
آثار جرج آر. آر. مارتین در خلأ شکل نگرفتهاند و مجموعه «ترانه یخ و آتش» از آثار فانتزی و تاریخی مختلفی تأثیر پذیرفته است. این کتابها نه تنها در شکلگیری پلات و نقاط داستانی، بلکه در لحن، سبک روایت و شیوه شخصیتپردازی مارتین نیز نقش داشتند.
۱. «پلانتانژنهها» اثر توماس بی. کاستین
مارتین علاقه زیادی به «جنگ رزها» داشت و کتاب «پلانتانژنهها»ی توماس بی. کاستین این دوره تاریخی را با جزئیات روایت میکند. چیزی که مارتین بیش از همه در آثار کاستین میپسندید، روایت داستانمحور تاریخ بود؛ بهجای تمرکز بر تحلیلهای جامعهشناختی و اقتصادی، کاستین بیشتر سراغ جنگها، ترورها، قتلها، توطئهها و خیانتها میرفت. مارتین هنگام نوشتن تاریخ وستروس نیز از همین سبک الهام گرفت تا روایت تاریخی او بیش از حد خشک و کشدار نشود.
۲. «ارباب حلقهها» اثر جی. آر. آر. تالکین
تأثیر تالکین بر مارتین کاملاً آشکار است. مارتین از کودکی «ارباب حلقهها» را دوست داشت و میخواست مانند تالکین، علاوه بر یک داستان فانتزی حماسی، جهانی کامل با تاریخ، فرهنگ و پیشینه مستقل خلق کند. تاریخ گسترده وستروس تا حدی با الهام از سرزمین میانه شکل گرفت. نمونه روشن آن «آتش و خون» است که ابتدا برای پر کردن شکافهای تاریخی شکل گرفت، اما در نهایت به اثری حدود ۳۵۰ هزار کلمهای درباره دورههای مختلف سلطنت و نسبشناسی خاندان تارگرین تبدیل شد. از دید مارتین، چنین جزئیاتی برای ساختن یک جهان فانتزی باورپذیر ضروری است.
۳. «پادشاهان ملعون» اثر موریس دروئون
مارتین نخستین کتاب این مجموعه، یعنی «پادشاه آهنین»، را «بازی تاجوتختِ اصلی» نامیده است. دسیسهها، خیانتها، رقابتهای خانوادگی، دروغها، شهوت و کشمکشهای قدرت در داستان فیلیپ چهارم و خانوادهاش، شباهت زیادی به فضای «ترانه یخ و آتش» دارد. مجموعه دروئون عمدتاً تاریخی است، اما با نفرین استاد اعظم شوالیههای معبد بر دودمان پادشاه، عنصری فانتزی نیز وارد داستان میشود. مارتین از همین ترکیب تاریخ و فانتزی تأثیر زیادی گرفت.
۴. «خاطره، اندوه و خار» اثر تد ویلیامز
مارتین پس از خواندن «تخت استخوان اژدها»، نخستین جلد این مجموعه، آنرا بسیار تحسین کرد. او که بسیاری از آثار فانتزی را تکراری و قابلپیشبینی میدانست، در آثار ویلیامز شیوهای متفاوت برای روایت یافت. استفاده از زاویه دید شخصیتهای مختلف، از جمله قهرمانان و ضدقهرمانان، مورد توجه مارتین قرار گرفت و بعدها به یکی از ویژگیهای مهم «ترانه یخ و آتش» تبدیل شد. داستان سایمون، پسربچه آشپزخانهای که درگیر مبارزه دو شاهزاده برای تاجوتخت میشود، نیز شباهتهایی با مسیر شخصیت جان اسنو دارد؛ هر دو از موقعیتی فرودست به سوی رهبری پیش میروند و در محیطهایی سخت و سرد رشد میکنند.
۵. «زمان و شانس» اثر شارون کی. پنمن
مارتین شارون کی. پنمن را یکی از برجستهترین نویسندگان رمان تاریخی درباره قرون وسطا میدانست و مجموعه «پلانتانژنه» او، بهخصوص «زمان و شانس»، از آثار محبوبش بود. پنمن تاریخ را به شکلی زنده روایت میکند و به جای ارائه صرفِ نامها و وقایع تاریخی، احساسات و شخصیتهای انسانی را در مرکز داستان قرار میدهد. «زمان و شانس» نیز رابطه هنری دوم و النور آکیتین را با عشق، شهوت و رسواییهایش به تصویر میکشد. مارتین از این شیوه الهام گرفت تا شخصیتهایش واقعی، انسانی و در عین حال دارای نقص باشند.
۶. «آخرین پادشاهی» اثر برنارد کورنول
مارتین سالهاست صحنههای نبرد برنارد کورنول را تحسین میکند و او را نویسندهای با بهترین صحنههای نبردی میداند که خوانده است. از نظر مارتین، نوشتن نبرد دشوار است و خودش هنگام نگارش چنین صحنههایی تلاش میکند از سبک کورنول برای ایجاد تعادل میان اکشن و توصیف الهام بگیرد. او همچنین شخصیتهای کورنول را به دلیل انسانی و ملموس بودنشان دوست دارد؛ قهرمانان نقص دارند و حتی شخصیتهای شرور نیز ویژگیهای قابلدرکی از خود نشان میدهند. این رویکرد به مارتین کمک کرد شخصیتهایی خلق کند که هم حس تاریخی داشته باشند و هم هویت و پیچیدگی انسانی کاملی پیدا کنند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش