بیشتر این خطوط داستانی «بازی تاج و تخت» در قاره «وستروس» اتفاق میافتد. با این حال، برخی از داستانها، به ویژه خط داستانی دنریس تارگرین، در قاره «اسوس» جریان داشت. این موضوع به تیم سازنده اجازه میداد تا بخشهای بیشتری از دنیای مارتین را به تصویر بکشند، در حالی که مسیر داستانی دنریس را کاملاً دور از بقیه شخصیتها نگه میداشتند. اما فصل ششم بازی تاج و تخت با یک نقطه عطف بزرگ در داستان به پایان رسید؛ اتفاقی که از آن زمان تا کنون رویکرد شبکه HBO را نسبت به فرانچایز وستروس برای همیشه تغییر داده است.
قسمت پایانی فصل ششم، با نام «بادهای زمستان»، با آغاز سفر طولانی و مورد انتظار دنریس به سوی وستروس به پایان میرسد. او پس از سه فصل حکمرانی در شهر میرین، سرانجام احساس میکند که آماده است تا با ارتش و اژدهایانش به سمت سرزمین مادری خود بادبان بکشد و تاج و تختی را که حق خود میداند، پس بگیرد.
با اینحال، این لحظه نشاندهنده آخرین صحنهای از سریال «بازی تاج و تخت» است که در ایسوس اتفاق میافتد. از قسمت «بادهای زمستان» به بعد، تمام شخصیتهای اصلی که در اسوس بودند، به وستروس میرسند. سایر وستروسیهایی هم که گذرشان به اسوس افتاده بود (مثل تیریون لنیستر، تیون و یارا گریجوی) به همراه ناوگان دنریس و بسیاری از مشاوران اسوسی او از جمله میساندی، کرم خاکستری و واریس به وستروس بازمیگردند.
علاوه بر اینها، آریا استارک نیز در این زمان شهر براووس را برای همیشه ترک کرده بود تا بازگشت باشکوه خود به وستروس را رقم بزند. سر جورا مورمونت نیز در زمان شروع فصل هفتم خودش را به سیتادل رسانده بود.
علاوه بر این، در هیچیک از اسپینآفهای بعدی زمان زیادی به اسوس اختصاص داده نمیشود. تا به امروز، تنها دو قسمت در سریال «خاندان اژدها» خطوط داستانی آن سوی دریای باریک را نشان دادهاند: زندگی زناشویی ناخوشایند دیمون تارگرین در پنتوس در فصل اول، و ملاقات کوتاه تایلند لنیستر با شاراکو لوهار در فصل دوم. سریال «شوالیهای از هفت پادشاهی» نیز در فصل اول خود هیچ حضوری در اسوس ندارد.
برای چندین شخصیت، واژه «اسوس» عملاً به رمزی برای «خروج از سریال» تبدیل شده است. دنریس معشوق خود «داریو ناهاریس» را جا میگذارد تا بر میرین حکومت کند که این کار او را از داستان سریال حذف میکند. در «خاندان اژدها» نیز رینیرا تارگرین به جعل مرگ همسرش لینور ولاریون کمک میکند و به او اجازه میدهد تا همراه با معشوقهاش به اسوس فرار کنند و نقش آنها به پایان برسد. در هر دو مورد، داشتن یک آینده در ایسوس معادلِ “خارج شدن از داستان سریال” است.
چرا داستان تنها به یک قاره محدود شده است؟
تغییر تمرکز از اسوس به این معناست که تأکید بیشتری روی خود وستروس صورت گیرد. اگرچه ماهیت گسترده و پهناور روایت در زمان پخش اولیه «بازی تاج و تخت» بخشی از جذابیت آن بود، اما فصلهای پایانی آن و همچنین سریالهای جدیدتر روی روایتی منسجمتر و متمرکزتر تمرکز دارند.
حضور دنریس، آریا و بقیه بازیگران اصلی در فصلهای ۷ و ۸ در نزدیکی یکدیگر از نظر فیزیکی، به کوچکتر شدن دامنه داستان کمک کرد و تمام توجهات را به سمت نبردهای نهایی بر سر «تخت آهنین» و تهاجم «ارتش مردگان» معطوف ساخت. «خاندان اژدها» داستان یک جنگ داخلی را روایت میکند که وستروس را تا هستهاش میلرزاند؛ بنابراین محدود کردن اکشن به یک قاره باعث میشود که این جنگ احساسی شبیه به درگیری در تمام دنیا را تداعی کند. از طرفی سریال «شوالیهای از هفت پادشاهی» نیز همیشه مقیاس کوچکتری را نسبت به دو سریال قبلی هدفگذاری کرده است و فضایی برای کاوش در یک قاره دوم ندارد.
با این وجود، جای امیدواری است که شبکه HBO قاره اسوس را به طور کامل رها نکند. از «شهرهای آزاد» گرفته تا شهر شرقی «ییتی»، این قاره داستانهای هیجانانگیز بالقوه زیادی برای تعریف کردن دارد. با کمی شانس، یک اسپینآف در آینده، مانند انیمیشن در دست ساخت «نُه سفر دریایی» که ماجراجوییهای دریایی کورلیس ولاریون را دنبال میکند، بتواند بیشتر به کاوش در ایسوس بپردازد.
صرفنظر از اینکه ایسوس هرگز دوباره به صفحه نمایش بازگردد یا خیر، روزهای ابتدایی حضور دنریس در آن سوی دریای باریک، یک نقطه عطف در این فرانچایز بود که کمک کرد تا «بازی تاج و تخت» به غول فرهنگی امروز تبدیل شود.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
