پرش به محتوا

جور مورمونت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۳
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۱: خط ۴۱:
=== یورش شمشیر ها ===
=== یورش شمشیر ها ===


درحالیکه منتظر بازگشت آخرین گروه اعزامی بودند، نگهبانان شب در منطقه ی «مشت نخستین انسانها» مورد حمله ی وایت ها، قرار گرفتند. انسجام نگهبانان شب، شکسته شد، و مورمونت بازماندگان را به سمت منزل کرستر هدایت کرد. در منزل کرستر، بعد از اینکه سم گفت چگونه توسط خنجر [[ابسیدان|ابسیدانی]] که جان بهش داده بود، یک [[آدر]] را کشت، او (مورمونت) دریافت که بیش از هزار ساله، که نگهبانان شب، هدف اصلی خود را که دفاع از دیوار بود، فراموش کرده است. او از [[سمول تارلی|سم]] پرسید: « اگر تیغه [[شمشیر اژدها]] dragonglass)، اون چیزیه که برای کشتن آنها احتیاج است، چرا هیچ یک از مردان دیوار به آن مجهز نیستند؟» سم پاسخ داد :«ما هیچوقت نمی دانستیم ... »، مورمونت فریاد زد: «ما نمی دانستیم! ولی باید یکروزی این را میفهمیدیم! نگهبانان شب، هدف اصلی خودش را از یاد برده، تارلی! تو یک دیوار 700 فوتی را برای محافظت از دزدی وحشی ها نمیسازی! این دیوار برای محافظت از قلمروی مردم ساخته شده...، نه برای غلبه بر مردمی دیگر، نه برای وحشی ها اگه بخوای درست به قضیه نگاه کنی! خیلی مدته تارلی، صدها و هزاران ساله که ما چشمانمان را بر روی دشمن اصلیمون بستیم، در حالیکه او اکنون اینجاست و ما نمیدانیم چگونه به مبارزه با آن بپردازیم»
درحالیکه منتظر بازگشت آخرین گروه اعزامی بودند، نگهبانان شب در منطقه ی «مشت نخستین انسانها» مورد حمله ی وایت ها، قرار گرفتند. انسجام نگهبانان شب، شکسته شد، و مورمونت بازماندگان را به سمت منزل کرستر هدایت کرد. در منزل کرستر، بعد از اینکه سم گفت چگونه توسط خنجر [[ابسیدان|ابسیدانی]] که جان بهش داده بود، یک [[آدر]] را کشت، او (مورمونت) دریافت که بیش از هزار ساله، که نگهبانان شب، هدف اصلی خود را که دفاع از دیوار بود، فراموش کرده است. او از [[سمول تارلی|سم]] پرسید: « اگر تیغه [[شمشیر اژدها]] dragonglass)، اون چیزیه که برای کشتن آنها احتیاج است، چرا هیچ یک از مردان دیوار به آن مجهز نیستند؟» سم پاسخ داد :«ما هیچوقت نمی دانستیم ... »، مورمونت فریاد زد:  
{{اسپویلر|مدتی بعد، در یک شورش، مورمونت توسط افراد خود کشته شد. در هنگام مرگ از تارلی میخواهد، که وصیتش را به پسرش برساند، که گناهان او را بخشیده، و از او میخواهد که به خانه برگرده، و با پیوستن به سیاه پوشان، از تبعید رهایی پیدا کند.{{رف|یش|33}}}}
{{نقل قول|ما نمی دانستیم! ولی باید یکروزی این را میفهمیدیم! نگهبانان شب، هدف اصلی خودش را از یاد برده، تارلی! تو یک دیوار 700 فوتی را برای محافظت از دزدی وحشی ها نمیسازی! این دیوار برای محافظت از قلمروی مردم ساخته شده...، نه برای غلبه بر مردمی دیگر، نه برای وحشی ها اگه بخوای درست به قضیه نگاه کنی! خیلی مدته تارلی، صدها و هزاران ساله که ما چشمانمان را بر روی دشمن اصلیمون بستیم، در حالیکه او اکنون اینجاست و ما نمیدانیم چگونه به مبارزه با آن بپردازیم}}{{اسپویلر|مدتی بعد، در یک شورش، مورمونت توسط افراد خود کشته شد. در هنگام مرگ از تارلی میخواهد، که وصیتش را به پسرش برساند، که گناهان او را بخشیده، و از او میخواهد که به خانه برگرده، و با پیوستن به سیاه پوشان، از تبعید رهایی پیدا کند.{{رف|یش|33}}}}


== نقل قول های مورمونت ==
== نقل قول های مورمونت ==
۳۳۱

ویرایش