سریال با نمایش یک دیدار حماسی میان دو برادر و دشمن سابق، یعنی اگان دوم و ایموند، بینندگان را غافلگیر کرد. در کتاب اگان در این مقطع از داستان قرار نیست در هرنهال باشد و اشارهای به چنین دیداری نیز نشده است و تردیدی وجود ندارد که این تغییر، همهچیز را برای ورود به فصل چهارم تغییر میدهد؛ بهویژه برای اگان.
در قسمت آخر فصل سوم، شاهد بودیم که آخرین حرکت اگان پرواز به سوی هرنهال بود؛ جایی که ایموند، برادرش، را پیدا کرد؛ همان برادری که اگان قسم خورده بود اگر فرصتی پیدا کند او را خواهد کشت. بااینحال، اگان در این قسمت، ایموند را نمیکشد؛ اتفاقی که بسیار غیرمنتظره است. در عوض، او از ایموند میخواهد به او بپیوندد تا پیش از آنکه تاجوتخت آهنین را از خواهر ناتنیشان، رینیرا، پس بگیرند، اورموند هایتاور و دیرون تارگرین را شکست دهند!
اما در کتاب، داستان اگان کمی متفاوت پیش میرود.
بله، اگان پیش از حمله رینیرا از رد کیپ خارج میشود. او مدتی از جایی به جای دیگر میرود تا سرانجام در دراگوناستون مخفی میشود؛ اگان در آنجا صرفن استراحت میکند و تلاش دارد درد ناشی از جراحات و آسیبهای وحشتناکش را تحمل کرده و تا حد امکان از آن رهایی پیدا کند.
اگان در جریان ادامه یافتن و طولانی شدن جنگ، همراه با «دو تام» مخفی میشود؛ یعنی پدر و پسری به نامهای تام تنگلبرد و تام تنگلتونگ. سرانجام، اگان و لاریس آنقدر صبر میکنند تا رینیرا کنترل و قدرت خود را از دست بدهد. سپس، در زمان مناسب، با کمک سانفایر که اگان را در دراگوناستون پیدا میکند، قیام کرده و دراگوناستون را تصرف میکنند.
مشخص نیست که سانفایر از حضور اگان در آنجا اطلاع داشته یا اینکه صرفن به مکانی که در آن متولد شده بود بازگشته است. در هر صورت، اگان از این مزیت استفاده میکند تا قلعه را مخفیانه تصرف کند. تنها بیلا تارگرین و موندنسر تلاش میکنند جلوی اگان را بگیرند و درگیری بزرگی میان اگان و سانفایر از یک سو و بیلا و موندنسر از سوی دیگر شکل میگیرد.
اگان و سانفایر در این نبرد پیروز میشوند و اگان رسمن کنترل دراگوناستون را به دست میگیرد. سپس منتظر میماند و این انتظار نتیجهای بسیار ارزشمند برای او دارد. مدتی بعد، رینیرا پس از فرار از کینگز لندینگ به خانه بازمیگردد، اما دشمن خود را در انتظارش میبیند.
در کتاب، افراد بسیار کمی میدانند که اگان هنوز زنده است و حتا تعداد کمتری از محل اختفای او خبر دارند. اگان حتا پس تصرف دراگون استون اطمینان حاصل میکند که این راز در همان جزیره باقی بماند.
اما در سریال همه میدانند او از مرگ برگشته و جنگ نیز ادامه دارد. اما میدانیم که اگان به دلیل جراحاتش عملن قادر به مبارزه نیست، ولی برایمان دشوار است باور کنیم که اگان اجازه دهد جنگ همینطور ادامه پیدا کند، در حالی که هنوز ایموند و به نوعی، ویگار را در اختیار دارد.
با توجه به اینکه کینگز لندینگ و احتمالن سایر نقاط هفت پادشاهی پس از وقایع اخیر در سپت بزرگ بیلور و تامبلتون، رسمن از رینیرا خسته شدهاند، اگان بیش از هر زمان دیگری دلایل کافی برای بازگشت به صحنه دارد. اگر چنین اتفاقی بیفتد و اگان دوباره در مرکز توجه قرار بگیرد، دیگر غیرممکن خواهد بود که بتواند مخفیانه خود را به دراگوناستون برساند.
بزرگترین غافلگیری سریال همچنان میتواند در فصل چهارم اتفاق بیفتد، اما اگان باید در موقعیت مناسبی قرار بگیرد تا این اتفاق دقیقن به شکلی که لازم است رقم بخورد.
ایموند همین اواخر به الیسنت گفت که قرار است که هرنهال را به خانه خود در کنار آلیس ریورز تبدیل کند و منتظر بماند تا رینیرا کنترل اوضاع را از دست بدهد. سپس او آماده خواهد بود تا در زمان مناسب وارد عمل شود.
خب، اگر فرض کنیم ایموند این نقشه را با اگان در میان بگذارد، ممکن است شاهد این باشیم که اگان دوباره از دیدها پنهان شود، خود را به دراگوناستون برساند و پس از وقوع چند رویداد مهم دیگر، در پایان این داستان رینیرا را غافلگیر کند. حتا ممکن است اگان و ایموند به سمت تامبلتون حرکت کنند.
اگان در این مقطع از داستان در جایی قرار ندارد که طبق روایت اصلی باید باشد و نویسندگان باید خیلی سریع تصمیمهای مهمی بگیرند تا اگان را به جایگاه درست خود در داستان برسانند و امکان رقم خوردن آن غافلگیری را فراهم کنند.
پس از تماشای قسمت پایانی، میفهمیم چرا لازم بود اگان دوباره با ایموند ملاقات کند و این رشد شخصیتی را در او نشان دهند. در تمام فصل، تنها هدف اگان این بود که آنقدر زنده بماند تا بتواند ایموند را بکشد. اما وقتی فصل سوم به پایان میرسد، هدف او کاملن متفاوت شده است.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
