سر گرگور کلگین، که بیشتر با نام «کوه» شناخته میشود، از زمان حضورش جایگاه خود را بهعنوان یکی از ترسناکترین شخصیتهای بازی تاج و تخت تثبیت کرده است.
ترکیب قدرت بدنی و خشونت سر گرگور باعث میشود که به نظر برسد یکی از مرگبارترین دشمنان در هفت پادشاهی است.
بااینحال، بازی تاج و تخت بهطرز هوشمندانهای رازی را دربارهی کوه پنهان میکند. این جزئیات کوچک که درست جلوی چشم بینندگان قرار دارد، باعث میشود او بسیار کمتر از آنچه تصور میکنیم تهدیدکننده به نظر برسد.
با وجود تصویری که سریال از او ارائه میدهد، سر گرگور بههیچوجه شکستناپذیر نیست.
سر گرگور نخستین بار در تورنمنت دست پادشاه در فصل اول ظاهر میشود. به لطف قرعهکشی دستکاریشده، او ابتدا با سر هیو از ویل روبهرو میشود؛ هیو که پیشتر ملازم جان ارن فقید بود، پس از مرگ دست سابق پادشاه به مقام شوالیه رسیده بود.
در جریان مسابقهی نیزهزنی، کوه به طرز خشنی سر هیو را میکشد. بخشی از نیزهی شکستهشده در گلوی شوالیهی جوان فرو میرود.
به آسودگی، این اتفاق هیو را ساکت میکند؛ زیرا او شاید تنها فرد در کینگزلندینگ بود که اطلاعات بیشتری دربارهی مرگ مرموز جان ارن داشت.
این در واقع آخرین باری است که کوه واقعاً یک مبارزه را در سریال برنده میشود.
این شوالیهی افسانهای و بیرحم، در ادامه تقریباً تمام دوئلهای مهم خود در سریال را میبازد.
مدت کوتاهی پس از مسابقه با هیو، حریف بعدی گرگور سر لوراس تایرل است. لوراس با سوار شدن بر مادیانی که در فصل جفتگیری قرار دارد، اسب گرگور را منحرف میکند و در نتیجه پیروز میشود.
پس از آن، گرگور بلافاصله وارد مبارزهی دیگری میشود. او پس از کشتن اسب خود، به سمت لوراس حمله میکند، اما برادر کوچکترش، سندور کلگین، معروف به «تازی»، از شوالیهی گلها دفاع میکند.
تازی آنقدر برادر بزرگترش را عقب میراند تا شاه رابرت براثیون بتواند مبارزه را متوقف کند. در این درگیری کوتاه، کاملاً مشخص است که تازی مبارز برتر است.
مبارزهی مهم بعدی کوه در فصل چهارم اتفاق میافتد؛ زمانی که ملکه سرسی لنیستر او را برای نمایندگی از خود در محاکمه با نبرد انتخاب میکند تا گناهکار بودن برادر کوچکترش، تیریون، در قتل شاه جافری براثیون ثابت شود.
گرچه کوه بهشکلی زننده و وحشیانه مبارز تیریون، یعنی شاهزاده اوبرین مارتل را میکشد، اما در حقیقت مبارزه را به مرد دورنی باخته بود.
پس از اینکه اوبرین کوه را به زمین میاندازد، تلاش میکند او را تحریک کند تا به قتل خواهر و خواهرزادههایش اعتراف کند.
اعتمادبهنفس بیش از حد اوبرین در نهایت باعث شد مبارزه و جانش را از دست بدهد، اما پیش از آن، او موفق شده بود گرگور را در مبارزه شکست دهد.
در نهایت، کوه با تازی روبهرو میشود. رویارویی نهایی این دو برادر در جریان حملهی دنریس تارگرین به کینگزلندینگ اتفاق میافتد. این دو دشمن مرگبار، در حالی که ردکیپ در حال فروپاشی است، به یکدیگر خیره میشوند و در میان هرجومرج با هم مبارزه میکنند.
پس از احیای دوبارهی گرگور توسط کایبورن، کوه در برابر حملات تازی مقاومت بیشتری دارد.
در نهایت، سندور باهوشتر از گرگور عمل میکند؛ او به سمت برادرش میپرد و هر دوی آنها را از برج ردکیپ به درون شعلهها پرت میکند.
پس چرا سر گرگور هنوز اینقدر ترسناک است؟
با وجود شکستهای پیاپی او در مبارزات روی صحنه، کوه همچنان به لطف پیروزیهای خارج از تصویر و همچنین جلوهی خیرهکنندهی قدرت بدنیاش، هالهای ترسناک و قوی برای خود حفظ میکند.
در طول سریال، بارها دربارهی پیروزیهای بزرگ کوه میشنویم. برای مثال، در اوایل سریال گفته میشود که او در حال غارت ریورلندز است. بعدها نیز میشنویم که او توانسته بهراحتی بریک دونداریون را شکست دهد و بکشد؛ همان مردی که ند استارک برای اجرای عدالت به سوی سر گرگور فرستاده بود.
مرگ بریک به شکلگیری تصویر کوه بهعنوان یک جنگجوی وحشتناک کمک میکند، اما این اتفاق خارج از صحنه رخ میدهد و بینندگان آن را نمیبینند.
علاوه بر این، کوه معمولاً حریفانش را با دقت انتخاب میکند. او اغلب افراد غیرمسلح و غیرنظامیان را هدف قرار میدهد و بهجای درگیر شدن در یک مبارزهی واقعی، با قدرت بدنی شگفتانگیزش آنها را از بین میبرد.
در دوران حضور آریا استارک در هرنهال، صرفاً حضور و هالهی ترسناک گرگور برای مطیع نگه داشتن زندانیان کافی است، اما او شخصاً به هیچیک از آنها آسیب نمیرساند.
از آن زمان به بعد نیز معمولاً او را در حال حمله به دشمنانی میبینیم که آمادگی ندارند، بهخصوص پس از زنده شدن دوبارهاش. او چندین نفر از دشمنان سرسی از جمله اعضای زیادی از مذهب هفت را نه با مهارت واقعی در مبارزه، بلکه با قدرت خام بدنیاش میکشد.
همانطور که بران هنگام توضیح مبارزهی خودش را با کوه پیشبینی میکند، سر گرگور حریفی قابل شکست است؛ البته به شرطی که دشمنش با احتیاط و هوشیاری مبارزه کند.
گرگور برای ترساندن دشمنانش به بدنامی، خشونت و قدرت بدنیاش تکیه میکند، اما در واقعیت، او بهاندازهی جنگجوهای دیگر که در طول سریال میبینیم، مبارز بزرگی نیست.
با وجود شکستهای مکررش در مبارزات روی صحنه، بازی تاج و تخت همچنان موفق میشود کوه را بهعنوان حریفی ترسناک و تقریباً شکستناپذیر به تصویر بکشد؛ بهطوری که وقتی شخصیتها موفق به غلبه کردن بر او میشوند، به نظر میرسد کار تقریباً غیرممکنی انجام دادند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش

