اطلاعیه
خانه > مقالات > نظریات و تئوریهای مرتبط با انگیزه شاه شب

نظریات و تئوریهای مرتبط با انگیزه شاه شب

قسمت پایانی فصل هفتم سریال با نابودی دیوار توسط پادشاه شب همراه بود اما بزرگترین سوال که از فصل اول نیز مطرح بود، همچنان بی پاسخ است: هدف پادشاه شب چیست؟ تئوری های زیادی در این باری مطرح است:

هویت شاه شب

همه ما می دانیم که رهبر وایت واکرها، شاه شب است که برای اولین بار در فصل چهارم دیده شد. او را در حالی دیدیم که نوزاد کرستری که راست، از نگهبانان شب شورشی، تقدیم به آنها کرده بود را در سرزمینهای همیشه زمستان تبدیل به وایت واکر کرد. از آن به بعد ما او را بارها و بارها در فصول بعدی به همراه شخصیت هایی چون جان اسنو، میرا رید، برن استارک و … دیدیم و در نهایت در فصل هفتم دیوار را با آتش ویسریون نابود کرد.

شاه شب از نخستین انسان هاست

در اپیزود «در» در فصل ششم، برن رویایی از فرزندان جنگل دید که در آن نشان می داد فرزندان با فرو کردن شیشه اژدها در بدن یکی از نخستین انسانها باعث به وجود آمدن شاه شب شدند.

سپس برن از لیف پرسید که: «کار شما بود؟ شما وایت واکرها رو ساختین؟»

لیف پاسخ داد: «ما توی جنگ بودیم. داشتیم قتل و عام میشدیم. درختان مقدس ما رو نابود کردن. نیاز داشتیم از خودمون دفاع کنیم.»

«از دست کی؟»

«از دست شما، انسانها.»

از اینجا بود که ما فهمیدیم وایت واکرها سلاحی ساخته شده توسط فرزندان جنگل بودند تا از آنها بر علیه انسانها استفاده کنند. چرا که انسانها خانه آنها را تصرف کرده و درختان ویروود را نابود میکردند.

شاه شب، همان پادشاه شب در کتاب است

در کتاب پادشاه شب شخصیتی افسانه ای است. او سیزدهمین فرمانده نگهبانان شب بود که عاشق یک وایت واکر شد و او را به دیوار آورد و به مدت سیزده سال حکومت کرد. ننه پیر معتقد است که او یک استارک از وینترفل بود.

بنا به صحبت های مارتین، دوران تاریکی با اتحاد جورامون، پادشاه آنسوی دیوار و برندون موج شکن، پادشاه وینترفل، به پایان رسید: «در کتاب پادشاه شب مانند لن باهوش و برندون معمار شخصیتی افسانه ای است و به اندازه آنها احتمال زنده ماندش تا امروز محال است.»

این موارد در سریال نیست و در سریال شواهد دیگری داریم. در اپیزود «عهدشکن» ما شاه شب را به همراه پسر کرستر میبینیم و در پشت او دوازده همراه دیگرش، دیده می شود. پس ممکن است که شاه شب همان سیزدهمین فرمانده نگهبانان شب باشد؟

انگیزه شاه شب

حال اینکه انگیزه شاه شب چیست و او خواهان چه چیزی است، همچنان نامشخص است. در اینجا چندین دلیل برای بازگشت آدرها وجود دارد:

  1. نود و نهمین پسر کرستر:

کرستر در آنسوی دیوار به همراه دختران- همسران خود زندگی میکند. او رابطه ای عجیب با وایت واکرها دارد و تمام فرزندان پسر خود را به آنها میبخشد. او موفق به بخشیدن ۹۸ پسر خود شد اما گیلی، یکی از دختران-همسران او راضی به دادن فرزندش نشد و تصمیم گرفت با سم و تنها پسرش فرار کند. بعدها پس از شورش نگهبانان شب، کرستر کشته شد. صدمین پسر کرستر توسط راست به وایت ها داده شد. آیا وایت واکرها بخاطر نود و نهمین پسر آمده اند؟

  1. بازگشت جادو

بازی تاج و تخت جهانی است که در تمام ادیان آن به ویژه دین رلور جادو وجود دارد. حتی اسم نغمه هایی از یخ و آتش برگرفته از جنگی میان دو قدرت طبیعت یعنی یخ و آتش است. آیا ممکن است دلیل بازگشت آدرها، تولد اژدهایان باشد؟ با این حال پیش از این هم اژدهایان برای هزاران سال وجود داشتند، نه؟

  1. بازگشت شاهزاده وعده داده شده

دین رلور معتقد است که برای آخرین بار، آدرها توسط آزورآهای یا شاهزاده وعده داده شده شکست میخورند. تا اینجای داستان به نظر این شاهزاده جان یا دنریس خواهد بود. آیا ممکن است که شاه شب، یکی از آن دو را تهدیدی برای خود دیده باشد؟

  1. شاه شب میخواهد انتقام نحوه به وجود آمدنش را بگیرد

ما می دانیم که در سریال فرزندان جنگل، شاه شب را ساختند و زندگی او را تبدیل به شکنجه ای ابدی کردند. در جهان مارتین هیچ چیز مطلقا بد و مطلقا خوبی وجود ندارد. آیا شاه شب خواهان انتقام خلق شدنش است؟

۱۳ دیدگاه

  1. به نظر من ۳ تا دلیل اشتباهن آخری اما ممکنه درست باشه
    چون آدرها تو اولین قسمت شروع به حمله کردن ولی پسر کرستر تو فصل ۴ بود
    مورد دوم رو هم که خودتون آخر گفتید اژدهایان وجود داشتن قبل تر هم
    اگر بخاطر جان یا دنریس اومده بودن زودتر هم میتونستن دست به کار بشن موقع تولدشون مثلا

    • البته بازگشت آدرها به معنی تلاش برای عبور از دیوار هست. دلیل حمله شاه شب رو بررسی میکنه و تخریب دیوار نه اینکه چرا آدرها کلا پیدا شدن.

  2. تو پادکست آخر توضیح دادید که دیوار جادو داره و آدرها نمیتونن رد بشن و این جادو به مرور زمان کم و کمتر شد با توجه به زانو زدن استارک ها جلو تارگرینها و کشته شدن جان که به معنی نبودن هم خون برندون معمار تو دیوار بود دیوار مستعد فرو ریخته شدن بود.از اون ورم واسه فرو ریختن دیوار نیاز به اژدها بود.تو گذشته درسته اژدها بود ولی استارکها هنوز زانو نزده بودن تازه بعد از زانو زدنشونم هنوز هم خون برندون تو دیوار بود پس آدرها نمیتونستن رد بشن.به نظرم انگیزه شاه شب گرفتن کل وستروس هست.تقریبا همه اینها باهم، هم زمان شد(کم شدن جادو دیوار) ولی هم تو کتاب هم تو سریال،شروعشون با فرار نگهبان شب و اطلاع دادن حمله آدرها به اِدارد بود که اِدارد فقید اونو کشت که این یعنی قبل از همه اینها هشدار اومدن زمستان داده شد.این وسط یه تیکه پازل که اصلی ترینشم هست،کمه.
    ولی دقت کنید ملیساندر الان دنبال منجی وستروس میگرده ،اژدها بعد از سالها دوباره متولد شده،آدرها بعد از شب طولانی،الان میخوان از دیوار رد بشن.چرا اون آدر گذاشت اون نگهبان شب از دستشون فرار کنه بره به اِدار(منظور اون ور دیوارِ)خبر بده،چرا گذاشتن سم زنده بمونه؟آدرها خیلی باهوشتر از این حرفها هستن.
    اینکه آدرها دنبال پسر ۹۹ هستن خیلی ساده بینانس ولی مطمئناً گیلی و پسرش که الان تنگِ دل سم هستن کلید باز شدن این رازن.
    به نظر من هرچی هست راز این داستان تو اون والریا خراب شده لعنتیِ.همونجا که اون ریگار نکبت داشت یه طومار میخوند و بعد از اون دست از شمشیر کشید و رفت سراغ لیانا و نغمه یخ و آتش تازه شروع شد.
    مطمئن باشید اون تیکه پازل گم شدرو مارتین تو این پنج جلد اورده ولی ما نفهمیدیم.مارتین هر خط کتابش حساب شدس.کیو میتونید پیدا کنید خانه نامیرایان و اتفافقات و دیدن آیننده توسط دنیرس رو تو کتاب دوم که پانزده سال پیش نوشته بیاره ولی هنوز کتاب شش و هفت مونده باشه و جالب اینه که مارتین از همون زمان میدونست میخواد کتابو چجور تموم کنه که این اتفاقات تو خونه نامیرایان میفته.واقعا نویسنده بزرگیه
    در آخر لطفا لطفا لطفا لطفا راجع به والریا پادکست بزارید
    ممنون

  3. سلام ممنون از وبسایت خوبتون و مطالب درجه یک و جالب و هیجان انگیزتون‌.میخواستم در رابطه با انگیزه ی شاه شب بگم که ببینید مارتین موضوع اصلی داستان نبرد همیشگی انسانها و البته همه ی موجودات برای بقا و زندگیه(جنگ بین مرگ و زندگی؛برای همین اسم کتابش رو گذاشته نغمه ای از آتش و یخ که آتش نماد زندگی و یخ نماد یا استعاره ای از مرگه )و در کنار این موضوع اون اومده برای مرگ یک نماد گذاشته به اسم آدر ها یا وایت واکر ها که میخوان بیان و هر چیزی که سر راهشون باشه رو میکشن و البته خیلی باهوشن و مث انسانها و شاید هم باهوشتر باشن.برای آدر ها مث هر اجتماعی یه رهبر انتخاب کرده به اسم پادشاه شب که اون قصدش چیزی نیست بجز نابودی همه چیز و همه کس.اون هم مث همه ی ما یه انسان بوده و حالا مامور مرگ همه شده(مث عزرائیل😂)
    بازم ممنون از هر چهار تاتون که پادکستو درست میکنید و لطفن یکم کمتر با هم دعوا کنید😂
    امیدوارم همیشه بدرخشید و موفق باشید

  4. کلا بازی تاج و تخت غیر قابل پیش بینی هست و هر اتفاقی ممکنه رخ بده به نظر من محتمل ترین گزینه برای حمله حمله شاه شب میتونه انتقام گرفتن از انسانها باشه که باعث شدن شاه شب اینجوری بشه و احتمالا هم شاه شب با یکی از شخصیت های اصلی سریال نسبت فامیلی واره

  5. سلام.خسته نباشید.درباره انگیزه های پادشاه تاریکی باید بگم که با وجود دیوار انسانهای شمال دیوار توسط وایت واکر ها خیلی کم شدند و خطر زیادی دیگه برای فرزندان جنگل وجود نداشت پس نیازی نبود وایت واکرها به اون طرف دیوار برن.اما همونطور که تو فصل ۶ قسمت door دیدید فرزندان جنگل یک مرد رو تبدیل به اولین وایت واکر میکنن.اگه با دقت به اون مرد نگاه کنید میفهمید شبیه به افراد خاندان لنیستر(موی بلوند-چشم آبی) و بطور خیلی عجیبی شبیه به تایوین لنیستره.از اونجا که برای بودن در نایت واچ باید دلیلی مثل دزد بودن-متجاوز و بخصوص حرامزاده بودن وجود داشته باشه(شخصا دوست دارم حرامزاده باشه چون مقابل دنیریس قرار میگیره و در اینصورت شاهد یه battle of bastards دیگه میشیم) اون مرد کینه ای رو از افراد خاندانش بخاطر تبعید اون به نایت واچ داره(در نظر داشته باشید لنیسترها به ندرت به نایت واچ فرستاده میشدند مثل تیریون که پدرش اونو به چشم حرامزاده میدید) این مرد با تبدیل شدن به وایت واکر و رفع خطر برای فرزندان جنگل نیاز نبود که از دیوار رد بشه اما شاید خصوصیات لنیستری خودش رو حفظ کرده و داره برای گرفتن انتقام به سمت خاندانش میره چون”لنیسترها همیشه بدهی هاشون رو میپردازند”

    • گرچه مارتین نهایتاً همه‌ى ایده‌پردازى‌هاى علاقه‌مندان را نقش بر آب میکنه، اما این ایده‌اى که دوستمون مطرح کردند ایده‌ى بسیار جالبیه.
      اون بنده خدا قبل از تبدیل شدن به شاهِ شب، انقدر به جوانى‌هاى چارلز دنس (تایوین لنستر) شباهت داره که اگه ماجراى تبدیلش به عوضِ گذشته‌هاى دور (زمانِ جنگِ کودکانِ جنگل با انسان‌ها) در گذشته‌ى نزدیک اتفاق افتاده بود، آدم با خودش مى‌گفت شاید اون بنده خدا همون داداشِ تایوین و عموى تیریون بوده که به مشرق سفر کرد و گویا گم‌وگور شد و لابد به چنین سرنوشتِ ناگوارى دچار شده!
      واقعاً چه تعمّدى در کار بوده که تیپ و قیافه‌ى اون بنده خدا را انقدر شبیه لنسترها انتخاب کردند و نه مثلاً شبیه استارکها؟

  6. ضمناً فرصت مناسبیه که درخواستم را تکرار کنم:
    براى جلوگیرى از وقوع اشتباهاتِ احتمالى، لطف کنید و مدخل “شاه شب” در دانشنامه‌ى نغمه‌اى از یخ و آتش را – اگر امکانش هست – تصحیح کنید. در همون ابتدا چنین نوشته شده:

    نایت کینگ (پادشاه شب – Night’s King)، یکی از فرماندهان افسانه‌ای نگهبانان شب بود، که در عصر قهرمانان می‌زیست.

    به این ترتیب، مى‌بینیم که همون اوّلِ توضیحات، نایت کینگ و نایتس کینگ معادل با یکدیگر تصوّر مى‌شوند. در حالى که با این طرزِ نامگذارى، از قاطى شدنِ دو شخصیتِ سریال و کتاب به راحتى جلوگیرى میشه:
    Night King = شاهِ “شب” (در سریال)
    Night’s King = شاهِ “نگهبانانِ شب (= Night’s Watch)” (در کتاب)

    این طرز نامگذارى، شفّاف‌تر از “شاهِ شب” و “پادشاهِ شب” نیست؟

    • ممنون از پیشنهادتون. صفحه ابهام زدایی برای شاه شب توی ویکی ایجاد شد تا بین این دو کاراکتر تمییز ایجاد بشه:
      https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%B4%D8%A8_(%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C)

      صفحه شاه شب هم به «شاه شب (کتاب)» تغییر نام پیدا کرد. الگوی ابهام زدایی هم بالای صفحه اضافه شد. برای کاراکتر سریال هم «شاه شب (سریال)» در نظر گرفته شده.
      شاه نگهبانان شب معادل مناسبی نیست و ایهامی که توی Night’s King هست رو منتقل نمیکنه. به نظرم همون پسوند کتاب و سریال واضح تر باشه. اگر مارتین میخواست واضح بگه میگفت Night’s watch’s king اما عمدا نگهبانان رو حذف کرده.

  7. برای کامل شدن باید اضافه کنم همونطور که بنجن استارک بعد از اینکه تا حد مرگ زخمی بود توسط فرزندان جنگل تبدیل شد(روش مشابه پادشاه تاریکی_فرو کردن دراگون گلس در سینه) ولی دیدیم که همون شخصیت رو داشت اما از نوع آدر.پس پادشاه تاریکی که وایت واکر نیست(آدره) هم همون شخصیت رو داره اما از نوع ساکت.

  8. ضمنِ عرضِ تشکّرِ مخصوص از جورامونِ عزیز بابتِ توجّه و پیگیریِ مطلب، میخواستم چند نکته را خدمتِ یاسینِ عزیز عرض کنم:
    ایده شما درباره اون بنده خدا که بعدها شاهِ شب شد، بسیار جالبه؛ منتها در ضمن به چند نکته هم توجّه داشته باشیم:
    ۱. وایت واکر = آدر.
    این دو اسم، یکی در کتاب و یکی در سریال، برای اشاره به یک گروهِ واحد از موجودات استفاده شدند، و به مُردگانی که در خدمت اونها قرار میگیرند “وایت” گفته میشه.
    ۲. ماجرای تبدیلِ اون بنده خدا توسّطِ کودکانِ جنگل، مربوط به زمانِ جنگِ تدافعیِ کودکانِ جنگل در برابرِ انسانهای مهاجم میشه، و ماجرای شبِ طولانی و ظهورِ برندنِ معمار و احداثِ دیوار و ایجادِ تشکیلاتِ نگهبانیِ شب، همه و همه، ماجراهایی هستند که بعدها اتفاق افتادند. پس فرضِ تبعیدِ اون بنده خدا به دیوار (که باعث شده باشه که او بعدها به دنبالِ انتقام گیری باشه)، از اساس مُنتفی است.
    ۳. صَرفِ نظر از موردِ شماره ۲، حضور در تشکیلاتِ نگهبانیِ شب، تا مدّتها، افتخاری بوده که به راحتی نصیبِ هر کسی نمیشده، و این که این تشکیلات بعدها به فلاکت افتاد و مجبور شدند برای دوام و بقا به استفاده از اشرار و اوباش و اراذل و خلافکارها و مجرمانِ سابقه دار هم روی بیاورند، یک پدیده متاخّر و مربوط به دوره زوالِ تشکیلاته.
    ۴. دنریس، حرامزاده نیست؛ چون اساساً تعریفی که تارگرین ها از ازدواج با محارم داشتند، با آنچه در میانِ مردمِ تابع و زیردستشان وجود داشته، متفاوت بوده. مثلاً بچه های سِرسی و جِیمی حرامزاده محسوب میشدند، چون بر اثرِ روابطی خارج از حیطه نُرم و عُرفِ محیط تولید شده بودند؛ امّا نه سِرسی و جِیمی و نه هیچکسِ دیگری، تارگرین ها را به دلیلِ نوعِ ازدواجهایشان حرامزاده تلقّی نمیکرد، بلکه فقط از بابتِ پایبندیِ تارگرین ها به رسمِ ازدواج با محارم (که با رسومِ وستروس در تضاد بود)، یک جور دیدِ نامساعد و تواَم با نکوهش نسبت به اونها وجود داشته و جنونِ تارگرینی را هم ثمره و نتیجه همین رسم میدانستند و ظاهراً تصوّرشان در این باره خیلی هم اشتباه نبوده. در این زمینه، میشه به حرفهای سِرسی توجّه کرد که نوعی حالتِ رَشک و غِبطِه به تارگرین ها هم در سخنانش نمایان بود.
    ۵. ماجرای تبدیلِ بِنجِن اونقدرها قطعیت نداره و کسی به درستی نمیدونه که دقیقاً چه بلایی سرِ بنجن اومده بوده. در واقع، بنجن در یه حالتی بینِ مُرده و زنده به سر میبُرد و وایتها در صدمه زدن به او به موفّقیتِ کامل نرسیده بودند و قطعاً کودکانِ جنگل بهش یاری هایی کرده بودند، امّا جزئیاتِ قضیه به طورِ کامل مشخّص نیست. البته بنجن در اینجا به نوعی همون نقشی را ایفا میکرد که در کتاب به عهده شخصیتِ مرموز و در عینِ حال بی آزار و خیرخواهی به عنوانِ کُلدهَندز گذاشته شده بود.

  9. دوست عزیز بعضی از چیزایی که گفتم شاید به نظر درست نیان ولی واسشون دلیل دارم.در جواب چیزایی که گفتین:
    ۱آدر ها توسط فرزندان جنگل تبدیل شده اند.وایت واکرها توسط آدرها تبدیل شدن.
    ۲ ماجرای تبدیل اون بنده خدا احتملا در زمان زمستانه نه شب طولانی.چون گروه ۱۳ نفره ای که که تو سریال دیدیم بر اساس گفته های ننه پیر شامل ۱۲ تا از استارکهای وینترفل و یک فرد دیگه(که قدرتمندترینشون بوده) میشه که جزو برادران نایتس واچ بودن. پس اون موقع دیوار وجود داشته(البته تو اینکه شب طولانی زودتر اتفاق افتاده یا زمستان طولانی شک دارم)
    ۳ کمتر افرادی بودن که بخان راحتی خودشون رو در ازای سختی بودن در نایتس واچ رو مبادله کنن.مخصوصا اگه جنوبی و بخصوص لنیستر باشن.
    ۴ فرزند حاصل از رابطه یک خواهر و برادر حرامزاده محسوب میشه(عرف جوامع وستروس همین بوده.در غیر اینصورت قضاوت رو بعهده خودتون مبزارم).و همچنین در حکومتهای متحد والریا ضعبفترین و پایین ترین خاندان تارگرینها نامبرده میشدن(چون اونهارو حرامزاده حساب میکردن)
    ۵تو این مورد باهاتون موافقم که قطعیت نداره اما یه چیز واضحه که توسط فرزندان جنگل تبدیل شده.

  10. یاسینِ عزیز
    چنانکه قبلاَ هم خدمتتان عرض کردم، وایت‌واکر همان آدر است. پیشنهاد مى‌کنم این دو صفحه را بخوانید:
    https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7
    https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7
    به بچه‌اى که از روابطِ خارج از پیوندِ زناشویى متولد بشه، حرامزاده گفته میشه، فارغ از این که پدر و مادرش با یکدیگر خویشاوندىِ نَسَبى داشته باشند یا نداشته باشند. در وستروس هم، مثلِ عالَمِ واقع، از زمانى چنین مرسوم شده که خواهر و برادر حقّ ازدواج ندارند. پس اگر با هم رابطه برقرار کنند و بچه‌اى ایجاد بشه، اون بچه حرامزاده محسوب میشه به این دلیل که خارج از پیوندِ ازدواجْ تولید شده. تارگرینها ازدواجِ محارم داشتند مثل فراعنه‌ى مصر. حالا اگر شما دوست دارید آنها را حرامزاده به حساب بیارید، میلِ خودتونه. امّا متأسفانه مردمِ وستروسْ تابعِ تعاریف و قضاوتِ من و شما نیستند، وگرنه باید دَم به ساعتْ دنریس را هم مثل جان اسنو و رمزى و … حرامزاده مى‌خواندند!
    مانندِ ماجراى یکسان بودنِ وایت‌واکرها و آدرها که در بالا لینکشان را گذاشتم، درباره‌ى باقىِ موارد (از جمله ترتیبِ تقدّم و تأخّرِ زمانىِ رویدادها) هم مى‌توان به دانشنامه نغمه‌اى از یخ و آتش مراجعه کرد.
    موفّق باشید.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*