اولیویا کوک، بازیگر نقش الیسنت هایتاور، درباره یکی از مهمترین لحظات قسمت دوم فصل سوم صحبت کرده و توضیح داده است که چرا دیدن سر بریده اتو هایتاور، پدر الیسنت، او را به نقطهای میرساند که دیگر راه بازگشتی برای رابطهاش با رینیرا باقی نمیماند.
کوک میگوید الیسنت در آن لحظه تنها یک احساس دارد؛ «خشمی سوزان و مهارنشدنی.» به گفته او، الیسنت اصلا نمیداند که اتو تمام این مدت زندانی رینیرا بوده یا نه و تصور میکند این اعدام، نخستین تصمیم بزرگ رینیرا پس از نشستن بر تخت آهنین بوده است.
او توضیح میدهد:
«از نگاه الیسنت، رینیرا اولین اقدامش بهعنوان ملکه را با کشتن پدر او آغاز کرده است. به همین دلیل احساس میکند به شکلی عمیق مورد خیانت قرار گرفته است.»
با این حال، کوک تاکید میکند که واکنش الیسنت فقط از خشم ناشی نمیشود. او باور دارد شخصیت الیسنت در آن لحظه با احساسات پیچیدهای روبهرو است؛ از شوک و اندوه گرفته تا درک این حقیقت که جنگ، آخرین بقایای رابطه میان او و رینیرا را نیز از بین برده است.
به گفته این بازیگر، اگرچه الیسنت میدانست جنگ قربانی خواهد گرفت، اما هرگز انتظار نداشت پدرش چنین سرنوشتی پیدا کند. همین موضوع باعث میشود نگاه آخر او به رینیرا، ترکیبی از ناباوری، خشم و شکستی عاطفی باشد.
اولیویا کوک در پایان اشاره میکند که این اتفاق، شکاف میان دو دوست قدیمی را به نقطهای میرساند که دیگر هیچ امیدی برای آشتی باقی نمیگذارد و از این پس، دشمنی میان آنها شخصیتر و بیرحمانهتر از همیشه خواهد بود.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
