جیمی لنیستر: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۸۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ اوت ۲۰۱۳
(خنثی‌سازی ویرایش 4343 توسط Samiano (بحث))
خط ۷۴: خط ۷۴:
===در خدمت شاه رابرت ===
===در خدمت شاه رابرت ===
[[پرونده:424px-Lannister_twins_by_arkoniel.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|دو قلو های لنیستر اثر Mathia Arkoniel]] اگر چه که [[سرسی]] (Cersei) خواهر جیمی با [[رابرت براتیون|رابرت]] (Robert) ازدواج کرده و ملکه شده بود، او و جیمی هنوز رابطه ی نامشروع شان را حفظ کرده بودند و در زمان سلطنت [[رابرت براتیون|رابرت]] هم آن را ادامه می دادند. در طی سال ها، [[سرسی]] سه کودک به دنیا آورد: [[جافری براتیون|جافری]]، [[میرسلا براتیون|میرسلا]] و [[تامن براتیون|تامن]] (Joffrey, Myrcella, and Tommen). هر چند مردم کشور باور دارند که آن ها فرزندان [[رابرت براتیون|رابرت]] هستند، جیمی پدرِ هر سه ی آن هاست و هر سه به والدینِ واقعی شان شباهت دارند.
[[پرونده:424px-Lannister_twins_by_arkoniel.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|دو قلو های لنیستر اثر Mathia Arkoniel]] اگر چه که [[سرسی]] (Cersei) خواهر جیمی با [[رابرت براتیون|رابرت]] (Robert) ازدواج کرده و ملکه شده بود، او و جیمی هنوز رابطه ی نامشروع شان را حفظ کرده بودند و در زمان سلطنت [[رابرت براتیون|رابرت]] هم آن را ادامه می دادند. در طی سال ها، [[سرسی]] سه کودک به دنیا آورد: [[جافری براتیون|جافری]]، [[میرسلا براتیون|میرسلا]] و [[تامن براتیون|تامن]] (Joffrey, Myrcella, and Tommen). هر چند مردم کشور باور دارند که آن ها فرزندان [[رابرت براتیون|رابرت]] هستند، جیمی پدرِ هر سه ی آن هاست و هر سه به والدینِ واقعی شان شباهت دارند.


یک روز که جیمی و برادرش [[تیریون]] (Tyrion)، که آن زمان سیزده سال داشت، شبانه در حال حرکت از [[لنیسپورت]] (Lannisport) به سمت [[کسترلی راک]] (Casterly Rock) بودند و در راه دختری چهارده ساله به نام [[تایشا]] (Tysha) را از دست یاغیان نجات دادند. در حالی که جیمی به دنبال آن مردان می رفت، [[تیریون]] دختر را به یک مهمان خانه می برد. سرانجام این اتفاق هم خوابه شدن آن دو می شود، که برای هر دو نفرشان اولین بار بود. [[تیریون]] که عاشق شده بود، پنهانی با او که دخترِ یتیمِ یک کشاورز بود ازدواج می کند. به هر حال، لرد [[تایوین]] (Tywin) از این اتفاق مطلع می شود و تصمیم می گیرد به ازدواجِ پسرش با دختری عامی را پایان دهد. او به جیمی دستور می دهد تا به دروغ به [[تیریون]] بگوید که او تمام این ماجرا را ساخته بوده، از جمله یاغی ها، چون فکر کرده بود که برادرش بالاخره به یک زن نیاز دارد. همچنین، به جیمی دستور می دهد تا به [[تیریون]] بگوید که [[تایشا]] در واقع یک فاحشه بوده، و جیمی برایش دو برابر پول پرداخته بود چون هنوز یک دوشیزه بوده. لرد [[تایوین]] به جیمی می گوید که تمام چیزی که [[تایشا]] می خواهد، طلای [[خاندان لنیستر|لنیسترهاست]]، که او را بهتر از یک فاحشه نمی کند و این طوری حرف او حتی دروغ هم محسوب نمی شود، و پیش بینی می کند که [[تیریون]] (Tyrion) در آینده از او تشکر خواهد کرد. جیمی همان کار را انجام می دهد. سپس، لرد [[تایوین]] برای این که درسی به پسرِ کوچک ترش بدهد، [[تایشا]] را می آورد و به اعضای گارد محافظینش اجازه می دهد تا در حضور [[تیریون]] از او استفاده کنند، و در ازای هر یک از آنان به [[تایشا]] یک سکه نقره می دهد، در آخر [[تیریون]] را نیز مجبور کرمی سازد نزد او برود و از او استفاده کند. این تجربه [[تیریون]] را دچار ناراحتی روحی می کند و بد گمانی نسبت به عشق در او به وجود می آید و همچنین او را با پدرش دشمن می کند.{{رف|بتت|42}}{{رف|یش|77}} جیمی هرگز حقیقت را به [[تیریون]] نمی گوید و بعد ها، نقشش را برای به هم زدنِ ازدواج برادرش، فقط به حساب لحظه ای از نامهربانی نسبت به [[تیریون]] می گذارد.{{رف|یش|62}}
یک روز که جیمی و برادرش [[تیریون]] (Tyrion)، که آن زمان سیزده سال داشت، شبانه در حال حرکت از [[لنیسپورت]] (Lannisport) به سمت [[کسترلی راک]] (Casterly Rock) بودند و در راه دختری چهارده ساله به نام [[تایشا]] (Tysha) را از دست یاغیان نجات دادند. در حالی که جیمی به دنبال آن مردان می رفت، [[تیریون]] دختر را به یک مهمان خانه می برد. سرانجام این اتفاق هم خوابه شدن آن دو می شود، که برای هر دو نفرشان اولین بار بود. [[تیریون]] که عاشق شده بود، پنهانی با او که دخترِ یتیمِ یک کشاورز بود ازدواج می کند. به هر حال، لرد [[تایوین]] (Tywin) از این اتفاق مطلع می شود و تصمیم می گیرد به ازدواجِ پسرش با دختری عامی را پایان دهد. او به جیمی دستور می دهد تا به دروغ به [[تیریون]] بگوید که او تمام این ماجرا را ساخته بوده، از جمله یاغی ها، چون فکر کرده بود که برادرش بالاخره به یک زن نیاز دارد. همچنین، به جیمی دستور می دهد تا به [[تیریون]] بگوید که [[تایشا]] در واقع یک فاحشه بوده، و جیمی برایش دو برابر پول پرداخته بود چون هنوز یک دوشیزه بوده. لرد [[تایوین]] به جیمی می گوید که تمام چیزی که [[تایشا]] می خواهد، طلای [[خاندان لنیستر|لنیسترهاست]]، که او را بهتر از یک فاحشه نمی کند و این طوری حرف او حتی دروغ هم محسوب نمی شود، و پیش بینی می کند که [[تیریون]] (Tyrion) در آینده از او تشکر خواهد کرد. جیمی همان کار را انجام می دهد. سپس، لرد [[تایوین]] برای این که درسی به پسرِ کوچک ترش بدهد، [[تایشا]] را می آورد و به اعضای گارد محافظینش اجازه می دهد تا در حضور [[تیریون]] از او استفاده کنند، و در ازای هر یک از آنان به [[تایشا]] یک سکه نقره می دهد، در آخر [[تیریون]] را نیز مجبور کرمی سازد نزد او برود و از او استفاده کند. این تجربه [[تیریون]] را دچار ناراحتی روحی می کند و بد گمانی نسبت به عشق در او به وجود می آید و همچنین او را با پدرش دشمن می کند.{{رف|بتت|42}}{{رف|یش|77}} جیمی هرگز حقیقت را به [[تیریون]] نمی گوید و بعد ها، نقشش را برای به هم زدنِ ازدواج برادرش، فقط به حساب لحظه ای از نامهربانی نسبت به [[تیریون]] می گذارد.{{رف|یش|62}}
==وقایع اخیر==
===بازی تاج و تخت===
پس از مرگ [[جان ارن]] (Jon Arryn)، شاه [[رابرت اول|رابرت]] (Robert) به [[شمال]] سفر می کند تا [[ند استارک]] (Ned Stark) را در [[وینترفل]] (Winterfell) ملاقات کند و متقاعدش کند تا جانشین لرد [[جان ارن|ارن]] به عنوان [[دست پادشاه]] (Hand of the King) شود. جیمی نیز جانشین [[جان ارن|جان]] به عنوان [[محافظ شرق]] (Warden of the East) شد، مقامی که به صورت سنتی میبایستی به [[رابرت ارن]] (Robert Arryn) اعطا میشد. افراد زیادی از دربار، شاه را همراهی می کردند، که شامل جیمی، [[سرسی]] (Cersei) و برادرشان [[تیریون]] (Tyrion) نیز می شود. {{رف|بتت|4}}
جیمی و [[سرسی]] در جشنی که به وسیله ی [[خاندان استارک|استارک ها]] در [[وینترفل]] برپا می شود شرکت می کنند. پس از آن، [[برن استارک]] (Bran Stark) آن ها را در حال معاشقه می بیند. [[برن]] شوکه می شود و نزدیک است که از برج بیافتد. جیمی او را بالا می کشد و سپس از پنجره به بیرون پرتش می کند، قصد جیمی این است که او را بکشد تا این ماجرا را همچون راز نگه دارد. با این حال [[برن]] زنده می ماند ولی به کما می رود.{{رف|بتت|8}}
[[ند استارک]] پیشنهاد شاه [[رابرت اول|رابرت]] را برای انتصابش به عنوان [[دست پادشاه|دست]] قبول می کند، و شروع به جستجو در مورد علت مرگ [[جان ارن]] می کند.{{رف|بتت|6}}{{رف|بتت|25}} در این جستجو ها، او پی به راز رابطه ی پنهانی جیمی و [[سرسی]] می برد، با در نظر گرفتن این حقیقت که در کل تاریخ، هر بار یک [[لنیستر]] با فردی از [[خاندان براتیون|براتیون]] ازدواج کرده، بچه هایشان دارای موهای سیاه بوده اند. در عوض، بچه های [[سرسی]]، [[جافری براتیون|جافری]]، [[میرسلا براتیون|میرسلا]] و [[تامن براتیون|تامن]] (Joffrey, Myrcella, and Tommen) هر سه مو بور هستند.{{رف|بتت|45}}
در همان زمان، [[کتلین استارک]] (Catelyn Stark) بانوی [[وینترفل]]، برادر جیمی، [[تیریون]] را به خاطر ظنش برای شرکت داشتن در اقدام به قتلی نا موفق علیه [[برن استارک]] اسیر می کند.{{رف|بتت|28}} جیمی به تلافی اسارت برادرش، ولی ظاهرا برای شروع کردن یک شورش، بی طرفیِ [[گارد پادشاه]]ی را می شکند و به همراه مردان لنیستر، در خیابان های [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) به [[ند استارک|ند]] و مردان شمالی اش حمله می کرد، که نتیجه آن برای هر دو طرف کشته های زیاد و مجروح شدن لرد [[ادارد استارک|استارک]] بود.{{رف|بتت|35}} پس از آن جیمی از [[[بارانداز پادشاه]] فرار می کند و به پدرش ملحق می شود، به همراه سپاهیانش زادگاه بانو [[کتلین استارک|کتلین]]، [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) را تهدید می کند.{{رف|بتت|39}} لرد [[تایوین|لنیستر]]، جیمی را به فرماندهی نیمی از نیرو های [[سرزمین های غربی]] (Westerlands) منصوب می کند.
سپاهیان جیمی، لردهای رودخانه را مورد تهاجم قرار می دهند و نیرویی کوچک را پشت [[گولدن توث]] (Golden Tooth) نابود می کنند، و پس از آن [[نبرد ریورران|یک پیروزی]] دیگر در برابر سر [[ادمور تالی]] (Edmure Tully) بدست می آورد که نتیجه ی آن اسارت وارث [[خاندان تالی|تالی]] و محاصره ی [[ریورران]] (Riverrun) می شود.{{رف|بتت|55}} با این حال، لشکر شمالیِ [[راب استارک]] (Robb Stark) به قصد کمک به [[ریورران]]، جیمی را غافلگیر می کنند. افراد [[راب استارک|راب]] با نشان [[خاندان تالی|تالی]]، در اطراف اردوگاه جیمی تحرکاتی را انجام می دهند تا او را بیرون بکشند. [[راب استارک|راب]] در [[نبرد ویسپرینگ وود]] (Battle of the Whispering Wood) لشکر لنیستر را غافلگیر می کند. جیمی که می دید نبرد را باخته است، شجاعانه می جنگد و سعیش را می کند تا [[راب استارک|راب]] را بکشد، و قبل از اسیر شدنش، [[دارین هورن وود]] (Daryn Hornwood) و پسرانِ لرد [[ریکارد کاراستارک]] (Rickard Karstark) را می کشد.{{رف|بتت|63}} پس از آن، نیروهای استارک_تالی موفق می شوند در [[نبرد اردوگاه ها]] (Battle of the Camps) نیروهای بی رهبر لنیستر را نابود کنند، در نتیجه جیمی در [[ریورران]] زندانی می شود. در همان حین، پس از آن که خواهرش سر [[باریستان سلمی]] (Barristan Selmy) را از کار مرخص می کند، او را به عنوان [[لرد فرمانده گارد پادشاه]]ی (Lord Commander of the Kingsguard) منصوب می شود.{{رف|بتت|57}}


==منابع==
==منابع==


{{منابع|2}}
{{منابع|2}}
۱٬۰۶۹

ویرایش