اطلاعیه
خانه > اخبار > اخبار کتاب > صحبت تازه جورج آر آر مارتین درمورد «آتش و خون» و «بادهای زمستان» در جدیدترین مصاحبه با گاردین!!

صحبت تازه جورج آر آر مارتین درمورد «آتش و خون» و «بادهای زمستان» در جدیدترین مصاحبه با گاردین!!

درحالی که در این مدت حسابی خودمان را سرگرم حواشی و اخبار فصل هشتم بازی تاج و تخت کرده ایم بد نیست نگاهی به آتش و خون یعنی اولین قسمت از دوگانه مرتبط با خاندان تارگرین داشته باشیم که تنها ۱۰ روز تا انتشارش باقی مانده. مارتین در جدید ترین مصاحبه خود درکنار پرداختن به این کتاب اطلاعاتی جدید از بادهای زمستان را نیز در اختیار مخاطبان قرار میدهد.

به گفته مارتین «آتش و خون» درواقع باقی موضوعات و محتوای اضافی بوده که ابتدا قرار بود در دنیای یخ و آتش منتشر شود؛ زمانی که الیو ام گارسیا و لیندا انتونسن جورج را به نوشتن این کتاب ترغیب کردند وی تصمیم گرفت که محتوایی کوتاه و تنها به دلیل پرکردن بعضی از حفره های داستانی ارائه دهد اما در نهایت به ۳۵۰۰۰۰ کلمه ختم شد و تصمیم گرفت که یک تاریخچه کامل و جامع از خاندان تارگرین ارائه دهد. درحالی که اگر مارتین تصمیم به ارائه آن در قالب بخشی از دنیای آتش و یخ میکرد ممکن بود بخشی از محتوای آن به کلی حذف شود.

مارتین در خصوص آتش و خون میگوید: «رمان های زیادی درونش دفن شده، اگه من ۳۰ سال جوان تر بودم به راحتی میتونستم یه سری کامل درمورد رقص اژدهایان بنویسم یا داستان اگان فاتح رو به کاملا توضیح بدم. هرکدام از ۱۳ فرزندان جیهریس و آلایسانه داستان های مربوط به خودشون رو دارن. اوج گرفتنشون،سقوط و مرگشون… مسلما اگه نوشته میشد خیلی با جهان جذاب تری روبرو میشدین» بنظر میرسد که رغبت مارتین برای گسترش و پرداختن به دنیای مارتین برخلاف نظرات طرفدارها کم نشده.

البته ممکن است این شور و رغبت برای جدید ترین کتاب اصلی منتشر نشده از سری نغمه آتش و یخ یعنی بادهای زمستان صدق کند که برخی از طرفداران نگرانند که شاید مارتین درحد کافی نتوانسته باشد این کتاب را گسرتش دهد. وی در این خصوص اضافه میکند: «من سالهای زیادی با نوشتن این کتاب سروکله زدم، همینطور که میدونید بادهای زمستان مثل خیلی از رمان های دیگه نیست؛ اینجا با پروتاگونیست های متفاوت و خط داستانی های بزرگ روبرو هستیم که واقعا چالش آوره؛ درحالی که نوشتن خون و آتش و دنیای آتش و یخ خیلی آسون تر بود؛ البته آسون نبود و سالهای زیادی رو صرف گسترش و نوشتنشون کردم اما خب نسبت به بادهای زمستان چالش کمتری رو برام به وجود آورد» مارتین در ادامه باری دیگر به عدم پرداختن کافی به بعضی داستان ها اشاره میکند که «بعضی شب ها با فکر کردن به جهیریس و اگان میخوابم و اینکه چرا نتونستم اونطور که لایقشون هستن داستانشون رو بازگو کنم»

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*