اورموند هایتاور (با بازی جیمز نورتون) یکی از مهمترین شخصیتهای تازهوارد فصل سوم خاندان اژدهاست. او در ابتدا بهعنوان بزرگ خاندان هایتاور فردی کاملاً منطقی به نظر میرسید، تا اینکه در پایان قسمت چهارم، چهرهٔ واقعی خود را آشکار کرد. در این مقطع از داستان، او به مهرهای کاملاً غیرقابل پیشبینی تبدیل شده است.
چرا اورموند هایتاور تساریون را اسیر نگه داشته است؟
رایان کندال، شورانر خاندان اژدها، اورموند هایتاور را با تایوین لنیستر مقایسه کرده است؛ زیرا هر دو از ثروتمندترین مردان هفت پادشاهی در دوران خود هستند و فرماندهی یکی از بزرگترین ارتشهای زمانهی خود را بر عهده دارند. معمولاً این دو عامل برای پیروزی در یک جنگ کافی به نظر میرسند. اما در جهانی که یک اژدها بهتنهایی میتواند هزاران سرباز را بکشد و در یک لحظه هر ثروتی را به خاکستر تبدیل کند، ثروت و ارتش بهتنهایی کافی نیستند. اورموند این را بهخوبی میداند و اکنون باید خود را با این واقعیت وفق دهد.
همانطور که در قسمت چهارم فصل سوم خاندان اژدها آشکار میشود، اورموند همیشه هایتاورها را در مقایسه با تارگرینها «انسانهایی برتر» میدانسته است. او خود را فردی بسیار باهوش، حسابگر و شایستهی نشستن بر تخت آهنین میداند. با این حال، اورموند میداند که تنها به یک دلیل، هرگز نمیتواند پادشاه شود؛ او یک تارگرین اژدهاسوار نیست و این اژدهایان هستند که قدرت را در اختیار دارند. بنابراین، او ناچار است برای انجام کارهای کثیفش، به دیرون تارگرین که او را تحت سرپرستی خود گرفته و اژدهایش تساریون متکی باشد.
فرصتی بزرگ پیش روی اورموند قرار گرفته است. رینیرا تارگرین، مرگ اگان تارگرین، پادشاه پیشین را اعلام کرده و هیچکس نیز از جای ایموند تارگرین خبر ندارد. ناپدید شدن ایموند نیز از یک سو برای اورموند مشکلساز است، زیرا دیگر نمیتواند روی کمک اژدهای او، ویگار، حساب کند. با این حال، اکنون دیرون تنها پسر ویسریس تارگرین اول و الیسنت هایتاور است که میتواند وارث تخت آهنین شود؛ مگر اینکه اگان یا ایموند دوباره ظاهر شوند.
همانگونه که اوتو هایتاور از الیسنت برای نزدیک شدن به تاجوتخت و به دست آوردن نفوذ بر آن استفاده کرد، اورموند نیز ممکن است بخواهد همین کار را با دیرون انجام دهد. اما اگر اژدهای دیرون برای تصرف رد کیپ یا نابود کردن هر کسی که در برابرش بایستد در دسترس نباشد، هیچیک از این نقشهها عملی نخواهد شد.
علاوه بر این، به نظر میرسد ویگار و سانفایر هر دو فعلاً از صحنه کنار رفتهاند؛ پس تساریون اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. تساریون تنها اژدهای آمادهی نبردی است که سبزها میتوانند روی آن حساب کنند؛ البته بهجز دریمفایر که بعید است وارد میدان جنگ شود، زیرا سوارش، هلینا تارگرین، شخصی صلحطلب است.
اورموند در موقعیتی بسیار جالب قرار گرفته است، زیرا او در رمان آتش و خون جورج آر. آر. مارتین نقش پررنگی نداشت. به همین دلیل، اقتباس تلویزیونی میتواند آزادی عمل بیشتری در پرداخت شخصیت او داشته باشد و همین موضوع او را بیش از پیش غیرقابل پیشبینی میکند. به هر حال، یک چیز قطعی است: اگر رایان کندال این ضدقهرمان جدید را با تایوین لنیستر مقایسه کرده، بدون شک نباید او را دستکم گرفت.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش

یک عده ایراد میگیرند که چرا اورموند در سریال یک مریض روانیه در حالیکه اورموند در رمان مارتین علائم جنون نداره
این عده حواسشون نیست که اطلاعات مارتین درباره اورموند محدود بوده چون منابع تاریخی در خلوت زندگی اورموند حضور نداشتند که بتونند درباره رفتارهای جنونآمیز او اطلاعاتی کسب کنند