خانه > مقالات > مبارزین برتر

مبارزین برتر

قهرمان یا ضد قهرمان، نجیب زاده یا عادی، شوالیه سوگند خورده یا شمشیر زن آزاد، بازی تاج و تخت پر از مبارزینی است که در نبرد های این سریال با یکدیگر می‌جنگند.

ما می‌خواهیم در یک رده بندی، ۲۵ نفر از این مبارزین را به شما نشان دهیم. این رده بندی بر اساس بهترین مبارزه ای که از شخص در سریال به نمایش گذاشته شده است، می‌باشد. برای نمونه، جیمی لنیستر را قبل از قطع شدن دستش، و آریا استارک را بعد از تبدیل شدنش به یک بی چهره، ارزیابی می‌کنیم. و از افرادی مانند رابرت براتیون و ریگار تارگرین، که در طول سریال مبارزه ای از آن ها ندیدیم، صرف نظر می‌کنیم.

بیست و پنجمین مبارز : رمزی بولتون (روان پریش)

رمزی یک مبارز شیطانی بود، که بسیار به اذیت کردن دیگران علاقه داشت. او خیلی از شخصیت های این سریال را کشته، و تاثیر بسیار زیادی در روند داستان داشته است.

رمزی باعث تغییر شخصیت های تئون گریجوی و سانسا استارک شد. او آشا و ریکان استارک را کشت. و این ها جدای از کشتن افراد خاندان خود که شامل روس بولتون، نامادری و برادر ناتنی اش بود، می‌شود. ارتش او، نیرو های استنیس براتیون را پشت دیوار های وینترفل به صورت کامل از بین برد، و اگر شوالیه های ویل در نبرد حرامزاده ها، از راه نرسیده بودند، پیروز شده بود. او قبل از دستگیری و مرگش، با زدن تیر به چشم وون وون، یکی از غول های آنسوی دیوار، او را کشت.

زمانی که کار به میدان مبارزه و نبرد رو در رو می‌رسد، شاید رمزی خیلی حرفی برای گفتن نداشته باشد. اما غیر قابل پیش بینی بودن و وحشیگری اش، باعث شده تا در این رده بندی قرار گیرد.

بیست و چهارمین مبارز : یارن (نگهبان شب)

به عنوان یک “کلاغ”، یارن بسیار با استعداد است. او در هفت پادشاهی به دنبال افراد مورد نیاز (که شامل دزد ها، گدایان و افراد درمانده می‌شود.) می‌گردد، تا آنان را عضو نگهبانان شب کند. او به آریا استارک از زمانی که سیاه نپوشیده بود، گفت؛ از زمانی که مردی به نام ویلم را کشت، مردی که قاتل برادرش بود

“تبر من به قدری عمیق توی جمجمه اش رفته بود، که مجبور شدن اون رو با تبر دفن کنن. اسب ویلم من رو به دیوار رسوند، و از اون موقع من سیاه پوشیدم.”

یارن همچنین توانایی خوبی در شمشیر زدن دارد. در آخرین نبردش، که نیرو های لنیستر به شکل غافلگیر کننده ای هجوم آوردند، یک کماندار را که به او تیر زده بود، به همراه سه شمشیرزن که به او حمله کرده بودند را کشت. در آخر سِر آرموری لورچ که سوار بر اسب بود، پس از آنکه یارن دیگر توانایی ضربه زدن نداشت، او را با شمشیرش به قتل رساند. اگر کشته شدن در جنگ افتخار آمیز باشد، پس یارن با افتخار مرد، و لایق یک جا در این رده بندی است.

بیست و سومین مبارز : ایگریت (زنی از مردمان آزاد)

کمانداران، می‌توانند در مبارزه از راه دور کشنده باشند، و جایی برای خود در این رده بندی باز کنند. عده ای فکر می‌کنند که تیراندازی و مبارزه از راه دور کار ترسو ها است، اما در میدان نبرد، این حرف ها مطرح نیست و مبارزین خوب و با مهارت زنده می‌مانند، و دختر وحشی مبارز، ایگریت، بار ها ثابت کرده که مهارت زیادی در استفاده‌ از کمان دارد. در قسمت دهم از فصل ۳ (میسا) ایگریت، با وجود عصبانیتش به خاطر خیانت جان اسنو، با اینکه می‌توانست او را بکشد، از این کار صرف نظر کرد. و به تورموند گفت که نتوانسته او را بکشد، اما تورموند که از مهارت های ایگریت با خبر بود، به او گفت “اگر می‌خواستی جان اسنو را بکشی، اون الان مرده بود”.

ایگریت در نبرد کسل بلک کشنده ظاهر شد، تا اینکه جان را دید و دست از کشتن برداشت. مرگ او، همچون زندگی اش پر شور بود. او در لحظه زندگی می‌کرد و یکبار به جان گفت “اگه قراره بمیریم، می‌میریم، ولی قبلش زندگی می‌کنیم”.

بیست و دومین مبارز : بنجن استارک (مُرده ای همراه با فلاخن آتشین)

“تو تبدیل به تکاور (رنجر) اول نمی‌شوی، اگر نتوانی آن طرف دیوار دوام بیاوری.” این را بنجن استارکی گفت، که در یک گشت زنی در فصل یک ناپدید شد، و تا فصل شش در سریال حضور پیدا نکرد. او در قالب سواری، با باشلق و در حال تاب دادن فلاخنی آتشین ظاهر شد، تا برن استارک و میرا رید را از دست ارتش مردگان نجات دهد. بنجن دیگر آن انسان قبلی نبود، اگر بتوان آن را انسان خطاب کرد.

او تبدیل به موجودی با چهره بی رنگ شده بود، او به برن و میرا توضیح داد که وایت والکر ها به او حمله کردند، و شمشیری را داخل شکمش فرو کردند و او را به حال خود گذاشتند تا بمیرد. بعد از آن کودکان جنگل از راه رسیدند و او را با جادو های باستانی خود نجات دادند. اما بنجن بیشتر یک موجود مرده است تا زنده، و تنها بعد از فراخوان کلاغ سه چشم وارد عمل شد.

در آخر بنجن برای نجات جان اسنو خود را قربانی کرد، اما قبل از مرگش تعدادی وایت را نابود کرد. مرده یا زنده، بنجن استارک یکی از مبارزین خوب در این سریال است.

بیست و یکمین مبارز : بریک دانداریون (شوالیه ی زاهد)

بریک دانداریون بار ها مرده است، نخستین مرگ او، نه در سریال و نه در کتاب نشان داده نشده است، اما مربوط به زمانی می‌شود که ادارد استارک او را برای اجرای عدالت برای کوه مامور می‌کند، اما بریک در طول نبرد مامرز فورد (mummer’s ford) توسط گرگور کلگان کشته شد. دوست عزیز بریک، راهب سرخ مست، توروس از میر، هنگامی که برای دوست مرده اش دعا می‌خواند، متوجه شد که بریک دوباره زنده شده، و این همه افراد حاضر از جمله خود توروس را غافلگیر کرد. بریک در کل شش بار توسط‌ توروس زنده شده است. حال که توروس توسط یک خرس کشته شده، این آخرین باری است که بریک زندگی می‌کند.

با وجود شکست های زیادش، بریک در مبارزات رقیبی سرسخت به حساب می‌آید. از دیگر ویژگی های او می‌توان به درست کاری اش اشاره کرد. زمانی که سندور کلگان، او را شکست داد، او شکست را قبول کرد و به منظور اجرای عدالت، سندور را آزاد کرد.

ما آخرین بار بریک را در قسمت هفت از فصل هفتم دیدیم، زمانی که او و تورموند شاهد نابودی دیوار بودند. باید دید که آیا او زنده مانده است یا اینکه این بار دیگر برای همیشه مرده است.

بیستمین مبارز : کرم خاکستری (فرمانده آویژه ها)

شکی در این نیست که کرم خاکستری، فرمانده منتخب آویژه ها (آنسالید ها)، مردی با مهارت جنگی بسیار بالا است. به عنوان یکی از بردگان اربابان خوب آستاپور، او در تمام طول عمرش در حال فراگیری فنون رزمی بود. دنریس، او و تمام سربازانش را آزاد کرد، و آنان به شرافت خود سوگند خوردند که از او و ادعای او برای تصاحب تخت آهنین دفاع کنند.

کرم خاکستری در مبارزه همراه با دیگر آویژه ها تخصص دارد، اما ما مبارزه او با نیزه را در درگیری های کوچک نیز دیدیم. زمانی که کرم خاکستری به همراه داریو ناهاریس و جورا مورمونت به یونکای نفوذ کرد، او را دیدیم که چند سرباز یونکایی را کشت. و زمانی که او و آویژه هایش در میرین، مورد هجوم پسران هارپی قرار گرفتند، خوش درخشید؛ درست است که زخمی شد اما از مبارزه ای جان سالم به در برد که باریستان سلمی افسانه ای کشته شد.

کمی طول کشید تا کرم خاکستری دوباره خود را باز یابد، و بعد از آن دوباره در حمله به کسترلی راک مهارت های جنگاوری خود را نشان داد.

نوزدهمین مبارز : لوراس تایرل (شوالیه نجیب)

با این که او یکی از بهترین شوالیه های وستروس در تورنمنت ها است، بسیار سخت است که جایی در رده بندی را به او اختصاص دهیم، زیرا او در هیچ کدام از مبارزاتش پیروز نشده است. شوالیه گل ها، سر لوراس تایرل، کسی هست، که توانسته در مسابقات، جیمی لنیستر را از اسب بیندازد، اما این موضوع قبل از بازی تاج و تخت است. زمانی که ما نخستین بار لوراس تایرل را دیدیم، او در تورنمنت دست، گرگور کلگان را از اسب انداخت، اما پس از آن گرگور عصبانی شد و به سمت او حمله کرد، تنها، عکس‌العمل سریع سندور کلگان بود که توانست لوراس را نجات دهد. پس از آن لوراس در مسابقات شمشیرزنی ای که توسط رنلی براتیون برپا شده بود، از برین از تارث شکست خورد.

لوراس جنگجویی توانا و حرفه ای است، و در نبرد بلک‌واتر در کنار تایوین لنیستر خوش درخشید، اما هرگز در سریال دیده نشده که بتواند در یک نبرد تن به تن جنگاوری اش را اثبات کند. لوراس در آخر توسط گنجشک ها دستگیر شد، و هنگام نابودی سپت بیلور به دستور سرسی لنیستر، کشته شد.

هجدهمین مبارز : یورون گریجوی (دیوانه)

یورون گریجوی، پادشاه جزایر آهن، یکی از خونخوار ترین مبارزین وستروسی است. همانطور که در حمله او به ناوگان یارا گریجوی دیدیم، او می‌تواند دشمنی خطرناک باشد. یورون مار های شنی، اوبارا و نیمیریا را کشت، یارا گریجوی را اسیر کرد و تئون گریجوی را فراری داد.

خود بزرگ پنداری یورون از مهارتش در مبارزه پیشی گرفته است، طوری که قبل از انداختن بیلون گریجوی از روی پل درباره خودش این چنین گفت “من خدای مغروق رو مسخره نمی‌کنم، من خدای مغروقم. از اولدتاون تا کارث، هر کسی که بادبان های من رو می‌بینه، شروع به دعا خوندن می کنه.” اگرچه این ها جملات سنگینی برای یک انسان هستند، اما حقیقت دارد.

هفدهمین مبارز : تورموند غول کش (جنگجوی مردمان آزاد)

تورموند یک موجود خشن دوست داشتنی است، و برای درک قدرت او در مبارزه می‌توان به سخنی که به جان اسنو گفت دقت کرد، “کلی آدم کوچیک تلاش کردن، شمشیرشون رو داخل قلبم فرو کنن، و حالا کلی اسکلت کوچیک توی جنگل دفن شده” . و ما فکر نمی‌کنیم که او دروغ گفته باشد.

برای اثبات حرفش بهتر است نگاهی به مبارزه های او بیندازیم، او در نبرد کسل‌بلک، چندیدن نگهبان شب را کشت و در نبرد تن به تن با آلیسر تورن تعلیم دیده، او را زخمی کرد. او ارباب استخوان ها را با سلاح خودش کشت و بعد از حمله وایت والکر ها به مقر وحشی ها (مردم آزاد) ، برای نجات جان انسان های بیشتر، مبارزه کرد. همچنین در نبرد حرامزاده ها، جان اسنو را نجات داد و جان آمبر کوچک را کشت.

غول کش در رهبری کردن هم مهارت دارد، در غیر اینصورت منس ریدر او را به عنوان یکی از فرماندهانش انتخاب نمی‌کرد، مانند بریک دانداریون، او هم پس از فرو ریختن دیوار ناپدید شد.

شانزدهمین مبارز : داریو ناهاریس (شمشیرزن آزاد)

آخرین بار، زمانی او را دیدیم که دنریس او را در سرزمین های شرقی جای خود گذاشت، داریو ناهاریس، شمشیرزن آزاد تایروشی است، که مهارت بسیار بالایی در مبارزه دارد. او فرزند یک فاحشه بود، و در کودکی او را به عنوان برده فروختند و در شانزده سالگی سر از چاله های مبارزه میرین درآورد، سرانجام به قدری پیروزی وسب کرد، که توانست پول خوبی برای ارباب خود به دست آورد، و او نیز به عنوان پاداش او را آزاد کرد. بعدها او به پسران دوم پیوست و به مقام فرماندهی دست پیدا کرد.

در کنار توانایی ذاتی او در مبارزه، داریو در چاله های مبارزه، جنگیدن را آموخت. او می‌تواند مانند دوتراکی ها، روحانیان نوروسی، و شوالیه های وستروسی مبارزه کند. او یک مبارز همه فن حریف، با عکس‌العمل سریع و تسلط کامل بر اسلحه های مورد علاقه اش، آرک دوتراکی و دشنه میری، است.ما او را در مبارزه های زیادی دیدیم از جمله زمانی که پهلوان میرینی را کشت و زمان حمله پسران هارپی به چاله مبارزه دازناک.

پانزدهمین مبارز : جورا مورمونت (شوالیه تبعیدی)

مانند دیگر شخصیت های زنده سریال، جورا مورمونت فردی سرسخت است. او قانون شکنی کرد و توسط ادارد استارک محکوم به اعدام شد، به همین خاطر از جایگاه خاندانش، جزیره خرس، گریخت. تمام این ها قبل از ماجرا های پیش آمده برای او در کتاب است. عشق او به دنریس باعث شد تا از یکی از جاسوسان تخت آهنین به یکی از وفادار ترین حامیان او تبدیل شود.

جورا یک شوالیه تعلیم دیده است که مهارت خود را در سال هایی که به عنوان شمشیرزن آزاد برای گروه های مزدور به خصوص گلدن کمپانی کار کرده است، تقویت کرده. او با شکست یک جنگجوی دوتراکی در نبرد تن به تن، پیروزی در چاله ی مبارزه میرین و رویارویی با ارتش مردگان در آنسوی دیوار جای خود را در این رده بندی تثبیت کرده است.

چهاردهمین مبارز : فرمانده وایت والکر (دشمن نامرده)

وقتی پای مبارز خوب وسط می‌آید مهم نیست که شخصیت، خوب باشد یا بد؛ پس چرا میان انسان ها و آدر ها تفاوت بگذاریم؟ با اینکه ممکن است شاه شب در مبارزه تن به تن بسیار عالی عمل کند، اما هنوز مبارزه او را ندیده ایم و این باعث می‌شود در این رده بندی حضور پیدا نکند و کاری کند که ما تنها به فرماندهان او بسنده کنیم.

بیشتر اوقات گفته می‌شود که یک نفر به اندازه دشمنی که شکست می‌دهد، با مهارت است. و تا به اینجا قدرتمند ترین ارتشی که هیچ‌گاه شکست نخورده، ارتش مردگان است. با این حال شخصی با مهارت کافی و سلاحی مناسب، می‌تواند در نبرد تن به تن، در برابر فرماندهان وایت والکر بایستد. تا به اینجا جان اسنو دو وایت والکر، و میرا رید و سموئل تارلی، هرکدام یک وایت والکر را کشته اند.

درست است که می‌توان یک فرمانده وایت والکر را کشت، اما این کار مانند شکار کردن خرگوش راحت نیست، و این قدرت در ایستادگی، آن ها را شایسته حضور در این رده بندی می‌کند.

سیزدهمین مبارز : آریا استارک (قاتل)

او راه طولانی ای را طی کرد. دختری که هیچ اسمی ندارد.ما آریا را از زمانی که دختری کوچک و بی گناه بود، تا زمانی که تبدیل به یک بی چهره شد، دنبال کردیم، و این داستان فوق‌العاده بود. آریا استارک نخستین بار در سن یازده سالگی، پسری که در اصطبل کار می‌کرد را کشت، که در مقایسه با بیشتر شخصیت ها در سن کمتری مرتکب نخستین قتل خود شده.

آریا مجبور شد درد هایی را تحمل کند، که کودکان دیگر قادر به تحمل آن نبودند. او به شدت خواهان گرفتن انتقام از کسانی است، که به خانواده اش آسیب زده‌ اند. آریا به مردان بی چهره در براووس پیوست، در آنجا علاوه بر تقویت قوای جسمانی اش، یاد گرفت چگونه از چهره دیگران برای انجام کار هایش استفاده کند، که حتا در دنیای آتش و یخ هم مهارت منحصر به فردی حساب می‌شود.

امروز، افرادی که سعی در کشتن او دارند، باید بترسند. او از یک کودک یتیم و ضعیف، به موجودی تبدیل شد که به راحتی ویف، مرین ترانت، والدر فری و لیتل فینگر را کشت، و قتل عام فری ها با مسموم کردنشان، که اتفاق مهمی در جریان سریال بود، به دست آریا اتفاق افتاد، و از همه مهم تر مبارزه به یاد ماندنی آریا و برین را فراموش نکنید. مبارزه ای که به ما نشان داد، آریا در مبارزات تن به تن هم مهارت قابل توجهی دارد.

دوازدهمین مبارز : برین از تارث (شمشیر سوگند خورده)

یکی دیگر از بانوان مورد علاقه ما در وستروس، که در اولین حضورش مشغول مبارزه بود، و سعی داشت لوراس تایرل را شکست دهد. مبارزه با چند سرباز هنگام بردن جیمی لنیستر به بارانداز پادشاه، مبارزه با خرس، شکست سندور کلگان زخمی، و نجات سانسا استارک از دست سواران بولتون، از مبارزات او به شمار می‌رود.

تمام چیزی که برین می‌خواست، یک ارباب مناسب بود تا به او خدمت کند، و پس از کشته شدن رنلی براتیون و کتلین استارک، او تواست سانسا استارک را پیدا کند و برای محافظت از او سوگند بخورد. مبارزه طلبی او باعث شده تا جزو یکی از مبارزین ما در این رده بندی قرار گیرد.

یازدهمین مبارز : بران (شمشیرزن آزاد)

ما چیز های کمی درباره کودکی بران می‌دانیم، او در کوچه های کثیف بارانداز پادشاه بزرگ شده است، پس می‌توان حدس زد که زندگی ناملایمی داشته. هنگامی که دوازده سال سن داشت، مرتکب نخستین قتل خود شد، او زنی را کشت که با تبر به او حمله کرده بود. نحوه بزرگ شدن بران، باعث شد که او تبدیل به یک شمشیرزن آزاد با توانایی های بالا شود. ما صحنه های زیادی از نبرد های او دیده ایم.

بران با افتخار نمی‌جنگد، او این کار را راهی برای مردن می‌داند، و این موضوع را در نبرد های متعدد یادگرفته است. از آنجا که او فردی فرصت طلب است، به جای تیریون لنیستر در قضاوت از راه مبارزه، با سر وردیس اگن از ایری مبارزه کرد، و او را کشت. البته او بی گدار به آب نمی‌زند. بران در فصل چهار، می‌دانست که حریف کوه نمی‌شود، بنابراین پیشنهاد تیریون را رد کرد و با کوه مبارزه نکرد.

علت وفادار ماندن بران به جیمی لنیستر، قدرت و ثروتی است که جیمی قول آن را داده. وگرنه بران از سر وفاداری جیمی را از آتش اژدها نجات نداد.

دهمین مبارز : ادارد استارک (شرافتمند)

ادارد استارک، لرد وینترفل و والی شمال، یکی از بهترین و شرافتمندترین لرد های بازی تاج و تخت بود. درست است که او یک لرد و فرمانده است، اما در مبارزه تن به تن با جیمی لنیستر در بارانداز پادشاه ثابت کرد که توانایی جنگی خوبی دارد. (البته دخالت سرباز لنیستر و ضربه نیزه اش به پای ادارد، باعث شد ما نفهمیم چه کسی پیروز واقعی بود.)

همچنین در صحنه ای در فصل شش ما جوانی ادارد استارک را می‌بینیم که موفق شد جرالد های‌تاور، فرمانده گارد شاهی را بکشد.هر چند نمی‌توان این را یک پیروزی به حساب آورد، اما با دخالت هاولند رید توانست آرتور دین را هم شکست دهد و بکشد.

نمی‌شود یک نفر در برابر جیمی لنیستر، جرالد های‌تاور و آرتور دین بایستد و زنده بماند، آنگاه نامش در این رده بندی نباشد.

نهمین مبارز : کال دروگو (جنگجوی دوتراکی)

انتخاب یک مکان مناسب برای کال دروگو سخت است. او مانند سیریو فورل مبارزی شایسته است، اما نبرد خیلی خاصی در سریال نداشته. ولی می‌توانیم بگوییم که اگر مبارز خوبی نبود، به یک کال با آن مو های بلند تبدیل نمی‌شد. و این موضوع برای دوتراکی ها صدق می‌کند، چرا که در میان آنها قدرت، قانون است، و تنها، شخصی قدرتمند به آن درجه می‌رسد.

خوشبختانه ما یک بار مبارزه ی او با ماگو را دیدیم، و دروگو با دست های خالی با او مبارزه کرد و شکستش داد، کال دروگو او را خلع سلاح کرد و با آرک خودش او را کشت. متاسفانه کال دروگو خیلی زود مرد و دیگر فرصت نشد مبارزه های بیشتری از او ببینیم.

هشتمین مبارز : جان اسنو (قهرمان)

جان اسنو، فرماندهی که میدان را خالی نمی‌کند، و نبردهایی خشن، سرگرم کننده و گاهی اوقات همراه با درماندگی را در کارنامه خود دارد. شاید او مانند خیلی از شخصیت های سریال با تجربه نباشد. اما شجاعت و مهارت او (و البته به کمک کمی شانس) باعث شده تا در مبارزه هایش پیروز شود.

جان اسنو یکی از ماهرترین نگهبانان شب است. او چندین وحشی را کشت، با یکی از فرماندهان وایت والکر مبارزه کرد و او را نیز کشت (کشتن یک وایت والکر تنها ملاک ما نیست، وگرنه سموئل تارلی هم در این رده بندی بود) و رمزی بولتون را بدون هیچ سلاحی و تنها با یک سپرشکست داد.

هفتمین مبارز : باریستان سلمی (بی باک)

او را به عنوان یکی از بهترین مبارزان وستروس می‌شناسند، و با وجود کهولت سنش، جیمی لنیستر باور دارد که باریستان جزو سه نفری است که می‌توانند او را در نبرد تن به تن شکست دهند. زمانی که در جریان جنگ پنج پادشاه، او را از مقامش به عنوان فرمانده گارد شاهی عزل کردند، او به سربازان حاضر در صحنه گفت که می‌تواند همه ی آن ها را بکشد، و هیچ کس جرات نکرد تا با ایستادن در برابر او درستی یا عدم درستی حرف هایش را اثبات کند.

سلمی در یک مبارزه ی تن به تن و شرافتمندانه کشته نشد بلکه در مبارزه با پسران هارپی در کوچه های میرین کشته شد. و قبل از مرگش چند نفر از آن ها را به کشتن داد که برای هر مبارزی در هر سنی کاری شجاعانه بود.

ششمین مبارز : گرگور کلگان (کوه)

به دلیل اندازه و قدرتش، گرگور کلگان صاحب جایگاه مناسبی در این رده‌بندی شده است. و هر کس که در این رده‌بندی در جایگاهی بهتر از او قرار بگیرد یعنی می‌توان تصور کرد که قادر است در یک مبارزه تن به تن کوه را شکست دهد، و این کار آسانی نیست.

کوه به قدری ترسناک و خشن است که بران (مردی که خوب بلد است چگونه سرش را روی شانه هایش نگه دارد) حاضر نشد به عنوان قهرمان تیریون با او بجنگد، و به تیریون گفت “من یه دیوونه هستم، اگر اون نتونه من رو بترسونه. اون به شکل وحشتناکی بزرگ و قویه، و نسبت به جثه اش بسیار سریع هست. شاید بتونم شکستش بدم، انقدر دور و برش به جنب و جوش بیفتم تا از دنبال کردن من خسته بشه و شمشیرش رو بندازه. و یجورایی به زانو در بیاد. اما فقط یه حرکت اشتباه لازمه تا من بمیرم.”

به احتمال زیاد پنج نفر بعدی این رده‌بندی در مبارزه با کوه نتوانند تنها با اتکا کردن بر قدرت خود در برابر کوه بایستند، آن ها در مبارزه باید از هوش و قدرت مانور دادن خود استفاده کنند. و شاید حتا برای شکست دادن کوه به زره ای محکم، صبر و هوشیاری کامل نیاز داشته باشند وگرنه کوه آن ها را خورد می‌کند.

پنجمین مبارز : اوبرین مارتل (افعی سرخ)

در واقع، اوبرین مارتل توانست در مبارزه تن به تن کوه را به زانو درآورد، اما سهل انگاری و خود بزرگ بینی او باعث شد که کوه جمجمه او را در دستانش خورد کند و او را به کشتن دهد. درست است که او از کوه شکست خورد، ولی ما فکر می‌کنیم که عملکرد او به قدری خوب بود که رتبه بهتری نسبت به کوه را دریافت کند.

او را با نام افعی سرخ دورن می‌شناسند، و پدر هشت حرامزاده است، که به آن ها مار های شنزار می‌گویند، شهوت جنسی او به اندازه مهارت کار با نیزه اش زبانزد است. مبارزه را طی چندین سال در گودال های مبارزه میرین آموخته است. همچنین چندین سال در سیتادل به آموختن پرداخته، و به دانش سم شناسی تسلط دارد. او هنگام مبارزه با کوه از سم مانتیکور برای کشتن او استفاده کرد، که حتا مردی با آن هیبت را هم از پا در می‌آورد.

چهارمین مبارز : سیریو فورل (رقاص آب)

سیریو فورل، استاد شمشیرزنی براووسی، بحث برانگیز ترین فرد در این رده بندی است. او با وجود کوتاه بودن زمان حضورش در سریال، مهارت های خود را به خوبی به نمایش گذاشت. او نخستین بار به آریا استارک مبارزه کردن را آموخت، هر چند نتوانست در برابر مرین ترانت (که زره پوشیده بود و یک شمشیر فولادی داشت) ایستادگی کند، اما شکست دادن چندین سرباز با یک شمشیر چوبی و بدون زره، مهارت بالایی می‌خواهد.

با وجود آن که بیشتر مبارزین این رده بندی، در هنگام مبارزه از خشمشان قدرت می‌گیرند، فورل به عنوان یک مبارز و یک رقاص آب هنرمندانه و با آرامش کامل با دشمنانش می‌جنگد. مهارت و روش مبارزه سیریو فورل باعث شد که ما اقدام به قرار دادن او در این رده بندی کنیم. با یک شمشیر مناسب در دستان فورل، شکست دادن او کار سختی می‌شود. و ما از نخستین شمشیرزن براووس انتظار داریم که بتواند کوه را هم تکه تکه کند.

سومین مبارز : سندور کلگان (سگ شکاری)

در دنیایی که ما مبارزه هرکس با دیگری را نمی‌توانیم ببینیم، باز هم تنها تصور آن که خیلی از شخصیت های سریال بتوانند سندور کلگان را شکست بدهند، سخت است.او دوازده سال داشت که نخستین حریف خود را کشت، و بابت آن هم پشیمان نشده. با وجود علاقه او به کشتن، خوار شمردن آیین شوالیه ها، سوگند های مقدس و رشادت های مبارزان در میدان نبرد، سندور کلگان همچنان پیرو قوانین و مقرراتی است. این تناقض، او را یکی از پیچیده ترین و جالب ترین مبارزین این سریال کرده است.

سندور کلگان سربازان و شهروندان زیادی را کشته، و در یک مبارزه بریک دانداریون را شکست داده، با این حال در نبرد بلک‌واتر فرار کرد و در زمانی که ضعیف شده بود، از برین از تارث شکست خورد. او حتا در مبارزات تن به تن هم شکست ناپذیر نیست،و همین این سوال قدیمی را که خیلی ها دوست دارند جوابش را بگیرند دوباره مطرح می‌کند، آیا او در یک مبارزه تن به تن با برادرش پیروز می‌شود؟

دومین مبارز : جیمی لنیستر (مرد بدون افتخار)

هدیه خدایان به تایوین لنیستر. زمانی که کار به مهارت و خودباوری می‌رسد، شکست دادن جیمی لنیستر کار سختی می‌شود. البته قطع شدن دست جیمی کمی کار را سخت می‌کند، درست است که او بعد از تمرین توانست با دست چپ هم مبارزه کند، اما به پای زمانی که هر دو دستش را داشت نمی‌رسد. ما جیمی را در هنگام اوجش بررسی می‌کنیم. او در شانزده سالگی اولین حریف خود را کشت. و به عنوان جوانترین عضو گارد شاهی (در پانزده سالگی وارد گارد شاهی شد) در طول تاریخ شناخته می‌شود.

قبل از آن که جیمی دست شمشیرزنش را از دست بدهد، در مبارزه با برین از تارث گفت که تنها سه نفر در تمام دنیا هستند که می‌توانند او را شکست دهند، ما تنها می‌توانیم حدس بزنیم که آن ها چه کسانی بودند، یکی از آن ها ممکن است باریستان سلمی باشد که در دوران جوانیش افتخارات زیادی کسب کرد، و نفر دیگری که می‌توان به آن فکر کرد مبارزیست که ما آن را شایسته جایگاه نخست این رده بندی می‌دانیم.

نخستین مبارز : آرتور دین (شمشیر صبح)

بیشتر اوقات انتخاب یک نفر به عنوان نخستین نفر برای چنین رده‌بندی هایی مشکل است، اما باید قبول کنیم سر آرتور دین افسانه ای، به همراه شمشیرش سحر، لایق این جایگاه هست. ما، شمشیرزنی بی همتای او را در یک فلش بک در برج شادی دیدیم.

او صمیمی ترین دوست شاهزاده ریگار تارگرین، و عضوی از گار شاهی ایریس دوم (پادشاه دیوانه) بود،آرتور دین در یک مبارزه نابرابر با ادارد استارک و همراهانش، در برج شادی حضور داشت، و در آخر با ضربه ناجوانمردانه هاولند رید از پا در آمد.

در سریال دو نفر درباره او صحبت کردند، ادارد استارک به پسرش برن گفته بود که دین بهترین شوالیه ای بوده که در عمرش دیده. و جیمی لنیستر که درباره او به لوراس تایرل گفت “کسی که می‌تونست با دست چپش دخل هر پنج نفر شما [اعضای گارد شاهی] رو بیاره و همزمان با دست راستش بشاشه”

۱ دیدگاه

  1. خیلی راضی هستم ولی جان باید مقام بهتری کسب می کرد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*