سریال خاندان اژدها بارها به قدرت ذاتی خون تارگرینها پرداخته است. معروفترین اثر این قدرت، توانایی پیوند با اژدهایان است؛ موضوعی که در فصل دوم با ماجرای یافتن “بذرهای اژدها”، ماجرای رینا و شیپاستیلر و همچنین در همین فصل سوم با دیدار مجدد اگان و اژدهایش سانفایر به تصویر کشیده شد.
اما این قدرت تنها به رام کردن اژدهایان محدود نمیشود. برخی از اعضای این خاندان دارای توانایی نادری هستند که به آن «رویابینی» گفته میشود؛ رویاهایی که آینده را به آنها نشان میدهند.
هلینا و ایموند؛ تارگرینهای رویابین.
در کتاب آتش و خون بارها تأکید شده که هلینا تارگرین یک رویابین است. بااینحال، او این توانایی را بیشتر یک نفرین میداند تا یک موهبت؛ زیرا خوابهایش باعث شده همواره احساس تنهایی و انزوا کند.
در این قسمت، هلینا چندین رویای مختلف میبیند؛ از جمله اسبی رنگپریده، تولد فرزندش، پرواز بر فراز دریمفایر و همچنین رویایی که در آن فرزندانش در مزرعهای مشغول بازی هستند، اما ناگهان همهچیز زیر برف ناپدید میشود.
از سوی دیگر، ایموند تارگرین و حضور طولانی او در هارنهال و ارتباطش با آلیس ریورز، باعث شده او نیز کمکم وارد دنیای خوابهای پیشگویانه شود؛ درست همان مسیری که دیمون تارگرین در فصل گذشته طی کرد.
در همین قسمت، ایموند رؤیایی آشفته و ترسناک میبیند. او خواب میبیند که مادرش آلیسنت هایتاور به هارنهال آمده است، اما خواب بهتدریج حالتی آزاردهنده و نامتعارف پیدا میکند. صرفنظر از اینکه منشأ این خواب خون تارگرین اوست یا جادوی هارنهال و آلیس ریورز، بخشی از آن تحقق مییابد و آلیسنت واقعاً به هارنهال میرسد.
دیرون میگسار نیز یک رؤیابین بود!
فصل نخست شوالیهای از هفت پادشاهی شخصیت دیرون تارگرین را معرفی میکند.
برای فرار از رویاهای پیشگویانه که آرامش را از او گرفتهاند، دیرون به نوشیدن شراب پناه برده است، و از این رو او را “دیرون میگسار” مینامند. او نخستین بار در قسمت “شوالیه آواره” با سر دانکن ملاقات میکند و به او میگوید که قبلاً او را در خواب دیده است. در ابتدا این حرفها شبیه هذیانهای یک مرد دائمالخمر به نظر میرسد، اما با پیشرفت داستان مشخص میشود که دیرون واقعاً آینده را در خواب میبیند.
او بعدها خوابش را با جزئیات بیشتری توضیح میدهد و میگوید دانک را کنار یک اژدهای سقوطکرده دیده است. این رویا در نهایت به حقیقت میپیوندد؛ زیرا منظور از «اژدهای سقوطکرده»، بیلور تارگرین است که در جریان “محاکمه هفت” در دستان دانک جان خود را از دست میدهد.
خوابهای هلینا نوید چه آیندهای را میدهند؟
رویای دیرون میگسار بار دیگر ثابت میکند که رویاهای پیشگویانه تارگرینها قابل اعتماد هستند. و اکنون این رویاها به یکی از عناصر مهم دنیای وستروس تبدیل شدهاند. به همین دلیل، تمرکز زیاد این قسمت روی رویاهای هلینا خبر خوبی برای او نیست.
مهمترین خواب هلینا در این قسمت ــ رویایی که در آن آینده رویایی و زندگی آرامشبخش او زیر برف محو میشود ــ احتمالاً اشارهای مستقیم به سرنوشتش دارد. به باور او، این رویا نشان میدهد هلینا هرگز به زندگی آرامی که آرزویش را دارد نخواهد رسید.
در کتاب آتش و خون، هلینا در دوران اسارت خود در رد کیپ دست به خودکشی میزند.
با توجه به شرایط فعلی او در سریال، وضعیت روحیاش و همچنین تأکید دوباره داستان بر تحقق خوابهای پیشگویانه تارگرینها، مرگ هلینا بسیار نزدیک است.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
