پرش به محتوا

ایریس تارگرین دوم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۷۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ اوت ۲۰۱۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۰: خط ۷۰:
نافرمانی داسکندیل آغاز جنون ایریس و کشیده شدن او به سمت دیوانگی بود. ایریس عمیقا از زندانش زده شده بود و برای مدتی طولانی از ترک کردن [[قلعه سرخ]] (Red Keep) امتناع میکرد. طبیعت حسود و شکاک او بد تر شد و تبدیل به پارانویا و دیدن توهم و شواهد خیانت در همه جا گشت. پادشاه دیگر حتی به زن، وارث و مخصوصا دستش اعتماد نداشت و همه ی آنان دریافتند که شادی او در داسکندیل از دست رفته بود. ایریس آوازه ی استعداد [[واریس]] (Varys) را در خصوص جمع آوری اطلاعات شنید و او را به سمت ارباب نجوا ها منصوب کرد و اعتقاد داشت که تنها یک خارجی تبعه بدون داشتن هیچ گونه وفاداری در [[وستروس]]، می تواند به او درباره خطرات بالقوه هشدار دهد. ایریس دمدمی مزاج و به طور فزاینده ای مجذوب آنش به خصوص ماده قابل اشتعالی به نام [[آتش وحشی]] (Wild Fire) شده بود. ایریس شروع به استفاده از آتش وحشی برای اجرای عدالت در حق خائنین کرد. این کار او را تحریک می کرد و در حالی که او وهمسرش برای چند سال در اتاق های جداگانه خوابیده بودند و از هم بستر شدن با هم اجتناب میکردند، ایریس همیشه بعد از اعدام افراد به وسیله ی آتش، ادعای حقوق ازدواجش را می کرد و به طرز وحشیانه ای از او در بستر، سوء استفاده می کرد.
نافرمانی داسکندیل آغاز جنون ایریس و کشیده شدن او به سمت دیوانگی بود. ایریس عمیقا از زندانش زده شده بود و برای مدتی طولانی از ترک کردن [[قلعه سرخ]] (Red Keep) امتناع میکرد. طبیعت حسود و شکاک او بد تر شد و تبدیل به پارانویا و دیدن توهم و شواهد خیانت در همه جا گشت. پادشاه دیگر حتی به زن، وارث و مخصوصا دستش اعتماد نداشت و همه ی آنان دریافتند که شادی او در داسکندیل از دست رفته بود. ایریس آوازه ی استعداد [[واریس]] (Varys) را در خصوص جمع آوری اطلاعات شنید و او را به سمت ارباب نجوا ها منصوب کرد و اعتقاد داشت که تنها یک خارجی تبعه بدون داشتن هیچ گونه وفاداری در [[وستروس]]، می تواند به او درباره خطرات بالقوه هشدار دهد. ایریس دمدمی مزاج و به طور فزاینده ای مجذوب آنش به خصوص ماده قابل اشتعالی به نام [[آتش وحشی]] (Wild Fire) شده بود. ایریس شروع به استفاده از آتش وحشی برای اجرای عدالت در حق خائنین کرد. این کار او را تحریک می کرد و در حالی که او وهمسرش برای چند سال در اتاق های جداگانه خوابیده بودند و از هم بستر شدن با هم اجتناب میکردند، ایریس همیشه بعد از اعدام افراد به وسیله ی آتش، ادعای حقوق ازدواجش را می کرد و به طرز وحشیانه ای از او در بستر، سوء استفاده می کرد.
   
   
روابط ایریس و لرد تایوین به سرعت بد تر می شد. بر اساس گفته ی سر باریستان، تمایل ایریس به همسر تایوین، جوانا لنیستر، این وضعیت را بد تر می کرد. اگرچه تایوین به ازدواج سرسی با شاهزاده ریگار بعد از توهین ایریس در لنیسپورت امیدوار بود، اما دو سال بعد ایریس تصمیم گرفت که با ازدواج شاهزاده ریگار با [[الیا مارتل]] (Elia Martell)، [[دورن]] (Dorne) را بیشتر به تخت آهنین نزدیک کند. بعداً، ایریس بزرگترین پسر (و تنها پسر توانا از لحاظ جسمی) تایوین، [[جیمی لنیستر|جیمی]] (Jaime) را به عنوان جوانترین شوالیه گارد پادشاهی انتخاب کرد. هم جیمی و هم تایوین به این باور رسیده بودند که مقصود ایریس از این کارش نه افتخار بلکه محروم کردن تایوین از وارثی ارزشمند و گروگان گرفتن جیمی برای مطمئن شدن از وفاداری تایوین و [[خاندان لنیستر]] (House Lannister)به سلطنت بود. سرانجام تایوین خشمگین شد و بهانه ای جزئی پیدا کرد و به کسترلی راک بازگشت. ایریس به جای او [[اون مری وتر]] (Owen Merryweather)، پیر مردی مهربان اما نه خیلی شایسته را به عنوان دست خود انتخاب کرد که تمایل زیادی به برپا کردن ضیافت و چاپلوسی از شاه داشت.




۱٬۹۴۶

ویرایش