در آستانه قسمت پایانی فصل سوم خاندان اژدها، همه نشانهها حاکی از آن بود که سبزها قرار است با پایانی وحشتناک روبهرو شوند. رینیرا تارگرین و دیمون تارگرین موفق شده بودند ارتشی بزرگ برای فتح تامبلتون جمعآوری؛ همان شهری که اورموند هایتاور و دیرون تارگرین از آن بهعنوان پایگاه استفاده میکردند. علاوه بر این، سیاهها شش اژدهای بالغ و آماده نبرد در اختیار داشتند. پس دیگر چه چیزی میتوانست نقشههایشان را خراب کند؟
متأسفانه، اولف سفید تصمیم گرفت به ملکه هفت پادشاهی خیانت کند و با استفاده از اژدهایش بخش بزرگی از ارتش او را به آتش بکشد. این اتفاق فاجعهای بود که توانست ورق جنگ را برگرداند؛ اما حتی این اتفاق نیز به بدی چیزی که میتوانست رخ دهد نبود.
در کتاب آتش و خون نوشته جرج آر. آر. مارتین، اولف تنها کسی نبود که علیه ملکه شورش کرد بلکه هیو همر نیز با او در این امر همراه بود. این دو نفر به دیرون تارگرین پیوستند و در جریان نخستین نبرد تامبلتون، بخش بزرگی از نیروهای سیاه حاضر در نبرد را به آتش کشیدند.
رایان کندال، شورانر خاندان اژدها، در گفتوگویی با کولایدر توضیح داد که خیانت هیو در واقع با سرپیچی او از دستورات رینیرا به تصویر کشیده شده است:
آیا هیو با نافرمانی از دستورات رینیرا، ترک کردن پستش در کینگز لندینگ، حاضر شدن در جنگی که از او خواسته نشده بود در آن شرکت کند، فرود آوردن اژدهایش و خودداری از کمک کردن وقتی همهچیز به جهنم کشیده شد، به رینیرا خیانت نکرد؟ خیانت اولف به دلیل پیامد مستقیمش بیشتر به چشم آمد، اما نباید خیانت خود هیو را نادیده گرفت.
پس از اینکه رینیرا، همسرش دیمون را برای محاصره تامبلتون فرستاد، به دو نفر از شش اژدهاسوار خود دستور داد از گودال اژدها در کینگز لندینگ محافظت کنند. هیو یکی از همین دو نفر بود.
همه میدانند که قدرت واقعی تارگرینها بر توانایی آنها در سوار شدن روی اژدها و استفاده از آنها در میدان نبرد بنا شده است. بنابراین اگر سبزها در حالی که نبرد تامبلتون در جریان بود به گودال اژدها حمله میکردند، حکومت رینیرا میتوانست پیش از آنکه واقعاً فرصت شکلگیری پیدا کند، به پایان برسد.
به همین دلیل، اینکه هیو این مکان را بدون محافظت رها کرد، قطعاً چیزی نیست که ملکه بهسادگی از کنار آن بگذرد. البته باید توجه داشت که هیو دلایل بسیار خوبی برای نادیده گرفتن دستور مستقیم رینیرا داشت. او میدانست همسرش در تامبلتون زندگی میکند و میخواست پیش از آنکه اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود، او را نجات دهد.
او برای آزار دادن رینیرا یا ضربه زدن به او از دستوراتش سرپیچی نکرد؛ بلکه هدفش محافظت از همسر خودش بود.
بااینحال، میتوان استدلال کرد که او لزوماً به معنای واقعی کلمه به ملکه “خیانت” نکرده است؛ اما بعید است سایر مردم هفت پادشاهی چنین نگاهی به ماجرا داشته باشند. از طرف دیگر، اینکه “خیانت” هیو باعث مرگ صدها نفر نشد، به این معنی نیست که او در ادامه داستان دست به اقدامات خشونتآمیزتری نخواهد زد. در این مقطع، او هم دخترش و هم همسرش را از دست داده است و رینیرا نیز خانهای را که در تپه رینیس به او وعده داده بود، در اختیارش قرار نداده است. بماند که ملکه ممکن است به دلیل سرپیچی هیو از دستورات، او را رسماً یک خائن بداند و همین مسئله انگیزه نهایی لازم را به او بدهد تا کاملاً علیه سیاهها موضع بگیرد.
کندال همچنین اشاره کرده که هیو شاید آنقدرها هم که در نگاه اول به نظر میرسد، معصوم نباشد و احتمالاً در فصل چهارم شاهد چهره تاریکتر او خواهیم بود.
او گفت:
از بیرون، شاید هیو مردی بسیار شریفتر از اولف به نظر برسد، اما این مرد همیشه فقط بر اساس منافع شخصی خودش عمل کرده است. او هیچ منفعت واقعیای در این جنگ یا ادعای رینیرا نداشت، مگر تا جایی که با جاهطلبیهای خودش سازگار بود. و حالا یکی از دو چیزی که برایش اهمیت داشت، یعنی همسرش، قربانی این جنگ شده است.
در کتاب آتش و خون، هیو حتی به این نتیجه میرسد که خودش باید شاه هفت پادشاهی شود و در نهایت برای به دست آوردن این عنوان وارد جنگ میشود.
بااینحال، هنوز تفاوتهایی میان نسخه هیو در کتاب و شخصیتی که در فصل سوم سریال دیدهایم وجود دارد. به همین دلیل، جالب خواهد بود ببینیم وقتی فصل چهارم از راه برسد، هیو تا چه اندازه میتواند در مسیر جنون و قدرتطلبی سقوط کند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
