فیلم Game of Thrones: Aegon’s Conquest برخی از شگفتانگیزترین بخشهای تاریخ هفت پادشاهی را به تصویر خواهد کشید.
این موضوع رسمی شده است که نخستین فیلم فتح اگان (هنوز نمیدانیم که چند فیلم قرار هست ساخته شوند) را در سال ۲۰۲۹ میلادی روی پرده خواهیم دید؛ یعنی زمانی که فتح اگان راهی سینماها میشود. فیلمنامه این فیلم را بیو ویلیمون، نویسنده Andor، خواهد نوشت و اوون هریس، کارگردان شوالیهای از هفت پادشاهی، آنرا کارگردانی خواهد کرد. ورود قریبالوقوع اگان تارگرین به پرده بزرگ، عصری جدید را رقم میزند.
در میان رویدادهای ثبتشده در تاریخ وستروس، کمتر رویدادی به اندازه لشکرکشی اگان تارگرین و دو خواهر و یا همسرش، ویسنیا و رینیس، افسانهای است.
لشکرکشیای که برای نخستین بار در تاریخ، هفت پادشاهی را تحت فرمان یک حاکم واحد متحد کرد. پیش از آن، هفت پادشاهی رقیب وجود داشتند که دائمن درگیر جنگهای کوچک و نزاعهای بیاهمیت با یکدیگر بودند؛ اما پس از آن، قلمرویی واحد پدید آمد که خاندان تارگرین بر آن فرمان میراند.
اگرچه حضور بازی تاج و تخت در تلویزیون تأثیری دگرگونکننده بر تلویزیون فانتزی داشته است، هرگز تردیدی وجود نداشته که فتح اگان از آن دسته داستانهایی است که برای پرده سینما مناسبترند. فتح اگان، با چندین نبرد عظیم، سه اژدها از بزرگترین اژدهایانی که خارج از والریای قدیم دیده شدهاند و لشکرکشی نظامیای که سراسر یک قاره را دربرمیگیرد، همانگونه که در کتاب آتش و خون روایت شده، سرشار از لحظات حماسی است که در سینما شگفتانگیز به نظر خواهند رسید. در ادامه و در چندین پست، ۹ مورد از این لحظات را بررسی میکنیم که بیصبرانه منتظریم آنها را ببینیم!
ورود اگان
هر لحظه حماسی در جریان فتح اگان الزامن با آتش و خون همراه نیست؛ برخی از این لحظات صرفن به دلیل معنایی که برای آینده هفت پادشاهی دارند، تاثیرگذارند. ورود اگان یکی از همین موارد است؛ زمانی که اگان فاتح، دو خواهرش و ارتشی کوچک متشکل از بیش از چند هزار مرد، در سواحل رود بلکواتر فرود میآیند.
پس از پایان لشکرکشی او، اگان روزی در همین نقطه شهری بنا خواهد کرد؛ شهری که در طول قرنها توسط نوادگانش گسترش خواهد یافت. این شهر به افتخار مکانی که نیروهای اگان برای نخستین بار قدم بر خاک وستروس گذاشتند، کینگز لندینگ نام خواهد گرفت.
در میان تمام مکانهایی که در بازی تاج و تخت و اسپینآفهای آن دیدهایم، کمتر مکانی به اندازه کینگز لندینگ زمان حضور در مقابل دوربین و پرداخت داستانی داشته است. دیدن این منطقه در زمانی که هنوز چیزی جز سه تپه برهنه نیست، عجیب و سوررئال خواهد بود؛ پیش از آنکه پیروان اگان در آنجا سکونت کنند و روندی را آغاز کنند که در نهایت آنرا به کلانشهری تبدیل خواهد کرد که بعدها بسیاری از سرنوشتسازترین لحظات تاریخ قلمرو در آن رقم خواهند خورد.
نابودی هرنهال
پس از آنکه اگان و خواهرانش از محل کینگز لندینگ حرکت میکنند، برای آغاز فتح خود از یکدیگر جدا میشوند. پادشاه آینده وستروس تصمیم میگیرد ابتدا با خطرناکترین رقیب خود روبهرو شود: هرن سیاه، پادشاه جزایر و رودخانهها.
هرن از خاندان هور، یکی از بدنامترین و بیرحمترین پادشاهان تاریخ وستروس بود که هم بر جزایر آهنین و هم بر ریورلندز فرمانروایی میکرد. او قلعهای ساخت که با شهرت سیاهش تناسب داشت. همانند کینگز لندینگ، همه ما هرنهال را از بازی تاج و تخت و خاندان اژدها میشناسیم؛ اما در آن زمان، این قلعه به ویرانهای تبدیل شده است. زمانی که اگان تارگرین برای نخستین بار آنرا میبیند، هرنهال در اوج قدرت خود قرار دارد و پس از چهل سال ساختوساز، بهتازگی تکمیل شده است.
هرن از زانو زدن در برابر اگان سر باز میزند، اما آنقدر نزد اربابان ریورلندز تحت سلطهاش منفور است که همگی علیه او موضع میگیرند و به تارگرینها میپیوندند. بنابراین، هنگامی که اگان و ارتشش به دروازههای هرنهال میرسند، تعداد نیروهایشان بسیار بیشتر از پادگان قلعه است.
پادشاه خود را درون قلعه محبوس میکند، زیرا هیچ دژ دیگری در قلمرو برای مقاومت در برابر محاصره، آمادگی بیشتری از هرنهال ندارد.
اما او قدرت عظیم بالریون وحشت سیاه را در محاسباتش لحاظ نکرده است. اگان اژدهای خود را در دل شب بر فراز قلعه به پرواز درمیآورد، سپس به درون دیوارهای عظیم آن فرود میآید و تمام قلعه را به آتش میکشد. هرنهال از سنگ ساخته شده است، اما حتا سنگ نیز زیر شعلههای سیاه بالریون پیچ میخورد و ذوب میشود. این رویداد نقطه عطفی سرنوشتساز برای اگان و وستروس است؛ جایی که نخستین خاندان بزرگ به دست او سقوط میکند و او در عوض، یکی از حامیان کلیدی خود، خاندان تالی، را به قدرت میرساند.
آخرین طوفان
خاندان هور تنها خاندان بزرگ و سرشناسی نیست که در جریان فتح اگان به پایان کار خود میرسد. در حالی که اگان پیروزی خود را در هرنهال تثبیت میکند، خواهرش رینیس و برادر ناتنی نامشروعش، اوریس براتیون، راهی استورمز اند میشوند؛ جایی که پادشاه بدنام دیگری به نام آرگیلاک مغرور در انتظار آنهاست.
آرگیلاک، مانند هرن سیاه، پادشاهی سالخورده و دارای شهرتی هراسانگیز است. بااینحال او از آن دسته پادشاهانی نیست که منتظر بماند تا در قلعهاش بمیرد؛ در عوض، سپاهی نیرومند را به سرزمینهای استورملندز میبرد تا در آنجا با ارتش رینیس و اوریس روبهرو شود.
دو سپاه در میانه یک طوفان سهمگین با یکدیگر درگیر میشوند و همین موضوع دلیل نامگذاری مناسب این نبرد به «آخرین طوفان» است. اژدهای رینیس، مراکسس، در نبرد زمینی وارد میدان میشود، در حالی که اوریس براتیون در نهایت آرگیلاک را در نبرد تنبهتن شکست میدهد. این نبرد شاید متعادلترین نبرد زمینی در سراسر جنگ باشد؛ چراکه هر دو طرف متحمل تلفات میشوند. اما هنگامی که غبار نبرد فرو مینشیند، براتیونها (اوریس) کنترل استورمز اند را به دست میگیرند؛ یعنی قلعهای که تا پایان وقایع بازی تاجوتخت مقر خاندان آنها باقی خواهد ماند.
دشت آتش
آخرین نبرد بزرگ فتح اگان که در عین حال هولناکترین نبرد آن نیز به شمار میرود، در تاریخ وستروس با نام «دشت آتش» شناخته میشود. این تنها مرتبهای بود که هر سه اژدهای خاندان تارگرین، بالریون رعب سیاه، مراکسس و ویگار، همزمان وارد میدان نبرد شدند.
نتیجه، فاجعهبار بود؛ هزاران نفر کشته و دهها هزار نفر دیگر زخمی شدند.
نکته قابل توجه این است که تقریبن هیچیک از این تلفات متعلق به سپاه اگان نبود. نیروی مخالف فاتح در دشت آتش، ارتشی عظیم بود که از اتحاد میان لنیسترهای کسترلیراک و خاندان گاردنر، پادشاهان ریچ، شکل گرفته بود.
ارتش آنان چنان از سپاه اگان بزرگتر بود که تصور میکردند پیروزی تقریبن قطعی است…
اما بار دیگر، اژدهایان سرنوشت نبرد را تغییر دادند. اگان و خواهرانش تمام منطقه را به آتش کشیدند، در حالی که نیروهای خودشان با امنیت در جهت مخالف باد منتظر مانده بودند و هر بازماندهای را که از میان کشتار بیرون میآمد، از پا درمیآوردند.
اگر قرار باشد فیلم فتح اگان حتا یک نبرد را به بهترین شکل به تصویر بکشد، آن نبرد باید دشت آتش باشد. شاید این نبرد، بزرگترین، حماسیترین و دراماتیکترین رویارویی کل جنگ است. پس از پایان آن، دودمان خاندان گاردنر منقرض میشود و خاندان تایرل به جای آنان بهعنوان «محافظ جنوب» منصوب میشوند و لنیسترها نیز ناچارن وفاداری خود را به تارگرینها اعلام میکنند. تماشای این نبرد روی پرده IMAX واقعن شگفتانگیز خواهد بود.
پادشاهی که زانو زد
اگرچه دشت آتش پایان سختترین نبردهای فتح را رقم میزند، اما هنوز رویدادهای مهم بسیاری در پیش است. تا این زمان، تنها چهار مورد از هفت پادشاهی تحت سلطه درآمدهاند و هنوز زمینهای دشت آتش بهسختی سرد شدهاند که خبر به اگان میرسد تورهن استارک سپاهی عظیم از مردان شمال را به سوی جنوب رهبری میکند تا با او روبهرو شود.
اگان و خواهرانش با سپاهی بزرگ از خودشان به استقبال نیروهای تورهن میروند؛ سپاهی که از تمامی خاندانهایی تشکیل شده است که تا آن زمان به تصرف خود درآوردهاند. اما تورهن به جای پیوستن به نبرد، با اگان وارد مذاکره میشود. در نهایت، تورهن استارک زانو میزند و تسلیم میشود و از آن پس در تاریخ با عنوان «پادشاهی که زانو زد» شناخته میشود. او آخرین پادشاه شمال است، پیش از آنکه راب استارک در بازی تاج و تخت این عنوان را بر عهده گیرد.
دیدار اگان با تورهن استارک در این فیلم میتواند لایههای معنایی بیشتری پیدا کند. زیرا خاندان اژدها فاش کرده است که دلیل اصلی آغاز فتح اگان، رویایی پیشگویانه بوده که در آن وقوع تهاجم وایتواکرها را دیده بود؛ تهاجمی که قرنها بعد رخ میداد. این موضوع باید هنگام رویارویی مستقیم او با فرمانروای شمال مورد توجه قرار گیرد.
فتح ایری توسط ویسنیا و بدون خونریزی
اگرچه اگان، بهطرز قابلدرکی، شخصیتی بزرگ و بسیار فراتر از حد معمول به نظر میرسد، خواهرش ویسنیا نیز به همان اندازه شخصیتی هراسانگیز و قدرتمند است. پس از تسلیم شدن تورهن استارک، سه تارگرین راه خود را از یکدیگر جدا میکنند تا آخرین دشمنان باقیمانده را به زیر فرمان خود درآورند: ایری، دورن، و هایتاورها در اولدتاون که همچنان آزاد مانده بودند، زیرا در نبرد دشت آتش شرکت نکرده بودند.
ویسنیا تارگرین عهدهدار فتح ایری میشود و پیروزی او در آنجا به شکلی شگفتانگیز بدون خونریزی رقم میخورد. در آن زمان، ایری پادشاهی خردسال به نام رنل ارین دارد و مادرش، ملکه شارا، بهجای او بهعنوان نایبالسلطنه حکومت میکند. شارا دروازه خونین را در برابر تارگرینها مستحکم میکند، اما ویسنیا تارگرین بهجای آنکه در آنجا با نیروهای ویل روبهرو شود، سوار بر ویگار مستقیمن به قلب خود ایری پرواز میکند. هنگامی که ملکه شارا با شتاب خود را به خانه میرساند، اژدهاسوار تارگرین را میبیند که بر تخت ویروود نشسته و رنل را روی زانوی خود نشانده است.
ملکه شارا و ویسنیا به توافق میرسند و در نهایت ایری زانو میزند و فرمانبرداری خود را میپذیرد. برای گرامیداشت این مناسبت، ویسنیا به رنل جوان اجازه میدهد سوار بر ویگار، گرداگرد کوه پرواز کند و با این کار تحسین و وفاداری همیشگی او را بهعنوان یک دستنشانده به دست میآورد. همانگونه که مارتین مینویسد:
«بعدها گفته شد که آن پادشاه خردسال سه بار بر فراز قلهی نیزهی غول پرواز کرد و هنگامی که به زمین نشست، دریافت که اکنون خود به ارباب کوچکی بدل شده است. بدینگونه بود که ویسنیا تارگرین ویل ارین را به قلمرو برادرش افزود.»
وزغ زرد دورن
در حالی که ویسنیا در حال به زانو درآوردن ایری است، رینیس، دیگر خواهر و یا همسر اگان، راهی دورن میشود. در همین سرزمین است که خاندان تارگرین تنها شکست واقعی خود را در جریان فتح متحمل میشود.
در فصل سوم خاندان اژدها، اورموند هایتاور برای دیرون تارگرین، که تحت سرپرستی اوست، داستانی از زیرکی مریا مارتل، وزغ زرد دورن، تعریف میکند. او تنها فرمانروایی بود که بهراستی در برابر تارگرینها مقاومت کرد و با فیلم فتح اگان قرار است شاهد این ماجرا از نزدیک باشیم.
هنگامی که رینیس با اژدهایش به دورن پرواز میکند، درمییابد که این سرزمین به شکلی عجیب از تمامی جنگاورانش خالی شده است. او از قلعهای به قلعه دیگر میرود و در جستوجوی نیرویی برای مقابله است، اما زنان، کودکان و سالخوردگانی که در آنجا باقی ماندهاند، صرفن به او میگویند که دیگر ساکنان دورن رفتهاند. آنها چنان ماهرانه در بیابان پنهان شدهاند که رینیس، با وجود تمام تلاشهایش، نمیتواند آنها را پیدا کند.
سرانجام، او در ساناسپیر با مریا مارتل سالخورده دیدار میکند؛ جایی که وزغ زرد از زانو زدن و ادای وفاداری به تارگرینها سر باز میزند. رینیس وعده میدهد که او و خواهر و برادرش بازخواهند گشت تا جنگی تمامعیار را در آنجا به راه بیندازند، اما مریا مرعوب نمیشود.
هنگامی که رینیس دورن را ترک میکند، این امر پایان نقش دورن در فتح اولیه را رقم میزند. اگان بعدها بهعنوان پادشاه هفت پادشاهی تاجگذاری میکند، اما این عنوان تا حدودی گمراهکننده است، زیرا او در حقیقت تنها شش پادشاهی از آن هفت پادشاهی را فتح کرده است.
جنگهای بعدی با دورن در دوران فرمانروایی خود اگان رخ میدهند؛ بنابراین مشخص نیست که آیا قرار است این وقایع را در فیلم ببینیم یا نه. با این حال، من حدس میزنم که ممکن است شاهد یکی از وقایع سرنوشتساز آن جنگها باشیم: مرگ اژدها مراکسس و رینیس، که هر دو در جریان لشکرکشی فاتح برای به زانو درآوردن دورن سقوط میکنند. با توجه به اینکه این رویداد سالها بعد اتفاق میافتد، اینکه Game of Thrones: Aegon’s Conquest چگونه قرار است این واقعه، یعنی دراماتیکترین فقدان زندگی اگان، را به تصویر بکشد، در حال حاضر یکی از بزرگترین پرسشهای ما درباره این فیلم است.
تاجگذاریهای اگان فاتح
در کتاب آتش و خون، فتح وستروس با تاجگذاری اگان در اولدتاون به پایان میرسد؛ جایی که او به آنجا میرسد و درمییابد که خاندان هایتاور و محفل مذهبی از پیش تصمیم گرفتهاند از او حمایت کنند. مراسم رسمی تاجگذاری اگان در همانجا برگزار میشود. او در میان انبوه مردم عادی که فریاد شادی سر میدهند، در شهر رژه میرود و سپتون اعظم رسمن او را بهعنوان فرمانروای هفت پادشاهی تقدیس میکند.
با اینحال، این در واقع دومین تاجگذاری اگان است؛ نخستین تاجگذاری بلافاصله پس از ورود او در وستروس انجام میشود. در آن مراسم، هوادارانش پرچم خاندان تارگرین را برای نخستین بار به اهتزاز درمیآورند و خواهرش، ویسنیا، تاج فولاد والریایی او را بر سرش میگذارد. بهاحتمال زیاد، در فیلم هر دو مراسم تاجگذاری را خواهیم دید؛ شاید این دو صحنه در آغاز و پایان روایت فتح وستروس قرار بگیرند.
ساخت تخت آهنین
هر بار که اگان دشمنی را شکست میدهد یا او را وادار به زانو زدن میکند، شمشیرهایش را جمعآوری میکند و آنها را به روستای نوپای کینگز لندینگ میفرستد. در پایان فتح وستروس، هنگامی که اگان به آنجا بازمیگردد و بر تخت تازهای مینشیند که از آن شمشیرها ساخته است، دلیل این کار را درمییابیم: تخت آهنین نمادین وستروس.
در دنیای فانتزی جرج آر. آر. مارتین، کمتر نمادی بهاندازه خود تخت آهنین اهمیت و اعتبار دارد. این تخت در طول تاریخ، جاهطلبی نسلهای پیاپی از اربابان و بانوان بلندمرتبه را شعلهور میکند و زمینهساز بسیاری از مانورهای سیاسی بیرحمانهای میشود که مجموعه را شکل میدهند. بیتردید، در فیلم فتح اگان رویدادهای مهم و حماسی بسیاری رخ خواهند داد؛ اما هیچکدام بهاندازهی تماشای لحظهای که اگان تارگرین، برای اولین بار بر تخت آهنین مینشیند، اهمیت نخواهند داشت.
با این کار، او جایگاه خود را در تاریخ نیز تثبیت خواهد کرد؛ بهعنوان نخستین فرمانروای وستروس، پادشاهی که بدون او هیچیک از داستانهای دیگر بازی تاجوتخت که طی پانزده سال گذشته دنبال کردهایم، نمیتوانستند رخ دهند. این لحظه تاثیری عمیق و ماندگار بر جای خواهد گذاشت.
امیدواریم تمام این رویدادها و حتا اتفاقات بیشتری را در اول ژوئن ۲۰۲۹ میلادی، زمانی که فیلم «بازی تاجوتخت: فتح اگان» در سینماها اکران میشود، ببینیم.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش




