش نمی‌تواند وارد شود. او در حال مبارزه با وایت‌ها می‌باشد در حالی که برن و دوستانش وارد غار می‌شوند.{{رف|ربا|13}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|دنیا فکر می‌کنه که [[برن استارک|این پسر]] مرده، بذار استخون‌هاش این دروغ رو به بقیه بگند، ما نیازی به تعقیب کننده نداریم.{{سخ}}قسم بخور [[سمول تارلی|سمول]] برادر نگهبان شب، قسم بخور به خاطر دینی که به دلیل نجات جونت گردن من داری.{{رف|یش|75}}|کلدهند خطاب به [[سمول تارلی|سمول]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون‌ها دشمن بودن{{رف|ربا|4}}|دست سرد خطاب به [[برن استارک]] در رابطه با خائنین نگهبانان شب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|وقتی این‌جا قلب یه نفر از تپش می‌ایسته، خونش تو بقیه‌ی اندامش پخش می‌شه و اون‌جا غلیظ می‌شه و یخ می‌زنه.&lt;br /&gt;
دست و پاهاش متورم می‌شه و رنگش به سیاه‌ی شب می‌شه در حالی که بقیه بندش مثل شیر سفید می‌مونه.{{رف|ربا|4}}|دست سرد خطاب به [[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون‌ها (وایت‌ها) خیلی وقت پیش اون (دست سرد) رو کشتن{{رف|ربا|13}}|[[لیف]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تئوری‌های مربوط به دست سرد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر میرسد دست سرد یکی از برادران گمشده ی نگهبانان شب میباشد، او سیاه میپوشد و سم را برادر خطاب میکند. از این رو تئوری های مختلفی برای هویت واقعی وی وجود دارد، از جمله:&lt;br /&gt;
* [[بنجن استارک]] که برای گشت زنی به شمال دیوار رفت و ناپدید شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* زاغ خونین یا همان فرمانده [[بریندن ریورز]].{{سخ}}&lt;br /&gt;
* سر [[ویمار رویس]] که در شمال دیوار توسط آدرها کشته شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* [[ویل]] که توسط سر ویمار رویس کشته شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* [[شاه شب]].&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Coldhands]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:UrukkiSaki_bransmonsterII.jpg&amp;diff=14076</id>
		<title>پرونده:UrukkiSaki bransmonsterII.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:UrukkiSaki_bransmonsterII.jpg&amp;diff=14076"/>
		<updated>2014-09-05T15:44:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Zippo514-Coldhands.jpg&amp;diff=14075</id>
		<title>پرونده:Zippo514-Coldhands.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Zippo514-Coldhands.jpg&amp;diff=14075"/>
		<updated>2014-09-05T15:39:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D9%88_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1_(%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84)&amp;diff=14074</id>
		<title>دو شمشیر (سریال)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D9%88_%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1_(%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84)&amp;diff=14074"/>
		<updated>2014-09-05T14:45:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{اطلاعات فصل 4&lt;br /&gt;
|عنوان_قسمت	= دو شمشیر&lt;br /&gt;
|شماره_قسمت	= 1&lt;br /&gt;
|تصویر= [[پرونده:Pedro-Pascal-as-Oberyn-Martell-Indira-Varma-as-Ellaria-Sand_photo-Helen-Sloan_HBO.jpg|300px]]&lt;br /&gt;
|تاریخ پخش=&lt;br /&gt;
|نویسنده=&lt;br /&gt;
|کارگردان=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== موضوع اصلی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در بارانداز پادشاه ===&lt;br /&gt;
[[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) شمشیر اجدادی خاندان [[استارک]]، یعنی [[آیس]] (Ice) را ذوب می کند و از آن ها دو شمشیر می سازد. یکی را به پسرش [[جیمی]] (Jaime) که [[لرد فرمانده گارد پادشاهی]] شده است می دهد و امیدوار است که با دست چپ استفاده از شمشیر را یاد بگیرد. تایون به جیمی دستور می دهد که او از [[گارد پادشاه|گارد پادشاهی]] برکنار شود و به جای او در کسترلی راک (Casterly Rock) حکومت کند، اما جیمی قبول نمی کند. تایوین به دلیل اطاعت نکردن جیمی، او را به خودش واگزار می کند. بیرون دیوار شهر، [[تیریون]] (Tyrion) به همراه پادریک (Podrick) و مزدور شوالیه شده [[بران]] (Bronn)، منتظر شاهزاده [[دوران مارتل]] و همراهانش هستند، اما مشخص می شود که برادر کوچک ترش [[ابراین مارتل|اوبرین]] (Oberyn Martell) به جای او می آید. اوبرین رسیده است و در یکی از فاحشه خانه های لرد بیلیش (Lord Baelish)، او یکی از سربازان لنیستر را نقص عضو می کند که تیریون می رسد. اوبرین می گوید دلیل اینکه او به [[بارانداز پادشاه]] آمده، انتقام خواهرش [[الیا مارتل|الیا]] (Elia) دو دو تا بچه هایش است. الیا با شاهزاده [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) که وارث تاج و تخت بود، ازدواج کرد. اما [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon) ریگار را کشت و بارانداز پادشاه به دست سپاه تایوین سقوط کرد. اوبرین می خواهد که سر [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) را بکشد و او را به دو نیم کند، چون بنا بر شایعه ها او به الیا در طول محاصره تجاوز کرده است. سانسا استارک (Sansa Stark) به خاطر [[عروسی سرخ|مرگ مادر و برادرش]] پریشان است. او با وجود اصرار دوشیزه اش [[شی]] (Shae) و همسرش [[تیریون]] لب به غذا نمی زند. شی می خواهد دوباره رابطه اش با تیریون سر بگیرد، اما او قبول نمی کند، جر و بحث آن ها توسط یکی دیگر از دوشیزه های سانسا شنیده می شود که بعدا به [[سرسی]] (Cersei) گزارش داده می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قلعه، [[کیبورن]] (Qyburn) دستی خالص از جنس طلا را بر ساعد جیمی (Jaime) نصب می کند. وقتی کیبورن می رود، جیمی و خواهر دو قلویش [[سرسی]] (Cersei) در مورد رابطه شان بحث می کند که با ورود پیشخدمت سانسا استارک (Sansa Stark) همراه با خبرهایش برای ملکه بحثشان قطع می شود. در باغ، بانو [[اولنا تایرل]] (Olenna Tyrell) و نوه اش [[مارجری تایرل|مارجری]] (Margaery) برنامه های عروسی سلطنتی را میچینند که [[برین]] از [[تارث]] (Brienne of Tarth) تقاضای صحبتی با مارجری درباره چگونگی مرگ [[رنلی براتیون|رنلی]] (Renly) می کند. در جایی دیگر، پادشاه [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) جیمی را به خاطر غیبت اش در جنگ [[بلک واتر]] (Black Water) ملامت می کند و همچنین سن دایی اش (جیمی)، از دست دادن دست شمشیرش و عدم موفقیت به عنوان عضوی در گارد پادشاهی مسخره می کند. بعد از آن ، برین (Brienne) سعی می کند به جیمی بقبولاند که به پیمان خود برای بازگرداندن امنیت به دختران استارک (Stark)  عمل کند، ولی جیمی در مورد پیچیده شدن موضوع با مرگ [[کتلین استارک]] (Catelyn Stark) و ازدواج سانسا با تیریون (Tyrion) بحث می کند. سانسا هنگام ترک [[جنگل خدایان]] (Godswood) توسط [[دانتوس هولارد]] (Dontos Hollard)، دلقک شاه و شوالیه ی سابق، تعقیب می شود. دانتوس از سانسا به خاطر نجات جانش در مراسم تولد پادشاه تشکر می کند و گردنبند مادرش را به عنوان تشکر به او می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در شمال ===&lt;br /&gt;
در انتظار دستورات [[منس ریدر]] (Mance Rayder)، [[ایگریت]] (Ygritte) با [[تورموند غول افکن]] (Tormund Giantsbane)  در مورد حرکت بعدیشان بحث می کنند که با ورود [[استایر]] (Styr) و گروه آدم خوارش از [[مردمان تن]] (Thenns) بحثشان قطع می شود. در [[کسل بلک]] (Castle Black)، [[جان اسنو]] (Jon Snow) توسط سر آلیسر تورن (Alliser Thorne)، [[سر جانوس اسلینت]] (Janos Slynt) و استاد [[ایمون]] (Maester Aemon) محاکمه می شود. جان، کشتن [[کورین نصفه دست]] (Qhorin Halfhand) و خوابیدن با ایگرت (Ygritte) را اقرار می کند اما چیزهایی را که در مورد نقشه ی [[وحشی ها]] (Wildings) فهمیده است را نیز فاش می کند. [[اسلینت]] جان را خائن می خواند و خواهان اعدام او می شود و تورن نیز در جای فرمانده ی نگهبانان شب با نظر او موافقت می کند ، ولی در نهایت [[استاد ایمون]] جان را مرخص می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آنسوی دریای باریک ===&lt;br /&gt;
بعد از به هم خوردن شرط بندی میان [[داریو ناهاریس]] (Dario Naharis) و [[کرم خاکستری]] (Gray Worm)، [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) ارتش خود را به سمت [[میرین]] (Meereen) آخرین شهر از سه شهر بزرگ برده داری پیش می برد. در مسیر داریو ناهاریس تلاش می کند تا به دنریس ابراز علاقه کند و او را آگاه می کند که اگر می خواهد بر آن منطقه حکومت کند باید شیوه ی زندگی و تمدن مردمانی که می خواهد آزاد کند را بداند. پیشروی آنها با پیدا کردن دختر برده ای مرده که از کیلومتر شمار جاده آویران بود متوقف می شود. گفته می شود که صد و شصت و سه کودک برده ی مرده وجود دارد که هر کدام در فاصله ی یک مایلی از یکدیگر تا شهر بردگان آویران شده اند. دنریس تصمیم می گیرد که صورت هر کودک مرده را در پیشروی به سوی میرین ببیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در سرزمین های رودخانه ===&lt;br /&gt;
[[سندور کلگان|تازی]] (the Hound) به [[آریا استارک]] (Arya Stark) اسیر شده می گوید که قصد دارد او را به عمه اش [[لایسا ارن|لایسا]] (Lysa) در ویل (Vale) بفروشد، قبل از اینکه به مردان [[گرگور کلگان|کوه]] (the Mountain) (سربازان لنیستری) بربخورند. آریا متوجه [[پلیور]] (Polliver)، مردی که شمشیرش نیدل (Needle) را دزدید می شود. قبل از اینکه تازی آریا را متوقف کند، او وارد مسافر خانه می شود و سربازان متوجه او می شوند. با وجود اینکه سربازان از تازی می ترسند، اما پلیور و با او و آریا وارد بحث می شود. بعد از توهین ها، آن ها درگیر می شوند و تازی تعداد زیادی از سربازان لنیستر را می کشد. آریا نیدل را از پلیور پس می گیرد و همان گونه که او [[لامی گرین هندز|لامی]] (Lommy) را کشت، آریا پلیور را می کشد. هر دو از مسافر خانه بیرون می روند، آریا سوار بر اسبچه ی دزدیده شده است. دوربین برای نشان دادن سرزمین های رودخانه دور می شود و اپیزود در نمای کوه و مردانش به پایان می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکات ==&lt;br /&gt;
* عنوان این اپیزود اشاره دارد به دو شمشیر &amp;quot;[[آیس]]&amp;quot; و &amp;quot;[[نیدل]]&amp;quot; خاندان استارک.&lt;br /&gt;
- همچنین میتواند اشاره داشته باشد به دو شمشیر که لنیسترها جدیدا ساخته اند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در صحنه ای تیتراژ اولیه سریال [[دراگون استون]]، [[دردفورد]]، [[وینترفل]]، و [[میرین]] نمایش داده شد، ولی هرگز در این اپیزود هیچ اتفاقی در آنجا نیفتاد. تنها داستان میرین بود که توسط دنریس تارگرین توضیح داد شد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در یک نقطه سندور کلگان به آریا می گوید : &amp;quot;A man's got to have a code&amp;quot; . این نقل قول اشاره دارد به یک شعر که توسط Omar Little در یکی از سریال های HBO به نام The Wire استفاده شده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* آریا وقتی نیدل را به دست میارد یک سری جملات را برای پولیور تکرار میکند و بعد نیدل را در گلوی او فرو میکند و او را میکشد. جملاتی که آریا در این اپیزود برای علیه پولیور استفاده کرد همان جملاتی بود که پولیور وقتی که لامی را در اپیزود [[آنچه مرده هرگز نمیمیرد]] What is Dead May Never Die موقع به قتل رساندن او، استفاده کرد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* تایون هرگز کسی را به ولانتیس نمیفرستد برای باز تولید کردن ایس هیچ سه نفر اهنگری در ولانتیس وجود ندارد که بتواند فولاد [[والریا]]یی را آهنگری بکنند.بلکه باز تولید ایس توسط تابهو موت (استاد آهنگری گندری) انجام می شود و همچنین او اهل [[کوهور]] (Qohor) می باشد.کوهور به این معروف است که تنها آهنگرانی را دارد که میتوانند فولاد ولرایایی را تولید و به وجود بیاورند و همچنین تعداد این اهنگران بیشتر از سه نفر است.این احتمال نیز وجود دارد بازیگر تابهو موت در دسترس نبوده است برای همین از سریال حذف شده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* تایوین اولین شمشیر را به جافری به مناسبت  عروسی اش در اتاق شورا میدهد، و همچنین به جافری به اولین کسی که این شمشیر را نشان میدهد تیریون است.این اتفاق قبل از عروسی خونین می افتد زمانی که جیمی هنوز در ریورلند می باشد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* سانسا چند روز بعد از روز نامگذاری جافری با سر دانتوس ملاقات می کند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* [[مردم تن]] ها به هیچ عنوان در کتاب آدمخوار نیستن. دو احتمال میرود، اول آن که آن ها را با یک قلبیه وحشی به نام Ice-river clans مخلوط کرده باشند. احتمال دوم نیز میرود که تن ها برای نشان دادن نفرت به مردمان جنوبی دست به اینکار زده اند چون در صحنه تورموند به انها گوشت خرگوش پشنهاد می کند. تن ها در واقع متمدن ترین وحشی های ان سوی دیوار هستند، زندگی ان زیر نظر اربابان با یک سری قوانین مشخص است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در کتاب شمشیرکشی جان بسیار بهتر از راب بود است. ولی جان در سریال می گویید که راب بهتر از او است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* محاکمه جان اسنو در قسمت بسیار جلوتر از کتاب رخ میدهد. هنگامی که جان وارد [[کسل بلک]] می شود، سر آلیسر و لرد جانوس هرگز حضور نداشتن بلکه انها به عنوان نگهبان شرق در حال انجام وظیفه بودن. جان اسنو بعد از گذراندن چندین اتفاق مهم توسط سر آلیسر و لرد جانوس بازداشت می شود همچنین در آن زمان جانشین لرد فرمانده بوئن مارش می باشد . در طی محاکمه نیز دونال نوی نیز حضور دارد به همراه جانوس و الیسر.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* سر دانتوس در کتاب نزاع شاهان (یعنی فصل دوم) به سانسا هدیه خود را میدهد، هدیه گردنبند نیست بلکه چندین سنگ بنفش رنگ است نه ابی رنگ.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* جیمی لنیستر و برین از تارت در زمان عروسی در [[بارانداز پادشاه]] حضور ندارند. بسیار از صحنه های که در آن جیمی حضور داره اتفاقاتش یا خیلی قبلتر رخ داده است یا قرار است در آینده رخ بدهد .برای مثال صحنه دریافت شمشیر از تایوین، یا حضور در برج سفید و صحبت های با جافری و ... این اتفاقات به صورت پس و پیش در سریال به نمایش گذاشته شده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* همچنین در صحنه در برج سفید نام Preston Greenfield  به عنوان یکی از محافظین شاهنشاهی اورده می شود.او از جمله کسانی است که باید در شورش بارانداز پادشاه کشته می شود. ولی گویا از شورش جان سالم به در برده است در مجموعه تلویزیونی.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* اوبرین مارتل قبل از عروسی سرخ وارد بارانداز پادشاه می شود .زمانی که تیریون او را ملاقات می کنند لرد گایلز، پرنس جالابار زو از جزایر تابستان، سر ادم و همچنین و بران او را همراهی میکردند. علاوه بر این اوبرین مارتل، تیریون را در ورودی شهر ملاقات میکند نه در یک فاحشه خانه.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* لرد بلک مونت اظهار میکند که دوران مارتل به دلیل کسالت در سان اسپیر مانده است.این در حالی است که دوران به مدت دوسال است که به پایتخت [[دورن]]یش ها نرفته است. و بیشتر اوقاتش را  در واتر گاردن خانه تابستانی مارتل ها بر روی صندلی چرخ دارش میگذراند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* کرم خاکستری هرگز جذب میساندی نشده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در کتاب ذکر شده است که درست است پاکان اخته شده اند، ولی هنوز قدرت یک مرد را دار هستن، ولی هنوز میتوان احساسات پیوسه مردان را در وجود خود داشته باشند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* کرم خاکستری و داریو ناهاریس، هرگز با یکدیگر شرط بندی نمیکنند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در هیچ جای کتاب داریو به دنریس تارگرین گل نشان نمیدهد. با این حال این اتفاق در مجموعه تلویزیونی به نمایش گذشته می شود با این که این اتفاق هرگز در کتاب نمی افتد. در مجموعه تلویزیونی داریو اظهار میکند که اگر قرار است کسی بر مردمش حکومت کند بهتر است هم چیز یک کشورش را بداند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* در مجموعه تلویزیونی هیچ اشاره به سر ارتور دین نشده است. با اینکه یک بار [[باریستان سلمی]] قبل ها یک افسانه در خصوص ارتور دین برای او بیان کرد. آرتور دین یا شمشیر صبح یکی از قوی ترین افراد گردپادشاهی دوران مد کینگ می باشد که ادارد استارک را تا پای مرگ پیش برد.هر چند در فصل چهارم یک بار اسم او در کتاب سفید توسط جافری اورده شد است.&lt;br /&gt;
{{سریال}}&lt;br /&gt;
[[رده:سریال بازی تاج و تخت]]&lt;br /&gt;
[[en:Two_Swords]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=14073</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=14073"/>
		<updated>2014-09-05T14:41:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:Jon Snow personal arms.png|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jon_snow_by_teiiku.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر TeiIku&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد){{سخ}}رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دانال نوی]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[آلیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب می‌شد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Amoka]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین نصفه دست]] (Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، کورین به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و به یک سلول یخی فرستاده می شود. جایی که او به خاطر فرار از خدمت و کشتن [[کورین نصفه دست]] خود را در خطر اعدام می بیند. بعد از شهادت ایمون برای رشادت و توانایی که جان در مقابل حمله وحشی ها به خرج داد، ترون و سلینت پی می برند که نمی توانند او را به خاطر محبوبیتی که در دیوار کسب کرده است، گردن بزنند. بنابراین او را مجبور به اقدام برای ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌کنند، به امید اینکه طی این اقدام جان خود را از دست دهد. در طی مذاکره، منس ادعا می کند که [[شیپور زمستان]] را دارد، و می تواند سبب سقوط دیوار شود. او فاش می کند که دلیل حمله وحشی ها، تسخیر دیوار نیست، بلکه فرار از آدرها است. او پیشنهاد می کند در ازای دادن شیپور به آنها، اجازه دهند وحشی ها با امنیت به سمت جنوب دیوار بروند، البته تحت فرمان لردها و قوانینشان قرار نگیرند. قبل از حمله جان به منس ریدر، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدامی که به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|در بارانداز پادشاه، [[سرسی لنیستر]] وقتی مطلع می شود که جان اسنو، حرامزاده ند استارک به مقام فرماندهی نگهبانان شب دست یافته است، خشمگین می شود و با کمک [[شورای کوچک]] درپی طراحی نقشه ای برای حذف جان اسنو می گردد. شورا تصمیم می گیرد که به نگهبانان شب هشدار دهد که از فرستادن نیرو خودداری خواهند کرد، ولی [[کیبورن]] (Qyburn) پیشنهاد میدهد که 100 نفر را به صورت ناشناس وارد نگهبانان شب کنند. سرسی از این ایده خوشش می آید که این افراد را با دستور قتل حرامزاده ند استارک بفرستند. اما قبل از عملی کردن این نقشه، توسط [[مذهب هفت]] به زندان می افتد. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[تیریون لنیستر]] ادعا می کرد که بیشتر انسا ن ها ترجیح می دهند واقعیت هاي تلخ را انکار کنند تا با آن روبرو شوند، اما کار جان از انکار گذشته بود. او کسی بود که بود؛ جان اسنو، حرامزاده و سوگند شکن، بی مادر، بی دوست، ملعون. براي مابقی عمرش -هر چقدر که طول بکشد- محکوم بود که یک غریبه باشد، مردی خاموش ایستاده در سایه که جرات نداشت نام حقیقی اش را به زبان بیاورد.|جان به خودش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان از مرگ نمی ترسید، ولی نمی خواست آن طور بمیرد، دست گیر و محکوم شود و سرش را مانند یک یاغی معمولی بزنند. اگر قرار بود او بمیرد، بگذار شمشیر در دست داشته باشد، و با قاتلین پدرش بجنگد. او یک [[استارک]] واقعی نبود، هرگز یک استارک نبود... ولی می توانست مانند یک استارک بمیرد. بگذار بگویند که [[ادارد استارک]] چهار پسر داشته است نه سه تا.|افکار جان بعد از قتل پدرش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مرا ببخشید، [[ند|پدر]]،[[راب]]، [[آریا]]، [[برن]]... مرا ببخشید، من نمی توانم کمکتان کنم. او حق دارد، جای من [[دیوار|اینجا]]ست. &amp;quot;من تحت اختیار شما هستم، سرورم. سرباز شما. سوگند می خورم. دیگر فرار نخواهم کرد.&amp;quot;|جان در حضور [[جور مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پدرم بهم گفت، هیچ شرمساری ای در ترس وجود ندارد، آنچه اهمیت دارد طریقه ی مواجهه با آن است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|برخی از مردان در آستانه ی نبرد در طلب فاحشه ها بر می آیند، برخی به دنبال خدایان.{{رف|نش|6}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما به یک ستاره نگاه می کنیم و چیزهای متفاوتی می بینیم.{{رف|یش|26}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|هر چه بیشتر به یک شاه می دهی، بیشتر می خواد. ما داریم روی یک پل یخی راه می ریم و دو طرفمون پرتگاهه. راضی کردن یک شاه سخته، راضی کردن دو شاه تقریباً غیرممکنه.|جان به [[سم]]}}}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|[[اد غمگین|اد]] برایم یک کنده بیاور.|پیش از اعدام [[جینوس اسلینت]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=14072</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=14072"/>
		<updated>2014-09-05T14:39:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:Jon Snow personal arms.png|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jon_snow_by_teiiku.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر TeiIku&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد){{سخ}}رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دانال نوی]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[آلیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب می‌شد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Amoka]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین نصفه دست]] (Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و به یک سلول یخی فرستاده می شود. جایی که او به خاطر فرار از خدمت و کشتن [[کورین هفهند]] خود را در خطر اعدام می بیند. بعد از شهادت ایمون برای رشادت و توانایی که جان در مقابل حمله وحشی ها به خرج داد، ترون و سلینت پی می برند که نمی توانند او را به خاطر محبوبیتی که در دیوار کسب کرده است، گردن بزنند. بنابراین او را مجبور به اقدام برای ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌کنند، به امید اینکه طی این اقدام جان خود را از دست دهد. در طی مذاکره، منس ادعا می کند که [[شیپور زمستان]] را دارد، و می تواند سبب سقوط دیوار شود. او فاش می کند که دلیل حمله وحشی ها، تسخیر دیوار نیست، بلکه فرار از آدرها است. او پیشنهاد می کند در ازای دادن شیپور به آنها، اجازه دهند وحشی ها با امنیت به سمت جنوب دیوار بروند، البته تحت فرمان لردها و قوانینشان قرار نگیرند. قبل از حمله جان به منس ریدر، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدامی که به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|در بارانداز پادشاه، [[سرسی لنیستر]] وقتی مطلع می شود که جان اسنو، حرامزاده ند استارک به مقام فرماندهی نگهبانان شب دست یافته است، خشمگین می شود و با کمک [[شورای کوچک]] درپی طراحی نقشه ای برای حذف جان اسنو می گردد. شورا تصمیم می گیرد که به نگهبانان شب هشدار دهد که از فرستادن نیرو خودداری خواهند کرد، ولی [[کیبورن]] (Qyburn) پیشنهاد میدهد که 100 نفر را به صورت ناشناس وارد نگهبانان شب کنند. سرسی از این ایده خوشش می آید که این افراد را با دستور قتل حرامزاده ند استارک بفرستند. اما قبل از عملی کردن این نقشه، توسط [[مذهب هفت]] به زندان می افتد. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[تیریون لنیستر]] ادعا می کرد که بیشتر انسا ن ها ترجیح می دهند واقعیت هاي تلخ را انکار کنند تا با آن روبرو شوند، اما کار جان از انکار گذشته بود. او کسی بود که بود؛ جان اسنو، حرامزاده و سوگند شکن، بی مادر، بی دوست، ملعون. براي مابقی عمرش -هر چقدر که طول بکشد- محکوم بود که یک غریبه باشد، مردی خاموش ایستاده در سایه که جرات نداشت نام حقیقی اش را به زبان بیاورد.|جان به خودش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان از مرگ نمی ترسید، ولی نمی خواست آن طور بمیرد، دست گیر و محکوم شود و سرش را مانند یک یاغی معمولی بزنند. اگر قرار بود او بمیرد، بگذار شمشیر در دست داشته باشد، و با قاتلین پدرش بجنگد. او یک [[استارک]] واقعی نبود، هرگز یک استارک نبود... ولی می توانست مانند یک استارک بمیرد. بگذار بگویند که [[ادارد استارک]] چهار پسر داشته است نه سه تا.|افکار جان بعد از قتل پدرش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مرا ببخشید، [[ند|پدر]]،[[راب]]، [[آریا]]، [[برن]]... مرا ببخشید، من نمی توانم کمکتان کنم. او حق دارد، جای من [[دیوار|اینجا]]ست. &amp;quot;من تحت اختیار شما هستم، سرورم. سرباز شما. سوگند می خورم. دیگر فرار نخواهم کرد.&amp;quot;|جان در حضور [[جور مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پدرم بهم گفت، هیچ شرمساری ای در ترس وجود ندارد، آنچه اهمیت دارد طریقه ی مواجهه با آن است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|برخی از مردان در آستانه ی نبرد در طلب فاحشه ها بر می آیند، برخی به دنبال خدایان.{{رف|نش|6}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما به یک ستاره نگاه می کنیم و چیزهای متفاوتی می بینیم.{{رف|یش|26}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|هر چه بیشتر به یک شاه می دهی، بیشتر می خواد. ما داریم روی یک پل یخی راه می ریم و دو طرفمون پرتگاهه. راضی کردن یک شاه سخته، راضی کردن دو شاه تقریباً غیرممکنه.|جان به [[سم]]}}}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|[[اد غمگین|اد]] برایم یک کنده بیاور.|پیش از اعدام [[جینوس اسلینت]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%86_%DA%86%D9%86%D8%AC%D8%B1&amp;diff=14071</id>
		<title>اسکین چنجر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D9%86_%DA%86%D9%86%D8%AC%D8%B1&amp;diff=14071"/>
		<updated>2014-09-05T14:39:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bran stark dreams by teiiku.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|[[برن استارک]] اسکین‌ چنجر است. © Art by TeiIku]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اسکین چنجر''' (skinchanger) به شخصی گفته می‌ شود که توانایی وارد شدن به ذهن یک حیوان و کنترل اعمال آن را دارد. اگر پیوندی بین دو طرف وجود داشته باشد؛ انجام این کار توسط اسکین‌ چنجر بسیار آسان‌ تر است. اسکین‌ چنجری که قادر باشد وارد ذهن گرگ یا سگ شود، '''وارگ''' شناخته ‌می‌ شود.&amp;lt;ref&amp;gt;World Fantasy Con (Saratoga, NY; November 1-4, 2007)[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/World_Fantasy_Con_Saratoga_NY_November_1_4_2007 مارتین این‌چنین گفت ]&amp;lt;/ref&amp;gt; اثر متقابل بین اسکین‌ چنجر و ذهن حیوان بر شخصیت هر دو تاثیر خواهد گذاشت؛ با اثری  زیان‌ آور بر انسان اگر احساس حیوانی به حاشیه رانده شود. تاکنون تنها یک اسکین‌ چنجر شناخته شده وجود دارد که وارد ذهن انسانی دیگر شده است، البته ذهن انسانی عقب افتاده. این رویداد برای فرد درگیر بسیار  آسیب‌ زا و برای اسکین‌ چنجر دشوار است. چنین اتفاقی یک معضل اخلاقی و معنوی را خاطر نشان می‌ کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکین‌ چنجر تعلیم‌ ندیده ممکن است ناخواسته وارد ذهن یک حیوان شود؛ به‌ویژه در خواب، مخصوصا اگر پیوندی( دو طرفه) وجود داشته باشد. اگر یک حیوان در حالی که ذهنش تصرفش شده است کشته شود، بسیار زیان‌آفرین است. اگر اسکین‌ چنجری که ساکن در ( ذهن ) موجود است، کشته شود بعضی از آگاهی و هوشیاری او در موجود باقی می ماند. ترس و خرافه‌ های زیادی پیرامون اسکین‌ چنجر‌ ها وجود دارد؛ به همراه اعتقادهایی اشتباه که آنان تغییر شکل‌دهنده (shape shifters) هستند. گفته شده بزرگت رین اسکین‌ چنجر‌ ها [[پیشگو‌ی سبز|پیشگو های سبز]] بودند؛ که در میان بسیاری از چیز های دیگر وارگ نیز بودند. بزرگ ترین آن‌ ها می توانست به جلد هر جانوری برود. از هر هزار نفر یک نفر اسکین‌ چنجر متولد می‌ شود و از هر هزار اسکین‌ چنجر یک نفر می‌ تواند پیشگوی سبز شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توضیح‌ هاتی درباره‌ ی اسکین‌ چنجرینگ ==&lt;br /&gt;
خوی جانوران بعقیده‌ی [[هاگون]] (Haggon):&lt;br /&gt;
* پیوند برقرار کردن با سگ‌ ها آسان است زیرا بسیار شبیه به انسان‌ ها و زود‌باور هستند که این رفتن به جلد یکی از آن‌ها را آسان‌ تر می‌ کند.&lt;br /&gt;
* گرگ‌ ها سخت‌ تر است. برقراری یک پیوند پایدار بسیار شبیه به یک ازدواج است. یک مرد ممکن است با یک گرگ دوست شود یا حتی ذهن یک گرگ را دگرگون کند ولی یک مرد در حقیقت نمی‌ تواند یک گرگ را رام کند.&lt;br /&gt;
* پرنده‌ ها بسیار وسوسه انگيز هستند ولی یک وارگ ممکن است پس از مدتی تمایل خود به جهان دنیوی روی زمین را از دست بدهد و فقط میل به پرواز داشته باشد.&lt;br /&gt;
* گربه‌ ها جانورانی بی رحم و بی ارزش هستند و به‌ راحتی قابل کنترل نیستند مگر با زور.&lt;br /&gt;
* گوزن شمالی (Elk) و آهوی کوهی (deer) طعمه هستند؛ رفتن به جلد (ذهن) آن‌ ها به مدت طولانی حتی شجاع‌ترین مردان را هم ترسو می کند.&lt;br /&gt;
به گفته‌ ی هاگون، یک قانون نانوشته‌ی اخلاقی؛ اسکین‌ چنجر‌ های [[وحشی ها]] را از این موارد منع می کند:&lt;br /&gt;
* خوردن گوشت انسان&lt;br /&gt;
* جفت گیری به عنوان گرگ با گرگ&lt;br /&gt;
* بتصرف آوردن جسم انسان (شنیع ترین کار ممکن)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی ثانویه==&lt;br /&gt;
یک اسکین‌ چنجر می‌ تواند در حالی که در جسم دیگری قرار دارد، بار ها مرگ را تجربه کند. فقط زمانی که جسم انسانی شخص بمیرد &amp;quot;مرگ واقعی&amp;quot; رخ می‌ دهد. این امکان برای وارگ وجود دارد تا با نوع دیگری از زندگی به حیات ادامه دهد؛ زندگی بسیار ساده داخل ذهن حیوانی که تحت کنترل او است. در زندگی ثانویه، حافظه‌ ی (انسانی) اسکین‌ چنجر به آرامی محو می‌ شود تا که چیزی از شخص باقی نماند جز حیوان.{{رف|ربا|مقدمه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسکین‌ چنجر‌ های شناخته‌ شده==&lt;br /&gt;
تعداد کمی اسکین‌ چنجر در دوران جدید وجود داشته که اغلب مردم آن‌ ها را مرتبط به افسانه‌ های [[فرزندان جنگل]] و به خصوص پیشگو‌ های سبز می‌ دانند.&lt;br /&gt;
====استارک‌ها====&lt;br /&gt;
توانایی اسکین‌ چنجرینگ عمدتا در میان نسل فعلی بچه‌ های (خاندان) [[استارک]] دیده می‌ شود. گفته شده همه‌ ی بچه‌ ها به همراه [[دایرولف|دایرولف‌‌]] هایشان توانایی‌ های مشترک خود رو بروز دادند اگرچه در اکثر موارد  کاملا ناخودآگاه بوده و به احتمال زیاد ورود به ذهن حیوان را شامل نمی‌ شد. بچه‌ ها وارگ‌ های درست و حسابي‌ای هستند و  می‌ توانند به جلد هر جانوری بروند اما فقط برن در حال کار روی این موضوع است.&amp;lt;ref&amp;gt;Trinoc*Con 8 (Durham, NC; August 3-5, 2007)[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/World_Fantasy_Con_Saratoga_NY_November_1_4_2007 مارتین این چنین گفت ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[برن استارک]]: به‌ رغم سن کم، او از همه‌ ی برادر‌ ها و خواهر‌ هایش اسکین‌ چنجر ماهر‌تری است. این احتمالا به علت تجربه کردن حالت افزایش یافته‌‌ ای از خودآگاهی در زمانی است که به علت سقوطش ( از برجی در وینترفل ) در کما بود. در ابتدا او فقط وارد ذهن دایرولفش [[سامر]] در طول خواب و در حالتی که اعتقاد داشت رویای واقعی دارد، می‌ شد. وقتی‌که [[جوجن رید]] به [[وینترفل]] رسید و فهمید چه چیزی در حال رخ دادن است، شروع به راهنمایی برن برای کنترل توانایی‌ هایش کرد. پس از این زمان، برن قادر شد در زمان بیداری به جلد گرگش برود و بدنش را به‌جای خود گرگ کنترل کند و تجربه‌ ی ساده‌ ای داشته باشد از چیز‌ هایی که یک دایرول انجام می‌ دهد. در طول سفرش برای یافتن [[فرزندان جنگل]] برن و همراهانش توسط تعدادی [[وایت ها|وایت]] (wight) مورد حمله واقع شدند. برای نجات جان خود و همراهانش برن وارد ذهن همراهش [[هودور]] که برای نبرد با وایت‌ ها مناسب‌ تر بود، شد. {{اسپویلر|برن تحت آموزش [[کلاغ سه چشم]] یاد گرفت به جلد یک زاغ و سپس [[درخت نیایش]] وینترفل برود.}} &lt;br /&gt;
* [[آریا استارک]]: در طی سفر، آریا رویا‌ های دایر‌ولفش، [[نایمریا]]، را تجربه کرد که در آن گروهی از گرگ‌ ها را رهبری کرده و به بعضی از انسان‌ ها حمله می‌کند.این رویداد‌ها با مکانی که گمان می‌رود نایمریا در آنجا با گروهی گرگ  _که روز به روز بزرگ تر و جسور‌ تر می‌شوند_ حضور دارد، مطابقت دارد. {{اسپویلر|همچنین در هنگامی که در [[براووس]] است وارد ذهن گربه‌ ها می‌شود.}}&lt;br /&gt;
* [[جان اسنو]]: [[وارامیر|وارامیر شش پوسته]] توضیح می‌ دهد که جان اسکین‌ چنجری قدرتمند ولی تعلیم ندیده و بدون آگاهی از توانایی‌ های حقیقی خود است. وارامیر به محض دیدن جان با یک دایرولف بی‌صدا که در کنار او ‌می‌خرامید، فهمید که او چه‌ چیزی است. توانایی جان چند بار هنگامی که او برای جاسوسی وحشی‌ ها همراه [[کورین نصفه دست]] بود آشکار شد. از میان چشم‌ های [[گوست]]، او از گروه وحشی‌ ها جاسوسی کرد. وقتی که یک عقاب به گوست حمله کرد جان در حالی که جیغ و داد می‌ کرد از خواب بیدار شد. {{اسپویلر|در [[رقصی با اژدهایان]]، جان اغلب رویای گرگی داشت. [[ملیساندر]] برای (کنترل) توانایی‌ هایش پیشنهاد کمک کرد ولی جان تاکنون دستش را رد کرده است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وحشی‌ ها====&lt;br /&gt;
* [[اورل]] (Orell) مهاجم وحشی و اسکین‌ چنجری است که می‌ توانست در بدن یک عقاب ساکن شود. این عقاب به کرات جلوی دسته‌ ی اصلی وحشی‌ های مهاجر دیده می‌ شد و اطلاعات دیده‌ بانی ارزشمندی تهید می‌ کرد. هنگام ساکن بودن در (جسم) عقاب، اورل توسط جان اسنو کشته شد؛ به همین علت عقاب یا باقی‌ مانده‌ ی ذهن اورل از جان متنفر است.&lt;br /&gt;
* وارامیر شش پوسته (Varamyr Sixskins) وحشی‌ ای است که توسط سه گرگ، یک [[خرس برفی]] و یک [[گربه  سایه]] (shadowcat) همراهی می‌ شد. بنابراین، او مسلما تا جایی که حافظه‌ ها یاری می‌ کند بزرگ‌ ترین اسکین‌ چنجری است که توسط کسی از جنوب [[دیوار]] دیده شده‌ است. {{اسپویلر|بعد از مرگ اورل، وارامیر کنترل عقاب او را به عهده گرفت و از آن برای دیده‌ بانی در طی [[نبرد کسل بلک]] استفاده کرد. این عقاب در زمانی که وارامیر در (جسم) آن ساکن بود  توسط ملیساندر کشته شد به همین دلیل واراویر دیوانه شد.}}&lt;br /&gt;
* هاگون (Haggon) مربی وارامیر شش پوسته بود.{{رف|ربا|مقدمه}}&lt;br /&gt;
* [[بوروک]] (Borroq) اسکین‌ چنجری بود که می‌ توانست در بدن یک گراز ساکن شود.{{رف|ربا|مقدمه}}&lt;br /&gt;
* [[برایر]] (Briar) اسکین‌ چنجری بود که می‌ توانست در بدن یک گریه سایه ساکن شود.{{رف|ربا|مقدمه}}&lt;br /&gt;
* [[گریزلا]] (Grisella) زن وحشی اسکین‌ چنجری بود که می‌ توانست در بدن یک بز کوهی (goat) ساکن شود.{{رف|ربا|مقدمه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سایر اسکین‌ چنجر‌ ها====&lt;br /&gt;
* {{اسپویلر|[[بریندن ریورز]]: [[دست پادشاه]] و [[فرمانده نگهبانان شب|لرد فرمانده‌ی سابق نگهبانان شب]]، حالا کلاغ سه چشم و بخشی از بنیان یک درخت نیایش. او بیشتر در جلد کلاغ‌ ها و [[زاغ]] ها می‌ رود  و همچنین می‌ تواند از طریق درخت‌ های نیایش ببیند.}}&lt;br /&gt;
* [[خاندان فارویند از لونلی لایت]] (House Farwynd of the Lonely Light): ادعا شده که فارویند‌ ها اسکین‌ چنجر هایی با توانایی کنترل شیر‌ های دریایی، فیل دریایی و نهنگ خال‌دار هستند.{{رف|ضبک|19}}&lt;br /&gt;
* [[خاندان مورمونت]]: [[آلیسانه مورمونت]] (Alysane Mormont) به گفته‌ ی [[آشا گریجوی]]،احتملا به شوخی،  زنان (خاندان) مورمونت اسکین‌ چنجر هایی هستند که شب‌ ها به خرس تبدیل شده و در جنگل‌ ها دنبال جفت می‌ گردند.{{رف|ربا|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل‌ قول‌ ها==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[مردمان آزاد]] از اسکین‌ چنجر ها می‌ ترسن، ولی در عین حال به ما احترام می‌ ذارن. در [[هفت پادشاهی|جنوب دیوار]]، [[زانوزده‌ ها]] ما رو شکار می‌ کنن و مثه خوک سلاخی می‌ کنن.{{رف|ربا|مقدمه}}|[[هاگون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Skinchanger]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسکین چنجر‌ ها]][[رده:توانایی‌ ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14070</id>
		<title>دیوار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14070"/>
		<updated>2014-09-05T14:37:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:‏The_wall_and_Castle_Black_by_Feliche.jpg|بندانگشتی|چپ|350px|دیوار اثر Feliche]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Nights_watch_wall_by_reneaigner.jpg‏|بندانگشتی|چپ|350px|سپری که از قلمرو انسانها حفاظت میکند اثر Rene Aigner]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:The_Wall_top_warming_shed_.jpg‏|بندانگشتی|چپ|350px|الونک گرمایشی در بالای دیوار ، مورد استفاده نگهبانان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:IceGate_by_Kim_Pope.jpg‏‏|بندانگشتی|چپ|350px|تونل های وسط دیوار ، توسط میله های سنگین آهنی مسدود می شوند]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:The_Wall.png‏|بندانگشتی|چپ|350px|دیوار و تونل میان آن ، سریال تلویزیونی]] &lt;br /&gt;
'''دیوار'''، دیواری عظیم با 700 فوت ارتفاع و ساخته شده از یخ است و به طول 300 مایل در سرتاسر مرز ها شمالی [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) کشیده شده است و آن را از سرزمین های وحشی آنطرف جدا می کند و به عنوان یکی از نه عجایب ساخته شده به دست انسانها شناخته می شود. دیوار به وسیله برادران قسم خورده [[نگهبانان شب]] (Night’s Watch) دفاع و نگهداری می شود، کسانی که وظیفه گشت زنی و حفاظت از قلعه ها را از محدوده رشته کوه های [[فراست فنگز]] (Frostfangs) تا [[خلیج فک ها]] (Bay of Seals) را به عهده دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
شایع است که دیوار 8000 سال پیش، پس از [[شب طولانی]] (The Long night)، برای محافظت از قلمرو انسانها در برابر هجوم [[وحشی ها]] (Wildings) و [[آدرها]] (Others) به دست [[برندون معمار]] (Brandon the Buider) ساخته شد. دیوار در حدود 300 مایل طول و 700 فوت ارتفاع دارد و توسط [[نگهبانان شب]] و برخی جادوهای باستانی محافظت می شود.{{رف|یش|56}} ظاهراً [[برندون معمار]] پایه های دیوار را در مرتفع ترین مکانی که می توانسته قرار داده است.{{رف|یش|30}} چندین اشاره در نوشته ها وجود دارد که نشان می دهد دیوار در آن زمان بسیار کوچکتر بوده است و در طول زمان توسط [[نگهبانان شب]] بزرگتر شده است، آنان بلوک های عظیم یخ را از دریاچه های یخ زده ی [[جنگل اشباح]] (The Haunted forest) استخراج می کردند و به سمت جنوب می کشیدند تا بتوانند با استفاده از آنها دیوار را مرتفع تر سازند، این کار قرنها به طول انجامید تا که دیوار به اندازه کنونی اش در آمد. با این حال، هم اکنون [[نگهبانان شب]] به شدت کاهش یافته اند و وظایفشان محدود شده است. در مجموع 19 قلعه در امتداد دیوار وجود دارد که در زمان شروع کتاب تنها از 3 قلعه [[شادو تاور]] (Shadow Tower)، [[کسل بلک]] (Castle Black) و [[ایست واچ]] (East Watch) استفاده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شرح==&lt;br /&gt;
دیوار از یخ های منجمد و سنگ ساخته شده است، و از چندین مایل دور تر قابل رویت است. دیوار بسته به آب و هوای هر روز ممکنه آبی یا خاکستری به نظر بیاید. بالای دیوار به اندازه ی کافی عریض هست که یک دوجین [[شوالیه]] (Knight) بتوانند دوشادوش همدیگر حرکت کنند و در پایین ضخامت دیوار عریضتر نیز می شود.{{رف|بتت|19}} بر اساس افسانه ها جادویی قدیمی در دیوار وجود دارد که باعث حفاظت از آن می شود و همچنین از عبور موجوداتی که ماهیت جادویی دارند مانند [[آدرها]] نیز جلو می کند. {{رف|یش|30}}&amp;lt;ref&amp;gt;So Spake Martin,The Wall&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوار از [[کسل بلک]] تا [[ایست واچ]] به طور مستقیم کشیده شده است، اما از [[کسل بلک]] تا [[شادو تاور]] مانند یک مار امتداد می یابد. {{رف|یش|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیوار در هیچ جا دورازه ای ندارد، تنها چند تونل دارد که یکدیگر را قطع می کنند و به وسیله میله های سنگین آهنی و زنجیر های عظیم حفاظت می شوند.{{رف|بتت|48}} این تونل ها در تمام قلعه های متروک شده و همچنین در هنگام خطر به وسیله سنگ و یخ مسدود می شوند.{{رف|یش|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استحکامات دفاعی==&lt;br /&gt;
[[نگهبانان شب]] اجازه نمی دهند که فاصله جنگل و دیوار از نیم مایل کمتر شود. با این حال در گذر زمان در مکان قلعه هایی که رها شده اند این فاصله کمتر شده و جنگل به سمت دیوار پیشروی کرده است.{{رف|بتت|21}} در بالای دیوار تعدادی منجنیق و جرثقیل نصب شده است. {{رف|بتت|19}} کشتی های بادبانی و پارویی (The Galleys) [[ایست واتچ]] در برخی از قسمتهای [[خلیج فک ها]] گشت می زنند تا به دستگیری قاچاقچیانی که با دور زدن دیوار از طریق دریا با [[وحشی ها]] مبادله سلاح می کنند بپردازند.{{رف|یش|54}} و از غرب کوهستان و رودخانه عمیق [[گورج]] (The Gorge) باعث می شود آن زمین ها برای همه صعب العبور باشد، اما دسته های کوچک گشتی ها همچنان به گشتزنی می پردازند.&amp;lt;ref&amp;gt;So Spake Martin,circumventing the Wall&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قلعه ها===&lt;br /&gt;
[[نگهبانان شب]] برای دفاع از سازمان چند صد ساله خود 19 قلعه در پای دیوار بنا کرده اند. با این حال، هیچ گاه به طور همزمان در بیش از 17 قلعه ساکن نبوده اند. در طول سیصد سال گذشته نیروی انسانی نگهبانان به شدت کاهش یافته است. بیشتر قلعه ها رها شده اند به طوری که برخی به آنها «قلعه های اشباح» می گویند.{{رف|یش|41}} در طول رویدادهای [[بازی تاج و تخت]] تنها 3 قلعه در حال استفاده باقی مانده است. {{رف|بتت|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از درگیری های آن طرف دیوار تنها از 3 قلعه استفاده می شد و بنا بر پیشنهاد گشتی ارشد، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark)، هر چند مدت یک بار یک نیروی بزرگ به مدت دو هفته یا یک ماه به نوبت به یکی از قلعه های رها شده فرستاده می شد. قلعه های دارای سر نشین عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[کستل بلک]]، بزرگترین قلعه در حال استفاده که در انتهای شمالی [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad) واقع شده و تقریباً 600 نفر از برادران از آنجا نگهداری می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شادو تاور]]، غربی ترین پایگاه نگهبانان که 200 نفر از [[نگهبانان شب]] در آنجا مستقر اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ایست واچ]]، شهر بندری نگهبانان و کوچکترین پادگان مورد استفاده آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|پس از آنکه [[جان اسنو]] (Jon Snow) به عنوان 998امین لرد فرمانده انتخاب شد، برنامه ای برای استقرار نفرات در تمامی قلعه ها ایجاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلعه هایی که مسکونی شدند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[گری گارد]] (Greyguard)، به وسیله سی نفر به فرمانده ای پیشکاری از [[شادو تاور]] دوباره برپا شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[استون دور]] (Stonedoor)، تحت فرماندهی [[سورن شیلدبریکر]](Soren Shieldbreaker) به [[مردم آزاد]](Free flok) داده شد تا در آنجا مستقر شوند و آن پادگان را برپا کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[آیس مارک]] (Icemark)، سی مرد تحت فرمانده ای [[بد ویک]](BedWyck) در آنجا مستقر شدند، بیست نفر از نگهبانان شب و ده نفر از افراد [[استنیس براتیون|پادشاه استنیس]](King Stannis)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[نایت فورت]] (Nightfort)، بزرگترین قلعه در پای دیوار که به تازگی به [[استنیس براتیون|پادشاه استنیس]] (King Stannis) به عنوان مقر او داده شد. زمان زیاد صرف شد تا این مکان دوباره برای اقامت مناسب شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دیپ لیک]] (Deep lake)، توسط [[مردم آزاد]] و تحت فرمانده ای فردی از نگهبانان مجدداً برپا شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[کویینز گیت]] (Queensgate)، برای استقرار [[وحشی ها]] تحت فرماندهی [[مورنای نقاب سفید]] (Morena White Mask) به آنها داده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اوکن شیلد]] (Oakenshield)، به [[تورموند]] (Tormund) داده شد تا محل اسکان قبیله اش و مقر قدرتش باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سیبل هال]] (Sable Hall)، توسط [[وحشی ها]] و تحت فرماندهی فردی از نگهبانان مجدداً برقرار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[لانگ بارو]] (Long Barrow)، توسط [[عروسان نیزه]] (Spearwives)، زنان جنگجوی وحشی، تحت فرماندهی [[ایمت]] آهنین (emmett) مجدداً استقرار یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[گرین گارد]] (Greenguard)، برای استقرار [[وحشی ها]] به [[دوین پوست کن]] (Devyn Sealskinner) و قبیله او داده شد.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاکتیک===&lt;br /&gt;
دیوار خودش یک مزیت تاکتیکی فوق العاده برای مدافعینش است، و می تواند یک گروه کوچک را قادر به دفع نیروی بزرگتر سازد. مدافعان به طور کلی در ورای محدوده کمانها و منجنیق های مهاجمان قرار دارند، آنان برای دفاع بر تیراندازی با کمان ، منجنیق و رها کردن اشیا از بالای دیوار تکیه دارند. به طور خاص، می توانند بشکه های حاوی سنگها منجمد در یخ را از بالای دیوار رها کنند که برای مقابله با انبوه جمعیت موثر است. {{رف|یش|64}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهاجمان تنها بر روی دو تاکتیک تکیه دارند، حمله مستقیم به یکی از محدود ورودی های دیوار، که از آنها به خوبی دفاع می شود، یا در قالب گروههای کوچک از دیوار صعود کنند و از پشت به یکی از ورودی ها حمله کنند. ورودی ها با موانعی از قبیل حفره های مرگ (Murder Holes) و دسترسی محدود طراحی شده اند که باعث می شود نفوذ به آنها مشکل باشد. در شرایط حساس ، میتوان ورودی ها را با سنگ و یخ مسدود کرد، در نتیجه ورودی ها نیز مانند باقی قسمت های دیوار غیر قابل نفوذ می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفوذ به جنوب دیوار از طریق صعود هم مشکلاتی را به دنبال دارد مشابه مشکلاتی که وقتی [[جان اسنو]] در قالب یکی از وحشی ها به گروه کوه نوردان پیوست با آن مواجه شد. گروه های مصمم کوه نوردی تنها زمانی می توانند به بالا صعود کنند که توسط مدافعان شناسایی نشوند، مدافعانی که به راحتی به وسیله پرتاب اشیا و تیراندازی می توانند آنها را بکشند. تصور می شود که دیوار نیز از خودش دفاع می کند و در هنگام صعود از خود ورقه های یخی رها می کند همانند کاری که با [[جارل]](Jarl) در هنگام صعود انجام داد.{{رف|یش|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس افسانه دیوار در مقابل [[شیپور جورامون]] (Horn of Joramun) آسییب پذیر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در پشت پرده داستان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Milecastle 39 on Hadrian's Wall.jpg|بندانگشتی|چپ|350px|[[و:دیوار هادریان|دیوار هادریان]] الهام بخش [[جرج آر. آر. مارتین]] برای دیوار بوده است.]]&lt;br /&gt;
[[جرج آر. آر. مارتین]] برای خلق دیوار از [[و:دیوار هادریان|دیوار هادریان]] (Hadrian’s Wall) الهام گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر زمانی دیوار سقوط کند ، تمامی آتشها خاموش میشن{{رف|یش|68}}|[[کورین نصفه دست]] (Qhorin Halfhand) به [[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|تو هیچی نمیدونی جان اسنو ، این دیوار از خون ساخته شده{{رف|یش|30}}|[[ایگریت]] (Ygritte)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Wall]]&lt;br /&gt;
{{مناطق آنسوی دیوار}}&lt;br /&gt;
[[رده:نگهبانان شب]][[رده:مکان های شمال]][[رده:ساختمان ها]][[رده:مکان های آنسوی دیوار]][[رده:کسل بلک]][[رده:مکان های نگهبانان شب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B5%D9%81%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14069</id>
		<title>کورین نصفه دست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B5%D9%81%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA&amp;diff=14069"/>
		<updated>2014-09-05T14:31:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = راست  کورین نصفه دست [...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|راست]]  کورین نصفه دست [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Qhorin_Halfhand.jpg|300px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثری از Amok| القاب  = | عنوان  =| خاندان     =[[نگهبانان شب]]| نژاد         =| فرهنگ       =| همسر         =| محل_تولد = | تاریخ_تولد  = | محل_مرگ =[[گذرگاه اسکرلینگ]]| تاریخ_مرگ  =سال 299 پس از ورود اگان| کتابها    =بازی تاج و تخت(اشاره شده){{سخ}}نزاع شاهان(حضور دارد){{سخ}}یورش شمشیرها(اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =سایمون آرمسترانگ| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کورین نصف دست''' یکی از تکاوران [[نگهبانان شب]] می‌باشد و نایب فرمانده‌ی[[ شادو تاور]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر کورین نصفه دست| تصاویر کورین نصفه دست]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصف دست قد بلندی دارد و صورتش را از ته می‌تراشد. تمامی انگشتان دست راستش به جز شصت و انگشت اشاره توسط تبر یکی از وحشی‌ها قطع شده است.{{رف|نش|43}} موهای کوری بلند و خاکستری است که آن‌ها را همیشه بافته نگه می‌دارد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میتوان گفت که کورین یک افسانه‌ی زنده میان برادران نگهبان شب است. او یکی از بهترین تکاوران نگهبانان حساب میشود. کورین به این دلیل نصف دست (Halfhand) نامیده می‌شود چون تمامی انگشتان دست راستش را به جز شصت و انگشت اشاره را از دست داده است، به همین خاطر مجبور به آموزش دیدن مبارزه با دست چپ خود شد و بعد از مدتی به همان مهارتی که با مبارزه با دست راستش داشت رسید{{رف|نش|43}}. قبل از خیانت [[منس ریدر]] به نگهبانان شب کورین و منس دوستان صمیمی هم بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کورین رهبری نیروهای شادو تاور را بر عهده داشت تا به گروه فرمانده [[جور مورمونت|مورمونت]] برای پیدا کردن [[بنجن استارک]] بپیوندد. در راه رسیدن به کمپ فرمانده مورمنت نیروهای کورین به گروهی از گشت‌های وحشی به رهبری [[الفین کلاغ‌ کش]] (Alfyn Crowkiller) برخورد کردند که در نهایت به قیمت چهار کشته و چندین زخمی آن‌ها را نابود کردند. یکی از اسیران وحشی اعتراف کرد که منس ریدر در [[فراست فنگز]] کمپ زده و در جست و جوی شیئی جادویی برای تخریب [[دیوار]] است. وقتی که کورین بلاخره به فرمانده مورمنت در [[مشت نخستین انسان ها]] می‌رسد پیشنهاد می‌دهد که سه گروه گشت‌زنی را به داخل کوه‌ها بفرستند تا بفهمند منس ریدر به دنبال چه چیزی است. یکی از این سه گروه را خود کورین رهبری کرد.{{رف|نش|43}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه کورین شامل [[دالبریج]]، [[ابن]]، [[مار سنگی]] و[[ جان اسنو]] بود. آنها به نزدیکی کمپ منس می‌رسند و به همین خاطر توسط وحشی‌ها شناسایی و مجبور به عقب نشینی می‌شوند در حالی که وحشی ها تعقیبشان می‌کنند. کورین از چندین ترفند برای پراکنده کردن و توقف تعقیب وحشی‌ها استفاده می‌کند، اما هیچکدام آنها کارساز نبودند. در انتها فقط او و جان زنده می‌مانند و کورین به جان دستور می‌دهد که در صورتی که دستگیر شدند خود را تسلیم کند و وانمود کند که خائن به نگهبانان شب است. وقتی که [[رتل شرت]] به آنها می‌رسد، جان به دستوری که گرفته بود عمل می‌کند و مجبور به کشتن کورین می‌شود تا اعتماد وحشی ها را بدست آورد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Matt_Olson_Qhorin_Halfhand.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|کورین نصفه دست - اثری از Matt Olson ©]]&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های کورین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما فقط می‌تونیم بمیریم. چه دلیل دیگه‌ای میتونه داشته باشه که ما این شنل‌های سیاه رو پوشیدیم به جز اینکه در راه حفظ کشور بمیریم؟{{رف|نش|43}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|شرافت ما چیزی بیشتر از زندگیمون نیست تا زمانی که کشور در امان باشه{{رف|نش|68}}}}&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها در‌باره‌ی کورین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هفهند می‌تونست منو بکشه به همین راحتی که تو می‌تونی یه پشه رو له کنی.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
|[[جان اسنو]] خطاب به [[سمول تارلی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Qhorin کورین نصفه دست] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Qhorin Halfhand]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های شمال]][[رده:اعضای نگهبانان شب]][[رده:گشتی های نگهبانان شب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Matt_Olson_Qhorin_Halfhand.jpg&amp;diff=14068</id>
		<title>پرونده:Matt Olson Qhorin Halfhand.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Matt_Olson_Qhorin_Halfhand.jpg&amp;diff=14068"/>
		<updated>2014-09-05T14:29:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Qhorin_Halfhand.jpg&amp;diff=14067</id>
		<title>پرونده:Qhorin Halfhand.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Qhorin_Halfhand.jpg&amp;diff=14067"/>
		<updated>2014-09-05T14:00:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14066</id>
		<title>منس ریدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14066"/>
		<updated>2014-09-05T13:54:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|راست]] منس ریدر [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Mance Rayder.jpg|250px]]| توضیح_عکس  = منس ریدر - اثر Amok ©| القاب  = ایبل{{سخ}}منس| عنوان  = [[پادشاه آنسوی دیوار]]| خاندان     = | نژاد         =| فرهنگ       =[[مردمان آزاد]]| همسر         = [[دالا]]| محل_تولد = [[آنسوی دیوار]]| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت (اشاره شده){{سخ}}نزاع شاهان (اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (اشاره شده){{سخ}}رقصی با اژدهایان (حضور دارد)| نشان   =| بازیگر     = کایرن هیندز| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس ریدر قبل از این‌که پیمان شکنی کند و وظیفه‌اش را رها کند یکی از برادران عضو [[نگهبانان شب]] بود. از آن زمان او تبدیل به شخصیت بسیار تاثیر‌گذار میان [[مردمان آزاد]] شد تا جایی که او را [[پادشاه آنسوی دیوار]] نامیدند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش منس ریدر را کایرن هیندز بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
==ظاهر و شخصیت==&lt;br /&gt;
منس قد متوسط و پاهای بلند و نحیفی دارد، چهارشانه و تیزروست. چشمان قهوه‌ای و موهای قهوه‌ای دارد که بیشتر آن‌ها خاکستری شدند.{{رف|یش|7}} بر روی لبانش همیشه خط لبخند دیده می‌شود.{{رف|ربا|31}} زیرکی از صورت استخوانی و چشمان قهوه‌ایش پیداست.{{رف|یش|7}} برای یک فرد میان‌سال چهره‌ی عادی دارد و علاقه‌مند به موسیقی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس یک جوشن سیاه و شلوار پشمی به تن دارد. یک شنل از جنس ابریشم قرمز با خزهای سیاه به دوش می‌کشد. کلاه‌خودش از جنس برنز و آهن است که هر دو طرفش به صورت بال زاغ تراش خورده است.{{رف|یش|15}}{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این‌که گروهی از سوارکاران وحشی توسط نگهبانان شب قتل عام می‌شوند منس که یک کودک وحشی بود توسط نگهبانان پذیرفته و میان آن‌ها بزرگ می‌شود.{{رف|نش|53}} وقتی فرمانده [[کورگایل]] یک‌بار برای دیدن لرد [[ادارد استارک]] به وینترفل می‌آید منس او را همراهی می‌کند و آنجا [[راب استارک]] و [[جان اسنو]] را می‌بیند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس یک عضو وفادار [[نگهبانان شب]] بود تا اینکه هنگام گشت توسط یک [[گربه سایه]] مورد حمله قرار گرفت و یک زن وحشی او را مداوا کرد. او در مدت بهبودی منس شنل پاره‌ی منس را با پارچه‌های قرمز خود ترمیم کرد. هنگام بازگشت به دیوار سر [[دنیس ملیستر]] به منس دستور داد که شنل ترمیم شده‌اش را دور بیاندازد و لباس فرم نگبانان شب را بر تن کند.{{رف|نش|53}} این عدم آزادی انتخاب باعث شد منس [[شادو تاور]] را ترک کند تا با [[مردمان آزاد]] آن‌گونه که می‌خواهد زندگی کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Rayder by graikfaik.jpg|بندانگشتی|راست|270px|منس ریدر - اثری ازgraikfaik ©]]&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها مشخص می‌شود که هنگام سفر [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] به [[وینترفل]] منس آنجا حضور داشته است. خبر سفر پادشاه به وینترفل توسط جاسوسان منس در نگهبانان شب به گوش او می‌رسد. منس با الگو برداری از افسانه‌ی [[بائل]] تصمیم می‌گیرد که در این مراسم حاضر شود. او در نزدیکی [[لانگ بارو]] از دیوار عبور می‌کند، در جنوب [[نیو گیفت]] اسبی می‌خرد و عازم وینترفل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور او هم از ادارد که منس را از بازدید قبلی به یاد نمی‌آورد و هم از [[بنجن استارک]] که هرگز منس را ندیده پنهان می‌ماند. منس لباس مبدل آوازه خوان‌ها را به تن می‌کند و در ضیافت به نواختن عود می‌پردازد. در راه برگشت به سرزمین‌های شمال دیوار منس با [[دالا]] ملاقات می‌کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس متعهد می‌شود که تمام قبایل وحشی را باهم متحد و تجهیز کند تا تمام [[هفت پادشاهی]] را تسخیر کند. آنها در [[فراست فنگز]] گرد هم می‌آیند. شایعه‌ی رهبری منس و خالی شدن روستاهای شمال دیوار باعث شد نگهبانان شب به رهبری [[جور مورمونت]] [[گشت بزرگ جور مورمونت|گشت بزرگ آنسوی دیوار]] را آغاز کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[جان اسنو]] به بهانه‌ی پیوستن به گروه منس با او ملاقات می‌کند منس ادعا دارد که می‌تواند توسط یک شیپور جادویی به نام [[شیپور جورومان|شیپور زمستان]] که در اختیار اوست [[دیوار]] را تخریب کند ولی از این به عنوان آخرین نقشه‌اش یاد می‌کند، در صورتی که نتواند از سد نظامی نگهبانان شب عبور کند. منس آشکارا می‌گوید که وحشی‌ها از جمله مردم خودش توسط [[آدرها]] و [[وایت ها]] کشته می‌شوند و آنها قادر به متوقف کردنشان نیستند. به همین دلیل منس قصد تخریب دیوار را ندارد و فقط میخواهد از آن به عنوان سپر مقابل آدرها استفاده کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمله‌ ی منس به دیوار]] در هنگامی صورت گرفت که دیوار توسط نگهبانان آموزش ندیده تحت فرمان جان اسنو حفاظت می‌شد و شرایط بسیار نابرابری از نظر تعداد افراد دیوار و وحشی‌ها برقرار بود. جان در نگه داشتن نیروهای منس پشت دیوار موفق بود تا این‌که نیروهای کمکی [[استنیس براتیون]] به صورت غافلگیرکننده سر رسیدند. با اینکه خود منس شخصا هدایت سواره نظام مردمان آزاد را به سمت [[ایست واچ کنار دریا]] بر عهده داشت اما ارتش بی‌انضباط وحشی‌ها توسط نیروهای استنیس در هم شکست.{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر منس، [[دالا]] در کمپ وحشی‌ها هنگام حمله‌ی استنیس به خاطر زایمان پسر منس درگذشت.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Abel Val.jpg|بندانگشتی|چپ|400px|ایبل آوازه خوان - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[جان اسنو|جان]] پسر منس را پنهانی توسط [[سمول تارلی]] از دیوار خارج می‌کند زیرا به جادوگر [[استنیس براتیون|استنیس]] یعنی [[ملیساندر]] مشکوک بود که قصد دارد به خاطر خون اشرافی و اینکه منس پادشاه شمال دیوار بوده، نوزاد را قربانی کند.{{رف|ضبک|5}} بعدها [[گیلی]] نام [[ایمون استیل سانگ]] را برای پسر منس انتخاب می‌کند (بعد از دو ساله شدن نوزاد).{{رف|ضبک|35}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|گمان می‌رفت که منس توسط [[استنیس براتیون|استنیس]] زنده سوزانده شده، در حالی که وحشی‌ها، برادران نگهبان شب و [[افراد پادشاه]] و [[افراد ملکه]] شاهد اعدام بودند. جان اسنو به کمانداران دستور می‌دهد که منس را کشته و به زجر کشیدنش پایان دهند.{{رف|ربا|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در حقیقت مردی که سوزانده شد [[رتل شرت]] بود که به وسیله‌ی جادوی [[ملیساندر]] همانند منس شده بود.و منس واقعی به خاطر یاقوت های ملیساندر به صورت رتل شرت درامده بود. هیچکس به جز منس و ملیساندر از این دسیسه خبر ندارد، ملیساندر این راز را از استنیس پنهان کرده بود زیرا به خاطر شخصیت قانون مندش استنیس حتما باید منس را اعدام می‌کرد. رتل شرت حتی یکبار با جان در حیاط قلعه درگیر شد و جان از سرعت و مهارت او تعجب کرد در حالی که نمی‌دانست این مرد در واقع همان منس است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از آن هنگامی که خبر به دیوار رسید که قرار بر این است که [[آریا استارک]] با [[رمسی بولتون]] ازدواج کند ملیساندر به رتل شرت پیشنهاد داد که آریا را نجات دهد اما جان قبول نمی‌کند چون به رتل شرت اعتماد ندارد. به همین خاطر ملیساندر هویت واقعی رتل شرت را آشکار می‌کند به این امید که نظر جان تغییر کند. جان پسر منس را در اختیار دارد پس منس هرچه در توانش باشد برای پیدا کردن خواهر جان و سالم نگه داشتن فرزند خودش انجام می‌دهد. اما منس خبر ندارد که جان پسرش را با پسر [[گیلی]] تعویض کرده است.{{رف|ربا|31}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس شش نفر از [[عروسان نیزه]] را با خود می‌برد.{{رف|ربا|35}} [[فرنیا]] (Frenya) [[ویلو ویچ-آی]] (Willow Witch-eye) [[اسکروئل]] (Squirrel) [[هالی]](Holly) [[روئن]] (Rowan) و [[میرتل]] (Myrtle). منس تحت عنوان آوازه خوانی به اسم ابل وارد وینترفل می‌شود.{{رف|ربا|37}} در شب عروسی منس برای مهمانان می‌نوازد اما پس از ضیافت در همان شب عروسان نیزه چند نفر از مردان شمال را می‌کشند. شوالیه‌های [[خاندان مندرلی|مندرلی]] ابتدا به [[تیان گریجوی]] مضنون می‌شوند این قتل‌ها به تنش میان خاندان [[خاندان فری|فری]]، [[خاندان بولتون|بولتون]] و دیگر حاضران داخل قلعه منجر شد. گروه منس در آخر از کمک همراه با ترس و اکراه تیان برای آزاد کردن [[آریا]] بهره می‌برند، در حالی که تیان می‌داند آریا در واقع [[جین پول]] است. تنش‌های قلعه هنگامی که [[والدر فری کوچک|والدر فری کوچیکه]] کشته شد به اوج خودش رسید، اما عروسان نیزه ادعا کردند که این قتل کار آنها نبوده. تیان به آنها کمک می‌کند که جین را نجات دهند اما وقتی جین موقعیتشان را با جیغ زدنش لو می‌دهد، تیان و جین مجبور به پریدن از بالای قلعه به داخل برف‌ها شدند، ولی بقیه گروه منس کشته یا دستگیر می‌شوند.{{رف|ربا|46}}{{رف|ربا|51}}{{رف|ربا|62}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعدها نامه‌ای به جان می‌رسد که ظاهرا از طرف [[رمسی بولتون]] است. در نامه گفته شده منس در [[وینترفل]] اسیر شده. رمسی ادعا کرده است که منس را داخل قفسی انداخته و 6 عروس نیزه را کشته و پوست کنده است و منس مجبور به پوشیدن پوست انها شده است تا از سرما یخ نزند.{{رف|ربا|69}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های منس ریدر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[دیوار]] می‌تونه یه ارتش رو متوقف کنه، ولی جلوی یه نفر رو نمیتونه بگیره.{{رف|یش|7}}|منس خطاب به [[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[کورین نصفه دست|نصف دست]] مثل یه درخت بلوط قدیمی سفت و سخت بود، اما من از جنس گوشت و استخونم و علاقه‌ی زیادی هم به لوندی زن‌ها دارم...{{سخ}}همینم باعث می‌شه من زیاد تفاوتی با نصف بیشتر نگهبانان شب نداشته باشم.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|منس خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[مردم آزاد]] دنباله‌روی اسم‌ها و حیونای کوچولویی که به لباس و پرچم‌هاتون می‌دوزید نمی‌شن. اونا به خاطر یه پول سیاه خوش رقصی نمی‌کنن.{{سخ}}اونا اهمیت نمیدن چقدر سطح خاندانت بالاست یا اینکه کجای زنجیره‌ی مدیریتی قرار داری یا اینکه بابابزرگت کی بوده! {{سخ}}اونها دنباله روی قدرت هستن، اونها دنباله روی کسی هستن که مرد باشه.{{رف|ربا|21}}|منس خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی منس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{نقل قول|تو جمع ما اون بهترین بود، همزمان بدترین هم بود.{{رف|نش|68}}|[[کورین نصفه دست]] خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول| منس خیلی حیله‌گره. اون به عنوان یه کلاغ بزرگ شده. خودت که می‌دونی کلاغا پرنده‌های مکاری هستن.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|[[تورموند]] خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Mance_Rayder منس ریدر] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{گروه نجات آریا}}&lt;br /&gt;
{{شاهان آنسوی دیوار}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Mance Rayder]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:وحشی ها]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:اعضای نگهبانان شب]][[رده:حکام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81&amp;diff=14065</id>
		<title>دایرولف</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81&amp;diff=14065"/>
		<updated>2014-09-05T13:43:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''دایرولف''' خویشاوند نزدیک گرگ، اما بزرگتر و قویتر است. دایرولفی خاکستری در زمینه ی سفید پرچم [[خاندان استارک]] (House Stark) است. آنها در دنیای واقعی به نام [http://en.wikipedia.org/wiki/Direwolf دایرولف های] [http://en.wikipedia.org/wiki/Megafauna عظیم الجثه ی] [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%86 پلیستوسن] (یکی از دوره های زمین شناسی) (direwovles, Pleistocene megafauna) شناخته می شوند که که از گرگ های امروزی بزرگترند (اما نه به آن بزرگی که در کتاب تصویر شده است). طبق گفته های جرج مارتین دایرولف ها حیوانات منقرض شده ی [[آن سوی دیوار]] (Beyond the Wall) اند، درندگانی بسیار بزرگ و خطرناک که احتمالا [[مردم عامه|مردم]] (People) در جستجویشان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://web.archive.org/web/20051103091500/nrctc.edu/fhq/vol1iss3/00103009.htm/ «مصاحبه با اژدها»، 2003، رابرت شاو]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
دایرولف ها می توانند به بزرگی اسب های کوچک رشد کنند. به نسبت بدنشان، دست و پاهای کشیده تر و سری بزرگتر از گرگ های عادی دارند. پوزه هایشان نیز بلندتر و مشخصتر است.{{رف|بتت|37}} رنگ آمیزی های معمولشان خاکستری با چشمان زرد و سیاه با چشمان سبز است. دایرولف های زال خز سفید و چشمان قرمز دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رفتار ==&lt;br /&gt;
همچون سایر گرگ ها، دایرولف ها هم حیواناتی اجتماعی اند و گله ای حرکت می کنند. همچنین شکارچیان منفرد کارآمدی هستند و بسیار باهوش اند. یک دایرولف تنها، بسته به ترفندهای خودش، می تواند به گله ای از گرگ های معمولی ملحق شود و وقتی تسلط بر گله را بدست آورد، اندازه ی بزرگش می تواند مزایای چشمگیری برایش به ارمغان آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر گفته های [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy)، دو هزار سال بود که دایرولف ها در جنوب [[دیوار]] (Wall) دیده نشده بودند تا آنکه [[راب استارک]] (Rob Stark) یک ماده دایرولف مرده را با شش توله اش در مسیر بین [[وینترفل]] (Winterfell) و قلعه ی کوچکی که [[گرد]] (Gared) در آنجا اعدام شد، یافت.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانند سایر گرگ ها، دایرولف ها هم می توانند پیوندی جادویی با یک [[وارگ]] (Warg) برقرار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دایرولف های نامگذاری شده ==&lt;br /&gt;
* [[گری ویند]] (Grey Wind)&lt;br /&gt;
* [[لیدی]] (Lady)&lt;br /&gt;
* [[نايمريا (دايرولف)|نایمریا]] (Nymeria)&lt;br /&gt;
* [[سامر]] (Summer)&lt;br /&gt;
* [[شگی داگ]] (Shaggydog)&lt;br /&gt;
* [[گوست]] (Ghost)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== لینک خارجی ==&lt;br /&gt;
* [http://en.wikipedia.org/wiki/Dire_Wolf دایرولف] - مقاله ی ویکی پدیا درباره ی دایرولف ها در دنیای واقعی&lt;br /&gt;
{{موجودات}}&lt;br /&gt;
[[en:Direwolf]]&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]][[رده:حیوانات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14027</id>
		<title>منس ریدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B3_%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1&amp;diff=14027"/>
		<updated>2014-09-04T00:00:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = راست منس ریدر [[پروند...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|راست]] منس ریدر [[پرونده:Arms of the Night's Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Mance Rayder.jpg|250px]]| توضیح_عکس  = منس ریدر - اثر Amok ©| القاب  = ایبل{{سخ}}منس| عنوان  = [[پادشاه آنسوی دیوار]]| خاندان     = | نژاد         =| فرهنگ       =[[مردمان آزاد]]| همسر         = [[دالا]]| محل_تولد = [[آنسوی دیوار]]| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت (اشاره شده){{سخ}}نزاع شاهان (اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (اشاره شده){{سخ}}رقصی با اژدهایان (حضور دارد)| نشان   =| بازیگر     = کایرن هیندز| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس ریدر قبل از این‌که پیمان شکنی کند و وظیفه‌اش را رها کند یکی از برادران عضو [[نگهبانان شب]] بود. از آن زمان او تبدیل به شخصیت بسیار تاثیر‌گذار میان [[مردمان آزاد]] شد تا جایی که او را [[پادشاه آنسوی دیوار]] نامیدند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش منس ریدر را کایرن هیندز بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
==ظاهر و شخصیت==&lt;br /&gt;
منس قد متوسط و پاهای بلند و نحیفی دارد، چهارشانه و تیزروست. چشمان قهوه‌ای و موهای قهوه‌ای دارد که بیشتر آن‌ها خاکستری شدند.{{رف|یش|7}} بر روی لبانش همیشه خط لبخند دیده می‌شود.{{رف|ربا|31}} زیرکی از صورت استخوانی و چشمان قهوه‌ایش پیداست.{{رف|یش|7}} برای یک فرد میان‌سال چهره‌ی عادی دارد و علاقه‌مند به موسیقی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس یک جوشن سیاه و شلوار پشمی به تن دارد. یک شنل از جنس ابریشم قرمز با خزهای سیاه به دوش می‌کشد. کلاه‌خودش از جنس برنز و آهن است که هر دو طرفش به صورت بال زاغ تراش خورده است.{{رف|یش|15}}{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این‌که گروهی از سوارکاران وحشی توسط نگهبانان شب قتل عام می‌شوند منس که یک کودک وحشی بود توسط نگهبانان پذیرفته و میان آن‌ها بزرگ می‌شود.{{رف|نش|53}} وقتی فرمانده [[کورگایل]] یک‌بار برای دیدن لرد [[ادارد استارک]] به وینترفل می‌آید منس او را همراهی می‌کند و آنجا [[راب استارک]] و [[جان اسنو]] را می‌بیند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس یک عضو وفادار [[نگهبانان شب]] بود تا اینکه هنگام گشت توسط یک [[گربه سایه]] مورد حمله قرار گرفت و یک زن وحشی او را مداوا کرد. او در مدت بهبودی منس شنل پاره‌ی منس را با پارچه‌های قرمز خود ترمیم کرد. هنگام بازگشت به دیوار سر [[دنیس ملیستر]] به منس دستور داد که شنل ترمیم شده‌اش را دور بیاندازد و لباس فرم نگبانان شب را بر تن کند.{{رف|نش|53}} این عدم آزادی انتخاب باعث شد منس برج سایه را ترک کند تا با [[مردمان آزاد]] آن‌گونه که می‌خواهد زندگی کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع اخیر==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Rayder by graikfaik.jpg|بندانگشتی|راست|270px|منس ریدر - اثری ازgraikfaik ©]]&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها مشخص می‌شود که هنگام سفر [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] به [[وینترفل]] منس آنجا حضور داشته است. خبر سفر پادشاه به وینترفل توسط جاسوسان منس در نگهبانان شب به گوش او می‌رسد. منس با الگو برداری از افسانه‌ی [[بائل]] تصمیم می‌گیرد که در این مراسم حاضر شود. او در نزدیکی [[لانگ بارو]] از دیوار عبور می‌کند، در جنوب [[نیو گیفت]] اسبی می‌خرد و عازم وینترفل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور او هم از ادارد که منس را از بازدید قبلی به یاد نمی‌آورد و هم از [[بنجن استارک]] که هرگز منس را ندیده پنهان می‌ماند. منس لباس مبدل آوازه خوان‌ها را به تن می‌کند و در ضیافت به نواختن عود می‌پردازد. در راه برگشت به سرزمین‌های شمال دیوار منس با [[دالا]] ملاقات می‌کند.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منس متعهد می‌شود که تمام قبایل وحشی را باهم متحد و تجهیز کند تا تمام [[هفت پادشاهی]] را تسخیر کند. آنها در [[فراست فنگز]] گرد هم می‌آیند. شایعه‌ی رهبری منس و خالی شدن روستاهای شمال دیوار باعث شد نگهبانان شب به رهبری [[جور مورمونت]] [[گشت بزرگ جور مورمونت|گشت بزرگ آنسوی دیوار]] را آغاز کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[جان اسنو]] به بهانه‌ی پیوستن به گروه منس با او ملاقات می‌کند منس ادعا دارد که می‌تواند توسط یک شیپور جادویی به نام [[شیپور جورومان|شیپور زمستان]] که در اختیار اوست [[دیوار]] را تخریب کند ولی از این به عنوان آخرین نقشه‌اش یاد می‌کند، در صورتی که نتواند از سد نظامی نگهبانان شب عبور کند. منس آشکارا می‌گوید که وحشی‌ها از جمله مردم خودش توسط [[آدرها]] و [[وایت ها]] کشته می‌شوند و آنها قادر به متوقف کردنشان نیستند. به همین دلیل منس قصد تخریب دیوار را ندارد و فقط میخواهد از آن به عنوان سپر مقابل آدرها استفاده کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمله‌ ی منس به دیوار]] در هنگامی صورت گرفت که دیوار توسط نگهبانان آموزش ندیده تحت فرمان جان اسنو حفاظت می‌شد و شرایط بسیار نابرابری از نظر تعداد افراد دیوار و وحشی‌ها برقرار بود. جان در نگه داشتن نیروهای منس پشت دیوار موفق بود تا این‌که نیروهای کمکی [[استنیس براتیون]] به صورت غافلگیرکننده سر رسیدند. با اینکه خود منس شخصا هدایت سواره نظام مردمان آزاد را به سمت [[ایست واچ کنار دریا]] بر عهده داشت اما ارتش بی‌انضباط وحشی‌ها توسط نیروهای استنیس در هم شکست.{{رف|یش|73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر منس، [[دالا]] در کمپ وحشی‌ها هنگام حمله‌ی استنیس به خاطر زایمان پسر منس درگذشت.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mance Abel Val.jpg|بندانگشتی|چپ|400px|ایبل آوازه خوان - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[جان اسنو|جان]] پسر منس را پنهانی توسط [[سمول تارلی]] از دیوار خارج می‌کند زیرا به جادوگر [[استنیس براتیون|استنیس]] یعنی [[ملیساندر]] مشکوک بود که قصد دارد به خاطر خون اشرافی و اینکه منس پادشاه شمال دیوار بوده، نوزاد را قربانی کند.{{رف|ضبک|5}} بعدها [[گیلی]] نام [[ایمون استیل سانگ]] را برای پسر منس انتخاب می‌کند (بعد از دو ساله شدن نوزاد).{{رف|ضبک|35}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقصی با اژدهایان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|گمان می‌رفت که منس توسط [[استنیس براتیون|استنیس]] زنده سوزانده شده، در حالی که وحشی‌ها، برادران نگهبان شب و [[افراد پادشاه]] و [[افراد ملکه]] شاهد اعدام بودند. جان اسنو به کمانداران دستور می‌دهد که منس را کشته و به زجر کشیدنش پایان دهند.{{رف|ربا|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در حقیقت مردی که سوزانده شد [[رتل شرت]] بود که به وسیله‌ی جادوی [[ملیساندر]] همانند منس شده بود.و منس واقعی به خاطر یاقوت های ملیساندر به صورت رتل شرت درامده بود. هیچکس به جز منس و ملیساندر از این دسیسه خبر ندارد، ملیساندر این راز را از استنیس پنهان کرده بود زیرا به خاطر شخصیت قانون مندش استنیس حتما باید منس را اعدام می‌کرد. رتل شرت حتی یکبار با جان در حیاط قلعه درگیر شد و جان از سرعت و مهارت او تعجب کرد در حالی که نمی‌دانست این مرد در واقع همان منس است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از آن هنگامی که خبر به دیوار رسید که قرار بر این است که [[آریا استارک]] با [[رمسی بولتون]] ازدواج کند ملیساندر به رتل شرت پیشنهاد داد که آریا را نجات دهد اما جان قبول نمی‌کند چون به رتل شرت اعتماد ندارد. به همین خاطر ملیساندر هویت واقعی رتل شرت را آشکار می‌کند به این امید که نظر جان تغییر کند. جان پسر منس را در اختیار دارد پس منس هرچه در توانش باشد برای پیدا کردن خواهر جان و سالم نگه داشتن فرزند خودش انجام می‌دهد. اما منس خبر ندارد که جان پسرش را با پسر [[گیلی]] تعویض کرده است.{{رف|ربا|31}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
منس شش نفر از [[عروسان نیزه]] را با خود می‌برد.{{رف|ربا|35}} [[فرنیا]] (Frenya) [[ویلو ویچ-آی]] (Willow Witch-eye) [[اسکروئل]] (Squirrel) [[هالی]](Holly) [[روئن]] (Rowan) و [[میرتل]] (Myrtle). منس تحت عنوان آوازه خوانی به اسم ابل وارد وینترفل می‌شود.{{رف|ربا|37}} در شب عروسی منس برای مهمانان می‌نوازد اما پس از ضیافت در همان شب عروسان نیزه چند نفر از مردان شمال را می‌کشند. شوالیه‌های [[خاندان مندرلی|مندرلی]] ابتدا به [[تیان گریجوی]] مضنون می‌شوند این قتل‌ها به تنش میان خاندان [[خاندان فری|فری]]، [[خاندان بولتون|بولتون]] و دیگر حاضران داخل قلعه منجر شد. گروه منس در آخر از کمک همراه با ترس و اکراه تیان برای آزاد کردن [[آریا]] بهره می‌برند، در حالی که تیان می‌داند آریا در واقع [[جین پول]] است. تنش‌های قلعه هنگامی که [[والدر فری کوچک|والدر فری کوچیکه]] کشته شد به اوج خودش رسید، اما عروسان نیزه ادعا کردند که این قتل کار آنها نبوده. تیان به آنها کمک می‌کند که جین را نجات دهند اما وقتی جین موقعیتشان را با جیغ زدنش لو می‌دهد، تیان و جین مجبور به پریدن از بالای قلعه به داخل برف‌ها شدند، ولی بقیه گروه منس کشته یا دستگیر می‌شوند.{{رف|ربا|46}}{{رف|ربا|51}}{{رف|ربا|62}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعدها نامه‌ای به جان می‌رسد که ظاهرا از طرف [[رمسی بولتون]] است. در نامه گفته شده منس در [[وینترفل]] اسیر شده. رمسی ادعا کرده است که منس را داخل قفسی انداخته و 6 عروس نیزه را کشته و پوست کنده است و منس مجبور به پوشیدن پوست انها شده است تا از سرما یخ نزند.{{رف|ربا|69}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های منس ریدر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|دیوار می‌تونه یه ارتش رو متوقف کنه، ولی جلوی یه نفر رو نمیتونه بگیره.{{رف|یش|7}}|منس خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[کورین نصفه دست|نصف دست]] مثل یه درخت بلوط قدیمی سفت و سخت بود، اما من از جنس گوشت و استخونم و علاقه‌ی زیادی هم به لوندی و زن‌ها دارم...{{سخ}}همینم باعث می‌شه من زیاد تفاوتی با نصف بیشتر نگهبانان شب نداشته باشم.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|منس خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردم آزاد دنباله روی اسم‌ها و حیونای کوچولویی که می‌دوزید به لباس و پرچم‌هاتون نمی‌شن. اونا به خاطر یه پول سیاه خوش رقصی نمی‌کنن.{{سخ}}اونا اهمیت نمیدن چقدر سطح خاندانت بالاست یا اینکه کجای زنجیره‌ی مدیریتی قرار داری یا اینکه بابابزرگت کی بوده! {{سخ}}اونها دنباله روی قدرت هستن، اونها دنباله روی کسی هستن که مرد باشه.{{رف|ربا|21}}|منس خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی منس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 {{نقل قول|تو جمع ما اون بهترین بود، همزمان بدترین هم بود.{{رف|نش|68}}|[[کورین نصفه دست]] خطاب به جان اسنو}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول| منس خیلی حیله‌گره. اون به عنوان یه کلاغ بزرگ شده. خودت که می‌دونی کلاغا پرنده‌های مکاری هستن.{{رف|یش|7}}&lt;br /&gt;
|[[تورموند]] خطاب به جان اسنو }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Mance_Rayder منس ریدر] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شاهان آنسوی دیوار}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Mance Rayder]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مردمان آزاد]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:اعضای نگهبانان شب]][[رده: پادشاه آنسوی دیوار]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Abel_Val.jpg&amp;diff=14026</id>
		<title>پرونده:Mance Abel Val.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Abel_Val.jpg&amp;diff=14026"/>
		<updated>2014-09-03T23:03:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: Maethor نسخه جدیدی از  «پرونده:Mance Abel Val.jpg» را بارگذاری کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[منس] در حال نواختن و [[وال]] در پس زمینه&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{amok}}&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر منس رایدر]][[رده:تصاویر وال]][[رده:تصاویر اثر Roman Papsuev]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Rayder_by_graikfaik.jpg&amp;diff=14025</id>
		<title>پرونده:Mance Rayder by graikfaik.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Rayder_by_graikfaik.jpg&amp;diff=14025"/>
		<updated>2014-09-03T21:10:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D9%88%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA&amp;diff=14024</id>
		<title>جور مورمونت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D9%88%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA&amp;diff=14024"/>
		<updated>2014-09-03T20:56:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Mormont.PNG|50px|راست]]جور مورمونت [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:VeronicaV.Jones_MandRaven.jpg|300px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Veronica V.Jones&lt;br /&gt;
| القاب          =خرس پیر&lt;br /&gt;
| عنوان          =[[فرمانده نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان مورمونت]]{{سخ}}[[نایت واچ]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  = 230AL &lt;br /&gt;
| محل_مرگ = [[کرستر کیپ]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  =299AL&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد)&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[نزاع پادشاهان]](حضور دارد)&amp;lt;br /&amp;gt;[[یورش شمشیر ها]](حضور دارد)&amp;lt;br /&amp;gt;[[ضیافتی برای کلاغ ها]](اشاره شده)&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =   [[James Cosmo]] &lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جور مورمونت''' (Jeor Mormont) در سال 289AL به عنوان 997 مین، [[فرمانده ی دیوار]] انتخاب شد، لقب او &amp;quot;خرس پیر (the Old Bear)&amp;quot;  است.{{رف|نش|ضمیمه}}  او دستورات خود را در دفتر مرکزی خود در [[کسل بلک]] صادر میکرد. او پیش از این ریاست [[خاندان مورمونت]] (House Mormont)، و فرمانده ی [[جزیره ی خرس]] (Bear Island) بود. صندلی خود را به نفع پسرش سر [[جورا مورمونت]] (Ser Jorah Mormont) کنار گذاشت و به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.{{رف|نش|12}} در سریال James Cosmo نقش مورمونت را ایفا می کند. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.imdb.com/title/tt0944947/fullcredits#cast لیست بازیگران در سایت imdb]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jeor_Mormont_by_reneaigner.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|اثر reneaigner]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
با وجود پیری، ابهت در چهره ی او باقی مانده، و برادران شب، احترام زیادی برای او قائل بودند.{{رف|رنایا}} نگاه عبوس و نافذ، و شانه های پهنی دارد.{{رف|رنایا}} بیشتر موهای خود را از دست داده، ولی ریش خاکستری- سفید خود را هنوز حفظ کرده است. او یک رهبر قوی، مصمم، فرمانده ای توانمند در نبرد است و همچنین در مواجهه با سختی بی باک است.او همیشه همراه کلاغ خانگی خود است، که پیوسته خواستار ذرت است.{{رف|نش|6}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان فرمانروای [[بیر آیلند]] ([[جزیره خرس]] - Bear Island)، در [[قیام رابرت]]، زیر پرچم [[ادارد استارک]] لشکر کشی کرد. شش سال بعد، او صندلی خود را به نفع پسرش سر [[جورا مورمونت]] (Ser Jorah Mormont) کنار گذاشت و به [[نگهبانان شب]] ملحق شد. او پله های ترقی را خیلی سریع طی کرد، و در مدت کوتاه به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] برگزیده شد. جور مورمونت عمیقاً، بابت کاهش قدرت نگهبانی شب و افزایش تهدید وحشی های پشت دیوار، نگران بود. به پیشنهاد گشتی ارشد خود، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark)، روش قدیمی فرستادن گشتی به صورت منظم، که توسط [[کورگیل]] (Lord Qorgyle) استفاده می شد، را کنار گذاشت و از روند فرستادن گشتی به صورت رندوم، استفاده کرد. تغییر تعداد گشتی و روزهای گشت آنها، وحشی ها را برای فهمیدن روزهای رفت و آمد آنها، به مشکل انداخت. گاهی اوقات گروههای بزرگتری از گشتی ها، به قلعه ها وپادگانهایی که رها شده هستند، به مدت 2 هفته یا یک ماه می فرستاد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
وقتی پسرش، که لرد خانه ی سابق او نیز بود، برای فرار از مجازات ادراد استارک، به جرم فروش اسیرها به بردگی، به شهرهای آزاد گریخت، او شمشیر حرامزاده ی معروف خود، [[لانگ کلو]] (پنجه بلند -Longclow ) را در حالیکه پسرش رها کرده بود، دوباره در دست گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادهای اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد مورمونت، [[جان اسنو]] را به عنوان مباشر شخصی خویش انتخاب کرد. و زمانیکه اتهام خیانت پدرش را به او اطلاع داد، مراقب او بود.{{رف|بتت|48}} او گشتی ارشد خود بنجن استارک را برای یافتن گشتی دیگری به نام سر [[وایمار رویس]] (Ser Waymar Royce) و فهمیدن فعالیتهای [[منس ریدر]] ([[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاه پشت دیوار]])، اعزام کرد. بعد از کشف جسد دو تن از گروه بنجن استارک در نزدیک دیوار، فرمانده مورمونت دستور داد، که دو جسد را به داخل کسل بلک، برای بررسی بیشتر ببرند. در طول شب اجساد (که در واقع به شکل [[وایت]] واکر احیا شده بودند)، به نگهبانان شب حمله کردند و چند نفر از جمله سر [[جریمی رایکر]] (Ser Jaremy Rykker) را کشتند.{{رف|بتت|52}} در آن موقع جان اسنو، و [[دایرولف|دایرولفش]]، [[گوست]] (Ghost)، برای جلوگیری از کشتن مورمونت توسط وایت واکر مداخله کردن. مورمونت برای نجات جانش، توسط حرامزاده وینترفل، شمشیر حرامزاده ی والرین خود، و سلاح اجدادی خاندانش یعنی لانگ کلو را به جان داد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع پادشاهان ===&lt;br /&gt;
وقتی به جان خبر رسید، که برادر ناتنی او، یعنی [[راب استارک]]، خود را شاه معرفی کرده، مورمونت مراقب جان بود که برای ملحق شدن به راب به جنوب نرود!{{رف|نش|6}}  با از دست رفتن گشتی ها، راه رفتن مردگان، متروکه شدن روستاهای [[وحشی ها]]، و جمع آوری مردم وحشی توسط [[منس ریدر]] و آتش سوزی های بزرگ در شب، مورمونت تصمیم گرفت که یک هیئت بزرگ را در پشت [[دیوار]] رهبری کند، تا بفهمد و چه اتفاقی در حال وقوع است و همچنین به جستجوی بنجن استارک بپردازد. او 300 مرد از مردان دیوار انتخاب کرد و به سمت شمال، حرکت کردند. در خانه [[کرستر]] (Craster's Keep)، مورمونت فهمید که منس ریدر مردمش را در [[فراست فنگس]] (Frostfangs) جمع کرده، و آنها را برای حمله به دیوار آماده می کند.{{رف|نش|13}} او گروهش را به سمت منطقه [[مشت نخستین انسانها]] (Fist of the First Men) هدایت کرد، و یک موقعیت دفاعی خوب در محلی که تنها راه حمله احتمالی منس ریدر به دیوار بود، به وجود آورد، و سه گروه را از سه جهت مختلف برای جستجو فرستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درحالیکه منتظر بازگشت آخرین گروه اعزامی بودند، نگهبانان شب در منطقه ی «مشت نخستین انسانها» مورد حمله ی وایت ها، قرار گرفتند. انسجام نگهبانان شب، شکسته شد، و مورمونت بازماندگان را به سمت منزل کرستر هدایت کرد. در منزل کرستر، بعد از اینکه سم گفت چگونه توسط خنجر [[ابسیدان|ابسیدانی]] که جان بهش داده بود، یک [[آدرها|آدر]] را کشت، او (مورمونت) دریافت که بیش از هزار ساله، که نگهبانان شب، هدف اصلی خود را که دفاع از دیوار بود، فراموش کرده است. او از [[سمول تارلی|سم]] پرسید: « اگر تیغه [[شمشیر اژدها]] dragonglass)، اون چیزیه که برای کشتن آنها احتیاج است، چرا هیچ یک از مردان دیوار به آن مجهز نیستند؟» سم پاسخ داد :«ما هیچوقت نمی دانستیم ... »، مورمونت فریاد زد: &lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما نمی دانستیم! ولی باید یکروزی این را میفهمیدیم! نگهبانان شب، هدف اصلی خودش را از یاد برده، تارلی! تو یک دیوار 700 فوتی را برای محافظت از دزدی وحشی ها نمیسازی! این دیوار برای محافظت از قلمروی مردم ساخته شده...، نه برای غلبه بر مردمی دیگر، نه برای وحشی ها اگه بخوای درست به قضیه نگاه کنی! خیلی مدته تارلی، صدها و هزاران ساله که ما چشمانمان را بر روی دشمن اصلیمون بستیم، در حالیکه او اکنون اینجاست و ما نمیدانیم چگونه به مبارزه با آن بپردازیم}}مدتی بعد، در یک شورش، مورمونت توسط افراد خود کشته شد. در هنگام مرگ از تارلی میخواهد، که وصیتش را به پسرش برساند، که گناهان او را بخشیده، و از او میخواهد که به خانه برگرده، و با پیوستن به سیاه پوشان، از تبعید رهایی پیدا کند.{{رف|یش|33}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول های مورمونت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول| &amp;quot; میگن پادشاه همیشه عاشق شکار بود، همیشه اون چیزهایی که ما عاشقشون هستیم، ما رانابود می کنند پسر، این را همیشه یادت باشه &amp;quot;{{رف|بتت|52}} |مورمونت به [[جان اسنو]]، زمان مرگ [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{الگو:فرماندهان نگهبانان شب}}&lt;br /&gt;
[[en:Jeor Mormont]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:خاندان مورمونت]][[رده:فرماندهان نگهبانان شب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Rayder.jpg&amp;diff=14023</id>
		<title>پرونده:Mance Rayder.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mance_Rayder.jpg&amp;diff=14023"/>
		<updated>2014-09-03T20:28:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14022</id>
		<title>جیکن هگار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14022"/>
		<updated>2014-09-03T20:16:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  جیکن هگار &lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Jaqen H'ghar.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثر Amok ©| القاب  = این مرد| عنوان  =| خاندان     = [[مردان بی چهره]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[لوراث]]ی| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =نزاع شاهان (حضور دارد){{سخ}}یورش شمشیرها (اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (حضور دارد){{سخ}}رقصی با اژدهایان (اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =تام ولچیا{{سخ}}پتریک اوکین (چهره‌ی جدید جیکن)&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.imdb.com/title/tt0944947/fullcredits#cast لیست بازیگران در سایت imdb]&amp;lt;/ref&amp;gt;| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]]}}'''جیکن هگار''' نام یک شخصیت مکار اهل [[لوراث]] است، مجرمی که در مسیر دیوار با [[آریا استارک]] ملاقات می‌کند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش جیگن را تام ولچیا بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر جیکن هگار|تصاویر جیکن هگار]]&lt;br /&gt;
جیکن هگار موهای بلندی دارد که یک طرف آن قرمز و طرف دیگر آن سفید رنگ شده است. او بعدها چهره‌ی خود را عوض می‌کند و تبدیل به شخصی با دماغ نوک تیز، صورت زخمی، یک دندان طلا و موهای مجعد سیاه می‌شود.  مشخص نیست که آیا این شمایل هم نوعی تغییر قیافه است یا چهره‌ی واقعی جیکن، {{اسپویلر|اما این توصیفات بسیار شبیه شخصیت [[کمیاگر]] است.{{رف|نش|47}}}}&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jaqen_Wagon.jpg|بندانگشتی|400px|راست|جیکن به گاری زنجیر شده - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
جیکن هگار عضو گروهی است که [[یورن]] پس از اعدام [[ادارد استارک]] از [[بارانداز پادشاه]] به سمت [[دیوار]] می‌برد تا عضو [[نگهبانان شب]] شوند.{{رف|نش|5}} او یکی از زندانیانی است که در [[سلول‌های سیاه]] پیدا شده، سیاهچال‌های مخوفی که فقط برای بدترین جنایتکاران مورد استفاده قرار می‌گیرد بقیه زندانیان سلول‌های سیاه [[روگ]] و [[بایتر]] بودند که هردو از جیکن می‌ترسند.{{رف|نش|38}} در طول سفر به دیوار جیکن نسبت به [[آریا استارک]] رفتار متملقانه‌ای دارد. هنگامی که  [[آموری لورچ]] در دهکده‌ی متروکه‌ی [[چشم خدایان]] به گروه حمله کرد آریا او و دو هم سلولیش را از سوختن نجات داد.{{رف|نش|14}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[هارن هال]] او دوباره آریا را پیدا می‌کند و می‌گوید که آریا سه مرگ به او بدهکار است و باید سه نفر را برای مردن انتخاب کند تا حسابش با [[رلور|خدای سرخ]] صاف شود. آریا از این فرصت استفاده میکند تا دو نفر از دشمنانش را در هارن هال یعنی [[چیسویک]] و [[ویس]] را نابود کند، اما جیکن از هرگونه کمک دیگر به آریا خودداری میکند. آریا او را تهدید می‌کند که به عنوان اسم سوم او خود جیکن هگار را انتخاب کرده، آریا بلاخره او را مجبور می‌کند که مردمان اهل سرزمین شمال که در هارن هال اسیر شده‌اند را آزاد کند.{{رف|نش|47}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که این شرط عملی شد جیکن آماده رفتن می‌شود، اما قبل از آن یک سکه‌ی آهنی قدیمی به آریا می‌دهد و می‌گوید که اگر در آینده آریا به کمک نیاز داشت این سکه را به مردی از اهالی [[براووس]] بدهد و این کلمات را بگوید &amp;quot;[[والار مورگولیس]]&amp;quot;. جیکن می‌گوید که شخصی به اسم جیکن هگار باید کشته شود سپس دستی به صورتش می‌کشد و به صورت جادویی تبدیل به مردی با دماغ نوک تیز و دندان طلایی می‌شود.{{رف|نش|47}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mustamirri_Second_Name.JPG|بندانگشتی|300px|چپ|[[آریا استارک]] نام دوم را به جیکن میگوید - اثری از mustamirri ©]]{{اسپویلر|مردی که ادعا می‌کند یک [[کمیاگر]] است و مشخصات ظاهریش بسیار شبیه صورت جدید جیکن می‌باشد وارد [[اولد تاون]] می‌شود. او یک نوآموز ساده لوح [[سیتادل]] به نام پیت (Pate) را که در تلاش است حلقه‌های زنجیرش را به هم متصل کند می‌کشد. وقتی [[سمول تارلی]] به سیتادل می‌رسد، نوآموزی که خودش را پیت می‌نامد و شبیه پیت به قتل رسیده است به او خوش‌آمد می‌گوید.{{رف|ضبک|45}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های جیکن هگار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|خدای سرخ حق و حقوق خودشو داره دختر جون و فقط مرگه که می‌تونه بهای زندگی رو پرداخت کنه.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این دختر سه مرگ رو ازش گرفته، این دختر باید سه مرگ بجای اون‌ها پرداخت کنه، اسم‌ها رو بگو بقیش رو بسپر به این مرد.{{رف|نش|30}}|جیکن خطاب به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Jaqen_H'ghar جیکن هگار] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
[[en:Jaqen H'ghar]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های لوراث]][[رده:مردان بی چهره]][[رده:شخصیت های براووس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14021</id>
		<title>جیکن هگار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14021"/>
		<updated>2014-09-03T20:13:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  جیکن هگار &lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Jaqen H'ghar.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثر Amok ©| القاب  = این مرد| عنوان  =| خاندان     = [[مردان بی چهره]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[لوراث]]ی| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =نزاع شاهان (حضور دارد){{سخ}}یورش شمشیرها (اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (حضور دارد){{سخ}}رقصی با اژدهایان (اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =تام ولچیا{{سخ}}پتریک اوکین (چهره‌ی جدید جیکن)&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.imdb.com/title/tt0944947/fullcredits#cast لیست بازیگران در سایت imdb]&amp;lt;/ref&amp;gt;| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]]}}'''جیکن هگار''' نام یک شخصیت مکار اهل [[لوراث]] است، مجرمی که در مسیر دیوار با [[آریا استارک]] ملاقات می‌کند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش جیگن را تام ولچیا بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر جیکن هگار|تصاویر جیکن هگار]]&lt;br /&gt;
جیکن هگار موهای بلندی دارد که یک طرف آن قرمز و طرف دیگر آن سفید رنگ شده است. او بعدها چهره‌ی خود را عوض می‌کند و تبدیل به شخصی با دماغ نوک تیز، صورت زخمی، یک دندان طلا و موهای مجعد سیاه می‌شود.  مشخص نیست که آیا این شمایل هم نوعی تغییر قیافه است یا چهره‌ی واقعی جیکن، {{اسپویلر|اما این توصیفات بسیار شبیه شخصیت [[کمیاگر]] است.{{رف|نش|47}}}}&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jaqen_Wagon.jpg|بندانگشتی|400px|راست|جیکن به گاری زنجیر شده - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
جیکن هگار عضو گروهی است که [[یورن]] پس از اعدام [[ادارد استارک]] از [[بارانداز پادشاه]] به سمت [[دیوار]] می‌برد تا عضو [[نگهبانان شب]] شوند.{{رف|نش|5}} او یکی از زندانیانی است که در [[سلول‌های سیاه]] پیدا شده، سیاهچال‌های مخوفی که فقط برای بدترین جنایتکاران مورد استفاده قرار می‌گیرد بقیه زندانیان سلول‌های سیاه [[روگ]] و [[بایتر]] بودند که هردو از جیکن می‌ترسند.{{رف|نش|38}} در طول سفر به دیوار جیکن نسبت به [[آریا استارک]] رفتار متملقانه‌ای دارد. هنگامی که  [[آموری لورچ]] در دهکده‌ی متروکه‌ی [[چشم خدایان]] به گروه حمله کرد آریا او و دو هم سلولیش را از سوختن نجات داد.{{رف|نش|14}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[هارن هال]] او دوباره آریا را پیدا می‌کند و می‌گوید که آریا سه مرگ به او بدهکار است و باید سه نفر را برای مردن انتخاب کند تا حسابش با [[رلور|خدای سرخ]] صاف شود. آریا از این فرصت استفاده میکند تا دو نفر از دشمنانش را در هارن هال یعنی [[چیسویک]] و [[ویس]] را نابود کند، اما جیکن از هرگونه کمک دیگر به آریا خودداری میکند. آریا او را تهدید می‌کند که به عنوان اسم سوم او خود جیکن هگار را انتخاب کرده، آریا بلاخره او را مجبور می‌کند که مردمان اهل سرزمین شمال که در هارن هال اسیر شده‌اند را آزاد کند.{{رف|نش|47}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که این شرط عملی شد جیکن آماده رفتن می‌شود، اما قبل از آن یک سکه‌ی آهنی قدیمی به آریا می‌دهد و می‌گوید که اگر در آینده آریا به کمک نیاز داشت این سکه را به مردی از اهالی [[براووس]] بدهد و این کلمات را بگوید &amp;quot;[[والار مورگولیس]]&amp;quot;. جیکن می‌گوید که شخصی به اسم جیکن هگار باید کشته شود سپس دستی به صورتش می‌کشد و به صورت جادویی تبدیل به مردی با دماغ نوک تیز و دندان طلایی می‌شود.{{رف|نش|47}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mustamirri_Second_Name.JPG|بندانگشتی|300px|چپ|[[آریا استارک]] نام دوم را به جیکن میگوید - اثری از mustamirri ©]]{{اسپویلر|مردی که ادعا می‌کند یک [[کمیاگر]] است و مشخصات ظاهریش بسیار شبیه صورت جدید جیکن می‌باشد وارد [[اولد تاون]] می‌شود. او یک نوآموز ساده لوح [[سیتادل]] به نام پیت (Pate) را که در تلاش است حلقه‌های زنجیرش را به هم متصل کند می‌کشد. وقتی [[سمول تارلی]] به سیتادل می‌رسد، نوآموزی که خودش را پیت می‌نامد و شبیه پیت به قتل رسیده است به او خوش‌آمد می‌گوید.{{رف|ضبک|45}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های جیکن هگار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|خدای سرخ حق و حقوق خودشو داره دختر جون و فقط مرگه که می‌تونه بهای زندگی رو پرداخت کنه.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این دختر سه مرگ رو ازش گرفته، این دختر باید سه مرگ بجای اون‌ها پرداخت کنه، اسم‌ها رو بگو بقیش رو بسپر به این مرد.{{رف|نش|30}}|جیکن خطاب به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Jaqen_H'ghar جیکن هگار] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
[[en:Jaqen H'ghar]][[رده:شخصیت های لوراث]][[رده:مردان بی چهره]][[رده:شخصیت های براووس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14020</id>
		<title>جیکن هگار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D9%86_%D9%87%DA%AF%D8%A7%D8%B1&amp;diff=14020"/>
		<updated>2014-09-03T20:12:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  جیکن هگار  | تصویر          = 300px| تو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت =  جیکن هگار &lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Jaqen H'ghar.jpg|300px]]| توضیح_عکس  = اثر Amok ©| القاب  = این مرد| عنوان  =| خاندان     = [[مردان بی چهره]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[لوراث]]ی| همسر         =| محل_تولد =| تاریخ_تولد  =| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =نزاع شاهان (حضور دارد){{سخ}}یورش شمشیرها (اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (حضور دارد){{سخ}}رقصی با اژدهایان (اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =تام ولچیا{{سخ}}پتریک اوکین (چهره‌ی جدید جیکن)&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.imdb.com/title/tt0944947/fullcredits#cast لیست بازیگران در سایت imdb]&amp;lt;/ref&amp;gt;| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]]}}'''جیکن هگار''' نام یک شخصیت مکار اهل [[لوراث]] است، مجرمی که در مسیر دیوار با [[آریا استارک]] ملاقات می‌کند. در [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش جیگن را تام ولچیا بازی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر جیکن هگار|تصاویر جیکن هگار]]&lt;br /&gt;
جیکن هگار موهای بلندی دارد که یک طرف آن قرمز و طرف دیگر آن سفید رنگ شده است. او بعدها چهره‌ی خود را عوض می‌کند و تبدیل به شخصی با دماغ نوک تیز، صورت زخمی، یک دندان طلا و موهای مجعد سیاه می‌شود.  مشخص نیست که آیا این شمایل هم نوعی تغییر قیافه است یا چهره‌ی واقعی جیکن، {{اسپویلر|اما این توصیفات بسیار شبیه شخصیت [[کمیاگر]] است.{{رف|نش|47}}}}&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jaqen_Wagon.jpg|بندانگشتی|400px|راست|جیکن به گاری زنجیر شده - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
جیکن هگار عضو گروهی است که [[یورن]] پس از اعدام [[ادارد استارک]] از [[بارانداز پادشاه]] به سمت [[دیوار]] می‌برد تا عضو [[نگهبانان شب]] شوند.{{رف|نش|5}} او یکی از زندانیانی است که در [[سلول‌های سیاه]] پیدا شده، سیاهچال‌های مخوفی که فقط برای بدترین جنایتکاران مورد استفاده قرار می‌گیرد بقیه زندانیان سلول‌های سیاه [[روگ]] و [[بایتر]] بودند که هردو از جیکن می‌ترسند.{{رف|نش|38}} در طول سفر به دیوار جیکن نسبت به [[آریا استارک]] رفتار متملقانه‌ای دارد. هنگامی که  [[آموری لورچ]] در دهکده‌ی متروکه‌ی [[چشم خدایان]] به گروه حمله کرد آریا او و دو هم سلولیش را از سوختن نجات داد.{{رف|نش|14}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[هارن هال]] او دوباره آریا را پیدا می‌کند و می‌گوید که آریا سه مرگ به او بدهکار است و باید سه نفر را برای مردن انتخاب کند تا حسابش با [[رلور|خدای سرخ]] صاف شود. آریا از این فرصت استفاده میکند تا دو نفر از دشمنانش را در هارن هال یعنی [[چیسویک]] و [[ویس]] را نابود کند، اما جیکن از هرگونه کمک دیگر به آریا خودداری میکند. آریا او را تهدید می‌کند که به عنوان اسم سوم او خود جیکن هگار را انتخاب کرده، آریا بلاخره او را مجبور می‌کند که مردمان اهل سرزمین شمال که در هارن هال اسیر شده‌اند را آزاد کند.{{رف|نش|47}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که این شرط عملی شد جیکن آماده رفتن می‌شود، اما قبل از آن یک سکه‌ی آهنی قدیمی به آریا می‌دهد و می‌گوید که اگر در آینده آریا به کمک نیاز داشت این سکه را به مردی از اهالی [[براووس]] بدهد و این کلمات را بگوید &amp;quot;[[والار مورگولیس]]&amp;quot;. جیکن می‌گوید که شخصی به اسم جیکن هگار باید کشته شود سپس دستی به صورتش می‌کشد و به صورت جادویی تبدیل به مردی با دماغ نوک تیز و دندان طلایی می‌شود.{{رف|نش|47}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mustamirri_Second_Name.JPG|بندانگشتی|300px|چپ|[[آریا استارک]] نام دوم را به جیکن میگوید - اثری از mustamirri ©]]{{اسپویلر|مردی که ادعا می‌کند یک [[کمیاگر]] است و مشخصات ظاهریش بسیار شبیه صورت جدید جیکن می‌باشد وارد [[اولد تاون]] می‌شود. او یک نوآموز ساده لوح [[سیتادل]] به نام پیت (Pate) را که در تلاش است حلقه‌های زنجیرش را به هم متصل کند می‌کشد. وقتی [[سمول تارلی]] به سیتادل می‌رسد، نوآموزی که خودش را پیت می‌نامد و شبیه پیت به قتل رسیده است به او خوش‌آمد می‌گوید.{{رف|ضبک|47}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های جیکن هگار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|خدای سرخ حق و حقوق خودشو داره دختر جون و فقط مرگه که می‌تونه بهای زندگی رو پرداخت کنه.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این دختر سه مرگ رو ازش گرفته، این دختر باید سه مرگ بجای اون‌ها پرداخت کنه، اسم‌ها رو بگو بقیش رو بسپر به این مرد.{{رف|نش|30}}|جیکن خطاب به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Jaqen_H'ghar جیکن هگار] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
[[en:Jaqen H'ghar]][[رده:شخصیت های لوراث]][[رده:مردان بی چهره]][[رده:شخصیت های براووس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mustamirri_Second_Name.JPG&amp;diff=14019</id>
		<title>پرونده:Mustamirri Second Name.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mustamirri_Second_Name.JPG&amp;diff=14019"/>
		<updated>2014-09-03T19:45:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jaqen_Wagon.jpg&amp;diff=14018</id>
		<title>پرونده:Jaqen Wagon.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jaqen_Wagon.jpg&amp;diff=14018"/>
		<updated>2014-09-03T19:36:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=14014</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=14014"/>
		<updated>2014-09-03T07:32:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:Stormcrows_small.png|50px|راست]] داریو نهاریس [[پرونده:Stormcrows_small.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Daario_Naharis.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok ©&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایروش]]ی&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ‌ها (اشاره شده){{سخ}}رقصی با اژدهایان (حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =اد اسکرین ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{سخ}}مایکل هیوزمن ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو نهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایروش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] است.{{رف|ربا|ضمیمه}} داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
:''همچنین ببینید:'' [[:رده:تصاویر داریو نهاریس|تصاویر داریو نهاریس]]&lt;br /&gt;
ریش سه‌شاخه‌ی داریو به همراه موهای مجعدش به رسم مردم تایراش آبی رنگ شده و رنگ چشم‌های او نیز آبی است.  سیبیل داریو به رنگ طلایی آرایش شده است و دارای دماغ نوک تیزی است. او لاغر اندام با پوست صاف است، یک دندان طلا دارد و لباس‌هایی با رنگ‌های جیغ و پر زرق و رق می‌پوشد. داریو به عنوان سلاح از یک [[ارخ]] [[دوتراکی]] و یک دشنه‌ی [[میر]]ی استفاده می‌کند که دسته ی هردو از جنس طلا است و به صورت بدن زنهای برهنه تراش خورده‌اند.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داریو جنگجوی قابلی می‌باشد و مانند اکثر مزدوران دمدمی مزاج، خشن و عاری از حس وفاداری است. خیلی سریع عصبی می‌شود و بی احتیاط است. با وجود تمام این کاستی‌ها به نظر می‌رسد به [[دنریس تارگرین]] علاقه ی زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Daario Heads.jpg|بندانگشتی|350px|راست|داریو سر پرندال و سالور را برای دنریس می‌آورد - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که گروه کلاغ‌های طوفان قراردادی را با شهر [[یونکای]] امضا کردند تا در مقابل [[دنریس تارگرین]] از این شهر دفاع کنند داریو عضو این گروه بود. داریو یکی از ارشدهای کلاغ‌های طوفان بود که با دنریس وارد مذاکره شد. دنریس به آنها طلا و غنائم را پیشنهاد داد در صورتی که کلاغ‌های طوفان برای او بجنگند. این پیشنهاد توسط یکی از فرمانده‌هان این گروه به نام [[پرندال نا گهزن]] رد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلاغ‌های طوفان گروهی تشکیل شده از مردان آزاد بود بنابراین پشت کردن به یونکای باید بین تمامی افراد به رای گذاشته می‌شد. در همین هنگام داریو با کشتن پرندال نا گهزن و فرمانده‌ی دیگر گروه با نام [[سالور|سالور طاس]] و بردن کلاغ‌های طوفان به جبه ی دنریس اعتماد او را نسبت به خودش بدست آورد.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sardag Daario Naharis.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|داریو نهاریس فرمانده‌ی [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] و معشوق [[دنریس تارگرین|دنریس]] - اثری از Sardag ©]]&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|داریو توسط دنریس به عنوان سفیر با هدف بازگشایی مسیرهای تجاری [[میرین]] به [[لازار]] فرستاده می‌شود.{{رف|ربا|2}} بلاخره بعد از مدتی دنریس و داریو معشوق یکدیگر میشوند.{{رف|ربا|36}} داریو چندین پیشنهاد برای برقرای صلح در میرین می‌دهد از جمله وصلت دادن دنریس با [[هیزدار زو لوراک]] و کشتن تمام اشراف زاده‌های میرین که وفاداری نسبت به دنریس ندارند در شب عروسی توسط مزدوران. این نقشه (که بسیار مشابه واقعه‌ی [[عروسی سرخ]] است) دنریس را به وحشت می‌اندازد و از انجام دادن آن خودداری میکند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داریو وقتی متوجه جدی بودن ازدواج دنریس و هیزدار می‌شود عصبانی شده و او را ترک می‌کند.{{رف|ربا|50}} اون در کنار [[جاگو]]، کپتان [[گرولئو]] و چندی دیگر به عنوان گروگان نزد اربابان یونکای می‌ماند تا نیت خیر دنریس برای برقراری صلح ثابت شود.{{رف|ربا|50}} وقتی دنریس در [[گود مبارزه‌ی دازنک]] همراه [[دروگون]] ناپدید می‌شود{{رف|ربا|52}} یونکای حاظر به آزاد کردن گروگان‌ها نمی‌شود تا زمانی که دو [[اژدها]]ی دیگر کشته شوند، بدین ترتیب داریو همچنان زندانی می‌ماند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگامی که داریو زندانی است فرماندهی کلاغ‌های طوفان بر عهده‌ی [[ویدوئر]] و [[جاکین]] می‌باشد.{{رف|ربا|70}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های داریو نهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
من اون روزی رو که توش به زنی عشق نورزم، دشمنی رو نکشم و یه غدای خوب نخورده باشم، جزء زندگی حساب نمی‌کنم.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|شمشیرم از آن توست، زندگیم از آن توست، عشقم از آن توست! خونم، بدنم، ترانه‌هایم تمامی اینها ازآن توست.{{سخ}}من به فرمان تو زندگی می‌کنم و می‌میرم ای ملکه‌ی زیبا.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
|داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من همون قدری که بتونم آب دهانم رو پرت کنم به افرادم اعتماد دارم.{{رف|ربا|23}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
بهتره قصاب باشی تا گوشت زیر ساطور. تمام پادشاهان قصاب بودند مگه ملکه‌ها تفاوتی دارند؟!{{رف|ربا|23}}| داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': تو همش به رخ دیگران می‌کشی که با صدتا زن مختلف هم‌بستر شدی...{{سخ}}'''داریو''': صدتا؟! دروغ گفتم ملکه‌ی زیبا، من با هزارتا زن بودم ولی هرگز با یک اژدها نبودم.{{رف|ربا|36}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': کجا میری؟'''داریو''': میرم تو شهر که یچیزی بخورم و یه دعوایی راه بندازم، اصلا شاید رفتم سراغ خواستگار شما.{{رف|ربا|43}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی داریو نهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
داریو...اون داریو رو دوستش داره داریو هم از تو چشم‌های دنریس وقتی بهش نگاه می‌کنه و از صداش وقتی باهاش حرف می‌زنه اینو خونده.{{رف|ربا|67}}|[[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عشق دنریس به داریو مثل سمه، سمی که آروم جلو میره ولی در آخر کشندست.{{رف|ربا|67}}|[[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوندهای خارجی ==&lt;br /&gt;
* [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Daario_Naharis داریو نهاریس] در [http://gameofthrones.wikia.com/wiki/Main ویکی بازی تاج و تخت].&lt;br /&gt;
[[en:Daario Naharis]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های تایروش]][[رده:مزدوران]][[رده:اعضای مرغان طوفان]][[رده:ملازمان و پیروان دنریس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13971</id>
		<title>بنجن استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13971"/>
		<updated>2014-09-03T02:13:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-House_Stark.PNG|50px|راست]] بنجن استارک [[پرونده:50px-Minigdn.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Benjen_Stark.jpg‏|250px]]| توضیح_عکس  = بنجن استارک - اثری از Amok ©| القاب  =توله گرگ{{سخ}}بن استارک| عنوان  =تکاور ارشد [[نگهبانان شب]]| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[مردم شمال]]| همسر         =| محل_تولد =[[وینترفل]]|تاریخ_تولد  =267AC| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت(حضور دارد){{سخ}}نزاع شاهان(اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها(اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =ژوزف مالو| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-Brittmartin Benjen Stark.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|بنجن استارک - اثری از Brittmartin ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بنجن استارک''' برادر کوچکتر لرد [[ادارد استارک]] و تکاور ارشد [[نگهبانان شب]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
او شخصیت تندخویی دارد. چشمانش آبی و بسیار لاغر است.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
بنجن همراه خویشاوندان خود در [[مسابقات هرنهال]] حاظر شد. در حین مسابقات خواهرش یکی از رعایای [[خاندان استارک]] به نام [[هاولند رید]] را که مورد حمله چندین ملازم قرار گرفته بود نجات داد. بنجن به هاولند رید پیشنهاد یک اسب و زره را داد تا بتواند در مسابقات با ملازمانی که به او حمله کرده بودند به رقابت بپردازد. در شب مهمانی بنجن خواهرش [[لیانا استارک]] را به خاطر گریه کردن در واکنش به ترانه‌ای که [[ریگار تارگرین|پرنس اژدها]] خوانده بود اذیت می‌کرد.{{رف|یش|24}} همچنین با یکی از برادران سیاه پوش مواجه شد که سعی در قانع کردن حاظرین جمع برای پیوستن به نگبانان شب داشت، این پیشنهاد به نحوی در قلب بنجن جا باز کرد. در طول [[شورش رابرت]] بنجن تنها استارک حاظر در [[وینترفل]] بود اما اندکی بعد از پایان شورش به محض اینکه برادرش ادارد به وینترفل بازگشت بنجن با انتخاب خودش و به دلیلی نامعلوم به جمع نگهبانان شب پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
بنجن یک نامه برای ادارد در وینترفل می‌نویسد که وضعیت قدرت نگبانان شب و خطرات احتمالی [[منس ریدر]] را توضیح دهد.{{رف|بتت|2}} وقتی [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] به وینترفل می‌آید استارک‌ها به افتخار حظورش ضیافتی بپا می‌کنند که بنجن نیز در این ضیافت حضور می‌یابد. در شب ضیافت جان از او می‌خواهد که اجازه دهد به نگهبانان شب بپیوندد اما بنجن پیشنهاد می‌دهد که جان چند سالی صبر کند تا مطمئن شود اما جان همچنان اصرار میکند.وقتی به [[دیوار]] برمی‌گردد بنجن به عنوان تکاور ارشد مشغله های زیادی دارد و وقت چندانی برای جان صرف نمی‌کند. او به جان یادآوری میکند که وقتی یک‌نفر به برادران نگهبان شب می‌پیوندد تمام خانواده و سرسپردگی‌ها را پشت سر می‌گذارد.{{رف|بتت|19}}در ادامه فرمانده [[جور مورمونت]] گروهی از تکاوران را به رهبری بنجن برای پیدا کردن [[ویمار رویس]] که مدتی قبل گم شده بود{{رف|بتت|0}} می‌فرستد. اما بنجن هم ناپدید می‌شود. برادران شب حدس و گمان های زیادی درباره‌ی گم شدن او می‌زنند. این یکی از انگیزه‌های [[گشت بزرگ جور مورمونت]] آنسوی دیوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول‌های بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|نگهبانان شب برادران قسم خورده هستند، ما هیچ خانواده ای نداریم، هیچکدوم از ما پسری نخواهد داشت. همسر ما وظیفمونه و معشوقمون شرافت.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
|}}&lt;br /&gt;
== نقل قول‌ها درباره بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عموی من نمرده، میشنوی چی میگم؟ عموی من نمرده.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[راب استارک]]}}{{نقل قول|هیچ مرد زنده‌ای روی دیوار نیست که [[جنگل اشباح]] رو از بنجن استارک بهتر بشناسه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| یکی از برادران نگهبانان شب}}{{نقل قول|خون سیاه تو رگ‌های اون جریان داره، همین باعث می‌شه برادر منم باشه...همونقدر که برادر توئه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[یورن]] خطاب به [[ند]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13970</id>
		<title>بنجن استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13970"/>
		<updated>2014-09-03T02:10:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-House_Stark.PNG|50px|راست]] بنجن استارک [[پرونده:50px-Minigdn.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Benjen_Stark.jpg‏|250px]]| توضیح_عکس  = بنجن استارک - اثری از Amok ©| القاب  =توله گرگ{{سخ}}بن استارک| عنوان  =تکاور ارشد [[نگهبانان شب]]| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[مردم شمال]]| همسر         =| محل_تولد =[[وینترفل]]|تاریخ_تولد  =267AC| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت(حضور دارد){{سخ}}نزاع شاهان(اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها(اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =ژوزف مالو| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-Brittmartin Benjen Stark.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|بنجن استارک - اثری از Brittmartin ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بنجن استارک''' برادر کوچکتر لرد [[ادارد استارک]] و تکاور ارشد [[نگهبانان شب]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
او شخصیت تندخویی دارد. چشمانش آبی و بسیار لاغر است.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
بنجن همراه خویشاوندان خود در [[مسابقات هرنهال]] حاظر شد. در حین مسابقات خواهرش یکی از رعایای [[خاندان استارک]] به نام [[هاولند رید]] را که مورد حمله چندین ملازم قرار گرفته بود نجات داد. بنجن به هاولند رید پیشنهاد یک اسب و زره را داد تا بتواند در مسابقات با ملازمانی که به او حمله کرده بودند به رقابت بپردازد. در شب مهمانی بنجن خواهرش [[لیانا استارک]] را به خاطر گریه کردن در واکنش به ترانه‌ای که [[ریگار تارگرین|پرنس اژدها]] خوانده بود اذیت می‌کرد.{{رف|یش|24}} همچنین با یکی از برادران سیاه پوش مواجه شد که سعی در قانع کردن حاظرین جمع برای پیوستن به نگبانان شب داشت، این پیشنهاد به نحوی در قلب بنجن جا باز کرد. در طول [[شورش رابرت]] بنجن تنها استارک حاظر در [[وینترفل]] بود اما اندکی بعد از پایان شورش به محض اینکه برادرش ادارد به وینترفل بازگشت بنجن با انتخاب خودش و به دلیلی نامعلوم به جمع نگهبانان شب پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
بنجن یک نامه برای ادارد در وینترفل می‌نویسد که وضعیت قدرت نگبانان شب و خطرات احتمالی [[منس ریدر]] را توضیح دهد.{{رف|بتت|2}} وقتی [[پادشاه رابرت]] به وینترفل می‌آید استارک‌ها به افتخار حظورش ضیافتی بپا می‌کنند که بنجن نیز در این ضیافت حضور می‌یابد. در شب ضیافت جان از او می‌خواهد که اجازه دهد به نگهبانان شب بپیوندد اما بنجن پیشنهاد می‌دهد که جان چند سالی صبر کند تا مطمئن شود اما جان همچنان اصرار میکند.وقتی به [[دیوار]] برمی‌گردد بنجن به عنوان تکاور ارشد مشغله های زیادی دارد و وقت چندانی برای جان صرف نمی‌کند. او به جان یادآوری میکند که وقتی یک‌نفر به برادران نگهبان شب می‌پیوندد تمام خانواده و سرسپردگی‌ها را پشت سر می‌گذارد.{{رف|بتت|19}}در ادامه فرمانده [[جور مورمونت]] گروهی از تکاوران را به رهبری بنجن برای پیدا کردن [[ویمار رویس]] که مدتی قبل گم شده بود{{رف|بتت|0}} می‌فرستد. اما بنجن هم ناپدید می‌شود. برادران شب حدس و گمان های زیادی درباره‌ی گم شدن او می‌زنند. این یکی از انگیزه‌های [[گشت بزرگ جور مورمونت]] آنسوی دیوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول‌های بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|نگهبانان شب برادران قسم خورده هستند، ما هیچ خانواده ای نداریم، هیچکدوم از ما پسری نخواهد داشت. همسر ما وظیفمونه و معشوقمون شرافت.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
|}}&lt;br /&gt;
== نقل قول‌ها درباره بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عموی من نمرده، میشنوی چی میگم؟ عموی من نمرده.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[راب استارک]]}}{{نقل قول|هیچ مرد زنده‌ای روی دیوار نیست که [[جنگل اشباح]] رو از بنجن استارک بهتر بشناسه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| یکی از برادران نگهبانان شب}}{{نقل قول|خون سیاه تو رگ‌های اون جریان داره، همین باعث می‌شه برادر منم باشه...همونقدر که برادر توئه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[یورن]] خطاب به [[ند]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13969</id>
		<title>بنجن استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D8%AC%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=13969"/>
		<updated>2014-09-03T02:09:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = راست بنجن استارک [[پرونده:5...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-House_Stark.PNG|50px|راست]] بنجن استارک [[پرونده:50px-Minigdn.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Benjen_Stark.jpg‏|250px]]| توضیح_عکس  = بنجن استارک - اثری از Amok ©| القاب  =توله گرگ{{سخ}}بن استارک| عنوان  =تکاور ارشد [[نگهبانان شب]]| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]| نژاد         =| فرهنگ       =[[مردم شمال]]| همسر         =| محل_تولد =[[وینترفل]]|تاریخ_تولد  =267AC| محل_مرگ =| تاریخ_مرگ  =| کتابها    =بازی تاج و تخت(حضور دارد){{سخ}}نزاع شاهان(اشاره شده){{سخ}}یورش شمشیرها(اشاره شده){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(اشاره شده)| نشان   =| بازیگر     =ژوزف مالو| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-Brittmartin Benjen Stark.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|بنجن استارک - اثری از Brittmartin ©]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بنجن استارک''' برادر کوچکتر لرد [[ادارد استارک]] و تکاور ارشد [[نگهبانان شب]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
او شخصیت تندخویی دارد. چشمانش آبی و بسیار لاغر است.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
بنجن همراه خویشاوندان خود در [[مسابقات هرنهال]] حاظر شد. در حین مسابقات خواهرش یکی از رعایای [[خاندان استارک]] به نام [[هاولند رید]] را که مورد حمله چندین ملازم قرار گرفته بود نجات داد. بنجن به هاولند رید پیشنهاد یک اسب و زره را داد تا بتواند در مسابقات با ملازمانی که به او حمله کرده بودند به رقابت بپردازد. در شب مهمانی بنجن خواهرش [[لیانا استارک]] را به خاطر گریه کردن در واکنش به ترانه‌ای که [[ریگار تارگرین|پرنس اژدها]] خوانده بود اذیت می‌کرد.{{رف|یش|24}} همچنین با یکی از برادران سیاه پوش مواجه شد که سعی در قانع کردن حاظرین جمع برای پیوستن به نگبانان شب داشت، این پیشنهاد به نحوی در قلب بنجن جا باز کرد. در طول [[شورش رابرت]] بنجن تنها استارک حاظر در [[وینترفل]] بود اما اندکی بعد از پایان شورش به محض اینکه برادرش ادارد به وینترفل بازگشت بنجن با انتخاب خودش و به دلیلی نامعلوم به جمع نگهبانان شب پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
بنجن یک نامه برای ادارد در وینترفل می‌نویسد که وضعیت قدرت نگبانان شب و خطرات احتمالی [[منس ریدر]] را توضیح دهد.{{رف|بتت|2}} وقتی [[پادشاه رابرت]] به وینترفل می‌آید استارک‌ها به افتخار حظورش ضیافتی بپا می‌کنند که بنجن نیز در این ضیافت حضور می‌یابد. در شب ضیافت جان از او می‌خواهد که اجازه دهد به نگهبانان شب بپیوندد اما بنجن پیشنهاد می‌دهد که جان چند سالی صبر کند تا مطمئن شود اما جان همچنان اصرار میکند.وقتی به [[دیوار]] برمی‌گردد بنجن به عنوان تکاور ارشد مشغله های زیادی دارد و وقت چندانی برای جان صرف نمی‌کند. او به جان یادآوری میکند که وقتی یک‌نفر به برادران نگهبان شب می‌پیوندد تمام خانواده و سرسپردگی‌ها را پشت سر می‌گذارد.{{رف|بتت|19}}در ادامه فرمانده [[جور مورمونت]] گروهی از تکاوران را به رهبری بنجن برای پیدا کردن [[ویمار رویس]] که مدتی قبل گم شده بود{{رف|بتت|0}} می‌فرستد. اما بنجن هم ناپدید می‌شود. برادران شب حدس و گمان های زیادی درباره‌ی گم شدن او می‌زنند. این یکی از انگیزه‌های [[گشت بزرگ جور مورمونت]] آنسوی دیوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول‌های بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|نگهبانان شب برادران قسم خورده هستند، ما هیچ خانواده ای نداریم، هیچکدوم از ما پسری نخواهد داشت. همسر ما وظیفمونه و معشوقمون شرافت.{{رف|بتت|5}}&lt;br /&gt;
|}}&lt;br /&gt;
== نقل قول‌ها درباره بنجن استارک ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عموی من نمرده، میشنوی چی میگم؟ عموی من نمرده.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[راب استارک]]}}{{نقل قول|هیچ مرد زنده‌ای روی دیوار نیست که [[جنگل اشباح]] رو از بنجن استارک بهتر بشناسه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| یکی از برادران نگهبانان شب}}{{نقل قول|خون سیاه تو رگ‌های اون جریان داره، همین باعث می‌شه برادر منم باشه...همونقدر که برادر توئه.{{رف|بتت|24}}&lt;br /&gt;
| [[یورن]] خطاب به [[ند]]}}&lt;br /&gt;
==خانواده=={{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=13967</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=13967"/>
		<updated>2014-09-03T01:27:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jon_snow_by_teiiku.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر TeiIku&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد){{سخ}}رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دانال نوی]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[آلیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب می‌شد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Amoka]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین هفهند]] (نصفه دست -Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و به یک سلول یخی فرستاده می شود. جایی که او به خاطر فرار از خدمت و کشتن [[کورین هفهند]] خود را در خطر اعدام می بیند. بعد از شهادت ایمون برای رشادت و توانایی که جان در مقابل حمله وحشی ها به خرج داد، ترون و سلینت پی می برند که نمی توانند او را به خاطر محبوبیتی که در دیوار کسب کرده است، گردن بزنند. بنابراین او را مجبور به اقدام برای ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌کنند، به امید اینکه طی این اقدام جان خود را از دست دهد. در طی مذاکره، منس ادعا می کند که [[شیپور زمستان]] را دارد، و می تواند سبب سقوط دیوار شود. او فاش می کند که دلیل حمله وحشی ها، تسخیر دیوار نیست، بلکه فرار از آدرها است. او پیشنهاد می کند در ازای دادن شیپور به آنها، اجازه دهند وحشی ها با امنیت به سمت جنوب دیوار بروند، البته تحت فرمان لردها و قوانینشان قرار نگیرند. قبل از حمله جان به منس ریدر، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدامی که به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|در بارانداز پادشاه، [[سرسی لنیستر]] وقتی مطلع می شود که جان اسنو، حرامزاده ند استارک به مقام فرماندهی نگهبانان شب دست یافته است، خشمگین می شود و با کمک [[شورای کوچک]] درپی طراحی نقشه ای برای حذف جان اسنو می گردد. شورا تصمیم می گیرد که به نگهبانان شب هشدار دهد که از فرستادن نیرو خودداری خواهند کرد، ولی [[کیبورن]] (Qyburn) پیشنهاد میدهد که 100 نفر را به صورت ناشناس وارد نگهبانان شب کنند. سرسی از این ایده خوشش می آید که این افراد را با دستور قتل حرامزاده ند استارک بفرستند. اما قبل از عملی کردن این نقشه، توسط [[مذهب هفت]] به زندان می افتد. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[تیریون لنیستر]] ادعا می کرد که بیشتر انسا ن ها ترجیح می دهند واقعیت هاي تلخ را انکار کنند تا با آن روبرو شوند، اما کار جان از انکار گذشته بود. او کسی بود که بود؛ جان اسنو، حرامزاده و سوگند شکن، بی مادر، بی دوست، ملعون. براي مابقی عمرش -هر چقدر که طول بکشد- محکوم بود که یک غریبه باشد، مردی خاموش ایستاده در سایه که جرات نداشت نام حقیقی اش را به زبان بیاورد.|جان به خودش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان از مرگ نمی ترسید، ولی نمی خواست آن طور بمیرد، دست گیر و محکوم شود و سرش را مانند یک یاغی معمولی بزنند. اگر قرار بود او بمیرد، بگذار شمشیر در دست داشته باشد، و با قاتلین پدرش بجنگد. او یک [[استارک]] واقعی نبود، هرگز یک استارک نبود... ولی می توانست مانند یک استارک بمیرد. بگذار بگویند که [[ادارد استارک]] چهار پسر داشته است نه سه تا.|افکار جان بعد از قتل پدرش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مرا ببخشید، [[ند|پدر]]،[[راب]]، [[آریا]]، [[برن]]... مرا ببخشید، من نمی توانم کمکتان کنم. او حق دارد، جای من [[دیوار|اینجا]]ست. &amp;quot;من تحت اختیار شما هستم، سرورم. سرباز شما. سوگند می خورم. دیگر فرار نخواهم کرد.&amp;quot;|جان در حضور [[جور مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پدرم بهم گفت، هیچ شرمساری ای در ترس وجود ندارد، آنچه اهمیت دارد طریقه ی مواجهه با آن است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|برخی از مردان در آستانه ی نبرد در طلب فاحشه ها بر می آیند، برخی به دنبال خدایان.{{رف|نش|6}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما به یک ستاره نگاه می کنیم و چیزهای متفاوتی می بینیم.{{رف|یش|26}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|هر چه بیشتر به یک شاه می دهی، بیشتر می خواد. ما داریم روی یک پل یخی راه می ریم و دو طرفمون پرتگاهه. راضی کردن یک شاه سخته، راضی کردن دو شاه تقریباً غیرممکنه.|جان به [[سم]]}}}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|[[اد غمگین|اد]] برایم یک کنده بیاور.|پیش از اعدام [[جینوس اسلینت]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Benjen_Stark.jpg&amp;diff=13964</id>
		<title>پرونده:Benjen Stark.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Benjen_Stark.jpg&amp;diff=13964"/>
		<updated>2014-09-03T01:13:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13963</id>
		<title>داریو نهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13963"/>
		<updated>2014-09-03T01:03:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: Maethor صفحهٔ داریو نهاریس را به داریو ناهاریس منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[داریو ناهاریس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13962</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13962"/>
		<updated>2014-09-03T01:03:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: Maethor صفحهٔ داریو نهاریس را به داریو ناهاریس منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|راست]] داریو ناهاریس [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Daario_Naharis.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok ©&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایراش]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها (اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان (حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =اد اسکرین ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{سخ}}مایکل هیوزمن ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] است.{{رف|ربا|ضمیمه}} داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریش سه‌شاخه‌ی داریو به همراه موهای مجعدش به رسم مردم تایراش آبی رنگ شده و رنگ چشم‌های او نیز آبی است.  سیبیل داریو به رنگ طلایی آرایش شده است و دارای دماغ نوک تیزی است. او لاغر اندام با پوست صاف است، یک دندان طلا دارد و لباس‌هایی با رنگ‌های جیغ و پر زرق و رق می‌پوشد. داریو به عنوان سلاح از یک [[ارخ]] [[دوتراکی]] و یک دشنه‌ی [[میر]]ی استفاده می‌کند که دسته ی هردو از جنس طلا است و به صورت بدن زنهای برهنه تراش خورده‌اند.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داریو جنگجوی قابلی می‌باشد و مانند اکثر مزدوران دمدمی مزاج، خشن و عاری از حس وفاداری است. خیلی سریع عصبی می‌شود و بی احتیاط است. با وجود تمام این کاستی‌ها به نظر می‌رسد به [[دنریس تارگرین]] علاقه ی زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:350px-Daario Heads.jpg|بندانگشتی|350px|راست|داریو سر پرندال و سالور را برای دنریس می‌آورد - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که گروه کلاغ‌های طوفان قراردادی را با شهر [[یونکای]] امضا کردند تا در مقابل [[دنریس تارگرین]] از این شهر دفاع کنند داریو عضو این گروه بود. داریو یکی از ارشدهای کلاغ‌های طوفان بود که با دنریس وارد مذاکره شد. دنریس به آنها طلا و غنائم را پیشنهاد داد در صورتی که کلاغ‌های طوفان برای او بجنگند. این پیشنهاد توسط یکی از فرمانده‌هان این گروه به نام [[پرندال نا گهزن]] رد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلاغ‌های طوفان گروهی تشکیل شده از مردان آزاد بود بنابراین پشت کردن به یونکای باید بین تمامی افراد به رای گذاشته می‌شد. در همین هنگام داریو با کشتن پرندال نا گهزن و فرمانده‌ی دیگر گروه با نام [[سالور طاس]] و بردن کلاغ‌های طوفان به جبه ی دنریس اعتماد او را نسبت به خودش بدست آورد.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-Sardag Daario Naharis.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|داریو ناهاریس فرمانده‌ی [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] و معشوق [[دنریس تارگرین|دنریس]] - اثری از Sardag ©]]&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|داریو توسط دنریس به عنوان سفیر با هدف بازگشایی مسیرهای تجاری [[میرین]] به [[لازار]] فرستاده می‌شود.{{رف|ربا|2}} بلاخره بعد از مدتی دنریس و داریو معشوق یکدیگر میشوند.{{رف|ربا|36}} داریو چندین پیشنهاد برای برقرای صلح در میرین می‌دهد از جمله وصلت دادن دنریس با [[هیزدار زو لوراک]] و کشتن تمام اشراف زاده‌های میرین که وفاداری نسبت به دنریس ندارند در شب عروسی توسط مزدوران. این نقشه (که بسیار مشابه واقعه‌ی [[عروسی سرخ]] است) دنریس را به وحشت می‌اندازد و از انجام دادن آن خودداری میکند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داریو وقتی متوجه جدی بودن ازدواج دنریس و هیزدار می‌شود عصبانی شده و او را ترک می‌کند.{{رف|ربا|50}} اون در کنار [[جاگو]]، کپتان [[گرولئو]] و چندی دیگر به عنوان گروگان نزد اربابان یونکای می‌ماند تا نیت خیر دنریس برای برقراری صلح ثابت شود.{{رف|ربا|50}} وقتی دنریس در [[گود مبارزه‌ی دازنک]] همراه [[دروگون]] ناپدید می‌شود{{رف|ربا|52}} یونکای حاظر به آزاد کردن گروگان‌ها نمی‌شود تا زمانی که دو [[اژدها]]ی دیگر کشته شوند، بدین ترتیب داریو همچنان زندانی می‌ماند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگامی که داریو زندانی است فرماندهی کلاغ‌های طوفان بر عهده‌ی [[ویدوئر]] و [[جاکین]] می‌باشد.{{رف|ربا|70}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های داریو ناهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
من جزء زندگی حساب نمی‌کنم اون روزی رو که توش به زنی عشق نورزم، دشمنی رو نکشم و یه غدای خوب نخورده باشم.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|شمشیرم از آن توست، زندگیم از آن توست، عشقم از آن توست! خونم، بدنم، ترانه‌هایم تمامی اینها ازآن توست.{{سخ}}من به فرمان تو زندگی می‌کنم و می‌میرم ای ملکه‌ی زیبا.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
| داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من همون قدری که بتونم آب دهانم رو پرت کنم به افرادم اعتماد دارم.{{رف|ربا|23}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
بهتره قصاب باشی تا گوشت زیر ساطور. تمام پادشاهان قصاب بودند مگه ملکه‌ها تفاوتی دارند؟!{{رف|ربا|23}}| داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': تو همش به رخ دیگران می‌کشی که با صدتا زن مختلف هم‌بستر شدی...{{سخ}}'''داریو''': صدتا؟! دروغ گفتم ملکه‌ی زیبا، من با هزارتا زن بودم ولی هرگز با یک اژدها نبودم.{{رف|ربا|36}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': کجا میری؟'''داریو''': میرم تو شهر که یچیزی بخورم و یه دعوایی راه بندازم، اصلا شاید رفتم سراغ خواستگار شما.{{رف|ربا|43}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی داریو ناهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
داریو...اون داریو رو دوستش داره داریو هم از تو چشم‌های دنریس وقتی بهش نگاه می‌کنه و از صداش وقتی باهاش حرف می‌زنه اینو خونده.{{رف|ربا|67}}| [[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عشق دنریس به داریو مثل سمه، سمی که آروم جلو میره ولی در آخر کشندست.{{رف|ربا|67}}| [[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%BA%D9%85%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4:%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=13961</id>
		<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش:برنامه ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%BA%D9%85%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4:%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=13961"/>
		<updated>2014-09-03T00:56:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: /* اولویت های ترجمه مقالات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;در این صفحه برنامه های آینده برای پیشبرد دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش وستروس نوشته و اولویت بندی میشوند. اگر پیشنهادی دارید در [[بحث دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش:برنامه ها|صفحه بحث]] مطرح کنید.&lt;br /&gt;
==برنامه های در دست اجرا==&lt;br /&gt;
* تهیه مقالات مربوط به خلاصه قسمت های سریال&lt;br /&gt;
* مکاتبه با هنرمندان جهت کسب اجازه استفاده از تصاویر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برنامه های آینده==&lt;br /&gt;
* ایجاد مداخل مربوط به [[:پورتال:کتاب|کتاب ها]] و [[فصل ها|خلاصه ی فصول]] مختلف آنها&lt;br /&gt;
* تکمیل [[:پورتال:جغرافیا|پورتال جغرافیا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اولویت های ترجمه مقالات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تکمیل مقالات ناقص&lt;br /&gt;
** [[وارگو هوت]]&lt;br /&gt;
** [[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
** [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1]]&lt;br /&gt;
** [[سال های پس از ورود اگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ایجاد مقالات مربوط به خاندان های مهم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مقالات مربوط به کتاب ها&lt;br /&gt;
** [[یورش شمشیرها]]&lt;br /&gt;
** [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
** [[رقصی با اژدهایان]]&lt;br /&gt;
** [[داستان های دانک و اگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات مربوط به حوادث مهم و تاریخی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
** [[شورش گریجوی]] (Greyjoy Rebellion)&lt;br /&gt;
** [[شورش بلک فایر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات شخصیت های تاثیرگذار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
** [[داریو نهاریس]] (Daario Naharis)&lt;br /&gt;
** [[لوراس تایرل]] (Loras Tyrell)&lt;br /&gt;
** [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane)&lt;br /&gt;
** [[پایسل]] (Pycelle)&lt;br /&gt;
** [[آشارا دین]]&lt;br /&gt;
** [[ایلیریو موپاتیس]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات مربوط به قلعه ها و جایگاه خاندان ها&lt;br /&gt;
** [[ایری]] (Eyrie)&lt;br /&gt;
** [[پایک]] (Pyke)&lt;br /&gt;
** [[هارن هال]] (Harrenhal)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* موارد مهم دیگر&lt;br /&gt;
** [[آویژه]] (Unsullied)&lt;br /&gt;
** [[گروه طلایی]] &lt;br /&gt;
** [[پسران دوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%BA%D9%85%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4:%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=13960</id>
		<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش:برنامه ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%BA%D9%85%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4:%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=13960"/>
		<updated>2014-09-03T00:55:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: /* اولویت های ترجمه مقالات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;در این صفحه برنامه های آینده برای پیشبرد دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش وستروس نوشته و اولویت بندی میشوند. اگر پیشنهادی دارید در [[بحث دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش:برنامه ها|صفحه بحث]] مطرح کنید.&lt;br /&gt;
==برنامه های در دست اجرا==&lt;br /&gt;
* تهیه مقالات مربوط به خلاصه قسمت های سریال&lt;br /&gt;
* مکاتبه با هنرمندان جهت کسب اجازه استفاده از تصاویر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برنامه های آینده==&lt;br /&gt;
* ایجاد مداخل مربوط به [[:پورتال:کتاب|کتاب ها]] و [[فصل ها|خلاصه ی فصول]] مختلف آنها&lt;br /&gt;
* تکمیل [[:پورتال:جغرافیا|پورتال جغرافیا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اولویت های ترجمه مقالات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تکمیل مقالات ناقص&lt;br /&gt;
** [[وارگو هوت]]&lt;br /&gt;
** [[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
** [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1]]&lt;br /&gt;
** [[سال های پس از ورود اگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ایجاد مقالات مربوط به خاندان های مهم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مقالات مربوط به کتاب ها&lt;br /&gt;
** [[یورش شمشیرها]]&lt;br /&gt;
** [[ضیافتی برای کلاغ ها]]&lt;br /&gt;
** [[رقصی با اژدهایان]]&lt;br /&gt;
** [[داستان های دانک و اگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات مربوط به حوادث مهم و تاریخی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
** [[شورش گریجوی]] (Greyjoy Rebellion)&lt;br /&gt;
** [[شورش بلک فایر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات شخصیت های تاثیرگذار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
** [[داریو ناهاریس]] (Daario Naharis)&lt;br /&gt;
** [[لوراس تایرل]] (Loras Tyrell)&lt;br /&gt;
** [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane)&lt;br /&gt;
** [[پایسل]] (Pycelle)&lt;br /&gt;
** [[آشارا دین]]&lt;br /&gt;
** [[ایلیریو موپاتیس]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ایجاد مقالات مربوط به قلعه ها و جایگاه خاندان ها&lt;br /&gt;
** [[ایری]] (Eyrie)&lt;br /&gt;
** [[پایک]] (Pyke)&lt;br /&gt;
** [[هارن هال]] (Harrenhal)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* موارد مهم دیگر&lt;br /&gt;
** [[آویژه]] (Unsullied)&lt;br /&gt;
** [[گروه طلایی]] &lt;br /&gt;
** [[پسران دوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13959</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13959"/>
		<updated>2014-09-03T00:49:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|راست]] داریو ناهاریس [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Daario_Naharis.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok ©&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایراش]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها (حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها (اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان (حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =اد اسکرین ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{سخ}}مایکل هیوزمن ~ [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] است.{{رف|ربا|ضمیمه}} داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریش سه‌شاخه‌ی داریو به همراه موهای مجعدش به رسم مردم تایراش آبی رنگ شده و رنگ چشم‌های او نیز آبی است.  سیبیل داریو به رنگ طلایی آرایش شده است و دارای دماغ نوک تیزی است. او لاغر اندام با پوست صاف است، یک دندان طلا دارد و لباس‌هایی با رنگ‌های جیغ و پر زرق و رق می‌پوشد. داریو به عنوان سلاح از یک [[ارخ]] [[دوتراکی]] و یک دشنه‌ی [[میر]]ی استفاده می‌کند که دسته ی هردو از جنس طلا است و به صورت بدن زنهای برهنه تراش خورده‌اند.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داریو جنگجوی قابلی می‌باشد و مانند اکثر مزدوران دمدمی مزاج، خشن و عاری از حس وفاداری است. خیلی سریع عصبی می‌شود و بی احتیاط است. با وجود تمام این کاستی‌ها به نظر می‌رسد به [[دنریس تارگرین]] علاقه ی زیادی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:350px-Daario Heads.jpg|بندانگشتی|350px|راست|داریو سر پرندال و سالور را برای دنریس می‌آورد - اثری از Amok ©]]&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که گروه کلاغ‌های طوفان قراردادی را با شهر [[یونکای]] امضا کردند تا در مقابل [[دنریس تارگرین]] از این شهر دفاع کنند داریو عضو این گروه بود. داریو یکی از ارشدهای کلاغ‌های طوفان بود که با دنریس وارد مذاکره شد. دنریس به آنها طلا و غنائم را پیشنهاد داد در صورتی که کلاغ‌های طوفان برای او بجنگند. این پیشنهاد توسط یکی از فرمانده‌هان این گروه به نام [[پرندال نا گهزن]] رد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلاغ‌های طوفان گروهی تشکیل شده از مردان آزاد بود بنابراین پشت کردن به یونکای باید بین تمامی افراد به رای گذاشته می‌شد. در همین هنگام داریو با کشتن پرندال نا گهزن و فرمانده‌ی دیگر گروه با نام [[سالور طاس]] و بردن کلاغ‌های طوفان به جبه ی دنریس اعتماد او را نسبت به خودش بدست آورد.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:300px-Sardag Daario Naharis.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|داریو ناهاریس فرمانده‌ی [[مرغان طوفان|کلاغ‌های طوفان]] و معشوق [[دنریس تارگرین|دنریس]] - اثری از Sardag ©]]&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|داریو توسط دنریس به عنوان سفیر با هدف بازگشایی مسیرهای تجاری [[میرین]] به [[لازار]] فرستاده می‌شود.{{رف|ربا|2}} بلاخره بعد از مدتی دنریس و داریو معشوق یکدیگر میشوند.{{رف|ربا|36}} داریو چندین پیشنهاد برای برقرای صلح در میرین می‌دهد از جمله وصلت دادن دنریس با [[هیزدار زو لوراک]] و کشتن تمام اشراف زاده‌های میرین که وفاداری نسبت به دنریس ندارند در شب عروسی توسط مزدوران. این نقشه (که بسیار مشابه واقعه‌ی [[عروسی سرخ]] است) دنریس را به وحشت می‌اندازد و از انجام دادن آن خودداری میکند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داریو وقتی متوجه جدی بودن ازدواج دنریس و هیزدار می‌شود عصبانی شده و او را ترک می‌کند.{{رف|ربا|50}} اون در کنار [[جاگو]]، کپتان [[گرولئو]] و چندی دیگر به عنوان گروگان نزد اربابان یونکای می‌ماند تا نیت خیر دنریس برای برقراری صلح ثابت شود.{{رف|ربا|50}} وقتی دنریس در [[گود مبارزه‌ی دازنک]] همراه [[دروگون]] ناپدید می‌شود{{رف|ربا|52}} یونکای حاظر به آزاد کردن گروگان‌ها نمی‌شود تا زمانی که دو [[اژدها]]ی دیگر کشته شوند، بدین ترتیب داریو همچنان زندانی می‌ماند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگامی که داریو زندانی است فرماندهی کلاغ‌های طوفان بر عهده‌ی [[ویدوئر]] و [[جاکین]] می‌باشد.{{رف|ربا|70}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌های داریو ناهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
من جزء زندگی حساب نمی‌کنم اون روزی رو که توش به زنی عشق نورزم، دشمنی رو نکشم و یه غدای خوب نخورده باشم.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|شمشیرم از آن توست، زندگیم از آن توست، عشقم از آن توست! خونم، بدنم، ترانه‌هایم تمامی اینها ازآن توست.{{سخ}}من به فرمان تو زندگی می‌کنم و می‌میرم ای ملکه‌ی زیبا.{{رف|یش|42}}&lt;br /&gt;
| داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من همون قدری که بتونم آب دهانم رو پرت کنم به افرادم اعتماد دارم.{{رف|ربا|23}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
بهتره قصاب باشی تا گوشت زیر ساطور. تمام پادشاهان قصاب بودند مگه ملکه‌ها تفاوتی دارند؟!{{رف|ربا|23}}| داریو خطاب به دنریس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': تو همش به رخ دیگران می‌کشی که با صدتا زن مختلف هم‌بستر شدی...{{سخ}}'''داریو''': صدتا؟! دروغ گفتم ملکه‌ی زیبا، من با هزارتا زن بودم ولی هرگز با یک اژدها نبودم.{{رف|ربا|36}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''دنریس''': کجا میری؟'''داریو''': میرم تو شهر که یچیزی بخورم و یه دعوایی راه بندازم، اصلا شاید رفتم سراغ خواستگار شما.{{رف|ربا|43}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول‌ها درباره‌ی داریو ناهاریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|&lt;br /&gt;
داریو...اون داریو رو دوستش داره داریو هم از تو چشم‌های دنریس وقتی بهش نگاه می‌کنه و از صداش وقتی باهاش حرف می‌زنه اینو خونده.{{رف|ربا|67}}| [[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|عشق دنریس به داریو مثل سمه، سمی که آروم جلو میره ولی در آخر کشندست.{{رف|ربا|67}}| [[ باریستان سلمی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13956</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13956"/>
		<updated>2014-09-02T23:30:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|راست]] داریو ناهاریس [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Daario_Naharis.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = [[مرغان طوفان|کلاغ های طوفان]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایراش]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها(حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =اد اسکرین [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{سخ}}مایکل هیوزمن [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[مرغان طوفان|کلاغ های طوفان]] است. داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Daario_Naharis.jpg&amp;diff=13954</id>
		<title>پرونده:Daario Naharis.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Daario_Naharis.jpg&amp;diff=13954"/>
		<updated>2014-09-02T23:20:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13953</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13953"/>
		<updated>2014-09-02T23:20:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|راست]] داریو ناهاریس [[پرونده:50px-Stormcrows_small.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Daario_Naharis.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = کلاغ های طوفان&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایراش]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها(حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده){{سخ}}رقص با اژدهایان(حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[اد اسکرین]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[کلاغ‌های طوفان]] است. داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13952</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13952"/>
		<updated>2014-09-02T23:19:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] داریو ناهاریس [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jon_snow_by_teiiku.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amok&lt;br /&gt;
| القاب  =&lt;br /&gt;
| عنوان  =&lt;br /&gt;
| خاندان     = کلاغ های طوفان&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[تایراش]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  =| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =یورش شمشیرها(حضور دارد){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(اشاره شده) رقص با اژدهایان(حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[اد اسکرین]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[کلاغ‌های طوفان]] است. داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13951</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13951"/>
		<updated>2014-09-02T23:13:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[کلاغ‌های طوفان]] است. داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13948</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13948"/>
		<updated>2014-09-02T23:11:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Character | Character_name          = داریو ناهاریس [[File:50px-Stormcrows_small.png|50px|left]] [[File:50px-Stormcrows_small.png|50px|right]]| image         = [[File:Daario Naharis.jpg|300px|Daario Naharis by Amok©]]| image_caption = Daario Naharis by [http://en.amokanet.ru/gallery/martin/martin.html Amok©]| Alias =| Title =| خاندان = [[کلاغ های طوفان]]| Race =| فرهنگ = [[تایراش]]| Spouse =| Place_of_Birth =| Date_of_Birth =| Place_of_Death =| Date_of_Death =| کتاب(ها) = ''[[یورش شمشیرها]]'' (حضور دارد)&amp;lt;br&amp;gt;''[[ضیافتی برای کلاغ ها ]]'' (اشاره شده)&amp;lt;br&amp;gt;''[[رقص با اژدهایان]]'' (حضور دارد)&lt;br /&gt;
| coat-of-arms =| بازیگر      = اد اسکرین ~ [[Game of Thrones - Season 3|فصل 3]]&amp;lt;br&amp;gt;مایکل هویزمن ~ [[Game of Thrones - Season 4|فصل 4]]| سریال      = [[Game of Thrones - Season 3|فصل 3]]  {{!}} [[Game of Thrones - Season 4|فصل 4]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''داریو ناهاریس''' ارشد و فرمانده‌ی [[تایراش]]ی گروهی از [[مزدوران]] به نام [[کلاغ‌های طوفان]] است. داریو بعد از به قتل رساندن دو فرمانده‌ی قبلی کلاغ‌های طوفان به مقام فرماندهی این گروه رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13943</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13943"/>
		<updated>2014-08-31T23:17:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Maethor}}&lt;br /&gt;
[[en:Daario Naharis]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13942</id>
		<title>داریو ناهاریس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3&amp;diff=13942"/>
		<updated>2014-08-31T23:13:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Maethor: صفحه‌ای جدید حاوی «{{در حال ترجمه|Maethor}}Daario Naharis:» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Maethor}}[[Daario Naharis:]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Maethor</name></author>
	</entry>
</feed>