باریستان سلمی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۳۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۴
خط ۷۴: خط ۷۴:


[[رنلی براتیون]] خود را پادشاه اعلام می کند و امیدوار است که سر باریستان به او بپیوندد. رنلی حتی یک جای خالی هم برای سر باریستان در [[گارد رنگین کمان]] (Rainbow Guard) خود نگه داشته بود تا اگر سر باریستان به خدمت او در آید، جزو یکی از هفت مرد قسم خورده ی او باشد. زمانی که رنلی متوجه می شود که امیدش بیهوده است، ردایی راکه برای سلمی نگه داشته بود را به [[برین از تارث]] (Brienne of Tarth) می دهد. او معتقد بود که سر باریستان ممکن است به [[ریورران]] (Riverrun) رفته باشد تا از [[راب استارک]] به عنوان پادشاه حقیقی اش حمایت کند. با این حال، بانو [[کتلین استارک]] (Catelyn Stark) او را از این حقیقت که سر باریستان در کنار راب نیست آگاه می کند. رنلی نتیجه می گیرد که سر باریستان تصمیم گرفته است که به پشتیبانی از برادر او یعنی [[استنیس براتیون|استنیس]] بپردازد، به همین دلیل، به شوالیه هایش دستور می دهد که اگر سر باریستان با استنیس به نبرد آمد، او را زنده دستگیر کنند.
[[رنلی براتیون]] خود را پادشاه اعلام می کند و امیدوار است که سر باریستان به او بپیوندد. رنلی حتی یک جای خالی هم برای سر باریستان در [[گارد رنگین کمان]] (Rainbow Guard) خود نگه داشته بود تا اگر سر باریستان به خدمت او در آید، جزو یکی از هفت مرد قسم خورده ی او باشد. زمانی که رنلی متوجه می شود که امیدش بیهوده است، ردایی راکه برای سلمی نگه داشته بود را به [[برین از تارث]] (Brienne of Tarth) می دهد. او معتقد بود که سر باریستان ممکن است به [[ریورران]] (Riverrun) رفته باشد تا از [[راب استارک]] به عنوان پادشاه حقیقی اش حمایت کند. با این حال، بانو [[کتلین استارک]] (Catelyn Stark) او را از این حقیقت که سر باریستان در کنار راب نیست آگاه می کند. رنلی نتیجه می گیرد که سر باریستان تصمیم گرفته است که به پشتیبانی از برادر او یعنی [[استنیس براتیون|استنیس]] بپردازد، به همین دلیل، به شوالیه هایش دستور می دهد که اگر سر باریستان با استنیس به نبرد آمد، او را زنده دستگیر کنند.
درحالی که [[دنریس تارگرین]] و سر [[جورا مورمونت]] از بندر [[کارث]] (Qarth) دیدن می کنند تا شاید بتوانند کشتی ای برای رفتن از کارث پیدا کنند، سر جورا متوجه می شود که آن ها توسط دو مرد، یکی چاق و تیره و دیگری مسن تر با ریش سفید و عصایی در دست، تعقیب می شوند. جورا، دنی را متوقف می کند و با استفاده از یک دیس برنجی بزرگ به او اجازه می دهد که مردان را بدون اینکه متوجه شوند، ببیند. جورا و دنی به عقب بر می گردند تا از دست مردان فرار کنند. تاجری که صاحب دیس برنجی بود تلاش می کند تا هرطور شده آن دیس بزرگ را به دنی بفروشد، در نهیت، دنی تنها بخاطر اینکه از دست مرد تاجر خلاص شوند، به سر جورا دستور می دهد که با قیمتی پایین آن دیس را بخرد. تنها چند لحظه بعد، یک کارثی جعبه ای چوبی و زیبا را جلوی او می گیرد و می گوید که این صندوقچه هدیه ای برای مارد اژدهایان است. وقتی او در جعبه را باز می کند، می بیند که یک سوسک زیبا و بسیار باارزش درون آن است. در همین لحظه، سوسک با صدای خش خش مانندی باز می شود و مشخص می شود که آن سوسک در واقع یک [[مانتیکور]] است. قبل از آنکه مانتیکور بتواند دنی را نیش بزند، مرد ریش سفید با عصای خود به دست دنی زده و جعبه را به کناری پرتاب می کند و با ته عصایش بر روی آن موجود می کوبد. قبل از آنکه محافظان دنی آن دو مرد را بکشند، دنی بین [[خون سوار|سواران]] (bloodriders) و آن دو مرد قرار گرفته و به آنان می گوید که پیرمرد جان او را نجات داده است. قبل از آنکه خون سواران دنی بتوانند مرد [[افسوس خور]] (Sorrowful Man) را بگیرند، او ناپدید شد.
۱٬۹۴۶

ویرایش