
همراهان گرامی مطلب زیر حاوی اسپویل کتاب و سریال میباشد.
در قسمت ششم از فصل سوم سریال خاندان اژدها شاهد تغییری نسبت به روایت کتاب بودیم. در کتاب آتش و خون، راب ریورز سرخ به همراه دو تن از کماندارانش به زندگی سر کریستون کول پایان میدهند؛ اما در سریال، این نقش به الیسان بلکوود سپرده شد و او با رها کردن سه تیر، سر کریستون کول را از پای درمیآورد.
الیسان بلکوود که بیشتر با لقب اَلی سیاه شناخته میشد از اعضای خاندان بلکوود بود. او عمهی لرد بنجیکوت بلکوود، لرد ریون تری هال و همسر دوم لرد کریگان استارک بود.
ظاهر و شخصیت:
الیسان زنی بلندقامت و لاغراندام بود، به مانند تازیانه باریک اندام بود، با موهای پرپشت و مشکی و فر که وقتی آن ها را باز میگذاشت، تا پایین کمرش میرسید.
سینههایش همچون پسربچهای، تخت،پاهایی بلند و بازوانی نیرومند داشت. اگرچه نه به زیبایی آوازه داشت و نه به لطافت، همگان او را زنی دلیر، بیباک و تندزبان میشناختند.
میگفتند همواره بوی دود هیزم با او بود؛ بویی که برخی آنرا دلانگیز و فریبنده مییافتند.
اَلی سیاه در شکار، رام کردن اسبان وحشی و تیراندازی با کمان سرآمد بود. خیلیها او را همقماش سابیتا فری میدانستند، چرا که آنها اغلب در کنار یکدیگر بودند و معروف است که در هنگام لشکرکشی در یک چادر میخوابیدند.
الیسان بلکوود در رقص اژدهایان:
در سال ۱۲۹ ب.ف، الیسان ۱۶ ساله بود؛ همان سالی که خاندان بلکوود در جنگ داخلی مشهور به رقص اژدهایان، جانب جناح سیاه را گرفتند و به ملکه رینیرا تارگرین وفادار ماند. اما دشمنان دیرینهی آنان، خاندان براکن، از پادشاه اگان تارگرین دوم و جناح سبز پشتیبانی میکردند. در نبرد آسیاب سوزان، سر آموس براکن در نبردی تن به تن لرد سمول بلکوود را کشت، اما اندکی بعد خود نیز از پا در آمد؛ زیرا تیری از چوب ویروود از شکاف چشمی کلاهخود او گذشت. بلکوود ها بر این باور بودند که آن تیر را الیسان رها کرده بود و بدین سان انتقام مرگ برادرش را گرفت.
الیسان در هنگام لشکرکشی، با بانو سابیتا فری در یک چادر میخوابیدند. در سال ۱۳۱ ب.ف الیسان فرماندهی سیصد کماندار اهل ریورلندز را در نبرد جاده شاهی برعهده داشت. پس از آنکه برادر زادهاش لرد بنجیکوت بلکوود، جناح وفاداران سبز لرد بوروس براتیون را درهم شکست، کمانداران الیسان شوالیههای طرفدار اگان را از پای درآوردند و بوروس براتیون را از اسب بر زمین افکندند؛ سپس لرد کرمیت تالی او را کشت.
هنگامی که لرد بنجیکوت بلکوود، لرد کرمیت تالی و برادرش سر اسکار تالی به سوی کینگزلندینگ لشکرکشی کردند. آنان انتظار داشتند شهر را به محاصره درآورند، اما چون بدانجا رسیدند، دریافتند که اگان تارگرین دوم مرده است و شهر درهای خود را به روی آنان گشوده و از حضورشان استقبال کرده است.
الیسان از فرماندهانی بود که از نخستین نبرد رقص اژدهایان یعنی آسیاب سوزان تا آخرین نبرد یعنی، نبرد جاده شاهی جنگید.
پیامدها:
با این تفاسیر، کمتر از دو هفته بعد از ورود آنان به کینگزلندینگ، لرد کریگان استارک، لرد وینترفل، به همراه شمالیهایش از راه رسید. اگرچه کریگان از پادشاه تازه، اگان تارگرین سوم، پسر یازده ساله رینیرا پشتیبانی کرد، اما از مسموم شدن ناجوانمردانهی اگان دوم، خشمگین شده بود و هر کس را که گمان میکرد در آن توطئه دست داشته است، بازداشت کرد. آن دورهای که کریگان برای مدتی کوتاه منصب دست پادشاه را بر عهده داشت، عدالت را اجرا کرد و گناهکاران را به مرگ سپرد، بعدها به ساعت گرگ مشهور شد. یکی از بازداشتشدگان لرد کورلیس ولاریون بود؛ اما اگان سوم، که برادر ناتنیِ نوههای او بود، وی را بخشید. با آنکه اگان هنوز به سن بلوغ نرسیده و تاجگذاری و تدهین نشده بود و کریگان از نظر قانونی میتوانست فرمان بخشش را نادیده بگیرد و کورلیس را اعدام کند، چنین نکرد.
اساتید و تاریخنگاران سالها در اندیشه دلیل این تصمیم بودهاند و نظریههای گوناگونی مطرح کردهاند، اما به گفتهی آرچیمیستر گیلدین، روایت ماشروم بهترین پاسخ را ارائه میدهد: پیمانی میان الیسان و کریگان. الیسان هنگامی که برادرزادهاش بنجیکوت را در دربار همراهی میکرد، با کریگان آشنا شد و با وجود سردی و سختگیریاش دلبستهی او شد. کریگان نیز شیفتهی شخصیت و خلق و خوی نامتعارف او شد و زمان زیادی نگذشت، که پیوسته به دنبال همنشینی با او بود. به همین دلیل هنگامی که الیسان نزد او رفت تا او فرمان بخشش کورلیس ولاریون توسط اگان سوم را محترم شمارد، کریگان به سخنانش گوش سپرد. الیسان از مصالح قلمرو، شرافت و صلح سخن گفت؛ اما سرانجام، این خواهش را نه به نام قلمرو، بلکه به عنوان لطفی شخصی مطرح کرد و در برابر، وعده داد هر آنچه کرگان بخواهد، به او خواهد داد. کریگان نیز در عوض، دست او را برای ازدواج خواست و الیسان بیدرنگ و با خرسندی پذیرفت.
ماشروم بر این باور است که همین اقدام آلیسان بیش از هر چیز دیگر، راه را برای برقراری صلح پس از پایان جنگ داخلی هموار کرد.
الیسان بلکوود پس از رقص اژدهایان:
الیسان در کینگزلندینگ برای مراسم ازدواج پادشاه اگان تارگرین سوم و ملکه جیهیرا تارگرین حضور داشت
پس از آن، او و کریگان با مشکلی روبهرو شدند. ارتش کریگان از مردانی تشکیل شده بود که بسیاری از آنان بیفرزند، بیخانمان، ازدواجنکرده، سالخورده یا پسران کوچکتر خاندانها بودند؛ کسانی که اگر به شمال بازمیگشتند، با فرارسیدن زمستان باری بر دوش سرزمین خود میشدند.
الیسان پیشنهادی داد که هم خردمندانه بود و هم سودمند. او گفت: شمالیها در جنوب بمانند و در بازسازی ریورلندز کمک کنند، چرا که جنگ زنان بسیاری را بیوه کرده بود و چه بسیار خانههایی که از مردانی نیرومند و آمادهی کار و یاری، به گرمی استقبال میکردند.
سرانجام، هفده روز پس از جشن عروسی، بیش از هزار تن از شمالیها، الیسان و لرد بنجیکوت بلکوود را در راه ریونتریهال همراهی کردند.
در «بازارهای بیوهزنان» که در ریونتری، ریوران، استونیسپت، توئینز و فیرمارکت برپا شد، صدها پیوند زناشویی شکل گرفت و تدبیر الیسان در همسرگزینی، در بیشتر موارد، به کامیابی انجامید!
آن دسته از شمالیهایی که ترجیح دادند ازدواج نکنند، به خدمت لردهای ریورلندز درآمدند و به عنوان شمشیرهای قسمخورده، نگهبانان و مردان جنگی آنان شدند. اسکان این شمالیها، قدرت خاندانهایی را که پذیرای آنان بودند، بهویژه خاندانهای تالی و بلکوود، را افزایش داد و همچنین به احیای پرستش خدایان کهن و گسترش آن در جنوب یاری رساند.
در سال ۱۳۲ ب.ف، الیسان و کریگان استارک در جنگل خدایانِ وینترفل با یکدیگر ازدواج کردند. با وجود کولاکهای سهمگین، بنجیکوت کاروانی را در امتداد جاده شاهی تا وینترفل رهبری کرد تا در جشن باشکوه ازدواج عمهاش حضور یابد و شاهد این ازدواج باشد. در جشن عروسی، ریکان استارک، پسر خردسال کریگان، برای نامادری تازهاش ترانهای خواند. الیسان بعدها چهار دختر برای کرگان به دنیا آورد: سارا، آلیس، رایا و میریاه استارک.
در واپسین ماههای سال ۱۳۲ ب.ف، تب زمستانی سراسر وستروس را درنوردید. این بیماری درکینگزلندینگ نیز قربانیان بسیار گرفت، اما بیشترین ویرانی را در شمال بر جای گذاشت؛ جایی که سرمای سخت، گویی به گسترش آن کمک میکرد. از آنجا که مردان تندرست اندکی برای برداشت محصول باقی مانده بودند، قحطی نیز از راه رسید.
در سال بعد، هنگامی که شمال از این بلاها سخت ناتوان شده بود، سایلاس ظالم، رهبر وحشیها، فرصت را غنیمت شمرد و با سه هزار جنگجو از آن سوی دیوار به جنوب یورش برد. کریگان نیز آن اندک مردان سالمی را که هنوز در شمال باقی مانده بودند، گرد آورد تا راه مهاجمان را سد کنند.
الیسان در سالی نامعلوم، پس از دههها فرمانروایی کریگان بر وینترفل، چشم از جهان فروبست. کریگان پس از مرگ او، با خویشاوند دور خود، لینارا استارک، ازدواج کرد. لینارا برای او چهار پسر دیگر و یک دختر به دنیا آورد!
ریکان استارک نیز پیش از مرگش تنها صاحب دو دختر شد. بعدها هر دوی آنان با پسران لینارا ازدواج کردند تا حق وراثت خاندان استارک محفوظ بماند. از همین رو، نسلهای بعدی شاخهی اصلی خاندان استارک، از تبار الیسان بلکوود نیستند.
کتاب آتش و خون
کتاب جهان یخ و آتش
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش

