خانه > دانلودها > تاریخ به روایت تصویر {قسمت بیستم: خاندان لنیستر}

تاریخ به روایت تصویر {قسمت بیستم: خاندان لنیستر}

به سوی غرب نگاهی بیاندازید، درست در جایی که خورشید غروب میکند، می توانید تلائلو زرین گیسوی خاندان لنیستر را در بلندای کسترلی راک نظاره کنید…
تلائلویی که پنجه دون پایه گان هرگز توان لمس آن را ندارد و هر اراده ای در راه رسیدن به بلندای آن در هم می شکند.
تفاوتی ندارد که این پنجه ناپاک ازآن یک گرگ باشد یا یک شیر سرخ، سم یک گوزن باشد یا قلب شعله ور یک خدا… همه پنجه در پنجه شیر زرین از هم می پاشند، افول میکنند و شکسته می شوند.
لنیستر! خاندانی غنی که در دستانش طلا و در اندیشه اش زیرکی و خِرَد خانه کرده و از آن رخت نمی بندد مگر به زمان کوچ خورشید از آسمان روز و مهاجرت ستارگان از وادی شب.
از یادتان مبرید که یک لنیستر همواره دِین خود را ادا می کند، باشد که نتیجه این دِین، برای شما طلا باشد، نه جاری شدن خون از شاهرگ هایتان …

سخنی از زبان شاهزاده سقوط کرده؛ ریگار، با مردم وستروس .

در این ویدئو غرش عظیم خاندان لنیستر را از اعماق تاریخ تا زمان حال بشنوید، غرشی که لرزِ تن دشمنان و امید دل متحدان است.

دانلود ویدئو

زیرنویس ویدئو

[media url=”https://westeros.ir/wp-content/uploads/downloads/2013/08/House_Lannister_Westeros.ir.flv” width=”560″ height=”350″ jwplayer=”controlbar=bottom”]

۶۳ دیدگاه

  1. به نظر میاد تو شورای پادشاهی کودتا شده. 🙁 ظاهرا” یک لنیستری البته با نقاب ریگار با کمک بیلیش حکومتو به دست گرفته. 🙁

    ممنونم ریگار عزیز. متن خیلی زیبایی بود. ویدئو هم خیلی خوب بود. خوشحالم که این سری ویدئوها ادامه داره.

    • کودتا ؟!
      نه ! برندون فقط رفته شمال تا یه سری به دیوار بزنه و برگرده :دی

      خوشحالم که از متنم لذت بردید . بلاخره ، لنیستر های اشرافی چنین متن هایی رو میطلبن 🙂

      • نه…. با وجود جورامون و پادشاه استنیس و برندون و…..فقط یه کودتا می تونه بگذاره همچی متنی یاد تو صفحه اول. 🙂

        • مناسبات سیاسی رو فراموش کردی ؟!
          😀

        • به وینترفل:
          یعنی من اگه میدونستم قراره ریگار همچین متنی براش بنویسه عمرا این زیرنویس رو تهیه نمیکردم! کودتای نرم کردن! 😀

        • جورامون وقتی داشتی زیرنویس رو تهیه میکردی احیاناً آهنگ The Rains of Castamere به گوشت نمی رسید؟؟؟؟ 😀

        • آدم مرده رو از چی میترسونی؟! 😀

        • از توطئه لنیستر ها 😀 یه برنامه میخوایم بچینیم شیپورتو به دزدیم

        • متن به این زیبایی و رسایی!
          چشه مگه؟ 😀
          ریگار بنده خدا فقط حقیقت رو بیان کرده!
          دست گلشم درد نکنه 😀

        • به جورامون .
          بابا شما که خیری از این پادشاهای شمال ندیدی !
          اندفعه دم ما رو دریاب 😀

        • به سامیانو:
          لنیسترها بویی از قدرتهای ماورا الطبیعه نبردن. مطمئن باش فکر میکنن من و شیپورم یه افسانه ایم. مال این حرفها نیستن که بیان دنبال شیپورم بگردن!
          به ریگار:
          من و شمالی ها با هم رفیق بودیم. به قول شاعر:
          اگر شاه شب لشکر انگیزد که خون اندال ریزد/من و استارک بهم تازیم و بنیادش براندازیم! :))

  2. گویا تو این لنیستر ها سرسی و بچه هاش هیچ بویی از این زیرکی و خرد نبردن فقط پول دارن و خودخواهی بی اندازه 😐

  3. با تشکر از شورای پادشاهی و همچنین ریگار عزیز دوست و همراه همیشگی لنیستر ها
    دشمنان ما توجه داشته باشن که «یک لنیستر همیشه دینش رو ادا می کنه»

    • دشمنان شما بهتره توجه خودشون رو معطوف تغییر موضع کنن 😀
      تا بجای یه دین سرخ ، یه دین زرین نصیبشون بشه 😀

      • خوشم می آد لنیستر ها حساب شما تارگرین ها رو که خوب کف دستتون گذاشتن.

        • کشتن یه دیوانه و تجاوز به یه زن مریض کار خاصی نبود ، نفوذ به قلب یه قیام بدون این که توش شرکت کنی و این همه سهم بگیری حرفه .
          تارگرین ها و وستروس وقتی سقوط کرد که رابرت پتکش رو روی سینه ریگار کوبید .

        • پدر، زن، دختر و پسر رو سلاخی کردن. دستشون هم درد نکنه. فقط ای کاش مادرش و خواهرش و برادر ریگار رو هم می کشتن.

          جانم پتک رابرت که سینه ی ابلیس رو در هم شکست.

        • پتک رابرت رو خیلی خوب اومدی. لایک!

        • ریگار جان اگه قرار به اینه که کشتن یه مرد دیوانه به نامردی و خصوصا تجاوز و کشتن زنت کار خاصی نیست پس براتیون ها دیگه خیلی هم هیولا به حساب نمیان.

        • سینه ابلیس ؟!!!!!!!!
          من با رابرت حرفی ندارم بزنم 😀

          به استاد آمون : فکر میکنم بد منظورم رو متوجه شدید ، منظورم اینه که لنیستر ها با کشتن اونها (زن و بچه و …) کار دشواری انجام ندادن، نفوذشون به دربار رابرت بدون این که نقشی در جنگ داشته باشن رو تحسین میکنم .

        • آهان خوب از اون لحاظ که رابرت خیلی.. بگذریم. به هر حال لنیستر ها از نسل لن زیرکن کمتر از این ازشون انتظار نمیره.

        • ما لنیستر ها که با ریگار مشکلی نداشتیم توی شورش هم تا زمانی که ریگار عزیز، پرنس دراگون استون، فاتح تمامی تورنومنت ها و آرزوی تمامی دوشیزگان، زنده بود هیچ دخالتی نداشتیم بعد از پیروزی باطل بر حق بود که اومدیم دخالت کردیم و حکومت رو از دست بدتر در آوردیم تحویل بد دادیم

        • البته یه طوری باید این اتحاد محکوم به شکست و از بنیان ویران رو توجیه کنین. برای همینه که به هر چیزی چنگ می زنین. وگرنه لنیستر رو چه به تارگرین. تنها باری رو که این ها با هم ترکیب شدن رو ماحصلش رو دیدیم. رئیس این خاندان دیوونه شد و رئیس اون خاندان هم افسرده.
          بله براتیون ها ممکنه بد باشند ولی بلاشک تارگرین ها بدترینند. بعد این که اختیار حکومت دست شما نبوده که از دست تارگرین ها در بیارین بدین براتیون ها. ولی در هر حال بابت کشتن زن و بچه ها و پدر ربگار متشکر. تارگرین کمتر وستروس بهتر.
          فاتح تمام تورنومنت ها هم تنها تورنومنت مهم زندگیش رو باخت. تورنومنت ترایدنت با شرکت بیش از ۷۵ هزار شرکت کننده

        • بزرگترین تورنومنت زندگیش رو باخت ولی رابرت فاتح بیشتر از چیزی که ریگار از دست داد رو از دست داد، لیانای عزیزش تنها کسی و چیزی که توی زندگیش واقعاً خواسته بود
          حالا به نظرت رابرت پیروز واقعی بوده یا ریگار!!!؟؟؟

        • رابرت شاید پبروز واقعی نبوده ولی ریگار مطمئنا یه شکست خورده ی مطلقه. رابرت نامزدش رو از دست داد ریگار همه چیزش رو. جونش، تختی که بهش ارث می رسید، پدر و زن و فرزندانش و حتی همون لیانا. شرف نداشته ی خودش و خاندانش رو هم لکه دار کرد. حتی خود طرفدارای تارگرین و ریگار هم از آوردن یه دلیل منطقی برای کار احمقانه ی ریگار عاجزند.
          جدا به نظرت ریگار پیروز بوده؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

        • ریگار چوب دیوانگی شاه رو خورد، خودش چه اشتباهی مرتکب شده بود مگه ؟
          چرا میگی ریگار شرف نداشت؟ مگه از علت رفتن لیانا باهاش باخبری ؟ هممون تقریبا قبول داریم که ریگار آدمی نبود که به خاطر ش ه و ت رانی یا زن بارگی بخواد کسی رو بدزده .
          طرفدار ها از آوردن دلیل عاجز اند چون هنوز چیزی مشخص نشده . اگه لیانا با میل همراهش رفته باشه، طرفدارای استارک هم احتمالا از آوردن دلیل برای اون هم عاجز اند .
          ریگار با لیانا رفت، اما چیزی که شعله جنگ رو ایجاد کرد کارهای ایریس بود نه ریگار .

          رابرت پیروز جنگ شد، اما حقیقتا همه چی رو باخت . هم عشقش رو از دست داد، هم دربار رو ورشکسته کرد هم بهش خیانت شد و … در حالی که هیچ کاری نمیتونست بکنه . اما همه چیز هایی که گفتی ریگار از دست داد، بعد مرگش اتفاق افتاد، ریگار تا وقتی زنده بود در اوج بود .

        • ریگار چه اشتباهی مرتکب شده بود؟ ریگار هیچ گونه حقی نسبت به لیانا نداشت. حتی اگه لیانا با میل خودش رفته باشه هم حقی برای ریگار ایجاد نمی کنه. لیانا نامزد داشت و هرگونه نگاه بدی بهش توهینه به نامزد لیانا.
          شما می گین ریگار هیچ نقشی توی ایجاد جنگ نداشت و همش تقصیر باباش بود؟ یعنی رابرت و برندون استارک وا می سادن ببینن لیانا ف.ا.ح.ش.ه ریگار شده. برندون توی خود ردکیپ خواستار مرگ ریگار بود.

          بله نمی دونستم قایم شدن توی سوراخ موش بعد گند زدن به مملکت می شه تو اوج بودن.
          رابرت شاید خیلی کارهای اشتباه انجام داده باشه ولی یه کار رو توی زندگیش درست انجام داد. ولی ریگار توی زندگیش کلا یه کار کرد و همون رو هم خراب کرد.

        • آقا جا داره من حمایتم رو از کینگ رابرت اعلام کنم.یه لایک به کامنت هات!
          مخصوصا مقایسه بین ریگار و رابرت عالی بود 😀

        • باز این وسط ناآگاهی ما از علت رفتن لیانا با ریگار باعث میشه زود قضاوت کنیم . مسائل زیادی هست که میتونه مهمتر از نامزدی بین دو نفر باشه . انقدر مهم که لیانا بدون هیچ خبری میذاره و با ریگار میره . ( بگذریم از این که رابرت قبل این مجرا خودش و شان نامزدیش رو خیلی خوب به لیانا نشون داده بود )
          رفتن لیانا با ریگار فقط جرقه جنگ بود وگرنه کشته شدن اون همه آدم مهم به دست آیریس و سَر رابرت و ند رو خواستن علت اصلی جنگ بود .
          اگه آیریس به این شدت عمل نمیکرد مطمعنا جنگ نمیشد .

        • نمیشه مطمئن بود، لیانا قیبش زد شاید اصلاً خودش از ریگار خواسته باشه تا باهاش بره
          بعد که اومدن یه جور جمعش کنن گفتن ریگار دزدیدتش، استارک ها با اون شرافتشون ۱۰۰ سال نمیان بگن که دخترمون خودش با پای خودش فرار کرده همچین موردی قبلا هم سر جریان بائل شاعر بین استارک ها وجود داشته که دخترشون به خاطر عشق فرار کنه، رابرت دزدیدن لیانا فقط واسش بهونه بود وگرنه همراه برندون می رفت کینگزلندینگ
          راجع به باخت هم ریگار مطمئناً باخته ولی پیروزی رابرت هیچ شیرینی واسش نداشت طمع تلخ پیروزیش از ۱۰۰۰تا باخت واسش بدتر بود تلخی ای که تا آخر عمرش همراهش بود

        • اصلا مهم نیست لیانا خودش خواست یا خودش نخواست. ریگار هیچ حقی نداشت. داستان تروا رو که می دونین. پاریس هلن زن منلاس رو دزدید و با خودش برد تروا. در مورد لیانا شک داریم خودش خواسته یا خودش نخواسته ولی هلن رو همه می دونن که با پای خودش رفت. ولی آیا این باعث شد که کسی حقی برای پاریس قائل بشه؟ نه. حتی برادرش هکتور هم مخالف کار پاریس بود. آخرش هم یونانی ها به تروا حمله کردند. پاریس موجب نابودی مملکتش شد. الان هم توی داستان تروا جز منفورترین شخصیت هاست.
          پاریس و تروا خیلی به هم شبیهند. دو تا پرنس لوس و از خود راضی که به خاطر قیافه ی زیباشون فکر می کنند از آسمون افتادن زمین و به خاطر زنی که حقشون نیست، مملکتشون رو به نابودی می کشند.

        • گفتم تروا منظورم ریگار بود. 😀

        • ای بابا رابرت جان شما همش داری بیشتر تو پیش داوری فرو میری که ! 😀

          هلن بدبخت الکی به دام پاریس نیفتاد ! آفرودیت عشق پاریس رو به دل هلن انداخت، اینجا هلن تقریبا به خاطر قدرت یه خداوندگار به دام این فاجعه افتاد.
          بعد شما لیانا رو با هلن مقایسه میکنی ؟! هلنی که زیباترین زن جهان بود و همه مردان قدرتمند در حسرتش بودن ؟
          تروا سقوط کرد چون همه خواستگار های هلن عهد بسته بودن که جلوی کسی واستن که میخواد هلن رو از شوهرش بگیره .
          مقایسه ریگار و پاریس و هلن و لیانا واقعا ناپسند و بی ربطه ! مطمعنا ریگار به خاطر مسائل ج ن س ی لیانا رو با خودش نبرده .
          چطوریه که میگی ریگار لوس و از خود راضیه ؟!!!!!!! از کجا این حرف رو میزنی که ریگار فکر میکرده از آسمون افتاده ؟
          اما تارگرین ها سقوط کردن چون ایریس دیوانه بود و دست به کشتار زد ، واقعا ایمان داری که رابرت فقط با بهانه دزیده شدن نامزدش تارگرین ها رو سرنگون کرد ؟! بابا رابرت یه گوشه این ماجرا بود که تونست به واسطه مادر بزرگش بشه نماینده قیام !
          رابرت و ند و همه مردم وستروس به خاطر جنون شاه ، جونشون در خطر بود ، لیانا دیگه کیه که به خاطرش هزاران نفر کشته بشن !؟ :<

        • ریگار!
          فکر کن یه نفری یه چوب کبریت رو روشن میکنه میندازه تو یه انبار کاه.نتیجه چی میشه؟کل انبار میره رو هوا!
          حالا بیایم بگیم اون طرف فقط یه کبریت رو روشن کرده؟نخیر.اون شخص مسئول اصلی این اتفاقات بوده!مسئله ریگار هم همینه.اون بعنوان شاهزاده حق این رو نداشت هر کاری که فکر میکنه درسته انجام بده(راضی یا ناراضی بودن لیانا اصلا اهمیتی نداره).روند اتفاقات مثل بازی دومینو بوده.مهره اول رو که بندازی تا آخر پیش میره!

        • اصلا بحث مقایسه لیانا و هلن و زیبایی و زشتی نیست. بحث سر شرف دو خاندان بلند پایه است که ریگار بهشون توهین کرد. یه لرد دون پایه مثل لرد باترول ممکنه یکی مثل ایگان نالایق تو یه شب دوشیزگی سه تا دخترش رو برداره و طرف سرش رو هم جلوش خم کنه و زنش رو هم بهش تعارف کنه. ولی با استارک ها و براتیون ها نمی شه همچین معامله ای کرد. مردانگیت رو می برند می دن به بز شاغا 😀

          ریگار به هیچ دلیلی حق دزدیدن نامزد رابرت رو نداشته. کسی که به این راحتی به یه نفر دیگه که اتفاقا یه لرد بلند پایه هم هست توهین می کنه به جز لقب از دماغ فیل افتاده چی بهش می شه گفت.

          معادل پاریس هم دقیق ترین معادل ممکن برای ریگاره. هر چند نمیشه گفت حتما لیانا معادل هلن یا رابرت معادل منلاسه.

  4. این لنیسترها از همون ریشه حقه باز و مال مردم خور بودن! به ثروتتون مینازید؟ بدونید که پول و ثروت برای شما متحد نمیخره. این شرافت و درستیه که باعث میشه مردم تا پای جونشون براتون بجنگن و بعد از مرگتون بازم ازتون دست نکشن!

    • جنگ خرج داره ، لنیستر ها هم پول واسه این خرج کردن دارن 😀
      زیرکی و کیاست هم لازم هکه الا ماشالله …!

      بعد مرگ از آدم دست نکشن ؟ صد سال سیاه ! چه فایده داره بعد مرگ کسی رو دوست داشته باشن مردم!؟

      • همینه دیگه!
        ادارد رو کشتن اما شمالی ها پشت پسرش رو خالی نکردن. راب رو کشتن اما هنوز هم شمالی ها به استارکها پایبندند. شاید در ظاهر جلوی بولتونها نتونن حرف بزنن اما همیشه طرفدار استارکها هستن و منتظر فرصت مناسب برای برگردوندن اونها به جایگاه اصلی هستن.
        اما لنیسترها چی؟ تا یه مشکلی پیش بیاد سریع بقیه خاندانها شورش میکنن و بعد از اینکه لنیسترها سقوط کردن دیگه هیچ کس حاضر نیست پشتشون وایسه.

      • ریگار جان اولا” که تا جاییکه یادمه شما تارگرینی بودی و یه جریاناتی هم با یک دختر استارک داشتی. مگه اینکه تارگیا لنیسترها با پولی چیزی خریده باشنت!

        ثانیا”: خیلی به زیرکی و کیاست لنیسترها اطمینان نداشته باش. یک روز که پشتتو خالی کردن متوجه می شی که باز هم همون استارکها و باراتیونها به دردت می خورن نه این لنیسترها که به خاطر قدرت حاضرن هر کاری بکنن.

    • با طلای کسترلی متحدین رو می خریم
      تارگرین ها با اژدهای آتشین متحد جمع کردن ما ها با اژدهای طلایی

    • استارکا با شرافتشون چند نفر لشگر داشتن؟
      چند تاشون مردن؟
      لنیستر ا چی؟
      سیاست ادم احمق که شرافت فقط برا پوشوندن حماقتشون رو قبول نمیکنه
      با عرض معذرت از تمام استارک ها و رابرت

  5. ای خوشم میاد استنیس تخت آهنی رو بگیره اونوقت اینکه چه بلایی سر لنیسترها و تارگرین ها میاد دیدن داره.

    • استاد به خاندانت پشت میکنی ؟! 🙁
      الکی نیست که به برادران شب خدمت میکنی 😀

      • وقتی قرار باشه خاندانم از لنیسترها حمایت کنه من با کمال میل از قسم استادی و نایت واچیم پیروی میکنم.

        • استاد جان همینه. شکستن قسم نایت واچ خطرناکه. استارک ها رو هر چی کوتاه بیان سر ترک پست توی نایت واچ کوتاه نمیان. سر قسمت محکم وایسا وگرنه خدای نکرده آخر عمری به سرنوشت گرد دچار می شی. 😀

  6. من میگم لنیستر ها یه مشت روباه مکّار فرصت طلب هستن که به جز پول و طلا هیچ قدرتی از خودشون ندارن.واقعاً نشان خاندانشون باید روباه می بود! میدونم پول مهمترین ملاک برای قدرته ولی یه روزی تموم میشه.اون روز این لنیسترا می خوان چیکار کنن؟دوباره صبر بدن یکی قیام کنه طرف برنده رو بگیرن؟

  7. به به به,چه ویدئوی قشنگی!
    بسی لذت بردم ازش!
    چه ابهتی داره صدای من!!! 😀
    ریگار عزیزم,برادر خوبم خیلی هم کارت درشته و طرف خوب کسی رو گرفتی,معلومه که از کیاست بالایی برخورداری!
    حفظکم الله برادر!

  8. ممنون از دوستان عزیز! واقعا ممنون بابت وقتی که میذارین! :*

    امان از دست این ریگار! 😐 نچ نچ نچ! 😐

  9. ببینید.دو روز نیستما.دوباره این ریگار شورش کرده!!باید یکی دیگه رو میفرستادم شمال تا دیوارو ترمیم کنه:دی
    بدبختی این بالا اینترنت هم پیدا نمیشه.این وحشی های اونور دیوار زدن دکل ایرانسلو از بین بردن:))این شد که یه کلاغ فرستادم رد کیپ:)
    جوابیه برندون معمار:
    وستروس!خاک آتش و خون!با دقت بنگر.مردمانی را که به جای شراب،خون ضعیفان را در پیاله هایشان میریزند و به هم تعارف میکنند.به راستی چگونه تاب می آوری این همه بی عدالتی را؟چگونه لبخندهای کثیفشان را تحمل میکنی؟با چه دیده ای اعمالشان را مینگری؟میدانم جوابت چیست.حتما میخواهی بگویی دنیا جای ضعیفان نیست.میدانم چه در فکرت میگذرد.حتما میگویی این سرنوشت ضعفاست که طعمه ی قدرتمندان شوند.دیگر لازم نیست رسم دنیا را به یادم بیاوری.چون خوب آموخته ام که این خاک جای مردان شریف نیست.آموخته ام که اگر رحم کنی دریده میشوی.میدانم که در روزگار ما،کرکس ها لباس شیر بر تن کرده اند{!}.اما وستروس!آیا تاکنون به این فکر کرده ای که فرق ما انسانها با حیوانات چیست؟آیا تاکنون اندیشیده ای که انسانیت،مرز انسان و حیوان است؟دنیا جای انسان هاست.جای انسانیت.به یاد ندارم لنیسترها راهشان با انسانیت برخوردی کرده باشد.براستی هر بار که به یاد لنیسترها می افتم بی درنگ واژه خیانت در پس ذهنم نقش میبندد.خیانت به پادشاه.خیانت به همسر.خریدن انسان ها برای خیانت کردن.آه من که تاب نام بردنشان را ندارم.وستروس!چه خوب که جای تو نیستم!
    لرد تایوین میدانم با طلایت دل هر موجودی را میلرزانی و به آنی بنده ی خود میکنی!میدانم که در پس آن چهره ی بی روحت چه پلشتی ها که نهفته است.اما قول میدهم زمستان که از راه برسد دیگر نه تو مانی و نه آن سکه های طلایی بی ارزشت!زمستان که برسد این بار نوبت وستروس است تا دینش را به تو و خاندانت پرداخت کند!!!

    • عزیز من زمستان که از راه برسه دو تا خط دفاعی اول شیرها رو دیوار و گرگ ها تشکیل میدن پس خواهش می کنم در ترمیم دیوار نهایت دقت رو بکار ببرید 😀
      هفت، خدایان قدیم، خدای مغروق و رلور رو چه دیدی شاید با طلاهای کسترلی راک با آدر ها هم کنار اومدیم

  10. برندون !
    چه زود برگشتی ! 😐
    امیدوار بودم به عنوان لرد فرمانده همونجا خدمت کنی 😀

    آقا واسه جواب ما به متن قبلیت جواب میدی !؟ جواب در جواب میکنی ؟! میخوای جواب جوابت رو بدم !؟ 😀

    به سامیانو =)))
    من که میگم سرسی این آدرها رو هم مجذوب خودش میکنه . رلور رو چه دیدی ! شاید تاریخ تکرار شد و یه نیمه آدر نیمه انسان به دنیا اومد 😀

    • هنوز برنگشتم.از رو دیوار دارم برات پیغام میفرستم!
      یه خط پرسرعت کلاغ ردیف کردم خبرارو بهم برسونن:دی
      اصلا جوابی هم داری که بهم بدی؟:)
      در جواب متحدت سامیانو هم باید بگم:
      زهی خیال باطل/زهی تصور محال

      • برندون ! تو فقط یه وظیفه داری و اون ساختن و مرمت و تحکیم دیواره ! انجامش بده :<

        آدرها جون تو و اون کلاغ ها رو بگیرن .
        جواب بهت نمیدم . سر گرگور رو میفرستم تا مطمعن شم همونجایی که هستی میمونی 😀

    • بله به دنیا آوردن هیولا جز تخصص های سرسیه. شکی توش نیست.
      البته خیلی هم جالب می شه ها. ف.ا.ح.ش.ه ی آدرها

      • همون بهتر استارکا بمیرن
        فقط اریا و جان توشون خوب در اومدن
        بقیشون ای کیوشون زیره ۲۰
        با ادارد و راب چیزی میگفتی ۲ ماه بعد میتونستن جواب بدن
        بیچاره ها نمیکشن:D:

  11. آقا اینا رو ول کنید
    فصل چهار کی شروع میشه پس
    اینا انقدر که بین دوتا فصل وقفه میندازن ملت سرد میشنا
    ازما گفتن بود
    حالا جدی نمیدونید تاریخ انتشار فصل جدید کیه؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*