مجموعه کتاب نغمهای از یخ و آتش، مجموعهای است که به زمینهچینیهای بلندمدت و چاه تقریبن پایانناپذیر معماهایش شهرت دارد. بخشی از جذابیت دنیای یخ و آتش در این است که همیشه چیزهای بیشتری برای کشف کردن وجود دارد و هیچچیز، در نگاه نخست دقیقن آنطور که به نظر میرسد نیست. همین موضوع در طول سالها به شکلگیری نظریههای بیشماری از سوی طرفداران منجر شده است.
اما در میان تمام این معماها، یکی از قدیمیترین و مهمترین آنها، پیشگویی «شاهزادهای که وعده داده شده بود» است. سرنوشت این شخصیت آن است که در زمانی سرنوشتساز، بشریت را در برابر نیروهای تاریکی رهبری کند. با افزایش تهدید ادرز در شمال دیوار در کتابها، مدتهاست باور بر این بوده که پیشگویی شاهزادهای که وعده داده شده بود، نقشی کلیدی در شکست نهایی آنها خواهد داشت.
با وجود این، کتابها ابهامات بیشماری درباره این شاهزاده ایجاد کردهاند؛ از جمله استفاده ملیساندر از پیشگویی «آزور آهای» که در واقع به شخصیتی کاملن متفاوت در اسطورهشناسی اسوس اشاره دارد. با این حال، هم بازی تاجوتخت و هم خاندان اژدها ظاهرن بخشی از حقیقت را روشن کردهاند. بازی تاجوتخت تایید کرد که قهرمان پیشگوییشده میتواند شاهزاده یا شاهدختی باشد که وعده داده شده است، زیرا در زبان والیریایی باستان، عنوان موردنظر جنسیت را مشخص نمیکرد.
در همین حال، خاندان اژدها در همان اوایل فصل اول، افشای بزرگی را برای ما به همراه داشت که اگان فاتح، نخستین پادشاه تارگرین وستروس، تا حدی به این دلیل فتوحات خود را آغاز کرد که رویایی پیشگویانه دیده بود؛ رویایی که بر اساس آن، تنها خاندان او، با در اختیار داشتن اژدهایان و اتحاد هفت پادشاهی در پشت سرشان، میتوانست در برابر خطر هولناکی که روزی از شمال فرا میرسید، مقاومت کند. نام این رویا «ترانه یخ و آتش» بود.
این نخستین باری نبود که نام «ترانه یخ و آتش» را در ارتباط با این پیشگویی میشنیدیم. ریگار تارگرین باور داشت که اگان، پسر نوزادش از الیا مارتل، همان شاهزادهای است که وعده داده شده بود؛ موضوعی که نخستین بار در رویاهای دنریس در خانه نامیرایان در کتاب نبرد پادشاهان آشکار شد. ارجاعات بیشتری نیز در سراسر کتابها وجود دارد و این موضوع تا پنجمین و جدیدترین جلد مجموعه، یعنی رقص با اژدهایان، ادامه پیدا میکند.
با اینحال، تاکنون هرگز خود متن پیشگویی بهطور کامل و صریح بیان نشده بود و همین مسئله بررسی دقیق آنرا دشوار میکرد. اما اکنون، به لطف نمایشنامه «بازی تاجوتخت: پادشاه دیوانه»، این وضعیت به شکلی بزرگ تغییر کرده است؛ زیرا این نمایشنامه برای نخستین بار، کلمات واقعی پیشگویی «ترانه یخ و آتش» را آشکار کرده است. و پیامدهای آن دیوانهکنندهاند.
سرانجام متن پیشگویی ترانه یخ و آتش آشکار شد
متن ترانه یخ و آتش این هفته به لطف دیوید جی. پترسون آشکار شد؛ زبانپردازی که زبانهای ساختگی مورد استفاده در اقتباسهای وستروس، از جمله والریایی و دوتراکی، را خلق میکند. پترسون در مصاحبهای با AltShiftX درباره کارش روی «پادشاه دیوانه» صحبت کرد؛ جایی که او نسخهای به زبان والریایی از ترانه یخ و آتش خلق کرد؛ ترانهای که ریگار تارگرین در جریان تورنمنت هرنهال آن را میخواند.
اگرچه «پادشاه دیوانه» بخشهای داستانی اصیل بسیاری را ایجاد کرده است، تایید شده که برخی عناصر آن مستقیمن از جرج آر. آر. مارتین گرفته شدهاند. گنجاندن صحنهای که در آن ریگار ترانه یخ و آتش را میخواند، یکی از همین موارد بوده است.
به گفته پترسون، او نسخه انگلیسی «ترانه یخ و آتش» را از تی میکل، دستیار نویسندگی و حافظ اطلاعات دنیای مارتین، دریافت کرده است.
متن آن چنین است:
«رویای پایان را دیدم، و شاید آنچه پس از آن میآید، و با فریادی از خواب بیدارشدم و این ترانه بر لبانم بود، شاهزادهای که وعده داده شده بود، از یخ و از آتش، در درخشش ستارهای خونین رویا دید، زادهشده از نمک و زادهشده از دود، باید یک نفر دیگر نیز باشد؛ اژدها سه سر دارد.»
پترسون مجبور شد تغییراتی در آن ایجاد کند. جالب اینکه در نخستین پیشنویس او از نسخه والریایی، مصرع پایانی به این شکل تغییر کرده بود:
«اما سومی خواهد آمد؛ آخرین سرِ اژدها.»
با این حال، تیم مارتین اصرار داشت که حتمن باید اشارهای به «سرها» وجود داشته باشد؛ موضوعی که چندان هم تعجبآور نیست، با توجه به اینکه این زمینهچینی داستانی تا چه اندازه با نشان اژدهای سهسر خاندان تارگرین ارتباط دارد.
نسخه نهایی ترجمه پترسون چنین است:
«رویای پایان این ترانه را با فریاد بر لبانم آورد؛ شاهزادهای که وعده داده شده بود، از یخ و آتش، در درخشش ستارهای خونین، بهراستی زادهشده از نمک و دود؛ اما باید دیگری نیز وجود داشته باشد؛ اژدها سه سر دارد.»
حال بیایید درباره معنای همه اینها صحبت کنیم، زیرا من بر این باورم که این موضوع ممکن است سرانجام یکی از عناصر کلیدی پیشگویی «شاهزادهای که وعده داده شده بود» را حل کرده باشد.
شاهزاده وعده داده شده، بیش از یک نفر است!!؟
بیایید این پیشگویی را بخشبهبخش بررسی کنیم. چند سطر نخست نسبتن روشن و قابلتوضیح هستند؛ این سطرها از دیدگاه اگان فاتح روایت میشوند و زمینه را برای چگونگی شکلگیری این رویا در ذهن او فراهم میکنند:
در خواب پایان را دیدم،
و شاید آنچه پس از آن میآید،
و با فریادی از خواب برخواستم و این نغمه بر زبانم بود،
سطرهای بعدی جایی هستند که ماجرا واقعن بسیار جالب میشود:
شاهزادهای که وعده داده شده، از یخ و از آتش،
در درخشش ستارهای خونین به خواب دیده شد،
زادهشده در نمک و زادهشده در دود،
باید یک نفر دیگر نیز باشد؛ اژدها سه سر دارد.
در تمام این مدت، از همان عنوان مجموعه کتابهای مارتین، چنین تصور شده است که «شاهزاده وعده داده شده» موجودی است که ویژگیهایی از هر دو عنصر یخ و آتش را در خود دارد. این قطعن همان باوری است که حتا در نمایش نیز میبینیم؛ جایی که لیانا استارک و ریگار تارگرین تا درجات متفاوتی، درگیر تحقق این پیشگویی میشوند.
بااینحال، به نظرم نحوه بیان این جمله در اینجا اهمیت زیادی دارد:
«شاهزادهای که وعده داده شده، از یخ و از آتش.»
به باور من، این عبارت به دو نفر اشاره دارد. و تایید این ایده درست در پایان، در همان سطری میآید که مارتین شخصن اصرار داشته در نمایشنامه بدون تغییر باقی بماند:
«باید یک نفر دیگر نیز باشد؛ اژدها سه سر دارد.»
اگر اژدها برای آنکه سه سر داشته باشد به یک نفر دیگر نیاز دارد، پس این پیشگویی به دو نفر اشاره میکند، نه یک نفر. یکی از یخ و دیگری از آتش.
تا اینجا، شواهد بیش از اندازهای دیدهایم که با اطمینان نسبتن زیادی نتیجه بگیریم آن دو شخصیت مورد اشاره در پیشگویی، جان اسنو و دنریس تارگرین هستند. شاه دیوانه این موازیسازی را بسیار صریحتر میکند و تولد هر دو، یعنی جان و دنریس، را نیز دربر میگیرد.
هرچند این ایده که عنوان مجموعه مارتین، ترانهای از یخ و آتش، از ابتدا به جان و دنریس اشاره داشته است، چیز جدیدی نیست، اما دیدن این مفهوم که به این شکل صریح در خود پیشگویی بیان شده، همچنان افشای بسیار بزرگی محسوب میشود. این موضوع باور بسیاری از طرفداران را که سالها چنین نظری داشتهاند، تثبیت میکند و همزمان نظریههایی را که بر اساس آنها شاهزاده وعده داده شده یکی از این دو شخصیت اصلی بوده است، کنار میزند.
اما مسلمن هنوز یک عنصر مهم باقی مانده است: سر سوم اژدها. چه کسی میتواند باشد؟
سر سوم اژدها کیست؟
ایده اینکه اژدها به سه سر نیاز دارد، نهتنها در پیشگویی شاهزاده وعده داده شده اهمیت زیادی دارد، بلکه در خط داستانی خود دنریس تارگرین نیز جایگاه برجستهای دارد؛ جایی که او در جریان رویایی که پیشتر درباره آن صحبت کردیم، در خانه نامیرایان، این عبارت را هنگام دیدن ریگار میشنود. این عبارت در ادامه داستان او به نوعی ورد تبدیل میشود؛ زیرا دنریس مدام از خود میپرسد آن دو «سر» دیگر چه کسانی خواهند بود. مدتها چنین تصور شده است که آن دو نفر نیز مانند دنریس، اژدهاسوار خواهند شد.
ترجمه پیشگویی در نمایش، کموبیش تایید میکند که یکی از آنها برادرزاده دنریس، یعنی جان اسنو، است؛ موضوعی که تقریبن با آنچه در بازی تاجوتخت رخ داد نیز مطابقت دارد.
اما درباره نفر سوم، هویت او همچنان یک راز باقی مانده است. بااینحال، فکر میکنم دستکم در میان شخصیتهایی که تاکنون در داستان معرفی شدهاند، یک گزینه محتمل وجود دارد.
در جریان سفرش در سراسر اسوس در رقصی با اژدهایان، تیریون لنیستر با پسری نوجوان با موهای آبیرنگ، رنگشده مواجه میشود که با نام مستعار یانگ گریف شناخته میشود؛ اما ادعا میکند که در واقع پسر ریگار تارگرین و الیا مارتل، یعنی اگان تارگرین، است. نظریههای بسیاری وجود دارد که بر اساس آنها این اگان واقعن پسر ریگار نیست، بلکه فردی بدل از خاندان بلکفایر است که از کودکی به گونهای پرورش یافته تا باور کند پسر ریگار است!
هنوز مشخص نیست که آیا این اگان واقعن یک تارگرین است یا همان «اگان تقلبی» است. اما برای لحظهای این احتمال را در نظر بگیریم که ممکن است او واقعن اگان تارگرین باشد؛ کودکی که با نوزاد دیگری جابهجا شده و پیش از آنکه گرگور کلگین مادرش را به قتل برساند، مخفیانه از کینگز لندینگ خارج شده است. در این صورت، او تقریبن همزمان با ملکه دنریس طوفانزاد و جان اسنو متولد شده است؛ دو نفری که هر دو با پیشگویی مطابقت دارند. آیا ممکن است اگان نیز با این پیشگویی مطابقت داشته باشد؟
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش

