مرگ کریستون کول در کتاب آتش و خون از یک جنبهی مهم شباهت قابلتوجهی به نسخهی سریال دارد: «او عمدن از مرگ باشکوهی که آرزویش را داشت، محروم میشود.» با این حال، جزئیات این دو روایت تفاوتهای چشمگیری دارند.
در کتاب، کریستون در جریان نبرد Butcher’s Ball محاصره میشود و فرماندهان جناح سیاه را به نبرد تنبهتن دعوت میکند. آنها این پیشنهاد را رد میکنند و سر پیت از لانگلیف به سه کماندار دستور میدهد که به سوی او تیراندازی کنند و او را به سرعت بکشند. پس از آن، پیت جملهی معروف خود را بیان میکند:
«نمیخواهم هیچ ترانهای دربارهی شجاعت تو در هنگام مرگت خوانده شود، پادشاهساز.»
این جمله تاکید میکند که کریستون هیچ میراث قهرمانانهای از خود بر جای نخواهد گذاشت!!
اقتباس شبکهی HBO نحوهی اجرای حکم مرگ او را تغییر میدهد و آلیسان بلکوود را بهعنوان کسی معرفی میکند که شخصن سه تیر مرگبار را به سوی او پرتاب میکند و سخنرانی نصفه و نیمه کول را تمام میکند؛ در حالی که بلک الی در کتاب هنگام مرگ کریستون حضور نداشت.
این تغییر باعث میشود یکی از شخصیتهای مهم آینده، زودتر وارد داستان شود و در عین حال اگر مثبت نگاه کنیم، تعداد شخصیتهای فرعی نیز سادهتر مدیریت شود.
با وجود تغییر در عاملان مرگ و بخشی از دیالوگها، پیام اصلی همچنان یکسان باقی میماند: کریستون کول، مردی که در جستوجوی افتخار، شکوه و شهرتی جاودانه بود، در نهایت با مرگی تحقیرآمیز میمیرد!!
کول در قسمت گذشته به گواین های تاور گفت که دوست دارد مرگ باشکوهی داشته باشد و از این حماسه! ترانه بسازند و ملکه الیسنت هم این ترانهها را بشنود! اما ترانهای در وصف مرگ او سروده نخواهد شد و الیسنت نیز آنرا نخواهد شنید! و بعد از گذشت یک فصل دیالوگ لرد گانتور دارکلین که خطاب به سر کریستون کول گفته شد، محقق گردید.
لرد گانتور دارکلین: نوبت شما هم میرسه!!
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
