پرش به محتوا

جوجن رید: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۶۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در حال ترجمه|[[کاربر:King Dain|King Dain]] ([[بحث کاربر:King Dain|بحث]])}}
{{اطلاعات اشخاص
{{اطلاعات اشخاص
| نام_شخصیت = [[پرونده:Reed coat of arms.png|50px|راست]] جوجن رید [[پرونده:Reed coat of arms.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jojen_and_Meera_Reed.jpg|بندانگشتی|250px|جوجن و میرا رید اثز Amok]]
| نام_شخصیت = [[پرونده:Reed coat of arms.png|50px|راست]] جوجن رید [[پرونده:Reed coat of arms.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Jojen_and_Meera_Reed.jpg|بندانگشتی|250px|جوجن و میرا رید اثز Amok]]
خط ۲۴: خط ۲۳:


==گذشته==
==گذشته==
در زمان کودکیش ، جوجن مبتلا به تب گری واتر (Greywater Fever) شد و در شرف مرگ قرار گرفت. در این هنگام [[کلاغ سه چشم|کلاغی سه چشم]] (Three-eyed Crow) به دیدار او آمد و قدرت سبزبینی ، که باعث ایجاد رویاهای پیشگویانه شد ، را به او اعطا کرد. یکی از این رویاها در مورد گرگی در زنجیر بود که کلاغ سه چشم تلاش می کرد تا او را رها سازد. وقتی جوجن در مورد این رویا با پدرش ، هاولند رید ، صحبت کرد ، پدرش او و خواهرش را به وینترفل فرستاد.{{رف|نش|28}}
در زمان کودکیش ، جوجن مبتلا به تب [[گری واتر]] (Greywater Fever) شد و در شرف مرگ قرار گرفت. در این هنگام [[کلاغ سه چشم|کلاغی سه چشم]] (Three-eyed Crow) به دیدار او آمد و قدرت سبزبینی ، که باعث ایجاد رویاهای پیشگویانه شد ، را به او اعطا کرد. یکی از این رویاها در مورد گرگی در زنجیر بود که کلاغ سه چشم تلاش می کرد تا او را رها سازد. وقتی جوجن در مورد این رویا با پدرش ، هاولند رید ، صحبت کرد ، پدرش او و خواهرش را به وینترفل فرستاد.{{رف|نش|28}}


[[پرونده:Mustamirri reedscamping.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|جوجن و میرا در راه وینترفل اثر : Mustamirri]]
==وقایع اخیر==
==وقایع اخیر==
===نزاع شاهان===
===نزاع شاهان===
خط ۴۷: خط ۴۷:
وقتی جوجن و همراهانش از سرداب ها خارج می شوند ، متوجه می شوند که قلعه سوخته و اهالی آن کشته شده اند. در جنگل خدایان ، لوین در حال مرگ به اشا پیشنهاد می کند که بچه های استارک از هم جدا شوند. اشا تصمیم می گیرد که ریکان را با خود به جنوب ببرد و جوجن می گوید که آن ها هم برن را با خود می برند. بعد از جداییشان ، میرا ، هودور ، برن و جوجن به سمت شمال حرکت می کنند.{{رف|نش|69}}
وقتی جوجن و همراهانش از سرداب ها خارج می شوند ، متوجه می شوند که قلعه سوخته و اهالی آن کشته شده اند. در جنگل خدایان ، لوین در حال مرگ به اشا پیشنهاد می کند که بچه های استارک از هم جدا شوند. اشا تصمیم می گیرد که ریکان را با خود به جنوب ببرد و جوجن می گوید که آن ها هم برن را با خود می برند. بعد از جداییشان ، میرا ، هودور ، برن و جوجن به سمت شمال حرکت می کنند.{{رف|نش|69}}


[[پرونده:Meera Jojen The Neck.jpg|بندانگشتی|چپ|450px|میرا و جوجن در نک اثر Amok]]
==یورش شمشیرها==
==یورش شمشیرها==


وقتی که برن در خرابه های [[برج تامبل داون]] (Tumbledown Tower) از خوابی که در آن مبدل به گرگ شده ، بیدار می شود ، جوجن ، که [[ننه پیر]] (Old Nan) به خاطر وقارش به او لقب پدربزرگ کوچک را داده ، به برن در مورد ماندن در حالت گرگش ، [[سامر]] (Summer) ، هشدار می دهد. سفر به شمال برای آن ها خطرناک است و برن در مورد موهبتی که به عطا شده ، در صورتی که در برج باقی بمانند ، چیزی یاد نخواهد گرفت. بعد از درنظرگرفتن این که به پرچم داران خاندان استارک پناه ببرند ، برن به رید ها می گوید که می خواهد پرواز کند و این که او را به نزد کلاغ سه چشم ببرند.{{رف|یش|9}}


در حین پیشروی آن ها به سمت شمال ، جوجن تاکید می کند که از جاده فاصله بگیرند چرا که مسافران جاده در مورد یک غول ، پسری فلج و یک گرگ در همه جا صحبت خواهند کرد. سامر برای آن ها غاری پیدا می کند که یکی از اعضای [[خاندان لیدل]] (House Liddle) در آن حضور دارد و غذایش را با آن ها به اشتراک می گذارد و هشدار می دهد که [[جاده شاهی]] (Kingsroad) مکانی خطرناک شده است. وقتی که آن فرد می گوید که اوضاع زمانی که یک استارک در وینترفل بود ، با الان فرق می کرد ، جوجن می گوید که گرگ ها دوباره بازمی گردند. صبح ، آن مرد آن جا را ترک می کند ولی مقداری غذا برای آن ها باقی می گذارد.{{رف|یش|24}}
آن ها به روستایی محتاج به تعمیر در [[نیو گیفت]] (New Gift) می رسند که مستحکم ترین ساختمانش یک مهمان خانه است که فقط چند دیوارش پابرجایند. آن ها برای نجات از طوفان در [[کویینز کراون]] (Queenscrown) ، که یک بند بر روی دریاچه است ، پناه می گیرند ولی آن ها مردانی را در روستا می بینند که مشخص می شود که یکی از آن ها جان اسنو است ، که از وحشی ها فرار می کند. برن به درون سامر ، وارگ می کند و به وحشی هایی که جان را تعقیب می کنند ، حمله می کند. سامر سه نفر از آن ها را می کشد ولی تیری به شانه اش اصابت می کند. گروه تا روز بعد که وحشی ها آن جا را ترک می کنند در بند باقی می ماند.{{رف|یش|40}}{{رف|یش|41}}
آن ها به [[نایت فورت]] (Nightfort) ، قلعه ای که جوجن در رویا دیده ، می رسند ولی نمی توانند به آن سوی دیوار بروند. آن ها تصمیم می گیرند که شب را برای محافطت از خود در آشپزخانه سر کنند. در حین خوابیدن ، جوجن بیان می کند که شاید او یک رویای سبز ببیند که راه را به او نشان دهد. وقتی که آن ها صدای چیزی را که از چاه بیرون می آید ، می شنوند ، میرا آن شخص را در تورش می اندازد و با نیزه غورباقه ای (Frog Spear) خود نگه می دارد. وقتی که آتش به بالا زبانه می کشد ، آن ها یک دختر ، [[گیلی]] (Gilly) ، یک بچه به همراه او و [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) را می بینند. سم به او می گوید که آن ها از طریق [[دروازه سیاه]] (The Black Gate) ، که به قدمت خود [[دیوار]] است ، به آن جا آمده اند. سم مجبور است آن ها را به دروازه سیاه ببرد ، چرا که فقط یکی از اعضای [[نگهبانان شب]] (Night’s Watch) می تواند دروازه را باز کند. سم توضیح می دهد که او و همراهانش به وسیله [[کلدهنز]] (Coldhands) ، که لباس سیاه نگهبانان شب را پوشیده ولی پوستی رنگ پریده داشته ، نجات یافته اند. کلدهندز با او نیامده چرا که طلسم های در هم تنیده دیوار این اجازه را به او نمی دهند. میرا ، جوجن ، هودور و برن از دروازه سیاه عبور می کنند.{{رف|یش|56}}
==رقصی با اژدهایان==
گروه به همراه کلدهنز به سمت شمال دیوار ، برای پیدا کردن کلاغ سه چشم ، حرکت می کنند.{{رف|ربا|4}} آن ها به [[غار کلاغ سه چشم]] می رسند ولی مورد تهاجم [[وایت]] هایی (Wights) که بیرون ورودی غار بودند ، قرار می گیرند. میرا به دلیل ضعف جوجن در حرکت او را بر پشت خود کول می کند. گروه ، باقی مانده [[فرزندان جنگل]] و کلاغ سه چشم را در غار ملاقات می کنند.{{رف|ربا|13}} جوجن به افسردگی و تسلیم در مقابل سرنوشت دچار می شود و می خواهد که به خانه ، [[گری واتر واچ]] (Greywater Watch) ، بازگردد. میرا در هنگام صحبت کردن با برن می گوید که جوجن رویایی سبز در مورد بازگشتش به گری واتر واچ و سرنوشتش دیده که مفهوم بدی دارد.{{رف|ربا|34}}
===نقل قول های جوجن===
{{نقل قول|من خواب مردی که امروز اومد دیدم همونی که بهش میگن ریک. تو و برادرت در مقابل پاهاش مرده افتاده بودین و اون داشت پوست صورتتون با یه چاقوی بلند و قرمز می کند.{{رف|نش|35}}|جوجن به [[برن استارک]]}}
{{نقل قول|اگه یخ بتونه بسوزه پی عشق و نفرتم میتونن با هم باشن.{{رف|یش|24}}|جوجن به [[برن استارک]]}}


==منابع==
==منابع==
{{منابع|2}}
{{منابع|2}}
[[رده:اشراف زادگان]][[رده:خاندان رید]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:سبزبینی]]
[[en:Jojen Reed]]
[[en:Jojen Reed]]
۱۱۳

ویرایش