در دنیای «نغمه یخ و آتش»، شخصیتهای محبوب کم نیستند. از تایوین لنیستر و تیریون گرفته تا دنریس تارگرین و آریا استارک، هر کدام توانستهاند گروه بزرگی از طرفداران را به خود جذب کنند. با این حال، کمتر شخصیتی توانست در دوران پخش سریال «بازی تاج و تخت» به اندازه جان اسنو محبوب شود. سالها بعد، با پخش «خاندان اژدها»، این بار دیمون تارگرین به یکی از بحثبرانگیزترین و در عین حال محبوبترین شخصیتهای جهان وستروس تبدیل شد.
نکته جالب اینجاست که بخش قابل توجهی از طرفداران دیمون، همان افرادی هستند که پیشتر جان اسنو را نیز از محبوبترین شخصیتهای خود میدانستند. اما دلیل این موضوع چیست؟ آیا دیمون تارگرین به نوعی جایگزین جان اسنو شده است یا شباهت عمیقتری میان این دو شخصیت وجود دارد؟
برای پاسخ به این سؤال باید فراتر از ظاهر، مهارتهای رزمی یا جایگاه آنها در داستان برویم و شخصیت این دو کاراکتر را با دقت بیشتری بررسی کنیم.
دو شخصیت که هرگز کاملاً متعلق نبودند
یکی از مهمترین نقاط مشترک جان اسنو و دیمون تارگرین، احساس تعلق نداشتن است.
جان اسنو از همان کودکی با برچسب «حرامزاده» شناخته میشود. هرچند ادارد استارک او را مانند فرزند خود بزرگ میکند، اما جان همیشه میداند که جایگاهش با دیگر فرزندان استارک متفاوت است. او نه کاملاً عضوی از خانواده است و نه میتواند از هویت خود فرار کند. این حس طردشدگی بخش مهمی از شخصیت او را شکل میدهد.
دیمون تارگرین نیز با وجود آنکه شاهزادهای از خاندان سلطنتی است، شرایط مشابهی را تجربه میکند. او برادر پادشاه است، اما هرگز جایگاه ثابتی در دربار ندارد. گاهی وارث محسوب میشود و گاهی کنار گذاشته میشود. او دائماً میان میل به اثبات خود و احساس نادیده گرفته شدن سرگردان است.
شاید به همین دلیل بسیاری از مخاطبان با هر دو شخصیت ارتباط برقرار میکنند. هر دو مردانی هستند که در ظاهر به جایگاههای بزرگی دسترسی دارند، اما در درون با حس تنهایی و عدم پذیرش دست و پنجه نرم میکنند.
مردان عمل در دنیای سیاست
جهان وستروس مملو از سیاستمداران، توطئهگران و بازیگران ماهر قدرت است. شخصیتهایی مانند لیتلفینگر، واریس یا اوتو هایتاور بخش بزرگی از موفقیت خود را مدیون تواناییشان در بازیهای سیاسی هستند.
اما نه جان اسنو و نه دیمون تارگرین چنین افرادی نیستند.
جان معمولاً زمانی وارد عمل میشود که دیگران هنوز در حال بحث و تصمیمگیری هستند. او بیشتر به حل مشکلات اهمیت میدهد تا بازیهای سیاسی. از نبرد با وایت واکرها گرفته تا تصمیمهای دشوار در دیوار، جان همواره فردی عملگرا بوده است.
دیمون نیز اگرچه از سیاست بیخبر نیست، اما شخصیت او بیش از هر چیز بر پایه اقدام مستقیم شکل گرفته است. او به جای نشستن در اتاق شورا، ترجیح میدهد شخصاً وارد میدان شود. چه در جنگ استپاستونز و چه در بسیاری از بحرانهای سیاسی، واکنش نخست دیمون عمل است نه مذاکره.
این ویژگی باعث میشود هر دو شخصیت در نگاه مخاطب واقعیتر و تأثیرگذارتر به نظر برسند. آنها منتظر تغییر شرایط نمیمانند؛ خودشان شرایط را تغییر میدهند.
کاریزمای مردان مستقل
ویژگی مهم دیگری که میان جان اسنو و دیمون تارگرین مشترک است، استقلال شخصیتی آنهاست.
جان بارها برخلاف انتظارات اطرافیانش تصمیم میگیرد. او حاضر است محبوبیت خود را از دست بدهد، اما کاری را انجام دهد که از نظر خودش درست است. انتخابهای او همیشه مورد تأیید دیگران نیست، اما معمولاً از باورهای شخصیاش سرچشمه میگیرد.
دیمون نیز شخصیتی سرکش و مستقل دارد. او کمتر از هر شخصیت دیگری در جهان وستروس حاضر است خود را با انتظارات دیگران تطبیق دهد. بسیاری از تصمیمهای او جنجالی و حتی اشتباه هستند، اما تقریباً همیشه مطابق خواسته و باور خودش عمل میکند.
همین استقلال فکری یکی از دلایل اصلی محبوبیت هر دو شخصیت است. مخاطبان معمولاً جذب افرادی میشوند که تحت تأثیر جمع قرار نمیگیرند و مسیر مخصوص به خود را دنبال میکنند.
تفاوتی که همه چیز را تغییر میدهد.
با وجود تمام شباهتها، جان اسنو و دیمون تارگرین در یک نقطه کاملاً از یکدیگر جدا میشوند.
اگر جان اسنو را نماد وظیفه بدانیم، دیمون تارگرین نماد آزادی است.
جان تقریباً همیشه میان خواسته شخصی و مسئولیت، مسئولیت را انتخاب میکند. او بارها آرزوها و احساسات خود را قربانی وظیفه میکند. تصمیمهای او اغلب بر اساس آن چیزی است که برای دیگران درست به نظر میرسد.
اما دیمون مسیر متفاوتی را انتخاب میکند. او بیش از آنکه خود را به قوانین و انتظارات محدود کند، از خواستههای درونی خود پیروی میکند. دیمون شخصیتی است که حاضر است نظم موجود را به چالش بکشد اگر احساس کند آن نظم مانع خواستههایش شده است.
این تفاوت باعث میشود مخاطبان با دو نسخه متفاوت از یک آرکتایپ روبهرو شوند؛ یکی قهرمانی که خود را فدای وظیفه میکند و دیگری قهرمانی که از محدود شدن توسط قواعد سر باز میزند.
آیا دیمون واقعاً جایگزین جان اسنو شده است؟
پاسخ کوتاه احتمالاً منفی است.
دیمون تارگرین از نظر اخلاقی، رفتاری و حتی اهداف شخصی تفاوتهای زیادی با جان اسنو دارد. او بسیاری از ویژگیهایی را دارد که جان هرگز حاضر نبود از خود نشان دهد. به همین دلیل نمیتوان دیمون را نسخه جدید یا جایگزین مستقیم جان دانست.
اما شاید سؤال اصلی چیز دیگری باشد.
شاید طرفداران در واقع به دنبال شخصیتی با ویژگیهای مشترک هستند؛ فردی تنها، تأثیرگذار، مستقل و متفاوت از اطرافیانش. شخصیتی که در حاشیه قرار گرفته اما توانایی تغییر سرنوشت جهان اطراف خود را دارد.
در این صورت، دیمون تارگرین دقیقاً همان خلأیی را پر میکند که پس از پایان داستان جان اسنو در ذهن بسیاری از مخاطبان به وجود آمد.
نتیجهگیری
محبوبیت مشترک جان اسنو و دیمون تارگرین تصادفی نیست. هر دو شخصیت نماینده نوع خاصی از قهرمانان هستند؛ مردانی که هرگز کاملاً پذیرفته نشدند، اما توانستند تأثیری عمیق بر جهان اطراف خود بگذارند.
البته مسیر آنها متفاوت است. جان اسنو راه شرافت و مسئولیت را انتخاب میکند، در حالی که دیمون تارگرین بیشتر به آزادی فردی و خواستههای شخصی خود وفادار میماند. اما در نهایت هر دو چیزی را به مخاطب ارائه میکنند که در بسیاری از شخصیتهای دیگر وستروس کمتر دیده میشود؛ ترکیبی از قدرت، استقلال، آسیبپذیری و تأثیرگذاری.\
شاید به همین دلیل است که بسیاری از طرفداران جان اسنو، امروز خود را در میان طرفداران پرشور دیمون تارگرین نیز میبینند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
