
این مقاله حاوی اسپویل کامل قسمت هشتم از فصل سوم سریال «خاندان اژدها» است.
شخصیت آلیس ریورز از زمان معرفیاش در فصل دوم، یکی از مرموزترین چهرههای سریال «خاندان اژدها» بوده است. با وجود حضور این شخصیت در کتاب «آتش و خون»، این سریال به شخصیت وی بیشتر پرداخته و ابعادی به او بخشیده که که در کتابها دیده نشده است.
این موضوع در قسمت پایانی فصل سوم با عنوان «خیانتها در تامبلتون» بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید. اگرچه این قسمت به طور طبیعی تمرکز زیادی روی نبرد تامبلتون دارد، اما پیشزمینه داستانی آلیس نیز دستخوش یک بهروزرسانی بزرگ میشود. اگر سخنان پر احساس او خطاب به ایموند قابل باور باشد، او بیش از یک قرن سن دارد و همسر سابق پادشاه بیرحم هارن هوآر، معروف به «هارن سیاه» بوده است!
در طول این سکانس، دلیل چندانی برای شک کردن به او داده نمیشود، اما به نظر میرسد نویسندگان میخواهند ما درباره آنچه شنیدهایم دوباره فکر کنیم. ممکن است آلیس در قسمت پایانی فصل سوم به ایموند دروغ گفته باشد!
وقتی در پادکست رسمی سریال از رایان کندال (شورانر سریال) و تی میک (نویسنده) پرسیده شد که آیا آلیس در این قسمت صادق بوده است یا خیر، هیچکدام پاسخ مستقیمی ندادند. میکل با شوخی گفت: «کسی چه میدونه؟»، اما کندال پاسخی عمیقتر داد.
در حالی که او به طور کلی باور دارد پیشزمینه آلیس همانگونه است که در این قسمت توصیف شده، اما فضایی برای شک باقی میگذارد؛ بهطوری که به نظر میرسد فصل چهارم آماده است تا دوباره انتظارات مخاطبان را به چالش بکشد.
او در پاسخ به این پرسش میگوید:
«او قطعاً بسیار متقاعدکننده است. اما حتی آلیس هم در طول زمان توانسته نقابهای مختلفی به چهره بزند و… ببینید، من قطعاً وقتی او این حرفها را میزند باورش میکنم و فکر میکنم ایموند هم باورش میکند. اما به نظرم هنوز رازهایی درباره آلیس ریورز وجود دارد که فاش نشدهاند، و این همان چیزی است که ما در مورد نحوه به تصویر کشیده شدن او در کتاب خیلی دوست داریم.»
منظور کندال از «نحوه به تصویر کشیده شدن او در کتاب» این است که پیشزمینه داستانی آلیس هرگز در کتاب فاش نمیشود. تکه اطلاعات خرد و پراکندهای برای ایجاد جذابیت ارائه شده، اما اگر مارتین هرگز این بخش از داستان جادویی دربارهی هویت و منشأ آلیس را ثبت کرده باشد، آن را در «آتش و خون» نگنجانده است.
یه طور کلی به نظر میرسد که آنچه آلیس به ایموند میگوید حقیقت دارد، در غیر این صورت فصل چهارم مجبور خواهد بود عقبنشینیهای بیدلیل و زیادی در این زمینه انجام دهد. احتمالاً فقط ابعاد و جزئیات بیشتری وجود دارد که سریال هنوز ارائه نکرده است.
آلیس از دروغ گفتن به ایموند چه سودی میبرد؟
خب، او شانس بیشتری برای به دست آوردن هارنهال پیدا میکرد. او در چندین موقعیت شفافسازی کرده که میخواهد این قلعه مال او باشد؛ حتی قبل از اینکه در آخرین قسمت به ایموند بگوید این قلعه بر اساس حق و قانون باید متعلق به او باشد. مهم نیست چه تلاشی میکند، به نظر میرسد او محکوم است که صرفاً در راهروهای آن سرگردان باشد و ببیند دیگران ادعای مالکیت آن را میکنند.
سپس ایموند وارد میشود. یک اصیلزاده و از آن بالاتر، یک تارگرین. اگر شانس بهتری برای آلیس جهت تصاحب هارنهال وجود داشته باشد، آن شانس ازدواج با ایموند است. اگر داستان سرهمکردن جادو برای نجات فرزندش ساختگی باشد، ایموند فردی ایدهآل برای هدف قرار دادن با چنین داستانی است. او پیش از این در طول دوران بهبودی ایموند رفتاری مادرانه با او داشته است، اما با توجه به تلاش آلیسنت برای مسموم کردن او، ایموند به دنبال شخصیتی مادرانه میگردد تا وابستگی و وسواسی ناسالم با او پیدا کند. آلیس احمق نیست، بنابراین به راحتی میتوانست این موضوع را در فریب احتمالی خود لحاظ کند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش