«

»

بررسی کامل استنیس براتیون به عنوان یک فرمانده ی نظامی – بخش اول

812225009_106323

هر چه لرد ها به پادشاه خود شک داشتند،  افراد وی به پادشاهشان ایمان داشتند. استنیس ارتش وحشی های  منس ریدر را در دیوار خرد کرد و آشا گریجوی و آهن زاده هایش را از دیپ وود موت  بیرون راند. او  برادر رابرت است. پیروز نبرد معروف دریایی که در جزیره ی زیبا رخ داد و در طول قیام رابرت استورمزاند را نگه داشت.  و او کسی است که شمشیر قهرمان را حمل میکند، لایت برینگر شمشیری که در شب هم می درخشد.

رقصی با اژدهایان، فصل ۴۲، پاداش شاه

 مقدمه

در این مقاله قصد داریم تا استنیس براتیون را از نظر فرماندهی نظامی مورد بررسی قرار دهیم. این مقاله ۳ بخش اصلی خواهد داشت: بخش اول مربوط به اتفاقات قبل از وقایع کتاب، بخش دوم مربوط به نبرد پنج پادشاه و بخش سوم مربوط به جنگ های استنیس در شمال هستند.
استنیس براتیون یکی از شخصیت های محبوب در بین طرفداران سریال است هرچند که کمتر از شخصیت های اصلی کتاب طرفدار دارد. به نظر میاید که طرفدار ها نبوغ، آزادی و شخصیت شرافت مند استنیس را دوست دارند. ولی یکی از جنبه های شخصیت استنیس که معمولا به آن اشاره نشده نقش استنیس به عنوان یک فرمانده نظامی می باشد. استنیس یکی از با تجربه ترین فرماندهان نظامی در وستروس است. به عقیده ی من اون درک بالایی از استراتژی های نظامی و حتی بیشتر از آن در تاکتیک های نظامی دارد. می شود گفت اون بهترین فرمانده نظامی در وستروس است.

 عزم آهنین: محاصره ی استورمزاند

من استورمزاند رو براش نگه داشتم، در حالی که میس تایرل و پکستر ردواین زیر دیوار های من ضیافت برگزار میکردن، من شاهد گرسنگی کشیدن افرادم بودم. رابرت ازم تشکر کرد؟ نه. اون از استارک به خاطر رفع محاصره تشکر کرد درحالی که ما به خوردن موش و سبزیجات تند روی آورده بودیم. من به دستور رابرت ناوگان سلطنتی رو ساختم و دراگون استون رو به نام اون فتح کردم.

نزاع پادشاهان، مقدمه

814511746_67808 استنیس دومین پسر لرد استفون براتیون و بانو کاسانا استرمونت است. او که شخصیتی جدی داشت با مرگ والدینش از قبل هم جدی تر شد. وقتی برادر بزرگترش رابرت علیه تخت آهنین قیام کرد، استنیس با اکراه به قیام پیوست. رابرت از استنیس خواست تا در حالی که خود بخش بزرگ تر ارتش را به سمت غرب می برد، استنیس از استورمزاند محافظت کند. وقتی رابرت در نبرد اشفورد توسط نیرو های میس تایرل ( در واقع رندیل تارلی ) شکست خورد، راه برای نیرو های وفادار به خاندان تارگرین باز شد تا به سمت استورمزاند حرکت کنند.

ارتش تایرل ها بیرون دیوار های استورمزاند اردوگاه زدند و در همان زمان ناوگان سلطنتی به فرماندهی لرد پکستر ردواین خلیج شیپ برکر را مسدود کردند. شاید فرمانده ای دیگر از جنگ دست برمیداشت، شاید فرمانده ای دیگر شرایط شرافتمندانه ای را برای تسلیم شدن قبول میکرد. ولی استنیس هیچ کدام از این کار ها رو نکرد. به او فرمان داده شده بود که قلعه را حفظ کند و او این کار را کرد گرچه بهای سنگینی داشت.

در اینجا استنیس دو وجه از ویژگی هایی که او را به عنوان یک فرمانده تعریف میکند به نمایش میگذارد: شجاعت و وفاداری. او ترجیح میداد بمیرد ولی از دستورات برادرش سرپیچی نکند.

به علاوه تعدادی از طرفداران پرسیده بودند که چرا سربازان استنیس نیز اینقدر به او وفادار هستند؟ به نظر من این به دلیل این است که خود استنیس نیز تمام سختی های سربازانش را تحمل می کند. من فکر می کنم اگر یک فرمانده خود نیز مانند سربازانش بجنگد و سختی بکشد افرادش نیز به او وفادار مانده و از او پیروی میکنند.

812730318_91633در واقع فقط یک تلاش برای تسلیم کردن استورمزاند توسط سر گاون وایلد انجام شد که آن هم با کشته شدن این شوالیه به دست استنیس به جرم خیانت خاطمه یافت و او قلعه را حفظ کرد. استنیس یک سال تمام از تسلیم شدن سرباز زد و دقیقا زمانی که هیچ آذوقه ای در قلعه نمانده بود و افراد حتی به خوردن موش های قلعه روی آورده بودند، محموله ای از پیاز و ماهی نمک سود شده که توسط داووس مخفیانه وارد استورمزاند شد جان افراد استنیس را نجات داد. و به این ترتیب استنیس قلعه را در مقابل قوای میس تایرل حفظ کرد.

به دنبال نتیجه ی نبرد ترایدنت و غارت بارانداز شاه، ند استارک ارتش خود را به منظور پایان دادن به محاصره ی استورمزاند به سرزمین های طوفان برد. قوای تایرل ها با شنیدن اخبار جنگ ترایدنت و نزدیک شدن ند استارک تسلیم شدند و به رابرت براتیون سوگند وفاداری خوردند.

در داستان به صورت مستقیم اشاره ای به این که استنیس از اهمیت وظیفه اش آگاه بوده،  نشده است ولی من معتقدم که استنیس به خوبی از این که تلاشش در مشغول کردن یکی از بزرگ ترین ارتش های وفادار به خاندان تارگرین چقدر مهم بوده است آگاهی داشته. همچنین فکر می کنم او می دانست که نگه داشتن استورمزاند فقط بخاطر شرافت و افتخار دلیلی کافی برای حفظ قلعه به مدت یکسال نبوده است. حدس من این است که استنیس از اهمیت استراتژیک حفظ استورمزاند باخبر بوده است. در حالی که رابرت ناعادلانه ند استارک را عامل پیروزی خود میدانست، این مقاومت استنیس بود که مستقیما باعث پیروزی رابرت در نبرد ترایدنت شد.

دانشنامه ی نغمه ای از آتش و یخ در این مورد نوشته است : «حفظ موفقیت آمیز استورمزاند توسط استنیس با مشغول کردن ارتش تایرل ها و جلوگیری از پیوستن آن ها به  نیرو های ریگار در جنگ ترایدنت بسیار به قیام کمک کرد و مانع برتری عددی ارتش ریگار و پیروزی آن ها شد.»

حمله از دریا و زمین : درگون استون

 812707696_97312

بعد از حفظ کردن استورمزاند به مدت یکسال، این طور به نظر می آمد که استنیس کمی از جنگ فاصله بگیرد ولی این اتفاق نیافتاد. به استنیس مأموریت داده شد تا قلعه ی درگون استون، مقر باستانی خاندان تارگرین را فتح کند. با استفاده از بخشی از ناوگان پکستر ردواین که حالا دیگر به پادشاه جدید سوگند خورده بود و ساختن یک ناوگان جدید، اسننیس آماده ی یورش به درگون استون شد.

اگرچه ما از جزئیات جنگ اطلاعی نداریم ولی این را می دانیم که استنیس هجوم به درگون استون را از عرشه ی کشتی اش «خشم» فرماندهی کرد. (نزاع پادشاهان، فصل سوم داوس) این بهترین موقعیت برای فرماندهی و کنترل نیروها را به استنیس میداد. این شاید مهمترین جنبه ی تاکتیکی فرماندهی استنیس است.

ما همچنین می دانیم که استنیس در فتح قلعه ی جزیره که آخرین مقر خاندان تارگرین به شمار می رفت موفق بود. ولی حمله ای که از زمین و دریا انجام شود و با محاصره همراه باشد از سخت ترین وظایفی است که یک ارتش و نیروی دریایی می توانند انجام دهند. استفاده از ادوات نظامی یکپارچه و هماهنگ به احتمال زیاد کلیدی برای پیروزی در این نبرد بوده است. حقیقت این است که او توانست با موفقیت تمام خود را با شرایط وفق دهد و در حالی که ما نمی دانیم آیا او قبلا هرگز فرماندهی ناوگانی را به عهده داشته یا نه ولی او این کار را در درگون استون انجام داد. تنها نقطه ی سیاه در این نبرد برای استنیس فرار کردن ویسریس و دنریس به ایسوس بود. خطایی که رابطه ی نه چندان صمیمی بین رابرت و استنیس را سرد تر کرد. هر چند که من به شخصه به استنیس حق می دهم که احساس کند رابرت ناعادلانه با او رفتار کرده و او را برای از دست دادن آخرین اعضای خاندان تارگرین مقصر دانسته.

من به دستور رابرت یک ناوگان ساختم و درگون استون رو به نامش فتح کردم. هیچ وقت دستم رو گرفت که بگه: آفرین برادر، بدون تو چه کار می تونستم بکنم!؟ نه، اون من رو مقصر دونست به خاطر این که گذاشته بودم ویلم دری ویسریس و بچه رو فراری بده! انگار می تونستم جلو اش رو بگیرم!

نزاع پادشاهان، مقدمه

عملیات برنامه ریزی شده: جزیره ی فیر و گریت ویک

در اولین شورش بیلون گریجوی، ویکتاریون و کشتی اش «طوفان طلایی» توسط استنیس براتیون و کشتی «خشم» شکست خوردند و ویکتاریون به اسارت استنیس درآمد و ناوگان آهنین در هم شکست.

ضیافتی برای کلاغ ها، فصل اول، پیام آور

811840393_135790

با این که رابرت و استنیس تفاوت هایی دارند ولی رابرت قلعه ی درگون استون را به استنیس داد که هم ممکن است به این دلیل باشد که می خواسته استنیس را تحقیر کند یا این که علامتی بوده برای نقش استنیس به عنوان وارث تاج و تخت. همچنین به او عنوان ارباب کشتی ها را داد که به احتمال زیاد به خاطر عملکرد استنیس در فتح درگون استون در طول قیام رابرت بوده است. اما صلحی که رابرت به دنبال آن بود زیاد طول نکشید. شش سال بعد از پایان قیام رابرت، بیلون گریجوی جزایر آهن را مستقل اعلام کرده و خود را پادشاه جزایر آهن خواند. با این که بیلون گریجوی را به عنوان یک استراتژیست بزرگ در وستروس نمی شناسند ولی او دلایل خود را برای شورش داشت. بله او اشتباه می کرد. ولی فکر می کرد که رابرت حمایت قوی خاندان های بزرگ وستروس را آنگونه که پادشاهان تارگرین داشتند ندارد. او همچنین فکر می کرد که می تواند به راحتی رابرت را در دریا شکست دهد. مارتین در جریان یک مصاحبه در ۲۷ جولای سال ۲۰۰۸ گفت: گریجوی ها قبل از این که رابرت به خود بیاید حمله را آغاز کردند. ویکتاریون گریجوی به همراه ناوگان آهنین به لنیسپورت حمله کرد و ناوگان لنیستر ها را که در حال آماده شدن برای مقابله با گریجوی ها بودند به آتش کشید. این حملات غافلگیر کننده تخت آهنی را در وضعیت دفاعی قرار داد.

814702194_2816 آهن زاده ها به غرب حمله کردند و رادریک گریجوی سیگارد را محاصره کرد. اساسا این یک شروع خوب برای شورش گریجوی ها بود و ممکن بود به روند موفقیت آمیز خود ادامه دهد اما یک شخص مانع آن شد، استنیس براتیون ارباب کشتی ها. استنیس ناوگان سلطنتی را با ناوگان دشمن سابق خود پکستر ردواین متحد کرد و به سمت شمال و دریای سانست حرکت کرد. در نزدیکی ساحل جزیره ی زیبا او تله ای برای ویکتاریون گریجوی آماده کرد. ویکتاریون خود آن روز را اینگونه به یاد می آورد:

خاطره ی جزیره ی فیر هنوز ذهن کاپیتان آهنی را آزار می داد. استنیس براتیون از شمال و جنوب به آن ها حمله کرد و آن ها را بین جزیره و ساحل گیر انداخت. آن جا ویکتاریون سخت ترین شکست اش را تجربه کرد.

رقصی با اژدهایان، فصل ۵۶، ویکتاریون

انتخاب مهم و با دقت استنیس در حمله به ناوگان آهنین باعث شد تا آهن زاده ها بزرگ ترین مزیت خود بر دیگران یعنی قدرت دریایی خود را از دست بدهند. با از بین رفتن نیروی دریایی آهن زاده ها، رابرت و ارتشش به راحتی می توانستند به سمت جزایر آهن حرکت کنند و به شورش گریجوی ها خاتمه دهند. استنیس در واقع کاری را انجام داد که از آن در اصطلاح نظامی به عنوان [۱]Shaping Operation یا عملیات برنامه ریزی شده یاد می شود. این عمل استنیس و ناوگانش باعث شد تا دریای سانست از ناوگان آهنین پاک شده و به رابرت و ند استارک اجازه داد تا نیرو های خود را به جزیره ی پایک منتقل کرده و حمله ی اصلی را به مرکز قدرت خاندان گریجوی وارد کنند. و در حالی که رابرت پایک را فتح می کرد استنیس نیز جزیره ی گریت ویک را با موفقیت فتح کرد.

پایان بخش اول

ادامه دارد…

 با تشکر از استاد آمون بابت ویرایش مقاله

منابع :

http://bryndenbfish.WordPress.com
A Song of Ice and Fire Series
The World of Ice and Fire

_________________________

[1] Shaping Operation: An operation  at  any  echelon  that  creates  and  preserves  conditions  for  the  success  of  the decisive  operation.  Shaping  operations  establish  conditions  for  the  decisive  operation  through effects  on  the  enemy,  population  (including  local  leaders),  and  terrain.

20 دیدگاه

Skip to comment form

  1. reza

    سلام. بیش از ۱ ساله که مطالب سایتتون رو دنبال میکنم. اینم مثل بقیه عالی بود فقط ترکیب آخر رو ( فتح دارد ) ویرایش کنید. با تشکر

  2. amir

    خیلی ممنون بابت این مقاله دقیق و زیبا.

    من مطمئن هستم که جرج آرآر مارتین عاقبت استنیس و داستان حمله‌اش رو به وینترفل درخور شخصیت این فرمانده بزرگ نظامی ادامه میده، نه مثل داستان آبکی آخر فصل ۵.

    1. فرشید

      امیدوارم
      آخه اینا رو میخونی بعد عاقبتش تو سریال رو نمیتونی درک کنی اصلا 😐

    2. صادق

      از اول فصل ۶ تا الان( قسمت ۷) ۳ نفر گفتن استنیس مرده اول روس بلتون بعد برین و حالا هم سانسا و تو قسمت ۷ هم کلی در موردش صحبت شد به نظرم وقتی اینقدر تاکید می کنن مرده پس زندس ! خدا کنه زنده باشه شخصیتش عالیه عدالتش در مورد داووس بی نظیره

  3. فرشید

    پادشاه بر حق
    اینجا این مسخره به نظر میرسه که این جنگجو توسط برین از تارث بمیره 😐
    من دوست داشتم جنگ استنیس باریستن سلمی — کال دروگو مانتین — جیمی لنیستر اوبرین مارتل — و یه جنگ درست و حسابی از ند استارک یا رابرت ببینم 🙁
    کاش لا اقل بیان جنای قبلی رو سریال بسازن :دی
    فکر کن آرتور دین رو ببینی :دی

  4. راب استارک

    من فقط سریالو میبینم ولی یه حسی بهم میگه شاید استنیس هنوز زنده باشه.چون توی سریال نشون نداد که برین سر استنیس رو جدا کنه فقط شمشیرو زد اما شاید به استنیس نزده باشه. به هر حال نظر منه شایدم خیلی بعید بنظر برسه اما بنظرم زنده بودنش داستانو جذاب میکنه هرچند که بخاطر سوزوندن دخترش ازش بدم اومده.

  5. راب استارک

    من بی صبرانه منتظر فصل ۶ هستم!!فکر میکنم جان اسنو بلاخره تا آخر داستان یه جا بر میگرده و نقش کلیدی ایفا میکنه همینطور برن و ریکون استارک بر میگردن و انتقام خون استارکهارو از لینسترها و بولتون ها و فری ها میگیرن.

  6. استنیس آهنین اراده

    من مطالب شما رو نزدیک به یک سال و نیم هست که دنبال می کنم ولی این اولین باره که می نویسم
    استنیس چه در خط داستان و چه در دنیای بیرونی کاراکتری هست که دائماً در حال تحمل ناعدالتی هستش و به حق در تمام داستان های فانتزی که خوندم یگانه ترین شخصیت رو داره…اصلاً شخصیتش انقدر منحصر به فرده که بی اغراق جا داره یک مکتب روانشناختی-فلسفی به نامش به ثبت برسه :”استنیسیسم”

  7. جورامون

    با تشکر از استنیس بابت این مقاله خوب و همینطور استاد آمون بابت ویرایشش.
    استنیس فرمانده نظامی خوبیه و در این شکی نیست. اما آیا میتونه شاه خوبی هم باشه؟ تا زمانی که برای برادرش میجنگید همیشه موفق بود اما از زمانی که خواست برای خودش بجنگه همیشه نقشه هاش خراب شده. مشکل چیه؟ میدونیم رابرت هیچ وقت استراتژیست نبوده. پس چرا اوضاع اینطور رقم خورد؟

    1. Stannis Baratheon

      ممنون از همه
      من هم از استاد امون تشکر میکنم به خاطر کمکش در ویرایش
      به جز نبرد بلک واتر که اون هم تا لحظات آخر استنیس پیروز نبرد بود من جایی یادم نمیاد که نقشه هاش خراب شده باشه! اتفاقا با این که کمترین نیرو ها رو بین بقیه (مدعیان دروغین تاج و تخت) داشت ولی بهترین نتیجه ها رو گرفت. (تو کتاب)
      و به نظرم مناسب ترین گزینه برای حکومت به وستروسه

    2. ali

      با تشکر از جورامون عزیز
      به نظرم دلیلش اعتماد بیش از حد استنیس به قدرت و توانایی های ملیساندر و اصولا جادو هست که مثل یک تیغ دولبه هست و در عین حال که به استنیس قدرت داده خیلی جاها هم تبدیل به نقه ضعفش شده.

  8. Amin

    استنیس هم از نظر خونی پادشاه بر حق وستروسه هم فرمانده نظامی قابلیه. ولی یادتون باشه که تایوین بعد از مرگ جافری به برادرش چی گفت.
    گفت: مهمترین ویژگی یک پادشاه «حکمت» هست.

  9. reza

    مشتاقانه منتظر بخش دوم بررسی هستم 🙂

  10. ali

    سلام
    تشکر و سپاس فراوان به خاطر مطلب تحلیلی و دقیق و زیباتون.
    خیلی خوشحال شدم که بعد از مدتها یک مقاله جدید وخوب روی سایت قرار گرفت.موفق باشید.

  11. rrezaa

    با سلام
    شخصا از همان اوایل کاراکتر استنیس رو دوست داشتم و امیدوارم کار او به پایان فصل پنج ختم نشه.
    در موردش چند نکته رو میشه گفت، اینجا فقط می خوام به موضوع کشته شدن یا نشدنش اشاره کنم.

    در تمامی قسمت های سریال ، در موارد اجرای حکم مرگ ، از محکوم خواسته می شد که زانو بزند و بعد شمشیر را از بالا بر گردن او فرود می آوردند و سر از بدنش جدا می کردند.در حالی که برین اولا شمشیر را از روبرو ی استانیس ثانیا با جهت مورب و تقریبا عمود و ثالثا همراه یک جیغ -که می توانست نشانه ی تردید در آخرین لحظه باشد- فرود آورد که اینها مجموعا این شک را تقویت می کند که “استنیس” پسر “استیفن” باراتیون، بر خلاف دو برادر بزرگتر و کوچکتر خود یعنی “رابرت” و “رنلی”،داستان باراتیون ها را ادامه خواهد داد.
    اما سوال مهم تر: چطور؟با چه انگیزه و چه مصالح دراماتیکی؟ او به فرض هم که زنده باشد یک تنه چه می خواهد بکند؟
    یک پاسخ ممکن است این باشد: ” وحشی ها یا همان جمع بسیار مردمان آزاد قرار است در مرزهای وستروس و در قلمرو برادران نگهبان شب که به خون آنها تشنه اند،چه کنند؟(کارگردان و نویسندگان با این نیرویی که زیاد و قوی و غیر قابل پیش بینی و فعلا بلاتکلیف اند چکار خواهند کرد؟) داوس و ملیساندرا و -و جان اسنو اگر نمرده باشد- چطور؟
    اینها می تواند به استنیس و ادامه ی کار او پیوند بخورد.

  12. علی

    سایت راه افتاده ولی هیچ علایم حیاتی وجود نداره

  13. MOHAMMAD

    استینس لایق ترین فرد برای پادشاهی بر وستروس بود

  14. جواد

    چرا سایت فیلتررررررررررررررررررررررررررررر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  15. رضا

    سلام دوستان.سری قبل ذیل همین مطلب با نام RREZAA مطلب گذاشتم ولی این بار نشد.
    خلاصه کنم من همچنان معتقدم که استنیس زنده است و داستانش ادامه دارد البته نه به عنوان منجی. در قسمت اول فصل ششم هم نشانه ی ای در این مورد وجود داشت.
    یک دلیل جدید می آورم. اسم قسمت سوم سریال “سوگند شکن” است. این اشاره به دو سوگند برین دارد.یکی محافظت از دختران استارک و دیگری انتقام قتل رنلی.
    خب اولین سگندش را به جا آورد. ولی دومی یعنی کشتن استانیس همان است که به جا نمی آورد و به نظرم استانیس را بعد از قسمت سوم خواهیم دید.
    ضمنا در ابتدای قسمت ششم وضعیت برین و سانسا و گروهشان قطع شد و فرصتی باقی گذاشته نشد که تماشاگر جزییات و نتیجه گیری اون صحنه رو ببینه.
    با تشکر

  16. Pourya

    شخصیت مورد علاقمه.
    خیلی ممنون از شما بابت این مقاله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *