ایلیریو موپاتیس: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۷۷۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اوت ۲۰۱۵
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه را خالی کرد)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
ایلیریو موپاتیس یک ارباب ثروتمند و قدرتمند در شهر آزاد [[پنتوس]](Pentos) و تاجر ادویه،سنگ های قیمتی،[[استخوان اژدها]](Dragonbone) و چیزها ی دیگر است.{{رف|بتت|3}}او بسیار چاق است و موهایی زرد و ریشی دوشاخه دارد.برای مدتی او بعنوان متولی [[تارگرین]] های در تبعید به آنها خدمت کرد و در حال حاضر بدنبال برگرداندن آنها به تخت آهنین است.


==ظاهر==
ایلیریو قد بلند و دچار چاقی مفرط است.او ریش زرد روغن زده ی دو شاخه و دندان های زرد شکسته دارد.{{رف|بتت|3}}چشمان او به چشمان خوک شباهت دارد و گونه های چاقی دارد.لباس خوابش بقدری بزرگ است که میتوان از آن بعنوان یک خیمه ی تورنومنت استفاده کرد.
او [[تیریون]] (Tyrion)را به یاد گاو دریایی مرده ای که آب آن را به یکی از حفره های زیر [[کسترلی راک]] (Casterly Rock) آورده بود می اندازد.او عادت دارد که به یکی از شاخه های ریشش دست بکشد،که تیریون این حرکت را بسیار ناپسند میداند.
زمانی که [[دنریس]] در تخت روان بهمراه [[ویسریس]](Viserys) و ایلیریو در راه رفتن به محل سکونت [[کال دروگو]](Khal Drogo)  بود،میتوانست بوی زننده ی بدن ایلیریو را با وجود عطرهای بسیار و سنگینی که ایلیریو به خود زده بود، حس کند.
سنگ های انگشترهای جواهرنشان روی دستانش،عقیق و اوپال،چشم ببر و کهربا،یاقوت سرخ،لعل بنفش،یاقوت کبود،زمرد،کهربای سیاه و یشم،یک الماس سیاه، و یک مروارید سبز است.تیریون با خودش فکر میکند که با این انگشترها سالها میتواند زندگی کند،ولی برای بدست آوردن آنها نیاز به یک تبر دارد.
پیش از آن ،زمانیکه [[آریا]]، ایلیریو و واریس(Varys) را در سرداب میبیند،به نظرش آمد که به سبکی و آرامی راه میرود و وزنش را حمل میکند مانند توانایی های یک [[رقصنده ی آب]](water dancer).انگشترهایش در نور مشعل میدرخشیدند،طلای سرخ و نقره،تزئین شده با یاقوت سرخ و کبود،و چشم ببر زرد؛درهرانگشت یک انگشتر و در بعضی دو انگشتر بود.
اما ایلیریو در جوانیش یک [[مزدور]](Sellsword) عضلانی و فوق العاده خوش قیافه بود.
مجسمه ای از او در دوران جوانیش که بوسیله ی [[پیتو مالانون]] تراشیده شده،حیاط خانه اش را زینت بخشیده است.این مجسمه یک پسر برهنه که در یک استخر مرمرین ایستاده و آماده برای دوئل کردن با یک شمشیر [[براوو]] در دست را نشان میدهد.او لاغر اندام وخوش قیافه است،سنش بیش از شانزده سال نیست،با موهای صاف بلوند که تا شانه هایش رسیده است.این مجسمه آنقدر طبیعی به نظر میرسد که برای تیریون چند لحظه طول کشید تا متوجه شود که او از مرمر نقاشی شده درست شده است،ولی شمشیرش مانند فولاد واقعی نور را منعکس میکرد و سوسو میزد.
ایلیریو میگوید که یکبار زمانیکه به این مجسمه از دوران جوانیش نگاه کرده و بعد به خودش در زمان حال نگاه کرده گریه کرده است.{{رف|ربا|1}}
==تاریخچه==
در جوانی،ایلیریو یک براوو فقیر بوده که با شمشیرش زندگی میکرده است.بعد از اینکه واریس جوان وارد پنتوس شد،این دو با هم دوست شدند و باهم کار کردند و بسیار ثروتمند شدند.ایلیریو احترام زیادی بدست آورد و تبدیل به شخص محترمی شد و با دختر باکره ی یکی از خویشاوندان [[شاهزاده ی پنتوس]](Prince of Pentos) ازدواج کرد.فقط با کمک واریس بود که او به چنین موقعیتی رسید که دختر یک ارباب تمایل به ازدواج با او داشته باشد.{{رف|چگم|}}بعد ازاینکه همسر اولش مرد او حداقل یکبار دیگر ازدواج کرد،با [[سرا]](Serra) یک دختر لایسنی که در یک فاحشه خانه کار میکرد.این موضوع باعث خشم شاهزاده شده و ورود ایلیریو به کاخ را برای همیشه منع کرد.ایلیریو با سرا بسیار خوشحال بود،تا زمانیکه یک [[کشتی تجاری براووسی]](Braavosi trading galley) ،ناقل بیماری،در پنتوس لنگر انداخت.بیاری بوسیله ی موشها از کشتی خارج شد و باعث مرگ دوهزار نفر گشت که سرا هم دربین آنها بود.ایلیریو یک لاکت با عکس سرا و دستهای اورا بعنوان یک یادآوری ازعشق از دست رفته اش نگه میدارد.{{رف|ربا|5}}
حتی چندین دهه بعد از رفتن واریس برای خدمت در [[وستروس]]،این دو هنوز ارتباط نزدیکی با هم دارند.ایلیریو تارگرین های باقیمانده را در خانه اش تحت حفاظتش نگه داشته است.دنریس و ویسریس تارگرین به مدت نیمی از سال تا زمان ازدواج دنی با کال دروگو در خانه ی او اقامت داشتند.ایلیریو در ابتدا تحت تاثیر زیبایی بسیار دنریس قرار گرفت و به از سر راه برداشتن ویسریس و به همسری گرفتن دنریس فکر کرد،ولی به سرعت از این ایده دست کشید به این دلیل که باور داشت که دخترک خیلی ترسو،خجالتی و وحشت زده است و ازدواج با او هیچ لذتی برای او بهمراه نخواهد داشت.اوادعا میکند بخاطر قولی که ویسریس به او داده بوده که بمحض بدست آوردن [[تخت آهنین]] او را [[ارباب سکه ها]] (Master of Coin) میکند از این دو حفاظت کرده است.{{رف|ربا|5}}
==رویدادهای اخیر==
'''بازی تاج و تخت'''
ظاهرا علاقه ی ایلیریو به تارگرین ها به دلایل صرفا مالی است،اوانتظار دارد زمانیکه تارگرین ها دوباره به قدرت رسیدند برای سپاس گذاری و حق شناسی به او ثروت زیادی بدهند.او همچنین با گفتن اینکه مردم وستروس منتظر پادشاه برحقشان هستند و اینکه مردان به سلامتی او مینوشند و زنان پنهانی پرچم های اژدها میدوزند،حس جاه طلبی ویسریس را تحریک و شعله ورترمیکند.
ایلیریو ترتیب ازدواج دنریس با کال دروگو را داد تا از [[کالاسار]] قدرتمند دروگو برای تهاجم به وستروس استفاده کنند.او هم چنین با واریس،ارباب زمزمه های پادشاه رابرت(Robert Baratheon) کار میکرد،برای ایجاد یک دوره ی ضعف و عدم ثبات استراتژیک و آماده سازی زمینه ی تهاجم تارگرین ها به وستروس.او به دنریس در روز عروسی اش سه تخم اژدهای سنگ شده هدیه داد،و انتظار نداشت که این تخم ها توسط دنریس شکسته شوند و تبدیل به جوجه اژدها شوند.و این اژدهایان ارزش بسیار بیشتری از آنچه که ایلیریو امید داشت از دنریس بعد از رسیدنش به تاج تخت دریافت کند، داشتند.{{رف|بتت|3}}{{رف|بتت|72}}
پیش از آن زمانیکه ادارد استارک(Eddard Stark) به پادشاه رابرت براتیون گفت که او نمیتواند به دنریس تارگرین آسیبی برساند ،رابرت به او گفت:
{{نقل قول|یه پنتوشی آبله رو تاجر پنیر،اون و برادرش و در ویلای خودش با خواجه ها در هر طرف تحت محافظت داشت و حالا اونارو تحویل دوتراکیها داده.باید سالها پیش که دست یافتن بهشون آسون بود،ترتیب کشتنشون رو میدادم،اما جان به بدی تو بود.نشانه ی حماقت منه که به حرفش گوش کردم.{{رف|بتت|12}}}}
رابرت خبر نداشت که ایلیریو از طرف دوستش واریس،ارباب زمزمه ها ی خود پادشاه رابرت، تارگرین های باقیمانده را تحت حفاظت گرفته.
'''نزاع شاهان'''
ایلیریو همچنان به مراقبت از دنریس ادامه داد،برای او [[بلواس نیرومند]](Strong Belwas) و ملازمش [[آرستان ریش سپید]](Arstan) را بهمراه سه کشتی فرستاد تا او را به پنتوس برگردانند.{{رف|نش|63}}
'''یورش شمشیرها'''
به یکی از کشتی های ایلیریو توسط [[سالادور سان]](Salladhor Saan) ،که بعنوان لرد [[خلیج بلکواتر]](Blackwater Bay) نامیده شده بود،حمله شد و این کشتی مصادره شد.
'''رقصی با اژدهایان'''
{{اسپویلر|بعد از اینکه تیریون لنیستر محکوم به خیانت بخاطر مسموم کردن پادشاه [[جافری براتیون]](Joffrey Baratheon) شد،واریس ترتیب خروج مخفیانه و قاچاقی او را از [[قدمگاه پادشاه]](King's Landing) داد و او را تحت حفاظت ایلیریو قرار داد.وقتی تیریون به پنتوس رسید ایلیریو به او خوشامد گفت،او از تیریون میزبانی کرد و به راهی برای لرد کسترلی راک شدن پیشنهاد کرد.او درباره ی دنریس تارگرین با تیریون صحبت کرد.تیریون هر چند با بی میلی و محتاطانه ولی  این رو شانسی برای بدست آوردن حق طبیعی خودش دید و پذیرفت که به سوی دنریس سفر کند.ایلیریو هم چنین فاش کرد که بخاطر ارباب سکه های هفت پادشاهی شدن از تارگرین ها حمایت میکند.
زمانیکه تیریون بخاطر شکش سوالات بیشتری راجع به انگیزه ی واقعی ایلیریو برای کمک به ملکه دنریس میپرسد،ایلیریو گفت:
{{نقل قول|همه ی کارهایی که یه مرد میکنه برای سود و منفعت نیست،اگر میخواهی باور کن یا نه،ولی احمق های پیر و چاقی مثل من هم دوستانی دارند،و محبت هایی که باید جبران بشن.{{رف|ربا|5}}}}
ایلیریو و تیریون در یک تخت روان سفر کردند تا بالاخره به یکی دیگر از گروه های همکار ایلیریو رسیدند{{رف|ربا|1}}.ایلیریو،تیریون را به هالدون(Haldon) و رولی داکفیلد(Rolly Duckfield) سپرد،تا سفرشان را از راه دریا به ولانتیس(Volantis)ادامه دهند.
ایلیریو برای آنها آرزوی یک سفر خوشایند میکند و به پنتوس و خانه اش بازمیگردد.[[گریف]](Griff) میگوید که ایلیریو آنقدربه تریارک نیسوس واسار (Triarch Nyessos Vhassar) از حزب فیل پول داده است که کاملا به او مسلط شده.{{رف|ربا|18}}
تریستان ریورز(Tristan Rivers) که ایلیریو ،به [[گروهان طلایی]](Golden Company) این تصور نادرست را داده که خواهر [[پادشاه گدا]](the Beggar King) ،دنریس،یک ملکه خردسال انعطاف پذیر و آسیب پذیر است.{{رف|ربا|24}}}}
==نقل قول ها==
{{اسپویلر|{{نقل قول|دنیا یک تار عنکبوت بزرگه,و یه مرد جرات لمس یک رشته رو هم نداره که مبادا بقیه ی رشته ها هم بلرزند.}}
{{نقل قول|سیاه یا قرمز،یک اژدها هنوز هم یک اژدهاست.{{رف|ربا|5}}|ایلیریو موپاتیس به تیریون}}
{{نقل قول|همه ی شما وستروسی ها شبیه هم هستید،یه جانورو رو یه تیکه ابریشم میدوزید،و یکدفعه همتون شیر و اژدها و عقابید.|نظرایلیریو موپاتیس درباره ی اینکه مردم نباید خودشون رو بعنوان نشان های نقاشی شده ی خاندانشون بنامن.}}}}
==نقل قول هایی درباره ی ایلیریو==
{{نقل قول|ایلیریو به هیچ چیزی به جز ایلیریو باور نداره،شکم پرستان انسان های حریصی هستند،و ارباب ها آب زیر کاهن.ایلیریو موپاتیس هردوشونه.{{رف|نش|40}}|سر [[جورا مورمونت]](Jorah Mormont)}}
{{اسپویلر|{{نقل قول|مقدار خیلی کمی از اون چه که مرد چاق پیش بینی کرده بود اتفاق افتاد.|گریف به [[سپتا لمور]]}}
{{نقل قول|ایلیریو:بله،هر دوستی از دوستان من در آن سوی آبها، دوست ایلیریو موپاتیس هم هست.
تیریون:و من به هر کدام از دوستان واریس عنکبوت اعتماد میکنم فقط تا زمانیکه ....{{رف|ربا|1}}}}
{{نقل قول|تیریون:به من بگو که چرا اینکه چه کسی در وستروس تاج رو روی سرش میگذارد برای یه ارباب از پنتوس باید مهم باشه؟چه سودی در این اقدام مخاطره آمیز برای شما هست،سرورم؟
ایلیریو:من یک مرد پیرم و از این دنیا و خیانتهاش خسته شدم.این خیلی عجیبه که بخواهم قبل از اینکه فرصتم در این دنیا تموم بشه یه کار خوب بکنم،به یک دختر کوچک دوست داشتنی کمک کنم که حقش رو بگیره؟
تیریون:یکم دیگه به من پیشنهاد یه دست زره جادویی و یه کاخ در [[والریا]] میدید.|تیریون در حال پرسیدن دلایل کمک ایلیریو به تارگرین های تبعید شده.{{رف|ربا|5}}}}}}
==منابع==
{{منابع|10}}
[[رده:کارکتر های پنتوس]][[رده:شهرهای آزاد]][[رده:بازرگان]]
[[en:Illyrio Mopatis]]
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Queen nymeria|Queen nymeria]] ([[بحث کاربر:Queen nymeria|بحث]])}}
۵۵

ویرایش