
یکی از مهمترین نقاط قوت فصل سوم خاندان اژدها، تمرکز آن بر واکنش مردم عادی نسبت به حکومت رینیرا تارگرین است؛ فصل سوم خاندان اژدها تاکنون عمدتاً بر چالشها و مشکلات رینیرا تارگرین در مقام ملکه هفت پادشاهی تمرکز داشته است. از قسمت دوم فصل با عنوان «قدمگاه ملکه» که او تخت آهنین را تصاحب کرد تا کنون، بخش بزرگی از داستان به دشواریهایی پرداخته که او پس از رسیدن به هدفش با آنها روبهرو شده است. عنصری که بسیاری از طرفداران آن را یادآور فصول ابتدایی بازی تاج و تخت میدانند.
تماشای اینکه رینیرا با همان مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند که شخصیتهای فصول ابتدایی بازی تاج و تخت با آن مواجه بودند، برای طرفداران قدیمی بسیار خوشایند است.
رنیرا تارگرین در برابر افکار عمومی
با وجود اینکه رینیرا تلاش کرده بهعنوان ملکهای عادل حکومت کند، تصمیمات او از جمله افزایش مالیاتها و مصادره اموال برخی خاندانهای ثروتمند، باعث نارضایتی مردم و اشراف شده است. همین موضوع باعث شد دشمنان قدرتمندی پیدا کند؛ دشمنانی که میتوانند مردم تحت فرمان خود را علیه او تحریک کنند.
در طول فصل نیز نشانههای این نارضایتی بهوضوح دیده میشود؛ از شعارنویسیهای ضد رینیرا در خیابانهای کینگز لندینگ گرفته تا مخالفت های سپتون اعظم با حکومت او؛ این تنشها در قسمت پنجم به اوج خود میرسد؛ جایی که تعدادی از اعضای گارد ردا طلائیها به قتل میرسند و اجساد مثلهشده آنها زیر جمله «ضیافتی برای خائنان» به نمایش گذاشته میشود.
این پرداخت به افکار عمومی یادآور فصلهای ابتدایی سریال بازی تاج و تخت است؛ یکی از تأثیرگذارترین صحنههای سریال در فصل دوم رخ میدهد؛ زمانی که میرسلا باراتیون برای ازدواج به دورن فرستاده میشود و خانواده سلطنتی برای بدرقه او حاضر میشوند.
این مراسم خیلی زود به شورشی خشونتآمیز علیه شاه جافری براثیون تبدیل میشود؛ پادشاهی که مردم از ظلم و خودخواهی او به ستوه آمدهاند. این صحنه بهخوبی نشان میداد که تصمیمات و رفتارهای جافری چگونه زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده است. تا پیش از آن، مخاطب بیشتر ظلم او را از نگاه شخصیتهای اصلی میدید، اما این اتفاق نشان داد که جنایتهای او چه پیامدهایی برای کل وستروس داشته است و همین موضوع جهان داستان را واقعیتر و گستردهتر جلوه میداد.
ویژگیای که بهمرور از بین رفت
اما در فصلهای پایانی سریال، نقش مردم عادی بهتدریج کمرنگتر شد. شاید آخرین باری که آنها نقشی جدی در داستان داشتند، فصل پنجم بود؛ زمانی که مردم تامن براثیون را با فریادهای «حرامزاده» و «نامشروع» تحقیر میکردند، دنریس تارگرین با شورش پسران هارپی در میرین روبهرو بود و همچنین راهپیمایی شرم سرسی لنیستر که با توهین و تمسخر مردم شهر همراه بود. اما پس از آن، مردم تقریباً به پسزمینه داستان تبدیل شدند و دیگر نقش مهمی در روایت نداشتند؛ شاید تنها استثنا، نابودی کینگز لندینگ به دست دنریس در پایان سریال باشد که هزاران غیرنظامی قربانی آن شدند.
به همین دلیل، پرداخت فصل سوم سریال خاندان اژدها به تأثیر افکار عمومی بر حکومت رینیرا، از دید بسیاری از طرفداران، یکی از ویژگیهایی است که این سریال را بار دیگر به حالوهوای بهترین سالهای بازی تاج و تخت نزدیک کرده است.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش