نقشهی خاندان اژدها برای رینا و نتلز هر روز واضحتر میشود؛ و حتا شاید «مورنینگ» نیز در داستان حضور داشته باشد.
در کتاب آتش و خون، سوار شیپاستیلر شخصیتی کاملن متفاوت به نام نتلز است. اما سریال خاندان اژدها تصمیم گرفته مسیر دیگری را برای رینا تارگرین در پیش بگیرد.
سریال خاندان اژدها از همان ابتدا ناچار بود تغییراتی نسبت به کتاب آتش و خون ایجاد کند؛ زیرا این کتاب ساختاری غیرمتعارف دارد و بسیاری از جزییات را بهطور مستقیم برای خواننده توضیح نمیدهد و یا از زبان چندین نفر توضیح میدهد. با اینحال، کمتر تغییری به اندازه تغییر هویت اژدهاسوار «شیپاستیلر» اساسی و تاثیرگذار بوده است.
این اژدهای وحشی که در فصل سوم سریال نقش پررنگی پیدا کرده، در کتاب توسط دختری دهقان و کم اصل و نسبی به نام «نتلز» رام میشود. او طی چندین هفته، با غذا دادن به شیپاستیلر و خوراندن حیوان محبوبش یعنی گوسفند، اعتماد این اژدها را به دست میآورد تا سرانجام بتواند سوارش شود.
اما در خاندان اژدها، شیپاستیلر توسط رینا تارگرین تصاحب شده است. رینا در پایان فصل دوم وظایف خود نسبت به خاندانش را رها کرد و برای یافتن این اژدهای وحشی راهی بیابانهای ویل شد! او سرانجام شیپاستیلر را پیدا کرد و در فصل سوم، پیوند میان آن دو بهعنوان اژدها و سوارش بهطور رسمی شکل گرفت.
ادغام شخصیتهای رینا و نتلز، تصمیمی است که پیامدهای مهمی به همراه دارد؛ زیرا رینا در کتاب، مسیر داستانی مستقل و بسیار مهمی دارد که در سرانجام جنگ داخلی تارگرینها نقشی اساسی ایفا میکند. هنوز مشخص نیست که خاندان اژدها این بخش از داستان کتاب را حفظ خواهد کرد یا بهطور کامل کنار خواهد گذاشت؛ اما پس از پخش قسمت چهارم از فصل سوم با عنوان «تامبلتون»، به نظر میرسد برنامه سریال برای ترکیب داستان رینا و نتلز روزبهروز واضحتر میشود. همچنین گمان میکنم که این مسیر همچنان میتواند حضور اژدهای رینا در کتاب، یعنی «مورنینگ»، را نیز در بر بگیرد.
پیش از آنکه درباره این نظریه صحبت کنیم، بهتر است مرور کنیم که در کتاب چه سرنوشتی برای نتلز و رینا رقم میخورد تا بتوانیم حدس بزنیم سریال چگونه این دو خط داستانی را به یکدیگر پیوند خواهد زد.
هشدار: ادامه مطلب حاوی اسپویل کامل از سریال و کتاب است.
در کتاب آتش و خون چه بر سر نتلز و شیپاستیلر میآید؟
نتلز در جریان فراخوان بذرهای اژدها، وارد داستان میشود. او یکی از چهار داوطلب اژدهاسواری است که برای حمایت از رینیرا تارگرین موفق به تصاحب یک اژدها میشوند.
اما برخلاف هیو، اولف و آدام از هال که هر کدام اژدهایی را به دست میآورند که پیشتر نیز سوارانی از خاندان تارگرین داشتهاند، نتلز موفق میشود با یک اژدهای کاملن وحشی، یعنی شیپاستیلر، پیوند برقرار کند.
او این کار را تقریبن به همان روشی انجام میدهد که رینا در سریال انجام میدهد؛ یعنی با غذا دادن به شیپاستیلر. با این تفاوت که در کتاب، این روند هفتهها طول میکشد تا اعتماد اژدها را جلب کند. همچنین برخلاف سریال که شیپاستیلر در ویل حضور دارد، در کتاب این اژدها در دراگوناستون زندگی میکند.
برخلاف دیگر بذرهای اژدها، به نظر نمیرسد نتلز از نوادگان نامشروع خاندان تارگرین یا ولاریون باشد. او هیچ خون والریایی ندارد و صرفن دختری عادی است که با زیرکی، پشتکار و اراده خود موفق میشود کاری را انجام دهد که همه آن را غیرممکن میدانستند.
موفقیت نتلز اساس نظام اژدهاسواری را زیر سوال میبرد و این باور دیرینه را به چالش میکشد که پیوند میان تارگرینها و اژدهایان، امتیازی موروثی و وابسته به خون والریاست. اگر نتلز بدون داشتن چنین خونی توانسته باشد این کار را انجام دهد، پس شاید هر فرد دیگری نیز بتواند.
نتلز همراه شیپاستیلر در نبرد «گالت» شرکت میکند و برخلاف بسیاری از اژدهاسواران، بدون هیچ حادثهای از آن جان سالم به در میبرد؛ هرچند وحشت آن نبرد تاثیر عمیقی بر روحیه او میگذارد.
در ادامه جنگ، او به همراه دیمون تارگرین راهی ریورلندز میشود تا ایموند تارگرین و اژدهایش، ویگار، را شکار کنند.
در همین دوران، بدگمانی و شک رینیرا روزبهروز بیشتر میشود. او شایعاتی میشنود مبنی بر اینکه دیمون و نتلز جداییناپذیر شدهاند. رینیرا، با تحریکهای میساریا، این رابطه را عاشقانه تلقی میکند و فرمان اعدام نتلز را صادر میکند!!
هرگز مشخص نمیشود که آیا دیمون و نتلز واقعن عاشق یکدیگر بودهاند یا نه. برخی نظریهها حتا میگویند نتلز ممکن است دختر نامشروع دیمون از سالهای جوانیاش باشد!
اما صرفنظر از حقیقت، آن دو رابطهای بسیار نزدیک با یکدیگر داشتند. هنگامی که دیمون از فرمان مرگ نتلز باخبر میشود، تصمیم میگیرد او را فراری دهد.
کتاب آتش و خون هرگز فاش نمیکند آخرین گفتوگوی دیمون و نتلز چه بوده است. نتلز تنها سوار بر شیپاستیلر از داستان خارج میشود و در مه تاریخ ناپدید میگردد؛ به گونهای که دیگر هرگز خبری از او شنیده نمیشود.
شیپاستیلر نیز یکی از معدود اژدهایانی است که از رقص اژدهایان جان سالم به در میبرد، زیرا همراه با سوار خود ناپدید میشود.
این اتفاق تاثیر عمیقی بر دیمون میگذارد و او را به سمت سرنوشت نهاییاش سوق میدهد. تقریبن قطعی است که خاندان اژدها نیز این بخش از داستان شاهزاده سرکش را اقتباس خواهد کرد؛ بنابراین منطقی است که خط داستانی نتلز را نیز، هرچند با شکلی کاملن متفاوت، در روایت خود حفظ کند.
در کتاب، چه بر سر رینا تارگرین میآید؟
در حالی که نتلز همراه شیپاستیلر در جنگ حضور دارد، رینا تارگرین زندگی کاملن متفاوتی را پشت سر میگذارد.
همانند آنچه در خاندان اژدها دیدهایم، او نیز همراه با فرزندان خردسال رینیرا به دره ارن فرستاده میشود؛ اما برخلاف سریال، هرگز راهی پنتوس نمیشود و برای یافتن اژدها نیز از آنجا خارج نمیشود.
رینا تقریبن تا پایان جنگ، تحت حمایت لیدی جین ارن در دره باقی میماند و از فجایعی که در دیگر نقاط وستروس جریان دارد، در امان است. همانطور که پس از ناپدید شدن اگان دوم از کینگزلندینگ، بخش بزرگی از سرگذشت او در کتاب روایت نمیشود، دوران حضور رینا در دره نیز تقریبن بدون پرداخت باقی میماند.
پس از پایان جنگ و نابودی تقریبن تمام اژدهایان، رینا راهی کینگزلندینگ میشود تا جایگاه خود را بهعنوان شاهزادهای از خاندان تارگرین و یکی از اعضای مهم خط جانشینی بازپس گیرد.
اما او تنها بازنمیگردد؛ بلکه همراه خود شگفتی بزرگی میآورد: اژدهای کوچکی به رنگ صورتی به نام «مورنینگ».
رینا که هرگز اژدهایی نداشت، سرانجام به آرزویش میرسد؛ زیرا یکی از تخمهای اژدهایی که مسئول نگهداری از آنها بود، در دوران مراقبت او از تخم بیرون میآید.
«مورنینگ» نمادی از امید برای خاندان تارگرین پس از تمام ویرانیهایی است که این خاندان متحمل شده است. رینا و مورنینگ در دورهای از تاریخ وستروس که پس از رقص اژدهایان آغاز میشود، نقشی بسیار مهم ایفا میکنند.
به همین دلیل، حذف آنها از داستان تصمیمی بسیار عجیب خواهد بود؛ زیرا هر دو از مهمترین شخصیتهای مرحله پایانی این روایت به شمار میآیند.
در واقع، رینا تارگرین آخرین اژدهاسوار خاندان تارگرین پیش از ظهور دنریس طوفان زاد محسوب میشود.
خوشبختانه، به نظر نمیرسد خاندان اژدها قصد داشته باشد «مورنینگ» یا بازگشت رینا به کینگزلندینگ را حذف کند.
در عوض، به نظر میرسد سریال مسیر طولانیتر و غیرمستقیمی را برای رسیدن به همان نقطه انتخاب کرده است؛ مسیری که از دل خط داستانی نتلز عبور میکند.
سریال خاندان اژدها چگونه میتواند داستان نتلز و رینا را با یکدیگر ترکیب کند؟
در پایان فصل دوم خاندان اژدها، رینا تارگرین از مسیر داستانی خود در کتاب فاصله گرفت و برای یافتن شیپاستیلر در دره ارن، قدم به سرزمینی ناشناخته گذاشت.
در فصل سوم، نقش رینا بیش از پیش پررنگ شده است. او با شیپاستیلر، که بهتازگی پیوندش با او شکل گرفته، در نبرد گالت به کمک خانوادهاش میشتابد؛ اما ناخواسته باعث مرگ برادر ناتنیاش، جیسریس ولاریون، میشود.
در قسمت چهارم فصل سوم، دیمون تارگرین توسط کراکسیس متوجه میشود که رینا همراه اژدهایش در غاری در دره ارن مخفی شده است.
رینا از دیمون میخواهد به رینیرا دروغ بگوید و به ملکه اطلاع دهد که سوار شیپاستیلر کشته شده است.
دیمون میداند که انجام چنین کاری خیانت محسوب میشود، اما در نهایت برای محافظت از دخترش در برابر خشم همسرش، این درخواست را میپذیرد.
او در عوض، یک چوپان بیگناه را به قتل میرساند، سر او را آنقدر میسوزاند که دیگر قابل شناسایی نباشد و سپس آنرا نزد رینیرا میبرد و مدعی میشود که سوار شیپاستیلر از میان برداشته شده است.
در این مقطع، رینا همچنان در دره ارن مخفی شده است. لباسهای ژنده و موهای سوختهاش باعث شدهاند به سختی قابل شناسایی باشد. تنها لیدی جین ارن و دیمون از محل اختفای او اطلاع دارند.
در این شرایط، ناشناس ماندن بزرگترین سپر دفاعی ریناست.
با این حال، بعید به نظر میرسد که او تا پایان فصل به همین شکل منزوی باقی بماند.
حتا ممکن است زمانی فرا برسد که رینا عملن هویت «نتلز» را برای خود برگزیند و با پذیرفتن این نام مستعار، خود را فردی بینامونشان معرفی کند تا بتواند تا حد امکان از چشم دیگران پنهان بماند.
چه سریال رسمن او را «نتلز» بنامد و چه چنین کاری نکند، به گمان رینا در نهایت همان خط داستانی اصلی نتلز در کتاب را بر عهده خواهد گرفت؛ یعنی همراه دیمون در ریورلندز به شکار ایموند خواهد پرداخت.
شاید دیمون برای مقابله با ویگار، که اژدهایی فوقالعاده قدرتمند است، از رینا کمک بخواهد.
شاید هم آن دو دوباره با یکدیگر آشتی کنند و دیمون تصمیم بگیرد به دخترش کمک کند تا کنترل بهتری بر شیپاستیلر وحشی به دست آورد.
احتمالن مجموعهای از این انگیزهها باعث خواهد شد که دیمون و رینا در ادامه فصل چهارم زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کنند.
بخش پایانی این مقاله مواردی را بیان میکند که از نظر مترجم کمی عجیب بوده. لذا بدین وسیله اعلام میکنم که این متن، فقط ترجمه شده از متن اصلی است و نظر مترجم در آن دخیل نیست.
سریال خاندان اژدها از همین حالا زمینه را برای اوج گرفتن شک و بدگمانی رینیرا در این خط داستانی فراهم کرده است؛ زیرا دیمون درباره کشته شدن سوار شیپاستیلر به او دروغ گفته است.
در کتاب، این شک باعث میشود رینیرا بهتدریج از کسانی که به او خدمت میکنند فاصله بگیرد و آنها را از خود براند. اما در سریال، دیمون با دروغی که گفته، دلیل کاملن موجهی به رینیرا داده است تا دیگر نتواند به او اعتماد کند.
دیر یا زود، این دروغ آشکار خواهد شد و رینیرا از سوار شیپاستیلر خواهد خواست که پاسخگوی اعمالش باشد.
از آنجا به بعد، جدایی دیمون از «نتلز» یا شاید همان رینا، البته اگر این نظریه درست باشد، میتواند تقریبن همانند کتاب پیش رود و دیمون را به سوی نبرد سرنوشتسازش در «چشم خدایان» هدایت کند.
این میتواند مقدمهای ایدهآل باشد تا رینا همراه شیپاستیلر برای همیشه از صحنه خارج شود… اما سپس بینندگان متوجه شوند که او راهی برای گسستن پیوند خود با شیپاستیلر پیدا کرده و اژدها را دوباره به زندگی آزاد و وحشیانهاش بازگردانده است!!!
پس از آن، رینا میتواند بار دیگر در دره ارن ظاهر شود؛ جایی که کاملن آماده است تا دوباره مسیر داستانی اصلی خود در کتاب را از سر بگیرد.
اگر رینا، پس از تمام فداکاریها و رنجهایی که متحمل شده، با تولد یک بچه اژدهای تازه و شکلگیری پیوندی جدید با آن غافلگیر شود، این میتواند یکی از زیباترین لحظات سریال باشد؛ لحظهای که نشان میدهد «مورنینگ» در تاریکترین روزهای خاندان تارگرین، نماد امیدی تازه است.
در این صورت، رینا همچنان میتواند راهی کینگزلندینگ شود و همان نقش محوری خود را در وقایع پایانی داستان ایفا کند؛ با این تفاوت که تجربههایش در کنار شیپاستیلر، او را به شخصیتی بسیار پختهتر و دگرگون شده تبدیل کرده است.
فارغ از اینکه خاندان اژدها تا چه اندازه از خطوط داستانی نتلز و رینا برای خلق این نسخه جدید از شخصیت استفاده کند، اکنون روشن شده است که سریال خود را در موقعیتی قرار داده که بتواند حتا هر دو روایت را، هر زمان که لازم بداند، در کنار یکدیگر به کار بگیرد.
شاید این مجموعه هرگز نتلزی کاملن وفادار به کتاب را به تصویر نکشد، اما در عوض، رینا تارگرین به شخصیتی منحصربهفرد تبدیل شده است؛ شخصیتی که نقش او در داستان، به همان اندازه جذاب و ارزشمند به نظر میرسد.
باید منتظر ماند و دید این روایت چگونه ادامه پیدا میکند.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش



